چکیده

جغرافی دانان، شهر را منظره ای مصنوعی از خیابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهایی میدانند که زندگی شهری را امکانپذیر میسازد. هر شهری دارای ویژگی هایی است که بعضی از آنها منحصر به فرد و بعضی تابع جامعه ای است که خود را در آن جای داده است. پس میتوان گفت تمامی شهرها، محیط بصری خاص خود را دارند. محیط بصری شهر از طریق ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی به وجود می آید و فصل مشترک انسان و شهر محسوب میشود. انسان یا بازدید کننده به واسطه ی محیط بصری، شهر را درک و ارزیابی میکند و نسبت به آن شناخت پیدا میکند. با توجه به اینکه هیچ دو شهری پیدا نمیشود که درک و شناخت کاملا یکسانی را به ببننده القا کند، پس هر شهر دارای زمینه های مختص خود است. زمینه، بستر و محیطی است که معماری در آن شکل میگیرد که هم شامل محتوا و هم شامل شکل اثر است؛ بنابراین معماری زمینه گرا، معماری است که بناها با توجه به مسائل فرهنگی، تاریخی، کالبدی و شرایط خاص محل قرارگیری طرح انجام میگیرد. با کمی تامل در معماری سنتی ایران میتوان دریافت که این معماری غنی همواره، توجه به محیط پیرامون اثر را ضروری دانسته و بر این باور است که توازن میان معماری ومحیط میتواند هم برای خود اثر وهم برای زمینه، عاملی موثر وتقویت کننده باشد؛ همانگونه که عبدالحمید نقره کار در کتاب مبانی نظری معماری خود، بر این باور است که معماری ایرانی –اسلامی، نه تنها در تضاد با زمینه شکلگیری خود نیست، بلکه آن را کاملتر نیز میکند. بناهای تاریخی برجای مانده، نشان دهنده این است که معماری ایران، با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی و احترام به منابع طبیعی و حفظ آن برای نسل آینده، تحقق یافته است. این مقاله بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به صورت تفسیری – توصیفی میباشد و سعی شده است پس از تفهیم معماری زمینه گرا و عناصر آن، معماری بومی ایران را با تحلیل آثار معماری گوناگون، از جنبه های مختلف زمینه گرایی مورد بررسی قرار دهد تا وجه زمینه گرایانه معماری ایران بیش از پیش مشخص شود.

کلمات کلیدی: معماری بومی ، زمینه گرایی ، جنبه های زمینه گرایی ، آثار معماری زمینه گرا.

۱٫ مقدمه

در زبان شناسی، معماری زبانی است که شهر متن آن است و در معنی شناسی، شکل شهری متنی است که باید تفسیر شود. [۱] زبان نمیتواند متشکل از اجزای پراکنده باشد. انسانها واژه ها را که جمله ها را می سازند، واژه به واژه ترجمه نمیکنند بلکه کل جمله را میخوانند و از طریق رابطه متقابل واژه ها معنی وسیعتری از آن درک میکنند. مهمترین چیزی که معنی را میسازد نشانه نیست بلکه گفته یا بیان است که در ترکیب بندی آن نشانه ها وارد شده است. شهرهای امروز به خاطر گسستگی رابطه میان واژه ها در شیوه ای که معانی درک میشوند مشکل ایجاد کرده اند. [۲]
عنوان زمینه از واژه لاتین«Contexere» به معنی با هم یکی شدن می آید. در یک مفهوم معمارانه، زمینه میتواند به مثابه کل متحد و یکپارچه فرض شود که معنای اجزای گوناگون یک ساختمان را میدهد. زمینه، محیط و مجموعه پیرامونی یک عنصر است. [۳] واژه زمینه گرایی برای اولین بار در غرب تفسیر شد. زمانی که مدرنیست ها تاکید بر چشم پوشی از مسائل تاریخی و فرهنگی داشتند، عده ای از معماران بر آن شدند تا توجه به مسائل پیرامون اثر را احیا کنند که در نهایت، نظریات زمینه گرایانه آنها در قالب معماری پست مدرن ظهور یافت.

زمینه گرایی و منطقه گرایی یکی از رویکردهای معماری است که در تعامل با فرهنگ و بستر فرهنگی قرار داشته و بر ویژگی های فرهنگی، جغرافیایی و اقلیمی یک منطقه تاکید دارد. [۴] این خصوصیات در نهایت به معماری حال و هوا بخشیده و حس مکان را در رویارویی با فضاها تقویت میکنند. [۵]

۲٫ زمینه گرایی در معماری ایران

آنچه که مبانی نظری زمینه گرایی را به خود اختصاص می دهد عمدتا مربوط به رویکردهایی است که بعد از »شهرسازی و معماری مدرنیسم« اتفاق افتاد و از مطرح

۱

Proceedings of the International Conference on Advanced Methods of Design and Construction in Context-oriented Architecture , Tabriz, Iran, 8-9 October 102 4

Paper Code . 0505

شدن زمینه گرایی در قالب رویکرد در معماری و شهرسازی، زمان چندانی نمیگذرد. دوران بعد از مدرنیسم، دورانی بود که برای بسط نظریات جدید ، نقدهایی همه جانبه را به مفاهیم و مبانی »معماری و شهرسازی مدرنیسم« وارد آورد. اما با بررسی معماری سنتی ایران میفهمیم که این بحث به صورت ضمنی همواره در معماری ایران وجود داشته است و معماران ما به صورت آگاهانه مسائل زمینه ای را در طراحی های خود به کار می بردند.

اثر معماری حاصل تعامل میان مولدهای طراحی یعنی کارفرما، مخاطب، معمار و قانون گذار است. [۶] که از بین آنها معمار، خالق اثر شناخته میشود و در نهایت، دیدگاه و طرز تفکر اوست که به علت صوری یک اثر معماری، معنا میبخشد. در زمانهای قدیم، معمار با درک پیام مکان، بستر و در نهایت، منطقه دست به طراحی میزد و با نگرشی واقع گرایانه مبتنی بر دریافتی که از بستر طرح داشت، بناهای بدیع خلق میکرد.

۳٫ مطالعه آثار

برای اینکه بر زمینه گرایی معماری سنتی پی ببریم باید مفاهیم زمینه گرایی را در بناهای برجای مانده و تاریخی بررسی کنیم. مطالعه گذشته نه تنها دارای ارزش فلسفی است بلکه بررسی آن به شناخت و روشن کردن پیچیدگی ها و پوشیدگی های تفکر جریان های اجتماعی و فرهنگی و اعمال و باورهای انسانی و نیز شناخت موقعیت ها و اشیا میگردد. [۷] واحد های مسکونی به مدد نظام اجتماعی، اقتصادی و جغرافیایی خاص که ساخته و پرداخته آزمون و خطاهای مکرر در طول زمان بوده، برخاسته از بستر مکان در بافت های متراکم یا غیر متراکم و با پلان های معماری منظم یا نامنظم و به ظاهر بی قاعده در سراسر ایران ملاحظه می شود. شناخت و مراقبت از الگوهای متنوع و به یادگار مانده مسکن و بافت با ارزش ایرانی ضروری است. [۸] زمینه گرایی مولفه های مختلفی از جمله مسائل فرهنگی – اجتماعی، مسائل تاریخی، مسائل کالبدی (شرایط اقلیمی و ویژگی های سایت) دارد که در ادامه این مولفه ها را در معماری ایرانی بررسی میکنیم.

در این تحقیق، برای بررسی هر مولفه، نمونه های گوناگون از نقاط مختلف کشور ذکر شده تا تاثیر هر مولفه در بستر های مختلف مشخص شود.

۴٫ توجه به مسائل فرهنگی – اجتماعی

فضا به لحاظ کالبدی، زمینی خالی، اما دارای محدوده و هدف است که اشیا را به هم پیوند میدهد. وقتی فضا محتوای فرهنگی می یابد مکان نامیده میشود. ویژگی مکان هم اشیایی را که دارای شکل، بافت و رنگ است دربر میگیرد و هم روابط فرهنگی را که بر اثر مرور زمان ایجاد میشوند. وظیفه شهرسازان این است که مکان های پایداری که بهترین تناسب را میان زمینه فرهنگی، کالبدی، نیازها و انتظارات استفاده کنندگان فراهم آورد. معنای پدیده ها در زمینه ای که ظاهر میشوند، درک میشوند. [۹]

مردم به کمک فرهنگ یعنی مجموعه ارزش ها، باورها، جهان بینی و نظام های نمادین مشترک به محیط خود معنی میدهند و فضای خالی را به مکان تبدیل میکنند. [۱۰] مناطق مختلف ایران دارای خرده فرهنگ های مختص خود است که به میزان خاص، بر روی بنا تاثیر گذاشته است اما مهمترین زمینه فراگیراز بُعد فرهنگی – اجتماعی در ایران، مذهب است. لذا نمیتوان انتظار داشت که بناهای متاثر از مذهب در مناطق مختلف، تفاوت های بنیادین با یکدیگر داشته باشد. از زمان نفوذ اسلام در ایران، بناها دستخوش تاثیراتی بر گرفته از اسلام شند که البته، بسته به میزان علاقه پادشاهان مختلف به مذهب، دارای شدت های کم و زیاد بود. شاخص ترین بنای مذهبی، مسجد است و بناهایی که در جوار آن قرار میگیرند باید حرمت و حریم مسجد را رعایت کنند. اما نمونه ای که برای بررسی در این قسمت آورده شده است، میدان است. باید فراموش نکنیم که زمینه گرایی، رویکرد معماری صرف نیست چرا که در کل شهر گسترش می یابد و به عناصر شهری نیز مرتبط میشود به همین دلیل ما میدان را برای تبیینبُعد فرهنگی – اجتماعی زمینه گرایی انتخاب نموده ایم. عناصر کالبدی در محیط، معانی متناوب دارند و این معانی به طور نظام یافته ایی به فرهنگ پیوند خورده اند. مردم در مجموعه های کالبدی متفاوت، رفتاری متناسب با آن را که توسط فرهنگ تعریف شده بروز می دهند. آنان بر اساس قرائتشان از محیط عمل می کنند، باید این زبان را فهمید و آن را مبنایی برای ایجاد اشکال در محیط شهری قرار داد. [۱۰]

میدان ها یکی از عناصر غیر مذهبی مهم شهری هستند که محل معاشرت مردم با یکدیگر محسوب میشوند و در معماری سنتی، دارای بار معنایی و ارزشی است. اگر فضا امکان وقوع حرکت را می دهد، میدانها با آن بار معنایی و ارزشی خود، درنگ پدید می آوردند. هویت یک میدان، آمیزه ای خاص از روبط اجتماعی انسانهاست و نقاط پیوند عرصه اجتماعی – فرهنگی انسان با فضای شهری محسوب میشوند. نقش میدان های ایرانی از نظر آموزشی نیز، بارز و قابل توجه است. نقش هویت بخشی به شهرها با کمک پیشینه فرهنگی و تاریخی آن شهر را دارد. تصویر شماره ۱ نشان میدهد که میدانها چگونه ویژگی های اجتماعی و فرهنگی یک شهر که عمدتا نشأت گرفته از عقاید اسلامی آنهاست را به نمایش میگذارند. میدانهای ایرانی علاوه بر مطالب ذکر شده، در تناسبات و اجزای فرمی از اسلوب خاصی پیروی میکنند که همان ترکیب پلکانی آنهاست که ریشه در فرهنگ فضای شهری ایران دارد. نکته دیگری که از تصاویر زیر برداشت میشود، این است که میدانهای سنتی، دارای جداره سازی و بدنه سازی مشخصی نبوده و با قرارگیری در کنار سایر عناصر و مراکز مهم فرهنگی و شهری از جمله کلیسا، مسجد، بازار یا کاخ تعریف میشد. از آنجایی که تمام عناصر معماری با یکدیگر در ارتباطند ، چه بسا میدانی با هویت، خیابانی با هویت را پدید می آورد و این خیابان با هویت، ساختمان و فضای شهری با هویت تر و با ارزش تری را بیآفریند و بالعکس.