چکیده

منطقه ” استراتژیک زاگرس ” مسیر توسعه را به ناپایداری گذرانده و در حوزه مدیریت مخاطرات محیط زیست نیز شاهد غفلت های بی شماری بوده است؛منطقه ای که امروز همگان به اهمیت و جایگاه راهبردی آن در مبحث مهمی همچون حفاظت از چرخه آب و غذا آگاه اند.در این بین و با در نظر گرفتن شرایط خاص اقلیمی که بر کشور حاکم است،حفاظت از داشته های طبیعی زاگرس امری ضروری و حیاتی است که برای نگهداشت آن برنامه ریزی اصولی و خردمندانه به شدت احساس می شود.این در حالی است که در سالهای اخیر برنامه های حفاظت از جنگلها و مراتع زاگرس آنچنان که شایسته است پیگیری نشده تا امروز ما شاهد عمیق شدن بحران در این منطقه باشیم؛از سوی دیگر برخی اظهارت غیر کارشناسی نیز بر حل اصولی بحران حاکم بر جنگلهای بلوط سایه انداخته که خود می تواند بحرانی جدید در این منطقه به شمار آید.

کلمات کلیدی:

توسعه پایدار،منطقه زاگرس،منابع نفتی

مقدمه:

چارچوب های کلان توسعه پایدار

نخستین پرسشی که مطرح می شود این است که توسعه پایدار چیست ؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت که توسعه پایدار مجموعه ای است کلان که در آن خواسته های کلیه سرمایه های اقتصادی به صورت یک جا مورد ارزیابی قرار می گیرد و تراز می شود. تفاوتی که این تعریف با دیدگاهسنّتیتوسعه دارد در تعریفی است که برای سرمایه های اقتصادی ارائه می شود. در دیدگاه های سنتی تنها سرمایه های مادی در کنار نیروی کار ملاک ارزیابی قرار می گیرد، در حالی که در توسعه پایدار سه نوع سرمایه انسانی، طبیعی و مادی مبنا قرار می گیرد. در تحلیل دقیق تر می توان گفت که وجه تمایز هواداران توسعه پایدار با سایر گروه های اقتصادی در دو موضوع خلاصه می شود:

یکم : ماهیت منظور نمودن محیط زیست در ارزیابی های اقتصادی، و

دوم : ماهیت انتخاب فرضیه های منطقی برای ارزیابی های مختلف. در عمل به نظر می رسد که بیشتر کسانی که درباره توسعه پایدار صحبت می کنند، مورد نخست را مدنظر دارند، در حالی که مورد دوم دست کم به اندازه مورد یکم اهمیت دارد.

در پایداری به مفهوم اکید، نقش انسان و سهم بری نیروی انسانی از مجموعه سرمایه های اقتصادی و طبیعی مطرح می شود. مفهوم اخیر از پایداری در تحقیق حاضر مبنا قرار گرفته است. [۵]