چکیده:

پیاده راه سازی راه حلی است که در جهت حفظ بافت های تاریخی و با اهمیت مورد استفاده قرار می گیرد.
پیاده راه سازی فرآیندی است که بر اثر ایجاد تغییر کاربری یک مسیر از خیابان سواره به پیاده اتفاق می افتد که در کشور عموما با بستن مسیر سواره رو و کف سازی یکپارچه به پایان می رسد. غافل از آنکه مسیری که واجد شرایط پایداری باشد ورای تغییرات کالبدی به تغییرات معنایی نیز نیازمند است در حقیقت تغییرات کالبدی زمانی در جهت نیل به کیفیت پایداری گام بر می دارند که در جهت بسط معانی مورد نیاز پایداری چون سرزندگی ، انعطاف و …. گام بردارند.

از این جهت این تغییرات کالبدی نیازمند ساماندهی و ارتقاء کیفیات هر کدام از اجزاء کالبدی (کف ، جداره و مبلمان) می باشند. حفظ سرزندگی و انعطاف پذیری خیابان پس از تغییر به پیاده راه بسیار حائز اهمیت است.

به تجربه ثابت شده است که کیفیات مربوط به زیبایی شناسی و استفاده از آن در جداره های شهر به گونه ای باورنکردنی نسبی بوده و نیازمند آزمایش اند. همچنین باب استفاده از نظریات صاحب نظران این بحث نیز می توان گفت چه بسا دو نظریه درست اما در تضاد با یکدیگر باشند.تلفیق هوشمندانه این نظریات در امر ساماندهی جداره پیاده راه اعلم الهدی رشت و به کارگیری آنها در شرایط خاص شهر ( با توجه به زمینه و اقلیم) می تواند به باز آفرینی الگویی در جهت ساماندهی بدنه های شهری انجامیده که علاوه بر فرم و کالبد بر معنای محیط نیز موثر باشد.

-۱ مقدمه

مرکز شهر رشت از جمله بافت های تاریخی شهر و یکی از میادین تاریخی کشور است.این حوزه یکی از غنی ترین عرصه های مدنی شهر را دارا ست که با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرار گیری در مرکز تجاری-حرکتی و تاریخی از زمان های گذشته به عنوان محل تفریح، خرید، و تعامل مردم شهر قلمداد می شده است.

این محدوده با وجود تداوم نقش پررنگ خود در زندگی اجتماعی مردم و حیات شهر از نبود مدیریت شهری و ساماندهی یکپارچه و کاهش ارتقاء کیفی رنج می برد. عدم ساماندهی و مدیریت این منطقه همواره موجب اغتشاش ، پراکندگی و بی نظمی در کالبد و منظر این محدوده ی تاریخی شده است.

آنچه در ادامه ارائه می شود کوششی است در جهت ساماندهی و ایجاد وحدت در یکی از خیابان های تاریخی منتهی به میدان اما از آنجا که ساماندهی فضاهای شهری در تمامی ابعادِ زیست محیطی، عملکردی و زیبایی شناختی نیازمند مجالی تفضیلی تر است به این جهت در این تحقیق تنها به بعد زیبایی شناختی و به عنوان زیر مجموعه آن تنها به نظام منظر شهری پرداخته شده است.

۱-۱ طرح مسئله

پیاده راه سازی راه حلی است جهت حفظ بناهای تاریخی از گزند آلودگی و ایجاد فرصتی است جهت دیده شدن بناهای تاریخی اما حاکمیت تفکر مدرنیستی بر ساختار شهری ِ شهرهای کشور همواره مانع از بکار گیری این راه حل در شهر ها شده است.که این امر موجب از دست رفتن حاکمیت پیاده ، عدم پویایی وحیات در سطح شهر و حذف فعالیت های اجتماعی متنوع و نیز تخریب بناهای تاریخی بر اثر آلودگی های ناشی از عبور و مرور اتومبیل شده است.

امکان تجربه یتاریخ با قدم زدن در یک مجموعه شهری ِ تاریخی که با گذر زمان به بازآفرینی و نوزایی نقش خود در بعد شهری پرداخته است و در عبور از تونل تاریخ با ابقاء عملکرد خود در مجموعه شهری از غبار انبوه زمان سر برافراشته است؛ به آفرینش پتانسیل ارزشمندی در این منطقه نایل گشته که مستلزم مدیریت و ایجاد زمینه ای در جهت حسن استفاده از آن در مقیاس طراحی شهری است.

از طرف دیگر در موارد معدودی که پیاده راه سازی به عنوان راه حل مطرح و اجرا شده ؛ تنها به بستن خیابان و ممانعت از ورود اتومبیل اکتفا شده و سایر وجوه نادیده انگاشته شده است.

تک بعدی نگری به مسائل شهری آفت این گونه تصمیمات در شهر سازی بوده و تجربه این گونه تصمیم گیری های ناقص ضرورت همه جانبه نگری به مسائل شهری و توجه به تاثیرات متقابل نظام های شهری به یکدیگر را به ما یادآور می شود.

دلیل طرح این مسئله تغییر عملکردی خیابان علم الهدی شهر رشت در سالیان اخیر، از مسیر تواماً پیاده و سواره به پیاده راه گردشگری و لزوم تغییر در بدنه ها به لحاظ بصری بوده است.

زمانی که عملکرد یک مسیر از فاز پویا به فاز ایستا انتقال پیدا می کند این تغییر می بایست در بعد بصری و عملکردی و نیز هویت و حس مکان و سایر وجوه نیز نمایش پیدا کند.

وجود بنا های تاریخی با بدنه های ارزشمند (چه به لحاظ تاریخی و چه زیبایی شناختی) و نیز وجود ساختمان های ناهمگون در این ناحیه و همین طور عدم ساماندهی در جداره با تغییر عملکرد خیابان منجر به طح این پرسش می شود که: تغییرات بصری لازم که بر اثر تغییرات عملکردی به وجود می آید چگونه می تواند اعمال شود؟

۲؛۱ اهمیت و ضرورت تحقیق

فضاهای شهری در کشور های توسعه یافته مکان عملکرد های اجتماعی و برخورد قشرهای مختلف مردم می باشند.به گونه ای که در یک فضای شهری امکان اعمال فعالیت های مختف چون تئاتر و موسیقی خیابانی،بحث و تبادل نظر درباره مسائل مختلف،امکان

اجتماع و بیان عقیده،نقاشی خیابانی و سایر فعالت های مدنی استدر. کشور ما کمبود چنین فضایِ زندگی اجتماعی که مکانی برای گذران اوقات فراغت در بعد حیات شهری ست،احساس می شود.

ضرورت این امر زمانی پررنگ تر می شود که در می یابیم بسیاری از فعالیت ها و مراسم فرهنگی ، تاریخی و بومی مان به دلیل نداشتن ظرف مکانی در خور و شایسته به ورطه ی فراموشی سپرده شده اند. پیاده راه مطرح شده در این تحقیق از این نظر مورد سوال قرار گرفته است که چگونه می توان به کمک ارتقاء بعد بصری به ابقاء و ارتقاء زندگی اجتماعی و افزایش حضور پذیری در یک فضای شهری پرداخت؟

از دیدگاه بعد اجتماعی؛ منظر شهری متاثر از سلیقه زیبایی شناختی جامعه و تاثیر گذار بر آن نیز می باشد.از آن جهت که نمای یکپارچه و مدون یک خیابان نشان دهنده مدیریت درست شهری، تفکر واحد بر منظر شهر، هماهنگی و ارتباط بین آثار معماران و نیز احترام حاکمه بر جامعه معماران، نقش درست طراح شهری، وجود قوانین نافذ و قانون مندی افراد جامعه است و از طرف دیگر جداره شهری پایدار و دارای وحدت بصری تاثیر گذار بر سیمای کلی شهر، موجب ارتقاء روحیه مردم، افزایش روحیه مشارکت در بعد شهری و سبب توجه مردم به نظام بصری شهر و اصلاح سلیقه ی آنهاست.

۳-۱ هدف تحقیق

کامیلو سیت اصطلاح پانورامای خیابان را برای نخستین بار مطرح کرد و از دلپذیری دور نماها و مناظر پیوسته و چشم انداز شهری سخن گفت. وی ایجاد جاذبه های هسته ای (میادین) و جاذبه های خطی (خیابان ها) را چه به لحاظ صوری و چه عملکرد،لازمهء حیات و بقای زندگی اجتماعی شهر می داند.

تاکید بر وحدت کلی مجموعه های شهری از اصول مورد تاکید سیت در طراحی شهر است.او همچنین ضرورت حاکمیت یک دید کلی تر از معماری منفرد ساختمان ها را مطرح و به نوعی ضرورت حرفه ی مستقل طراحی شهری را در ساماندهی شهر ها بیان می کند.

وی برای ساماندهی فضاهای شهری به موارد ذیل اشاره می کند: .۱حذف ناسازگاری ها و کشمکش میان سبک های مختلف ساختمانی .۲ارتقاء کیفیت نمای ساختمان های بزرگ .۳ایجاد تعدادی فضای شهری

.۴ایجاد همجواری مجموعه ای از نشانه های بزرگ (مجسمه ها، یادگارها، آب نماها) ، متوسط وکوچک اندازه. (پاپلی یزدی،:۱۳۸۹ص(۱۰۸

در معماری ایرانی نیز طراحی جداره ها از دیر باز مورد توجه معماران به نام بوده است با عبور از شیوه کلاسیک معماری ایرانی و ورود سبک مدرن به داخل ایران ؛ شهر ایرانی شاهدیکپارچه سازی و بی هویتی ساختمان هایش و دوری گزینی از خویشتنِ خویش بوده تا…

در چند سال اخیر طراحی جداره مجددا مورد توجه دفاتر فنی و معماران و نیز سیستم آموزشی واقع شده است اما…
اما آنچه مورد غفلت واقع شده کیفیت تاثیر نماهای مختلف بر یکدیگر و اهمیت ارتباط آنها به عنوان یکی از عوامل تشکیل دهنده شهر از دیدگاه لینچ یعنی “جداره” است.

شهر رشت به جهت قرارگیری در نوار گردشگری شمالی کشور و به جهت دارا بودن جاذبه های طبیعی همواره پذیرای تعداد بیشماری از گردشگران بوده است.شاید زمان آن فرا رسیده باشد با توجه به پتانسیل های تاریخی و در جهت ارتقاء آن به معرفی بعد دیگری از گردشگری در استان خود پرداخته و به حفظ و ارائه بناهای و فضاهای تاریخی-گردشگری دست یابیم.با توجه به این امر اهمیت جداره سازی و به سبب آن ارتقاء کیفیت فضاهای شهری جهت افزایش حس یکپارچگی در شهر و احترام به قوه باصره گردشگران و ساکنان شهر دو چندان خواهد شد.

هدف این تحقیق بیان پتانسیل های بناهای تاریخی شهر رشت و شناخت عناصر بصری مهجور و ناشناخته در نما های تاریخی است.از طرفی تجربه ی نماسازی و طراحی جداره در دفاتر فنی شهر منجر به حصول این حقیقت شده است که تاچه میزان سلیقه ی زیبایی شتناختی عامه مردم نزول پیدا کرده است!!!

لازم به ذکر نیست کههمین سلایق ناهمگون در ابعاد بزرگتر و زمانی که از بعد مجموعه ِ شهری به آن می نگریم منجر به چه فاجعه ی بصری می شوند.قرار گرفتن جداره های منفرد و منفک و بی ارتباط به یکدیگر در یک مجموعه شهری سبب کاهش کیفیت زیبایی شناختی منظر شهری شده و چه بسا اغتشاش در منظر شهری متاثر بر روحیه مردم و نیز تاثیر گذار بر آن است.

ضرورت طراحی جداره در تجربه نوپای پیاده راه سازی از آن جهت دوچندان است که زمانی که به تغییر عملکردی یک مسیر می پردازیم ه(ب جهت از دست نرفتن پویاییِ فضای شهر)نمایش این تغییرات در جداره ها نیز باید صورت پذیرد.

از طرفی کیفیت حرکت عابر پیاده هنگامی که با سرعت دلخواهانه و آزادانه در حرکت باشند و زمانی که به شدت تحت تاثیر یکدیگر باشند، متفاوت است.

از طرفی دیگر زاویه دید فرد پیاده نسبت به جداره های ساختمان با زاویه دید فرد سواره دارای تفاوت فاحش بوده نکته سوم اینکه مدت زمانی که فرد پیاده نظاره گر بدنه یک ساختمان است نیز به مراتب بیشتر از زمانی است که فرد سواره نظاره گر همان جداره است.بنا بر این امر فاصله ، مدت زمان نظاره و زاویه دید نظاره گر تاثیرگذار بر جداره های بناهای موجود در خیابان است.

یکپارچه نگری و توجه به یگانگی و وحدت مناظر شهری(چه در کلیات و چه در جزئیات) از اصول مورد توجه در طراحی شهری و نقطه ی تفاوت طراحی شهری و معماری است.

به بیان ملموس تر اگر طراحی معماری را طراحی نقاط منفرد در محدوده ی بلوک شهری بدانیم؛طراحی شهری طراحی مجموعه ای از نقاط در مقیاس فضای شهری و نیز مدیریت وساماندهیِ نحوه ارتباط، همجواری ، سازگاری میان آنها وکیفیت و تاثیر آنها بر یکدیگر و توجه به بعد زیبایی شناختی هر یک و هویت قلاب بر مجموعه ی آنهاست.

اصلاح پانورامایخیابانِ کامیلو سیت نیز بیانگر همین دیدگاه “کل نگر” به فضاهای شهری است.

عملکرد مسالمت آمیز اصول ذکر شده در کنار یکدیگر موجب خلق منظر شهری دلپذیر و پایدار خواهد شد.

۴-۱ پیشینه تحقیق

کامیلو سیت با انتشار کتاب “شهر سازی بر اساس اصول هنری آن” در سال ۱۸۸۹ به بیان دیدگاه های خود در باب مسائل شهری پرداخت.

اگر چه دیدگاه های وی به طور عمده به جنبه های بصری و زیبایی شناختی معطوف است،برخی از این دیدگاه ها میتواند در ساماندهی استخوان بندی شهر مورد توجه قرار گیرد.(پاپلی یزدی،:۱۳۸۹ص(۱۰۸ او نظم فضایی را به عنوان ساماندهی یک سری مجموعه های منفرد نمی بیند که تکه تکه رها شده اند؛بلکه فضایی ممتد می داند که مجموعه ها در آن با یکدیگر در هماهنگی کامل قرار دارند.

ایجاد تاثیرات مثبت در ذهن های انسانی،اساس نگرش سیت را تشکیل می داد که به واسطه ی احیای روح وحدت اجتماعی و رعایت اصول زیبایی شناختی در شهر، دستیابی به آن را ضروری و میسر میداند. (همان، :۱۳۸۹ص(۱۰۸ یکی دیگر از ویژگی های نظریه سیت برای انجام اصلاحات کالبدی در شهر استفاده از نماد های مختلفی است که برای هویت بخشی به فضای شهری مورد استقاده قرار می گیرد. (همان،:۱۳۸۹ص(۱۰۹

نظریات سیت روح اصلی مباحث زیبایی شناختی در شهرسازی استشرح. تفضیلی و موردیِ مباحث زیبایی شناسی شهرسازی به همراه موارد دیگر در سال ۱۹۸۵ در کتاب “محیط های پاسخده” اثر ” بنتلی و همکاران” عرضه شد.در این کتاب شاخص های بصری به دو دسته “شاخص زمینه ای” و “شاخص کاربری” تقسیم بندی شده اند.

شاخص های تداعی کننده مکان های ویژه که ضرورت دستیابی به هدف خوانایی را مطرح می نمایند،آنها را “شاخص های زمینه ای” می نامیم.شاخص های تداعی کننده کاربری های ویژه را که ضرورت دسیابی به اهداف گوناگونی و انعطاف پذیری را مطرح می نمایند، “شاخص های کاربری” می نامیم. (بنتلی و دیگران،:۱۳۹۰ص(۲۴۰

بنتلی در جای دیگر به تفسیر و فهرست کردن زیر مجموعه های هرکدام از این دو شاخص پرداخته و در بیان شاخص زمینه ای می گوید:

فهرست زیر از مطالعات مختلفی که در آن تنوعی از فرهنگ ها و ذهنیت ها دخیل هستند، فراهم آمده است.این فهرست ابزار وارسی مناسبی برای بررسی اجزاء ویژگی های عناصر جداره ای شکل داده است که در زیر آمده است.

– وزن های (ریتمهای) عمودی
– وزن های (ریتمهای) افقی

– خطوط آسمان

– جزئیات دیوار(مصالح، رنگ، الگو و غیره)

– پنجره ها
– درها
– اجزاء عناصر همکف.(همان،:۱۳۹۰ص(۲۴۲ در تعریف شاخص های کاربری ذکر می کند:

اکثر کاربری ها با تنوعی از تصورات ذهنی نسبت به ساختمان مربوط به آن کاربری در آمیخته اند و نیز هرکدام با گستره ای از شاخص های بصری ارتباط دارند.(همان،:۱۳۹۰ص(۲۴۲ بنتلی در ادامه به ارائه الگویی جهت تبدیل نمای جداره ها به یکدیگر و نیز چگونگی تحلیل آنها ارائه می دهد که شرح آن خارج از فرصت این مقاله است.

مطالعه سوم اثر “واسمیلی آنتونمویچ فیلین” که شرح آن در مجله هویت شهری آمده است.

“ویدئواکولوژی” واژه ای است که برای اولین بار درسال ۱۹۹۸ در کتابی با همین نام توسط “واسمیلی آنتونمویچ فیلین” در مورد مطالعاتی که ویژگیهای “محیط بصری” اطراف انسان را به عنوان یک عامل اکولوژیکی مطالعه کرده است به کار برده شد. مطالعات مذکور ویژگی های محیط بصری را بر اساس میزان انطباق آنها با استانداردهای بینایی و مکانیسمهای طبیعی چشم برای درک منظره، بررسی می کند و میزان خوشایندی و ناخوشایندی آنها را به چشم به لحاظ فیزیولوژیک بیان میکند.با توجه به این نوع بررسی، محیط بصری مصنوع را مورد تحلیل و طبقه بندی قرار می دهیم. محیط بصری مصنوع به سه دسته “محیط یکنواخت”، “محیط تهاجمی”، و “محیط آسایش بخش” تقسیم می شود که اولین بار این تقسیم بندی توسط فیلین انجام شده است؛ وی در هر محیط بیش از ۱۰۰ نمونه از تصاویر مناسب و نامناسب برای چشم را بررسی میکند. (پورجعفر:مجله هویت شهری)

شرح فوق الذکر تنها چند نمونه از چندین نمونه ی بررسی درباره جداره های شهری است که به عنوان اساس تحلیل جداره ی فضای نمونه ی خاص این تحقیق مورد ارجاع قرار گرفته است.اصول تفصیلی ذکر شده و شیوه تحلیل و طراحی در هرکدام از این مراجع دریکایک بخش ها از جمله معرفی،تجزیه و تحلیل جداره و الگوی پیشنهادی مورد استفاده واقع شده و بکار رفته است.

۵ -۱ سوال و فرض تحقیق

سوالات محوری تحقیق حاضر را با توجه به عنوان آن می توان به صورت زیر مطرح کرد: ۱؛۵؛۱ نقش طراح شهری در مدیریت فضاهای شهری چیست؟

۲؛۵؛۱ هماهنگ سازی بناهای منفرد شهری و اعمال دیدگاه کل نگر به یک بافت تاریخی چگونه امکان پذیر است؟
۳؛۵؛۱باز شناسی عناصر شاخص بصری در نما های بومی و تاریخی یک منطقه چگونه صورت می پذیرد؟روزآمد سازی ِ این عناصر و تعمیم و اشاعه آن به بناهای نوساز موجود در فضای نمونه چگونه ممکن است؟
۴؛۵؛۱ چگونه می توان به کمک ابزار و نظام های شهری موجود در ید طراح شهری به ارتقاء سلیقه بصری مردم دست یافت؟

۶-۱ روش تحقیق

روش تحقیق در مقاله حاضر “روش ترکیبی” بوده که مجموعه ای از روشهای تاریخی، توصیفی، تحلیلی و میدانی است. لذا از هر دومتدولوژی اسنادی و میدانی استفاده شده است. شیوه ی مورد استفاده با مد نظر قرار دادن جلوه های تاریخی و اقلیمی به برداشت داده ها و کیفیات موجود در جداره پرداخته و سپس به ارائه الگوی پیشنهادی بر مبنای اصول ساماندهی جداره اقدام شده است.در این روش گزارش های تفضیلی خیابان علم الهدی به عنوان بستر میدانی تحقیق مورد پیمایش قرار گرفته و بر مبنای بعد عملکردی (اجتماعی ، تجاری، دسترسی) به تجریه و تحلیل بعد زیبایی شناختی نایل گردیده است.

۷ -۱ محدوده ی پژوهش

محدوده ی مورد مطالعه خیابان علم الهدیِ رشت که در جانب غربی میدان شهرداری واقع شده است می باشد.که طول آن ۲۷۵ متر و عرض آن ۲۷ متر است.

ورودی خیابان از میدان شهرداری و سبزه میدان امکان پذیر می باشد.کاربری های موجود در این خیابان عمدتا تجاری ، تفریحی و فرهنگی بوده و از بناهای شاخص موجود در این مسیر بنای تاریخی کتابخانه ملی رشت و سینما میرزاکوچک است.

همان طور که اشاره شد به مطالعه ی بخش بصری و بعد زیبایی شناختی جداره های تاریخی خیابان پرداخته و در صدد تبیین ضوابطی در باب ساختمان های جدید الاحداث خیابان و یافتن الگویی برای تعمیم به نمای بناهای جدید است.

۸ -۱ متغییر ها و شاخص ها

کلمات کلیدی بکار رفته در این تحقیق شامل:
حفظ آثار گذشته ،ایجاد جذابیت بصری ، الگوبرداری از عناصر بومی و ساماندهی جداره ها می باشد که هر کدام در زیر به تفصیل توضیح داده می شود.
منظور از حفظ آثار گذشته نه تنها به معنی حفاظت فیزیکی و به تعبیری بعد مرمتی بناهای تاریخی است بلکه توامان نیم نگاهی به بعد عملکردی،روزآمد سازی وو بازگرداندن بنا به حیات شهرسازی کنونی است به گونه ای که بتواند کما فی السابق نقش خود را در فضای شهری ایفا کند.از طرف دیگر لزوم حفظ هویت بنا نیز مطرح است به صورتی که ساخت و ساز جدید به گونه ای انجام نشود که هویت و ارزش بنای تاریخی تحت شعاع قرار گیرد و ساختمان جدید به لحاظ شدت تاثیر بر فضای شهری از بنای تاریخی پیشی گیرد.

لزوم ایجاد جذابیت بصری در پیاده راه شهری سبب برآورده شدن توقعات موردی از پیاده راه شده و متضمن ادامه ی حیات خیابان در شهرسازی مدرن خواهد بود.

ایجاد جداره های نوساز بدون توجه به بناهای تاریخی موجود در مجموعه عدم توجه به الگوهای بناهای تاریخی سبب ناهمگونی فضای شهری شده و وحدت منطقه مورد مطالعه را تحت شعاع قرار می دهد.

و در آخر ساماندهی جداره ها به معنی حذف الحاقات اضافی و پاکسازی و مرمت بدنه ها می باشد.

۲ -دیدگاه ها و مبانی نظری

در بیان دیدگاه های مبانی نظری مربوط به طراحی جداره ابتدا پیشینه مبانی نظری مربوط به طراحی فضاهای شهری از منظر زیبایی شناختی ذکر شده و سپس به معرفی دیدگاه هایی در باب طراحی بدنه های شهری پرداخته شده است.

۱؛۲ پیشینه

دکتر کورش گلکار در مقاله از “تولد تا بلوغ طراحی شهری” از طراحی شهری به عنوان مقوله ای پویا نام برده و آن را موجودی زنده و واجد حیات دانسته و در پی این نظر اقدام به تقسیم بندی سیر تکامل طراحی شهری نموده است.بر اساس این نوشتار طراحی شهری به ۵ دوره ی .۱جنینی .۲ نوزادی .۳کودکی .۴نوجوانی .۵بلوغ، تقسیم شده است.(گلکار،مجله صفه۳۶ ،:۱۳۸۲ص(۱۲

بر اساس تحقیقات دکتر گلکار دوران جنینی و نوزادی طراحی شهری به بررسی عوامل زیبایی شناختی طراحی شهری می پردازد به گونه ای که نگارنده از آن به نام های پیش طراحی شهری و طراحی شهری آرایشی نام برده و از این دو دوره به عنوان عصر حاکمیت اصل زیبایی شناسی عینی نام می برداز نظر تاریخی دوره جنینی طراحی شهری همزمان با اقدامات هوسمان در پاریس و کامیلو سیت و نیز جنبش زیبا سازی شهری در آمریکا می باشد اما از آنجا که طراحی شهری در این نقطه هنوز در ابتدای راه است در دوره بعدیدر مبحث زیبایی شناختیِ عینی از مبانی نظری مدون تر و مکاتب فکری منظم تر سود می برد نویسنده در جایی می نویسد:
کانون توجه طراحی شهری در دوران نوزادی،بر ارتقاء کیفیت بصری مناظر شهری قرار دارد و از این رو برخی مولفین،نظیر پانتر و کرمونا که به طبقه بندی رویکردهای گوناگون به طراحی شهری پرداخته اند از آن به عنوان ” سنت یا مکتب منظر شهری” یاد کرده اند.کلارنس اشتاین BدرB تعریفی معطوف به خصلت هنری طراحی شهری ارایه می کند Bمی نویسد:Bطراحی شهری هنر خلق ارتباط بین ابنیه با یکدیگر و میان ابنیه و قرارگاه طبیعی شان است.پل زوکر با تاکید برخصوصیات بصری محیط شهری بر این باور است که:چیزی که از یک میدان یک فضای شهری و یا برعکس یک حفره و فضای توخالی می سازد خصوصیات بصری آن است.در این دوره جهت گیری اصلی و توجه اساسی تعاریف معطوف به مولفه ی زیبایی شناختی (عینی)طراحی شهری است که ماموریت آن آراستن و ارتقاء کیفیت بصری مناظر شهری است.(گلکار،مجله صفه۳۶ ،:۱۳۸۲ص(۱۳

۲؛۲ گوردن کالن

گوردن کالن در کتابی به نام “گزیده منظر شهری” که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد به بیان دیدگاه های خود از بعد بصری طراحی شهری و تبیین نظریاتش درباره ی منظر شهری می پردازد وی در تعریف خود از طراحی شهری بر گوهر هنری طراحی شهری تاکید می ورزد و می نویسد:

طراحی شهری هنر ایجاد ارتباط است. و نیز درباره ی منظر شهری بیان می کند: طراحی شهری هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمانها،خیابان ها و مکان هایی که محیط شهری را می سازند.(کالن،:۱۹۶۱ص؟) آنچه در تعریف کالن از منظر شهری واجد اهمیت است تفکیک دو صفت بصری و ساختاری از مجموعه صفات فضاهای شهری

استاز. آن جهت که ارتباط بصریِ صرف تنها به آرایش فضای شهری می پردازد بدون آنکه هیچ چشماندازی از تغییرات بنیادی و ریشه ای در فضاهای شهری معرفی کند.

نمونه ملموس تر این رویداد در کشور ما به این صورت است که ساختمان ها معرف شخصیت و کاربری خاص خود نیستند و گاه کاربری ها به دلیل ناهمگونی بصری با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند.حال آنکه در معاری سنتی ایرانی خانه به مثابه خانه،حمام به

شکل حمام و … بوده است.در حالی که امروزه به سبب تغییرات ناموزون و غیر اصولی فرق بین مسکن و مدرسه غیر انتفاعی مشخص نیست.

کالن هر بنا ساخته شده ای را عنصر شهری می نامد و مجموعه کیفیت منحصر به فرد و مرتبط با هر عنصر شهری را به ۳ دسته تقسیم می کند:

-۱ کیفیت عناصر -۲ کیفیت های بین عناصر (در سازمان فضایی)

۳ -کیفیت رابطه عنصری خاص با دیگر عناصر (نقش و زمینه) و برای هر کدام از این تقسیم بندی ها به ذکر مواردی بسنده می کند کیفیت های عناصر: شدت، تنش، نقش انگیزی

کیفیت های بین عناصر : تعادل ، تقارن ،تناسب ، تفوق ،وضوح،تراکم کیفیت های بین عناصر :تضاد ، تقابل ، تجانس ، مزیت ، انسداد و …

تقسیم بندی هرکدام از این کیفیت ها ضرورت بررسی چند بعدی طرح را به طراح شهری متذکر شده و بیان می دارد که علاوه بر کیفیت خود عنصر از دو بعد دیگر نیز باید به بنایی که نقش شهری را دارا می باشد نگریست.

کالن در ادامه منظر را به دو نوع طبیعی (Land Scape) و شهری((Town Scape تقسیم می کند.(کالن،:۱۹۶۱ص؟)
روشن است که منظور از منظر شهری مجموعه ی بناهای ساخته شده به دست بشر برای ۳ کاربری تفریح،استراحت وکار به اضافه فضاهای باز و فضاهای سبز است.

نکته ی مهم در کار کالن کیفیتی است که از آن به نام “سریال ویژن” یا “دید های پی در پی” نام می برد و در توضیح آن می نویسد:

هر چند عابر پیاده در داخل شهر با سرعت ثابت عبور می کند،ولی مناظر شهری در دسته ای از آشکار سازی ها (دید های پی در پی) به چشم می خورند.به محض تصور یک اینجا (Here) به طور اتوماتیک یک آنجا (There) باید خلق شود.دیدهای پی در پی در اتصال اینجا و آنجا (این و آن) موثراند. (کالن،:۱۹۶۱ص؟ ) به نظر می رسد با توجه به تاریخ انتشار این کتاب و مطرح کردن مساله مهمی چون دید های پی در پی این امر در کشو ما مقهور مانده و چندان مورد توجه قرار نگرفته است.

عکس برداری و سکانس بندی از یکی از خیابانهای قدیمی شهر که با بافت جدید ترکیب شده و تحلیل و بررسی آن به سادگی این حقیقت را روشن می سازد که مساله مورد توجه کالن به کمترین حد ممکن مورد توجه شهرسازی در کشور بوده و مصداق آن قرار گیری ناهمگون و نا متوازن بناها و نما ها در کنار یکدیگر بدون ساماندهی و بی واسطه است.کیفیتی که کالن از آن به عنوان “نظم سر انگشتی” یاد می کند و آن را ناشی از بی توجهی به مسائل کیفی می داند.

۳-۲ ایان بنتلی و همکاران

این بنتلی که به عنوان استادیار در مرکز مشترک طراحی شهری،رشته ی معماری و شهرسازی پلی تکنیک آکسفورد مشغول است در سال ۱۹۸۵ با کمک همکارانش مجموعه پیشنهادی گروه مطالعاتی “مرکز مشترک طراحی شهری پلی تکنیک آکسفورد” در کتابی تحت عنوان “محیط های پاسخده” تدوین کرده است که یکی از مشهور ترین مجموعه کیفیت های طراحی شهری است که توسط اهل فن ارائه شده است.(گلکار،صفه،:۱۳۷۹ص۳۸؛(۶۵ بنتلی و همکارانش در این کتاب ضمن معرفی ۷ معیار مهم در طراحی شهری یعنی: نفوذپذیری ،گوناگونی، خوانایی، انعطاف

پذیری، تناسبات بصری، غنای حسی و رنگ تعلق.در فصل مربوط به تناسبات بصری به ارائه معیار هایی جهت طراحی جداره می پردازند.

و به کمک کروکی های ساده در صدد بیان راهکار هایی برای طراحی جداره در خیابان های شهری می باشد.نظرات بنتلی در جهت تاکید بر شاخص های زمینه ای و حفظ شخصیت موجود و حل کردن نما ها و ادغام آن ها در یک نمای واسط می باشد.

بنتلیو همکارانش در توضیح کاربردی تر نظریه شان پس از بین تعاریفی از “شاخص زمینه ای” و “شاخص کاربری” (که شرح آن در پیشینه تحقیق رفت) و در جهت ارائه راهکاری کار آمد به اقداماتی که می بایست مرحله به مرحله در طراحی اجرا شود تا به نمایی پایدار دست پیدا یافت اشاره کرده و بیان می دارد:

کار را با عناصر شاخص در مقیاس بزرگ شروع کنید.در جریان انجام طرح جدید،اگر در ساختمان های مجاور عنصر اصلی طراحی شاخص مشترکی وجود داشت به عنوان نقطه شروع آن شاخص را بکار ببرید.در غیر این صورت بررسی کنید که آیا می توان بعضی از شاخص ها را از یک جهت و تعداد دیگری را از جهت دیگر مورد استفاده قرار داد.

یک راهکار دیگر آن است که از شاخص های مقیاس بزرگ ساختمان جدید،به مثابه پلی برای ارتباط بصری دو ساختمان مجاور استفاده شود.(بنتلی و همکاران،:۱۳۹۰ص(۲۵۱

)بنتلی و همکاران،:۱۳۹۰ص)۲۵۱

از کار بنتلی و همکارانش این امر استنتاج می شود که زمانی که موضوع،طراحیجداره ای در مجاورت دو بنای واجد ارزش بصریِ هویتی و تاریخی است. بهترین راه حل قرار دادن نمای مورد بحث به عنوان نمای واسط است که وظیفه آن تبدیل تدریجی نماهای مجاور به یکدیگر است.این امر در سطح کلان به اصل وحدت در عین کثرت می انجامد.

۴-۲ هدمن و یازوسکی

از جمله نظریات دیگر مورد استفاده نظریه هدمن و یازوفسکی است که در کتاب “مبانی طراحی شهری” بیان شده این دو معتقدند که معماری امروزه بیش از هرچیزی تحت تاثیر مد روز است و تحول سریع سبک ها منجر به ناتوانی در رسیدن به هر گونه حس وحدت،نظم، انسجام و تضاد واقعی می گردد.آنها راه نجات فضاهای قدیمی ارزشمند از ورطه ی مدگرایی را توسل به زمینه گرایی دانسته و در تعریف زمینه گرایی مواردی را ذکر می کنند که به اختصار در زیر آمده است:

زمینه گرایی از طریق طراحی در زمان و مکان خاص و ایجاد ارتباطات بصری کافی بین طرح پیشنهادی و ساختمان های موجود(جهت دستیابی به مجموعه ای منسجم و یکپارچه) حاصل می شود.طراحی متناسب با زمینه به عنوان ابزار حفاظتی برای ساختمانهای ارزشمند مطرح بوده و در ایجاد زمینه ای نماسب و تقویت کننده موثر است.بنابراین لزوم احترام و تاکید بر حفظ کیفیات مثبت موجود در طراحی ها بایستی مورد توجه قرار گیرد.(هدمن و یازوسکی،:۱۹۸۸ص؟)

۵؛۲ محمود توسلی

از جمله مطالعات اجرایی انجام شده در باب طراحی شهری پروژه ی “طراحی شهری در بخش مرکزی تهران” اثر مهندس محمود توسلی به سفارش مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران است.

محقق در فصل پنجم از بخش شناخت به بررسی بدنه های میدان حسن آباد و خیابان امام خمینی در محدوه ی طراحی می پردازد که از میان آثار منتشر شده در باب طراحی بدنه به لحاظ ایرانی بودن و جامعیت یکی از مهمترین نمونه های قابل ارجاع است.