زنان روستایی و توسعۀ اقتصاد در ویکتوریای جنوب غربی

چکیده :
در دهه ۱۹۹۰ ، پیدایش زنان در نقش های رهبری در سازمان های توسعه اقتصاد محلی در شهرهای کوچک ویکتوریای جنوب غربی تغییر در روابط جنسیتی در استرالیای روستایی را خبر داد. این مقاله با بررسی اعمال و انگیزه های زنان در نقش های مدیریتی در شهرهای روستایی کوچک در ویکتوریای جنوب غربی به شناخت داین پروسه کمک می کند. این مقاله با برقرار کردن چارچوبی از تحلیل مبتنی بر مفهوم «الگوهای پیشرفت» شروع می شود. مباحثه این است

که در دنیای بهم پیوسته موضوعات گسترده تر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی از فرهنگ های محلی سوء استفاده می کنند. در این پروسه، الگوهای قدیمی تر اجتماعی یا مدلهای مقبول شده به طول متداول برای نحوه کار کردن دنیا یا تغییر شکل یافته، طرد می شوند یا در سطوح مختلف جایگزین می گردند. سطوح متفاوتی که این مقاله بدانها اشاره دارد ماکرومدل های پدرسالاری، مزو مدل هایی از توسعه اقتصادی و میکرو مدل هایی از مدیریت می باشند. به این طریق است که این سطوح تقسیم می شوند و نحوه تغییرشان است

که در مورد زنان و مدیریت در ویکتوریای جنوب غربی توضیح می دهد. این مقاله از این چارجوب برای تحلیل مصاحبه با ۱۵ زن در شهرهای کوچک ویکتوریای جنوب غربی استفاده می کند. مقاله نتیجه گیری می کند که زنان در جنوب غرب توانسته اند هم سیاستهای توسعه اقتصاد محلی را زنانه کنند و هم موقعیت جنس زن را در مناقشه های اجتماعی محلی تغییر دهند.

۱ ) مقدمه :
در انتهای قرن بیستم تغییری در ویکتوریای جنوب غربی، استرالیا، پدیدار شد. نه تنها برای اقتصاد روستایی محلی تغییرات ساختاری و اقتصادی بسیاری وجود داشت بلکه در نظم اجتماعی هم تغییرات قابل توجهی وجود داشت. از این تغییرات مهم چهره های جدید در زمام گروههای توسعۀ اقتصادی در بسیاری از شهرهای کوچک بود. از میان این چهره ها نه تنها میان سال بلکه گروه متنوعی از زنان از سنین مختلف وجود داشت. این زنان رهبران جدیدی بودند که می کوشیدند رکود اقتصادی شهر کوچک محلی را متوقف کنند، در حالی که برای حفظ صنایع محلی و زیر ساخت عمومی مبارزه می کردند، از شهرهای شان در شهرهای صنایع مهاجم دفاع می کردند و به دنبال روشهایی برای قالب ریزی جوامع شان می گردند.

کارکردن در جوامع محلی برای بسیاری از زنان در شهرهای روستایی کوچک تازه و جدید نیست. سازمانهای روستایی مثل شورای زنان روستایی، کلوپ مادران مدرسه، امدادهای بیمارستانی و امدادهای متعدد تفریحات دوستانه زنانه را در شهرهای کوچک در ویکتوریای جنوب غرب سالها مشغول کرده است. زنان از مهارت های خانوادگی شان برای جمع کردن پول برای جوامع محلی شان با انجام کارهایی به عنوان آشپز، خیاط زنانه و زنان هنرمند برای تولید کالاهایی برای فروش در بازارها و جشن های محلی استفاده کرده اند. کارکردن برای اجتماع محلی شان برای بسیاری زنان در استرالیای روستایی فعالیتی عادی است.

یک تصویر قدرتمند از هویت جنسی در حومه شهر این بوده که زنان به عنوان نیروهای کمکی نقش حماتی یا «نامرئی» بازی می کنند. زنان به عنوان «دیگری» ایجاد شده اند که در آن به عنوان کمک و یار، همسر، مادر، خانه دار یا عموماً تابع کار اقتصادی برتر مردان درک می شوند. عدم شناخت زنان در نشریه های رسمی مباحثه ای جداسازی را تقویت می کند. برای Grace (1994) مزرعۀ خانوادگی هم مفهومی جنسی شده است و این که مزرعه قلمرو مرد است و خانواده قلمرو زنان.
زنان در شهرستان های محلی نامرئی بودن را تجربه می کنند

که دو محور برجستۀ قدرت شایع است : اول، قدرت مادی مرد و وابستگی اقتصادی زنان؛ و دوم ایدئولوژی جنسیت که فعالیت های مردان را غالب و اولی و فعالیت زنان را مادون و پست تعریف می کند. بسیاری زنان این نمایندگی برتر از هویت جنسی شان را با مکان شان در حدود فعالیت خصوصی خانه پذیرفته اند. ولی در دنیای روز افزون بهم پیوسته شونده نگرانی ها و موضوعات وسیعتر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی از فرهنگ های محلی سوء استفاده می کنند و اسلوب موجود را به چالش می کشند. سازمان های جدیدتر زنان در مناطق روستایی توسعه یافته اند

، که نقش فراگیرتری را برای زنان افزایش می دهند. جایی که گروههایی سنتی برای جمع کردن پول از مهارت های خانگی استفاده می کنند، گروههای معاصر برای جستجوی تأمین بودجه از دولت ها و دیگر هیأت های تأمین بودجه از تحقیقات و مهارت های سلطه پذیری استفاده می کنند سازمان های سنتی بر زنان به عنوان مادران و پرستاران تمرکز داشتند، در حالی که حد و فعالیت خانگی آنها را در جامعه در گروههایی زنان بسط می دهند. بسیاری از سازمان های معاصر موضوعات گسترده تر اجتماعی نظیر محیط با عضویت صرفاً زنان را پوشش می دهند.

برنامه های فعالیت زنان مثل شبکه زنان روستایی ویکتوریا برای « تضمین این که زنان به مهارت ها، دانش و پروسه ها برای مشارکت فعالانه در تصمیم گیری عمومی درون جوامع شان دستیابی دارند» تمرکز خاصی داشته است. ظهور زنان در شهرستان ها در موقعیت های مدیریتی در توسعۀ اقتصاد محلی در ویکتوریای جنوب غربی گواه بیشتری را ارائه می دهد که روابط جنسیتی در استرالیای روستایی در حال تغییر است. آیا این به معنای تغییر موقعیت زنان در ویکتوریای جنوب غربی است. آیا توسعۀ اقتصاد محلی با افزایش مشارکت زنان در تصمیم گیری محلی زنانه شده است؟ این مقاله به شناخت و فهم این سؤالات با بررسی فعالیت ها و انگیزه های زنان در نقش های مدیریتی ۱۵ شهرستان روستایی در ویکتوریای جنوب غربی کمک می کند.

ما با ایجاد چارچوب تحلیل بر مبنای اقتباس مفهوم و برداشت هندرسون از «الگوهای در حال پیشرفت» شروع می کنیم. مباحثه این است که الگوهای قدیمی تر اجتماعی یا مدل های پذیرفته شدۀ متعارف برای نحوۀ عمل دنیا با تغییر شکل یافته، طرد می شوند یا جایگزین می شوند و در سطوح مختلفی عمل می کنند : ماکرو، مزو و میکرو. سطوح متفاوت در این مقاله به ماکرو مدل هایی از پدرسالاری، فرو مدل هایی از توسعۀ اقتصادی و میکرو مدل هایی از مدیریت اشاره دارند. به این روش است که این سه سطح تقسیم می شوند و نحوۀ تغییر شکل شان است که توضیح زنان و مدیریت در ویکتوریای جنوب غرب را به اطلاع می رساند. به دنبال شرحی از متدهای جمع آوری داده ها و با رفتار اجتماعی منطقۀ جنوب غرب، ما از این چارچوب برای تحلیل مصاحبه ها با ۱۵ زن استفاده می کنیم.

۲ ) تغییر الگوها :
برای بیان این که جوامع روستایی دستخوش تغییرات ساختاری عظیم هستند و خود را برای سرو کار داشتن با انواعی از فشارهای جهانی، ملی و محلی تطبیق می دهند تقریباً پرواضح است. با این حال زندگی استرالیایهای روستای به طور متفاوتی تحت تأثیر این قرارداد که تأثیرات متعددی بر زندگی شان را جذب می کنند، منحرف می کند یا تغییر شکل می دهند. عقاید مختلف در مورد سازمان اجتماع محلی چیزی را بنا می کند که الگو نامیده می شود

که در اینجا برای معنای چیزهایی مثل مدل مقبول شدۀ متداول برای نحوۀ عمل دنیا، یا چارچوب زیربنایی برای نگریستن کلی به جهان به کار می رود. ولی الگوها ثابت و قطعی نیستند و اگر ناهنجاری شروع به ظاهر شدن کند مدل های قدیمی سازمان دهی فرمهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی اغلب تست می شوند. این نه فقط شامل تغییرات در فرمهای ساختاری بلکه شامل تغییر در گزینش های فردی افراد است.

تغییر از جامعه صنعتی به آنچه Beck «جامعۀ ریسک» می نامد با رفتاری جدید برای عمل سیاسی محلی مقرر می کند. وی بحث می کند که اطمینان از جامعۀ صنعتی با تأکیدش بر پیشرفت و نادیده گرفتن اجماع رأی در مورد خطرات اکولوژیکی بر تفکر و فعالیت افراد و بنیادها در جامعۀ صنعتی تفوق داشته است. گرچه، الگو در حال تغییر است و از افراد انتظار می رود با انواع بسیاری از ریسک های مختلف متناقض دو طرفه، جهانی و فردی زندگی کنند.

توجیه Beck به ما روشی برای استدلال نظری در مورده نحوۀ تأثیرگذاری تغییر الگو از جامعۀ صنعتی به جامعۀ ریسک ارائه می دهد به طوری که افراد بیوگرافی های خود را به گونه ای تغییر شکل می دهند که آنها را به انواع جدیدی از تشکیلات اقتصادی هدایت می کند. هندرسون از Beck استفاده می کند تا بحث و استدلال کند که تغییر به جامعۀ ریسک «الگوهای در حال پیشرفت» را تشکیل می دهد. جهانی سازی، توسعه های تکنولوژیکی، تجدید سازمان اقتصادی و صنعتی، آیین نامه زدایی، و برتری ایدئولوژیکی خِرَدگرایی اقتصادی در استرالیا همگی محیطی از عدم اطمینان را برای مردم در جوامع روستایی خلق کرده اند. برای Lupton ، این عدم اطمینان افراد را به ارزیابی مجدد ریسک های شان از نظر تغییرات ساختاری و فردی و رخ داده در بافتارهای خاص اجتماعی فرهنگی و تاریخی هدایت می کند. در ویکتوریای جنوب غربی، مشارکت زنان در توسعۀ اقتصاد محلی مورد توجه است. فعالیت این زنان در بافتار چند سطحی توضیح داده می شود.

تغییرات در سطوح جهانی، ملی و محلی بر بیوگرافی این زنان اثر گذاشته است. شرایط تغییر یافتۀ آنها به لحاظ شخص و ساختاری به آنها انگیزه داده تا در تعریف دوبارۀ توسعۀ اقتصاد محلی نقش های کلیدی ایفا کنند.
تغییر الگوها که بر بافتار این شیوۀ عمل زنان در ویکتوریای جنوب غربی اثر دارند در جدول ۶ خلاصه می شوند.

تؤام شدن تغییرات گسترده تر جهانی تغییرات کلان ساختاری عمده ای در نظام جنسیتی در استرالیا بود. که به تغییر شکل های جزئی برخی از حمایت های بنیادی پدر سالارانه می انجامد. تغییرات در پروسه های قانونی و تنظیمی بسیاری از نهادهای دولتی و خصوصی از قبیل فعالیت مثبت تا حدودی برخی از موانع ساختاری را برای زنان در نیروی کار و زندگی عمومی در استرالیا حذف کرده است. فرمهای دیگری از تجدید سازمان تغییرات اجتماعی را تحمیل کرده اند که زنان بیشتری را در انواعی از حدود فعالیت های حرفه ای، تجاری و عمومی دیده است.
تغییر در سبک زندگی به زنان مختلف فرصت هایی برای انتخاب روشهای متناوب زندگی مثل چگونه، کی و آیا بچه بزانید داده است.

تغییرات کلان در نظام جنسیتی هم به تنوع در روابط جنسیتی منجر شده است. زنان جوان تر حالا طیف گسترده تری از گزینه ها را برخلاف زنان مسن تری دارند که گزینه ها و انتخاب های زندگی شان را در نظام جنسیتی ای انجام داده اند که بیشتر خانواده محور بودند. بسیاری زنان یا برای گسترش دادن جای شان در جهان مبارزه کرده اند یا از فرصت هایی بهره جسته اند که از مبارزات نسل های قبل به روی شان گشوده شده اند. پروسه نه تنها در مورد حذف محدودیت های ساختاری بلکه در مورد انتخاب های فردی هم هست. در این مفهوم، بیوگرافی خود زنان و نحوۀ تقسیم کردن آن با تغییرات ساختاری محلی است که به شرح رویکردشان در توسعۀ اقتصادی کمک می کند.

در سطح مزو، در رویکردها به سوی توسعۀ اقتصاد محلی تغییراتی وجود داشته است. مناقشۀ قدیمی تر صنعتی شامل راهکار «دودکشی» بر توسعۀ اقتصاد محلی است که به نظر می رسد سرمایه گذاری از بیرون را با استفاده از دامنه ای از اقدامات ابتکاری جلب و جذب می کند که به ساکنان محلی تعلق می گیرد. چنین رویکردی بر حسب فرضیه های نئولیبرال تأثیر trickle down پیش بینی می شود که سلامتی اجتماع فرضاً توسط تولید فزاینده سرمایه در محلیت اصلاح می شود. امتیازات مالیاتی، تبصرۀ زیرساخت و دیگر مصارف اجتماع برای کمک به تولید سرمایه استفاده می شوند. پذیرش رویکردهای نئولیبرال برای مدیریت بخش خصوصی با افزودن اعتماد و اطمینان ایالات محلی به اصول مبتنی بر بازار، پروسه را تشدید می کند. یک پیامد خاص تخریب زیرساخت های ایالت محلی است که به اقدامات نوآورانه ای می انجامد که وظایف را به گروههای محلی غیرمنتخب مثل نخبه های تجارت انتقال می دهد.

عمدۀ این مقاله بر توسعۀ اقتصاد محلی در واقع با توسعه سروکار ندارد بلکه به رشد می پردازد. این تمرکز بر رشد توسعۀ اقتصادی را به سرمایه گذاری جدید یا تجارت جدید به عنوان یک نهاد محدود می کند و چنین رویکردهایی در واقع با بسیاری موضوعات محیطی و عدالت اجتماعی سروکار ندارد. بر طبق Piore ، مگر این که این سیاست ها فراگیر باشند، اجتماع صرفاً برای نفع سرمایۀ خصوصی بهره برداری می شود.

رویکرد دیگر توسعۀ اقتصاد اجتماع است که بر توسعۀ مکانیزمهای مشارکتی برای بهبود تابعیت محلی تمرکز دارد. به معنای «اصلاح بهزیستی مادی» و همین طور اصلاحات در «توزیع درآمد و مشارکت بیشتر افراد و گروهها در مورد مسیرهای کلی بهزیستی در اجتماع» است. این رویکرد «فرد را نه تنها به عنوان کارگر یا مصرف کننده تصور نمی کند بلکه به عنوان انسانی می داند که در بسیاری شبکه ها محاط است. تأکید در این رویکرد بر تمرکز روی بافتار گسترده تر اجتماعی، فرهنگی و سازمانی است که تمام بخشهای اجتماع گنجانده می شوند.»

سطوح کلان و فرو بر «الگوهای در حال پیشرفت» در سطح خرد اثر گذاشته اند که شامل پروفایل عمومی تری برای زنان است. Brandt مباحثه و استدلال می کند که عدم مشهود بودن زنان «اشاره به این واقعیت دارد که بسیاری فعالیت های ضروری در بهزیستی انسان رسماً بخشی از اقتصاد تلقی نشده اند.»
اقتصاد متعارف شامل کارپرداخت شده، فعالیت های بازرگانی و ایجاد پروفایل است، در حالی که کمکهای داوطلبانۀ زنان در بهزیستی جوامع محلی بخشی از اقتصاد متعارف متصور نشده است.
هرچند اقتصاد محلی حالا در حال دربرگیری فعالیت های «نامرئی» در دستور جلسۀ توسعۀ اقتصاد محلی است. تأکید بر روی فرهنگ، توارث، و محیط به عنوان منابع قابل خرید و فروش در توسعۀ اقتصاد اجتماع در زنانه کردن پروسه در ویکتوریای جنوب غرب قابل ملاحظه است. جایی که منابع اقتصاد متعارف نظیر دودکش ساختمان ها «برای حفظ توسعۀ اقتصاد محلی ناکافی اند، فرمهای جدیدتری مثل توریسم فرهنگی یا میراثی پایه گذاری شده اند. به دست آوردن حمایت اجتماع برای ابداع دوبارۀ منابع محلی مثل کالاهای میراثی و فرهنگی و سبکهای مدیریتی گشتاری عموماً در این پروسه سازگارترند.»

در حالی که مدیریت گشتاری خاص مردانه نیست اغلب با زنان در نقش های مدیریتی همراه می باشد. به عبارت دیگر، زنان بیش از مردان گشتاری تلقی می شوند چون ایشان پرورش دهنده تر، حساس تر و به دیگران علاقه مندتر هستند. این ایده که زنان نوعی خاص از سبک مدیریت را دارند حول مناقشۀ مهربانی پدید آمده است. زنان مشارکتی تر و اشتراکی تر تلقی می گردند، بر زیردستان شان کنترل کمتری اعمال می کنند، سبک ذاتی تری دارند و در روابط شان همدلانه تر هستند.

هرچند، موقعیت های ضرورت گرایی که رفتارهای «زنانه» مثل پرورش و مهربانی عیار مدیریت زنان هستند به طور زیادی مشکل آفرین اند. (Black mare در ۱۹۹۹ مباحثه می کند که فعالیت زنان از مناقشه های توسعه یافتۀ تاریخی ای مشتق می شوند که در زندگی روزانه و فعالیت زنان در خانه، محل کار، و اجتماع گنجانده شده اند. به بیان دیگر، این مدل های مدیریتی ضرورتاً زنانه نیستند به لحاظ اجتماعی ساخته می شوند؛ به علاوه، ساختن سبکهای مدیریت زنان و مردان توجه را از تفاوت های سیاسی میان خود زنان دور می کند.

با این حال، نقش های مدیریتی زنان در توسعۀ اقتصاد محلی در شهرهای کوچک روستایی در ویکتوریای جنوب غرب در حالی که دامنۀ وسیعی از سبکها را دربر دارد شامل برخی خصوصیات معمول نمی باشد. تمایل و گرایش طبیعی آنها در استفاده از منابع محلاً خلق شده آنها را قادر ساخته که به اجتماع شان به عنوان ابزاری از توسعۀ محلی بنگرند. این نادیده گرفتن یاری مردان در توسعه اقتصاد اجتماع نیست. در عوض، تأکید بر نقش سیاست های زنانه در اعلام صریح اسلوب قبلاً «نامرئی» در خلق دستور جلسۀ سیاسی محلی می باشد. همان طور که مصاحبه با زنان در ویکتوریای جنوب غرب نشان می دهد، ایشان دیگر نقش حمایت سنتی ایفا نمی کنند بلکه مدعی نقش عمومی برای زنان در تصمیم گیری در سطح محلی می باشد.

۳ ) جمع آوری داده ها و محیط جنوب غرب :
چشم انداز فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی جنوب غرب در طول دو دهۀ گذشته دستخوش تغییر قابل توجهی شده است. تغییرات در بازارهای کالاهای بین المللی به تغییر شکل چشم انداز فیزیکی کمک کرده است. برتری پشم به عنوان صادرات اصلی منطقه با افزایش در برداشت محصول، تولید لبنیات و کاشتن الوار جایگزین شده است. در ۹۱ – ۱۹۹۰ ، صنعت اصلی با استفاده از زمین تولید پشم بود ولی تا ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ در تولید پشم کاهش % ۲۸ وجود داشته است. به لحاظ تعداد کلی گوسفندان برای پشم و تولید گوشت بره، ۱/۱۰میلیون گوسفند در ۹۱ – ۱۹۹۱ و ۹/۷ میلیون گوسفند تا ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ بوده است. برداشت محصول وسیع آکر از حدود ۶۲۰۰۰ هکتار در ۹۱ – ۱۹۹۰ به ۲۰۵۰۰۰ هکتار تا سال ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ (۳۳۰ درصد) گسترش یافت، که ۱۰ درصد از کل مساحت ملک مطلق است. مزرعۀ لبنیات سازی هم از ۳۰۰۰۰۰ به ۳۰۰۰۰۰ هکتار در این دهه (% ۳۰) افزایش یافت. کاشتن الوار برای تولید bluegum در ۹۱ – ۱۹۹۰ وجود نداشت ولی تا پایان ۲۰۰۱ – ۲۰۰۰ مقدار ۴۰۰۰۰ هکتار را اشغال کرد که % ۴ از مساحت کشاورزی ویکتوریای جنوب غرب است. هر چند این هنوز در مبنای منطقه ای غیرقابل ملاحظه است، ولی توسعۀ با سرعت رخ داده است. در گوشۀ جنوب غرب منطقه متمرکز شده است در حالی که عمدتاً تولید گوشت گاو، گوسفند و لبنیات را در آن مناطق جایگزین کرده اند.

این تغییرات فیزیکی بر محیط اقتصادی و اجتماعی برای شهرهای کوچکی که به این مناطق روستایی سرویس می دهند اثر گذاشته اند. در مجموع، جمعیت در جنوب غرب به طور منطقی حدود ۹۷۰۰۰ نفر ثابت مانده است ولی به مراکز بزرگتر، به خصوص Warrnambool مهاجرت قابل توجهی وجود داشته است. مزارع خانواده را به کشاورزان مجاور فروخته شده یا به شرکت های الوار سازی که منجر به کاهش جمعیت شده است. تعداد جمعیت مشغول در کشاورزی، جنگل داری، ماهیگیری و شکار از ۵۵۴/۱۲ نفر در ۱۹۷۱ به ۹۳۱۶ مقر در ۱۹۹۶ کاهش یافته است.

این تغییرات برای شهرستان های مورد مطالعه کاملاً قابل ملاحظه بوده اند. پایه گذاری خروجی های بزرگ و ارزان خرده فروشی در مراکز منطقه ای مثل Warrnambool ، همیلتون، و پورت لند هم عمدۀ تجارت محلی در شهرستان های کوچک را به طور غیرقانونی منتقل کرده است. با اتوماسیون بیشتر و کاهش تقاضای محلی، بانک ها جوامع کوچک را به طور غیرقانونی منتقل کرده است. با اتوماسیون بیشتر و کاهش تقاضای محلی، بانک ها جوامع کوچک را ترک کرده اند. از B شهرستان انتخاب شده برای این مطالعه، ۹ شهر بانک های شان را در دهۀ گذشته از دست داده اند.

تأثیر سیاست های نئولیبرال در ایالت و دولت های فدرال کاهش سریعی در بسیاری خدمات دولتی محلی را شاهد بوده است. تعداد مدارس با کاهش جمعیت کم شده و دولت ها در توزیع خدمات در مناطق شهری و روستایی خواهان یکپارچگی بیشتری هستند. آمیختگی مدارس و تعطیلی مدارس تعداد کلی مدارس دولتی را از ۱۲۰ در ۱۹۹۰ به ۷۴ مدرسه در ۲۰۰۰ کاهش داده است. بیمارستان های کوچک با در بدنه های منطقه ای بزرگتر ادغام شده یا به عنوان مراکز سلامت جامعه نوآوری شده اند. این به معنای کاهش پزشکان محلی و داروسازان بوده چون خدمات برای رفع معیارهای مالی جدید توجیه شده اند. ادغام دولت های محلی در منطقه هم به معنای از دست دادن گسترۀ وسیعی از شغل ها و منابع محلی بوده است.

تعداد شهرداری های منطقه از ۱۸ در ۱۹۹۴ به ۵ تا سال ۱۹۹۸ کاهش یافته است. ۶ شهرستان در این مطالعه نهاد دولتی محلی شان را در ادغام های دهه ۱۹۹۰ از دست داده اند و ۶ تای دیگر زیرساخت دولت محلی مثل انبارگاه ماشین آلات را از دست دادند. مشکل دیگر عرضۀ قراردادهای گسترده بود که بیشتر به افراد خارج از شهرستان ها اعطا شد. نتیجه کلی کاهش جمعیت در شهرستات با افت همانید در منابع اجتماعی و اقتصادی بوده است.

در عین حال، پروفایل جنسیتی منطقه در طول دو دهۀ قبل عوض شده است. درصد مشارکت زنان در نیروی کار محلی از ۵/۳۷ درصد در ۱۹۸۱ به % ۴۲ در ۱۹۹۶ افزایش یافته است. سطوح صلاحیت زنان در منطقه هم در طول دو دهه قبل زیاد شده است. تعداد زنان با مدرک لیسانس از ۳۶۳ نفر در ۱۹۸۱ به ۲۰۱۷ نفر در ۱۹۹۶ افزایش یافته در حالی که تعداد افراد با دیپلم های فوق لیسانس از ۲۰۴ به ۵۵۶ نفر و مدارج بالاتر از ۲۴ به ۹۳ نفر افزایش یافته است. حجم فارغ التحصیلان (% ۶۴) در حرفه های آموزش و سلامت است. این تغییرات بازتاب کنندۀ تغییرات بیوگرافی در زندگی زنان در ویکتوریایی جنوب غرب هستند که بر ساختار اقتصادی و اجتماعی محلی تجاوز می کنند.

۴ ) جمع آوری دیتا :
Sorenson , Epps (1996) مباحثه و استدلال می کنند که فقط دولت محلی می تواند مدیریت در شهرستان های روستایی کوچک را تدارک کنند، چون «مسیر توسعه ای وسیعتر موردنیاز در مکان های کوچک را فراهم می کنند، در حالی که ابعادی مثل مفهوم اجتماع، توسعۀ محیطی و توسعۀ امکانات فرهنگی و اجتماعی» را فراهم می کنند. آنها از راه قیاس پیش بینی می کنند که مدیریت در جوامع کوچک از دولت محلی حاصل می شود. متناوباً، ایشان رایزنان ارشد و مقامات مسئول دولت محلی را برای بررسی شان هدف قرار دادند. هرچند، در حالی که Sorenson , Epps از زنان در پستهای مدیریتی تذکر می دهند، زنان را به عنوان متغیری مجزا در تحلیل شان درنظر نمی گیرند. حتی، تعداد زنان گنجانده شده در پستهای مدیریتی در سطح دولت محلی در ویکتوریا فقط % ۲۶ از رایزنان (یا عضو مجلس شورا) هستند، % ۲۱ از شهرداران و % ۱۰ از مدیران دولت محلی هستند. جنوب غرب این ارقام را با زنانی بازتاب می کنند که نماینده ای از % ۲۱ از اعضای مجلس شورا، % ۲۰ از شهرداران و هیچ مدیر دولت محلی بودند.

در این بررسی، هیچ یک از ۱۳ شهرستان غیر از یکی از مراکز دولت محلی بودند. همگی بخشی از استانها با مقر دولت محلی واقع در شهرستان های بزرگتر یا مراکز منطقه ای بودند. ۳ تا از این شهرستان ها اعضای مجلس شورای محلی داشتند که نمایندۀ ایشان بودند ولی ۱۰ تای دیگر خیر. این شوراهای توسعۀ محلی در شهرستان ها بود که منجر به موضوعات توسعۀ محلی شدند. دولت محلی اغلب با حمایت این گروههای محلی در تلاش شان جهت توسعۀ شهرستان های شان یاری می شد. هرچند، مدیریت خاص محلیت است و شهرهای انتخاب شده در بررسی، همگی شامل زنانی بودند که منشی، مسئولان امور مالی شرکت و رؤسای این شوراهای توسعۀ محلی بودند.

متد جمع آوری دیتا در این مطالعه از شناخت شناسی زنانه ای استفاده می کند که «ماهیت ذهنی دانش را مورد تأکید قرار می دهد، تا برای مشروعیت تجربۀ فردی زنان به عنوان روشی معتبر از دانستن و شناخت دنیای اطراف مان مباحثه کند. ما برای شرکت کنندگان از ادارات شورای محلی در منطقه جزئیات تماس را به دست آوردیم و اسامی سه شرکت کنندۀ دیگر در مطالعه را گرفتیم. سپس به ۱۵ زنی نزدیک شدیم که رضایت برای حضور و شرکت در مطالعه داشتند.»
معیارهای دربرگیری در این مطالعه معلوم کرد که شرکت کنندگان اخیراً در نقش مدیریت در شهرستانهای بین ۲۰۰ و ۳۰۰۰ سکنه بودند، که از آنها فعلاً ۳۸ تا در ویکتوریای جنوب غرب وجود دارند در حالی که مراکز منطقه ای Warrnambool ، همیلتون و پورت اند استثنا شدند. چهار استان در مطالعه طبق جدول ۲ نشان داده می شوند.

با هر یک از شرکت کنندگان در زمان مناسبی مصاحبه شد و مصاحبه زمانی روی نوار ضبط شد که اجازه انجام آن گرفته شده بود. مصاحبۀ نیمه سازمان مند شده بر چهار بعد عمومی مشارکت زنان در پروسه های توسعۀ محلی متمرکز بود. پیوستگی شان با شهرستان، تاریخچۀ فردی شان از مشارکت اجتماعی، انگیزه های شان برای دربر گرفته شدن در امور محلی و دیدگاههای شان از چالش هایی که در مسیرشان به سوی نقش های مدیریتی در توسعۀ اقتصادی مواجه اند. مصاحبه ها در خانۀ زنان یا محل کار اجرا شدند، که حسی از غیررسمی بودن با خانواده، دوستان و مراجعانی ایجاد کرد که اغلب جلسه را مختل می کنند. به محض آوا نویسی کردن مصاحبه ها و دادن اسامی مستعار به شرکت کنندگان، برای الگوهای تشابه و تنوع از نظر تجربه های فردی زنان در فعالیت اجتماعی تحلیل و تجزیه شدند.

پروفایل جمعیت شناسی ۱۵ زن در بسیاری از جهات بسیار متنوع بود (جدول ۳ ) :
• از نظر سنی از اوایل ۳۰ سالگی تا دهه ۷۰ طبقه بندی شدند.
• همگی غیر از یک نفر ازدواج کرده بوده یا هستند و دو زن دوباره ازدواج کرده و دو نفر دیگر شوهر مرده بودند.

• اکثر زنان مسن تر مدرسه را در اوایل ورود به نیروی کار دستمزدی ترک کرده بودند هرچند سه نفر مثل جوان ترین شرکت کننده به کالج یا دانشکده رفته اند.
• تجربه های شغلی زنان با ۳ ورود متغییر به قلمرو شغلی متمایز مردانه تلقی شده است : صنعت بیمه، مدیریت پروژه و راندن کامیون.

علی رغم تنوع و گوناگونی بیوگرافی های فردی زنان، الگوهای نسلی در زنان مسن تری مشهود است که زودتر مدرسه را رها کرده و در اوایل نوجوانی شان کار را شروع کرده بودند، سپس مقداری از زمان شان از استخدام پرداخت شده را برای بازگشتن در بعد صرف کردند. زنان جوان تر آموزش بعد از راهنمایی را تمام کرده و در مشاغل حرفه ای و نیمه حرفه ای کار می کنند. به بیان دیگر، مشارکت اجتماعی زنان بدون اهمیت به تفاوت های نسلی بوسیلۀ دورۀ عمرشان شکل می گیرد. بسیاری اولین تجربه های مشارکت اجتماعی شان را در نوجوانی کسب کردند که با شرکت در کمیته هایی وابسته به کودکان شان مثل مهد کودک مدرسه و کلوپ ها، و سرانجام مشارکت در طیف گسترده ای از سازمان های اجتماعی ادامه یافت. این الگو هرچند برای زنان جوان تر با کودکانی که اغلب مشارکت فعال شان را وابسته به فرزندان شان و در اجتماع گسترده تر ترکیب می کنند روشن و صریح نبود.
همچنین قابل ملاحظه است که وابستگی های مستحکم با اجتماع محلی به جای آن که استثنا باشد هنجار است؛ فقط یک شرکت کننده به تازگی از منطقۀ شهری به جنوب غرب رفته است. زنان دیگر در شهرستان مربوط بزرگ شده، در آن ازدواج کرده یا با خانواده های شان بیش از ۱۵ سال به آنجا نقل مکان کرده بودند.

۵ ) زنان و تغییر در ویکتوریای جنوب غرب :
بیوگرافی های ۱۵ شرکت کننده در مطالعه نشان می دهد که در موضع زنان در تصمیم گیری در تعدادی از شهرستان های کوچک ویکتوریای جنوب غرب تغییری وجود داشته است. این زنان حالا برای مناقشه های پدر سالارانه ای که هنوز در شهرستان های کوچک واضح اند چالش می کنند. از طریق مدیریت آنها در سازمانهای توسعۀ اقتصاد محلی شروع به ایفای نقش مهمتری در تصمیم گیری محلی می کنند.

۱ . ۵ ) سطح کلان : چالش با برتری پدرسالارانه :
اکثریت شرکت کنندگان در این مطالعه به خوبی آگاهند که موضع شان در اجتماع توسط زندگی خانوادگی محدود می شود.
خوب، اکثر زنانی را که می شناسم مطمئن می سازند که غذا و همه چیز سازماندهی شده و من فکر می کنم با احساس تقصیر مواجه می شوند که باید در خانه باشند (Pam).

…. اگر مجبورباشی بچه ها را برداری و بعد مجبور باشم بروم و جلسه داشته باشم. چیز دیگر این است که با آن بسیار تحلیل رفته باشی و خانواده را در درجۀ دوم قرار بدهی. و فکر می کنم این یک چیز مردانه است …. ولی وقتی مادر باشی و مراقب می نشینی و به خودت فکر می کنی، من در تماس تلفنی همیشه اوقات به این موضوع می پردازم و فقط بچه ها را نادیده می گیریم (Sharan)
…. مشکلات، لجستیک دورماندن از مزرعه برای یک هفته. با کودکان چه می کنید؟ پشتیبان کار وقتی به خانه بر می گردی. و همین طور تلاش برای توضیح به خانواده های شان که چرا ضرورت داشت، چرا آنها این را می خواستند (Joan) .

تمام شرکت کنندگان تحت اثر وجود تبعیض جنسی مستمر در جوامع شان قرار دارند. موضع مردان در جوامع محلی در قلمرو عمومی ای تقویت می شود که در آن به اکثر زنان مورد بررسی به عنوان «ماهیت clubbie» مردان در سازمان های شان اشاره می شود :
اینجا چیزی برای اتصال بدان وجود ندارد.فقط از شبکۀ دانش آموزان پیشین، فقط کلوپ Rotary از این نوع است (Sharon).

… آنها حس کردند که فوتی کلاب برای مدتی طولانی رواج داشته که مورد استقبال قرار نمی گیرند چون باعث می شوند که برای رفتن حس خوشایندی نداشته باشی (Vanessa) .
…. پس نوعی از کلوپ پسران آنجا وجود دارد و من می دانم دست دادن محرمانه ای برای گروهی از چیزها وجود دارد که آنها دارند. این خوبه. منظورم این است که مردها بدان نیاز دارند و این قسمتی از فرهنگ ماست ولی آنجا مانعی وجود دارد (Pam).
و من یک عضو مجلس شورایی را مراقب بودم که مرد است و گفت آیا من از حمایت تو برخوردارم؟ او گفت : قطعاً نه، شما یک زن هستی (Joy).

مناقشانه های سنتی مردانه هنوز در بسیاری از جهات روابط قدرت محلی واضح اند و اکثر شرکت کنندگان موقعیت دو جنبه ای زنان را در سازمان محلی تأکید می کنند.
در میان مردان در برقرار کردن برای نامگذاری زنانی که دهن دریده اند یا ایده های خود را بیان می کنند یا با چیزی مخالفت می کنند که مؤسسه انجام می دهد به عنوان زنان دیوانه گرایش وجود دارد. درست مثل دوره های قدیم که عادت داشتند جادوگران را در میخ های چوبی بسوزانند (Sharon).
… آنها همگی تا وقتی از تو حمایت می کنند که زیاد مبارزه طلبی نکنی. ولی اگر فکر کنند خیلی از راه دو رشده ای، اعتبارت را از دست می دهد و همه نوع اسمی به تومی دهند. در حالی که اگر یک مرد باشد، خوب این یک ایدۀ خوب است (Pam).
این همان چیزی است که بدان به عنوان «قید دوبل» اشاره می شود که فرمان ها برای هر دو گزینه استفاده می شوند. به عنوان مثال، زنانی که بی پرده سخن می گویند پنداشته می شود خارج از موضع باشند در حالی که زنانی که ساکت و خاموشند نادیده گرفته یا مرخص می شوند.

در این بعد، زنانی که در زندگی عمومی موفق اند جدا و متفاوت از مردان بررسی می شوند. استنباط این انتظار و چمشداشت است که زنان باید کار منشی گری انجام دهند، واکنش پیش پا افتاده در اکثر مصاحبه ها، مناقشۀ سنتی این است که موقعیت مردان در سازمان باید رئیس باشد همان طور که در یک مصاحبه مشخص شد :

من باید اقرار کنم احتمالاً هیمشه فکر می کردم که نقش رئیس در شورای پیشرفت نقش مرد است و من جرأت می کنم بگوییم که این بدان علت است که به نظر می رسد ایشان حمایتی بیش از زن را در سالهای گذشته جذب کرده است. (Patricia)
بسیاری از شرکت کنندگان مباحثه می کنند که مادامی که «قید دوبل و دوتایی» وجود دارد، محیط متغیر اجتماعی بدان معناست که زنان می توانند به تصمیم گیری محلی دسترسی بیشتری داشته باشند.

آنها این تغییر را به فاکتورهای متعددی نسبت می دهند. برخی شرح می دهند که «زنان فقط مطمئن تر و آگاه تر شده اند» و «دیگر مخلوقات کم اهمیت کوچکی در حاشیه» نیستند.
آنها، فکر می کنم، سطح اعتماد به نفس بالاتری نسبت به ۲۰ یا ۳۰ سال قبل دارند و برحی از آنها احتمالاً سطح بالاتری از تحصیلات را دارند. (Ann)
دیگران پیشنهاد می کنند که تغییرات به واسطۀ فاکتورهای اجتماعی و محیطی هستند :
صنعت پشم در پسرفت کاملاً عمیقی بود. این بدان معنا هم است که بسیاری مردان مجبور بودند از کمیته های محلی ای که در آنها احتمالاً خیلی فعال بودند مثل انجمن های مدرسه عقب نشینی کنند و زنان آن نقش ها را به عهده بگیرند. (Denise)

گاه گاهی زنان از استراتژی خطرجویی استفاده کرده اند که نقش های زنانۀ متداول را با اتخاذ اسلوبی به چالش کشیده که به عنوان مرد کدگذاری شده اند. یک زن به تشکیلات آتش نشانی محلی ملحق شد، در حالی که نقش رانندگی ماشین آتش نشانی را به عهده گرفت. همان طور که مطرح می کند :
پس گواهی نامۀ کامیون را گرفتم و دوستش داشتم. دوست نداشتم کسی به من بگوید نمی توانی این کار را بکنی چون یک زن هستی. بی اهمیت و فاقد جذابیت، آنها را ساده لوح پنداشتم. چه کسی اهمیت می دهد!

من مثل تو هستم غیر از آن که دستگاههای فرعی مان اندکی متفاوتند؛ مال شما آنجا است و مال من اینجا، (Gay)
با تغییر در قانونی کلوپ های Lian در اواخر دهۀ ۱۹۹۰ بعضی زنان اعضای تمام وقتی شدند که نقش شان را به عنوان ماده شیرهایی بازتاب می کنند که بازوی خانگی Lian ها بوده اند. همچنین بعضی شرکت کنندگان برای اطمینان دادن این که به نقشی حمایتی زنان سنتی از معرکه خارج نمی شوند، تلاش آگاهانه وجود دارد همان طور که اعلام نظر ذیل نشان می دهد :
ما نگران بودیم، که به ما کارهای خانگی داده می شود. گذاشتیم همه بفهمند که ما این را نمی خواهیم. ما اسامی مان را غیر از چیزی برای کمیته دادیم که به عنوان زن شناخته شوند (Madge)
در حالی که شرکت کنندگان همگی مشتاق به دفاع کردن از خود به بیان نظرشان در پروسه های تصمیم گیری شهرستان بودند همگی این را پروژه ای زنانه تلقی نکردند. مفهومی مستقل از «سندرم گمنامی زنانه گرایی» در میان شرکت کنندگان وجود داشت جایی که زنان در واقع شیوۀ عمل زنانه را افزایش می دهند ولی دوست ندارند به عنوان زن تصور شوند (Teather , 1996)
فکر نمی کنم که شما این نظریۀ فمنیست در شهر را درک کنید. من فقط می توانم از آنچه که در اجتماعات مان یافتم صحبت کنم و با جرأت می گویم شاید در مناطق شهرستان ما اندکی متفاوت دیدمش (Lesley)
نگاه کنید، اگر زنی بتواند کاری را بهتر از آدم بی اهمیت انجام دهد. بی اهمیت است. حوزه هایی وجود خواهد داشت که افراد بهتر از آن زن کاری را صورت دهند. پس، نه، من اصلاً فمنیست یا طرفدار حقوق زنان نیستم. (Gay)

همچنین در مورد نقش سازمان های خاص زنان نظریه و عقیده ای وجود دارد.
من در واقع به او گفتم چرا می خواهی برای زنان در دولت محلی شورا و انجمن ایجاد کنی چون مردها هم انجمن ندارند. حس کردم این گامی به عقب است (Madge)
من به این زن در کار کشاورزی با بدبینی نگاه کردم چون فکر نمی کنم داشتن سازمان خاص زنان سودبخش باشد … رؤسای فدراسیون کشاورزان دیکتوریا زن بود. و آنها فقط در صورتی به این پست ها می رسند که در مسیر اصلی قرار بگیرند. اگر با زنان در کشاورزی ادغام شوند هرگز آنها را نمی گیرند (Helen)

هرچند، در میان این گروه افرادی هم بودند که جداً طرفدار استفاده از گروههای زنان برای قراردادن آن ها در تصمیم گیری اجتماع محلی بودند. ۳ تا از زن ها در شبکۀ روستایی زنان، برنامۀ مورد حمایت دولت برای کمک به زنان برای بدست آوردن مهارت های وسیع اجتماعی و اقتصادی، درگیر بودند.

۲ . ۵ ) فرولول : توسعۀ اقتصادی محلی
شهرستان های این مطالعه مثل بسیاری از شهرستان های دیگر راضی به حفظ شرایط و اوضاع کنونی هستند. تا زمانی که تغییرات عمده ای انجام شود. رویکردهای پیش گویانه یا کنش گرایانه ای که شامل آماده سازی طرحهای عمل هستند به ندرت در جای خود قرار داده می شود.

اغلب اوقات مکان های کوچک روستایی ظرفیت جمع آوری اطلاعات وابسته یا گستراندن تکنیک های تحلیلی برای توسعۀ استراتژیک را ندارند.