ساختمان ابراهیم خان

مقدمه
هنر آفرینش انسان است . اثر و کاری که از تصور و آفرینش انسان شکل یافته است .هنر گویند . امر هنری الزاما با زیبایی همراه نیست یا زیباشناسی یکتایی ندارد ولی همواره با خلاقیت انسان همراه است .
در ادبیات ایزان در دوره اسلامی این معنا دوباره دگرگون شد و هنر به معنای کمال , فضیلت , هوشیاری, فضل , تقوی , دانش و کیاست و … به کار رفت و دارای بار معنایی عام بود :

به دشمن نمایم هنر هر چه هست ز مــردی و پیــروزی و زور دســت
چــون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد

واژه هنر امروزه در زبان فارسی معنایی متفاوت از گذشته به کار می رود و بیشتر منظور از آن اشاره به نتیجه خلق انسان ها در زمینه هنرهای زیباست

تاریخچه
ابراهیم خان ظهیرالدوله :
ابراهیم خانیکی از حکام دوره قاجار بود که از سال ۱۲۱۸ هجری قمری در عصر فتحعلی شاه قاجار به حکومت کرمان منصوب و تا پایان عمر ( ۱۲۴۰ هجری قمری ) به مدت ۲۲ سال حاکم کرمان و بلوچستان بوده است .
در این مدت وی در سرکوبی خوانین محلی در بلوچستان و اطراف آن ناحیه کوشش فراوان نمود و بلوچستان را تحت اقتدار حکومت در آورد .
در زمان این حاکم در کرمان آثار و ابنیه زیادی احداث گردید این آثار امروزه به مجموعه ابراهیم خان معروفند در ضلع شمالی مجموعه گنجعلی خان و با الهام از عصر صفویه بنا شد ه اند . معمار مجموعه با استناد به کتیبه موجود در مدرسه , استاد اسماعیل قصاع است . این مجموعه که شامل حمام , آب انبار , قیصریه ( بازار ) و مدرسه می باشد , حدود ۵۰۰۰ متر مربع مساحت دارد «این مجموعه در سال ۱۲۹۹ به اتمام رسید»

مدرسه ابراهیم خان :
از دیگر بناهایی که در دوران حکومت ابراهیم خان ظهیرالدوله و از زمان قاجار بر جای مانده مدرسه ابراهیم خان است . «این مدرسه دو طبقه متعلق به فرقه شیخیه است » . ساختمان این مدرسه یکی از زیباترین بناهای عصر قاجاریه در شهر کرمان که پلان آن به شکل مستطیل می باشد .
نقشه بنا از نوع چهار ایوانی و «حجره های آن در اطراف چهار ضلع آن واقع است».
با استناد به کتبیه موجود در ضلع غربی مدرسه، استاد اسماعیلی قصاع سازنده آن بوده است. در انتهای ایوان قبله و محراب زیبایی از کاشی هفت رنگ وجود دارد و تمامی بخشهای مدرسه عناصر تزئینی مانند گج بری، کشته بری، مقرنسکاری و کاربندی دیده می شود. تاریخ کاشیکاری این مدرسه و بنای آن ۱۲۳۰ هـ.ق است.
سردر ورودی در ضلع غربی قیصریه ابراهیم خان واقع شد و دارای طاق بندی , تزئینات کاشی و حجاری بر سنگ یکپارچه و بر بام سردر جایگاه ساعت قرار دارد که در سالهای بعد به مجموعه افزوده شده است .
بعدا در ضلع جنوبی مدرسه خانه مدرس که توسط فرزندان ظهیرالدوله به مجموعه اضافه شده بود در سال ۱۲۹۸ اتمام یافت.
این فضا دارای درهای ارسی با شیشه های رنگی می باشد و تمامی نماهای آن کاشیگاری شده است بلندترین بادگیر موجود در کرمان در این مکان قرار دارد که نزدیک به شانزده متر ارتفاع می باشد .
در کتاب جغرافیای استان کرمان آمده که « ابراهیم خان مدرسه را درسال ۱۲۳۰ به اتمام رسانیده است.»

نمایی از مدرسه ابراهیم خان ( کرمان )

کاشیکاری
تاریخچه ای از کاشیکاری
« کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر تزئین در تمام سرزمینهای اسلامی است . تحول و توسعه کاشی ها از عناصرخارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید . در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها اساسا سنگی بود , کاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاکستری ساختمان های قرن دهم و یازدهم ترکیه , تاثیری کاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می کردند.»

جز مهم کاشی , لعاب است . لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد , تزیینی و کاربردی .
کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیواره های ساختمان در برابر رطوبت و آب , عمل می کنند .
دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری , هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت . در حفاری های شهر سامرا , پایتخت عباسیان , بین سالهای ۸۳۶ تا ۸۸۳ میلادی بخشی از یک کاشی چهار گوش چند رنگ لعابدار که طراحی از یک پرنده(تصویر ۱) را در بر داشته به دست آمده است .

(تصویر ۱) کاشی ۷رنگ

از جمله که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد , می توان به تعداد صدوپنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند.
بغداد, بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند . صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت .

نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری , به حدود سال ۴۵۰ ه. ق بازمی گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم می خورد . سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجر کاری پوشش یافته , ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشی های فیروزه ای لعابدار(تصویر۲) تزیین گردیده است .

(تصویر ۲-کاشی لعابدارفیروزه ای)

شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین ( ۵۰۹ ه .ق ) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی تزئینات و لاجوردی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد . در قرن ششم هجری , کاشیهایی با لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روز افزون روبه رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجر های بدون لعاب به کار گرفته شدند. تا اوایل قرن هفتم هجری , ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن هشتم هجری , یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است , معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت .

در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری , تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت . مرکز اصلی تولید شهر کاشان بود . تعدادبسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت , در این شهر تولید می شد . اشکالی همچون ستاره های هشت گوش(تصویر۳) و شش گوش , چلیپا و شش ضلعی برای شکیل نمودن از اره های درون ساختمان ها با یکدیگر ترکیب می شدند.

(تصویر ۳-کاشی هشت گوش ستاره چلیپا)

از کاشی های لوچه مانند در فرمهای مربع با مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب از اره ها استفاده می شد . قالب ریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزیین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ , رنگ آمیزی مینایی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام (تصویر۴)بر روی لعاب استفاده می شد .

(تصویر ۴-کاشی زرین فام)
تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ , ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان , بر گستره لعابهای رنگ شده , رنگهای کرم , آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی – کبالتی نیز افزوده گشت .
ابوالقاسم عبدالله بن محمدبن علی بن ابی طاهر , اهل کاشان , واژه هفت رنگ(تصویر ۵) را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد . این تکنیک دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چشمگیر برخوردار بود .

(تصویر۵-کاشی هفت رنگ خشتی)
لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند , رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود . این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت.
مراحل کار به این شرح بود ه که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن , کاشی بارنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلز گونه ای در می آمده است . با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع کاشیها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی , می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند .
ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری , تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تاثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای ۶۵۴ – ۶۴۲ ه . ق بر

جای نمانده است . پس از این سالها , حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یاد بود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند . نتیجه چنین اقداماتی , احیای صنعت کاشی سازی بود . در این دوران , تکنیک کینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفالکه بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت , جانشین آن شد . در این تکنیک , قطعات قالب ریزی شدهبا رنگهای سفید , لاجوردی در موارد نادری فیروزه ای , لعاب داده می شدندو پس از اضافه شدن رنگهای قرمز , سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب , برای باردوم در کوره قرار داده می شدند. در اوایل

دوره ایلخانی , تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد , لکن در ربع پایانی قرن هفتم , رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند .
با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری , آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه , جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد .