مـقـدمــه
زلزله از پديدهاي طبيعي است كه درطول تاريخ حيات بشر بارها انسان را به وحشت انداخته و باعث تخريب شهرها وروستاهاي زياد همراه باتلفات انساني شديد و داغ دار نمودن انسان بوده است . به گونه اي كه انسان چون خود را در مقابل آن عاجز ودرمانده ديده ، آن را به پديده هاي ماوراء طبيعت و خشم خدايان برانسان دانسته است .
دراين سال هاي اخير شايعات زيادي مبني براتفاق زلزله در برخي شهرها ازحمله درتهران ورد زبان هر كسي گشت ونگراني هاي را ايجاد نمود. از طرف ديگر لرزش هاي گاه به گاه تهران اين شايعات را تقويت مي نمود .
در هر صورت اين خطر، با توجه سابقه تاريخي زلزله تهران و مناطق اطراف و دوره بازگشت زلزله هاي بزرگ ، تهران را تهديد مي كند .
هركسي بنا به موقعيت خود موظف است تا بكوشد با اين پديده وراههاي موثر در كاهش تلفات وخسارات ناشي از آن آشنا گردد وبه ديگران نيز آنهارا بياموزد . لذا با توجه به اين مطلب وشايعاتي كه رواج يافت تلاش نمودم تا درحد توان آموخته ها واطلاعات خودرا به دانش آموزان خود بياموزم كه نتيجه ان تهيه اين جزوه پيش رو شد .
در تهيه اين نوشته از منابع وماخذ كتابخانه اي ومنابع اينترنتي و تجربيات آموزشي خود استفاده نموده ام كه در پايان جهت آشنايي واستفاده اين منابع ذكر شده است.

تعريف زلزله
براي شناخت هر پديده اي درجهان واقع لازم است ابتداازآن تعريف مناسب ونسبتاً جامعي داشته باشيم ، چرا كه بدون دانستن تعريفي مناسب ازآن نمي توان به كنه پديده پي برد وآن رابه خوبي درك نمود.
مردم عامي دركلامي ساده زلزله راحركت ناگهاني زمين ناشي ازخشم نيروهاي ماوراء الطبيعه وخدايان مي دانند كه بر بندگان عاصي وعصيــــــانگر خودكه نافرماني خداخود را نموده ومرتكب گناهان زيادي شده اند مي داننــد .
اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربي اين تعريف در زمره اباطيل وخرافات قرارگرفته ،ولي هنوز در جوامع ومردم كم دانش وجاهل مورد قبول است.
درفرهنگ تك جلدي عميد زلزله را با فتح حروف‌‌ ‍‍‍‍‎‏« زَ» و « لَ » يعني زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رايج است ، آورده ومي نويسيد :
« زمين لرزه ، لرزش وجنبش شديد ويا خفيف قشر كره زمين كه به نقصان درجه حرارت مواد مركزي واحداث چين خوردگي وفشار يادر اثر انفجارهــاي آتشفشاني بوقوع مي رسد .»
در فرهنگ جغرافيا تاليف پريدخت فشاركي وهمچنين در فـــــرهــــنـگ جغرافيائي تاليف مهدي مومني تعريفي مشابه هم به گونه زير ارائه شده است:
«جنبش يا تكان پوسته زمين كه به صورت طبيعي ناشي از زير پوسته زمين است بعضي وقتها زلزله باعث تغييراتي در سطح زمين مي شود ، اما اغلب زيان بوجود آمده ناشي ازتكان ها فقط محسوس است وممكن است زلزله بوسيلــــه يك انفجار آتشفشاني بوجود آيد. زلزله در حقيقت در بيشتر نواحي آتشفشاني امري عادي است واغلب قبل ويا همزمان با انفجار اتفاق مي افتد . اصل زلزلـــه تكتونيكي است واحتمالاً وجود يك شكست لازمه آن است . موجهاي زلزلـــه دست كم در سه جهت اتفاق مي افتد ودر يك مسافت قابل ملاحظه از مكــــان اصلي بطور جداگانه حس مي شوند . وقتي امواج زلزله ازمكاني مي گـــــــذرد زمين وساختمانها مي لرزند وبه جلووعقب مي روند .بالاترين زيان ناشي اززلزله هميشه در مركز زلزله يعني جائي كه حركت بالاوپائين است نيست امـــــــــا در مكانــــهائي كه موجهاي زلزله بصورت مايل به سطح مي رسد ونزديك مركــز زلزلــــه باشند داراي بالاترين زيان مي باشند .يك زلزله شديد معمولاً بوســـيله يكسري ديــــگر ازتكانها همراه مي شود .زلزله اي كه كه در نزديك يازيردريا اتفاق مـــــي افتد سبب حركات شديدآبها شده وبعضي وقتها امواج بــــــزرگي ازآن ناشي مـــي شود ودر مسافت زياد اين امواج ادامه پيــــدا مي كنند وگاهگاهي باعث تلفات جــبران ناپذير ومرگ وميرمي شوند .طغيان نواحي ساحلي بيشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت مي شوند ، در نواحي آتشفشاني زلزله عملاً هر روز اتفاق مي افتـــد. به عنوان مثال در هاوائي هرساله صدهاتكانهاي كوچك ثبت مي شوند .»
درفرهنگ گيتا شناسي تاليف عباس جعفري آمده است:
«جنبش سريع ومحسوسي كه درنتيجه جابجائي ويا جايگيري تخته سنگهاي زير پوسته زمين پديد مي آيد،در نتيجه اين جنبش يـــــــك سري لرزش هاي موجي شكل پديد مي آيدوگاه تغييرات ارتفاعي پوسته زمين راباعث مي گرددواغلب ضايعات وزيان هاي جاني وفراواني ازخود برجا ميگذارد.زمين لرزه بيشتر مخصوص نواحي آتشفشاني بوده وگاه باخروش وفوران كوههاي آتشفشاني همراه مي گرددودرحالات شديدشكستهاوبريدگيهاي مهم ومشخص درروي پوسته زمين از خــودبجاي ميگذارد.غالب زمين لرزه ها حداقل با سه نوع موج لرزاننده همراه است .در مركز وقوع زمين لرزه سه موج مزبور بطور همزمان اثرگذارده و ساختمانهاوتأسيسات واقع دراين منطقه را با نوسان هاي شديد به عقب و جلوومي برد و حد اكثر خسارت و زيان در محلي كه امواج مزبور بطور مورب به سطح زمين مي رسندوارد مي سازد…..»
محمود صداقت دركتاب“ زمين شناسي براي جغرافيا ” تعريفي بدينگونه ارائة مي دهد:
«زمين لرزه عبارت است ازحركات ولرزش هاي ناگهاني و گذرا در زمين كه از ناحيه محدودي منشأ مي گيرد و ازآنجا درتمام جهات منتشر مي شوند.»
در كتاب فيزيكال جئوگرافي [۱] آمده است:
«زلزله يكسري ازتكانها ولرزشهاي ناگهاني كه از آزاد شدن فشار در طول گسل هاي فعال ودر مناطق آتشفشاني فعال ناشي مي شود.تكانها ولرزشهاي سطح زمين كه در ارتباط با حركات پوسته زمين در زير زمين مي باشد.»
در فرهنگ آكسفورد آمده است:
«حركات ناگهاني وشديد سطح زمين.»
از تعاريف ذكر شده در فوق ومنابع ديگر مي توان برداشت زير را نمود:
«زلزله عبارت از حركات و ارتعاشات نا گهاني سطخ زمين ناشي از شكسته شدن سنگهاي پوسته زمين و رها شدن انرژي ذخيره شده در آنها است كه در صورت شدت زياد در مراكز انساني موجب خسارتهاوزيانهاي فراوان مي شود.»
زلزله از يكطرف موجب شكسته شدن و جابجائي بين توده هاي سنگي پوسته زمين مي شود و ازطرف ديگر همين جابجائي و شكسته شدن منجر به ايجاد امواج و انتشار در درون زمين مي شود ، مانند انداختن قطعه سنگي در حوض يا درياچه كه منجر به ايجاد امواجي مي شود.
زلزله مانند شكسته شدن قطعه چوب خشك شده اي مي ماند كه از يكطرف موجب گسيخته شدن چوب و از طرف ديگر موجب انتشار امواج در اطراف خود مي شود.

توزيع جغرافيايي زلزله ها

۱- كمر بند چين خورده آلپ – هيماليا : جائي كه پوسته آسيا – اروپا به صفحه افريقا – هند برخورد مي كند .در كشورهاي ايتاليا ، يونان ، تركيه ، ايران ، شمال هند …..
گمر بند اطراف اقيانوس آرام : جائي كه صفحه اقيانوس آرام به صفحه قاره آسيا – اروپا ـ امريكاي جنوبي ـ استراليا و امريكاي شمالي برخورد مي كند. در اين ناحيه از كامچاتكا تا هكايدو شديدترين زلزله ها اتفاق مي افتد . عمق كانون زلزله در اين منطقة به حدود ۶۰ كيلومتر مي رسد وامواج تسونامي در اثر زلزله دراين منطقه ايجاد مي شود.
شكل ۵ پراكندگي زلزله ها

۲- كمربند مياني اقيانوس اطلس : جائي كه صفحه اقيانوس اطلس در حال گسترش است اين زلزله ها نسبتاً ملايم وآرامش مردم را چندان بهم نمي زند.به استثناي گودالهاي اقيانوسي كانون زمين لرزه ها در عمق ۵۰ كيلومتري پوسته زمين است . در گودالهاي اقيانوسي كانون زلزله ها در عمق ۳۰۰ تا ۷۰۰ كيلومتر مشاهده شده است جائي كه به صفحه اي موربي بنام “ سطح بنيوف ” [۹] وجود دارد.البته زلزله ها در طول گسل ها ي تغييرشكل دهنده ( جائي كه صفحه ها درامتداد هم مي لغزند )نيز وجود دارند مثل زلزله اي كه در طول گسل سن اندرياس اتفاق افتاد .‌ (سان فرانسيسكو ۱۹۰۶ )

مناطق زلزله خيز محل تراكم انسان وفعاليت هايش
بااينكه مناطق عمده زلزله خيز روي زمين توسط متخصصان مشخص شده اندويا از دوره هاي باستاني وتاريخي مشخص بوده اند.ولي هنوز محل فعاليت وتراكم بشراست.؟ شهرهاي زيادي بوده اند كه كه بارها توسط زلزله ها ي ويرانگر كاملاً تخريب شده اند ولي همانند انسان زخمي ومجروح به مداواي خود پرداخته اند ومجدداً جان تازه اي در قالب دميده اند وحيات وفعاليت خودرا دوباره ازسرگرفته اند ، براستي چرا.؟ مگر انسان نمي تواند آنجا را ترك ودر جاي ديگري ماوي گيرد.؟
تقريباً مي توان گفت ۹۹٫۹ درصد از زلزله ها ي دنيارا مناطق شناخته فعلي رخ مي دهد . ولي در هرحالاآيا مي توان يا بايد اين مناطق را تخليه نمود .؟آيا چين وپكن ، سانفرانسيسكو ، ساحل شيلي ، فيلي پين را بايد وژاپن را بايدتخليه نمود .؟
مناطق مرزي صفحات پر حادثه ترين مناطق پوسته زمين محسوب‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مي شوند اين مناطق در حد بين اقيانوس ، دريا يا قاره هستند وبسياري از دريا ها اين حالت را دارند . وازآبرفتهاي حاصلخيز وحالت بندري مناسب برخوردارند ، يا به علت پايكوهي بودن ورودخانه هاي مناسب ويا خاك هاي مناسب وحاصلخيز از دلايلي است كه اين مناطق معمولاً براي سكونت وفعاليت برگزيده شده اند .با ايجاد نقشه هاي خطر مي توان مراكزي كه خطر كمتريا بيشترين خطررا دارند مشخص نمود ومحل گسل هاي فعال و زلزله خيز را مشخص نمود .اين نقشه ها مي تواند مردم راوادار كند تا ساختمانهاي خود را مطابق استانداردها و اصول فني وعلمي بسازند و احتياط هاي لازم را بنمايندوآموزش هاي لازم را ببينند. ايستگاههاي مناسب را نصب تا در صورت اعلام خطر آمادگي لازم را كسب نمايند .اولين مرحله جهت كسب آمادگي شناختن و آموختن زلزله است .

زلزله درايران
مي دانيم ايران روي يكي ازكمربندهاي فعال زلزله خيز جهان قرار گرفته است و هر ازگاهي يك بار زلزله اي ويران كننده نقاطي از كشور را مي لرزاند . ( زلزله طبس ۵۷ ، بويين زهرا ۴۱ ، خراسان ۴۷ ، ورودبار منجيل……)
همانطور كه در قبل گفته شدكمربند آلپ ـ هيماليا محل برخورد قاره هاي افريقا ( گتدوانا ) با اوراسيا است . اين كمربند يكي از مراكز زلزله خيز دنيا محسوب مي شود كه بيشتر زلزله هاي از نوع كم عمق بوده است.
صفحه ايران از جانب دو صفحه اوراسيا و عربستان تحت فشار است . بنا به نظر متخصصان پوسته اي عربستان سالانه به ميزان ۵ سانتيمتر به سمت فلات ايران حركت مي كند .درنتـــــــيجه فشار دوصفحه ازشمال و جنوب مقدار زيادي انرژي در پوسته ايران جمــع مي شود كه به صورت زلزله هاي كوچك وبزرگ و متوسط هر ازچند گاهي آزادمي شود .
كشور پهناور ايران از نظر زلزله خيزي به چهار منطقه تقسيم مي شود:
۱- كمربند چين خورده زاگرس :
اين كمربند شامل نواحي غرب وجنوبعرب از زلزله خيزترين منطقه اي ايران است . زلزله ها بيشتر از نوع خفيف ومتوسط و گاهي هم از نوع شديد است . ( زلزله سيلاخور فارسينج )
۲- ناحيه ي البرز :
محدوده اين قسمت ازقفقاز تا شمال خراسان رادر برمي گيرد . نوع زلزله ها بيشتر ازنوع بزرگ ومخرب است كه تعدادآنها كمتر ودوره آرامش آن طولانيتر است . ( رودبار منجيل )
۳- نواحي مركزي وشرق ايران :
شامل قسمتهاي مركزي وشرق وشرق مركزي ايرن است .قابليت ايجاد زمين لرزه هاي بزرگ در اين ناحيه وجود دارد. ( طبس ۱۳۵۷، دشت يباض ۱۳۴۷ )
۴- ناحيه آذربايجان :
دراين ناحيه خطر بالقوه زلزله زياد است زيرا گسله هاي فراوان وفعالي وجود داردهمچنين به علت كوههاي آتشفشا ن سهند ، سبلان كه درايجاد بعضي زلزله ها مي توانند نقش داشته باشند .
مناطق يك ودو و چهار از مراكز آباد وحاصلخيز كشور وهمينگونه محل اسكان زياد جمعيت مي باشد .لذا وجود هرزلزله در اين منطقه همراه با خسارات وتلفات زيادي است چنانكه دررودبار منجيل بيش از ۳۰۰۰۰ نفر جان باختند.
با كمي دقت در نقشه هاي پراكندگي شهرها وروستاها وبا نقشه هاي تراكم جمعيت ومقايسه آنها با نقشه هاي طبيعي ايران به خوبي مي توان ذريافت كه بيشترشهرها وروستاهاي ايران در پاي كوههاودامنه ها وجوددارد.چراكه اولاً آبهاي سطحي ورودخانه ها ازكوههاسرچشمه مي گيرند .ثانياً خاكهاي اين نواحي حاصلخيز است . ثالثاً وجود چشمه ها يي كه بيشتر بدليل شكستگيها ظاهر شده اندوموجب جذب جمعيت شده اند . وجود آبهاي زيرزميني كه درمخروط افكنه ها و سردشتها وجود دارد ،لذا محل مناسبي جهت ايجاد آباديها وروستاها وشهرها بوده است .در عين حال فاصله اين مراكزبا قله ها ۱۵ تا ۲۰ كيلومتر است وچون بسياري ازگسل ها از بلنديها مي گذرد وازآنجا كه خطر بالقوه ايجادزلزله دراين گسل ها زياد است ، لذا مي توان در يافت كه فاصله شهرها ي ايران تا مراكز زلزله هابسيار كم است .
ازبررسي آماري زلزله هاي ايران متوجه مي شويم در يك قرن گذشته بيش از ۸۵ زلزله مخرب رخ داده است كه ۳۶ زلزله از اين تعدادبا بزرگي بالاي ۶ ريشتر بوده است . بطور متوسط در ايران هر ۵ سال يك زلزله شديد رخ داده است.
با توجه به نقشه پهنه بندي خطر نسبي زلزله در ايران سطح كشور را مي توان از نظر زلزله خيزي اين گونه تقسيم كرد :
۱- مناطق با خطر بسيار بالا يك درصد
۲- مناطق با خطربالا نزديك به ۸ در صد
۳- مناطق با خطر نسبتاً بالا ۲۷ درصد
۴- مناطق با خطر متوسط ۳۱ درصد
۵- مناطق با خطر نسبتاً پايين ۲۲ درصد
۶- مناطق با خطر پائين ۱۱ درصد

وضعيت پهنه بندي شهر جمعيت
تعداد درصد جمعيت درصد
پهنه ي بندي با خطربالا
پهنه ي با خطر بالا
پهنه ي با خطرنسبتاً بلند
پهنه بندي با خطر متوسط
پهنه ي با خطر نسبتاً پايين
پهنه ي با خطر پايين
نا مشخص
مجموع ۸
۹۶
۱۷۰
۱۳۵
۱۰۰
۳۳
۷۰
۶۱۲
۱٫۳
۱۵٫۷
۲۷٫۸
۲۲٫۱
۱۶٫۳
۵٫۴
۱۱٫۴
۱۰۰ ۱۲۵۴۳۶۵
۴۱۳۷۱۵۶
۱۳۰۹۳۸۴۱
۹۵۰۰۶۲۸
۵۴۲۹۸۶۰
۲۶۹۷۵۵۲
۱۰۲۰۷۱۴
۳۷۱۳۴۱۱۶ ۳٫۳۸
۱۱٫۱۴
۳۵٫۲۶
۲۵٫۵۸
۱۴٫۶۲
۷٫۲۶
۲٫۷۵
۱۰۰

( جدول ۵ وضعيت پراكندگي شهرها وجمعيت شهري در پهنه هاي مختلف خطر زلزله )
متوجه مي شويم كه بيش از يك سوم ايران با خطر نسبي متوسط و يك سوم با خطر نسبي متوسط ويك سوم با باخطرنسبي پايين ازمتوسط مواجهه اند.
از مجموع ۸۳ شهر ايران كه بيش از ۷۵ هزار نفر جمعيت دارند مردم ۳۳ شهر در پهنه هاي با خطر بسياربالا ، ونسبتاً بالا زندگي مي كنند .تهران در پهنه ي با خطر نسبتاًبالا قراردارد در ايران قديمي ترين زلزله اي كه ثبت شده مربوط به شهر ري بوده است كه درسده ي چهارم پيش از ميلاد اين منطقه را تخريب كرده است .
شديدترين زلزله كه درطول قرن گذشته در ايران رخ داده مربوط به زلزله طبس ۱۳۵۷ بوده با بزرگي ۷٫۷ درجه بوده است و ۱۹۶۰۰ نفر كشته شده اند.
زلزله اي رودبار منجيل در سال ۱۳۶۹با بزرگي ۷٫۳ ريشتر كه بيش از ۳۵۰۰۰را تلف كرد بعلاوه خسارتهاي اقتصادي ،اجتماعي ورواني زيادي برجاي گذاشت .
خسارات زياد وتلفات زياد ناشي از زلزله هاي را مي توان به چند دليل دانست:
۱- ضعف ها وكاستي هاي سازه اي وعوامل مربوط به آن
۲- كانون زلزله هاي ايران بدليل ساز وكار وقوع زلزله در عمقق كمي از سطح زمين ( ۱۰ تا ۲۰ كيلو متري ) قرار داشته كه انرژي زيادي را به سطح زمين مي رساند و موجب تحريق مي شود.
۳- در ايران بازگشت زلزله هاي بزرگ نسبتاًطولاني است و موجب ذخيره انرژي زياد مي شود . درنتيجه چند سال بعد از زلزله ها شهرها باسازي مي شوند هرچند در بدو امر ممكن است رعايت نكات فني بشود اما دردرازمدت رعايت نكات فني با سهل انگاري روبرو مي شود.درنتيجه در زلزله اي بعدي خسارات زيادي از آن ناشي مي گردد .

زلزله خطري براي تهران
موقعيت تهران در پايكوه رسته البرز يهني واقع شدن برروي كمر بند زلزله خيز آلپ – هيماليا از يك طرف و از طرف ديگر وجود گسل هاي طولي فراوان در لايه هاي آبرفتي دامنه البرز كه براثر آزمايش هاي ژئوتكنيك ثابت شده است وهمينگونه وجود زلزله هاي تاريخي ازگذشته هاي بسيار دور تابه حال چند بارتكرار شده وخسارات وتلفات زيادي برجاي گذاشته چنانكه اولين زلزله ثبت شده در ري بوده است وحتي لغت ري كه درزبان يوناني رگه ، راگا ، ركس گفته شده به معناي زير ورو شدن است ونام روستايي بنام بومهن كه در فارسي به معناي حركت زمين مي باشد ، همه شاهدي دال بر زلزله خيز بودن تهران دارد .؟ اين همان چيزي است در سال هاي اخير شايعاتي مبني براتفاق افتادن زلزله در مقطع زماني خاصي همه مردم را هراسان كرده است.؟ اگر چه انسان بواسطه ضعف و فراموشكاري خود سريع ازهمه چيز غافل مي شود وهمه چيزرا فراموش مي كند.
مطالعات زمين شناسي نشان مي دهد كه گسل شمال تهران ، گسل نياوران و مجموعه گسل هاي ري ازمهمترين گسل هاي فعال هستند كه قادرند چند سانتي متر تا چند متر حركت كنند.