اهداف مقاله:

بررسی زبان لکی وآشنا کردن زبان شناسان با این زبان، که یکی ازشاخه های زبان پارسی میانه است،هدف اصلی این مقاله می باشـد. و درآن از زوایـای گونـاگون و بـا مراجعه به منابع معتبر زبان شناسی، مطالب دقیق،گزارش وپردازش شده و نمونه هایی از واژه های این زبان برای بررسی زبان شناسان وصاحب نظران با معـادل آن هـا در زبـان پهلوی و اوستایی ذکر شده است. امید که مقبول افتد و در نظر آید.

مقدمه:

طبیعت نظام مند است، تا مدت ها پیش بر اساس اصل بود.اما حالا بر اساس نظـام وسامانه است.بشر موجودی تمام عیار، مغز او عالی ترین پدیده اسـت. پـس پیشـاپیش زبان هم دارای نظم است. زبان به عنوان نظامی از نشانه هـا و قراردادهـای اجتمـاعی ، پدیده ای یکپارچه وهماهنگ است که از ابتدای پیدایش تا امروز در مسیر رشد وکمـال بوده است. به طورکلّی، اولین هدف زبان شناسی در ایران، این بود که به زبان فارسی و زبان شناسی زبان فارسی خدمت کند.

در این مقاله به ارزشاهمیوت زبان ها وگویش های مختلف ایران وبهره گیری پیوسـته ازآن ها اشاره شده است. فرهنگ ها وگویش یها بومی ومتنوع که می تواننـد مـا را در زایش زبان و واژگان جدید و نو،کمک ویاری نمایند.

۲

مردمان ما اگر خود بر پایه ی سرشت زبان واژه ای را بیابند یا بسازند، آن واژه می تواند بهترین و برازنده ترین واژه باشد. بدان سان که در پاره ای از پیشه ها می بینیم که مـردم واژه هایی را پدید آورده اند که از دید زبان شناسی بهترین نمونه می تواند بود. از ایـن نمونه ها می توان به واژه هایی که تعمیرکاران خودرو ساخته اند اشاره کرد: مانند سـگ دست و سیبک ،که واژه هایی بسیار رسا و روشن هستند و کاربرد همگانی یافته اند.

فردیناند دوسوسور که بررسی علمی زبان را بر پایه ی اصـول نـوین بنیـان نهـاده، مـی گوید: زبان نظامی از نشانه هاست که بیانگر مفاهیم است و بنابراین با نظام هـای دیگـر قابل مقایسه می باشد.(نظریه های نقدادبی معاصر،مهیار علوی مقـدم ،ص.(۱۶۹ همـین سخن خود بیانگر این است که زبان ها وگویش های گوناگون در ارتباط با هم هستند.
دکترکزازی درمقاله ای با اشاره به این که “ایران بهشت زبان شناسی تاریخی اسـت” مـی گوید:»ایران و زبان های رایج درآن دارای غنی ترین گنجینه های زبانی و واژگـانی مـی باشد. به گونه ای که هر کدام از زبان هایی که در گوشه وکنار ایـران داریـم، بـه دوره هایی از تاریخ ایران باز می گردند، که واژه های بسیارگوناگون و پرمایه ای دارندکه مـا می توانیم از آن ها بهره ی بسیار ببریم).«جلال الدین کزازی،کتاب ماه،شماره.(۷۱۰

متن اصلی مقاله:

زبان لکی که موضوع مقاله می باشد، از زبان های شمال غربی ایران (شاخه ای از زبان پارسی میانه) می باشد،که قدمتی بیش از چند هزار سال دارد. زیرا اکثر واژه های آن، در زبان اوستایی وپهلوی آمده اند. نگارنده نیز در نشست هـای دانشـگاهی چـه بـه صـورت دانشجو وچه به صورت مدرس درکلاس های زبان شناسیاز، نزدیـک شـاهد اهمیـت وقدمت این زبان بوده است، واستادان زبان شناس – همانند جناب آقـای دکترمنشـی زاده در

دانشگاه شهید بهشتی- در تدریس واژه های پهلوی بارها از واژه های رایج در زبان لکـی استفاده نموده اند.

قوم بیشلک از اقوام کُرد و لُر توانسته است فرهنگ وتمدن خود را از گزنـد حـوادث وتأثیر دیگر فرهنگ ها حفظ ونگهداری کندواهمی.ت فرهنـگ و زبـان لکـی در همـین

۳

نهفته است.دیگر این که قوم لک به واسطه ی محصور بودن در میان کوه های زاگـرس، وعدم ارتباط با دیگر اقوام،طی قرن های طولانی ، زبانشان از تأثیرپذیری دیگر زبان هـا مصون مانده و به همان شکل اولیه و دست نخورده بـاقی مانـده اسـت.( دلفـان درگـذر

تاریخ،ص.(۱۶

رابینو از علمای جامعه شناس، لک ها را خالص ترین قبایل ایرانی مـی دانـد و دانیلـو، محقّق روسی نیز این امر را تأیید می کند وبرآن پای می فشارد.(همان،ص.(۵

حسن پیرنیا در کتاب تاریخ ایران باستان آورده است: کاسی ها بعدها به جنوب رفته وبـین خوزستان وکردستان برقرار شده اند، واین دقیقاً جایی است که در کنار رود سـیمره همـین

الآن لک ها در آن جا ساکن اند.(همان ص.(۳۵

ولادیمیر مینورسکی در کتاب “رساله ی لرستان وکردها” در خصـوص ریشـه ی نـژادی وتاریخ لک ها می نویسد:کریمخان» زند اصلاً لک بوده است.بومیان)« دره مهرگان،ص.(۳۵ نکته ی مهم قابل ذکر این که، در زبان لکی حروفی چون ( پ،چ،ژ،گ) بسیار مورد استفاده قرار می گیرد، که خود نشان دهنده ی این است که لکی نه تنها از زبان عربی تأثیر نپذیرفته ،بلکه نسبت به سایر زبان ها وگویش های رایج در ایران، تأثیرپذیری بسـیار کمـی از زبـان های بیگانه دارد.

درکتاب وزن شعر فارسی، دکتر خانلری جمله ای از کتاب درخت آسوریک را نقل کرده که همان جمله عیناً به همان بیان و همان معنی درلکی بسیار رایج است و آن جمله این است: اَژ »من کریند« یعنی: (فلان چیزرا) از من می سازند.( وزن شعر فارسی،ص.(۵۱

دیگر این که دکتر خانلری درکتاب تاریخ زبان فارسی پایان جلد دوم ، افعالی را ذکر کـرده وآن ها را افعال مهجور ومتروک نامیده که در فرهنگ ها برای آن ها شاهد مثالی ذکر نشـده است، درصورتی که این واژه ها وافعال در زبان لکی بسیارپرکاربرد هستند و در ساخت هـا و زمان های گوناگون به کار می روند. وآن واژه ها از این قرارند:

رکیدن، سولیدن، شریدن، گالیدن، لوغانیدن(لوغیدن) تاریخ زبان فارسی،ج۲ ، ص .۴۰۲

امروزه بسیاری از واژه های بیگانه در زبان فارسی محاوره به دلیل نداشتن معادل فارسی ویا بی توجهی، رایج ومعمول شده است. در حالی که این ضعف در زبان لکی وجـود نداشـته ولک زبان ها به طور خودجوش برای بسیاری از واژه های بیگانه معادل لکی وضع کرده اند. که از میان آن ها می توان به واژه ی پستانک که در لکی پ»تی میژ« یعنـی( خـالی مکیـدن) اشاره کرد.

بسیاری از واژه های لکی معادل فارسی ندارد که از آن میان به دو نمونه اشاره می کنیم: وِرنسک: حالتی شبیه به سکسکه که در پایان گریه به انسان وبه ویژه کودک دست می دهد.

لامیژبه: بچه انسان یا حیوان کـه از غیـ ر مـادرش، شـیر بخـورد و تغذیـه کند، گفتـه مـی شود.(همان .(۴۹

نکته ای دیگر در همین رابطـه ایـن کـه، در زبـان فارسـی بـرای نـام گـذاری چارپایـان وستوران،چند واژه محدود داریم.مثل: بز،گوسفند ،گاو و… . اما در زبان لکـی بـرای هـر کدام از این موارد چن دین معادل وجود دارد. در هر سال و برای هر جنس و نوع ثّجه ی آن ها معادلی وجود دارد که بسیار به جا وپر معنا به کار می رود.

برای نمونه، در زبان فارسی برای انواع حالت های باریدن باران یا برف ، مانند باران آهسته ، باران تند وشدید، باران همراه با باد، باران همراه با برف و… فقط گفته می شود که باران می بارد. اما در زبان لکی برای هر کدام از این حالات اسم مخصوص به خود به کار مـی رود، که بسیارجامع ومانع هستند.ازقبیل: واران–وشت–رِفت– توفواو– روشَپ– شَپه توتان- و…

دریکی از نشریات نیز جناب آقایدکتر کزازی به همین موضوع به طور مفصل پرداختـه و در پایان بر استفاده از این واژه های ایرانی برای غنا بخشیدن به زبان فارسـی بسـیار تأکیـد وسفارش نموده اند.(نشریه کتاب ماه،شماره .(۷۱۰

در ادامه ی بحث به ویژگی های خاص ومنحصر به فرد زبان لکی می پردازیم.

۵

ویژگی های ممتاز زبان لکی:

– در زبان های ایرانی باستان گروه های صامت،یعنی اجتمـاع دو صـامت در آغـاز کلمـه وجود داشته است. در زبان فارسی دری، دو صامت در آغاز کلمه قـرار نمـی گیرد.(تـاریخ زبان فارسی،ج۱،ص.(۳۵۱ نکته ی مهمی که در این جا باید بدان اشاره نمایم این است که در زبان لکی اجتماع دو صامت در آغاز کلمه وجود دارد. وبا این اجتماع، تلفظ واژه نیز بـه سهولت صورت می گیرد و به هیچ وجه تنافر و دشواری در تلفظ را به دنبال ندارد. در زیر به یک نمونه اشاره می شود: