سرمايه گذاري يا Hyip در حقيقت مخفف كلمه High yield investment program ميباشد كه به معني برنامه هاي سرمايه گذاري با بازده بالا است .
در اين برنامه ها و يا سايتها شما با سرمايه گذاري كه ميكنيد سود روزانه ، ماهانه و يا سالانه بسته به نوع سرمايه گذاري سايت دريافت خواهيد كرد . اكثر اين نوع برنامه ها با حساب ايگولد هم كار ميكنند و شما به راحتي ميتوانيد با ريختن پول ايگولدتان در سايت ( deposit ) از سود آن برخوردار شويد .

اين سايت ها براي برداشت سود و يا اصل سرمايه به دو صورت عمل ميكنند . بعضي از سايتها سود سرمايه شما را به صورت اتوماتيك به حساب ايگولد شما منتقل ميكنند و در بعضي از آنها شما بايد خودتان سود را درخواست بدهيد تا بعد از مدت زمان مشخصي به حساب شما واريز شود . برای درخواست سود و يا اصل سرمايه خود در اينگونه سايتها معمولاً گزينه اي به نام Withdraw وجود دارد كه شما بايد به اين قسمت مراجعه كنيد .
در سايتهاي سرمايه گذاري سايتهاي كلاه بردار و متلقبي هم هستند كه از اعتماد مردم سو استفاده ميكنند .

در کل اينگونه سايتها همه شان اگر نگوئيم ۱۰۰ درصد ۶۰ درصد ريسک دارند و هيچ تظميني در اينگونه سايتها وجود ندارد
در اينگونه سايتها بايد با فکر عمل نمود و همچنين در حدي که ريسک پذيري آنرا داشت بايد در آنها سرمايه گذاري کرد
مثلاً سايتي كه روزانه بابت سرمايه گذاري شما به شما بالاي ۵ درصد سود ميدهد نميتواند مطمئن باشد و ممكن است هر لحظه بسته شود .

يا مثلاً سايتي كه در نگاه اول معلوم است كه روي آن كار نشده و مثلاً از نظر گرافيك سايت و يا سيستم هاي برنامه نويسي و …. فاقد اعتبار لازم است و فقط ميخواهد برای مدت محدودي فعاليت كند ، ريسك بسيار بالايي دارد .
با اين حال کساني که تمايل به سرمايه گذاري دارند بايد ريسک اينگونه سايتها را هم قبول کنند چرا که تضميني در هيچ يک از اين قبيل سايتها نيست .

كوري رادل ميلياردر اينترنتي ميگويد : كسي كه در دنياي مجازي اينترنت هوشمندانه فعاليت ميكند درآمد بسيار بيشتري دارد نسبت به كسي كه به سختي در دنياي حقيقي كار ميكند .
سرمایه گذاری را به روشهای مختلفی تقسیم بندی می كنند :
۱) بر اساس موضوع سرمایه گذاری : سرمایه گذاری بر حسب موضوع به دو دسته سرمایه گذاری واقعی و سرمایه گذاری مالی تقسیم می شود . سرمایه گذاری واقعی نوعی سرمایه گذاری است كه فرد با فدا كردن ارزشی در زمان حاضر ، نوعی دارایی واقعی بدست می آورد. در واقع موضوع سرمایه گذاری ، دارایی واقعی است. خرید ملك یا آپارتمان ، نمونه ای از این سرمایه گذاری است . در سرمایه گذاری مالی ، فرد در ازای فدا كردن ارزش حاضر ، نوعی دارایی مالی كه نتیجه آن معمولاً جریانی از وجوه نقد است بدست می آورد . سرمایه گذاری در اوراق بهادار مثل سهام

عادی یا اوراق مشاركت ، كه فرد در ازای پرداخت پول ، محق به دریافت جریانی از وجوه نقد به شكل سود می شود ، سرمایه گذاری مالی محسوب می شود.
۲) بر اساس زمان یا مدت سرمایه گذاری : بر حسب زمان ، سرمایه گذاری را می توان به كوتاه مدت یا حداكثر تا یكسال و بلند مدت یا بیش از یك سال تقسیم كرد.

۳) بر حسب خطر یا ریسك سرمایه گذاری : از آنجا كه منافع حاصل از سرمایه گذاری در آینده بدست می آید و نسبت به تحقق این منافع یقین وجود ندارد پس انواع سرمایه گذاریها با درجاتی از احتمال عدم تحقق منافع مورد نظر سرمایه گذار یا ریسك مواجهند. بر اساس اینكه میزان یا احتمال تحقق نیافتن منافع آتی ( یا ریسك ) چقدر باشد ، سه نوع سرمایه گذاری را می توان از یكدیگر متمایز ساخت :

سرمایه گذاری با ریسك متناسب ،
سرمایه گذاری با ریسك نسبی بیشتر ( سفته بازی ) ،
سرمایه گذاری پر خطر یا ریسكی ( قمار ) .
سرمایه گذاری متناسب یا به طور خلاصه سرمایه گذاری ، نوعی سرمایه گذاری است كه ریسك آن متناسب با بازده ای است كه از آن انتظار می رود. سرمایه گذاری با ریسك نسبتاً بیشتر یا سفته بازی ، نوعی سرمایه گذاری است كه در آن سرمایه گذار برای كسب بازده ، رسیك بیشتری تقبل می كند و بالاخره سرمایه گذاری بسیار ریسكی یا قمار ، نوعی سرمایه گذاری است كه در آن فرد برای بدست آوردن بازده ای ولو بسیار كم ، ریسك بسیار زیادی متحمل می شود .

انواع سرمایه گذاران :
سرمایه گذارانی كه در بازارهای معامله اوراق بهادار وجود دارند متنوع و به شرح زیرند :
۱) اشخاص حقیقی : گروهی هستند كه بیشتر به امید انتفاع از سرمایه گذاری اقدام به خرید یا فروش اوراق بهادار می كنند. در برخی موارد ، وقتی سرمایه این افراد زیاد باشد ، ممكن است هدف دیگری همچون بدست گرفتن كنترل شركت از طریق خرید درصد بالایی از سهام آن شركت نیز دنبال شود.

۲) اشخاص حقوقی : این اشخاص كه معمولاً به دلیل وسعت عمل و حجم منابع مالی ، تأثیر بسزایی در بازار سرمایه دارند ، متنوع و برخی از مهمترین آنها به شرح زیرند :
۱-۲) بانكها : مؤسساتی هستند كه معمولاً به دو دلیل وارد بازار می شوند . اول كه بیشتر رایج است ، كسب بازده از وجوهی است كه به شكل سپرده نزد آنان قرار دارد و دوم ، كه معمولاً تابع شرایط خاصی است عبارت است از ایجاد و حفظ بازاری سیال و نقدینه برای اوراق بهادار . در این نقش بانكها از طریق عرضه یا تقاضای اوراق بهادار هنگامی كه برای آنها عدم تعادل وجود دارد ، نقش متعادل كردن بازار را ایفا می كنند.
۲-۲) شركت های بیمه : شركت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند : جریان ورودی كه معمولاً شامل حق بیمه های وصولی بابت موضوعات بیمه اشخاص و غیر اشخاص می گردد و جریان خروجی كه عمدتاً شامل خسارتهای پرداختی ، پس انداز عمر افراد و نظایر آن است . برای اینكه بین این دو جریان تعادلی مطلوب برقرار شود ، شركت های بیمه معمولاً سعی می كنند بخش عمده ای از وجوه خود را سرمایه گذاری كنند. یكی از بازارهای جذاب برای این قبیل شركت ها ، بازار اوراق بهادار می باشد. شركت های بیمه معمولاً به لحاظ حجم قابل توجه منابع مالی ، تأثیر بسزایی در این بازار دارند.

۳-۲) صندوق های بازنشستگی : این مؤسسات نیز مانند شركت های بیمه با دو دسته جریان وجوه مواجهند ؛ یك دسته وصولی های مربوط به كسور بازنشستگی افراد كه غالباً در مقایسه با جریان خروجی وجوه ، رقم كمی است و دسته دوم پرداخت های مربوط به حقوق بازنشستگی كه معمولاً رقم قابل توجهی می باشد ( جریان خروجی ) . صندوقهای بازنشستگی برای ایجاد تعادل بین این دو جریان ورودی و خروجی ، وجوه در دسترس خود را برای كسب بازده و تقویت جریان ورودی به اشكال مختلف سرمایه گذاری می كنند كه سرمایه گذاری در انواع اوراق بهادار یكی از رایج ترین آنها می باشند . این مؤسسات نیز به دلیل منابع قابل توجه مالی ، تأثیر بسزایی در بازار دارند.

۴-۲) شركتهای سرمایه گذاری : شركت های سرمایه گذاری مؤسساتی هستند كه از طریق فروش سهم و برخی موارد ، اوراق قرضه ، منابع مالی پس انداز كنندگان و افراد را جمع آوری كرده ، و آنها را در سهام و اوراق قرضه سایر شركت ها سرمایه گذاری می كنند. اهمیت این مؤسسات در این است كه افراد ، با پس انداز اندك خود ، شاید به راحتی نتوانند در اواق بهادار مورد نظر خود سرمایه گذاری كنند اما این قبیل شركت ها ، با یك كاسه كردن وجوه ، آنها را در اوراق بهادار متنوع سرمایه گذاری و معمولاً بازده ای بیشتر از این مجموعه عاید می كنند.

▪ شركت های سرمایه گذاری خدمات متنوعی انجام می دهند كه موارد زیر از اهم آنهاست :
– اداره حسابهای مختلف سرمایه گذاران ، سرمایه گذاری مجدد سودهای سهام آنان.
-سرمایه گذاری وجوه جزء جمع آوری شده در اوراق بهادار متنوع و ایجاد مجموعه سرمایه گذاری كارا ( پورتفوی )
– بررسی و كنترل مستمر سرمایه گذاری ها برای حفظ شرایط ارائه شده هر یك ( بطور مثال حداقل بازده لازم ، حداكثر ریسك قابل قبول و … )
– ارزیابی مستمر اوارق بهادار برای انتخاب اوراق بهادار دارای بازده بالقوه بالا .
با توجه به به مقیاس عمل گسترده ، معمولاً هزینه سرمایه گذاری برای این شركت ها حداقل می شود .

۵-۲) شركتهای دارنده یا مادر : شركتهای مادر یا دارنده ، شركتهایی هستند كه سهام یك یا چند شركت فرعی را به منظور كسب كنترل آنها در جهت تحقق یك هدف مشترك در دست دارند. لازم به ذكر است كه سهام كنترل كننده لزوماً ۵۱% نبوده و حتی ممكنست برای شركتهایی كه سهام آنها به طور گسترده ای پراكنده شده ، این میزان حتی كمتر از ۱۰% باشد. از آنجا كه در بازار بورس اوراق بهادار ، بخاطر معاملات مستمر سهام ، تغییرات مالكیتی رخ می دهد لذا این شركتها به منظور حفظ موقعیت كنترلی خود دائماً در بازار حضور می یابند.

۶-۲) شركتهای كارگزاری : واسطه های مالی هستند كه بین خریداران و فروشندگان اوراق بهادار ، نقش تسهیل كننده مبادله را بر عهده دارند. در ایران ، اساسنامه این شركتها به آنها اجازه داده تا میزان ۲۰% حجم معاملا

ت ، مشروط بر اینكه از میزان سرمایه آنها تجاوز نكند ، برای خود خرید و فروش كنند.
۷-۲) سایر اشخاص حقوقی : معمولاً شركتها وجوه مازاد خود را جهت كسب بازده در اوراق بهادار سرمایه گذاری می كنند . بعضی اوقات نیز خرید بخشی از اوراق بهادار (سهام عادی یا ممتاز ) یا تمام آن ، به امید جذب یا ادغام شركت مورد نظر در راستای اهداف رقابتی شركت اصلی می باشد.
نقش معامله گرها و سرمایه گذاران در بازار بسیاری از مردم واژه های «معامله گر» و «سرمایه گذار» را به جای هم استفاده می کنند، در حالی که در حقیقت این واژه ها نشان دهنده دو نوع فعالیت بسیار متفاوت هستند.
هم معامله گران و هم سرمایه گذاران در بازارهای مشترکی فعالیت می کنند، اما نوع فعالیت و استراتژی های مورد استفاده شان با هم تفاوت دارد. در هر حال وجود هر دو گروه برای عملکرد درست بازار لازم است. این مقاله نگاهی به هر دو گروه و استراتژی هایی دارد که آن ها برای کسب سود از بازار استفاده می کنند.
سرمایه گذار کیست؟

سرمایه گذار یکی از فعالان بازار است که عموم مردم فکر می کنند او در بازار ارز و سهام فعالیت می کند. سرمایه گذاران کسانی هستند که سهام شرکت ها را برای مدت طولانی می خرند و بر این باورند که شرکت مورد نظر آن ها در آینده وضعیت بهتری خواهد یافت. سرمایه گذاران اغلب به دو نکته توجه دارند:
ارزش سرمایه گذار باید این نکته را درک کند که آیا سهام یک شرکت ارزش خوبی دارد یا خیر؟ برای مثال اگر دو شرکتی که نرخ سهام آنها مشابه است، گزارش های متفاوتی از محاسبات درآمدشان ارایه کنند، آنکه رقم پایین تری را اعلام کند، مناسب تر است زیرا نشان می دهد که سرمایه گذار با سرمایه گذاری در این شرکت باید برای کسب یک دلار درآمد، سرمایه کمتری بپردازد و هزینه کسب یک دلار درآمد در شرکت دوم بالاتر است.

موفقیت سرمایه گذاران باید بتوانند با بررسی قدرت مالی شرکت و جریان نقدینگی آن در آینده، میزان موفقیت شرکت را در آینده بررسی کنند.
هر دو این عوامل را می توان با تحلیل گزارش های مالی شرکت و نگاهی به روند آن صنعت که وضعیت تغییرات آینده رامشخص می سازد، ارزیابی کرد. سرمایه گذاران می توانند در ابتدا ارزش فعلی یک شرکت را به نسبت رشد احتمالی آن در آینده با استفاده از آمار و شاخص های خاصی ارزیابی کنند.

سرمایه گذران بزرگ چه کسانی هستند؟
سرمایه گذاران مختلفی در بازارها فعالیت می کنند. در حقیقت بخش اعظم پولی که در بازار جا به جا می شود به سرمایه گذاران تعلق دارد (این پول را با میزان دلاری که در بازارهای ارزی جا به جا می شود اشتباه نکنید، آن بخش مربوط به کار معامله گران است). سرمایه گذران اصلی عبارتند از:
بانک های سرمایه گذاری : بانک های سرمایه گذاری سازمان هایی هستند که به شرکت ها در عمومی ساختن سهام و افزایش سرمایه شان کمک می کنند. آن ها اغلب بخشی از اوراق بهادار شرکت ها را در طولانی مدت نگه می دارند.
صندوق های چندجانبه : بسیاری از سرمایه گذاران سرمایه های خود را به صندوق های مالی چند جانبه می سپارند، این صندوق ها در شرکت هایی که با معیارهای آن ها مطابقت دارد، سرمایه گذاری های بلند مدتی انجام می دهند. صندوق های چندجانبه از نظر قانونی تنها می توانند به سرمایه گذاران خدمات ارایه دهند، نه معامله گرها.

سرمایه گذاران موسساتی : این ها سازمان ها یا اشخاصی هستند که می توانند بخش اعظم سهام یک شرکت را خریداری کنند. سرمایه داران موسساتی اغلب سرمایه گذاران درون شرکتی و شرکت هایی که خود را پوشش می دهند و سرمایه گذران خاص هستند.
سرمایه گذاران خرد : سرمایه گذاران خرد اشخاصی هستند که در بازارهای سهام و برای حساب های شخصی خود اقدام به خرید و فروش می کنند. در ابتدا میزان تاثیر این افراد کم به نظر می رسید اما با گذشت زمان به تعداد این سرمایه گذاران خرد افزوده شد و در نتیجه میزان تاثیر این گروه افزایش یافت.
همه این گروه ها به دنبال حفظ موقعیت خود در طولانی مدت برای کسب سود و حفظ سهام شرکتی هستند که رو به گسترش است. موفقیت وارن بافت، نمونه خوبی از اعتبار این استراتژی است.

معامله گر کیست؟
معامله گر یکی از فعالان بازار است که برای مثال در بازار سهام بر مبنای وضعیت بازار (و نه بر مبنای وضعیت شرکت) اقدام به تبادل سهام می کند. بازارهایی که به تبادل کالا می پردازند، محیط های مناسبی برای فعالیت معامله گرها هستند. آن ها از تغییرات نرخ که حاصل تغییر در سطح عرضه و تقاضا هستند استفاده می کنند. معامله گران به این نکات توجه دارند:

الگوهای نرخ : معامله گران به وضعیت نرخ و روند آن توجه دارند تا بتوانند بر مبنای آن تغییرات نرخ را در آینده پیش بینی کنند، به این کار تحلیل تکنیکال گفته می شود.
عرضه و تقاضا : معامله گران به وضعیت روزانه معاملات توجه زیادی دارند تا ببینند که پول چرا و به چه سمتی حرکت می کند.

احساسات بازار : معامله گران از ترس سرمایه گذران سود می برند. برای مثال از روشی به عنوان محو سازی استفاده می کنند و با استفاده از آن در زمانی که تغییری بزرگ در نرخ به وجود آمده، از حرکت برخلاف روند عموم به سود می رسند.
خدمات مشتریان : بازارسازها (گروهی عمده از معامله گران) به استخدام در می آیند تا نقدینگی لازم را در دوره های سریع معاملات فراهم کنند.

در نتیجه این معامله گران هستند که نقدینگی مورد نیاز سرمایه گذاران را فراهم می کنند. معامله گرها چه به صورت بازارساز فعالیت کنند و چه محو کننده، جزیی لازم برای فعالیت بازار هستند.
معامله گران اصلی چه کسانی هستند؟
وقتی بحث حجم معاملات به میان می آید، معامله گران به راحتی از سرمایه گذاران پیشی می گیرند. انواع مختلفی از معاملات وجود دارد که بسیاری از آن ها ظرف چند ثانیه صورت می گیرند. برخی از گروه های معامله گران به شرح زیر است:
بانک های سرمایه گذاری : برای مثال این بانک ها در بازار سهام، آن بخش از سهام را که برای سرمایه گذاری طولانی مدت نمی خرند، می فروشند و با آن معامله می کنند. بانک های سرمایه گذاری همچنین در زمان اعلان فروش سهام عمومی اقدام به معامله سهام یک شرکت و فروش آن در بازار آزاد می کنند.
بازارساز ها : این گروه مسئول ایجاد نقدینگی لازم در بازار هستند. آن ها سود خود را از تفاضل بین قیمت خرید و فروش به دست می آورند و همچنین از اجرتی که از مشتریان خود می گیرند. در نتیجه این گروه نقدینگی لازم را برای دیگر فعالان بازار فراهم می کنند.
صندوق های اعتباری : این صندوق ها از ناکارآمدی در بازار به سود می رسند. برای مثال در زمانی که ادغام دو شرکت اعلام می شود، نرخ سهام شرکت ها ناگهان کاهش می یابد و معامله گران این صندوق ها از این فرصت ها برای معامله استفاده می کنند.
نتیجه گیری
واضح است که حضور معامله گران و سرمایه گذاران برای عملکرد درست بازار لازم است. اگر معامله گران نباشند، سرمایه گذارها نقدینگی لازم را برای خرید و فروش در اختیار نخواهند داشت و اگر سرمایه گذارها نباشند، معامله گرها هیچ معیاری برای خرید و فروش نخواهند داشت. این دو گروه در کنار هم بازارهای مالی را می سازند.

روشهای سرمایه گذاری
۱- مقدمه
از روش های مختلفی که برای مشارکت بخش خصوصی در تولید برق استفاده می گردد .شیوه‌هایی که در دنیا برای انجام پروژه‌های IPP مرسوم است به شرح ذیل می باشد:
۱) ( Build-Own-Operate ) BOO : در این روش سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی نیروگاههای بزرگ را ساخته و با مالکیت خود مورد بهره‌برداری قرار می دهند و برق آن را به وزارت نیرو و یا شرکتهای توزیع می فروشند.
۲) : (Build-Lease-Operate-Transfer) BLOT ‌در این روش بخش خصوصی ساخت، کرایه، بهره‌برداری و انتقال نیروگاه را بر عهده داشته و پس از مدت زمان مشخص انتقال آن به بخش دولتی صورت می پذیرد.

۳) BOT ) (Build- Operate -Transfer: در این روش ساخت، بهره‌برداری و سپس انتقال به بخش دولتی صورت می پذیرد. در احداث این نیروگاهها بحث توسعه در کشور‌ها تسریع می گردد.
۴) ROT ) Rehabilitation –Operate –Transfer ( : ترمیم و نوسازی نیروگاهها، بهره‌برداری از آنها و سپس انتقال به دولت و یا بخش عمومی
۵) )ROL (Rehabilitation -Operate-Lease: ترمیم و نوسازی نیروگاهها، بهره‌برداری از آنها و بازگشت از طریق دریافت کرایه
۶) DG (Distributed Generation): استفاده از مولدهای پراکنده و خرید برق در ساعات پیک بصورت خرید تضمینی
در حال حاضر روش های B.O.O و B.O.T در ایران با جدیت بیشتری دنبال می گردد که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد .

۲- توسعه ظرفیت به روش BOT
2-1- ساختار قرارداد پروژه BOT
در پروسه BOT، عملاً مجموعه‏ای از شرکت‏های خارجی و احیاناً داخلی در قالب یک Joint Venture ، قرارداد ساخت و بهره‏برداری محدود “از نظر بازة زمانی” با کشور میزبان معمولاً با شرکت دولتی یا غیردولتی بهره‏بردار سیستم نیروگاهی و الکتریکی آن کشور منعقد می‏نماید و پس از اتمام مدت بهره‏برداری فوق نیروگاه را به کشور میزبان Transfer می‏نمایند، در حقیقت BOT: مختصر Build,Operate,Transfer است.

احداث نیروگاه به روش BOT یکی از بهترین روش‏های تأمین انرژی الکتریکی برای کشور میزبان است، زیرا ساخت نیروگاهها یکی از موارد سنگین و سرمایه‏بر است. جذب سرمایه در این راه کمک بسیار بزرگی به افزایش توان مملکت در احداث سایر زیرساختها از قبیل جاده، راه‏آهن، بهداشت و ایجاد اشتغال می‏نماید که در شرایط فعلی ایران با سیکل سریع رشد و توسعه بسیار بجا و به مورد است.
تملک زمین براساس قانون جمهوری اسلامی ایران، قابل واگذاری به خارجیان نیست، لذا در BOT زمین به تملک شرکت پروژه در نمی‏آید. فرم‏ها و اصطلاحات بکار رفته در این بخش فراوان است که در فصول بعدی خواهند آمد ولی بطور اختصار فرم Effective date اتلاق بر زمانی می‏شود که مذاکرات اولیه قرارداد به مرحله‏ای رسیده است که بصورت پاراف بین طرفین به انجام می‏رسد در حقیقت این به معنای نفوذ قرارداد است. مرحله بعدی Closing date است که قطعیت پروژه محسوب می‏شود، این بازة زمانی فی‏مابین فرضی است که طرفین، شرایط کار را آماده می‏کنند و به آنConditions Precedent to closing date اتلاق می‏شود.

در این فرصت شرکت پروژه در محل کار تحکیم می‏یابد و موافقت FIPPA را از وزارت دارائی (البته در ایران) کسب می‏نماید. طرف داخلی قرارداد هم وظایف خود مثل قرارداد زمین ، تأمین آب ، گاز ، جادة دسترسی و غیره را چنانچه به عهده گرفته باشد، پیگیری می نماید. شرکت پروژه هم علاوه بر FIPPA، مجوز محیط زیست را کسب می‏نماید. البته در تمام این مراحل، “سازمان توسعه برق ایران” همکاریهای لازم را انجام می‏دهد.

Closing Date آغاز کار EPC است و معمولاً در دورة سه ساله سرانجام به COD (Commercial Operation Date) می‏رسد و پس از آن دورة بهره‏برداری که معمولاً ۱۵ تا ۲۰ ساله و در انتها هم Transfer Date خواهد بود.
لازم به یادآوری است که طرف مستقیم و مسئول تضمین‏نامة FIPPA در ایران وزارت محترم دارائی است ولی هیأت ارائه‏دهنده FIPPA مجموعه‏ای از وزارت امور خارجه، بانک مرکزی، وزارت نیرو، وزارت صنایع و وزارت دارائی است که رئیس هیأت، وزارت دارائی جمهوری اسلامی ایران است.
در موافقت‏نامة FIPPA، طرف سرمایه‏گذار از تضمین‏های زیر برخوردار می‏شود:
الف) اموالش مصادره نمی‏شود، در صورت وقوع چنین موردی، دولت ایران به قیمت روز تمام بها و خسارت مربوطه را می‏پردازد.

ب) ملی شدن یا Nationalization در مورد اموال او انجام نمی‏پذیرد و در صورت وقوع چنین حالت خاصی تمامی وجوه، بها و خسارت به شرکت پروژه پرداخت خواهد شد.
ج) در صورتیکه عملکرد طرف ایرانی و وقایع داخلی کشور باعث شود که شرکت پروژه نتواند بدهی‏های وام و یا بانکهای طرف قرارداد خود را بپردازد، دولت ایران این بدهی‏ها را خواهد پرداخت.
د) تضمین می‏شود که هرچقدر از درآمد ارزی و یا ریالی را که قانوناً از پروژه فوق‏الذکر کسب می‏کند، بتواند از کشور خارج کند و یا وجوه ریالی را به ارز تبدیل کرده و خارج نماید.
تضمینات فوق جزو قانون جذب و تشویق سرمایه‏گذاری خارجی است. دیاگرام ساختار BOT بشرح زیر است :

۲-۲- فرآیند برگزاری مناقصه
مناقصه براساس قانون برگزاری مناقصه و آیین‏نامه معاملات توانیر انجام می‏شود.
۲-۳- تفاهم‏نامه
در صورتیکه از طریق مناقصه، برندة مناقصه معلوم نشده باشد و طرفین در فرآیند برگزاری مناقصه متعهد به اصولی نشده باشند، در مدت مذاکرات اولیه تا حصول مرحله Effective Date ، تفاهم‏نامه‏ای لازم است تا تعیین‏کنندة مذاکرات باشد، این تفاهم‏نامه بین طرفین مذاکره‏کننده، چارچوب تعهدات را تا پایان مذاکرات مقدماتی تعیین می‏نماید. ممکن است در تفاهم نامه آیتم‏های مختلفی حسب ضرورت آورده شود ولی آنچه معمولاً درج می‏شود، تعهد طرفین به حفظ امانت در

ارقام و اعداد مورد مذاکره و یا محرمانه تلقی شدن آن است و طرف ایرانی هم متعهد است که تا به نتیجه رسیدن مذاکرات، در مورد سایت مورد نظر با پیمانکاران دیگری همزمان مذاکراتی را آغاز نکند ضمن اینکه طرفین از هیچ‏گونه رایزنی و کسب اطلاعات جهانی و یا محلی جدیدی که خدشه‏ای در مسیر مذاکرات نیاندازد منع نمی‏شوند.

۲-۴- حل اختلاف
بروز اختلاف یا اختلاف‏نظر در انجام تعهدات و یا نوع نگرش به مفاهیم یا بحث و جدل ایجاد شده بین طرفین و یا برخواسته از ECA ضمن اجراء نباید انکارناپذیر تلقی شود و می‏بایست نکته به نکته اختلافات احتمالی مشخص و راه‏حل آن در قرارداد روشن گردد، معمولاً مادة Dispute Resolution مراجع مختلف حل اختلاف، از رسیدگی توسط متخصصین مورد قبول تا مراجع قضائی بین‏المللی را روشن می‏کند.
۷-۲-۵- مثالی از روش BOT
قرارداد نیروگاه گازی BOT چهلستون در اصفهان که هم‏اکنون مدتی از به مدار آمدن آن می‏گذرد، بین شرکت مپنا- ایهاگ از یک طرف و سازمان توسعه برق ایران از طرف دیگر منعقد گردیده است.
۳- توسعه ظرفیت به روش BOO
3-1- ساختار قرارداد پروژه BOO

قراردادهای BOO در ایران قراردادهای تبدیل انرژی است . مخفف این نوع قرارداد ECA است که از نام اصلی ( ENERGY CONVERSION AGREEMENT ) اتخاذ شده است. با توجه به اینکه سوخت در بخش تولید نیرو با یارانه دولت تامین می گردد ، توانیر نسبت به تامین سوخت مورد نیاز نیروگاه اقدام می کند واین سوخت را بدون دریافت هزینه در اختیار سرمایه گذار قرار می دهد .
سرمایه گذار موظف است که نسبت به اعلام راندمان حرارتی در سالهای مختلف بهره برداری اقدام نماید و در صورت کاهش راندمان نسبت به راندمان اعلام شده با جریمه روبرو می شود . میزان جریمه بر اساس مذاکره دو طرف تامین می شود ولی در هرصورت از نرخ سوخت پرداختی توانیر بیشتر خواهد بود .

با توجه به شرایط فعلی در ایران عمدتاً نیروگاههای گازی با قابلیت تبدیل به سیکل ترکیبی مورد نظر هستند که سوخت اصلی آنها گاز طبیعی و سوخت جایگزین آنها گازوئیل می باشد . نیروگاه باید به گونه ای طراحی شود که امکان استفاده از سوخت جایگزین را حداقل به مدت یک ماه در طول سال داشته باشد و در صورتیکه نیاز به استفاده از سوخت جایگزین به بیش از یک ماه افزایش یابد هزینه مربوطه از سوی توانیر پرداخت می گردد.

۳-۲- فرآیند برگزاری مناقصه
در برگزاری مناقصه، خریدار برق ساختگاه مشخصی را با ویژگیهای قابل اندازه گیری به سرمایه گذاران معرفی می کند و مشخصات برق خریداری شده نظیر قابلیت دسترسی ، ولتاژ تحویل ، راندمان و … را نیز بصورت کاملاً واضح به آنها اعلام می نماید و سپس قرارداد قابل قبول خود را به آنها اعلام می نماید . در این صورت کالای مشخص، در مکانی معین و طی قراردادی یکسان قابل خرید خواهد بود و امکان برگزاری مناقصه وجود دارد. قیمتی که به این ترتیب بدست می آید ، قیمتی قابل اتکا و بر اساس مناقصه است .

این گزینه گرچه در روی کاغذ بهترین گزینه است ، اما عملا گزینه ای زمانبر است و از سوی سرمایه گذاران با استقبال مواجه
نشده است . عمده ترین دلایل عدم موفقیت این روش آنست که :
۱- مشخصات ساختگاه عمدتا از سوی مشاورتوانیر اعلام می شود و دستیابی به یقین کامل در خصوص صحت این مشخصات بسیار مشکل و هزینه بر می باشد .
۲- مشخصات برق تولیدی تابع بسیاری از عوامل متنوع است که محاسبه آنها و اعلام آن بدون قطعیت در تعیین تجهیزات بسیار سخت است .
۳- بسیاری از مفاد قرارداد قابل قبول توانیر مورد قبول سرمایه گذاران نیست و دراین خصوص پیشنهادات متفاوتی ارایه میگردد که گنجاندن تمامی آنها در قرارداد کاری زمانبر است .
۴- پروسه اعلام قیمت پروسه ای زمانبر و هزینه بر است و سرمایه گذاری که به انعقاد قرارداد امیدوار نیست آن را قبول نخواهد کرد.
۳-۳- حل اختلاف
در متن قرارداد ماده « حل اختلاف » مراجع مختلف حل اختلاف، از رسیدگی توسط کارشناس مورد قبول تا محاکم قضایی را روشن می‏کند.
۳-۴- مثالی از روش BOO
نیروگاه گازی رودشور که قرارداد اجرای آن به روش B.O.O با شرکت آرین ماهتاب گستر منعقد گردیده است نمونه موفقی از این دست می باشد که کلیه واحدهای فاز یک نیروگاه تا پایان سال ۸۵ در مدار قرار خواهند گرفت .

سرمایه گذاری شرکتهای چندملیتی در ایران،چگونه؟
امروزه کمتر کشوری درجهان است که با همه توان برای جذب سرمایه گذاری نکوشد . رقابت و مسابقه ای بی امان برای جذب سرمایه خارجی درجریان است که توفیق درآن نه تنها از دیدگاه دولتمردان که حتی از دید شهروندان عادی نیز بازتاب مقبولیت سیاست ها و جذابیت فضای اقتصادی و سیاسی است . این رقابت درمیان کشورهای درحال توسعه باتوجه به لزوم دستیابی سریعتر به توسعه و کمبود منابع مالی بیشتر است و درنتیجه درپی جذب انواع سرمایه ها برای رسیدن به رشد و توسعه اقتصادی هستند . یکی از مهمترین عوامل رشد و توسعه سریع

کشورهای آسیایی جنوب شرقی موسوم به ( ببرهای آسیا ) همچون سنگاپور ، مالزی ، کره جنوبی توانایی آنان درجذب سرمایه گذاری های خارجی بوده است به عنوان مثال ، مالزی تا ۲۰ سال پیش اقتصاد پویا و حتی ذخیره ارزی مناسبی نداشت اما به کمک سرمایه گذاری های خارجی به رشد مداوم ۵/۶ درصد درتولید ناخالص ملی رسیده است که این رقم برای هرکشوری ارزشمنداست . سرمایه گذاری خارجی علاوه بر رشد و توسعه اقتصادی میتواند به حل مشکل بیکاری و ایجاد اشتغال ، افزایش تولیدات و کاهش تورم ، برقراری ارتباط با اقتصاد جهانی ، گسترش

بازارهای صادراتی و بهبود تراز پرداخت ها و پیشرفت در زمینه های تحقیق و توسعه به کشور میزبان کمک کند . در زمینه سرمایه گذاری روشن گردیده که برای رویارویی با مشکلات ذکرشده راهی جز حمایت از سرمایه گذاری خارجی و بهبود کمی و کیفی تولید ملی وجود ندارد . دراین میان جذب سرمایه به ساختار اقتصادی ویژه ای چون رشد بازار ، درآمد سرانه ، چشم انداز سود ، دسترسی به بازار ، ثبات سیاسی و اجتماعی ، کیفیت نیروی کار ، فضای قانونی و چگونگی مقررات ،

دسترسی به منابع ، هزینه های تولید ، دسترسی به فن آوری ، دسترسی به مواد اولیه و غیره .. نیازمند است تا اینکه بتواند دربرابر اقتصادهای دیگر توان لازم برای رقابت داشته باشد .
انواع سرمایه گذاری خارجی :
الف ) سرمایه گذاری غیرمستقیم خارجی یا سرمایه گذاری خارجی درسبد مالی یا سرمایه گذاری پرتقوی خارجی ( Foreign portfolio investment FPI ) :
دراین نوع سرمایه گذاری خارجیان ازطریق خرید اوراق قرضه یا سهام ، بدون آنکه مدیران برعملیات کنترلی داشته باشند ، صورت میگیرد . سرمایه گذاری غیرمستقیم شکل بسیار مهم سرمایه گذاری خارجی درسده نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود ، اما بعد از جنگ جهانی دوم منسوخ شد به هرحال این نوع سرمایه گذاری احیاء شد و سرمایه گذاران پرمایه به ظهور بازارهای بورس ، به ویژه در آسیا و به طور فرآینده ای در آمریکای لاتین ، علاقه نشان دادند . بانک های بازرگانی با وام دادن به دولت های کشورهای روبه توسعه و شرکت ها ، سرمایه گذاری غیرمستقیم را برای مدتی با اهمیت یافتند اما با بحران های بدهی دهه ۱۹۸۰ رو به زوال گذاشت . سرانجام شرکت های صادرکننده ، بانک های تجاری شان و بانک های رسمی ، اعتبارات صادرات را به کشورهای وارد

کننده عرضه کردند که یک روش ارتقای فروش ازطریق امکان پرداخت های با تاخیر برای واردات و اغلب با نرخ های بهره تجاری بود.
به گونه کلی سرمایه گذاری غیرمستقیم به شکل سرمایه گذاری در پرتفولیو ( portfolio ) است که دراین شکل از سرمایه گذاری سرمایه گذار در اداره واحد مربوطه ،شرکت مستقیم نداشته و مسئولیت مستقیم مالی نیز متوجه او نمی باشد . مهم ترین ویژگی این نوع سرمایه گذاری فرار بودن آن است به عبارت دیگر سرمایه گذار خارجی درهر لحظه قادراست با فروش سهام یا اوراق

بهادار ، سرمایه اش را به کشورخود و یا کشور ثالث منتقل نماید . درنتیجه درشرایطی که وضعیت اقتصادی کشور میزبان رو به وخامت گذارده و وارد دوره رکود شود و یا سطح بازدهی سرمایه کاهش یابد معمولاً این نوع سرمایه گذار به سرعت ازکشور میزبان خارج شده و این امر باعث تشدید نابسامانی اقتصادی این کشور خواهد شد . نمونه بارز این اتفاق دربحران جنوب شرق آسیا درسال ۱۹۹۷ مشاهده شد .
ب ) سرمایه گذاری مستقیم خارجی ( Foreign direct investment FPI ):
تعاریف مختلفی از سرمایه گذاری مستقیم خارجی( FDI ) بیان شده که به مواردی از آن میتوان اشاره نمود :
به نظر<< UNCTAD >> سرمایه گذاری مستقیم خارجی عبارت است از : سرمایه گذاری که متضمن مناسبات بلند مدت و منعکس کننده کنترل و نفع مستمر شخصیت حقیقی یا حقوقی مستقیم یک کشور( سرمایه گذاری مستقیم خارجی درشرکت مادر ) درشرکتی واقع درخارج

موطن سرمایه گذار باشد . ( ۱۹۹۶ UNCTAD )
درکتاب جامع << پالگریو >> به صورت تملک دارایی ها ( ازجمله سهام ، اوراق بهادار و غیره ) توسط سرمایه گذار درخارج موطن خود تعریف شده است . درمواقعی که دارایی ها شامل تجهیزات فیزیکی تولید شود سرمایه گذاری مستقیم خارجی تلقی میشود .
<<صندوق بین المللی پول >> ، سرمایه گذاری مستقیم خارجی را به این صورت تعریف میکند :سرمایه گذاری مستقیم خارجی با هدف کسب منافع پایدار درکشوری به جز موطن فردسرمایه

گذار انجام می گیرد و هدفش آن است که سرمایه گذاردرمدیریت بنگاه نقش موثری داشته باشد
به نظر << کوین>>سرمایه گذاری مستقیم خارجی عبارت است از نوعی سرمایه گذار که به منظور کسب منفعت دائمی و همیشگی درموسسه ای مستقر درکشوری غیرازکشور سرمایه گذار صورت گیرد و نتیجه آن کسب حق رای موثر درمدیریت شرکت ( یا موسسه ) می باشد . سرمایه گذاری مستقیم خارجی را غیربومی ها ، معمولاً نه همیشه شرکت های چندملیتی ، درشرکت هایی که درکشور میزبان قرار دارند ، انجام می دهند . سرمایه گذاری مستقیم به طور ضمنی به معنای کنترل کامل یا جزئی شرکت و حضور فیزیکی شرکت های خارجی یا افراد است .
به طور کلی (( سرمایه گذاری مستقیم خارجی )) یا FDI نوعی سرمایه گذاری نسبتاً پایدار و با ثبات دربین انواع سرمایه گذاری های خارجی محسوب می شود . سرمایه گذاری مستقیم خارجی منبعی برای تامین سرمایه ، انتقال تکنولوژی و دانش فنی ، ایجاد بازار ، گسترش اشتغال ، تربیت نیروی انسانی ماهر ، افزایش کارایی تولید و رشد بهره وری ، گسترش پایه های اقتصادی –

صنعتی و گسترش بازارهای سرمایه و سرمایه گذاری داخلی به ویژه برای کشورهایی که دارای نرخ پائین پس انداز هستند ، می باشد . درایران سرمایه گذاری مستقیم خارجی عموماً این گونه تعریف میشود که لازم است سرمایه گذار خارجی حضور فیزیکی داشته باشد و با قبول مسئولیت مالی و پذیرش ریسک درسود و زیان ، احتمالاً کنترل و اداره واحد تولیدی را نیز مستقیماً در دست داشته باشد . به این ترتیب سرمایه گذار به طور مستقیم دراجرای فعالیت های تولید نقشی موثر دارد … بنابراین باتوجه به تعاریف و مطالب ذکرشده سرمایه گذاری های مستقیم خارجی پایدار

بوده وچندان فرار نمی باشند . به عبارت دیگر درهنگام بروز رکود درکشورمیزبان ، این نوع از سرمایه گذاری نه تنها ازکشور خارج نمی شوند بلکه درصورت فعالیت مطلوب ، آن کشور را درخروج از بحران و رکود یاری مینمایند . حجم بالایی از جریان FDI مربوط به شرکت های جندملیتی ( MNE ) و شرکت های فراملیتی ( TNC ) بوده و شرکت های چندملیتی ، شعبه ها و واحدهای تحت پوشش خود را درکشور میزبان تاسیس می نمایند .
شرکت های خارجی وسیله ای برای افزایش قابلیتهای شرکت های داخلی بوده و درجذب سرمایه های اضافی به حساب می آیند و اثرغیر مستقیم آن در بهره وری و رقابت پذیری نمایان می گردد . بنابراین موارد ذکرشده علت اصلی توجیه این مطلب می باشد که چرا دولتهای میزبان برای استقرار فعالیتهای سازمانهای بین المللی درکشورشان اینگونه اهمیت زیادی قائلند .
شرکت های چند ملیتی و ویژگیهای آنها :
قسمت عمده سرمایه گذاری مستقیم خارجی درکشورهای توسعه نیافته را شرکت های چندملیتی انجام میدهند . شرکت های فراملی ، اصطلاح دیگری برای این شرکت ها است . شرکت چندملیتی شرکتی است که دربیش از یک کشور تولید میکند و عملیات خارج ازکشور را برای منافعش پراهمیت می داند . زمانی نه چندان دور ، واژه چندملیتی به معنای شرکت تولیدیعظیم و خصوصی ایالات متحده بود که عملیات فراوانی درکشورهای خارجی انجام میداد .شرکت چندملیتی دراندازه های مختلف و ازتمامی دنیا ، ازجمله کشورهای روبه توسعه ، میتواند باشد ، اما تعداد اندکی نسبتاً فرا گیرند .
امروزه چند ملیتی ها گروه بسیار متنوعی را تشکیل میدهند به نوشته مجله((Fortune )) تنها ۱۶۱ شرکت از ۵۰۰ شرکت بزرگ دنیا در ۱۹۹۴ امریکایی بودند ، ژاپنی ها ۱۲۸ شرکت داشتند ازطرفی چند ملیتی ها ، لزوماً ملیت کشورهای صنعتی را ندارند به عنوان مثال : کشورهای روبه توسعه درمیان ۵۰۰ شرکت برتر نماینده دارند مانند کره جنوبی ، آفریقای جنوبی ، هند و ترکیه .
همچنین شرکت های چندملیتی همیشه موسسات خصوصی نیستند . ۵۰۰ شرکت برتر ، ازجمله تعدادی ازشرکتهای بزرگ دولتی تولید کننده نفت و فولاد ، از کشورهای روبه توسعه اند . شرکت های چندملیتی همیشه بزرگ نیستند ، شرکت های کوچک ، به ویژه درشرق و جنوب شرقی آسیا طی سال های متمادی درکشورهای خارجی درحال سرمایه گذاری بوده اند . بسیاری از شرکتهای چندملیتی ، فروش ها و دارایی هایی درسراسر دنیا دارند که ازمحصول ناخالص داخلی ( GDP ) برخی کشورهای بزرگ رو به توسعه افزون تر است . جنرال موتورز ، بزرگ ترین شرکت چند ملیتی ، در ۱۹۹۲ فروش هایی معادل بیش از نیمی از محصول ناخالص داخلی هند و بزرگ تر از محصول ناخالص داخلی ترکیه داشت . توشیبا ، که بیست و پنجمین شرکت بزرگ چندملیتی درسال ۱۹۹۲ را به خود اختصاص داده بود ، از محصول ناخالص داخلی کشور مصر که بیست و پنجمین اقتصاد بزرگ جهان را دارا بود ، فروش بیشتری داشت .
سرمایه گذاری شرکت های چندملیتی درکشورهای درحال توسعه :
بیشترشرکتهای چندملیتی ریشه درکشورهای صنعتی دارند . تا اواخر دهه ۱۹۸۰ ، بیش از ۹۵ درصد انتقالات سالانه سرمایه گذاری خارجی ( تقریباً ۲۴۰ میلیارد دلار در ۱۹۹۰ ) ازسرمایه گذاران کشورهای ثروتمند بود بیشتر سرمایه گذاری شرکتهای چندملیتی نیز درجهت سایرکشورهای غنی است : دراواخر دهه ۱۹۸۰ ، دست کم ۷۰ درصد خروج سرمایه مستقیم خارجی ازیک کشور صنعتی به کشور صنعتی دیگری بوده است . در ۱۹۸۵ ، از دارایی های خصوصی خارجی

درکشورهای روبه توسعه ، نیمی در آمریکای لاتین و نزدیک به یک سوم درآسیا قرارداشت .
سرمایه گذاری مستقیم درکشورهای روبه توسعه را سه کشور مقتدردرطول دوره ای پنج ساله در دهه ۱۹۸۰ انجام می دادند : ایالات متحد ۳۰ درصد ، ژاپن ۲۱ درصد و انگلستان ۱۹ درصد برعکس عقیده عموم سرمایه گذاری چندملیتی ها درکشورهای روبه توسعه اساساً ازموسسات تولیدی که درجست وجوی کار ارزان خارجی باشند تشکیل نمی شود . درواقع ، درمیان کشورهای عمده سرمایه گذاری ، تنها آلمان بود که بیش از یک سوم دارایی هایش در دهه ۱۹۸۰ درکشورهای روبه توسعه دربخش تولیدی قرارداشت . خدمات معدن و خدمات جدید ، دیگر مقاصد اصلی شرکتهای چندملیتی برای سرمایه گذاری است . شرکت های کوچک تر کره ای ، تایوانی و هنگ کنگی و سایر شرکتهای متعلق به کشورهای با درآمد متوسط ، درصنایع ساخت کالاهای صادراتی نظیر نساجی ، کفش ، وسایل ورزشی و مونتاژ وسایل الکترونیک کاربر ، درکشورهای خارج سرمایه گذاری میکنند .
بررسی روند سرمایه گذاری مستقیم خارجی درکشورهای درحال توسعه :
دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ دوران پیش گرفتن سرمایه گذاریهای مستقیم خارجی درکشورهای جهان نامیده میشود . سهم کشورهای درحال توسعه ازکل جریان ورودی FDI طی دو دهه گذشته

همواره افزایش یافته است به طوری که درسال ۱۹۹۷ به ۲/۳۷ درصد رسیده است ازنیمه دهه ۱۹۸۰ تاکنون کشورهای روبه توسعه به طور فرآینده ای سرمایه گذاری مستقیم خارجی را بررسی کرده اند که تا سال ۱۹۹۲ به طور کافی رشد کرده و ۳۰ درصد کل انتقال منابع خالص خارجی را تشکیل میداد درسال ۱۹۹۸ به واسطه بروز بحران درجنوب شرقی آسیا سهم ورودی این کشورها از FDI به ۸/۲۵ درصد کاهش یافته است .
بخش عمده ای از افزایش سهم کشورهای درحال توسعه ازجریان ورودی FDI مربوط به موفقیت منطقه شرق و جنوب شرقی آسیا طی سالهای گذشته میباشد . بعنوان مثال سهم این کشورها ازجریان ورودی FDI از ۱/۶ درصد طی سال ۱۹۸۰-۱۹۷۵ به ۱/۲۲ درصد درسال ۱۹۹۶ رسیده است . پس از بروز بحران جنوب شرقی آسیا طی سال های ۹۷ و ۹۸ شاهد کاهش حجم ورودی FDI به این منطقه می باشیم . به طوری که درسال ۱۹۹۸ سهم کشورهای این منطقه ازکل حجم ورودی

FDI به سطح ۱۲ درصد کاهش یافته است . نکته دیگر پائین بودن سهم منطقه غرب و مرکز آسیا ازجریان جهانی FDI می باشد همچنین سهم این کشورها ازجریان ورودی FDI با اینکه درسال ۹۸ نسبت به سال های دیگر افزایش یافته است و به سطح ۲/۱ درصد رسیده است لیکن ازسطح ۶/۱ درصدی ملی سالهای ۱۹۸۰-۱۹۷۵ هنوزکمتراست .
بنابراین توزیع جهانی جریان ورودی FDI دربین کشورهای درحال توسعه به طور یکسانی توزیع نشده است . ودرمیان کشورهای درحال توسعه بیشترین جریان FDI به آسیای جنوب شرقی سرازیرشده است . درطی دوره ۲۵ ساله ۱۹۷۰ تا ۱۹۹۵ خالص جریان ورودی سرمایه گذاری خارجی درکشورهای درحال توسعه ازمجموع ۷/۲۲ میلیارد دلار به ۳/۹۰ میلیارد دلار درسال و نسبت آن به تولید ناخالص داخلی( GDP ) کشورها از ۴۲/۰ درصد به ۶۵/۱ درصد افزایش پیداکرد .
در۱۹۹۵ حدود ۵۹ درصد ازمجموع خالص سرمایه گذاری های مستقیم خارجی درکشورهای درحال توسعه منطقه آسیای شرقی وپاسفیک صورت گرفت درواقع اغلب عناصر غیرمالی مجموعه سرمایه گذاری ازقبیل تخصص مدیریت ، ورود تکنولوژیهای جدید ، مهارت های فنی و دسترسی به بازارها

ی جهانی اشتیاق کشورهای درحال توسعه را برای جذب سرمایه گذاری مستقیم خارجی( FDI) جلب می نمود .