مقدمه

سوزندوزی از رایجترین هنرهای صناعی در میان زنان بلوچ ایرانی است. نقوش سوزندوزی بلوچ، گرچه در ظاهر به گونه اشکال منظم هندسی بر روی پارچه نقش میبندد، غالباً از میان عناصر طبیعی محیط برگرفته میشود. تنوع، زیبایی و اصالت این نقوش از یک سو و پیوستگی قابل ملاحظه آنها با طبیعت و محیط پیرامون از دیگر سو سبب شده است تا تأثیرپذیری این نگارهها از صور طبیعی در تحقیق حاضر مورد بررسی قرار گیرد. همچنین توجه به کیفیتهای زیبایی شناختی و اصل هماهنگی نقوش طبیعی با هندسه حاکم بر آنها از موارد دیگر مورد توجه در پژوهش حاضر است.

در این تحقیق، که با هدف نشان دادن تأثیر عناصر طبیعی بر نقوش سوزندوزی بلوچ صورت پذیرفته است، این فرضیه مطرح شده که طبیعت و عناصر سازنده آن در طراحی این نگارهها تأثیر بسیار زیادی داشته و بین نقوش طبیعی سوزندوزی و عناصر طبیعت ارتباط تنگاتنگی وجود دارد. زنان سوزندوز بلوچ در جستجوی تزیینات ایدهآل خویش، ضمن استفاده از عناصر هندسی ساده، فضای حقیقی طبیعت را با فضای مجازی این آثار در هم آمیخته و ارتباط بصری مناسبی را میان نقوش برقرار کردهاند. مهمترین سؤالاتی که در این زمینه میتوان مطرح کرد بدین قرار است:

– آیا میان عناصر طبیعت با نقوش رایج در سوزندوزی بلوچ ارتباطی وجود دارد یا خیر؟

– این نگارهها را با تکیه بر عناصر طبیعت به چند دسته میتوان تقسیم کرد؟

پیشینه

در بخش پیشینه، پژوهشی مشابه در این زمینه مشاهده نشد و مشخص شد که در بیشتر تحقیقهای صورتگرفته درباره سوزندوزی بلوچ شیوه تهیه محصولات سوزندوزی مورد توجه قرار گرفته و غالباً در این آثار به جنبههای کاربردی آثار سوزندوزی و زیباییهای ظاهری نقوش پرداخته شده است، لیکن تأثیر الهامبخش طبیعت بر طراحی این نقشها بهصورت مجزا مورد توجه قرار نگرفته است١. بنابراین در این پژوهش سعی شده تا به بررسی تأثیر طبیعت بر نقوش سوزندوزی بلوچ پرداخته شود.

روش تحقیق

روش کار در این پژوهش مبتنی بر شیوه توصیفی و تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانهای و میدانی انجام شده است. این پژوهش که در سال ١٣٩١ با انگیزه شناخت پوشاک محلی، محصولات سوزندوزی و صنایع دستی بلوچ انجام گردید، حوزه جغرافیایی شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان را دربرمیگیرد.

تصویر۱. زن سوزن دوز بلوچ، مأخذ: بهارناز، ۶۶۳۱: ۲۲۱

تصویر۲. سوزن دوزی بلوچ با رنگها و نقوش سنتی

با توجه به اینکه منطقه سراوان یکی از مراکز مهم تولید محصولات سوزندوزی است و تعداد زیادی از زنان بلوچ ساکن در منطقه سیب و سوران، ُگشت، َکلگان و شهر سراوان به فعالیت اقتصادی در این زمینه مشغولاند، منطقه سراوان برای انجام این پژوهش مکان مناسبی به نظر میرسید.

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر۳. نقشهای هندسی

تصویر ۴. چند نمونه از نقش های گیاهی

گزارش های ارائهشده درخصوص جمعیت شاغل در این بخش از نبود آمار دقیق و مطمئن در این زمینه حکایت دارد (گزارش معاونت برنامهریزی استانداری:١٣٨٨). جمعآوری اطلاعات مورد نیاز در این پژوهش و تهیه عکسهای لازم، با مراجعه مستقیم به زنان سوزندوز در مناطق مختلف شهرستان سراوان صورت گرفت. نمونههای مورد بررسی بهروش نمونهگیری »تصادفی طبقهای« از میان نگارههای طبیعی رایج در این محصولات برای پاسخ گفتن به سؤالات پژوهش انتخاب شدند.

به سبب نبود تحقیق مستقل در زمینه ساختار صوری نقوش سوزندوزی بلوچ و محدودیت منابع مکتوب در این زمینه و از سوی دیگر با توجه به هدف تحقیق که در آن تلاش بر اصالت و دقت در پژوهش مد نظر بود، ارجاع تصاویر مقاله به منابع مکتوب امکانپذیر نشده و بیشتر با تکیه بر یافتههای میدانی و شواهد موجود صورت پذیرفته است. همچنین جهت ایجاد وضوح بیشتر و بررسی بهتر ساختار نقوش، در بسیاری از نمونهها به کمک رایانه طراحی مجدد از نگارههای سوزندوزی انجام و غالباً در کنار نقش اصلی در متن مقاله آورده شده است.

تحقیق حاضر در دو بخش کلی تدوین شده است. در بخش اول به جهت اهمیت آشنایی با فرهنگ و شیوه زندگی اقوام بلوچ به معرفی این اقوام و جایگاه اجتماعی زن در میان آنها پرداخته شده و بخش دوم به نقوش موجود در محصولات سوزندوزی بر مبنای ویژگیهای ظاهری آنها

اختصاص دارد. در فرایند کلی تحلیل و بررسی، پیوستگی نقشها با عناصر طبیعی مورد توجه قرار گرفته است. اما در ابتدا با توجه به جایگاه ارزنده قوم بلوچ در بین اقوام ایرانی و با در نظر گرفتن سهم مؤثر زنان این قوم در تولید انواع محصولات سوزندوزی ابتدا به طور اجمالی به معرفی این قوم و جایگاه زن در میان آنها پرداخته میشود.

قوم بلوچ و جایگاه اجتماعی زن در میان آنان

اقوام بلوچ از اقوام بزرگ ایرانی هستند که در منطقه بلوچستان سکنی دارند. کتیبههای بیستون و تختجمشید از قدیمیترین اسنادی است که در آنها به این سرزمین اشاره شده است. در این آثار از بلوچستان با عنوان »ماکا« یا »مَکَ« یاد شده و این سرزمین چهاردهمین ایالت هخامنشی به شمار رفته است (مخبر،١٣٢٤: ٢٢).

در کتیبههای عصر ساسانی از بلوچستان با نام »مکوران، مُکران« نیز یاد شده است (اکبرزاده،١٣٨٢: ٤٢). این اسامی تا قبل از اسلام در بین مردم معمول بود و امروزه هم در بسیاری از مناطق این سرزمین را با همین نام میخوانند. بنا به نظر برخی از محققان، اصطلاح بلوچستان از زمان نادرشاه (١١٦٠- ١١٤٨ق) در منابع فارسی پیدا شد. دلیل اصلی جانشینی این اصطلاح نفوذ قبایل بلوچ در منطقه و کمکهای فراوانی بود که سران این قبایل به نادر
شاه کردند (سیدسجادی،١٣٧٤: ٩١).
۳۶

شماره۷۲ پاییز۲۹

ساختار صوری نقوش طبیعی در سوزن دوزی زنان بلوچ (باتأکید بر نمونههای شهرستان سراوان)

۱. برای نمونه تک: ابن حوقل، ۵۴۳۱، اصطخری،۰۴۳۱، حدود العالم، ۲۶۳۱، مقدسی، ۱۶۳۱.

تصویر ۵. نقش کَتَرُوک((Katarok

تصویر ۷. طرح گل تِک (Tekk)

تصویر۸. طرح گل سُهر((Sohr

مطالعه منابع تاریخی و جغرافیایی نشان میدهد که نام بلوچ اولین بار در سده چهارم هجری در منابع مکتوب درج شده
ﻭ محدوده سکونت این اقوام نیز در دشتهای جنوبی کرمان

ﻭ در دامان کوهستان بشگرد (بشاگرد) ذکر شده است. سپس در دوره سلجوقیان، اقوام بلوچ از نواحی کرمان به سوی شرق و به داخل مکران و بلوچستان کنونی مهاجرت کردند (بویل،١٣٧٩: ٦٤).

درباره فرهنگ و شیوه زندگی مردم بلوچ در متون تاریخی اطلاعات زیادی درج نشده است. کهنترین منابع در این خصوص منابع فارسی و عربی بهجامانده از نخستین سدههای اسلامی است. در همه این منابع، اقوام بلوچ دارنده صفاتی نظیر چالاک، قوی، رشید، صاحبقدرت و جنگجو دانسته شدهاند که از راه دامپروری امرار معاش کرده و در خیمههایی مویین زندگی میکنند١. از شیوه زندگی این اقوام بیش از این نمیتوان اطلاع دقیقی به دست آورد، چراکه کوچنشینی بلوچها همواره مانع از آن شده است که فرهنگ آنها به مرحله تدوین رسیده و مکتوب شود.
بررسیهای صورتگرفته در قرن اخیر درباره فرهنگ

ﻭ شیوه زندگی این اقوام حاکی از آن است که تا چند دهه قبل

تصویر ۶. طرح کَتَرُوک به شکل گل قاصدک

تصویر۹. شیوه استفاده از رنگ در طرح گل سُهر((Sohr

آنها بهصورت قبیلهای و عشیرهای زندگی کرده و از طریق شبانی و کشاورزی امرار معاش میکردند (شهبخش،١٣٧٣: ١٠). زندگی اجتماعی این اقوام از گذشته مخلوطی از زندگی عشایری و روستایی بود، اما طی چند دهه به علت خشکسالیهای پیدرپی، که نابودی مراتع و چراگاهها را به همراه داشت، شیوه زندگی عشایری و دامپروری کاهش یافته و کوچ اقوام بلوچ به نوعی زندگی نیمهکوچنشینی تبدیل شد. امروزه بخش زیادی از آنها با استقرار در مناطق روستایی به باغداری و کشاورزی اشتغال دارند.

شکل دیگر زندگی اجتماعی در بلوچستان زندگی شهری است. امروزه در مناطق شهری انواع مشاغل در میان اقوام بلوچ گسترش یافته است. ذکر این نکته ضروری است که بلوچستان تا اواخر دوره قاجاریه فاقد شهرهای مبادلاتی و مناسبات اجتماعی شهری بود (ابراهیمی،١٣٨٨: ٧٢). با ورود قوای نظامی حکومت پهلوی اول در سال(١٣٠٧ش) به بلوچستان شهرهایی به سبک جدید ایجاد شد. این موضوع تغییر بعضی ملاکها و ارزشهای اجتماعی را به همراه داشت. تا پیش از این دوران، داشتن اصل و نسب، املاک فراوان و رمههای بزرگ ملاک تشخص و نفوذ اجتماعی

تصویر۰۱. نقشبته مورد استفاده تصویر۱۱. طرح بته
روی رومیز ُ ُ

بود، ولی پس از ایجاد شهرهای جدید، مشاغل دولتی و اداری ارزش فراوان یافت (شهبخش،١٣٧٣: ١٩).

باوجوداین، همواره عنصر »ذات« از تعیین کنندهترین عوامل در شکل دهی پایگاه اجتماعی مردم بلوچ بوده است. »ذات« در واقع همان اصل و نسب بوده و نشاندهنده پایگاه اجتماعی و مرتبه افراد در اجتماع است (برقعی،١٣٣٦ : ٦٦). تولد در هر ذات مقررات و محدودیتهای همان ذات را به ارمغان میآورد. نزول یا صعود موقعیت اجتماعی و فقر یا مکنت تأثیری بر تغییر ذات بر جای نمیگذارد. اساس ذات خون مشترکی است که در رگهای افراد وابسته به آن جریان دارد. بررسی منابع شفاهی و حماسههای بلوچ نشان میدهد که این موضوع از عوامل اصلی اتحاد در میان آنها به شمار رفته و افراد یک طایفه وظیفه دارند در هر شرایطی برای خوشنامی طایفه خویش بکوشند (شهبخش،١٣٧٤: ٤٢).

عامل اصلی تعیینکننده منزلت اجتماعی زن در میان اقوام بلوچ تعلق وی به ذاتی است که در آن متولد شده است. وابستگی بلوچها به حفظ سنتهای رایج سبب گسترش ازدواجهای درونگروهی شده است، چراکه فقط افراد متعلق به یک ذات قادر به ازدواج با یکدیگر هستند. مردان متعلق به ذاتهای بالاتر در برخی از موارد قادر به ازدواج با زنهای متعلق به ذات پایینتر هستند، اما ازدواج زنان با ذات پایینتر از خود متداول نیست (ناصری،١٣٥٨: ٤٥).

فعالیت زنان بلوچ نیز به ذاتی که در آن متولد شدهاند بستگی دارد. درحالیکه زنان مَلِک و میر١ کمتر به امور خانه میپردازند، زنهای طبقات پایین دوشادوش مردان برای تأمین مخارج خانواده به فعالیت مشغولاند و گاهی بسیاری از امور مربوط به مردان را نیز عهدهدار میشوند. زنان

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

بلوچ بیشتر به کارهای خانه و تربیت و نگه داری کودکان میپردازند، و مردان بلوچ در جمازهسواری٢، تیراندازی، شکار، کوهنوردی، صحرانوردی و پیادهروی بینظیرند.

بیشترین سهم کار در هنگام کوچ و همچنین جمعآوری دام، تهیه تولیدات دامی و خانهداری را زنان بر عهده دارند، بدین ترتیب که از جا کندن سیاهچادر و بار کردن به موقع آن از وظایف بانوان است. جمعآوری هیزم، پرورش کودکان، آوردن آب از چاه، دوشیدن دام و تهیه فرآوردههای دامی نیز کار زنان است و آنها در اوقات فراغت به گلیمبافی، حصیربافی، سوزندوزی، بافتن سیاه چادر و فعالیتهای دیگری نظیر آن میپردازند (افشار سیستانی،١٣٧٠: ١٥١).

پدر رئیس خانواده و مادر پس از او محترمترین و بانفوذترین فرد خانواده است. در میان فرزندان، پسران نسبت به دختران از موقعیت برتری برخوردار بوده و بین پسران یک خانواده سلسلهمراتب سنی مبین برتری آنان است. زن بلوچ مورد احترام مرد بلوچ بوده و اطاعت از شوهر را وظیفه حتمی خود میداند. مرد هم تمام وظایفی را که اسلام نسبت به زن برایش معین کرده است، انجام میدهد (همان،١٣٦٦: ٩٥٩).

به طور کلی، وظایف زنان بلوچ را مواردی چون: تربیت و نگهداری کودکان، پختوپز، جمعآوری هیزم، نظافت خانه، تهیه فرآوردههای دامی، فراهم کردن آب، دوخت و دوز، سوزندوزی، گلیمبافی، قالیبافی و بافتن سیاهچادر شامل میشود.قسمت اعظم وقت زنان بلوچ پس از رسیدگی به امور خانواده، صرف تولید سوزندوزیهای اصیل و فاخری میشود که روی لباسهای زیبای آنان خودنمایی میکند (تصاویر ١ و٢).

البته باید توجه داشت که موقعیت اجتماعی زنان، میزان ثروت خانوادگی یا تعلق آنها به یک ذات نیز بر شیوه زندگی آنها تأثیر قابل توجهی داشته و به این ترتیب زنان متعلق به ذاتهای بالا از انجام بسیاری از این امور معافاند. امروزه، با گسترش پیشرفتهای صنعتی و اقتصادی و افزایش تحصیلات عالیه در میان زنان بلوچ، بانوان تحصیل کرده بلوچ عهدهدار وظایف اجتماعی متعددی نیز هستند.