ساختار اقتصادی واجتماعی حاشيه شهرمشهد وانحرافات اجتماعی

چکيده

درکشورما جريان سريع شهرنشينی در۲۰سال گذشته حاشيه نشينی واسکان غيررسمی رابه دنبال داشته واين پديده درحال رشدمشکلات اجتماعی,اقتصادی,فرهنگی,امنيتی وزيست محيطی فراوانی رادراغلب کلان شهرهای ايران به وجودآورده است . مشهد پس ازتهران بزگترين کلان شهرکشوربوده و رشدسريع شهرنشينی رادرچندسال گذشته تجربه کرده است . بخش عمده اين رشدبه حاشيه شهرمشهداختصاص داردکه جمعيتی معادل۶۵۰هزارنفرووسعتی بيش

از۲۰۰کيلومترمربع راشامل می شود . شهرنشينی شتابان وادامه روندکنونی برنامه ريزي ها,جمعيت شهری بيشتریرادرآينده به سوی اين منطقه شهری سوق داده ومشکلات شهری بيشتری به وجودخواهدآورد . مناطق حاشيه نشين اين شهرکانون هزينه ها,کمبودها,نارضايتی ها,ناهنجاری های اجتماعی,روانی وفرهنگی ومسائل ضدامنيتی شده است وبديهی است درآيندهای نه چندان دورودرصورت بی توجهی به آن سبب ناامن شدن شهرمشهدخواهدشد .
مادراين پژوهش قصدداريم درمطالعه مقايسه ای ساختار اقتصادی واجتماعی مناطق حاشيه ومرکزشهر
مشهددرگرايش جوانان به انحرافات اجتماعی رادرسال ۱۳۸۴موردبررسی قراردهيم .

متن سازمان اجتماعی,ارتباطات ميان اعضاءراتعيين می کند. ساترلندبه جای اصطلاح ناهمامنگی ميان ساخت اجتماعی,نسبيٌت ساخت اجتماعی راترجيح می دهد . کلووارد واوهلين معتقدندکه هنجارهای اجتماعی دوجنبه دارند . هنجارهامرزبين عمل درست ونادرست رامعلوم می کنند. فرصت های نابرابر
اساس فرضيه کلووارد واوهلين است وارتباط بين بزهکاران باسابقه ومبتدی های جوان رامهم می دانند.

نظريه آنومی مرتون موقعيت فردرااساسا از لحاظ فرصت های مجاز می نگرد . کلووارد واوهلين ازنظريه مرتون تفاوت فرصت دسترسی به راههای مجازوازنظريه شاو ومک گی انتقال فرهنگی وازنظريه ارتباطات مختلف ساترلندتفاوت دسترسی به راههای غيرمجازرامی گيرند .به نظرآنهانوع بزهکاری وميزان دسترسی ساکنان به راههای غيرمجازراساخت اجتماعی تعيين می کند وارزشهای مناطق جرم خيزضدارزشهای جامعه به هنجاراست, شاو ومک گی نظام اجتماعی اين مناطق را بی سازمان می نامند .

واژه های کليدی: شهرنشينی,حاشيه نشينی,مرکزنشينی,کلان شهر,بی سازمانی اجتماعی,پيوندافتراقی,ساخت اقتصادی واجتماعی, انحرافات اجتماعی ,سرمايه اجتماعی .

– مقدمه
شهر نشيني بيش از پنج هزار سال قدمت دارد . تا سال ۱۹۰۰ از هر هشت نفر ، فقط يكي در مناطق شهري زندگي مي كرد . اما در پايان قرن كنوني نيمي از جمعيت جهان شهر نشين بوده كه دو سوم از اين جمعيت ۳ ميلياردي در كشورهاي جهان سوم زندگي مي كنند (گِِيلبرت وگاگلر ، ۱۳۷۵ : ۷ ).

بررسي تحولات شهر نشين كشورها نشان مي دهدكه كلان شهرهاي محدودي بخش عمده اي از جمعيت مناطق شهري و امكانات توسعه اقتصادي كشور را به خود جلب و جذب نمودند و چون زير ساخت هاي آماده اي وجود نداشت لذا تبعات اقتصادي – اجتماعي نا خواسته فراواني را بر نظام اجتماعي اين كشورها تحميل كرده است . زيرا در محيط شهر سازمان اجتماعي ، نوع احساسات ، ذهنيات و نظام معيشت با جوامع پيشين تفاوت اساسي پيدا مي كند( گي روشه ، ۱۳۷۵ : ۸۵ – ۵۹).

كلان شهر مشهد ( دومين كلان شهر پس از تهران و بزرگترين كلان شهر مذهبي ) دو ويژگي و خصلت منحصر به فرد دارد كه در ساير كلان شهرها چنين موقعيتي وجود ندارد . اولين ويژگي ممتاز آن وجود زيارتگاه هشتمين امام شيعيان حضرت امام رضا ( ع ) مي باشد ويژگي عمده ديگر شهر مشهد همجواري و نزديك بودن مرزهاي آن با كشور افغانستان مي باشد و از آنجا كه عمدتاُ افاغنه در حاشيه شهر مشهد ساكن شده اند در وهله اول بيشترين تأثير را بر ساكنين اين مناطق به جا مي گذارند كه جاي تأمل و تعمق بيشتري دارد. ما در اين تحقيق در صدد پاسخگويي به سؤالات زير مي باشيم

۱- اندازه جامعه اي كه فرد در آن زندگي مي كند چگونه و تا چه حدي بر شيوه زندگي ، روابط اجنماعي و شخصيت او تاثير مي گذارد ؟
۲ – روابط وساختاراجتماعي مناطق حاشيه نشين چگونه است ؟
۳- عوامل فردي واجتماعي موثردرگرايش به انحرافات اجتماعي جوانان درمناطق حاشيه ومرکزکدامند؟
۴- آيا بين ساخت اجتماعي – اقتصادي مناطق حاشيه نشين با گرايش به انحرافات اجتماعي و رفتاري جوانان ارتباطي وجود دارد ؟
۵ – آيا منشأ و ريشه بروز انحرافات اجتماعي از مناطق حاشيه نشين سر چشمه مي گيرد ؟
۶- راهكارهاي سازگاري هر چه بيشتر ميان جمعيت حاشيه نشين و مركز چه مي باشد ؟

۷- راهكارهاي كاهش انحرافات اجتماعي و رفتاري جوانان در حاشيه شهر مشهد با توجه به ساخت اقتصادي – اجتماعي آن مناطق در مقايسه با متن چيست ؟
باطرح سوال های فوق,ابتدالازم است به طوراجمالی به نظريه هاو نتايج تجربی حاصل ازتحقيقات پيشين درزمينه گرايش جوانان به انحرافات اجتماعی باتوجه به ساخت اقتصادی واجتماعی دردوجامعه مرکزوحاشيه پرداخته شود .

مبانی وچارچوب نظری پژوهش
اصحاب مكتب جامعه شناسي شهري شيكاگو يعني پارك ، برجس و مكنزي نخستين كساني بودند كه مواد اوليه جامعه شناسي جرايم شهري را وارد حوزه مطالعات اجتماعي كرده و اصول و روش هايي براي شناسايي , كشف و سرانجام كنترل آن پيشنهاد نموده اند . افزون بر اين ها ، بررسي جرايم شهري در جامعه شناسي معاصر بيشتر كار آن دسته از جامعه شناساني بوده كه مي خواسته اند از بعد ساختاري, بنيادي يا جهاني به موضوع بپردازند . در اين زمينه پژوهش هاي جامعه شناسي گرانسنگي در سالهاي اخير انجام شده كه در آنها مسأله آسيب شناسي رفتاري شهرنشينان بعنوان تابعي از تحولات اجتماعي و اقتصادي مورد بررسي قرار گرفته است .
نظريه بي سازماني اجتماعي بر تراكم جرايم در محيط هايي شهري تكيه دارد كه هنجارها و قواعد زندگي عمومي در آنها از استواري و نهادينگي مورد انتظار بي بهره است. معمولاً مشخصات چنين محيط هاي شهري به ويژه در مناطق جرم خيز پيرامون شهرهاي بزرگ يا شهرهاي در حال رشد مورد استفاده قرار مي گيرد كه در آنها انبوه جمعيت بي شكل و ناهمگن و بي بهره از الگوهاي مشروع و معتبر نظارتي آمادگي آن را مي يابد كه در سايه محروميتهاي موجود و نيز وسوسه هاي فرهنگ پرزرق و برق شهري احياناً به شيوه هاي نامشروع و خلاف در جهت دستيابي به هدف هاي عالي تر زندگي متوسل شود.(هارالامبوس و هولبورن ، ۱۹۹۰ :۳۴۷)

كلوآرد (۱۹۵۹) مفهوم ساختارفرصت رابا افزودن يك متغير ديگر تحت عنوان «دستيابي به وسايل نامشروع» به متغيري كه مرتون تحت عنوان «دستيابي به وسايل مشروع» مطرح كرده بود،توسعه مي دهد و خاطرنشان مي سازد كه دستيابي به مؤلفه هاي يادگيري و فرصت از طريق هر قسم از وسايل چه مشروع و چه نامشروع جزيي از ساختارهاي اجتماعي هستند. يكي ديگر از نظريات كلوآرد درباره

انحراف عبارت است از: ((اقشارمختلف فر صت هاي گوناگوني براي كسب نقش هاي انحرافي فراهم مي آورند و اين كار عمدتاً از طريق دستيابي به پاره فرهنگهاي انحرافي و فرصت هاي به دست آمده براي ايفاي چنين نقشهاي اجتماعي انحرافي انجام مي گيرد.)) (چارلز گروثرز، ۱۷۲:۱۳۷۹-۱۴۲).

– نظريه پيوند افتراقي كه به مفاهيم گوناگون ترجمه شده ، ادوين ساترلند در اين نظريه بر اين نكته تأكيد دارد كه فرآيند يادگيري رفتار مجرمانه به وسيله دوستان فرد مجرم تعيين مي شود . در پاسخ به اين سؤال كه چگونه مردم ، هنجارها و ارزشها و رفتارهاي انحرافي را ياد مي گيرند ، ساترلند جواب داده كه در اثر معاشرتي كه با ديگران دارند . (پسر نوح با بدان بنشست / خاندان نبوتش گم شد) مهمترين نكات در رابطه با اين نظريه اين است كه رفتار تبهكارانه ، مانند ساير رفتارها آموختني است.فراگيري رفتار مجرمانه مستلزم يادگيري تكنيك ها و گرايش هاي مناسب براي ارتكاب جرم است. طول مدت و شدت تماس هادرتعيين تاثيراين پيوندها وارتكاب جرم هم اهميت دارد.
(ستوده : ۱۴۶-۱۴۲).

بدين سبب مي توان حاشيه نشيني را مفهومي چند بعدي در نظر گرفت. در مورد ميزان انطباق يا عدم انطباق جنبه هاي مختلف حاشيه نشيني ، گرچه مي توان انتظار هماهنگي و انطباق آنها را داشت اما در مورد هر شهر خاص به نظر مي رسد بايد دست به مطالعه ميداني زد.
چارچوب نظری اين پژوهش ترکيبی ازنظريه های فوق الذکرساختارفرصت,دستيابی به فرصت های انحرافی ويادگيری اجتماعی , بی سازمانی اجتماعی و سرمايه اجتماعی می باشد .

در پايان نكات عمده مطالب را در چند جمله بيان مي داريم . بايد دانست جامعه خود جرم زاست و جرم و كجروي ، طبيعي هر جامعه است . بدين ترتيب جامعه بدون كجروومنحرف هم نخواهيم داشت. افراد منحرف ناقض نظم اجتماعي اند و اگر جرم از حالت عادي و طبيعي بودن خارج شود حالت آسيب به خود مي گيرد كه بايد براي حفظ نظم و تعادل به نوعي كنترل اجتماعي پرداخت.

يافته هاي مختلف در كلان شهرهاي امريكايي كه مورد مطالعه صاحبنظران مكتب شيكاگو قرار گرفته و كاهش آسيب هاي اجتماعي را از مركز شهر به سمت پيرامون نشان داده در بسياري از كلان شهرهاي كشورهاي آمريكاي لاتين و كشورهاي شرقي تاييد نشده است. در كلان شهرهاي اين كشورها بخش فقيرتر شهر ، نزديك به حومه ها ديده شده است. براي نمونه ، در كلان شهرهاي كشورهاي در حال توسعه مكان مربوط به «دار و دسته هاي تبهكار» عمدتاً در حاشيه هاي شهرها ، اجتماعات خشونت آميز سياسي درمراكز شهرها و اجتماعات پانكي هاي خياباني در مكان خاصي از شهر استقرارداشته اند.

جمعيت كلان شهرها در كشورهاي در حال توسعه آميخته اي ازگروه ها و اقوام و طبقات اجتماعي متعددي است كه با يكديگر هماهنگي ندارند. اين ناهمگوني ساختارهاي خشك اجتماعي را مي شكنند و موجب ايجاد تحرك ، بي ثباتي ، ناامني و بروز آسيب ها و كجروي هاي اجتماعي نظير قانون شكني ، بزهكاري جوانان و انواع رفتارهاي جمعي مي شوند (توسلي ، ۱۳۷۴ :۱۸).

در پژوهش حاضر مانند هر تحقيقي ديگر كه طالب وفاداري به اصول روش شناختي است ، مرور منابع مرتبط از اهميتي وافر برخوردار خواهد بود. زيرا با بررسي آثار ديگران و پي بردن به نكات قوت و ضعف تحقيقات انجام شده و همچنين با درنظر گرفتن مفاهيم ، نظرات و روشهاي بكار رفته و تكنيكهاي جمع اوري اطلاعات در تحقيقات مورد نظر مي توان تجاربي ارزنده بدست آورد.

جستجوي مطالعات انجام شده نشان داد كه تحقيقي با عنوان پژوهش حاضر نه تنها در استان بلكه در سطح كشور نيز انجام نشده است. اما تحقيقات ديگري كه تا حد زيادي با موضوع پژوهش انحرافات اجتماعي و حاشيه نشيني ارتباط داشتند به شرحي است كه در اين قسمت مي آيد.
– آلونك نشيني در تهران (شهرنشيني شتابان و ناهمگون) :

اين پژوهش توسط «دكتر پرويز پيران» عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبائي و در سال ۱۳۶۶ انجام گرفت.
در اين پژوهش ، چارچوب عملياتي داراي ۲ مرحله است :
الف- جامعه آماري تحقيق : اجتماع هاي آلونك نشين ساكن مناطق ۲،۴،۸،۱۰،۱۵،۱۶ و ۲۰ شهرداري تهران با تخمين حدود ۸ هزار خانوار ، ساكن بيش از ۵ هزار آلونك.
ب- مراحل عمليات پژوهش : مراحل عملياتي تحقيق از سه مرحله كلي تشكيل مي گردد :
۱- منابع مربوط به موضوع جمع آوري و از نظر مفاهيم اساسي ، تاريخچه شكل گيري اجتماع ، شيوه بررسي ، نوع نمونه گيري و نظاير آن تحليل محتوا مي شود .
۲- در اين مرحله ، تحقيق زمينه سنجي هم بر اساس تك نگاري هر منطقه آلونك نشين و هم بر اساس پيمايش آماري يك دهم خانوارهاي ساكن اجتماع از طريق مصاحبه حضوري و تكميل پرسش نامه ها ، اطلاعات زمينه اي جمع آوري و استخراج مي شود .

۳- در مرحله سوم با بهره گيري از اطلاعات بدست آمده از مرور منابع و هم از تحقيقات زمينه سنجي چاچوبي جديد تدوين ، و پژوهش اصلي براي كل پيمايش تحليلي آغاز مي شود.

بطور كلي ، با توجه به تك نگاري اجتماع هاي آلونك نشين ، فرضيه اساسي پژوهش در سطح كلان تأييد مي گردد. بدين معنا كه با شروع توسعه برون زا و تحميلي كشور از طريق سرمايه گذاري هاي روبنايي حاصل از درآمد نفت ، قطب هاي توسعه برون زا در مراكز استان ها و به ويژه در مركز اداري كشور ، شكل مي گيرد به نحوي كه بخش اعظم امكانات به قطب هاي يادشده سرازير مي گردد. با تمركز امكانات و درآمد و شغل در نقاط محدود ، آرايش فضايي جامعه به هم خورده و تمركز فضايي در قطب هاي يادشده حاصل مي آيد. بهمراه تمركز فضايي ، نرخ مبادله بين شهر و روستا و شهرهاي كوچك و مراكز توسعه برون زا به زيان روستا و شهرهاي كوچك تغيير مي كند و واردات ، جانشين توليدات روستايي و بطور كلي داخلي مي شود . نتيجتاً روستا به زائده اي بر ساختار جامعه بدل مي شود و علت وجودي خود را از دست مي دهد(پيران،۱۳۶۶: ۵۷).

– اسكان غيررسمي در كلان شهر مشهد «نمونه موردي ، ده متري كمربندي ساختمان». اين مطالعه در سال ۱۳۸۰ توسط «دكتر حسين حاتمي نژاد» در مشهد انجام گرفته است : در اين مطالعه آورده شده است كه ساكنان منطقه مذكور خود به تنهايي حدود ۳۰ درصد كل اسكان غيررسمي مشهد را شامل مي شود. جالب توجه آن است كه در نظام سكونتگاهي خراسان ، شهر سبزوار كه دومين رتبه جمعيتي استان را داراست ، كمتر از اين «شهر غيررسمي» جمعيت دارد …

در اين مطالعه پس از بررسي اوضاع اقتصادي – اجتماعي و كالبدي محله موردنظر بر اساس اطلاعات مندرج در بيش از ۸۰۰ پرسشنامه ، استدلال شده است كه حاشيه نشيني مترادف با زندگي نابهنجار و جرم خيز نيست و حاشيه نشينان اين منطقه بيشتر از آنكه زندگي انگلي وابسته به شهر مشهد را داشته باشند, ضمن مشاركت در تأمين اقتصاد كلان شهر مشهد ، بدون تحميل هيچ گونه بار مالي بر دوش دولت ، داراي خوداشتغالي و استقلال اقتصادي نسبي بوده و در بسياري موارد مازاد توليد خود را در اختيار ساكنان رسمي شهر قرار مي دهند . بنابراين با توجه به معيارهاي عدالت اجتماعي يعني نياز ، استحقاق و منفعت رساني به عموم ، بايستي در برنامه ريزي هايي توسعه شهري دراولويت قرارگيرندواوضاع اقتصادي – اجتماعي و كالبدي آنها ساماندهي شود.

– ساترلند در مطالعات خود محيط هاي آلوده و جرم خيز را عامل رشد خرده فرهنگ هاي مختلف مي داند . جان ميز رابطه خرده فرهنگ ليورپول را به طور وسيع شرح داد .
وي مدعي است اولين كسي كه اصطلاح خرده فرهنگ متخلف را در سال ۱۹۵۸ به كار برده است اسپنلي نيز اولين كسي است كه زندگي پست را توصيف كرده است .
هاريت ويلسون با تحقيق از ۵۲ خانواده در شهر ونيز راجع به بزهكاري اطفال به سبك برت ، بگت و مانهايم ، اثر خود را درباره روابط بين عواملي مانند بيكاري ، طبقه اجتماعي و تبهكاري انتشار داد. (مساواتي آذر ، ۱۳۷۴ : ۲۴).

در تحقيقات پارسونز و نظريه «فرهنگ ويژه جوانان» اين ديدگاه مطرح شده است كه فرهنگ جوانان با نقش مردان كه هسته مركزي فرهنگ بزرگسالان را در جامعه تشكيل مي دهد ، در تعارض آشكار است. زيرا جوانان به جاي تأكيد بر انجام كار مفيد و به جاي تطبيق با نظام ارزشي متداول ، برعكس بر ارزش هاي ضدمعروف اصرار بيشتري مي ورزند و در مقابل به بهره گيري از لذات و بي توجهي به مسئوليت ارج بيشتري مي نهند (پارسونز ، ۱۹۵۱ : ۸۵).

تحقيق ديگري كه كوهن با يانگ انجام داده در زمينه جرم ، مسائل اجتماعي ، دستكاري خبر و وسايل ارتباط جمعي به رابطه بين خرده فرهنگ هاي خاص با وسايل ارتباط جمعي پرداخته است. كوهن و يانگ در اين مطالعه به تأثيرات اين وسايل در اشاعه رفتارهاي خاص در جوانان پرداخته اند.
(هيبديگ ، ۱۹۹۸ : ۱۷۸).

تئوري بي سازماني اجتماعي شاو و مک کي (۱۹۴۲) و اخيرا کار انجام شده به وسيله بورسيک (۱۹۸۸ و ۱۹۸۶) ، سمپسن (۱۹۸۵ ، ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷) و ديگران بر روي سازگاري گروهي نسبت به فرآيندهاي اجتماعي ،از قبيل شهرنشيني وتغيير الگوهاي رشد اقتصادي ، بيشتر از بزهکاري فردي تاکيد مي نمايند (رز و کيلر ، ۱۹۹۸ : ۲) .
بر طبق تئوري بي سازماني اجتماعي ، سرمايه اجتماعي پايه و اساس کنترل اجتماعي است ، به خاطر اين که آن نيروي جمعي بيروني را براي تحميل نظم به وجود مي آورد . آن چيزي است که گروه ها را نسبت به تحميل هنجارها و در نتيجه نسبت به افزايش سطوح کنترل غير رسمي شان توانا مي سازد . بنابراين ، اجتماعات سازمان نيافته تا حدودي گرفتار جرم و شرايط منفي ديگر مي باشند ، به خاطر اين که آنها قادر به انباشت سرمايه اجتماعي لازم نيستند (رز و کيلر ، ۱۹۹۸ : ۸) .

۱-۸- فرضيه هاي تحقيق
فرضيه کلي :
به نظر مي رسد ساختار اجتماعي و اقتصادي حاشيه نشيني زمينه گرايش به انحرافات اجتماعي راافزايش مي دهد.
فرضيه هاي جزئي :
۱- هرچه دسترسی به فرصتهای انحرافی اقتصادی واجتماعی ويادگيری رفتارهای مجرمانه درجامعه حاشيه بيشتر, گرايش به انحرافات اجتماعي جوانان بيشتر.
– زماني که در جامعه شرايطي به وجود آيد که در آن جوانان فرصت هاي ناچيزي براي دسترسي به ساختارهاي اجتماعي و فرهنگي وا براز وجود داشته باشند ، خرده فرهنگ هاي انحرافي شديدتر خود را نشان مي دهد و چون تمام اعضاي جامعه از دسترسي به فرصت هاي لازم براي کسب موفقيت برخوردار نيستند به گروههاي معيني درداخل ساختاراجتماعي فشار بيشتري براي انحراف وارد مي آيد.

۲- هرچه سرمايه اجتماعي درجامعه (حاشيه / مرکز)بيشتر,گرايش جوانان به انحرافات اجتماعي کمتر.
کلمن سازمان اجتماعي را پديد آورنده سرمايه اجتماعي در نظر مي گيرد ، ولي معتقد است که سرمايه اجتماعي با کارکردش تعريف مي شود . به زعم وي سرمايه اجتماعي شيئي واحدي نيست بلکه انواع چيزهاي گوناگوني است که دو ويژگي مشترک دارند : هم آنها جنبه اي از ساخت اجتماعي هستند و کنش هاي معين افراد را در درون ساختار تسهيل مي کنند . سرمايه اجتماعي مانند شکل هاي ديگر سرمايه مولد است ودستيابي به هدف هاي معين رادر نبودآن دست يافتني نخواهد بود, امکان پذيرمي سازد (کلمن ، ۱۳۷۷ : ۴۶۴) .

۳- هرچه بي سازماني اجتماعي درجامعه حاشيه بيشتر, گرايش به انحرافات اجتماعي جوانان بيشتر.
– جابه جايي زياد جمعيت،فقر،عدم مالکيت ثبات درسکونت وتحرک دائمي ،ضعف همبستگي و کنترل اجتماعي از شکل گرفتن جامعه اي با ثبات جلوگيري مي کند وبي سازماني اجتماعي منتهی می شود.

روش توليداطلاعات
۱- جامعه آماري
جمعيت اين تحقيق عبارت از جوانان دختر و پسر(دامنه سنی ۱۸- ۲۹ سال) مناطق حاشيه نشين و مرکز نشين شهرستان مشهد در سال ۱۳۸۴ مي باشد .
تعداد جمعيت مناطق حاشيه نشين بر اساس ارزيابي جمعيت از ۱۲ زاغه درون و حاشيه شهر مشهد ۵۰۰/۶۸۸ نفر جمعيت برآورد گرديده است که ۹۹۱۲۸ نفر از اين تعداد جواناني هستند که در دامنه سني مورد نظرجامعه آماري اين پژوهش را تشکيل مي دهند.(طرح ساماندهي حاشيه شهر ، ۱۳۸۴ : ۲).
ساير جمعيت شهرستان مشهد در ۱۲ منطقه شهرداري ۸۰۰/۴۳۳/۲ نفر مي باشد که از اين تعداد ۰۰۰/۲۴۰ نفر از جوانان مشمول طرح تحقيق مي گردند .
۲- نمونه و نمونه گيري و روش برآورد حجم نمونه

انتخاب نمونه هاي تحقيق مبتني بر روش هاي نمونه گيري احتمالي بوده است . شيوه نمونه گيري به کار گرفته شده در تحقيق ، نمونه گيري تصادفي سيستماتيک چند مرحله اي خوشه اي مي باشد .

اطلاعات مربوط به نقشه کل مناطق ۱۲ گانه شهرداري مشهد و محور هاي حاشيه نشين مورد بررسي قرار گرفته است . ابتدا هر منطقه به عنوان يک خوشه و در اولين مرحله و در هر خوشه تعداد خيابان بلوک ها ، کوچه ها و محله ها برآورد گرديده و بر اساس نمونه گيري تصادفي متناسب با جمعيت ، حجم نمونه از هر خوشه تعدادي خيابان انتخاب شده و در مرحله دوم به شيوه نمونه گيري تصادفي تعدادي از محله ها در چار چوب نمونه قرار گرفته اند .

و سپس در مرحله سوم به شيوه نمونه گيري تصادفي منظٌم در محله مورد نظر خانه ها و اماکني که در طرح قرار گرفتند ، اطاعات لازم از جوانان دختر يا پسر مشمول طرح ، بدست آمد .

دقيقا مشابه با طرح فوق در محورها و شهرک هاي ۱۲ گانه حاشيه شهر نيز چنين مراحلي طي گرديد و اطلاعات لازم از جوانان مشمول طرح( دختر يا پسر) متناسب با جمعيت ، حجم نمونه (۳۵۰ نفرجوانان مرکزو۳۵۰نفرجوانان حاشيه) بر اساس فرمول شارپ و کوکران تعيين گرديد .

در اين تحقيق با توجه به فرضيه ها ، به دنبال بررسي ساخت اقتصادي ، اجتماعي در گرايش به انحرافات اجتماعي و رفتاري جوانان هستيم . متغير وابسته گرايش به انحرافات اجتماعي و رفتاري و متغير مستقل ساخت اقتتصادي ، اجتماعي مي باشد . لذا سعي شده تا با تنظيم پرسشنامه اي در قالب طيف ليکرت به مقياس ميانگين شاخص هاي متغير وابسته و معنادار بودن تفاوت بين آنها در گروه جوانان حاشيه نشين و جوانان مرکز نشين شهر مشهد پرداخته شود .

گويه هاي پرسشنامه بر گرفته از مباني نظري و مشاهده مشارکتي در حوزه تحقيق ، در قالب ۱۴ شاخص ، معرف اجزاي ساخت اقتصادي ، اجتماعي است .
در کل سعي بر اين بوده تا با توجه به متغيرها در دو گروه جوانان حاشيه نشين و مرکز نشين به گونه اي مقايسه اي و با استفاده از آمار توصيفي و استنباطي به بررسي فرضيه مورد نظر (ساخت اقتصادي ، اجتماعي در گرايش به انحرافات اجتماعي و رفتاري جوانان) بپردازيم .

– تحليل يافته ها
– شاخص سرمايه اجتماعي
براي اطمينان از معناداري تفاوتهاي مشاهده شده در زمينه سرمايه اجتماعي در دو منطقه از آزمون برابري ميانگينها استفاده شد. نتايج اين آزمون نشان مي دهد كه تفاوت مشاهده شده در بين دو گروه به لحاظ آماري معنادار نيست( ۰٫۳۶۲= sig و ۰٫۹۱۱ = t).