يك ماه پس از حمله تروريستي به ايالات متحده كه دنيا را در بهت و حيرت فرو برد ديويد دو David doe ، رئيس قسمت رشته هاي بيمه اي ويژه شركت با مسئوليت محدود آلـن هــو جـان سن Johnson Ltd, Alwen Hough. واقعه را اين چنين تفسير مي كند.
بعضي وقايع تاريخي وجود دارند كه تحولي تكان دهنده را در دنيـايي كه مـا در آن زنـدگـي و كـار مي كنـيم به وجـود مي آورند.
بي شك واقعه ۱۱ سپتامبر در زمره اين گونه حوادث تاريخي مي گنجد.

روبرت كي (Robert Kee) كتاب بسيار ارزشمندي بــه نام جـــهاني كــه پـــشت ســـر گذارده ايم، در مورد زندگي مردم انگلستان در سال ۱۹۳۹ به رشته تحرير درآورده است. اين كتاب تصوير بسيار جالبي از نحوه زندگي آن دوران كه به فرجام تلـخ جنـگ جهـاني دوم منـتهي شـد ارائـه مي دهد. اميد است كه بتوانيم با استفاده از تجارب آن دوران و انطباق آن با شرايط كنوني كه بــا آن مــواجــه هـــستيم، از عوامل ناخوشايند مشابه اجتناب ورزيم.

آن چه به هرحال قابل پيش بيني است آن است كه در يك دنياي تهديد شونده و خطرناك نياز به حفاظت در مقابل خطرات احتمالي و به تبع آن نياز به صنعت بيمه رو به رشد است.
هم چون ساير صنايع مهم ، صنعت بيمه نيز از حملات ۱۱ سپتامبر خسارات فراواني متحمل شده است كه عمدتاً حول دو محور دور مي زند. در حالي كه صنعت بيمه بدون شك براي اعلام هـرچنـد خـوشبـينانه خسـارت
بيــمه شــدگان تــحت فـشار رسـانـه هـا و

سرمايه گذاران قرار دارد، ليــكن در مقــطع كنوني بسيار زود است كه بتوان تخمين نزديك به واقع را ارائه داد.
عملكرد محتاطانه تر ديگري (كه توسط بيمه لويدز (Lloyd’s) انجام گرفته است) عبارت از خــودداري از اظهـار نظــر بــراي مــدت طــولاني تـر مي باشــد. يقــيناً تعـداد زيـــادي از بيـــمه گران اتــكايي كه از حجم

تخمين هاي اوليه خسارت‎ها متعجب بودند، با گذشت چند روز از واقعه كه ميزان خسارت تخميني به حدود دو برابر افزايش يافت، بهت زده شدند.
با اطمينان مي توان گفت كه در اثر فرار سرمايه ها پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر صنعت بيمه بيش از ۶۰ ميليون دلار متضرر شده است.
سهام شركت هاي بيمه حتي قبل از اين واقعه هم به سبب عدم تمايل سرمايه گذاران به اين نوع سهام، با ركود مواجه بود. در رابطه با افت تعداد بيمه نامه هاي صادره و ذخيره گيري در بيــــمه هاي اتـــومبــيل كه ســـبب ايـن ركود شده‎بود، مديريت و كاركنان بيمه هاي اتومبيل در لويدز مي بايد پاسخگو باشند.
در واقع فضاي تشويقي براي جذب سرمـايه گـذاران جـديد را به سختي مي توان ايجاد كرد.

صنعت بيمه طي ساليان دراز از جــامعه سرمايه گذاران عقب مانده بود، ولي قـبل از ۱۱ سپــــتامبر در حـــال جبـــران ايـن عقب افتادگي و بهبود وضعيت بازار بود.
در واقع با وجود شـــرايط مطـــلوب بـــازار سهام و جلب توجه سرمايه گذاران صبورتر و بعضاً ماجراجوتر، صنعت بيمه در حال كسب موفقيت در اين زمينه بود كه حملات ۱۱ سپتامبر همه چيز را تغيير داد.
مشــكل تجـــارت در ريــسك تــخـمين خسـارت‎هاي نـاشناخته مي باشد. بيمه لويدز با وجـــودي كـــه از قســمتي به نــام سنــاريوي
واقـــع گـــرايــانه بـلايـا (RDS) كه به تخمين
خسارت هاي ناشي از بلاياي طبيــعي و يــا ســوانح ايجـاد شـده تـوسط بشر مي پردازد سود مي برد، ليكن در مورد برخورد دو جت عظيم به برج هاي دوقلو، عليرغم اين كه حدس آن ها بسيار نزديك به واقعيت بود، نتوانست خسارت ناشي از متوقف شدن پروازهاي همه خطوط هوايي امريكا براي چهار روز و خســـارت نـــاشـــي از تـــوقــف كار شركت هاي بازرگاني را در تخمين خود در نظر داشته باشد.
خسارت ۱۱ سپتامبر يقيناً بزرگ ترين خ

سارت تاريخ بيمه تاكنون بوده است. تنها سوال مطرح اين است كه مقدار آن چقدر اسـت؟ خسـارت هـا شـامـل از دسـت رفـتن
دارائي ها، خسارت ناشي از متوقف شدن فعاليت هاي تجاري (بزرگ ترين بازار بورس دنيا براي چهار روز متوقف شد) ، از دست رفتن جان هزاران انسان كه تعداد بسياري از آنان براي خود و شركت هايشان بيمه عمر و حوادث داشته اند و البته خسارت ناشي از نابود شدن جت ها بود.
حجم فوق العاده زياد اين كابوس تقريباً غير قابل تحمل است ضمن آن كه موضوع شكــايت خـانـواده هاي قـربانـيان كه عــليه
سازمـان ها و اشخـاصي هـم چـون مسـئولين فرودگاه ها كه اهمال آنان باعث عملي شدن برنامه هواپيما ربايان شده است و حتي طراحان هواپيما و معماران برج ها، نيز علاوه بر خسارات مستقيم مطرح است.

دورنمايي از يك فرايند حقوقي بلندمدت بيرحمانه اي وجود دارد كه باعث مي شود موارد پرداخت خسارت بيشتري توسط بيمه به وجود آيد. اين امر خود ناصحيح بودن هرگونه تخمين اوليـه را در مـورد كـل خسـارت قـوت
مي بخشد.
موضوع پيچيده ديگري كه مي تواند گريبان گير قسمت هاي خاصي از صنعت بيمه باشد، مساله تعهد پرداخت است و اين امر به آن معنا است كه هنگامي كه شركت هاي بيمه شروع به پرداخت تعهدات مالي خود در قبال افراد بيمه شده مي كنند، ممكن است با مشكل كمبود نقدينگي قبل از جمع آوري هزينه هاي بيمه مواجه شوند.
در صورتي كه مشكل توانايي پرداخت بدهي شركت هاي بيمه حاد شود، به قطع و يقين دولت ها مجبور خواهند شد كه با در اختيار گذاشتن نوعي وام توافقي بنام “Bridging Loan” به آن ها كمك كنند.

عليرغم حجم بالاي خسارت هاي ناشي از فاجعه ۱۱ سپتامبر و اين حقيقت كه بيمه گرها با استفاده از تبصره « شــرايـط ويـژه دوران جنگ » چنان كه بسياري از رهبران سياسي شرايط را كاملاً جنگي تلقي كنند، مي توانند از پرداخت خسارت به بازماندگان سرباز زنند، ولي خـود را به تــعرفـه هـاي مـوجـود متـعهد
مي دانند.

در چنين شرايطي و به خصوص با عنايت به اين كه بسياري از دولت ها به كمك خطوط هوايي شتافته اند، بسيار دور از انتظار است كه صنعـت بيمه از پذيرش كمك هاي دولتي در صورت نياز اجتناب ورزد.
تأثير حملات ۱۱ سپتامبر بر صنعت بيمه عميقاً دور از تصور بوده است. ولي حتي با در نظر گرفتن آسيب پذيربودن اين صنعت، دورنمايي ديگر و به مراتب مثبت تر موجود است كه بايد آن را قوياً برجسته كرد. با توجه به آن كه نياز به بيمه يقيناً انعكاسي از

ادوار اقـــتصادي است و در شــرايط كنوني ادوار فوق به سمت بازگشت به شرايط عادي در حال حركت است ، لذا نياز به بيمه رو به رشد است و نه كاهش .
زمينه هاي رشد صنعت بيمه در آينده تحت تاثير عوامل بسياري است ، ولي از ميان آن ها چهار عامل زير مي توانند به عنوان عوامل كليدي در نظر گرفته شوند:

۱) تقاضاي فراوان و رو به رشد افراد حقيقي براي بيمه به خصوص در ايالت هايي كه دولت ايالتي از تامين بيمه هاي اجتماعي امتناع مي كند يا آن را مشروط به معاينات پزشكي مي نمايد، به صورت نياز به بيمه بازنشستگي و بيمه خدمات درماني ديده مي شود.

۲) تداوم جهاني شدن اقتصاد عليرغم روند كند آن به رشد صنعت بيمه كمك خواهد كرد. پديده فوق به گسترش شركت ها و توسعه آگاهي عمومي نسبت به حقوق مدني نيز خواهد انجاميد.

۳) تمركز جمعيت و سرمايه در نواحي ساحلي باتوجه به تغييرات آب و هوايي در اين نواحي موجب افزايش نياز به بيمه خواهد شد.

۴) شرايط جديد اقتصاد و توام با خطرات احتمالي كه شركت ها و جوامع با آن مواجه هستند و وابستگي بيش از پيش انسان به فناوري نيز به نوبه خود در افزايش نياز به بيمه اثرگذار هستند.

بنابراين با يك بينش مثبت ، با وجود فاجعه ۱۱ سپتامبر و پيش بيني هاي تاريكي كه با خود به همراه آورد بايد گفت كه صنعت بيمه مي تواند و بايد از اين معضل عبور كند و پا برجا بماند.
زمينه بالقوه بسيار خوبي براي رشد و به تبع آن فرصت سرمايه گذاري در اين زمينه وجود دارد.
بيمه لويدز و بازار بورس لندن با بخش صدور منحصر به فرد آن و مهارت هاي تخصصي كه در زميــنه ســهام دارنـد در واقع مي توانند از اين آزمايش سخت عبور كرده و قويتر و مطمئن تر از گذشته به فعاليت خود ادامه دهند .
مترجم: رضا مفيد
منبع: Insurance Day, Wednesday October 17 2001, No: 1081, p. 11.

تهيه و تنظيم: مهدي نمن الحسيني

مـركـــز جـهاني آمـــار آتــــش ســوزي (World Fire Statistics Center) گزارش ساليانه اش را در خصوص زيان هاي اقتصادي وانساني حوادث ناشي از آتش سوزي به سازمان ملل ارائه داده است.
طبق اين گزارش، كشورهاي جهان تلاش زيادي براي كاهش خســـارت هاي جــاني و مــالي حــوادث نــاشي از آتش سوزي انجام
نــداده اند و در مجــموع تــوجــه عمــومي به
آتش سوزي در مقايسه با ساير حوادث از جمله حوادث جنايي و جـاده اي بسـيار كمـتر است. چـرا كه ايـمني جاده ها مرتباً در حال بهبود است در حالي كه هزينه چنداني در خصوص مقابله با آتـــش ســـوزي صـــورت نمي گيرد.
البته دلايلي براي خوش بيني وجود دارد كـــه مـــهم تريـن آن ها كــاهــش خســـارت هاي آتــش ســوزي در آمــريـكا در طي سال هاي ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ است. خسارت هاي مســتقيم آتـــش ســـوزي (شــامـل انـفجارات تبـــعي
آتش سوزي و نه زيان حاصل از انفجاري كه بدون

رخداد آتش‎سوزي از قبيل برخي اعمال تروريستي ايجاد شده است ).
در امريكا از ۹/۹ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۶ به ۱/۹ ميليارد دلار در سال ۱۹۹۸ كاهش يافته است . هم چنين تعداد قربانيان آتش سوزي نيز از ۵۴۰۰ نفر به ۴۴۰۰ نفر تقليل يافت.
اين روند نزولي تا حد زياي دلگرم كننده و حاكي از تدابير دولت فدرال براي كاهش هزينه آتش سوزي است . در اين خصوص دولت امــريكا از ۲۵ ســال پيش در حال مطالعه
روش هاي بديع جهت پيشگيري وحفاظت در مقابل آتش سوزي است.
بديهي است كه اگر ديگر كشورهاي جهان نيز مطالعات مشابهي را در خصوص مهار آتش سوزي انجام دهند آن گاه نتايج بهتري حاصل خواهد شد.
هـــدف اصــلي مـركـز جهاني آمار
آتش سوزي، ترغيب دولت ها به اتخاذ راهكارهايي در جهت كاهش هزينه هاي ناشي از آتش سوزي است كه اخيراً حدود يك درصد از توليد ناخالص داخلي (GDP) را به خود اختصاص داده اند.
اهميت اين موضوع تا آنجاست كه اتحاديه اروپا يك گروه كاري از متخصصين آتش سوزي را بــراي مــهار خــسارت هاي نــاشــي از وقوع
آتش سوزي تشكيل داده است.

هم چنين دولت انگلستان يك هيئت مشورتي در جهت بررسي روش هاي ايمني در بـرابـر آتـش سوزي داير كرده است كه همه
گروه هاي دخيل در آتش سوزي عضو آن هسـتند.
ايـن هيـئت بيـشتر آمـار و ارقـام
خسـارت ها و هـزيـنه هاي ايجاد شده به وسيله
آتش سوزي را مورد توجه قرار داده و قصد دارد به كاهش هزينه هاي سنگين ناشي از آن كمك نمايد. هم اكنون در اين كشور يك عزم و اراده جمعي براي مقابله با‌ آتش سوزي وعواقب آن وجود دارد، هرچند مدت زيادي طول خواهد كشيد تا اقدامات موثر و جدي در اين خصوص صورت گيرد ولي در هر حال اين تلاش ها دلگرم كننده و اميد بخش مي باشد.
مركز جهاني آمار آتش سوزي، سال گذشته از تاسيس يك بانك اطلاعاتي جامع در زمينه آمار آتش سوزي در گستره اروپا خبر داد.
بدين منظور گروهي شامل كاربران اين بانك اطلاعاتي از جمله سرويس هاي مقابله با
آتــش ســوزي ، انــجمن هاي ايمنــي حـريق،
تهيه كنندگان تجهيزات مقابله با آتش سوزي ،

بيمه گران آتش سوزي ، دولت و مجامع صنعتي و علمي تشكيل و از اين گروه خواسته شد با تكميل يك پرسشنامه مشخص كنـند كه در خصوص آتش سوزي چه آمـار و ارقـامي
مـي تـوانند تهيه كنند و به چه آمارهايي نياز دارنـد.
جـواب هاي حاصـل از اين پرسشنامه ها نـتايج بـسيار سـودمندي براي اين مركز به همراه خواهد داشت .

جدول ۱- هزينه خسارت هاي مستقيم ناشي از آتش سوزي در كشورهاي منتخب جهان

كشور
خسارت هاي مستقيم (ميليون دلار) نسبت خسارت هاي مستقيم به GDP (درصد)
۱۹۹۸-۱۹۹۶
۱۹۹۶ ۱۹۹۷ ۱۹۹۸
اسلوني ۰/۱۷ ۰/۹ ۴/۱۱ ۰۹/۰
جمهوري چك ۴/۵۱ ۶/۳۶ ۶/۶۵ ۰۹/۰
ژاپن ۶/۳۶۶۱ ۱/۳۵۷۶ ۴۳۴۴ ۰۹/۰
سنگاپور ۱/۸۲ ۹/۷۹ ۷/۶۶ ۰۹/۰
ايالات‎متحده‎امريكا ۹۹۰۰ ۹۰۰۰ ۹۱۰۰ ۱۱/۰
آلمان ۸/۳۲۴۶ ۲/۲۴۷۲ ۹/۲۵۴۴ ۱۲/۰
مجارستان – – – ۱۲/۰ {۸۸-۱۹۸۶}
لهستان ۱/۳ ۸/۲ ۸/۲ ۱۲/۰
اسپانيا – – – ۱۲/۰ {۱۹۸۴}
انگلستان ۱/۱۷۲۴ ۳/۱۸۰۳ ۷/۲۱۶۶ ۱۴/۰
فنلاند ۹/۱۹۰ ۱/۱۷۶ ۵/۲۰۵ ۱۵/۰
استراليا – – – ۱۶/۰ {۹۳-۱۹۹۲}
نيوزلند – – – ۱۷/۰ {۹۴-۱۹۹۳}
اتريش ۷/۴۰۱ ۳/۳۹۱ – ۱۸/۰ {۹۷-۱۹۹۵}
هلند ۵/۷۲۲ – – ۱۸/۰ {۹۶-۱۹۹۵}
كانادا ۹/۱۱۶۷ ۳/۱۲۴۱ ۵/۱۰۰۶ ۱۹/۰
فرانسه ۹/۳۳۲۶ ۹/۲۴۴۱ ۸/۲۶۱۱ ۱۹/۰
ايتاليا – – ۷/۲۵۱۶ ۲۰/۰
دانمارك ۲/۴۳۲ ۱/۳۴۳ ۸/۳۷۶ ۲۲/۰
سوئد ۰/۵۷۱ ۰/۵۱۷ ۲/۴۹۳ ۲۲/۰
سوئيس – – – ۲۳/۰
نروژ ۵/۴۲۲ ۱/۴۰۷ ۵/۳۶۷ ۲۷/۰
بلژيك – – – ۴۰/۰ {۸۹-۱۹۸۸}

جدول ۲- هزينه هاي خسارت هاي غير مستقيم ناشي از آتش سوزي در كشورهاي منتخب جهان
كشور متوسط نسبت خسارت هاي غيرمستقيم به GDP ( درصد) ۹۸-۱۹۹۶
نروژ ۰۰۳/۰
فنلاند ۰۰۸/۰
ايالات متحده آمريكا ۰۰۹/۰
سوئد ۰۱۰/۰
ايتاليا ۰۱۴/۰ {۹۴-۱۹۹۳}
اسلوني ۰۱۴/۰
ژاپن ۰۱۶/۰ {۸۶-۱۹۸۵}
فرانسه ۰۲۰/۰
انگلستان ۰۲۰/۰
جمهوري چك ۰۲۱/۰
كانادا ۰۲۲/۰ {۱۹۹۱}
آلمان ۰۲۷/۰
هلند ۰۲۷/۰ {۹۶-۱۹۹۵}
دانمارك ۰۲۹/۰ {۹۵-۱۹۹۳}
مجارستان ۰۲۹/۰ {۹۳-۱۹۹۲}
اتريش ۰۳۴/۰ {۹۷-۱۹۹۵}
سوئيس ۰۹۵/۰ {۱۹۸۹}

جدول ۳٫ تعداد قربانيان حوادث ناشي از آتش سوزي در كشورهاي منتخب جهان
كشور ۱۹۹۶ ۱۹۹۷ ۱۹۹۸
سنگاپور ۵ ۱۰ ۵
سوئيس ۳۵ – –
اسپانيا ۲۴۰ ۲۶۰ ۲۵۰
هلند ۱۳۰ – –
استراليا ۱۴۵ ۱۱۰ ۱۳۵
اتريش ۵۵ ۷۵ ۵۵
ايتاليا ۴۲۵ ۴۷۵ –
آلمان ۸۹۵ ۷۳۰ ۶۵۰
فرانسه ۶۴۵ ۵۳۰ ۶۰۵
جمهوري چك ۱۲۵ ۱۴۰ ۱۰۰
نيوزيلند ۴۰ ۴۰ ۵۵
انگلستان ۷۴۵ ۷۶۰ ۷۰۰
اسلوني ۳۰ ۳۰ ۲۰
كانادا ۴۱۰ ۴۶۰ ۳۷۰
يونان ۱۴۰ ۱۶۰ ۱۴۵
نروژ ۷۰ ۷۰ ۵۵
لهستان ۶۲۰ ۶۰۰ ۵۵۰
دانمارك ۱۰۵ ۷۵ ۷۵
سوئد ۱۲۵ ۱۳۰ ۱۸۰
ژاپن ۲۰۲۰ ۲۱۴۰ ۲۱۰۰
ايالات متحده امريكا ۵۴۰۰ ۴۴۰۰ ۴۴۰۰
فنلاند ۱۱۰ ۱۰۵ ۹۰
ايرلند ۹۰ ۷۵ –
مجارستان ۲۵۵ ۲۵۵ ۲۰۵

جدول ۴٫ تعداد قربانيان حوادث ناشي از آتش سوزي به ازاي هر ۱۰۰ هزار
نفر جمعيت در كشورهاي منتخب جهان
كشور تعداد قربانيان به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر جمعيت
۹۸-۱۹۹۶
سنگاپور ۱۸/۰
سوئيس ۴۳/۰ {۹۶-۱۹۹۴}
اسپانيا ۶۴/۰
هلند ۶۸/۰ {۹۶-۱۹۹۴}
استراليا ۷۰/۰
اتريش ۷۶/۰
ايتاليا ۷۹/۰ {۹۷-۱۹۹۵}
آلمان ۹۲/۰
فرانسه ۰۲/۱
جمهوري چك ۱۸/۱
نيوزيلند ۲۰/۱
انگلستان ۲۵/۱
بلژيك ۲۷/۱ {۹۵-۱۹۹۳}
اسلوني ۳۴/۱
كانادا ۳۸/۱
يونان ۴۱/۱
نروژ ۴۸/۱
لهستان ۵۴/۱
دانمارك ۶۱/۱
سوئد ۶۴/۱
ژاپن ۶۶/۱
ايالات متحده امريكا ۷۷/۱
فنلاند ۹۸/۱
ايرلند ۱۶/۲ {۹۷-۱۹۹۵}
مجارستان ۳۵/۲

جدول ۵٫ هزينه سازمان هاي اطفاء حريق در كشورهاي منتخب جهان
كشور متوسط نسبت هزينه به GDP (درصد)
۹۸-۱۹۹۶
سنگاپور ۰۳/۰
اسلوني ۰۶/۰
دانمارك ۰۹/۰
نروژ ۱۰/۰
اتريش ۱۱/۰ {۱۹۹۴}
نيوزيلند ۱۳/۰
هلند ۱۵/۰ {۹۶-۱۹۹۴}
بلژيك ۱۸/۰ {۸۹-۱۹۸۷}
لهستان ۱۸/۰
سوئد ۲۰/۰
انگلستان ۲۳/۰
ايالات متحده امريكا ۲۳/۰
فنلاند ۲۹/۰ {۹۴-۱۹۹۳}
ژاپن ۳۴/۰
كانادا ۳۵/۰ {۱۹۹۱}
جمهوري چك ۳۸/۰ {۹۸-۱۹۹۷}

جدول ۶٫ هزينه هاي اداري بيمه آتش سوزي در كشورهاي منتخب جهان
كشور متوسط نسبت هزينه به GDP (درصد)
۹۸-۱۹۹۶
مجارستان ۰۱/۰ {۸۸-۱۹۸۷}
سنگاپور ۰۳/۰
فنلاند ۰۴/۰
هلند ۰۴/۰ {۸۸-۱۹۸۷}
ايتاليا ۰۵/۰ {۱۹۹۸}
اسپانيا ۰۵/۰ {۱۹۸۶}
كانادا ۰۶/۰ {۱۹۹۱}
آلمان ۰۷/۰
سوئد ۰۷/۰
اسلوني ۰۸/۰
انگلستان ۰۸/۰
ايالات متحده امريكا ۰۸/۰
فرانسه ۰۹/۰
نروژ ۰۹/۰
دانمارك ۱۰/۰ {۹۸-۱۹۹۷}
ژاپن ۱۱/۰
اتريش ۱۴/۰ {۸۰-۱۹۷۹}
نيوزيلند ۱۹/۰ {۹۴-۱۹۹۳}
بلژيك ۲۸/۰ {۸۹-۱۹۸۸}

جدول ۷٫ هزينه هاي ايمن سازي ساختمان ها در مقابل آتش سوزي در كشورهاي منتخب جهان

كشور
هزينه ايمن سازي (ميليون دلار) نسبت هزينه هاي ايمن سازي به كل هزينه هاي ساختمان (درصد)
۱۹۹۶ ۱۹۹۷ ۱۹۹۸
كانادا ۹/۱۴۵۹ ۴/۱۶۰۸ ۵/۱۴۹۳ ۹/۳
جمهوري چك ۲/۱۱۰ ۴/۸۹ ۹/۱۰۴ ۰/۳
دانمارك – ۷/۷۰۰ ۲/۷۶۹ ۰/۵
فرانسه ۳/۲۱۹۲ ۹/۱۸۴۳ ۲۰۹۳ ۵/۲
ايتاليا ۳/۴۰۷۶ ۱/۳۵۳۵ – ۰/۴
ژاپن ۸/۹۹۰۷ ۵/۷۶۹۰ ۱/۷۷۵۷ ۵/۲
نيوزيلند ۱۱۷ ۷/۱۰۱ ۸۲ ۵/۲
نروژ ۷/۵۹۴ ۷/۶۳۷ ۶۴۳ ۷۵/۳
سنگاپور ۴/۵۷۱ ۱/۵۶۲ ۶/۳۶۳ ۰/۴
اسلوني ۴/۲۴ ۲/۲۳ ۳/۳۰ ۵/۲
سوئد ۸/۲۹۲ ۲۹۰ ۹/۲۹۵ ۵/۲
انگلستان ۲/۲۱۵۵ ۱/۲۱۷۲ ۷/۲۴۱۶ ۳/۲
ايالات‎متحده‎امريكا ۲۷۴۰۰ ۳۱۴۰۰ ۳۴۳۰۰ –

جدول ۸٫ ايمن سازي ساختمان ها در برابر آتش سوزي دركشورهاي منتخب جهان
كشور متوسط نسبت هزينه به GDP (درصد)
سوئد ۱۲/۰
فرانسه ۱۴/۰
اسلوني ۱۴/۰
نيوزيلند ۱۷/۰
انگلستان ۱۷/۰
جمهوري چك ۱۸/۰
ژاپن ۲۰/۰
بلژيك ۲۱/۰ {۸۸-۱۹۸۷}
كانادا ۲۵/۰
سوئيس ۲۹/۰ {۱۹۸۹}
هلند ۳۰/۰ {۹۵-۱۹۹۳}
ايتاليا ۳۳/۰ {۹۷-۱۹۹۵}
ايالات متحده امريكا ۳۷/۰
دانمارك ۴۲/۰ {۹۸-۱۹۹۷}
مجارستان ۴۲/۰ {۸۸-۱۹۸۷}
نروژ ۴۲/۰
سنگاپور ۵۸/۰

منبع: The Geneva Association, World Fire Statistics, No. 17 / October
2001 pp. 1 – ۷ .

سومين كنفرانس كلن با موضوع مديريت ريسـك و تـأمين مالـي آن، بـوسيـله شـركت انگليسي گرلينگ (Gerling) و گروه تحقيقاتي بيمه و ريـســك، كه مركـز آن در انگلـستان قـــرار دارد و با حضور حدود ۳۰۰ متخصص، در كولون برگزار گرديد كه مي توان اين كنفرانس را رويدادي خوشايند و نيروبخش دانست.

شركت كنندگان در كنفرانس منتخبي از خريداران بيمه، مديران ريسك، بيمه گران مستقيم و اتكايي آلماني بودند، كه در كنار هيـــأت نمـــايندگي بـــزرگي از انگـــلستان و هيأت هاي كوچك تري از ساير كشورهاي اروپايي گردهم آمده بودند.

ريـاســــت كـــنفـرانس را لئــــوزاگـــل (Leo Zagel)، كه پــس از ديتـــمار نـواك (Dietmar Nowak) به رياست بخش بيمه هاي صنعتي شركت گرلينگ منصوب شده است و هم چنين پل باكوت (Paul Bawcutt) از شركت آر آي آر جي RIRG)) برعهده داشتند.
نكته قابل توجه در اين كنفرانس آن بود كه بسياري از سخنرانان از تكرار اظهارات قديمي و كليشه اي در مورد سقوط بازار و مشكلاتي كه پيش روي همه قرار دارد اجتناب ورزيدند و در عوض، در طي دو روز برگزاري كنــفرانس، مقــاله هاي تحليلي با رويكردي
آينده نگر ارائه گرديد.

يان كلارك (Ian Clarck) از گروه مشــــاوران مــديــريــت مؤسسه بــاكـــون و وودرو (Bacon & Woodrow) يكي از سخنرانان برجسته كنفرانس بود.
بــه نـــظر يـــان كلارك، كارگزاران (دلالان) بيمه صنعتي بسيار دير براي مقابله با چالش شركت هاي حسابداري جهاني در حوزه مديريت ريسك واگذار شده، اقدام نموده اند.
به گفـته كـلارك، « پيـشنهاد تأسيس يك شركت وابسته (Captive) و توصيه به”خود بيـــمه گري“ (Self – Insurance) تنـــها راه و
هم چنين بخش بسيار كوچك از هر فرايند مديريت ريسك است.

در اين شرايط كارگزاران بيمه اي با تمركز بر اين حوزه ها، رقباي اصلي خود را كه همان پنج شركت بزرگ حسابداري جهاني هستند، ناديده گرفته اند».
حسابداران، مديريت ريسك را به صورت يك فعاليت كليدي در آينده تعريف مي كنند كه مي تواند ارتباط نزديكي با مشتريان برقرار كرده و از نيروي كار بسيار ماهر برخوردار باشد و مقادير زيادي از سرمايه خود را نيز براي شناخت سيستم هاي مديريت تخصيص دهد. به طور مثال، آرتور اندرسن (Arthur Andersen) ارتباط جــديــدي را با استــفاده از
راه حل هاي مديريت ريسك تبيين نموده بود.

كارگزاران بيمه اي به سرعت نيازمند آموزش مجدد كارمندان خود به منظور رقابت در حوزه گسترده تر مديريت ريسك بودند، اما اين كار نياز به زمان داشت كه كارگزاران فاقد آن بودند. كلارك اظهار داشت: « به نظر من سرعت تغييرات بسيار قابل ملاحظه است و در حال حاضر كارگزاران بيمه اي از موقعيت مناسبي براي ارائه خدمات مديريت ريسك در مقايسه با آن چــه كه شــركـت هاي بـزرگ حسـابداري ارائه داده اند، برخوردار نيستند».

آقاي كلارك وضعيت نامناسبي براي كارگزاران بيمه اي ترسيم نمود. وي به شدت در اين مورد كه آيا مشتريان از موج جديد ادغام ها در حرفه كارگزاري سود بـرده اند، شك و ترديد داشت. به گفته وي، « فرض وجود منافع بـــراي مشتريان منوط به اين است كه هر پوشش
بيمـــه اي بر مبناي جهاني ارائه شده باشد. اما به عقيده من اين فــرضيــه از واقــعيت بــدور اســت». بيشتر شركت ها در بازارهاي محلي يا منطقه اي، و نه در يك مقياس جهاني فعاليت كـرده اند. كـلارك ادعـا مي كند كه بخش عمده اي از ادغام هاي صورت گرفته به نفع سهامداران و به ضـــرر مشـــتريان بــوده، و طي سال ها نتايج نااميد كننده اي را براي بيشتر كارگزاران بزرگ بدنبال داشته است.

كريستين دامز (Christian Dahms) از شركت آئون جاچ و هابنر (Aon Jauch & Hubener)، كـه يك سـخنراني مشترك با كلارك انجام داد، نگرش خوشبينانه تري داشت. او معتقد بود كه ادغام ها منجر به ارائه خدمات بهتر و بيشتر به مشتريان و هم چنين شفافيت بيشتر شده است.
در مــورد رقــابـت بيـن شـركـت هاي حسابداري، دامز با كلارك هم عقيده بود كه كارگزاران بايد مهارت هايي را كه اكنون در اختيار حسابداران است كسب كرده ولي به نظر او براي اين كار چندان هم دير نشده است.
لوتـار ريـدله (Lothar Riedle)، رئيس شركت وبا اسكارانز (Veba Assekuranz)، خبرهاي ناخوشايندي براي كارگزاران وابسته آلمان داشت.
وي معتقد است كه آن ها بزودي بايد با كارگزاران تجاري بزرگ رقابت نمايند. وي در اين رابطه اظهار داشت: « ترديد آن ها براي حمله به كارگزاران وابسته به تدريج در حال كاهش است».

فرايند تــمركز بــر بيــمه، بــه همراه كاهش حق بيمه پوشش هاي صنعتي و فرانشيزهاي بالاتر، بدين معني بود كه قدرت خريد نسبي كارگزاران وابسته كاهش يافته است.
به گفته ريدله، « ما تنها يك سوم از حجم حق بيمه سه سال قبل را در اختيار داريم، در حــالي كه بيــمه گـران حدود چـهار تا پـنج برابر بزرگ تر شده اند».
وي به برنامه موفقيت آميز خود كه با به كارگيري روش هاي جايگزين انــتقال ريســك (ART)، هزينه هاي بيمه اي را مي توان كاهش داد، اشاره نمود.
ريدله مدعي شد كه در چنين فضايي، قدرت هاي بزرگ با توان خريد بسيار بالاي خود در شرايطي خواهند بود كه مي توانند به شــركت ها، نــرخ هـــايــي پـــايين تــر از
نرخ هاي كارگزاران وابســته خـودشـــان ارائـه دهـند.

همكـــار وي، الاف كـــاســــتنر (Olaf Kastner)، از شـركــت اتــومبـــيل ســـازي بــي ام و (BMW) و شــركــت كــارگــزاري داخــلي آن بنـــام بــاواريــا ويــرتشــاف‎‎ساجنتــور(Bavaria Wirtschaftsagentur) زمـــانــي كــه ادعــا كــرد
روش هاي جايگزين انـــتقال ريسك، جانشين بيمه سنتي نخواهند شد، بسياري را آسـوده خـاطـر نـمود.

وي اظهار داشت، « گرچه گاهي اوقات به نظـر مي رسـد كه محــصولات بيمه اي و يا مالي شناخته شده ممكن است جاي خود را به ابـــزارهاي جــديــدي، كه هم اكــنون به طور
گسترده اي مطرح مي باشند بدهند، ولي اعتقاد راسخ من اين است كه در واقعيت نوعي هم زيستي وجـود داشـته و ابـزارهاي جـديـد و قـديـم در برنامه هاي سنتي ادغام خواهد شد».
كـــاستنر اضــافه كـــرد كـــه: « ارائــه محصــولات” چنــدســاله ـ چنــدخـطري “ به مديريت ريسك شركت تنها به دليل متداول بودن آن، كوته بينانه خواهد بود.
چـــنين پـــوششي مســتلزم شفــافيت زيــاد در وضعيت موجود ريسك درون شركتي است. به علاوه، شرايطي كه به صــورت كلي بيـــان شده و به نــظر نيز سخاوتمندانه مي رسند، در صورت وقوع يك خسارت مي توانند منجر به بروز بحث هاي گسترده تري شوند».
بدين ترتيب محصولات بيمه اي چند ساله و چند رشته اي نيز دومين راه حل بهينه براي رسيدگي به ريسك ها مي باشند كه به منظور اجتناب از وقوع حوادث بايد در اولويت اول باشد.
بديهي است كه از طريق بيمه اموال
مي توان دارايي هـاي يك شـــركت را مـــحفوظ داشت، اما زيان وارده به يك مشتري كه بواسطه تـــأخـــير در پــرداخــت يــك خســــارت بــزرگ
آتش سوزي بوجود آمده، جبران نخواهد گرديد.
گفته هاي كاستنر توسط كارل هاينز جاگر (Karl Heinz Jager)، رئيس بخش بيمه شركت عظيم شيميايي باسف (BASF)، مورد حمايت قرار گرفت.
در اين راستا او نتايج يك مطالعه موردي را دربــاره ايــن مطلب كه شــركــت مزبور چگونه به حادثه آتــش ســـوزي ۷ مـــارچ ســـال ۱۹۸۹ در كارخانه هاي اكسيد اتيلن / گليكول در آنتورب واكنش نشان داد، تشريح كرد. شركــت بــاســف با استفاده از ابزار فني و گران قيمت فراواني كه در اختيار داشت به كاهش خطرات اصلي در كارخانه اكسيد اتيلن پرداخت، و اين تفكر را بعدها به ديگر مراكز توليد خود در لودويشافن (Ludwigshafen) و ايالات متحده منتقل كرد.

تـــومـــاس راشوســـكــــي(Thomas Raschewski)،‎مســــــئول‎روش‎هاي‎يكپارچه سازي بيمه اتكايي در شركت بيمه اتكايي جنرال و كولون (General & Cologne)، در كنفرانس به اين نكته اشاره كرد كه تفاوت هاي موجود بين بيمه و بيمه اتكايي در حال كاهش است، و تـركيبي از ايـن دو در حـال شـكل گرفتن
مي باشد. به گفته راشوسكي، « بيمه گران اتكايي مي توانند دانش بيمه هاي مستقيم بيشتري ايجاد كننــــد، لذا نيـــازمند بــرخورد مســــتقيم با خريداران بيمه هستند تا بتوانند راه حل هاي بيمه اي مناسـبي را طـراحي نمـايند». او ادامه داد كه، « به دليل سرمايه فراواني كه بـــراي پــــوشش ريســـك وجــــود دارد و ســــرمايه گـــذاراني كه براي بازده
حاشيه اي بالاتر نـــسبت به آن چه در بخـــش بانكداري ارائه مي شود، حاضر به پذيرفتن ريسك بيمه اي هستند، لذا اهميت مسئله ظرفيت در حال كاهش مي باشد».
به دليل اهــميت روزافــزون امر مشـاوره و ارتباطات، راشـوسكي انــتـظار دارد كه رقـــابـــت بـيـن بيـــــمه گـــــران، بيـــــمه گــران اتــكايي،
بانك هاي ســرمـــايــــه گـــــذاري، مشــــــاوران، شــــــركــت هاي حســـــابــــداري، بانـــك ها و كارگزاران بيمه اي افزايش يابد.

به عقيده وي، « تسويه خســـارت ها و ســـاير خـــدمات ارائــه شـده بوسيله بيمه گران مستقيم و بيمه گران اتكايي بايد تا حد امكان به صورت رايگان درآيد».
راشـــوســـكي بيـــان نمود كه تأمين مالي

ريسك ( بوسيله انتشار اوراق بهادار) نقش قابل ملاحظه اي در مديريت ريســك ايفا خواهد كرد. او اظهار داشت كه « تاكنون براي تأمين مالي خسارت ها در بيش از ۲۴ مـــــورد حـــــوادث فــاجعه آمـــيز و چندين مورد حوادث غير فاجعه آميز اوراق قرضه انتشار يافته است.
عليرغم وضعيت ضعيف بازار حدود ۳ ميليارد دلار اوراق قرضه توسط بازارهاي سرمايه جهت تأمين مالي خسارت هاي وارده به صنعت بيمه مستقيم و اتكايي توليد شده است». با اين حال، تاكنون به عنوان يكي از راه هاي تأمــين مــالي حــوادث غيــرفاجعه آميز، شركت
غير بيمه اي اورينتال لند (Oriental Land) ضامن پرداخت خسارت شده است:

در ايـــن قــرارداد شــركــت مــالـك و
اداره كننده ديسني لند توكيو، در ماه مي سال ۱۹۹۹ ريسك زلزله را در بازار سرمايه به فروش رساند.
به گفته راشوسكي، عليرغم پيشرفت هاي صورت گرفته، در كل همگرايي بازارهاي بيمه و بانكداري هنوز صورت نگرفته است و روش هاي تركيبي تأمين مالي ريسك به جاي آن كه يك قاعده و قانون كلي باشند، حالت استثناء دارند.

نويسنده:
Herbert Fromme & Iise Schlingensiepen

مترجم: علي حبيبي
منبع: Insurance Day, Thursday June 17 1999, No 63, p 10.

بحران مالي در منطقه آسيا، موجب پيشرفت هاي مهمي در بخش بيمه اعتبار صادراتي در كشورهاي چين و هنگ كنگ گرديده است.
به دنبال يك طرح امكان سنجي ، منابع دولتي چين در صدد بر آمده اند كه احتمالاً تا آخر امسال ، يك شركت بيمه اعتبار صادرات غير تجاري تاسيس كنند.
بنـا بـر يـك گـزارش در روزنـامه دولـتي چاينا ديلي (China Daily)، چنين حـركتي، منـعكس كننده اين حقيقت است كه دولت چين در صدد است تا بخش صادرات را كه به سبب بحران مالي آسيا تحت فشار قرار گرفته بود، حمايت كند.

پــس از آن كـه در ســال ۱۹۹۸ صـــادركــنندگان چين براي اولين بار بعد از
سال ها رشد سريع ، رشدي منفي را تجربه كردند، احساس نياز به بيمه اعتبار صادراتي بيش از پيش در اين كشور، قوت گرفت.
اين اتـفاق نـظر وجـود دارد كه با استفاده از چهار ابـزار اقـتصادي زيـر مي توان به تغيير جهت اين جريان كمك نمود:
 بـازپـرداخت بـخشي از مـاليات و تعرفه هاي صادراتي به صادركنندگان
 تغيير نرخ ارز
 تغيير نرخ بهره
 بيمه اعتبار صادراتي
با توجه به اين كه استفاده از سه ابزار اول به سبب سياست كلان اقتصادي كه دولت چين بر آن اصرار داشت، با محدوديت مواجه است، از اين رو چين علاقه فراواني به تاسيس يك شركت بيمه اعتبار صادرات غير تجاري داشت.

هنــگامي كـه دولـت چيـن در اكــتبر ۱۹۸۹ به شــركت بــيمه خــلق چيــن (People’s Insurance Co of China PICC) دستور داد تا به ارائه بيمه اعتبار صادراتي بپردازد، اما در اين زمــينه هنــوز عــقب مـانـدگي هايي وجـود داشت. در حالي كه در سال ۱۹۹۷ ، تنها يك درصد از صـادرات چـين بيمه شدند ، رقم مشابه در ژاپن ۳۹ درصد و در فرانسه ۲۱درصد بوده است.
PICC ، اخيراً بيشتر از ۰۰۰,۲۰۰ قرارداد كوتاه مدت و۵۰ قرارداد بلند مدت تر به ارزش بيش از ۱۴ ميليارد دلار آمريكا صادر كرده است. در هر صورت ، با توجه به نقشي كه PICC به عنوان يك بيمه گر تجاري براي خود قائل شده او را از توسعه كامل خدمات و نمايندگي هاي بيمه اعتبار صادراتي ، برحذر داشته است.

يكي ديگر از مزاياي تاسيس شركت بيمه اعتبار صادراتي براي دولت چين ، اين واقعيت است كه چنين بيمه اي ، در عين حال ، به عنوان افزايش دهنده سرمايه نيز عمل مي كند.
براساس گزارش روزنامه چاينا ديلي در ۱۰ سال گذشته ، PICC باعث افزايش ۵ ميليارد دلاري در درآمد موسسات چيني شده است، كه در صورت فقدان خدمات شركت ياد شده، اين مؤسسات هرگز قادر به انعقاد قراردادهاي صادراتي نبودند.

گـزارشي ديـگر از شـركت بيـمه اعـتبار صـادرات دولـتي هـنگ كنگ (Export Credit Insurance Corporation – ECIC)، نــشان
مي دهد كه به واسطه رقابت فزاينده موجود از طرف بيمه گران اروپايي مانند كوفـاس فـرانـسه (Co-face) و هرمس آلمان (Hermes) اين شركت به بازنگري عملكردهاي خود پرداخته است. شركت بيمه اعتباري كوفاس در ماه مارچ، شعبه اي در هنگ كنگ تاسيس كرد و شركت بيمه هرمس نيز، در ماه گذشته حركت مشابهي را انجام داد.
هـــم چنـــين گــزارش شــده اســت كه گرلينگ (Gerling) هم به گسترش كار خود در هنگ‎كنگ ، تمايل دارد. ECIC تعداد ۲۲۰۰ صادركننده كاملاً كوچك و متوسط را از بازار بالقوه اي كه حدوداً ۰۰۰,۱۰۰ موسسه مشابه را در بر دارد، پوشش مي دهد.

عـلاوه بر بـازار صـادرات ، بازيـگـرانـي هم چون كوفاس، به دنبال فرصت هاي مناسب (داخلي ) نيز هستند.
ژان لروكس (Jeanne Le Roux)، مديـر عـامـل كـوفـاس در هنگ كنگ، در گفـتـگو بــا ايـنشـورنـس دي Insurance Day)) اظهـار كرده است كه : « هدف ما، شروع ارائه بيمه به تجارت داخلي است و از آنجائي كه تقريباً هيچ كس اين كار را انجام نمي دهد، تصميم به انجام آن گرفته ايم.»
نويسنده: Michael Mac Key
مترجم : آرزو علايي
منبع : Insurance Day, May 18 1999, Issue No. 622,p.4

طبق اظهارات هري لاو (Harry Low)، نماينده عالي رتبه صنعت بيمه، تجربه كاليفرنيا در خــصوص جلـوگيـري از كــم بـيمه شـدن
اتــومبــيل هاي بيــمه گــذاران در اين ايـالـت بـا ارائـه قيمت هاي ارزان تاكنون موفقيت آميز نبوده و حتي مي توان گفت كه با شكست مواجه شده است.
آقاي لاو در جلسه اي كه در ژوئن سال ۲۰۰۱ در قالب گردهمايي عمــــومــي در ســانفرانسيســكو برگزار گرديد، ضـمن بحث و تبادل‎نظر به سخــنان نــمايندگان بيــمه‎گــــذاران، افــراد عــادي و نمايندگان صنعت بيمه در خصوص اين كه چرا بعد از فروش نخستين بيمه نامه در اواسط سال ۲۰۰۰ تاكنون استقبال چنداني از اين طرح آزمايشي چهار ساله بعمل نيامده است، گوش فراداد. ريچارد منينگ (Richard Manning)، مدير منطقه اي طرح ريسك هاي معين اتومبيل كاليفرنيا CAARP 1 مدير طرح آزمايشي فوق در اين گردهمايي، اظهار داشت: عليرغم اين حقيقت كه حدود ۲ ميليون راننده بدون پوشش بيمه اي در دو ايالت مورد آزمايش سانفرانسيسكو و لوس آنجلس، وجود دارند اما تاكنون تعداد كمي بيمه نامه ارزان قيمت اتومبيل فروخته شده است.

قيمت بيمه نامه براي افراد مجرد بين ۱۹ تا ۲۵ سال در لوس آنجلس ۴۵۰ دلار و در سانفرانسيسكو ۴۱۰ دلار بعلاوه ۲۵ درصد اضافه نرخ مي باشد.
رانندگان با پرداخت اين مبلغ تحت پوشش بيمه مسئوليت تا سقف تعهدات ۰۰۰,۱۰ دلار در صورت بروز آسيب جاني به يك نفر، ۰۰۰,۲۰ دلار در صورت بروز آسيب جاني به ۲ نفر يا بيشتر و ۳۰۰۰ دلار در صورت بروز خسارت به اموال قرار مي گيرند كه اين تعــهدات پـــاييــن تر از حـــد تعـــهدات قانوني، قانون ۵,۳۰,۱۵ مي‎بـــاشـــد. بــه همـــين عــلت در سـانفـــرانسيسـكو تـا آن تـاريـخ فقـط ۲۶ نـفر از ايـــن نـوع بيمه نامه هاي ارزان قيمت خريداري كردند.

شخصي در پاسخ به اين سوال مدير طرح كه چرا افراد بيشتري از اين نوع بيمه نامه خريداري نكرده اند گفت: براي خانواده هاي كم درآمد كه استطاعت مالي خوبي ندارند حتي ۴۱۰ دلار در سال هم مبلغ زيادي است و آن هــا حتي با اين مبلغ نيز قــادر به بيـــمه كــردن اتومبيل هايشان نمي باشند.
وي گفت: آن ها به خريد بيمه نامه اي كه فقط ثروتمندان را تحت پوشش قرار مي دهد، علاقه اي ندارند زيرا وقتي شما دارايي اي نداشته باشيد كه تحت پوشش بيمه قرار بگيرد، ديگر به بيمه اتومبيل نيز نيازي نداريد.

بنابر اعلام كارگزاران و نمايندگان بيمه غرب (IBA West) 1 تعداد زيادي از متقاضيان بيمه اتومبيل ارزان قيمت كه فاقد شرايط مناسب مالي مي باشند، طي تماس تلفني با اعضاي اين اتـحاديه خـواسـتار كاهش بيشتر حق بيمه مربوطه شده اند.
طي سه سال گذشته، يعني از زمان شروع طرح كاليفرنيا تاكنون، بيمه گذاران در هر حادثه مي توانستند فقط يكبار خسارت دريافت كنند ضمن آن كه در صورت ايجاد خسارت مالي و جاني، دريافت هر دوي آن ها، توأماً امكان پذير نبود. به علاوه مبلغ دريافتي هر خانواده از شـركت بيـمه بـابـت هر خسارت، طبق قانون نمي تواند بيش از ۱۵۰ درصد خط فقر جامعه باشد كه اين خط براي يك خانواده سه نفره، درآمد ساليانه ۰۰۰,۲۰ دلار است.

جو هرناندز (Joe Hernandez)، رئيس منتخب كارگزاران و نمايندگان بيمه غرب گفت: تعــداد كمــي از بيــمه گذاران از نظر اقتصادي واجد شرايط استفاده از طرح بيمه اتومبيل ارزان قيمت مي باشند و افرادي كه تـوان پـــرداخت حــق بيـــمه را دارنــد نيــز تـرجيح مي دهند انواع ديگري از بيمه نامه ها را كه بــا پــرداخت مبلغي بيشتر پوشش بهتري به
آن ها مي دهد، خريداري كنند.
آقاي هرناندز گفت: حاميان طرح بيمه اتومبيل ارزان قيمت، دلالان و نمايندگان بيمه را در عدم موفقيت طرح مذكور در بازار بيمه مقصر مي دانند و آنان را به ممانعت از فروش اين بيمه نامه به رانندگان كم درآمد، از طريق طـرح ريسـك هاي معـين اتـومـبيل كاليفرنيا
متهم مي كنند.

جري ميلر (Jerry Miller) يكي از اعضاي خدمات بيمه اي ميلر رابرتسون (Miller Robertson) واقع در نواتو (Novato) كاليفرنيا گفت: به نظر بسياري از نمايندگان و كارگزاران بيمه، آنان با فروش بيمه نامه هاي ارزان قيمت در واقع ريسك طرح دعوي در دادگاه عليه خود را خريده اند.
او گفت: بعضي از حاميان اين طرح ادعا مي كنند كه هيچ مسئوليتي متوجه كارگزاران و نمـــايندگان فــروشنده ايــن نوع بيمه نامه ها
نمي باشــد اما در هيـــچ جاي قانــون چنين مصونيتي ذكر نشده است.
بنابر اظهارات آقاي هرناندز، از آن جايي كه ممكن است در بعضي مناطق تعدادي از بيــمه گــران قيمت هايي را تعيين كنند كه
بيمه گذاران توانايي مالي لازم جهت خريد

بيمه نامه را نداشته باشند، ما معمولاً براي هر متقاضي و هر منطقه اي قيمت مناسب آن را پيدا مي كنيم.
به طور كلي، بيمه نامه ارزان قيمت به دليل كاهش در هزينه ها با ارزش مي باشد، اما به دليل همين ارزان بودن پوششي كمتر از سطــح حـداقــل مـورد نيـاز رانـندگـان را ارائـه
مي كند و نيز شامل يكسري استثنائات گيج كننده مي باشد.
مترجم: مريم بغدادي
منبع: Insurance Day, No 671, Thursday June 28, 2001, p. 3.

به دنبال چندين مقاله درباره ميگا، تعداد بسيار زيادي از خوانندگان نشريه تازه هاي جهان بيمه در تماس با دفتر مجله خواستار دريافت ليست اعضاي ميگا بودند. در اينجا ليســت اعضــاي مـيگا به تــفكيك مناطق جغرافيايي و سطح توسعه ارائه مي گردد.