راههای گسترش فرهنگ حجاب
دوم اینکه راه دیگر گسترش فرهنگ

سالگرد ولادت بانوی جهان، دختر بزرگوار رسول خدا را که بر حق در جمهوری اسلامی ایران روز زن اعلام شده به روز زن، اگر قرار است به معنای الهام به زن و الگودادن به او باشد، یقیناً هیچ روزی مناسب تر از این روز وجود نداشت و ندارد.

آن کسانی که هم که امروز به گمان ما، که قطعاً هم همین جور است با غلط مطرح کردن مسئله زن در دنیا، جنس زن را مورد اهانت قرار داده، یکی از پیچیده ترین مشکلات دنیا را بوجود آورده اند به نام دفاع از زنان شروع کردند. باید بطور روشن، تکلیف این مسئله وتفاوتی که بین نظر اسلام با آنچه که امروز در دنیا و در فرهنگهای جهانی رایج است مشخص شود.
همچنان که در جامعه خودمان، آن را مشاهده میکنیم، امروز چه تعداد از زنان برجسته بعنوان فاضل، تحصیل کرده، عالم و هوشمند و …… در جامعه ما از نظر اسلام را به روشنی و

بوضوح فهمیده اند. و به آن، از صمیم قلب معتقد هستند. و آن را برای زن، یک افتخار می داند. بایستی، همانطور که فرض شد برای دنیا مسئله روشن بشود و جا بیفتد. البته مسئله، بسیار مسئلة پیچیده ای است علت هم این است که در طول تاریخ، مگر در برخی موارد استثنایی که حالا استثنایش را شاید اشاره کردم، حرکت غالب این بوده که از دو ناحیه بزنان ظلم شده است: یکی از ناحیه قدرتمندی مردهاست، چون مردها از لحاظ ترکیب جسمی، در ادوار مختلف تاریخ، در جوامع مختلف، در شهرهای مختلف با سواد و بیسواد، از طبقات بالا و پائین، قوی تر از زنها بوده اند. و زنان، غالباً مورد ظلم و زورگویی و تعدی مردان قرار گرفته اند. حالا آن استثنائاتی که عرض کردم: مثلاً بعضی از این استثناها، مال آن جوامعی است که در آن جوامع، حاکمیت جامعه با زنان بزرگ بود.

در جوامع بدوی که چیز قابل ذکری نیست،یکی هم در مورد برخی از زنهای استثنایی است که به یک قدرت و حکومتی رسیده اند به نظر بعضی از جوامع و بعضی از خانواده ها ، بعضی از خانمها، یک امتیازی پیدا می کردند که نمی شد به آنها زور گفت. این موارد استثنایی است. غالبا ً اینجور بوده که مردها به زنها ظلم کنند. شرقی و غربی هم ندارد، در غرب نیز در همه ادوار بود. تنها شاید در این دوره های اخیر بعد از این سروصداهائی که در زمینه حقوق و مسائل زن در اروپا پیدا شده، به زنان حقوقی داده شد. و حقوق و مالکیت زنان، به

رسمیت شناخته شد.
شاید بتوان گفت اروپا تا قرن ۲۰،متأسفانه دچار این کج فهمی در باب زنها بود که حتی حق مالکیت را، زن در بسیاری از جوامع غربی نداشت، تا اوایل قرن بیستم و تا قبل از این دهه های اخیر، باید گفت در غرب هم، همین جور بوده است. در اروپایی که این همه طبل حمایت از زنان و دفاع از حقوق زنان را زده و میز ند، چقدر زنهائی که در خانه ها از دست

شوهرهایشان، کتک می خوردند. چقدر زنهائی که کارهای سنگین خانواده، بر دوش آنها بود. در شهرهای بزرگ در کشور های معروف دنیا، چقدر خانمهائی که در اموال خودشان که به ارث در اختیار آنها قرار گرفته بود، حق تصرف کردن نداشتند، چقدر زنهائی که سالیان متمادی در خانه به میل شوهر یا پدر یا برادربزرگ، زندانی می شدند، و حق هیچگونه رفت و آمد و فعالیتی نداشتند. و از این قبیل ظلمهایی که به زن بعنوان موجود ضعیف تر از سوی مردان بعنوان موجود قویتر شد، کم نیست. در جامعه خودمان و جوامع اسلامی هم، وضع همینطور بود. غیر از آن دوره صدر اسلام که آن، بحث دیگری است. قبل از اسلام هم، همینطور بود. چقدر دخترانی که زنده بگور می شدند. و زنهایی که زنده زنده کشته یا سوزانده می شدند

. زنهایی که چون شوهرشان مرده بود، طبق عادت و سنتشان با شوهرشان، در قبر گذاشته می شدند. و از این طریق، ظلمهایی که در طول تاریخ به زن شده است بعنوان یک عضو ضعیفتر در خانواده بشری، الان هم هست. الان هم اگر در جوامع غربی، حالا بر اثر برخی از قوانین و ادعاهای فراوانی که کردند، یک قدری کمتر است؛ ولی بازهم هست. همین حالات در اروپا، زنهائیکه بوسیله شوهرشان، ظلم می شدند. ستم می شوند و کتک می خورند و اهانت می شوند، کم نیستند. اینگونه ستمها نسبت به زن در اروپا، کمیاب و استثنایی

نیست. فقط به صرف اینکه آقا، هدایش کلفت و بازویش قوی است، میتواند، زور بگوید. مثل درندگانی که با هم در یک محدوده ای زندگی می کنند، و یکی که قوی تر است و گردن کلفتتر است، با اتکای همین قوت و قدرت به دیگری زورگویی می کند، الان هم وجود دارد. یعنی: از همان وقتی که ما تاریخ را می شناسیم، چنین چیزی وجود داشته و یکنوع زورگویی به زنها شده است.

نه از طرف مردها ، ونه از طرف زنها. نه همه مردها، خواستند که این کار را بکنند. و این ظلم را مرتکب بشوند. و نه همه زنها، مورد این ظلم قرار گرفته اند. لیکن بطورکلی جنس زن، مورد چنین ستمی از سوی جنس مرد قرار گرفته است. مردان زیادی در تاریخف به زن نگاه کردند، فقط بعنوان وسیله ای برای تلذذ و استمتاع غریزی! و چون زور داشتند، قدرت داشتند و یا سیاست داشتند و بلد بودند، تا آنجائیکه تیغشان بریده در این وادی پیش رفتند. اغلب اشراف و قدرتمندان تاریخ، از این قبیل اند. شما در تاریخ، کجا را پیدا می کنید آن زورمندان، آن قدرتمندان، آن طبقه حاکمه و اشرافی را که غرق در فساد جنسی، نباشند. خوب این فساد جنسی، چطوری تأمین می شد؟ بوسیله یک عده زن. این زنان کجا بودند، خوب مختلف اند. به هر حال این بود که یک عده برای شهوترانی، برای استمتاع، برای اینکه یک لذتی ببرند، بدون ملاحظه هیچ تقید اخلاقی و فکری و عقلی، هرجا توانستند و هر جا میلشان کشیده، پیش رفتند. و زن را وسیله استمتاع خودشان قرار دادند.

این یک چیزی است که در تاریخ، شناخته شده است. حالا، آدمهایی که زورشان بیشتر بود به نوع وسیعتر و متقدرانه ای این کار را انجام داده اند. کسانیکه زورشان کمتر بوده، افراد معمولی جامعه و مردهای متوسط جامعه، آن هم این کار را کردند. و آنها هم از زن بهره برداری کردند. از زنهایی که هیچگونه رابطه و پیوندی به صورت حقوقی- قانونی، با آنها نداشتند. منتهی، در سطوح پائین تر و در حد هرزگی که در جوامع ، وجود داشته که در همه جوامع باز آنرا سراغ داریم. و می خوانیم و می شناسیم. در هر جامعه ای، یک عده افرادی که از جنس زن، به صورت انسانهایی که مورد استفاده نامشروع مردانی قرار گرفته اند، وجود دارد. این هم یک ظلم بزرگی است. این ظلم، به مرد نشده است. چنین اهانتی، به جنس مر

د روا نداشته اند. و این، جزو اهانتهای تاریخی است که به زن کرده اند. هرچه در گذشت زمان اگر فرض کنیم، آن ظلم نوع اول گفته شده باشد که گفته نشد، این ظلم نوع دوم نه فقط گفته نشد، بلکه بیشتر هم شده. امروز متأسفانه، علیرغم همه آنچه که درباره فارغ از حقوق زن گفته می شود، ما می بینیم که این ظلم در دنیا نیست به زن، روز به روز بیشتر می شود. درست است که آزادی زن که در اروپا مطرح شد و شعار داده شد و حرفش زده شد و قوانینی برای آن وضع شد، انگیزه ها و جنبه های اقتصادی هم داشت. و برای این بود که بتوانند، اینها را در کارخانجات وارد کنند. و از توقع کم اینها نسبت به حقوق، استفاده کنند، اما بدون شک، آنچه که بعنوان آزادی زن مطرح می شود، ریشه های شهوانی و اخلاقی

داشته است و آن چیزهایی که به ظلم نوع دوم برمی گردد و وجود دارد، زن را آزاد می کنند و آزاد می گذارند تا بیشتر خودنمایی کند تا بیشتر صحنه را برای بهره برداری نامشروع مرد، آماده کند. این چه آزادی است؟! به زن، میدان میدهند نه برای اینکه استعدادهای نهفته بشر را که او را به کمال می رساند، آشکار کند. این، برایشان مطرح نیست. یا در درجه دوم، مطرح است. به صورتی تبعی بلکه به زن میدان میدهند برای اینکه آن جنبه خاص خلقت زنانه که یکی از رازهای مهم طبیعت است، و جاذبه زن برای مرد که به شکل قانونی و در چهارچوب مقررات، باید استفاده شود و اگر نمی بود، بقای نوع بشر امکان نداشت، به شکل غیرقانونی و نامشروع و بطور غلط، مورد بهره برداری مردان قرار بگیرد.

 

فلسفه و آثار حجاب:
اعتقاد ما این است که افعال تکلیفی بشر از حسن و قبح ذاتی برخوردار است. و عقل می تواند، حسن و قبح آنها را بالبداهه یا به اکتساب شناسائی کند.
حجاب و بیحجابی هم مانند ایر کارهای انسان، دارای حسن و قبح ذاتی است. و به همین جهت حجاب یک ازرش و بی حجابی یک ضد ارزش است. وظیفه است که از ارزشها پاسداری کنیم و ضد ارزشها را از بین ببریم.

قطعاً ارزش ها و محسنت و زیبائیها، برای فرد و خانوادده و جامعه، مفید و ضدارزشها و زشتی ها، هم برای فرد مضر است و هم برای خانواده و جامعه.
این نکته را هم ناگفته نگذاریم که در باره آن دسته از ارزشهایی که برای عقل بدیهی است، مانند حسن عدل و قبح ظلم، دو نظر است:
یکی اینکه اینها از بدیهیات اولیه است. و بنابراین، انسان آنها را همچون عدم جواز اجتماع و ارتفاع نقیضین بالبداهه درک می کند. و نیازی به ملاحظه هیچ امری، جز تصور موضوع و محمول و نسبت ندارد.

دیگری اینکه از فطریات است و علاوه بر امور فوق، نیازمند ملاحظه مصالح و مفاسد اجتماعی است.