زن و رسانه ها و مطبوعات

مقدمه:
اصولاً هنر رسانه ها داراي خصوصياتي است كه گوشه هايي از حالات، اوضاع و رفتار افراد را نمونه برداري مي كند و به نمايش مي گذارد.
ارسطو براي اولين بار مفهوم ارتباطات را مورد توجه قرار مي دهد و به عنوان يك عنصر اجتماعي هسته اصلي آن را (تبادل افكار متعدد) معرفي مي كند.
او عناصر جريان ارتباطات را (فرستنده) (پيام) (مخاطب) و هدف فرستنده از ارسال پيام را، متقاعد نمودن مخاطب مي داند. وظيفه پيوند دادن اجزاي اين اجتماع به عهده رسانه ها است.
دكتر الهه كولايي معتقد است كه ما به عنوان زن ايراني بايد با توجه به شرايط داخلي براي رسيدن به نتايج مطلوب ظرفيت ساز مي كنيم.

شخصيت زن:
نحوه انتخاب، توانايي درك ايمان و عشق، آموختن از تجارب زندگي و نيز قبول تعهد است كه به شخصيت زن شكل مي بخشد.
بسياري تصور مي كنند كه شخصيت پردازي از زن منوط به اعطاي نقش هاي بسيار بالا به اوست و گروهي نيز مي پندارند زن مي تواند نقشي را به خوبي ايفا كند كه در خانواده به عنوان (مادر، همسر و دختر) به صورت ذاتي در نهاد او وجود دارد.
گروه اول زن را (ماشين) و گروه دوم زن را حيوان تلقي كرده اند پس نگاه انساني و منطقي به شخصيت زن كجا رفته است؟
نگاهي كه به زن به عنوان يك انسان هويت بخشد.

زن به عنوان جنس دوم
نظر نشريات زنان در مورد زنان در رسانه ها به عنوان جنس دوم را مي توان به سه دسته تقسيم كرد.
۱-حضوري حاشيه اي و بي رنگ و غيرجدي.
۲-در قالب موجودي ساده، تسليم و سرشار از محبت و از خود گذشتگي
۳-حيله گر، گستاخ و از بند رها شده و عصيانگر.

موقعيت فرهنگي – اجتماعي زن
زن كارمند، زن معلم، زن پزشك و … در فيلم هاي موجود، شخصيت هاي مهمي هستند و در واقعيت همه اين شخصيت ها در اقليت قرار گرفته اند. در نگاه نخست آنچه وضعيت فرهنگي و اجتماعي را ترسيم مي كند، حال همان واقعي بودن امور است. ديدگاه فرهنگي اجتماعي جامعه زن رام وجودي غيرمستقل مي داند و شخصيت او در كنار مرد تكميل مي شود. اما در رسانه ها اين امر با شدت بيشتري ترسيم شده است و در واقع بهتر بود كه در جهت تضعيف اين ديدگاه غيرمنطقي قدمهايي برداشته مي شد.

پوشش
به نظر مي رسد كه (حجاب) به عنوان ارزش اساسي در سيما و سينماي امروز مورد بي مهري قرار گرفته است.
آيا پوشش هنرپيشگان زن در سيما و سينماي امروز ما واجد خصوصياتي هستند كه هدف حجاب مطلوب اسلامي را برآورده سازد.
آيا صرف پوشانيدن بخشي از سر و بدن، هرگونه پوشيده شود و هرگونه به نمايش درآيد حجاب محسوب مي شود؟ تكليف بخش هاي ناپوشيده چه خواهد شد؟ در چه قالب هايي قابل نمايش اند؟ بدون آرايش؟ با آرايش؟
هرچه گيراتر بهتر!
حجاب سنتي و كاملي چون چادر در سيما و سينما بدست فراموشي و تغافل سپرده شده و يا بطور غيرناشايسته و نازيبا و نابجا بكار گرفته شده داست كه ناخودآگاه به عنوان يك لباس غير ارزشي در ذهن مخاطب جا مي گيرد.
تأثير رسانه ها بر مخاطبين زن
در ابتدا مي توان به آسيب پذيري بيشتر زنان و دختران اشاره نمود كه به دليل روح حساس خود، بيشتر از ساير اقشار جامعه در معرض تهاجمات و حملات قرار مي گيرند، ديگر اينكه وقت بيشتري در منزل و صرف استفاده از رسانه ها مي كنند.
ميان زن شهري و روستايي و عشايري تفاوت هايي وجود دارد كه همه اينها نمي توانند در معرض پيام هاي يكسان از سوي رسانه ها قرار گيرند. اگر تاثير رسانه هاي جمعي را فراتر از مرز ملتها، اقوام، تمدن ها و فرهنگها در نظر بگيريم مي توانيم از تاثير اين رسانه ها در ايجاد تعرض در فرهنگ، شكستن مرزهاي فرهنگي و تهاجم فرهنگي سخن بگوييم و عمده تريم اقشاري كه در معرض اين تهاجم قرار مي گيرند به دلايلي كه ذكر شد زنان و به خصوص دختران جوان و نوجوان مي باشند. در حالي كه مي توان از طريق رسانه ها فرهنگ سازي نمود و با تهاجم فرهنگي مبارزه كرد.

تعداد شاغلين در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به تفكيك شغل و جنس در سال ۱۳۷۹
شغل زن مرد
تهيه كنندگان تلويزيوني ۶۰ ۲۴۰
تهيه كنندگان راديويي ۳۱ ۱۴۳
كارگردان فيلم ۴ ۷۰
كارگردان نقاشي متحرك ۵ ۲
كارگردان ويدئو ۴۴ ۲۰۷
فيلمانه نويس ۲ ۱۳
هنرپيشه راديويي ۲ ۱۳
هنرپيشه راديويي ۷ ۱۰
نوازنده – ۵۰
تصويربردار ۴ ۲۱۴
صدابردار ۲۹ ۱۲۸
فيلمبردار – ۷۰
نورپرداز ۱ ۲۳

گوينده ۳۶ ۶۴
گوينده خبري ۵ ۸
خبرنگار ۲ ۳۳
گزارشگر ۲۰ ۱۰۸
دبير ۴۰ ۱۶۵
پژوهشگر ۷۶ ۱۵۴
مديران ۱۷ ۵۹۰
مأخذ: سازمان صدا و سيما و سينماي جمهوري اسلامي ايران

راهكارها
-زناني كه داراي ذهني آماده تر هستند (متخصصان و تحصيل كرده) شرايط رشد، پرورش و تعالي ساير زنان را تامين كنند.
-هدف از فعاليت زنان و مشاركت در كليه رسانه ها بالا بردن موضع گيري زنان در امور سياسي، فرهنگي، اقتصادي و شناساندن شخصيت واقعي زن باشد.
-مبارزه با طبقاتي شدن اطلاعات و فرهنگ

-تبادل اطلاعات و چاره انديشي براي رفع تبعيض و خشونت عليه زنان در رسانه هاي گروهي بخصوص سيما و سينما
-حضور فعال زنان در رسانه هاي گروهي و نظارت در برنامه ريزي سياسي رسانه ها در سطح جامعه
-ايجاد شرايط لازم و يكسان جهت مشاركت فعال زنان و مردان در عرصه هنرهاي تصويري و مطبوعات
-توجه كامل به رهنمودهاي ديني و احكام الهي به طور طبيعي و عميق و نه صوري و مصنوعي

-ضعيف كردن نقش زنان به عنوان ابزار سرگرمي، آگهي هاي تبليغاتي و تجاري و ارائه تصوير منفي از زنان در رسانه ها
-عدم تبعيض جنسي در رسانه ها
-عدم تبعيض جنسيتي در عرصه اشتغال هنري
-برنامه ريزي جهت افزايش آگاهيهاي افراد جامعه در زمينه حقوق انساني زنان

تعداد زنان شاغل در سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران طي سالهاي ۷۸-۱۳۷۵ به تفكيك شغل
سال و رده شغلي ۱۳۷۶ ۷۷-۱۳۷۶ ۱۳۷۸
تعداد درصد تعداد درصد تعداد درصد
توليدي ۵۹۸ ۵/۳۳ ۶۰۵ ۴۰ ۶۶۴ ۵/۳۴
خبري ۱۸۵ ۴/۱۰ ۱۸۶ ۳/۱۰ ۱۸۲ ۵/۹
اداري و مالي ۶۴۵ ۲/۳۶ ۶۷۸ ۷/۳۷ ۷۱۶ ۶/۳۷
خدماتي ۴۵ ۵/۲ ۱۳ ۷/۰ – –

آموزشي ۳۴ ۹/۱ – – ۳۷ ۹/۱
برنامه ريزي ۷۵ ۴ ۲۲۶ ۶/۱۲ – –
پژوهشي ۱۱۶ ۵/۶ – – ۲۱۴ ۲/۱۱

فني و مهندسي ۸۶ ۸/۴ ۸۹ ۵ ۹۴ ۵
جمع ۱۷۸۴ ۱۰۰ ۱۷۹۷ ۱۰۰ ۱۰۰
مأخذ: سازمان صدا و سيما جمهوري اسلامي ايران

زن نه صرفاً به قصد برابري با مرد كه بايد به عنوان موجودي زنده، بيدار و مشغول كه خداوند نيز به قدر توانايي اش بر او تكليف مي كند «لايكلف الله نفسا الا وسعها» خود را دريابد و بر اساس اراده خويش منشا حركت فكر و عمل گردد.
براي پرداختن به اين مهم ابتدا لازم است كه حضور زنان در اجتماع به ضرورت، گسترش يابد تا نقش موثر آن در صحنه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را به اثبات رساند.

لازمه حضور زن توسعه ظرفيت فكري و علمي او مي باشد، تا بتواند در موقعيت هاي مختلف ضمن تشخيص جايگاه خويش، در اداره و رهبري محيط پيرامون خود از قوه تشخيص و اراده اش به خوبي بهره گير و با توانمندي هرچه بيشتر ايفاي نقش نمايد.

كارآفريني زنان در ايران
كارآفرني به عنوان يك پديده نوين در اقتصاد نقش موثري را در توسعه و پيشرفت اقتصادي كشورها يافته است.
زنان حدود نيمي از جمعيت كشور و بخش قابل توجهي از جمعيت فعال اقتصادي را به خود اختصاص داده و نسبت آنان در جامعه تحصيلكرده همچنان رو به تزايد است اما هنوز سهم شايسته اي در اقتصاد ملي به دست نياورده اند. كارآفريني فرآيند خلق ابتكارات و نوآوريها و ايجاد كسب و كاري جديد در شرايط پرابهام و خطرخيز از طريق كشف فرصت هاي محيطي و بسيج منابع است. مطالعات نشان مي دهد كه محدوديتهاي مشتركي در ميان آنان وجود دارد كه با ابتكار و خلاقيت توانسته اند مسير كارآفريني خود را طي نمايند.
به طور كلي موانع عنوان شده را در سه بخش كلي ميتوان برشمرد.

۱-موانع فردي كه ناشي از محدوديتهاي خانوادگي و كاستي هاي علمي آنان است.
۲-موانع سازماني كه مبعث از محيط درون كسب و كار است.
۳-موانع محيطي كه متأثر از محيط فرهنگي، سياسي، اقتصادي است.

موانع فردي
منظور از موانع فردي محدوديتهايي است كه متأثر از خانواده و يا ماستي هاي علمي و مهارتي است. محدوديتهاي خانوادگي عموما از طرف اعضاء نزديك خانواده و خاصه همسر آنان در شروع كسب و كار اعمال شده است. همچنين مراقبت و نگهداري فرزندان بويژه در سنني كودكي همزمان با مشغله هاي كاري دغدغه جدي ديگر آنان ميباشد.
زنان كارآفرين براي رفع و يا تقليل موانع خانوادگي راههايي هم چون مدارا و گفت و گو، جلب همكاري محارم، تشكيل تيم با همسر و اثبات موفقيت را برگزيدند.

موانع سازماني
با آنكه اين دسته از موانع براي كليه كارآفرينان اعم از زن و مرد ميتواند مطرح باشد، اما براي زنان به دليل سهم حضور كمتر آنان در عرصه هاي اقتصادي بويژه در ايجاد كسب و كار و مشاغل مديريتي مشهودتر است. به طور كلي زنان كارآفرين مورد مطالعه در محيط سازماني خود با چهار مانع كمبود مالي، فيزيكي (امكانات نرم افزاري و سخت افزاري)، فروش و منابع انساني مواجه بوده اند. از نظر منابع مالي مشكلات همچون فقدان يا كمبود سرمايه، طولاني بودن فرآيند دريافت وام و سهل الوصل نبودن تسهيلات بانكي بر سر راه آنان قرار داشته است. مهمترين موانع مطرح شده در زمينه ي مديريت منابع انساني ناباوري نسبت به توانايي زنان است. عموم زنان كارآفرين در فضاي كسب و كار خود محيطي عاطفي ايجاد كردند كه كاركنان از احساس صميميت و محبت و جديت برخوردار باشند.

موانع محيطي
كارآفرينان مورد مطالعه با موانع محيطي نيز مواجه بوده اند اين موانع متاثر از محيط فرهنگي، سياسي و اقتصادي ميباشد. موانعي كهن صرفاً با كوشش فردي آنان قابل رفع نيست بلكه نيازمند اصلاحات و تحولات تدريجي ارزش آفرين در محيط است. به عبارتي نيازمند نوعي فرهنگ سازي است.
نقش زنان در توسعه فرهنگي
امروزه در فرآيند توسعه اقتصادي – اجتماعي ايران، تحقيقات وسيعي در بارة جايگاه زنان در اين فرايند آغاز شده كه هدف عمده آن ها، يافتن راه هاي مشاركت اقتصادي – اجتماعي بيش تر زنان از طريق بهبود شرايط آموزشي و ايجاد موقعيت شغلي ، و در نتيجه بالا بردن نرخ اشتغال زنان به منظور استفادة بهينه از اين بخش از نيروي انساني كشور مي باشد. از دستاوردهاي مهم اين بررسي ها توجه و ترغيب به جمع آوري و تدوين آمار و اطلاعات مربوط به زنان در ابعاد گوناگون، و تعيين شاخص هاي متعددي است كه مجموعاً وضعيت و پايگاه اجتماعي – اقتصادي و فرهنگي زنان را ترسيم مي نمايند. بررسي اين اطلاعات و آمار موجب گسترش آموزش عالي و ارتقاي كيفيت تحصيلات تكميلي و در نتيجه، دگرگوني نقش زنان در جامعه گرديده است، به طوري كه زنان كشور ما در بسياري از مشاغل صنعتي، علمي و اداري مملكت به كار گرفته شده اند.

 

نتيجه
۱-تقاضاي سطح آموزشي و فرهنگي زنان جامعه و ايجاد امكانات آموزشي مساوي از سطوح پايين تا سطوح عالي براي زنان، موجب افزايش آگاهي و شناخت آنان از خويش و جامعه مي گردد.
۲-تحقيق و پژوهش هسته و محور اساسي توسعه و رشد جامعه مي باشد و بايد به كليه پژوهشگران اعم از زن و مرد امكانات مساوي تخصيص يابد.
۳-به منظور جلوگيري از چند باره كاري در فعاليت هاي تحقيقاتي در بارة زن و خانواده، مركز اطلاعات و مدارك علمي كليه اطلاعات مربوط به طرح ها و گزارش هاي تحقيقي و مقالات ارائه شده را در بانك اطلاعات جامع خود، گردآوري و در اختيار محققين كشور قرار دهد. نتايج تحقيقات خاص زنان محقق را نيز به صورت بانك اطلاعاتي در اختيار علاقه مندان گذارد تا از اين رهگذر كارايي و توانايي هاي زنان محقق شناخته شود و موجب تشويق و ترغيب پژوهشگران زن گردد.

۴-گردآوري مدارك مربوط به نتايج تحقيقات زنان سبب هدايت صحيح آن ها در رفع تنگناهاي موجود مي گردد. جدول شماره (۱) افزايش درصد كادر آموزشي از ۹۲/۹ درصد در سال ۶۹-۱۳۶۸ به ۳۱/۱۸ در سال ۷۵-۱۳۷۴ نشان مي دهد. هم اكنون زنان متخصص ما با استفاده از دقت نظر، نظم و تربيت در امور، شكيبايي و قدرت تحميل بالا و ديگر استعدادهاي ذاتي كه لازمه امور تحقيقاتي است، به شيوه اي مؤثر و مناسب سهم چشمگيري از امور پژوهشي كشور را بر عهده دارند.

جدول ۱-مقايسه تعداد كادر آموزشي به تفكيك عنوان دانشگاهي و جنس در سال هاي ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۴
عنوان دانشگاهي سالهاي تحصيلي
۶۹-۱۳۶۸ ۷۰-۱۳۶۹ ۷۱-۱۳۷۰ ۷۲-۱۳۷۱ ۷۳-۱۳۷۲ ۷۴-۱۳۷۳ ۷۵-۱۳۷۴
زن جمع زن جمع زن جمع زن جمع زن جمع زن جمع زن جمع
استاد ۲۱ ۶۶۱ ۴۳ ۷۰۹ ۱۹ ۶۶۴ ۳۴ ۶۹۳ ۷۲ ۸۹۵ ۳۴ ۷۶۱ ۳۹ ۸۴۴
دانشيار ۴۴ ۱۱۵۰ ۸۸ ۱۳۶۷ ۸۱ ۱۳۱۴ ۹۰ ۱۴۶۷ ۱۲۸ ۱۶۹۵ ۱۱۸ ۱۶۷۹ ۱۱۹ ۱۶۶۶

استاديار ۳۷۶ ۵۳۲۷ ۷۵۳ ۶۱۱۸ ۸۰۵ ۶۵۹۹ ۹۷۷ ۷۱۴۳ ۱۱۵۱ ۸۱۹۴ ۱۱۹۸ ۸۳۷۵ ۱۳۲۳ ۹۲۶۷
مربي ۶۹۴ ۶۶۹۷ ۱۳۸۸ ۷۱۶۸ ۱۷۷۸ ۸۵۸۴ ۱۹۶۰ ۱۰۱۸۷ ۲۰۳۵ ۱۱۴۳۰ ۲۲۴۷ ۱۱۸۳۷ ۲۵۵۸ ۱۳۲۵۸
مربي آموزشيار ۱۳۱ ۵۱۹ ۲۶۲ ۱۰۲۷ ۲۰۶ ۱۱۴۸ ۳۴۸ ۱۱۸۴ ۳۷۰ ۲۲۵۰ ۳۶۷ ۱۲۴۷ ۳۵۶ ۱۳۵۸
ساير مدرسين ۷۵۷ ۶۰۵۷ ۱۵۱۵ ۶۹۸۷ ۱۳۹۶ ۶۸۹۹ ۲۱۴۰ ۹۵۸۹ ۲۰۴۴ ۸۴۸۰ ۲۵۲۶ ۱۲۴۳۱ ۲۸۳۷ ۱۳۱۰۹
جمع كل ۲۰۲۴ ۲۰۴۱۱ ۴۰۴۸ ۲۳۳۷۶ ۴۲۸۵ ۲۵۲۰۸ ۵۵۳۹ ۳۰۲۶۲ ۵۸۰۰ ۳۲۹۳۴ ۶۴۹۰ ۳۶۳۶۶ ۷۲۳۲ ۳۹۵۰۲

نقش محوري زنان در روند توسعه
زنان به عنوان عضو مؤثر جامعه به خودباوري برسد تا بتوانند مردان را به پذيرش انسان بودن خويش، متقاعد كند؛ بدين معنا كه مي تواند در روند توسعه – در زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي – مانند مردان عمل كند. رسيدن به چنين ديدگاه و جايگاهي، نيازمند اقدام هاي عملي و مبارزه با نمادها و نمودهاي عقب ماندگي است. قرآن در (س رعد / ۱۱) در يان باره مي فرمايد: «ان الله لا يغر ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم».