ساعت دیجیتال

ساعتهای دیجیتال به نوعی از ساعتها میگویند که زمان را با استفاده از ال‌سی‌دی، LED و یا چراغ نشان میدهند. این ساعتها به دو صورت ۱۲ ساعته و ۲۴ ساعته هستند. این ساعتها با استفاده از مدارهای الکتریکی میتوانند زمان را محاسبه و اعلام کنند. در ساعتهای جدیدتر ساعتها خود میتوانند با استفاده از اینترنت ساعت خود را تنظیم کنند.

۱:ساعت (شامل ثانيه – دقيقه وساعت ) به دو صورت ۱۲ و ۲۴ ساعت
۲:تاريخ(شامل روز-ماه – سال ) به صورت ميلادي که مي توان با کد مخصوص که در پست هاي قبلي داده شده ان را به شمسي تبديل کرد و همچنين تشخيص سال کبيسه
۳:شمارش روز هفته ( شنبه – ۱ شنبه تا جمعه )
۴:شمارش روز هاي طي شده از اول سال (البته به صورت ميلادي)

ساعت چیست ؟
ساعت و تحول در سازمان زندگي
دترمينيسم تكنولوژيك معتقد است آنچه آينده ما را رقم مي زند، تحولات و رخدادهاي تكنيكي و تكنولوژيكي است. اگر چه اين ديدگاه افراطي معتقد است كه همه هستي بشري را پديدهها و ابزارهاي تكنولوژيك تعيين مي كنند، با اين حال نمي توان اين نكته را ناديده گرفت كه اين ابزارها زندگي ما را به صورت جدي تحت تأثير خود قرار داده اند. كافي است نگاهي به انواع و اقسام وسايل كه محصول تفكر تكنولوژيك هستند، بيندازيم و آنگاه دريابيم كه تا چه حد رفتارها و عملكرد ما از اين

ابزارها متأثرند. از پژوهشگراني كه در باب تأثير اين ابزارها بر زندگي انساني پژوهشهايي را انجام داده اند، «لوييس مامفورد»، مورخ آمريكايي است . او در سال ۱۸۹۵ به دنيا آمد و تا سال ۱۹۹۰ كه از دنيا رفت آثار بسياري در زمينه نسبت جامعه و فناوري نگاشت. «مامفورد» فناوري را بخشي از علم تكنيك قلمداد مي كرد. علم تكنيك به نظر وي تعامل ميان محيط اجتماعي و خلاقيت تكنولوژيك بود.

او در يكي از معروفترين كتابهايش كه «تكنيك و تمدن» نام دارد، تصريح مي كند كه تمدنهايي به غير تمدن غرب به سطح بالايي از مهارت تكنيكي رسيدند، بدون آنكه از اصول و اهداف علم تكنيك متأثر باشند. تحليلهاي مامفورد در اين زمينه ها از سوي فيلسوفان تكنولوژي بسيار مورد توجه قرار مي گرفت. مي توان گفت كه مورخان و پژوهشگران اجتماعي – اقتصادي فناوري نقش بسياري در رشد فلسفه فناوري داشته اند و اگر اين پژوهشگران نبودند، فلسفه فناوري داده هاي مناسب براي

تحليل جدي و فيلسوفانه را از دست مي داد. به طول مثال، «آيدي» هنگامي كه در حال خوانش مقاله معروف هايدگر «درباره فناوري» است، به سراغ تحليل مامفورد از ساعت و شيوه اختراع آن در قرون وسطي مي رود. وي نشان مي دهد چگونه ساخت ساعت زندگي انسان قرون وسطايي را متحول مي كند و نقشي انكارناپذير در پيشرفتهاي علمي دارد.
به نظر آيدي، لوئيس مامفورد در كتاب «تكنيك و تمدن» خود به اين نكته اشاره مي كند كه چگونه اختراع ساعت در تحول و تجديد سازمان زندگي قرون وسطايي نقشي تعيين كننده ايفا كرده است. به اعتقاد مامفورد، ساعت نخستين بار در ارتباط با زندگي صومعه اي و ايجاد نظمي همگاني در آن، مورد استفاده عمومي قرار گرفت. تعيين اختصاص وقت براي امور ديني و منظم كردن كار روزانه، به معياري براي زندگي اجتماعي يا اوقات فراغت تبديل شد. «هايدگر» هم در وجود و زمان به اين امر اشاره مي كند كه چگونه ساعت يك مصنوع صرف نيست، بلكه شامل طبيعت و محيط آدمي نيز مي شود. مي توان گفت، كه با اختراع ساعت، ما ديگر زمان را از طريق فناوري ادراك مي كنيم.

تا همين اواخر همه ساعتها زمان را به وسيله عقربه هاي متحرك نمايش مي دادند. اين امر هم در مورد ساعتهاي آفتابي صادق است، هم در مورد مقياس خطي نخستين ساعتهاي آبي و هم در مورد صفحه گرد و سيكلي ساعت كليساها. اين نحوه نمايش زمان، نمايشي است كه هم كانون دارد- لحظه زماني كه دقيقاً لحظه «حال» را بيان مي كند، نقطه اي است

كه عقربه «ايستاده است»- و هم ميدان يا طول يا مدت زمان، كه در چارچوب آن، لحظه مكان خود را مي يابد. ميدان يا مدت زمان عبارت است از كل دامنه صفحه ساعت، چه اين صفحه خطي باشد چه دايره اي شكل. بدين ترتيب،«اكنون» مكان خود را در امتداد طول معيني از زمان مي يابد.

حال، اگر در مورد سير تكامل ساعت تأمل كنيم، مي توان تحولات متمايز زير را از يكديگر تشخيص داد. در ابتدا، حركت عقربه بسيار غير دقيق است و اساساً با واحدهاي زماني نسبتاً بزرگ ارتباط دارد. نخستين صفحه هاي دايره اي شكل فقط بر حسب ساعت نشانه گذاري شده بودند و فقط يك عقربه داشتند. اما همگام با پيشرفت در ساخت ساعتهاي مكانيكي، زمان هم به واحدهاي كوچك تر و كوچك تر تقسيم شد، عقربه ديگري اضافه شد تا دقيقه را نشان دهد و سپس عقربه سومي

اضافه شد تا ثانيه را نشان دهد. زمان بيشتر و بيشتر كمي شد.اين كمي شدن زمان بتدريج زمان را به اجزاي دقيق تري تقسيم كرد و ادراك زمان داراي تمايزهاي هرچه بيشتري شد، تا آنكه حتي به خصوصيات ميكروسكوپي زمان انجاميد. علاوه بر اين، اين خصوصيات ميكروسكوپي ]يا ريز مقياس [را مي توان به عنوان واحدهايي در نظر گرفت كه نسبت به يكديگر منفصل يا گسسته هستند. به هر حال، ساعت به ما اين امكان را داد تا زمان را بالقوه به عنوان دنباله اي از لحظات گسسته از هم ادراك كنيم؛ يعني ساعت به نمايشي تبديل شد كه بعداً نحوه «علمي» تحليل زمان نام گرفت.

از نظر تاريخي، آنچه در نهايت بيشترين اهميت را پيدا كرد نقطه كانوني زمان داراي ميانجي تكنولوژيك بود. به طوري كه لحظه خصوصيات ميكروسكوپي آن برجسته و اين لحظه به وسيله اي براي تحقيق عميق تر امور تبديل مي شود و اكنون براي اندازه گيريهاي علمي معاصر، امري اساسي به شمار مي آيد. اما همزمان با اين تحول، و به نحوي تقريباً نامحسوس، ميدان زمان، كه زمينه زمان ساعتي به شمار مي آيد، ولي بنياد آن را تشكيل مي دهد، پس مي نشيند و از اهميت آن كاسته

مي شود. ساعت رقمي (ساعت ديجيتالي) فقط لحظه كانوني زمان را نمايش مي دهد ميدان زمان ديگر به طور ادراكي نمايش داده نمي شود، و همگام با اين تحول، خود ادراك زمان هم تغيير مي كند. فردي كه در انتظار قطار به سر مي برد و زماني مي توانست به ساعت مچي خود نگاهي افكند و با ديدن نسبت ميان عقربه و دامنه ببيند كه هنوز ده دقيقه مانده

است، اكنون فقط عددي را مي بيند و بايد بر مبناي آن دامنه را نتيجه گيرد يا آن را محاسبه كند. اين به معناي آن است كه فعاليت ذهني انسان براي بيان زمان، با پيدايش ساعت رقمي، به نحوي نامحسوس، تغيير مي كند. اگر «تفكر محاسباتي» به معناي هايدگري آن، جزء جدايي ناپذير ماهيت فناوري بشمار مي آيد، اختراع ساعت رقمي تسريع كننده همين روند بود.
ساعت، قبل از پيدايش علم نوين، جزئي از تجربه روزانه بشر قرون وسطي را تشكيل مي داد و جزء متعارفي از زندگي جهان

قرون وسطايي به شمار مي آمد كه واسطه اي تكنولوژيك براي مفهوم و ادراك زمان بود. و به يك معني، خود محاسباتي كه بعدها مبناي اندازه گيري هاي «گاليله» و «كپلر» در نخستين دوره عصر علم قرار گرفت، از همين طريق امكان پذير شد. تجربه اي كه به ميانجي فضا تأمين مي شود نيز بر همين سياق تفسير مي شود. در اين مورد هم مي توان ملاحظه كرد كه همان نامتغيرهاي قبلي رخ مي دهند. از مهمترين فناوريهايي كه به علم دوره جديد امكان داد تا به علمي واقعاً تجربي يا آزمايشي تبديل شود، فناوري نور بود. عدسي، در انواع و اقسام مختلف، در قرن دهم تكامل يافت، و تا قرن سيزدهم به صورت مركب هم عرضه شد، و همزمان با نخستين مشاهدات علمي صريح، ميكروسكوپ و تلسكوپ هم اختراع گرديد. در نهايت بايد گفت، نه تنها فكر سرمنشأ فناوريهاي مختلف است بلكه خود اين فناوريها هم بر فكر اثر و نشان مي گذارند. همان طور كه تفكر ما در زمان معاصر از ابزارهاي رسانه اي بسيار تأثير مي پذيرد، كه تفكر خود ما آنها را به وجود آورده است، در چندين سده قبل هم ابزارهايي مانند ساعت، زندگي فردي و جمعي ما را تحت تأثير قرار دادند و اين در حالي است كه اين ابزارها از تبعات انديشه تكنيكي و ابزاري ما به شمار مي آيند.
پیش از اختراع ساعت مردم زمان را چگونه تشخیص می دادند؟
در زمان های قدیم مردم برای تشخیص زمان از ساعت آفتابی استفاده می کردند. ساعت آفتابی صفحه صاف وگردی است که حاشیه آن درجه بندی شده است یک عقربه فلزی به نام «شاخص» که به سمت قطب شمال تنظیم شده روی یکی از درجات می افتد. وقتی که زمین می چرخد محل سایه شاخص هم تغییر می کند و بر روی درجه دیگری قرار می گیرد و به این ترتیب می توان گفت ساعت چند است. ساعت های آفتابی برای تشخیص زمان وسایل مفیدی بودند ولی یک عیب داشتند و آن این بود که در روزهای ابری و شب ها قابل استفاده نبود زیرا دیگر آفتابی نبود که سایه بیندازد.

مردم همچنین از ساعت های شیشه ای هم استفاده می کردند. ساعت های شیشه ای شکل جالبی دارند. شن از سوراخی پایین می ریزد. این کار یک ساعت طول می کشد سپس ساعت شیشه ای را دوباره سروته می کنند. امروزه برای تعیین زمان ساعت های گوناگون دیواری و مچی داریم و استفاده از آنها راحت است ودر هر آب و هوایی هم می توانند کار کنند.

آيا مي دانستيد كه چيني ها مخترع ساعت بودند؟
در سال ۱۹۵۶ باستان شناسان وسيله‌اي را از زير خاك بيرون كشيدند كه گذر زمان را نشان مي داد كه حروف چيني روي آن حك شده بود. در آزمايشات اوليه اين وسيله را به قرن سوم ميلادي نسبت دادند كه هيچ شكي در آن نبود.

اما نكته‌اي كه باعث تعجب شد اين بود كه وسيله نشان دادن زمان و ساعتهاي اوليه را سوئيسي ها تنها سه قرن پيش به صورت مكانيكي اختراع كرده بودند. اما اين وسيله ثابت مي‌كرد كه چيني ها حداقل ده سال در ساخت ساعت از سوئيسي ها جلوتر بوده اند.

اما نكته عجيب‌تر اين بود كه اين وسيله از آلومينيوم ساخته شده است. در صورتي كه مي دانيم آلومينيوم به صورت آلياژ و جسم مركب وجود داشته و در قرن نوزدهم براي اولين بار و آن هم به كمك نيروي برق به صورت مستقل و مجزا به دست آمده است. حال اين سوال مطرح مي شود كه چگونه چيني ها شانزده قرن پيش تر از طرفي مكانيزم ساخت ساعت مكانيكي دست يافته بودند، و از طرف ديگر چگونه از آلومينيوم استفاده كرده اند؟

و سرانجام اينكه چگونه نيروي برق را در اختيار داشته اند كه بتوانند ساخت آلومينيوم بپردازند؟
واقعا گاهی وقتها شنیدن و خواندن برخی مطالب انسان رو به تفکر وا می دارد. خوب به هر حال این مسائلی است که برخی اوقات باعث دردسر، حیرت و سردرگمی انسان ها می شود.

انواع ساعت ابتدائی
بد نیست بدانیم که در گذشته بشر برای دانستن وقت و ایام، با توجه به تجربه و دانش زمانه، ساعت هائی را اختراع کرده و مورد استفاده قرار داده است، که مهمترین آنها عبارت می شده از:
سـاعت آبی :
در این نوع ساعت، از جریان یک نواخت آب استفاده میشده، باین ترتیب که داخل ظرف مدرج سوراخ دار را با آب پر میکردند ک آب قطره قطره از سوراخ کوچک می چکیده، و با توجه بمقدار آب خروجی، زمان تا حدودی معلوم میشده است .
ساعت آفتابی :
در ساعت خورشیدی، میله ای عمودی بر سطح افقی نصب میشده است با اندازه گیری سایه آن میله، زمان معلوم میگردیده .
ساعت شنی یا ماسه ای :
از دو حباب شیشه ای چسبیده به هم تشکیل میشده که میان آن، سوراخ باریکی برای رد شدن شن یا ماسه تعبیه میکردند، تا شنها بتدریج از حباب بالا به حباب پایین جمع شود . بعد ظرف را وارونه میکردند و همان عمل تکرار میشد . با معلوم شدن تعداد دفعات جابجا شده شن ها در حبابها، حدود تقریبی زمان مشخص میگردید .
ساعت شمعی :

در این نوع ساعت، بدنه شمع مدرج می شد و با سوختن شمع و کوتاه شدن آن زمان را محاسبه می کردند.
اشکال جدیدتر ساعت
با پیشرفت علم و دانش بشری، بتدریج ساعتهای دقیق تر مکانیکی، وزنه ای، فنردار، برقی، باطری دار و کامپیوتری جای ساعتهای آبی، آفتابی و ماسه ای را گرفتند . مخصوصا” از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ های دندانه دار، که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه بطور ساده امکان پذیر گردید . در اوایل قرن شانزدهم اولین ساعت مچی آهنی، که نسبتا” زمخت بوده، توسط یکنفر آلمانی ساخته شد . بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دندانه های بسیار کوچک،امکان ساختن ساعتهای مچی ظریف بوجود آمد، بطوریکه اولین ساعتهای مچی شبیه ساعتهای امروزی، در کشور سوئیس «از سالهای ۱۷۹۰ به بعد» ساخته شد .

بین سالهای ۱۸۶۵ تا ۱۸۶۸ بزرگترین، حجیم ترین و جسیم ترین ساعت دیواری جهان، در کلیسای سن پیر در فرانسه نصب گردید ارتفاع ساعت ۱/۱۲ متر عرض آن ۰۹/۶ متر و ضخامتش ۷/۲ متر بوده که از ۹۰۰۰۰ قطعه تشکیل یافته . در مقابل بزرگترین ساعت، ظریف ترین ساعت دنیا فقط ۹۸/۰ میلی متر قطر دارد .

ساعت های نوین
تکنولوژی امروزی، انسان را قادر ساخته ساعتهای بسیار ظریف و دقیق مکانیکی و تمام الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد .
از ساعت چقدر میدانید؟
ساعتهای جدید
اوایل اختراع ساعت های کنونی هیچ کس فکرش را نمی کرد که بتوان یک ساعت را به دور مچ بست یا داخل جیب گذاشت! اما از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ دندانه دار که به ساعت شمار و دقیقه و حتی ثانیه شمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه امکان پذیر شد و دیگر ساعت متعلق به یک عده خاص نبود. اما در اوایل قرن ۱۶ اولین ساعت مچی آهنی، که نسبتا زمخت بود ، توسط یک نفر آلمانی ساخته شد. بعدها اواخر قرن ۱۸ با استفاده از فنر و چرخ دندانه های بسیار کوچک ، امکان ساختن ساعتهای مچی ظریف بوجود آمد، بطوریکه اولین ساعتهای مچی شبیه ساعتهای امروزی ، در کشور سوئیس از دهه ۱۷۹۰ به بعد ساخته شد.
بزرگترین ساعت دنیا
کافیست یک بار از بزرگراه مدرس تهران رد شوید آن وقت چشمتان به جمال یکی از بزرگترین ساعتهای دنیا که در تقاطع این بزرگراه با بزرگراه همت قرار دارد روشن می شود ۶هزار و دویست و چهل شاخه گل و ۵۰ میلیون تومان اعتبار در ساعت گل به کار رفته تا این سعت با استفاده از ۷۰ تن بتن در تقلطع بزرگراه تهران به یک اثر بی مانند در این شهر تبدیل شود. بعضی ها می گویند این ساعت پس از ساعت ۸۰/۷ متری آلمان به عنوان بزرگترین ساعت جهان محسوب می شود طول عقربه های دقیقه شمار این ساعت ۵/۷ متر و طول عقربه ساعت شمار آن ۵/۵ متر است و عقربه های این ساعت ۲۵۰ کیلوگرم وزن دارد. قطر ساعت گل ۱۵ متر و ۱۴ تن میلگرد در ساعت به کار رفته است.

ساعت صلح
اگر به ساعت فروشی های با کلاس سرزده باشید و یا تبلیغات ساعتهای معروف دنیا را دیده باشد ، حتما متوجه شده اید که اکثر آنها بر روی ساعت ده و ده دقیقه و سی و پنج ثانیه تنظیم شده اند. این کار دلیل جالب و قابل تاملی دارد در اروپا بعد از پایان جنگ جهانی دوم تصمیم گرفته شد که به یمن پایان این جنگ خانمان سوز زمان اتمام آن برای همیشه به یاد بسپارند به همین دلیل ساعت ده و ده دقیقه که زمان پایان جنگ جهانی دوم بود را بر روی ساعت های خود قرار دادند تا ساعت ده و ده دقیقه به ساعت صلح معروف شد.

گرانقیمت ترین ساعتها
گرانقیمت ترین ساعت جهان چوبارد نام دارد و ساخت سوئیس است. این ساعت از ۲۰۰۰ قطعه برلیان به وزن ۶۶ قیراط الماس تشکیل یافته است . قیمت این ساعت ۱ میلیون ۱۳۰ هزار دلار (۱ میلیارد تومان) است . همچنین دومین ساعت گرانقیمت جهان نیز ساخت سوئیس است و از ۷۴۰ قطعه مجزا تشکیل یافته و بند آن از پوست سوسمار است. قیمت این ساعت یک میلیون دلار( ۸۵۰ میلیون تومان) است.

قطب ساعت سازی جهان
سوئیس برای بیش از ۱۰۰ سال و تا سال ۱۹۶۸ بر دنیای ساعت سازی تسلط داشت. این کشور ۶۵ درصد از بازار جهانی و ۸۰ درصد از سود این صنعت را در اختیار داشت . اما ۱۰ سال بعد سهم این کشور از بازار سریعا به کمتر از ۱۰ درصد تنزل کرد و سه سال بعد از آن ۵۰ هزار از ۶۵ هزار کارگر شاغل در صنعت ساعت سازی آن کشور اخراج شدند. فکر می کنید دلیلش چه بود؟ دلیلش کاملا ساده بود اختراع ساعتهای کوارتز ، کوارتز می تواند نیاز به باتری و انرژی مکانیکی را به حداقل برساند

، اما اینکه چرا کوارتز توانست سوئیس را از قطب بازار ساعت پایین بکشد را هم باید در خود سوئیس جستجو کرد. چرا که استفاده از کوارتز اختراع خود سوئیس ها بود اما متعصبان این کشور نخواستند تا این اختراع را وارد عرصه ساعت سازی سنتی خود کنند. در نتیجه این اختراع به خارج از این کشور و ژاپن و آمریکا رفت و تنها دلیل قیمت پایین خود تمام بازار از سوئیس گرفت.

 

دیجیتال چیست؟

دیجیتال توصیفی‌ست از هر سیستمی که بر اساس داده‌ها و یا رویدادهای غیرپیوسته کار می‎کند. کامپیوترها دستگاه‌های دیجیتال هستند، چرا که در پایین‌ترین سطح فقط دو مقدار صفر و یک، یا خاموش و روشن را تشخیص می‌دهند؛ هیچ راه ساده‌ای برای نمایش مقداری بین صفر و یک، مثلا ۲۵/۰ وجود ندارد. همه‌ی داده‌هایی که کامپیوتر پردازش می‌کند، به صورت دیجیتالی، یعنی مجموعه‌ای از صفر و یک‌ها، کدگذاری می‌شوند.
آنالوگ در مقابل دیجیتال قرار می‌گیرد. یک دستگاه آنالوگ نوعی مثل یک ساعت می‌ماند که در آن عقربه‌ها به‌طور پیوسته در گردش‌اند. بدین ترتیب یک ساعت عقربه‌دار هر زمانی از روز را می‌تواند نشان دهد. در مقابل، یک ساعت دیجیتال توانایی نشان دادن تعداد معدودی از لحظات را دارد. (برای مثال هر دهم ثانیه)
به‌طور کلی انسان جهان را به‌طور آنالوگ تجربه می‌‌‌کند. برای مثال، بینایی یک تجربه‌ی آنالوگ است، چرا که چشمان‌مان درجه‌بندی‌های بی‌نهایت یکنواختی از رنگ‌ها و اشکال را مشاهده می‌کنند. با این حال، بیشتر پدیده‌های آنالوگ را می‌توان به‌صورت دیجیتال شبیه‌سازی کرد. به عنوان مثال، عکس‌های روزنامه‌ها شامل مجموعه‌ای از نقاط سیاه و سفید (تیره و روشن) هستند. در عمل، خود نقاط (فرم دیجیتالی) دیده نمی شوند، بلکه خطوط و سایه‌ها که به نظر پیوسته می‌آیند، دیده می‌شوند. هر چند بازنمود‌های دیجیتالی فقط تقریبی از پدیده‌های آنالوگ هستند، با این حال به خاطر سهولت ذخیره‌سازی و قابلیت ایجاد تغییر به صورت الکترونیکی مفید هستند. به این ترتیب کافی‌ست که بتوانیم از دیجیتال به آنالوگ، و بالعکس، تبدیل کنیم.

این مسئله در سی‌دی‌ها هم وجود دارد. موسیقی به خودی خود به صورت امواج آنالوگ وجود دارد، اما این صداها به شکل دیجیتال درمی‌آیند و در سی‌دی کدگذاری می‌شوند. وقتی یک سی‌دی را در دستگاه پخش قرار می‌دهید، اطلاعات دیجیتالی خوانده می‌شود و به فرم اصلی آنالوگ خود برمی‌گردد و به آمپلی‌فایر و بلندگوها فرستاده می‌شود.

کامپیوترها دیجیتال‌اند چراکه از واحدهای گسسته‌ای به نام”بیت” تشکیل شده‌اند که یا روشن یا خاموش‌اند. اما اگر با روش‌های پیچیده‌ای، تعداد زیادی بیت در کنار هم قرار بگیرند، کامپیوترها می‌توانند پدیده‌های آنالوگ را شبیه‌سازی کنند. به یک نظر، رشته‌ی علوم کامپیوتر درباره‌ی همین مباحث است.
ساخت ساعت دیجیتال
آشنایی با قطعات الکترونیکی
۱-دیود(Light-Emitting Diode یا LED)

۲-مقاومت(RESISTOR)
۳-خازن(capacitor)
۴-آی سیIntegrated Circuit) ۵۵۵ یا IC)
۵-سون سگمنت(seven segmen)

۶-منبع تغذیه یا آدابتور(Adaptor)
۱-دیود نورافشان
دیود نورافشان( Light-Emitting Diode) به اختصار ال‌ئی‌دی ( LED) که در ترجمهٔ بعضی جزوه‌ها، کتاب‌ها و رساله‌های الکترونیک دیود نورانی نیز نامیده شده است، یک قطعهٔ الکترونیکی از خانوادهٔ دیودها است. در زبان محاورهٔ الکترونیک گاهی آنرا لِد( Led) نیز گویند. ال‌ئی‌دی‌های تک رنگ همانند بقیه دیودها دارای دو پایهٔ آنُد و کاتُد هستند. ال‌ئی‌دی‌های دو رنگ (یا بیشتر) دارای یک پایهٔ مشترک (معمولاً کاتد، معروف به «کاتُد-مشترک») و به ازای هر رنگ یک پایهٔ دیگر (معمولاً آند) هستند.

برتری
دیودهای نورافشان برتری‌های بسیاری بر منابع نور سنتی دارند که مصرف کمتر، عمر بیشتر، استحکام بیشتر، اندازهٔ کوچکتر و سرعت بیشتر در خاموش و روشن شدن از آن جمله اند. انواع ديودهاي نورافشان باقدرتهاي ۱ و ۳ وات رفته رفته جايگزين لامپهاي کم مصرف ميشوند.آينده ازآن ديودهاي نور افشان خواهد بود. طي دو سال اخير LED ها تکنولوژي تلويزيون هاي LCD را نيز تحت تاثير قرار داده اند.نور پس زمينه اين تلويزيونها از نوعي تابش دهنده فلئورسانس تامين ميشد که اخيرا اين منبع تبديل به LED شده که مزيتهاي مصرف بسيار پايين ، عمر طولاني ، و ايجاد رنگ مشکي مطلق که فلئورسانسها فاقد آن بودند را دربر دارند.به همين خاطر اين تلويزيون ها به تلويزيونهاي LED مشهور شده اند.
LED ها از خانواده دیودها می باشند و جزء نیمه رساناها به حساب می آیند.
فرق LED با دیودهای عادی این است که با عبور جریان الکتریسیته از LED مقداری از انرژی الکتریکی به نور تبدیل می شود. LED ها در گذشته کاربرد بسیار محدودی داشتند و تنها برای نشان دادن روشن یا خاموش بودن لوازم الکتریکی استفاده می شدند. این LED ها عموماً نور کمی تولید می کردند و رنگ نور تولیدی آن ها محدود به رنگ های سبز، قرمز و زرد می شد.

صنعت LED ها در دهه ۹۰ با تولید LED هایی که قابلیت تولید نور سفید و آبی شفاف را داشتند، دچار تحول بزرگی شد.
در حال حاضر LED ها به نحوی ساخته می شوند که نور را در جهت خاصی و با شدت نسبتاً بالایی متمرکز می کنند. امروزه LED ها می توانند نورهایی با شدت و طول موج های مشخصی را تولید نمایند و لذا قادر به تولید رنگ های کاملاً خالص می باشند، به عبارتی LED ها پرتوهای مادون قرمز و فرا بنفش تولید نمی کنند و برای سلامت چشم مضر می باشند.
Led ها در مقایسه با لامپ ها انرژی بسیار کمی برای تولید نور استفاده می کنند و نور قابل ملاحظه ای تولید می کنند، لذا استفاده از آن ها برای ایجاد روشنایی روز به روز در حال افزایش می باشد. چند نمونه از کاربردهای LED در عکس های زیر نشان داده شده است. استفاده از LED روز به به روز در حال گسترش می باشد.
در هنگام نصب LED در مدارهای الکتریکی باید به جهت نصب آن دقت نمود زیرا LED ها تنها اجازه عبور جریان از یک سو را می دهند. LED در مدارهای الکتریکی با علامت زیر نشان داده می شوند.
پایه مثبت (آند) در LED ها معمولاً بلندتر از پایه منفی (کاتد) می باشد.

کاربردها
دیودهای نورافشان مصارف متفاوتی در نورپردازی شهری، علائم عبور و مرور و چراغ‌های امروزی خودرو دارند.همچنین اندازهٔ بسیار کوچک آنها باعث شده است تا در نمایشگرهای گرافیکی نسل جدید بکار روند. سرعت بسیار بالای آنها در خاموش و روشن شدن کاربردهای ویژه‌ای در فناوری مخابرات برای آنها به ارمغان آورده است.
۲-‎‎مقاومت Resistor :

مقاومت قطعه ای است كه از جنس كربن ساخته می شود و بمنظور كم نمودن ولتاژ و جریان مورد استفاده قرار می گیرد . واحد مقاومت اُهم ( Ω ) است
هر هزار اهم برابر با یك كیلو اُهم و هر میلیون اُهم برابر با یك مگا اُهم است
محاسبه مقدار اُهمی یك مقاومت در مقاومتهای با وات پائین معمولاً مقدار اُهمی مقاومت
بصورت كدهای رنگی و بر روی بدنه ان چاپ می شود ولی در مقاومتهای با وات بالا تر مثلاً ۲ وات یا بیشتر ، مقدار اُهمی مقاومت بصورت عدد بر روی آن نوشته می شود .

محاسبه مقدار اُهم مقاومت های رنگی بر اساس جدول رمز مقاومتها و بسیار ساده انجام می شود . بر روی بدنه مقاومت معمولاً ۴ رنگ وجود دارد . برای محاسبه از نوار رنگی نزدیك به كناره شروع می كنیم و ابتدا شماره دو رنگ اول را نوشته و سپس به میزان عدد رنگ سوم در مقابل دو عدد قبلی صفر قرار می دهیم . اینك مقدار مقاومت بر حسب اُهم بدست می آید
شماره رنگ اول و دوم را می نویسیم و سپس به تعداد عدد رنگ سوم در مقابل دو رقم قبلی صفر قرار می دهیم .

آزمایش ظرفیت خازن ها
وسایل لازم:
• برد بورد
• آداپتور
• سیم های مفتولی رنگی
• سیم چین
• ال ای دی
• مقاومت ۱۰کیلو اهمی
• میکرو سوئیچ
• خازن های ۲۲،۴۷۰و۳۳۰۰پیکو فاراد

هم چنین در این جلسه با دادن ولتاژهای مثبت ومنفی به پایه های سون سگمنت ،مشاهده کردیم که کدام دوپایه ،کدام سگمنت را روشن می کند .
هر سون سگمنت ۱۰ پایه دارد که ۷تای آن به صورت جدا به ۷سگمنت متصل شده ،یکی به نقطه ی کناری سون سگمنت و۲تای آن هم بسته به نوع سون سگمنت (کاتد مشترک یا آند مشترک بودن آن)به ولتاژ منفی یا مثبت متصل می شود به طوری که اگرسون سگمنت از نوع کاتد مشترک باشد آن دو پایه به ولتاژمنفی واگر از نوع آند مشترک باشد به وسیله ی یک مقاومت به ولتاژمثبت متصل می گردد.

از آن جا که برای روشن شدن هر سگمنت یک پایه ی مثبت ویک پایه ی منفی لازم است برای کاهش تعداد پایه ها از دو پایه که به طور مشترک به همه ی پایه ها متصلند استفاده می گردد. و ما با باز کردن یک سون سگمنت این اتصال را به خوبی مشاهده کردیم

ما برای این آزمایش از سون سگمنت کاتد مشترک استفاده کردیم
اگر طبق شکل زیر هر کدام از پایه ها را شماره گزاری کنیم با دادن ولتاژ منفی به هر یک از پایه های ۳یا۸ وولتاژمثبت به دیگر پایه ها یکی از سگمنت ها روشن می شوند.

بااتصال هر دو پایه ی نام برده شده در زیر یک سگمنت مشخص روشن می شود
اگر جای پایه های ۳و۸را عوض کنیم تغییری پیش نمی آید زیرا هردو باید به ولتاژ منفی متصل شوند و اتصال پایه های ۳و۸ به یکدیگر سگمنتی را روشن نمی کند.

فرکانس :
فرکانس اندازه گیری تعداد تکرار اتفاقی در واحد زمان است. برای محاسبه فرکانس بر روی یک بازه زمانی ثابت، تعداد دفعات وقوع یک حادثه را در آن بازه می شماریم و سپس این تعداد را بر طول بازه زمانی تقسیم می کنیم.
پس از فیزیک دان آلمانی هاینریش رودولف هرتز، در سیستم واحدهای SI فرکانس با هرتز(Hz) اندازه گیری می شود. یک هرتز به این معنی است که یک واقعه یک بار بر ثانیه رخ می دهد.

واحدهای دیگری که برای اندازه گیری فرکانس بکار می روند به این شرح هستند: سیکل بر ثانیه، دور بر دقیقه (rpm). سرعت قلب توسط واحد ضربان بر دقیقه اندازه گیری می شود.