زراعت برنج در استان گیلان

مقدمه
برنج از بهترين غلات غذايي اصلي مردم ايران و اكثر مردم آسيا بعد از گندم است و در رديف محصولاتي است كه از اهميت خاصي برخوردار است. كشت آن در ۵ قاره و دربيش از ۴۰ كشور جهان در نيمكره شمالي از خط استوا تا مجارستان و نيم كره جنوبي از استوا تا استراليا معمول مي باشد . در سطحي معادل ۱/۱۴۸ ميليون هكتار با توليدي برابر ۳/۴۹۱ ميليون تن بالغ مي گردد كه بازدهي آن درهكتار بطور متوسط ۳/۳ تن مي باشد . (۱) ( ره آورد كيل ، مهندس علي رضا فائق ) ( دكتر محمد علي فائق ۱۳۷۴ )

با توجه به وسعت كشت ايرام كه حدود ۱۶۵۰۰۰۰۰۰ هكتار مي باشد ، ۱۶ ميليون هكتار آن را زمين هاي زراعي تشكيل مي دهد كه از اين مقدار ۹/۱۰ آن يعني حدود ۱۱ ميليون هكتار زير كشت قرار دارند و بقيه به صورت آيش هستند . با توجه به اينكه برنج در بين كليه محصولات زراعي بالاترين ارزش ناخالصي را داراست و همچنين درآمد بيشتري نسبت به ساير محصولات دارد لذا كشاورزان به زراعت اين محصول رو مي آورند و در مناطقي مانند استان گيلان و مازندران كه شرايط اقليمي و اكولوژيكي مناسب براي كشت برنج مي باشد رواج بيشتري يافته است .
بر اساس آمار ارائه شده در سالهاي ۱۳۴۱ تا ۱۳۶۹ در هر ثانيه ۳۰۰ متر مربع از سطح جنگلي و حدود ۴۰۰ متر مربع از سطح مراتع كاسته و تخريب مي گرديد كه اين موضوع تا حدودي متاثر از تبديل اراضي به كشت برنج مي باشد . اين درصد تخريب اراضي به صورت جدولي در زير نشان داده شده است .
رديف موضوع سال ۱۳۴۱
(مليون هكتار ) سال ۱۳۶۹
(ميليون هكتار) كاهش
( ميليون هكتار ) افزايش
( ميليون هكتار ) درصد تخريب
(در سال ۱۳۴۱)

۱ سطح كل جنگلهاي كشور ۱۸ ۱۲ ۶ – ۳۳%
۲ سطح كل مراتع كشور ۹۰ ۵۰ ۴۰ – ۴/۴۴%
۳ سطح كل جنگلهاي شمال كشور ۶/۳ ۹۱/۱ ۶۹/۱ – ۹/۴۶%
۴ سطح كل كويرها و اراضي بياباني ۱۲ ۱۵ – ۳ ۲۵%

اين عوامل باعث شد تا سطح زير كشت برنج افزايش يافته و از ۳۸۰ هزار هكتار در سال ۱۳۵۰ به ۶۲۰ هزار هكتار در سال ۱۳۷۰ و همچنين ميزان توليد برنج شلتوك از ۱۰۴۵ هزار تن در سال ۱۳۵۰ به ۲۵۰۰ هزار تن در سال ۱۳۷۰ برسد . مشاهده مي شود كه اين روند توليد افزايش چشمگيري داشته است . (۲)

 

تاريخچه برنج در جهان
در حال حاضر حدود ۹۰% برنج دنيا در چين ، هندوستان ، ژاپن ، كره ، جنوب شرقي آسيا و جزاير اقيانوس آرام كشت مي شود ؛ در خارج از آسيا كشورهاي برزيل و ايالات متحده با توليد ۵/۰ درصد از برنج مصرفي جهان بيشترين مقدار توليد را دارند . (۲)
كشت برنج در جهان سابقه بسيار طولاني دارد و بدرستي نمي توان قدمت آن را مشخص كرد . انستيتو بين المللي تحقيقات برنج I.R.R.I در فيليپين مبداء كشت برنج را ابر قاره قديم بنام گندوانا (Gondwana ) دانسته كه پس از شكسته شدن و تجزيه شدن به قاره هاي آفريقا ، قطب جنوب ، استراليا ، مالاگاسي ، آمريكاي جنوبي و جنوب شرقي آسيا موجب توزيع مشخص جغرافيايي گونه هاي برنج ORYZA گرديد .
طبق بررسي هاي بعمل آمده مشخص شده مبدإ پيدايش اولين برنج قاره آسيا و كشور هندوستان بوده بطوري كه در بيشتر نسخه هاي قديمي هند ، برنج مظهر بركت و لطف خدايان آمده است حدود ۵۰۰۰ سال قبل از ميلاد برنج به شرق چين ، شمال هند بصورت ديم كشت مي شده است كه به تدريج ارقام آبي آن بوجود آمده و از هندوستان به ساير نواحي مستعد آسيا مانند ژاپن برده شد . اولين طبقه كشت برنج در آفريقا ، نيجريه مركزي و توسط اعراب به مصر و مراكش و سپس به اسپانيا برده شده و از طريق كشور اخير به ساير كشورهاي اروپا منتقل گرديده و در قرن ۱۵ در شمال ايتاليا كشت مي شد .
قديمي ترين گونه Indica به ۷۰۰۰ سال بيش برمي گردد كه در شرق چين و شمال هند پيدا شده است . در حفاريهاي باستان شناسي در تايلند قدمت آن به ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح مي رسد . توزيع اين گونه در خاور ميانه حدود ۱۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح آغاز شده و انواع برنج‌ آفريقايي هرگز نتوانسته اهميت اقتصادي برنج آسيائي را پبدا نمايد . (۱)

واژه برنج
نام عمومي : Rice
نام علمي : Oryza Sativa

نام برنج از زبان هندي گرفته شده است كه به آن اريسي (Arisi )
مي گويند . در زبان انگليسي Rice گفته مي شود كه همان نام عمومي برنج است و در زبان فرانسه Riz ، ايتاليا Rizo ، روسي Ris‌ و در زبان آلماني به برنج Ries مي گويند .
در استان گيلان به برنج ( بج ) (Bej ) به خوشه آن ( روزه ) (VORZE ) و به شلتوك آن جو مي گويند . كلمه شلتوك از كلمه هندي چلتو (Chalte ) گرفته شده است . در زبان انگليسي به شلتوك ( دانه برنج همراه با پوست آن ) Rice Paddy گفته مي شود . (۲)
در استان گيلان همچنين به مزرعه برنج ( بيجار ) گفته ؛ به نشاء برنج (تم) (Tome) و به خزانه برنج ( تمبيجار ) (Tomebijar ) گفته مي شود و به مقدار شلتوكي كه براي تهيه خزانه سال بعد در نظر گرفته مي شود . ( تخم جو ) (Tochmejoo) گفته مي شود . در استان گيلان ساقه برنج كه (اشكل ) (Ashkel ) نام دارد سوزانده مي شود و در سطح خزانه بعنوان يك ماده تقويت كننده خاك ريخته مي شود . از پوست دانه برنج كه در مناطق شمال كشور آن را ( سپوس ) (Sopos ) مي نامند براي تقويت مزارع باغات و خوراك دام و طيور استفاده مي شود . (۱)

 

مناطق مهم توليد برنج در ايران
بيشترين توليد برنج در ايران در استان گيلان و مازندران است . بغير از اين دو استان در استانهاي خوزستان ، فارس ، اصفهان ، خراسان ، زنجان ، سيستان و بلوچستان ، كردستان ، كرمانشاه ، آذربايجان شرقي و غربي نيز كشت برنج متداول است .مهمترين مناطق توليد كننده برنج در استان گيلان عبارتند از : آستارا ، طالش ، بندر انزلي ، فومن ، زيبا كنار ، رضوان شهر ، خمام ، لشت ، نشاء ، هشتپر ، لومان ، كوچصفهان ، صومعه سرا ، آستانه اشرفيه ، رودبار ، رودسر ، رشت ، سياهكل ، لاهيجان و لنگرود شرايط اقليمي مناسب براي شاليزار .
برنج گياهي است ويژه كه در مناطق گرم و باتلاقي و كلاً گياهي است نيمه گرمسيري . اين گياه در طول دوره رشد به آب فراوان نياز دارد كه به حدود ۳۰۰۰۰ متر مكعب در هكتار است . بنابراين بايد در مناطقي كه بارندگي در آن به اندازه كافي وجود داشته باشد كشت شود . در مناطقي كه بارندگي آنها حدود ۱۰۰۰ ميلي متر باشد كشت برنج امكان پذير بوده و محصول خوبي بدست مي آيد . چنانچه بارندگي از اين مقدار كمتر باشد رشد برنج دچار اختلال خواهد شد . وجود سرما نيز باعث توقف رشد برنج خواهد شد و توليد محصول را پايين مي آورد . متوسط دماي مورد نياز برنج حدود ۳۳ درجه سانتي گراد است كه اين رقم در مورد ارقام زودرس كمتر و در مورد اقلام ديررس بيشتر است و ممكن است به ۴۰ درجه سانتي گراد و يا حتي بيشتر نيز برسد . ميانگين دماي محيط كشت برنج بايد بين ۲۲ تا ۳۰ درجه سانتي گراد باشد . هرگاه دماي محيط از ۱۳ درجه سانتي گراد پايين تر آيد برنج با سرما روبرو مي شود . همچنين هر گاه دماي محيط از ۴۰ درجه سانتي گراد بيشتر شود باعث اختلال در رشد ريشه خواهد شد و گياه را از بين مي برد .

ارقام اصلاح شده برنج

در ايران فعاليتهاي پژوهشي بر روي برنج عملاً از سال ۱۳۳۶ در بنگاه كشاورزي لاهيجان و سپس در ايستگاههاي تحقيقاتي برنج رشت در سال ۱۳۳۸ و آمل در سال ۱۳۴۲ آغاز شد و بعد از آن به ۱۴ استان ديگر گسترش يافت و در ارقام خارجي از سال ۱۳۳۶ در اين بنگاه شروع گرديد و در اين مدت برنج هاي زير در لاهيجان وارد شد : دو رقم برنج آمريكائي كه داراي ميزان توليد محصول ۴ تا ۵/۵ تن در هكتار بود .
در ايستگاه تحقيقاتي برنج رشت و ساري (۱۳۳۹ – ۱۳۳۸ ) ارقام خارجي زير وارد شد : ۷ رقم برنج ايتاليايي ، ۲ رقم برنج هندي ، ۵ رقم برنج آمريكائي ، ۱۸ رقم برنج محلي .
در ادامه فعاليتهاي اصلاحي پس از بررسي هاي زياد در ايستگاه تحقيقات برنج رشت

دورگيري واريته هاي داخلي و خارجي برنج هاي زير بعنوان برنج هاي اصلاح شده توليد و معرفي مي گردد :
۱- گيل ۱ : در ادامه فعاليتهاي كراس بريدينگ ( مطالعات به نژادي از طريق تلاقي ) در ايستگاه برنج رشت از تركيب ارقام موسي ، طارم و آنستيكو بدست آمد . اين رقم در سال ۱۳۵۸ انتخاب و معرفي شده است .
۲- گيل ۲ : در مركز بررسي هاي برنج رشت از تركيب ارقام سالاري و
IR – ۴۹۸ بدست آمده است .
۳- گيل ۳ : اين رقم نيز در سال ۱۳۵۸ در ايستگاه برنج رشت بوسيله كراس بريدينگ از تركيب ارقام سالاري و IR – ۴۸۹ بدست آمده است .
۴- گيل ۴ : در مركز بررسي هاي رشت ارقام IR – ۲۸ بدست آمده است . اين رقم داراي عملكرد بيشتري نسبت به گيل ۱ ، گيل ۲ و گيل است . ارقام گيل ۱،۲،۳ و ۴ داراي ارتفاع بوته ۱۰۰ تا ۱۳۰ سانتي متر بود و ميانگين دوره رشد آنها ۱۳۰ روز مي باشد ، عملكرد آنها ۴ تا ۵ تن در هكتار است .
۵- هزار : در مركز بررسي برنج رشت از تركيب ارقام دم سياه ايراني و برنج فيليپيني تهيه شده است .
ساير ارقامي كه در مناطق مختلف استان گيلان كشت مي گردند ، عبارتند از: ۱) بينام : اين رقم داراي دانه هاي متوسط بوده و ميزان عملكرد آن ۴۲۵۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
۲) ۲۱۸ : داراي دانه هايي با طول متوسط و عملكرد آن ۴۵۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
۳) سپيدرود : داراي دانه هاي بلند و مقدار محصول آن ۱۰۰۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد . اين رقم در سال ۱۳۵۶ از طريق كراس بريدينگ در ايستگاه برنج رشت معرفي گرديد .
۴) ۲۲۱ : اين رقم داراي دانه هايي با طول متوسط بوده و مقدار محصول آن ۸۲۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
خزر : در سال ۱۳۶۱ در ايستگاه تحقيقاتي برنج رشت مطالعات بهنژادي از طريق تلاقي منجر به انتخاب و معرفي ارقام خزر گرديد . اين رقم داراي دانه هاي بلند بوده و عملكرد آن ۷۸۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
ارقام خزر و سفيد رود از ارقام پرمحصول برنج هستند و هم اكنون در سطحي حدود ۶۰ هزار هكتار از شاليزارهاي گيلان كشت مي گردند .

۲۲۲ : اين رقم در ايستگاه تحقيقات برنج رشت تهيه گرديده كه داراي طول دانه متوسط و عملكرد ۸۵۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
سنگر جو : دانه هاي اين رقم بلند بوده و داراي عملكرد ۴۲۰۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد .
طارم : دانه هاي اين رقم كوتاه بوده و ميزان محصول آن ۵۰۰۰ كيلوگرم در هكتار است .
غريب : داراي دانه هاي كوتاه و عملكرد ۴۲۵۰ كيلوگرم در هكتار مي باشد . حسن سرا : دانه هاي اين رقم بلند بوده و ميزان محصول آن ۳۸۰۰ كيلوگرم در هكتار است .
رضا جو : دانه هاي اين رقم نيز بلند بوده و ميزان محصول آن ۳۷۰۰ كيلوگرم در هكتار است .
۴/۳ : دانه هاي اين رقم كوتاه بوده و عملكرد آن ۳۵۰۰ كيلوگرم در هكتار است . (۲)

شرايط اقليمي مناسب براي شاليزار
برنج را اصولاً محصول گرمسيري و نيمه گرمسيري بحساب مي آورند كه ويژه نواحي مرطوب استوايي در مناطق نسبتاً گرم و باتلاقي و يا معتدل است.(۱)
اين گياه در طول دوره رشد آب فراوان نياز دارد كه در حدود ۳۰۰۰۰ متر مكعب در هكتار است . بنابراين بايد در مناطقي كه بارندگي در آن به اندازه كافي وجود داشته باشد كشت شود . در مناطقي كه بارندگي آنها در حدود ۱۰۰۰ ميلي متر باشد كشت برنج امكان پذير بوده و محصول خوبي بدست مي آيد . وجود سرما نيز باعث توقف رشد برنج خواهد شد و توليد محصول را پايين مي آورد و متوسط دماي مورد نياز برنج حدود ۳۳ درجه سانتي گراد است كه اين رقم در مورد ارقام زودرس كمتر و در مورد ارقام ديررس بيشتر است و ممكن است به ۴۰ درجه سانتي گراد و يا حتي بيشتر نيز برسد .(۲)
بهترين درجه حرارت براي جوانه زدن بذر برنج ۳۰ درجه سانتي گراد
مي باشد . بذر در درجه حرارت پايين تر از ۱۰ درجه و بالاتر از ۴۰ درجه سانتي گراد جوانه نمي زند ، لذا براي جوانه زدن هيچكاه نبايد در جاي خنك و يا خيلي گرم گذاشته است . با توجه به مطالب گفته شده مي بايست بذور برنج را در آبي با درجه حرارت مناسب خيساند ( ۲۲- ۳۰ درجه سانتي گراد موجب تسريع در جذب آب و جوانه مي گردد ) ، تا بدين وسيله رشد جنين افزايش يافته و جوانه زدن يكنواخت صورت گيرد .(۳)
ميانگين دماي محيط كشت برنج بايد بين ۲۲-۳۰ درجه سانتي گراد باشد هرگاه دماي محيط از ۱۳ درجه سانتي كراد پايين تر آيد برنج با سرما روبرو مي شود . همچنين هرگاه دماي محيط از ۴۰ درجه سانتي گراد بيشتر شود باعث اختلال در رشد ريشه خواهد شد و گياه را از بين مي برد . دماي محيط كشت در طول دوره رشد همواره بايد متناسب با مراحل رشد گياه باشد . دماي مذكور بويژه در زمان گل دادن بايد مناسب و كافي باشد، زيرا در اين دوره گياه به حداكثر درجه حرارت نياز دارد . بهترين دما در اين زمان ۲۳ درجه سانتي گراد است . چنانچه در اين مرحله از رشد برنج

دماي محيط پيرامون بعللي پايين باشد و رطوبت هوا نيز بيش از اندازه طبيعي بالاتر از ۸۰ درصد باشد تلقيح بخوبي انجام شده و دانه تشكيل نخواهد شد ، بعبارت ديگر برنج پوك شده و در نتيجه ميزان توليد محصول به اندازه قابل ملاحظه اي پايين خواهد بود . بطور كلي رطوبت در محيط كشت برنج نبايد كمتر از ۴۰ درصد و بيشتر از ۹۰ درصد باشد .
برنج گياهي است ويژه كاشت در مناطق باتلاقي و بنابراين محيط كشت برنج هميشه بايد به صورت غرقاب باشد . با وجود اين در عمل تنفس اين گياه اختلالي بوجود نمي آيد زيرا برنج مي تواند از اكسيژن محلول در آب استفاده نموده و نياز تنفسي خود را برطرف نمايد . همچنين مي توان مقداري از اين اكسيژن را از طريق ساقه تامين نمايد .
بطور كلي دماي آب در روز بايد دو برابر شب يعني حدود ۳۱ درجه سانتي گراد باشد ، معذالك آب داخل كرنها را بايد در شب خارج نمود تا دماي خاك در شب كاهش يابد و مجدداً با وارد كردن آب خنك دما را كاهش داد . اين عمل مزيت مهمي دارد و آن اين است كه در نتيجه اين عمل تنفس گياه در شب كاهش يافته و از تجزيه مواد آلي توليد شده در روز جلوگيري بعمل مي آيد .
شدت نور نيز در رشد گياه برنج تاثير مهمي دارد. بطوري كه اين گياه براي انجام عمل تلقيح به شدت نور بالايي نياز دارد . ار تفاع از سطح دريا در رشد برنج تاثير زيادي نداشته و اين گياه را مي توان تا ارتفاع ۱۴۰۰ متري از سطح دريا نيز كشت نمود . شرايط اقليمي استانهاي گيلان و مازندران به دلايل زير براي كشت برنج مناسب مي باشند .
جدا شدن جلگه هاي پست خزر از فلات مركزي ايران توسط رشته كوههاي البرز سب ايجاد آب و هواي معتدل مديترانه اي با درصد رطوبت بالا در استان گيلان شده است . مجاورت استانهاي گيلان و مازندران با درياي خزر وجود توده هاي كوهستاني اورال باعث بوجود آمدن منطقه اي باران خيز شده است . مجموع شرايط حاصله باعث شده كه كشت برنج در اين مناطق موفقيت آميز باشد .( ميانگين دماي مناسب براي كشت برنج حدود ۲۴ درجه سانتي گراد است كه اين رقم در تابستان به۳۶ درجه سانتي گراد نيز مي رسد . )
ميزان بارندگي در استان گيلان اغلب بالاتر از ۸۰۰ ميلي متر است و اغلب ممكن است اين رقم به ۲۰۰۰ ميليمتر برسد كه اين مقدار مناسب براي كشت برنج است . اين استان از نظر رطوبت نيز براي كشت برنج مناسب مي باشد . رطوبت مناسب براي كاشت برنج ۷۰ تا ۸۰ درصد است . شرايط مذكور باعث شد تا كاشت برنج در شمال كشور رونق يافته و با موفقيت همراه باشد . البته گاهي اوقات نيز بارندگي مصادف با زمان تلقيح برنج بوده كه در اين صورت شديداً تاثير منفي روي توليد محصول خواهد داشت. همچنين گاهي اوقات نيز بارندگي هاي شديد و مداومي در زمان كشت برنج انجام مي گيرد كه سبب ورس محصول شده و برداشت آن را با مشكل روبرو مي سازد . (۲)

خاك شاليزرا
برنج معمولاً در خاكهايي كه بافت تشكيل دهنده آنها تا ۶۰% رس همراه با مواد آلي پوسيده باشد بهترين محصول را مي دهد . ولي به طور كلي بهترين خاك ارضي ليموني رسي بوده در زمين هاي شني نيز مورد كشت قرار مي گيرد ، فقط عامل محدود كننده آن موضوع آبياري است كه فراوان و كافي موجود باشد و ثانياً كود شيميايي و حيواني لازم به موقع به خاكهاي شني اضافه شده باشد .
PH مناسب براي رشد گياه برنج بين ۵/۵ تا ۵/۶ است ، ولي در PH هاي ۴ تا ۷ نيز گياه بخوبي

رشد نموده است . (۱)
برنج در خاكهاي اسيدي رشد مي كند كه عموماً داراي يون سولفات است . در زراعت برنج از انجام شخم هاي عميق بايد خودداري نمود ، زيرا اولاً : برنج داراي ريشه هاي سطحي بوده و حداكثر تا عمق ۲۵ سانتي متر نفوذ مي كند . ثانياً شخم هاي عميق با زير و رو كردن خاكها قسمت هاي زيرين خاك را كه داراي املاح است بالا آورده و در نتيجه باعث افزايش PH خاك مي گردد و اثرات سوء بر جذب عناصر مي گذارد .(۲)
خاكهاي شور براي كشت برنج مناسب نسيت ولي گياه در دوره هاي رشدي مختلف مقاومتهاي مختلفي در مقابل شوري دارد و به تدريج هر چه قدر از عمر گياه بگذرد باصطلاح پيرتر شده و مقاومت آن در مقابل شوري بيشتر مي شود . (۱)
وجود نمك در مرحله توليد پنجه مانع توليد آن شده و در نتيجه رشد آن متوقف مي شود . (۲)
قطر ذرات تشكيل دهنده اين نوع خاك زبر بوده و قطري كمتر از ۰۰۲/۰ ميلي متر دارد . به همين دليل نفوذ پذيري اين نوع خاك نسبت به آب كم بوده و اين خودعامل مهمي در غرقابي شدن زمين شاليزار است . چسبندگي بين ذرات اين خاكها بسيار زياد بوده و در صورت خشك شدن در آنها سله ايجاد مي شود . ( سله به شكافهاي كم و بيش عميق گفته مي شود كه ممكن است در اين نوع خاك بوجود آيد ).
خاك مذكور داراي پتاس ، منگنز ، آهن و فسفر مي باشد . چون برنج داراي ريشه هاي سطحي است لذا در اين خاك مي توان به راحتي رشد نمايد . مواد غذايي دراين خاك زياد جابجا نمي شود و از يك ثبات نسبي برخوردار است . رنگ خاك در مناطق مختلف با توجه به درصد مواد تشكيل دهنده آن متفاوت است . همچنين خاكهاي رسي وقتي كه در تابستان بعد از برداشت برنج خشك گردند با ايجاد سله مانع فرسايش خاك مي شدند .(۲)

اثرات اقتصادي مصرف كود در شاليزار
كود يكي از مهمترين عوامل توليد محصول برنج است . از سالهاي ۱۹۰۰ به بعد استفاده از كود باعث افزايش محصول گرديده است . كود قادر است به ميزان محصول برنج بيفزايد ولي اين افزايش محصول تابع عواملي از قبيل نحوه استفاده كود ، مقدار استفاده از كود ، شرايط اقليمي و شرايط اكولوژيكي خواهد بود . همانطور كه كود باعث بالا رفتن ميزان محصول مي شود ، ولي استفاده

بيش از حد توصيه شده و همچنين كاشت واريته هايي كه پاسخ مثبت به معرفي كود نمي دهند هر كدام از اين عوامل به ترتيب ۲۰ تا ۵۰ درصد و ۲۰ تا ۴۰ درصد مي تواند در كاهش محصول موثر باشند.
عواملي از قبيل دير كاشتن بذر ، نامساعد بودن واريته و نژاد گياه زراعي ، نامناسب بودن خاك در هنگام بذر كاري ، كمي بذر ، تاثير علفهاي هرز ، عدم تعادل كود ، گسترش و پخش نادرست آنها در زمانهاي نامناسب ، نامساعد بودن ويژگيهاي فيزيكي و شيميايي خاك ، خاكهاي آهكي و غيره مي توانند در كاهش بازدهي كودها موثر واقع شوند . لذا توجه به نكات فوق بسيار مهم و ضروري مي باشد تا باعث كاهش محصول برنج نگردد .
در زراعت آبي به هر هكتار حدود ۲۰۰ كيلوگرم كود مي دهند و مقدار محصول برنج تقريباً دو تن در هر هكتار است كه خيلي كمتر از مقدار محصول معادل ۲۰۰ كيلوگرم خواهد بود . يا به عبارت ساده تر با مصرف ۲۰۰ كيلوگرم كود در هر هكتار بايد عملكرد بيشتر باشد در حالي كه چنين نيست . با توجه به اين نكته اگر آمار وزارت كشاورزي درست باشد بنابراين نتيجه مي گيريم كه اين كاهش عملكرد بستگي به نحوه كود دادن و شرايط اقليمي و اكولوژيكي دارد .

با استفاده از برنامه ريزي هاي درست و آموزش كشاورزان در استفاده صحيح از كود را در نظر مي گيرند و اگر بنا باشد كه مصرف كود باعث كاهش محصول گردد مسلماً از استفاده كردن آن خودداري مي نمايند . پژوهشگران در بررسي هاي مختلف به اين نتيجه رسيده اند كه مي توان به ازاي هر كيلوگرم ازت ، فسفر و پتاس (N , P2O5 , K2O ) ، ۱۰ كيلوگرم محصول منظور داشت . بطور خلاصه مي توان نتيجه گيري كرد كه استفاده صحيح و درست از كود نه تنها باعث كاهش محصول نمي گردد ، بلكه به ميزان قابل توجهي نيز عملكرد برنج را افزايش مي دهد . (۲)

بررسي وضعيت كودهاي شيميايي در اراضي شاليكاري

( جهان ، ايران ، استان گيلان )
با تاوجه به آمار مصرف كود در اراضي شاليكاري در دنيا و عملكرد آن در واحد سطح مشخص مي باشد كه سهم پتاسيم در فرمولهاي كودي در اراضي شاليكاري دو استان گيلان و مازندران بسيار اندك و بعضاً صفر بوده (جدول ۱)

جدول ۱ – نسبت كود مصرفي و عملكرد هكتاري برنج در چند كشور جهان و ايران .
كشور سطح كشت برنج (هزار هتار) نسبت عناصر غذايي (كيلوگرم در هكتار) عملكرد برنج (كيلو در هكتار)
ازت
N فسفر
P2O5 پتاسيم
K2O جمع مواد غذايي مصرفي
مصر ۵۵۸ ۱۴۳ ۳۶ ۰ ۱۷۹ ۸۱۷۳
كره جنوبي ۱۱۰۳ ۱۷۰ ۷۰ ۸۰ ۳۲۰ ۶۱۷۹
اسپانيا ۵۴ ۱۷۸ ۵۶ ۴۶ ۲۸۰ ۵۹۴۵
ايتاليا ۱۶۲ ۱۱۹ ۸۸ ۷۲ ۲۷۹ ۵۵۵۸
ايران ۵۵۵ ۱۱۵ ۱۰۸ ۴ ۲۲۷ ۴۰۳۵
چين ۳۰۱۷۲ ۱۴۵ ۵۴ ۲۴ ۲۲۳ ۶۰۱۷
آمريكا ۱۳۵۸ ۱۴۷ ۱۷ ۲۱ ۱۸۴ ۶۲۷۵
مكزيك ۱۴۹ ۱۲۰ ۳۳ ۰ ۱۵۳ ۴۵۴۰

عليرغم نياز فراوان گياهان به پتاسيم به خصوص برنج با عملكرد بالا و برداشت پتاسيم فراوان توسط آن و تداوم بهره برداري از خاكها و عدم رايج بودن مصرف كودهاي پتاسيمي سبب تخليه پتاسيم خاكهاي زراعي شمال كشور از استان گيلان تا استان گلستان گرديده است . برسي ها نشان

داده كه خاكهاي استان گيلان و مازندران از نظر پتاسيم فقير مي باشند بطوريكه فقط ۱۵ درصد از خاكهاي اين دو استان متجاوز از ۲۰۰ ميلي گرم در كيلوگرم پتاسيم قابل دسترس داشته و بقيه يعني ( ۸۵ درصد ) كمتر از ۲۰۰ ميلي گرم در كيلوگرم دارند . (جدول ۲ )
جدول ۲ – وضعيت پتاسيم اراضي شاليكاري دو استان ( گيلان و مازندران )
پتاسيم ميلي گرم در كيلوگرم درصد اراضي سطح زير كشت دو استان ( هزار هكتار)
۱۰۰-۰ ۴۰ ۱۸۴
۲۰۰-۱۰۰ ۴۵ ۲۰۷
۲۰۰ ۱۵ ۶۹
جمع ۱۰۰ ۴۶۰

در گيلان و مازندران مجموعاً ۴۶۰ هزار هكتار اراضي شاليكاري وجود دارد . عليرغم اينكه حدوداً ۱۵ درصد از اين خاكها پتاسيم بالاتر از ۲۰۰ ميلي گرم در كيلوگرم دارند چنانچه حد بهراني پتاسيم را براي ارقام پرمحصول برنج ۲۵۰ ميلي گرم در كيلوگرم در نظر گرفته شود آمار ارائه شده در فوق موئد و نشان دهنده مشكلات ناشي از تخليه پتاسيم در شاليزارها مي باشد . بطور كلي آن قسمت از اراضي شمال كشور كه داراي پتاسيم در حد مطولب هستند شامل قسمت محدود از زمينهاي زراعي تحت كشت گندم و باغات ميوه هم چنين اراضي مجاور سفيد رود ( بدليل وجود رسوبات

آبرفتي كه داراي رسهاي غني از پتاسيم است ) ، هستند بطور كلي جهت رساندن ميزان پتاسيم به حد با توجه به برداشت گياهان از اين عناصر شستشو در اثر آبياري و نزولات و تثبيت توسط رسهاي ۲:۱ بيش از ۹۵ درصد اين اراضي نياز به مصرف كودهاي پتاسيمي دارند .(۴)
مصرف بيش از حد كودهاي فسفاته در اراضي شاليكاري باعث بهم خوردن تعادل عناصر غذاي و مانع ذب عناصر ريز مغذي بخصوص روي در اين اراضي گشته بطوري كه ۱/۶۷ درصد از اراضي استان گيلان داراي فسفر بالاتر از حد اپتيمم ( ۱۰ پي پي ام ) بوده ( حداقل ۲ و ۳ ) تقريباً دو سوم اين اراضي داراي فسفر قابل ملاحظه مي باشد و نياز به كودهاي فسفر نداشته و از طرفي مقدار نياز گياه برنج به فسفر در مقايسه با ازت و پتاسيم به مراتب پايين مي باشد . براي برداشت ۱۵ تن شلتوك ( كل وزن توام بوته و دانه ) متجاوز از ۱۵۰ كيلوگرم ازت – ۳۰ كيلوگرم فسفر – ۱۵۰ كيلو گرم ازت – ۳۰ كيلوگرم فسفر – ۱۵۰ كيلوگرم پتاسيم – ۱۵ كيلوگرم منيزيم – ۱۴ كيلوگرم گوگرد ، از خاك برداشت مي شود . در كود دهي ارارضي شاليكاري بخصوص براي فسفر و پتاسيم حتماً آزمايش خاك را بايد در نظر داشت و با توجه به نقش ريز مغزيها بخصوص ZN ( روي ) CU ( مس ) B‌ (بر) اهميت داده شود، زيرا يك تن برنج به ۶۷۵ كيلوگرم منگنز ، ۱۳۵ گرم آهن، ۴۰ گرم روي ، ۱۸ گرم مس ، ۱۵ گرم بر و ۲ گرم موليبدن نياز دارد . لذا با توجه به شرايط احيايي شاليزارها نيازي به عناصر آهن و منگنز وجود نداشته بلكه در برخي اراضي مسمويت اين عناصر عامل محدود كننده مي باشد ولي مصرف ساير عناصر ضرورت دارد. (۴) جدول ( ۳ )

جدول ۳ – وضعيت عناصر غذايي پتاسيم و فسفر در اراضي استان گيلان برابر نمونه برداري و آزمايش خاك
سال زراعي تعداد نمونه درصد پتاسيم K% درصد فسفر P%
>200PPM <200PPM >10PPM <10PPM
78-77 1518 9/13 1/86 3/62 7/37

۷۹-۷۸ ۱۰۰۹ ۳/۱۱ ۷/۸۸ ۶/۶۰ ۴/۳۹

با توجه به جدول ۵ وضعيت فسفر اراضي خاكي از مصرف بي رويه آن در سالهاي گذشته بوده كه در مقايسه با نمونه برداريهاي سال قبل ۲/۲ درصد كاهش يافته لذا ۶۰ درصد اراضي استان نياز به فسفر ندارد .
روند پتاسيم دراراضي استان به دليل عدم استفاده از كود پتاسيمي طي ساليان دراز ( ۴۰ سال ) تخليه شديد پتاسيم خاك ، حاكي از آن است كه ۸۵ تا ۴۵ درصد اراضي نياز به پتاسيم داشته و با توجه به اينكه اين تخليه ۶/۲ درصد افزايش را نشان مي دهد ، جهت ترميم ذخيره خاك و اشباع كلوئيدها و رساندن ميزان آن به حد اپتيمم بدليل تنوع خاكهاي استان كه عمدتاً بغير از اراضي

ساحلي داراي بافت سنگين بوده و رسهاي ۲:۱ غالب بوده بطوريكه داراي قدرت تثبيت بالائي از كودهاي پتاسيمي را دارا مي باشند ، نياز به استفاده بهينه و تداوم مصرف كودهاي پتاسه در اراضي استان ضروري
مي باشد و روند آن در سال زراعي ( ۷۷-۷۶ ) تا كنون بشرح جدول زير بوده است :
جدول ۴ – جدول توزيع كود در استان گيلان طي سالهاي (۷۹-۷۶) و نسبتهاي كودي .
نوع كود سال زراعي ازته فسفاته پتاسه ريزمغذيها ماكروكامل نسبت عناصر كودي

N P K ريزمغزيها
۷۷-۷۶ ۵۱۵۶۸ ۲۰۰۹۸ ۲۹۷۲ – – ۱۰۰ ۳۹ ۶ –
۷۸-۷۷ ۴۹۳۳۱ ۹۲۸۸ ۱۶۱۶۴ ۸/۱۷ – ۱۰۰ ۱۹ ۳۳ ۰۳/۰
۷۹-۷۸ ۵۲۰۰۰ ۱۱۰۸۰ ۱۱۹۹۴ ۶/۵۳ ۲۰۰۰ ۱۰۰ ۲۱ ۲۳ ۳/۰
۸۰-۷۹* ۵۷۰۰۰ ۷۰۰۰ ۳۰۰۰۰ ۲۰۸۸ ۱۰۰۰۰ ۱۰۰ ۱۲ ۵۳ ۶/۳
• مقادير كودهاي قيد شده براي سال ۵۰-۷۹ پيشنهادي مصرف بهينه كودهاي شيميايي در استان در سال آتي است .

سياستهاي تعديل مصرف بهينه كودهاي شيمايي استان گيلان در سال زراعي ۸۰-۷۹
در اجراي سياستهاي مصرف بهينه كودهاي شيميايي و مزارع و باغات كشور در جهت افزايش محصولات و افزايش كمي و كيفي محصولات و افزايش عملكرد در واحد سطح گنجاندن كودهاي ريز مغذي در فرمولهاي كودي برنامه هاي وسيعي در اين امر از سوي سازمان كشاورزي استان گيلان با همكاري موسسه تحقيقات خاك و آب انجام گرديده كه با توجه به آمار جدول شماره ۴ مي توان به موارد زير اشاره نمود :
۱- با توجه به اينكه در چهار دهه گذشته مصرف كرد دو استان منحصر به ازت و فسفر بوده بازنگري در اين امر انجام گرديده كه مصرف كودهاي پرمصرف بر اساس نياز گياه و محصول مورد نظر آزمون خاك انجام گردد.
۲- با توجه به بررسي هاي بعمل آمده دروضعيت عناصر غذايي ارضي استان گنجاندن پتاس و فرمولهاي كودي بعنوان يكي از ضروري ترين عناصر مورد نياز در راس برنامه هاي توصيه بهينه و متعادل سازي كودهاي شيميايي قرار گرفت .

۳- بدليل مصرف بي رويه فسفر و بالا بودن آن در اراضي سياست عدم مصرف و متعادل وسازي و كاهش ميزان آن در سطح اراضي استان بخصوص شاليزارها مورد توجه قرار گرفت . ( جدول ۵ توصيه كودهاي شيميايي براي محصولات استان ).
۴- با توجه به اينكه در شرايط فراهم بودن و متعادل سازي كودهاي ماكرو و نياز گياهان به عناصر ريز مغذي و شناسايي كمبودها و محدوديتها جهت ارتقاء كيفيت و كميت محصولات ضروري بوده و كودهاي ريز مغذي نيز در فرمول هاي كودي گنجانده شده است .

۵- به منظور جايگزيني مناسب كودهاي چند عنصري ( كامل ماكرو ، كامل ميكرو ) بجاي كودهاي تك عنصري و سهولت استفاده از اين كودها نيز در اراضي و باغات استان مد نظر گرفته است .
۶- با عنايت به جدول ۳ توزيع كود استان روند افزايش كودهاي پتاسه در طي چهار سال زراعي گذشته و همچنين كودهاي ريز مغذي و كاهش متعادل سازي كودهاي ازته و فسفره حاكي از آن مي باشد كه در وضعيت فعلي كليه نسبتهاي متناسب با نسبتهاي جه

اني كود و به نسبت (۵۳-۱۲-۱۰۰ ) رسانده شده است .(۴)
جدول ۵ – جدول توصيه عمومي كودها براي برنج
نوع محصول كودهاي پر مصرف كودهاي كم مصرف (ريزمغزيها) و ساير كودها
ازته فسغاته پتاسه سلوفات مس سولفات
روي سولفات
منيزيم اسيد
بوريك دولوميت كود
يليكاتي يا ماكروي كامل + سولفات روي
برنج-رقم محلي ۱۲۰ – ۱۰۰ ۱۰ ۲۰ – ۱۰ ۵۰۰ – ۳۰۰+۲۰
برنج – خزر ۱۸۰ ۵۰ ۲۰۰ ۱۰ ۳۰ – ۱۰ ۵۰۰ – ۴۰۰+۳۰
برنج ندا-نعمت سپيدرود ۲۵۰ ۵۰ ۳۰۰ ۱۰ ۴۰ – ۱۰ ۵۰۰ – ۴۰۰+۴۰

كودهاي مناسب براي شاليزار
كودهايي كه در مزارع شالي كاري بكار مي روند عبارتند از :
كودهاي سبز – كودهاي دامي – كودهاي شيمايي

۱- كودهاي سبز

كودهاي سبز باقيمانده گياهان است كه پس از برداشت محصولات قسمتي از آن در خاك باقي مي ماند و داراي اهميت زيادي براي حاصلخيزي خاك است . مثل كلش و سبوس ، برگ ، ساقه و باقيمانده
ريشه ها .
اضافه شدن مواد آلي به خاك توسط گياه بستگي به نوع كشت و آب و هوا دارد . كلش به برگ و ساقه گياهن تيره غلات گفته مي شود كه عمده ترين مواداوليه توليد كننده و قسمت آلي و هوموس خاك را تشكيل مي دهد و از نظر پتاس و كلسيم غني است . افزودن اين ماده در خزانه باعث افزايش مواد غذايي سطح خاك مي گردد . كلش داراي مواد شيميايي زيادي است ولي عموماً فاقد اسيد هوميك است .كلش را مي توان مستقيماً به خاك افزود و يا اينكه ابتداء آن را در محل مخصوصي تبديل به كود نمود و سپس به خاك اضافه كرد . شخم كود سبز بايد سطحي

باشد ، زيرا اگر شخم عميق صورت گيرد كلش در زير خاك بدون تخمير و پوسيده مانده و موجب اختلالاتي در خاك مي گردد . كودهاي سبزي كه در شاليزارها استفاده مي گردد عموماً شبدر يا يونجه است .
با توجه به اينكه هر هكتار زراعت برنج در طول هر دوره رشد به ۸۰ تا ۱۵۰ واحد ازت نياز دارد و خاك برنج كاري بايد هميشه از عناصر مصرفي غني باشد مقدار ازت خاك نبايد از ۲/۱ در هزار هكتار كمتر باشد .