مقدمه

»اخلاق« جمعخُلْق«» و به معناي نیرو و سرشت باطنی انسان است که تنها با دیدة بصـیرت و غیرظـاهر، قابل درك است (راغب اصفهانی، ۱۳۴۰، ص .(۱۵۹خُلق«» را صفت نفسانی راسـخ نیـز مـیگوینـد کـه انسان، رفتارهاي متناسب با آن را بی درنگ، انجام می دهد (همان). این صفت راسخ درونی، ممکن اسـت »فضیلت« و منشأ رفتار خوب باشد و یا »رذیلت« و منشأ کردار زشت (تجلیل و ایرانمنش، .(۱۳۹۰

بی شک حکمت عملی و علم اخلاق، پس از علم توحید و معرفـت االله، از ارزشمندترین علوم است؛ زیرا موضوع آن عبارت از روح، روان و حقیقت انسان بوده و غایت و ثمره آن تحصیل سعادت و کمال آدمی است (حسینی شریف، .(۱۳۹۰ پرورش اخلاقی از مهمترین رسالت پیامبران الهی در طـول تـاریخ بوده است. بزرگترین بخش معارف اسلامی، به تبیین معارف اخلاقی اختصاص یافتـه اسـت. ازایـنرو، اندیشمندان اولیه اسلامی، حرکتی ارزشمند براي تبیین محتواي اخلاقی اسلام آغـاز کردنـد. بـا گذشـت زمان، در مجامع علمی جهان، اخلاق به منزله یک علم از گردونه علوم، خارج و در سفارشها و پنـدهاي بزرگان خلاصه شد. درحالیکه، تجربه ثابت کرده است علم و پیشرفت بدون اخـلاق و معنویـت، بـیش از آنکه موجب تعالی بشر باشد، تنزل او را از مقام انسـانیت در پـی داشـته اسـت (ولـیزاده، ۱۳۸۹، ص .(۳۵ امروزه با گسترش نابهنجاريهاي رفتاري و اخلاقی، استفاده از آموزههاي دینـی در فراینـد مشـاوره و رواندرمانی، توجه روانشناسان بسیاري را به خود جلب کرده و مطالعـات زیـادي نیـز در ایـن زمینـه صورت گرفته است (ولیزاده و آذربایجانی، .(۱۳۸۹

مباحث اخلاقی، از مهمترین خاستگاههاي پژوهشهاي روانشناختی در اسلام است. در ایـن میـان، ویژگیهایی که موجب اختلال در کارکرد فردي و اجتماعی میشـوند و گـاه حتـی سـلامت جسـمی و روانی وي را به خطر میاندازند (رذایل اخلاقی) و ویژگیهایی که موجب ارتقا سطح سـلامت روانـی و جسمی شده و سازگاري اجتماعی فرد را تقویت خواهد نمود (فضایل اخلاقی)، اهمیت ویـژهاي دارنـد. ازجمله آنها میتوان »تکبر« و »تواضع« را نام برد.

در آیات و روایات، و منابع اخلاقی و تاریخی، به موضوعهـاي تواضـع و تکبـر بسـیار توجـه شـده است. نخستین صفت از صفات رذیله، که در داستان انبیا و آغاز خلقت انسان به چشـم مـیخـورد و بـه اعتقاد بسیاري از علماي اخلاق، ریشه همه رذایل اخلاقی و همـه بـدبختیهـا و صـفات زشـت انسـانی است، تکبر و استکبار میباشد (مکارم شیرازي، ۱۳۷۸، ج ۲، ص .(۲۱ در قرآن مجید نیـز بـر نقـش ایـن عنصر چنان تأکید شده است که در بسیاري از موارد، گویی تنها مشخصه و خصلت کفـار همـین پدیـده

ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی تکبر ـ تواضع  ۷

است (اعراف: ۱۴۶؛ زمر: ۶۰؛ غافر: .(۶۰ در حدیثی نیز از امام سـجاد نقـل شـده کـه فرمـود: »گناهـان، سرچشمه هایی دارند، اولین سرچشمه گناه و معصیت پروردگار، تکبر است که گناه ابلیس بود و به خاطر آن، از انجام فرمان خدا امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافران شد« (قمی، ۱۴۱۶ق، ص ۴۰۰ و .(۴۰۱
مطالعــه علمــی دربــاره تواضــع، ]در غــرب[ هنــوز در مراحــل ابتــدایی اســت و بررســی ادبیــات تجربی سال هاي گذشته، تنها منجر به تعداد اندکی مطالعـات تحقیقـاتی دربـاره ایـن سـازه شـده اسـت .(Tangney, 2002, p. 411) اولین قدمها در بررسی فضـیلتهـاي اخلاقـی، در روانشناسـی شخصـیت و رویکرد رگهها برداشته شد. کاستا و مککرا پرسشنامه خودسنجی ویژگیهاي شخصـیتی NEO را در مـدلی پنج عاملی تهیه نمودند که تواضع، یکی از صفات عامل چهارم (موافق بـودن) را تشـکیل داد (فتحـیآشـتیانی، ۱۳۸۸، ص .(۳۵ سلیگمن شش دسته فضیلت انسانی را برمـیشـمرد: حکمـت و دانـش، شـجاعت، عشـق و انسانیت، عدالت، اعتدال و معنویت و تعالی. فروتنی و تواضع، در کنار دوراندیشـی و خودمهـارگري، ازجملـه عواملی هستند کـه فضـیلت اعتـدال را بـهوجـود مـیآورد .(Seligman, 2002, p. 47) در سـالهـاي اخیـر، روانشناسی اخلاق و رویکرد روانشناسـی مثبـت، عهـدهدار تحقیـق در زمینـه اخـلاق شـدهانـد و بـه دستاوردهایی نیز نایل گشتهاند، اما این تلاشها صرفاً معطوف به برخـی ویژگـیهـاي مثبـت اخلاقـی یعنـی فضایل بوده و ویژگیهاي منفی و رذایل اخلاقی، هنوز جایگاه مناسب خود را در روانشناسی نیافته است.

»کبر« در لغت بهمعناي بزرگی (جمعی از نویسندگان، ۱۴۱۸ق، ص (۵۹۳۱، برتنی، خودپسـندي، کوچـک شمردن دیگران و بزرگ دانستن خود، عجـب، غـرور، بزرگـواري، پنـدار (دهخـدا، ۱۳۷۷، ج ۱۲، ذیـل کبـر)، بزرگی فروختن، خودگرفتن و نخوت (معین، ۱۳۸۸، ج ۳، ذیل کبر) آمده است. »تکبر« نیز در لغـت بـهمعنـاي تعظّم (خود را بزرگ پنداشتن) (ابنمنظور، ۱۴۱۴ق، ص (۳۹۶، بزرگوار شدن، بـزرگمنشـی، عظمـت، برتنـی، بوج، پغار، بزرگی نمودن، گردن کشی کردن، غرور، خودبینی، گردن کشـی، گسـتاخی (دهخـدا، ۱۳۷۷، ج

۵، ذیل تکبر)، باد سر شدن و خود را بزرگ دانستن (معین، ۱۳۸۸، ج ۱، ذیل تکبر) آمده است. تعریف »تکبر« در علم اخلاق، برتر دانستن خود از دیگران و خوار دیدن و تحقیر آنان است (عـدي،

۱۳۶۵، ص ۱۸؛ مقدسی، ۱۳۹۸ق، ص ۲۲۷؛ نراقـی، ۱۳۸۷، ص .(۳۹۱ تهـانوي کبـر را جهـل انسـان بـه خود و قرار دادن خود در جایگاهی بالاتر از جایگاه واقعیاش میداند (جمعـی از نویسـندگان، ۱۴۱۸ق، ص .(۵۹۳۱ اساس تکبر این است که انسان از اینکه خود را برتر از دیگري ببیند، احساس آرامـش کنـد. بنابراین، تکبر از سه عنصر تشکیل می شود: نخست اینکه، براي خود مقامی قایل شود. دیگر اینکه، بـراي دیگري نیز مقامی قایل شود و در مرحله سوم، مقام خود را برتر از آنهـا ببینـد و احسـاس خوشـحالی و آرامش کند (مکارم شیرازي، ۱۳۷۸، ج ۲، ص .(۴۵

۸  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

برخی، کبر و تکبر را براي اشاره به یک معناي یکسان به کار بردهاند، برخی میان کبر و تکبـر تفـاوت گذاشتهاند (مقدساردبیلی، ۱۳۷۵، ص (۴۴۲، کبر را امر باطنی و حالت نفسانی دانسـتهانـد و تکبـر را بـه ثمرات آنامرِ باطنی، که به صورت افعال و اقوال ظـاهر مـی شـود، اطـلاق کـردهانـد (راغـب اصـفهانی،

۱۴۰۷ق، ص ۲۹۹؛ غزالی، ۱۳۶۸، ص ۷۱۸؛ نراقی، ۱۳۸۷، ص .(۳۸۰

تفاوت کبر و عجب نیز در این است که کبر، برخلاف عجب،صرف برتر دانستن و بـزرگ پنداشـتن خود نیست و مستلزم خوار دیـدن دیگـران هـم هسـت (مقدسـی، ۱۳۹۸ق، ص ۲۲۷ــ(۲۲۸؛ یعنـی در عجب هیچگونه مقایسهاي با دیگري نمیشود، ولی در کبر حتماً خود را با دیگري مقایسه میکند و برتـر از او میبیند (مکارم شیرازي، ۱۳۷۸، ج ۲، ص .(۴۵

ریشه تواضعو»ضع« است. در اصل به معناى فرونهادن است (مصـطفوي، ۱۳۶۰، ج ۱۳، ص (۱۳۱ و به معناي خویش را کوچک نشان دادن (راغب اصفهانی، ۱۳۷۵، ص (۴۶۴، خود را خـوار کـردنتـذلّل() (فراهیدي، ۱۴۰۵ق، ذیل تواضع؛ حسینی همدانی، ۱۴۰۴ق، ج ۵، ص (۴۱، فروتنی کردن (معـین، ۱۳۸۸، ج ۱، ذیل تواضع)، وضـیع شـدن، نـرمگردنـی و خـواري نمـودن، خـود را فرونهـادن، فروتنـی، نرمـی، نرمی کردن، افتادگی، شکسته نفسی، خضوع، فرمانبرداري، تخاشع (دهخـدا، ۱۳۷۷، ج ۵، ذیـل تواضـع)، خفض جناح (طیب، ۱۳۷۸، ج ۸، ص (۷۰ و اخبات (حسـینی همـدانی، ۱۴۰۴ق، ج ۸، ص (۳۶۴ آمـده است و ضد آن، رفع و بلندى است (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ص (۳۹۶ و در مقابل، »تکبر« بهمعنـاي خـود را بزرگ دانستن است (مهیار، ۱۳۷۵، ص .(۷۱

مرحوم نراقی در تبیین تواضع آن را از فضایل مهم مربوط به قوة غضبیه میداند که عبارت اسـت از: فرد خود را از دیگران برتـر ندانـد (نراقـی، ۱۳۸۷، ص ۳۵۸ملّااحمـد). نراقـی نیـز در تعریـف تواضـع می گوید: »تواضع عبارت است از شکسته نفسی که نگذارد آدمی خود را بالاتر از دیگـرى ببینـد و لازمـه آن کردار و گفتاري است که دلالت بر تعظیم دیگران و اکرام ایشان مـی کنـد« (نراقـی، ۱۳۸۶، ص .(۲۴۳ تواضع حد وسط تکبر و تذلیل است (طیب، ۱۳۷۸، ج ۱، ص .(۹۱ چنانضکه»عه« کمتر گردانیدن خـود است از دیگري در محلی که تحقیر کرده شود و اضاعت حق شود و تواضع میان این هر دو است. پـس فروتنی پسندیده و ضعه ناپسند است و خودپسندي و کبر نکوهیده و عزت نفس، ستوده باشد (دهخـدا، ۱۳۷۷، ج ۱۲، ذیل تواضع).

تمپلتن به فرایند »غرقه ناشدگی« اشاره دارد که در طی آن، فرد به جایگاه خود در جهان پـی مـیبـرد .(Tangney,2002,p.412-413) کسی که به درکی از تواضع هدایت شده است، در فهم صرفاً پدیدارشناختی

ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی تکبر ـ تواضع  ۹

از جهان متوقف نمیماند. چنین فردي بر اجتماعی گسترده متمرکز است که خود را قسمتی از آن میداند. از این منظر، خودسرزنشگري، جنبهاي از عدم تواضع خواهد بود. تمپلتن ادامه میدهد:

تصور کنید کسی که دائم خود و عملکردهایش را سرزنش میکند و آنها را ناچیز میپندارد. هرچند او بـه ظاهر در حال اعتراض به خود است، اما درواقع، خود را در کانون توجه و ارزیابی قـرار داده اسـت. در کنار وجود تمایل زیاد انسانی نسبت به تمرکز خودمدارانه، افراد داراي تواضـع، بـه دنبـال بـه رسـمیت شناختن تواناییها، استعدادها، ارزش و اهمیت دیگران هستند. یکی از نتایج مهم غرقهناشدگی ایـن اسـت که دیگر احساس نیازي به ارتقا و دفاع از اهمیت خود، به بهاي ارزیابی دیگـران نـداریم. بـدینترتیـب، توجه ما متوجه بیرون از خود میشود و چشمهایمان به سوي زیبائی و ظرفیت آنهایی باز میشود کـه در اطراف ما هستند. ازاینرو، مینز و همکاران اذعان کردند که تواضع، افزایش در ارزشـمند دیـدن دیگـران است و نه کاهش در ارزیابی خود .(Means, 1990, p. 214)

عناصر کلیدي تواضع به نظر تانگنی عبارتند از:

– ارزیابی دقیق از تواناییها و دستاوردها (نه اعتماد به نفس پایین یا خودسرزنشگري)؛

– توانایی اذعان به اشتباهات، نواقص، خلأهاي موجود در دانش، و محدودیتهـا (اغلـب در برابـر یـک قدرت برتر)؛

– باز بودن نسبت به ایدههاي جدید، اطلاعات متناقض و توصیهها؛

– حفظ تواناییها و موفقیتها (جایگاه فرد در جهان) در چشمانداز واحد؛

-تمرکز نسبتاً کم بر خود، خودفراموشی، به رسمیت شناختن فرد بهعنوان بخشی از یک جهان وسیعتر؛ – درك ارزش همه چیـز و راه هـاي مختلفـی کـه افـراد و اشـیا مـی تواننـد بـه جهـان مـا کمـک کننـد

.(Tangney, 2002, p. 413)

در پاسخ به اینکه چرا تا حدود یک دهه پیش، تواضع در ادبیات علمـی، نادیـده گرفتـه شـده اسـت؟ در پاسخ می توان گفت: دو عامل در این زمینه مطرح است: اول اینکه، مفهـوم تواضـع در ذهـن بسـیاري از مردم، با ارزشها و دین در ارتباط است، ازاینرو، از حیطه علوم تجربی خارج است. دوم اینکـه، فقـدان یک مقیاس مناسب براي اندازهگیري این سازه است .(Ibid, p. 411) فقـدان ابـزار سـنجش، یـک شـکاف آشکار در ادبیات پژوهشی است؛ زیرا بدون روش ارزیابی مورد اطمینان، علـم تقریبـاً متوقـف مـیشـود .(Ibid, p. 413) کمبود تحقیقات تجربی در زمینه ساخت مقیاس تواضع، حیرتآور است با اینکه بـیش از دو دهه است که تواضع، بهعنوان یک ویژگی مهم و نیرومند شخصیتی مورد پـذیرش واقـع شـده اسـت .(Elliott, 2010, p. 16) ازاینرو، روانشناسان تمایل دارند که ابزارهاي سنجش، قويتـر و معنـادارتر باشـد

تا بتوانند از این مسیر، به توسعه نظریههاي خود بپردازند .(Tangney, 2002, p. 413)

۰۱  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

در توضیح اولین گامها در سنجش تواضع، لازم به یادآوري است که رویکـرد واژگـانی بـه سـاختار شخصیت، بر این فرض استوار بود که مهمترین ویژگیهاي شخصیتی، در کلمات رمزبندي شـده اسـت (آقابابایی، .(۱۳۹۱ طی دهه ۱۹۹۰، پژوهشهاي واژگانی در زبانهـایی غیـر از انگلیسـی انجـام شـد کـه تفاوت در بین زبانها را آشکار کرد و به ظهـور عامـل ششـمی در سـنجش شخصـیت انجامیـد کـه در پژوهشهاي اولیه در زبان انگلیسی ظهور نداشت (همان). این عامـل بـا نـام »صـداقت- فروتنـی« و بـا اصطلاحاتی چون صادق، منصف، فروتن و بیادعا مشخص شده است (همان). لی و اشتون، این عامـل را شامل چهار رگه صداقت، انصـاف، پرهیـز از حـرص و فروتنـی دانسـتند .(Davis, 2011, p. 146) گـام بعدي در رویکرد صفات برداشته شد کـه صـفت فروتنـی را از صـفات عامـل موافـق بـودن در سـنجه شخصیتی (NEO) معرفی میکرد (فتحی آشتیانی، ۱۳۸۸، ص .(۴۵ این صـفت، معـرف افـرادي بـود کـه داراي توانایی نادیده گرفتن منافع خود هستند و ضـرورتاً کمبـود اعتمـاد بـه نفـس ندارنـد. افـراد داراي

نمرات پایین از این بخش پرسشنامه، افرادي متکبر هستند که فکر میکنند استثنائی مـیباشـند (همـان). امونس اقدام به اندازهگیري تواضع با اسـتفاده از شـیوه خـودگزارشدهـی کـرد .(Emmons, 1984) وي از مؤلفههاي حالت و گرایش استفاده نمود. نتایج اولیه نشان داد که مقیاس امونس، از اعتبار درونی مناسـبی برخوردار نیست .(Tangney, 2002, p. 414) تلاشهاي بعدي براي ساخت مقیاسهـاي خـودگزارشدهـی Exline, 2008)؛ (Tangey, 2000 نیز فاقد روایی و داراي اعتبار کـم بـوده اسـت .(Elliott, 2010, p. 14) کـانز معتقد است: ماهیت خودانکاري تواضع، سنجش آن را بهویژه با شیوه خودگزارشدهی را دشوار میکنـد .(Ibid) مشکل در ارزیابی تواضع، وجود نظرات متفاوتی در درك دقیق تواضع است. اگر کسـی خـود را متواضع گزارش نمود، آیا او لزوماً متواضع است؟ .(Ibid, p. 13)
اکسلاین و همکاران، یک تکنیک تجربی براي سنجش میـزان تواضـع ارائـه نمودنـد. آنهـا بـا ایجـاد موقعیت آماده براي تحریک حس تواضع، از شـرکتکننـدگان خواسـتند کـه بـین »احسـاس تواضـع« و »احساس مهم بودن خود« تمایز قائل شوند. اشکالاتی کـه در نتـایج اولیـه مشـخص شـد، ایـن بـود کـه برداشت بسیاري از افراد از دو موقعیت، بسیار متفاوت بود. ضمن اینکه اغلب، موقعیت انتخاب تواضـع، موقعیتهایی بود که فرد احساس تحقیر یا شرم داشت. البته پاسخهـاي درسـت، امـا کمـی هـم وجـود داشت که موقعیت تواضع، به درستی تشخیص داده شده بود ماننـد جـایی کـه خودفراموشـی یـا دیـدن خود، بهعنوان بخشی از یک کل وسیع، ایجاد شده بود .(Tangney, 2002, p. 414)

از نظر الیوت، اولین پژوهش جدي در جهت تولید ابزار ارزیابی تواضع، مقیاس بستهپاسخ اکسلاین و گیـر است که درك افراد از تواضع (حالت تواضع) را در موقعیتهاي ارائـه شـده نشـان مـیداد .(Elliott,2010,P. 14)

ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی تکبر ـ تواضع  ۱۱

پژوهشهاي دوم (Rowatt, & et al, 2002) و سوم (Rowatt, & et al, 2006)، تلاش کردند تـا بـا اسـتفاده از روشی ناآشکار، گرایش به تواضع را بسنجد. پژوهش چهارم (Gregg, & et al, 2008) نیـز آخـرین تـلاش در این زمینه است. این پژوهش، سعی کرده است بـا تعیـین یـک مفهـوم انتزاعـی و اسـتفاده از مفهـوم فروتنی، به سنجش تواضع بپردازد. نف نیز با توسعه مقیاس شفقت نسبت به خود تلاش کـرد تواضـع را ارزیابی نماید .(Elliott, 2010, p. 14) کاترین دالزگارد، پرسشنامهاي بـراي بررسـی ویژگـیهـاي اخلاقـی کودکان تهیه نمود که دو متغیر آن، به سنجش تواضع اختصاص دارد .(Seligman, 2002, p. 84)

ازآنجـاکـه سـنجش تواضـع براسـاس آنچـه هسـت، دشـوار اسـت. برخـی (Exline, & et al, 2004) تلاشکردهاند آن را براساس آنچه نیست، (بهعنوان نمونه، سنجش تواضع، بـا اسـتفاده از سـنجش میـزان خودشیفتگی) ارزیابی کنند .(Elliott, 2010, p. 14) نمرات بالاي خودشیفتگی، نشـاندهنـدة رقابـتجـویی

(Watson, & et al, 1997)، سـلطهگـري (Emmons, 1984) و برتـريطلبـی (Bushman & Baumeister, 1998)

است. به نظر میرسد این ویژگیها، نقطه مقابل تواضع باشد، اما تفاوت عملکرد حرمتخود، اعتمـاد بـه نفس و تعالی خود، در خودشیفتگی و تواضع، این نظریه (سـنجش تواضـع بـهوسـیله خودشـیفتگی) را مورد خدشه قرار میدهد .(Elliott, 2010, p. 14)

الیوت معتقد است: تاکنون هیچ ابزار داراي اعتبار و روایی، براي سنجش میزان تواضع سـاخته نشـده است .(Elliott, 2010, p. 14) وي در رساله دکتري خود، ابتدا فرمی۶۰ گویهاي را طراحی نمـوده و بعـد از مراحل اجرا بر روي ۲۵۱ دانشجوي دوره کارشناسی و تحلیل نتایج، آن را به ۳۲ و در نهایـت ۱۳ گویـه، تقلیل داد. ضمن اینکه چهار عامل »گشـودگی«، »خودفراموشـی«، «خودارزیـابی فروتنانـه« و »تمرکـز بـر دیگران« را در تحلیل مقیاس خود، یافت .(Ibid, p. 61)

بازبینی پژوهشهاي بومی انجامشده در این دو موضوع نشان میدهد کـه ایـن منـابع غنـی، بـا نگـاه روانشناختی تبیین نشدهاند و تاکنون مقیاسی از منظر اسلام بـراي سـنجش آنهـا طراحـی نشـده اسـت. ازاینرو، تلاش براي ساختن ابزاري بومی و مناسب به منظور سنجش تکبـر و تواضـع از منظـر اسـلام، ضروري به نظر میرسد. این پژوهش، میتواند خلأ موجود در این زمینه را با ارائه یک مقیـاس اسـلامی تا حدودي برطرف کند و زمینهساز پژوهشهاي بعدي باشد. بنابراین، این پژوهش درصـدد پاسـخگـویی به پرسشهاي زیر است: مؤلفههاي تکبر و تواضع از دیدگاه آیات و روایات چیسـت؟ مقیـاس اسـلامی تکبر- تواضع، از چه ویژگیهاي روانسنجی برخوردار است؟

روش پژوهش

این پژوهش، از دو روش توصیفی و پیمایشی تشکیل شـده اسـت. بـراي جمـعآوري آمـوزههـاي دیـن

۲۱  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

دربارة تکبر و تواضع، با استفاده از روش توصیفی و با رجوع به قرآن کـریم و متـون دسـت اول روایـی، دادههاي مورد نیاز، استخراج سپس دستهبندي و مورد بررسی قرار گرفت و براي ارزیابی روایـی مقیـاس اسلامی تکبر- تواضع، از روش پیمایشی استفاده شده است.

جامعه و حجم نمونه: جامعه آماري این پژوهش، از دانشـجویان دانشـگاه آزاد اسـلامی واحـد خمـین، بـا حجم ۱۱۰۰ نفر و طلاب حوزه علمیه دامغان، با حجم ۸۵ نفر است. حجم نمونـه ۴۷۵ نفـري پـژوهش حاضر (شامل ۳۹۶ دانشجو و ۷۹ طلبه)، اعدادي بیش از حجم نمونه پیشنهادي ۲۸۵) و ۷۰ نفـر) جـدول کرجسی و مورگان است. بدینترتیب، خطاي نمونهگیري به حداقل رسـیده و براسـاس آزمـون کفایـت نمونهبرداري، این تعداد نمونه براي انجام تحلیل عاملی معنادار میباشد. میانگین سـنی شـرکتکننـدگان در این پژوهش، ۲۵/۱۱ سال (SD=5/61) و ۷۹/۶ درصد افـراد، زن و ۲۰/۴ درصـد از آنهـا مـرد بودنـد. همه شرکتکنندگان، داراي تحصیلات دانشگاهی %۴۸/۶) فوقدیپلم، %۴۶/۳ لیسانس و %۵ فوقلیسـانس و بالاتر) بودند و ۱۶/۶ درصد از آنها علاوه بر تحصیلات دانشگاهی، تحصـیلات حـوزوي هـم داشـتند %۴/۶) ســطح مقــدماتی، %۳/۸ ســطح یــک، %۷/۸ ســطح دو و %۰/۴ ســطح ســه). ۶۵/۷ درصــد از شرکتکنندگان مجرد و ۳۴/۳ درصد از آنها متأهل بودند.

ابزار پژوهش: براي انجام این پژوهش، از مقیاس پژوهشـگر سـاخته تکبـر- تواضـع اسـتفاده شـد. ایـن مقیاس، نخستین بار توسط پژوهشگر جهت سـنجش صـفات اخلاقـی تکبـر و تواضـع براسـاس منـابع اسلامی طراحی و ساخته شده است. فرایند ساخت این مقیاس به شرح زیر میباشد.
۱٫ شناسایی و مطالعه منابع اسلامی مربوط به تکبر و تواضع، دستهبنـدي و مفهـومشناسـی آنهـا: در ایـن مرحله، آیات و روایاتی از پیامبر اکرم و اهلبیت ، کـه بـه توصـیف، علـتشناسـی و تبیـین آثـار مفاهیم »کبر« و »تواضع« پرداختهاند، بررسی شد.
۲٫ بررسی تطابق مستندات با مفاهیم: در این مرحله، میزان تطابق گزارههاي دینی بـا مفـاهیم بـه معـرض رأي ۱۵ نفر از کارشناسان علوم اسلامی (سطوح عالی) و روانشناسی (کارشناسی ارشـد و دکتـري) درآمد که نظر خود را در جدولی با لیکرت ۵ درجهاي درج میکردند.

۳٫ طراحی گویهها براساس مفاهیم، مستندات و ارائه آنها بـه کارشناسـان بـراي سـنجش روایـی محتـوا: گویههاي اولیه مقیاس اسلامی تکبر- تواضع، شامل ۷۷ عبـارت بـود کـه بـراي ۲۳ مفهـوم طراحـی گردید. سپس، براي بررسی روایی وابسته به محتوا، از دیدگاه ۱۵ نفر از کارشناسان علـوم اسـلامی و روانشناسی استفاده شد. آنها با استفاده از یک لیکرت ۵ درجهاي، میـزان موافقـت یـا مخالفتشـان را اعلام نموده و گویه پیشنهادي خود را ثبت نمودند.

ساخت و اعتباریابی مقیاس اسلامی تکبر ـ تواضع  ۳۱

۴٫ ارائه گویههاي برگزیده و ارائه آنها به کارشناسان براي سنجش روایی محتوا: در ایـن مرحلـه، از میـان ۷۷ گویه ارائهشده در مرحله قبل و گویههاي پیشنهادي کارشناسـان، ۳۱ گویـه داراي امتیـاز مسـاوي یا بالاتر از (%۷۵) ۴، انتخاب شد و بار دیگر براي دریافـت روایـی محتـوا، بـا اسـتفاده از لیکـرت ۴ درجهاي، در معرض نظر شش نفر از کارشناسان علوم اسلامی و روانشناسی قرار گرفت.

۵٫ آزمون- بازآزمون: در این مرحله، پرسشنامه اولیه تکبر- تواضع، که شامل ۳۱ گویه بود، بـا فاصـله ۲ هفته، بین ۵۰ دانشجو و طلبه به صورت ضربتی اجرا شد. مقایسه این دو آزمـون، همبسـتگی بـالاي آنها و درنتیجه اعتبار قوي آزمون را نشان داده r =0/857)، .(P<0/0001 افزون بر این، به این وسـیله، برخی گویههاي که همبسـتگی کمتـري نسـبت بـه نمـره کـل آزمـون برخـوردار بـود، یـا از سـوي شرکتکنندگان دشوار تشخیص داده شده بود، اصلاح شد.

۶٫ اجراي گسترده: در این مرحله آزمون ۳۱ گویهاي، در میان ۵۰۰ دانشجوي دانشگاه آزاد اسـلامی شـهر خمین و طلبه حوزه علمیه شهر دامغان اجـرا شـد. پـس از کنـار گذاشـتن پاسـخهـاي نـاقص، ۴۷۵

پاسخنامه وارد مرحله تحلیل شد.

روش گردآوري اطلاعات: با استفاده از دادهها و مبانی مربوط به تکبر و تواضع، براسـاس آیـات و روایـات و با مطالعه کتابها و پژوهشهاي روانشناسی در این موضوع، بهویـژه در زمینـه آزمـونسـازي، سـاخت مقیاس اسلامی تکبر- تواضع در دستور کار قرار گرفت. در این بخش، بهمنظور سـنجش و انـدازهگیـري تکبر و تواضع با توجه به مؤلفههاي بهدستآمده، آزمونی اولیه طراحی و ساخته شد.

براي گردآوري اطلاعات، محقق با مراجعه به کلاسهاي طلاب و دانشجویانی که پـیشتـر بـهطـور تصادفی خوشهاي انتخـاب شـده بودنـد و بـا ارائـه توضـیحات لازم دربـارة اهـداف پـژوهش و نحـوه پاسخدهی به پرسشهاي آزمون، پرسش نامه به آزمودنیها ارائه و از آنها خواسـته شـد پـس از خوانـدن شیوهنامه کتبی آن، با دقت به گزارهها پاسخ دهند و مشخصات جمعیتشـناختی همچـون سـن، جـنس، مقطع و رشته تحصیلی و نیز وضعیت تأهل خود را درج کنند. از ۵۰۰ پرسشنامه توزیعشده، در نهایـت تعداد ۴۷۵ پرسشنامه با پاسخ کامل، به کمک برنامه SPSS نمـرهگـذاري و تجزیـه و تحلیـل شـد. بـراي انجام تحلیل عاملی تأییدي نیز از نرمافزار AMOS استفاده شد.

یافتههای پژوهش

در مرحله اول و دوم، ۳۳ مفهوم بهدست آمد که همراه مستندات، مورد بررسی کارشناسان قـرار گرفـت. حذف مفاهیمی با نمرهاي کمتر از (%۷۵) ۴، منجر به کاهش مفاهیم به ۲۳ عدد شد. برخی از این مفـاهیم

۴۱  ، سال ششم، شماره چهارم، زمستان ۲۹۳۱

عبارتند از: نپذیرفتن حق، ترجیح آبروي خود بر آبروي دیگران، احساس حقارت، تردید در معـاد، انکـار معاد، غفلت از قیامت، ضعف معرفت به خدا، عـدم کنتـرل خشـم، فقـدان گذشـت، طعـن و کنایـه بـه صاحب حق، برتر دانستن ایمان خود نسبت به دیگران، نازیدن به امتیازات بیرونـی، ریـا، تـرك اسـتغفار، عدم نشاط در عبادات، تحقیر دیگران و لذت بردن از مدح و … .

در مرحله سوم، براي ۲۳ مفهوم، ۷۷ گویه طراحی شد. بدینترتیب، اغلـب مفـاهیم داراي حـداقل ۳ گویه، برخی داراي ۴ گویه بودند. سپس، معرض نظر کارشناسـان گذاشـته شـد و از آنهـا خواسـته شـد ضمن دادن امتیاز به گویههاي موجود، گویههاي پیشنهادي خود را نیز ثبت نمایند. حاصـل ایـن مرحلـه، انتخاب ۳۱ گویه داراي امتیاز مساوي یا بالاتر از (%۷۵) ۴ بود.

در مرحله چهارم، ۳۱ گویه مذکور، جهت دریافت روایی محتوا، با استفاده از لیکرت ۴ درجـهاي، در معرض نظر کارشناسان قرار گرفت. میانگین نمرات کارشناسـان ۳/۷۷ (از (۴ بـوده کـه موافقـت ۹۴/۳۸ درصدي آنها با تناسب بین گویهها و مستندات روایی را نشان میدهد. ازایـنرو، ایـن مقیـاس از روایـی محتواي قوي برخوردار است.

براي بررسی میزان توافق نظرات کارشناسان، دربارة روایی محتوا از شاخص آمـاري ضـریب تطـابق کندال، آزمون معناداري خیدو و آزمون تعقیبی ویلکاکسون استفاده شده اسـت. ضـریب تطـابق کنـدال ۰/۲۸۲ و مقــدار خــیدو ۳۷/۱۶۱ در ســطح معنــاداري ۰/۰۲۳، نشــاندهنــدة توافــق مناســب و معنــادار کارشناسان در مورد تطابق ۳۱ گویه نهایی با مستندات اسلامی میباشد. وجود مفروضـه آزمـون تعقیبـی ویلکاکسون (P < 0/05) نیز یافته فوق را مورد تأیید قرار داد.

حاصل عملیات مرحله پنجم، همبستگی میان نمرات آزمون و بازآزمون مقیاس اولیـه و ۳۱ گویـهاي تکبر- تواضع بوده، که با فاصله ۲ هفته، بین ۵۰ دانشجو و طلبه به صورت پایلوت (ضـربتی) اجـرا شـد. پاسخنامه یک طیف ۴ گزینهاي، بدون حد وسط بود تا از انباشـت نمـرههـا در وسـط جلـوگیري شـود. مقایسه نتایج این دو آزمون، همبستگی بـالاي آنهـا و درنتیجـه، اعتبـار قـوي آزمـون را نشـان مـی دهـد r =0/857)، .(P < 0/0001 افزون بر این، به این وسیله، برخی گویههـاي کـه از همبسـتگی کمتـري بـا نمره کل آزمون برخوردار بود، یا از سوي شرکتکنندگان دشوار تشخیص داده شده بود، اصلاح شد.