سرمایه اجتماعی و اخلاق اسلامی

مقدمه:
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است که امروزه در جامعه شناسي ، اقتصاد و به تازگي در مديريت و سازمان به صورت گسترده اي مورد استفاده قرارگرفته، اين مفهوم به پيوندها، ارتباطات ميان اعضاي يك شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد، كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء مي شود. اين سرمايه امروزه نقشي بسيار مهمتر از سرمايه فيزيكي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا مي كند، و شبكه هاي روابط جمعي و گروهي انسجام بخش ميان انسان ها ، انسان ها با سازمانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. از طرفي ديگر، تعارض‌ امري‌ اجتناب‌ناپذير در زندگي‌ فردي‌ وسازماني‌ امروز است‌ كه‌ به‌ شكلهاي‌ مختلف‌ درون‌فردي‌، بين‌ فردي‌، درون‌ گروهي‌، بين‌ گروهي‌ ودرون‌ سازماني‌ ظهور مي‌كند. برعكس‌ تصور منفي‌ كه‌ در زمينه‌ تعارض‌وجود دارد، تعارض‌ ضرورتا امري‌ منفي‌ نيست ‌بلكه‌ حد متوسطي‌ از آن‌ مي‌تواند موجب‌ بالا بردن‌سطح‌ عملكرد شود. آنچه‌ در زمينه‌ تعارض‌ اهميت‌دارد، نحوه‌ رويارويي‌ و مواجهه‌ با آن‌ و تشخيص تعارض كاركردي از تعارض غير كاركردي است، كه در اين ميان نقش سرماي‌ه اجتماعي كاهش تعارض غيركاركردي در ميان اعضاي سازمان مي باشد.
مسئله اصلی تحقيق:
اين امر مسلمي است که پژوهش هاي کاربردي، مساله مدار هستند. بدين معني که تمام فرآيند پژوهش، از اولين گام هاي مشاهده تا آخرين مراحل استنتاج، مي بايد حول يک يا چند مساله يا مشکل دور بزند. بنابر اين، روشن کردن مشکل يا مساله در يک تحقيق علمي و کاربردي، يکي از ضروري ترين و اولين گام هاي پژوهش است. اگر مساله خوب روشن يا تبيين نشود، تمام مراحل بعدي فرايند تحقيق از قبيل: جمع آوري اطلاعات و استنتاجات يا نتيجه گيري، دچار مشکلات و نواقصي خواهد شد که ناشي از خود آن مراحل نيست، بلکه ناشي از روشن نبودن و بيان نادرست مساله است. بنابر اين شايد اغراق نباشد که بعضي از محققان معتقدند که خوب و درست روشن کردن مساله، معادل نيمي از فعاليت هاي پژوهشي است (ميرزايي اهرنجاني، ۱۳۷۱، ص ۵).
با توجه به ابعاد سرمايه اجتماعي(ارتباطي، ساختاري، شناختي) درجوامع امروزي و شناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمانها مي تواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي ايجاد كرده و مديران سازمانها را در هدايت بهتر سيستمها وكاهش تعارض(كه در اين تحقيق ، تعارض غير كاركردي مد نظر ماست) ياري نمايد.از اين رو ما در اين تحقيق سعي بر آن داريم تا ارتباط میان اين ابعاد را باكاهش تعارض غير كاركردي مورد بررسي قرار دهيم.

تشريح و بيان موضوع:
امروزه سرمايه اجتماعي، نقش بسيار مهمتر از سرمايه فيزيکي و انساني در سازمانها و جوامع ايفا مي کند و شبکه هاي روابط جمعي و گروهي، انسجام بخش ميان انسانها، سازمانها و انسانها و سازمانها با سازمانها مي باشد. در غياب سرمايه اجتماعي، ساير سرمايه ها اثر بخشي خود را از دست مي دهند و بدون سرمايه اجتماعي پيمودن راههاي توسعه و تکامل فرهنگي و اقتصادي، ناهموار و دشوار مي شوند( بيکر، ۱۳۸۲)
ابعادسرمايه اجتماعي:
ناهاپيت و قوشال سه بعد زير را براي سرمايه اجتماعي در نظر مي‌گيرند:
۱- بعد ساختاري سرمايه اجتماعي:
اين بعد الگوي كلي روابطي را كه در سازمان‌ها يافت مي‌شود، در نظر دارد. بدين معنا كه اين بعد، ميزان ارتباطي كه افراد با يكديگر در سازمان برقرار مي كنند ،را در بر مي‌گيرد (Bolino et al , 2002: 506). بعد ساختاري سرمايه اجتماعي شامل پيوندهاي موجود در شبكه، شكل و تركيب شبكه و تناسب سازماني مي‌شود (Nahapiet & Ghoshal , 1998: 25).
2- بعد ارتباطي سرمايه اجتماعي:
اين بعد ماهيت روابط در يك سازمان را در بر مي‌گيرد. به عبارت ديگر، در حاليكه بعد ساختاري بر اين امر متمركز مي‌گردد كه آيا كاركنان در يك سازمان، با هم در ارتباط هستند يا خير، بعد ارتباطي بر ماهيت و كيفيت اين ارتباطات متمركر مي‌گردد (به طور مثال، آيا اين روابط به وسيله اعتماد، صميميت، عشق و مانند آن مشخص مي‌شود يا خير؟) (Bolino et al, 2002:506). اين بعد شامل اعتماد ، هنجارها ، تعهدات ، هويت مي‌شود (Nahapiet & Ghoshal ,1998:251).
3- بعدشناختي(محتوايي) سرمايه اجتماعي:
اين بعد در برگيرنده ميزان اشتراك كاركنان درون يك شبكه اجتماعي، در يك ديدگاه، يا درك مشترك ميان آنان است؛ و مانند بعد ارتباطاتي به ماهيت ارتباطات ميان افراد در يك سازمان، مي‌پردازد (Bolino et al ,2002:506). و شامل موارد زير مي‌گردد: زبان و كدهاي مشترك و روايت‌هاي مشترك(Nahapiet & Ghoshal,1998:251) .
از طرفي ديگرتعارض بخشي اجتناب نا پذير از حيات سازماني است و نبود سرمايه اجتماعي در سازمان عامل اساسي تعارض سازماني است.تعارض سازماني مبتني بر ادراک متفاوت درباره مسائل مختلف سازماني و ارتباط تنگاتنگ رفتار افراد است. ارتباطات نامناسب و موانع آن، شکل گيري مسائل ناسازگار را تقويت مي کند و تعارض را شکل مي‌دهد. احساسات و ادراکات افراد را در هنگام تعارض منتقل کرده، مبنايي براي تعارضهاي بعدي را فراهم مي کند. بنابراين، ابعاد مختلف سرمايه اجتماعي در هر جنبه اي از تعارض چه در آشکار شدن يا فرو نشاندن آن، چه در ابراز آزادانه مخالفت و ارزيابي مسائل مؤثر است.
سرمايه اجتماعي و نقش آن در تعارض به صورتي بالقوه هم توانايي ايجاد محرک و پويايي در سازمان و کمک به توسعه کمي و کيفي فعاليتهاي آن و بالاخره موفقيت آن در دستيابي به مقاصدش را دارد و هم قادر به ايجاد سد و مشکل در راه رسيدن به هدفهاي سازمان و ايجاد اختلال و نابساماني در فعاليتهاي آن است.
بدين ترتيب پرداختن به مقوله سرمايه اجتماعي و شناخت رابطه مثبت آن بر كاهش تعارض غير كاركردي ضروري مي نمايد.

ضرورت و اهمیت تحقیق:
سازمانها با شناخت و شناسايي ابعاد سرمايه هاي اجتماعي خود مي توانند درک بهتري از الگوي تعاملات بين فردي و گروهي داشته باشند، و با استفاده از سرمايه هاي اجتماعي مي توانند سيستمهاي سازماني خود را بهتر هدايت نمايند، يکي از اين موارد،كاهش تعارض است.(علوي، ۱۳۸۰) در واقع، تعارض پديده اي است كه آثار مثبت و منفي روي عملكرد افراد و سازمان ها دارد،.استفاده صحيح و مؤثر از تعارض موجب بهبود عملكرد و ارتقاي سطح سلامتي سازمان مي گردد و استفاده غير مؤثر از آن موجب كاهش عملكرد و ايجاد كشمكش و تشنج در سازمان مي شود.استفاده مؤثر از تعارض مستلزم شناخت و درك كامل ماهيت آن و همچنين علل خلق كننده و كسب مهارت در اداره و كنترل آن است كه البته معمولا به عنوان يكي از مهمترين مهارت هاي مديريت به شمار مي آيد. توانايي برخورد با تعارض و اداره آن، در موفقيت مديران سازمان ها نقش ارزنده اي دارد. اگر تعارض ها سازنده باشند، موجب بروز افكار نو و خلاق مي شوند و زمينه تغيير و نوآوري و تحول سازنده را در سازمان فراهم مي سازند و در نهايت به مديريت كمك مي كنند تا به اهداف سازماني خويش نائل آيد.بنابراين ارتباط میان ابعاد سرمايه اجتماعي و كاهش تعارض غیر کارکردی سازماني از اهميت بسزايي بر خوردار است.
پیشینه تحقیق:
ابتدا پيشينه اي از سرمايه اجتماعي و مفهوم آن و سپس مفهوم وديدگاههاي رايج در مورد تعارض مورد بررسي قرار مي گيرد
مفهوم سرمايه اجتماعي:
اصطلاح سرمايه به ثروت انباشته، به خصوص آنچه براي توليد ثروت بيشتر به کار مي‌رود، اطلاق مي‌شود.( بيكر، ۱۳۸۲)سرمايه، موجودي پول، متعلق به يک فرد و يا موسسه است که ممکن است براي کسب درآمد و نه به قصد استهلاک آن، سرمايه‌گذاري شود سرمايه ثروتي است مولد، يا منبعي که شخص مي تواند جهت ايجاد درآمد يا منابع اضافي ديگر به کار برد.( Vogt, 1993) ريشه شناسي کلمه «اجتماعي» نيز در سرمايه اجتماعي به ما کمک مي‌کند تا معني سرمايه اجتماعي، و تفاوت آن با ساير انواع سرمايه بهتر درک شود. کلمة «اجتماعي» (Social) يکي از گسترده‌ترين و کلي‌ترين صفات زبان انگليسي است که به چيزهاي متنوعي مانند انرژي، بيماري‌ها، بازاريابي، و مانند آن اشاره مي كند. اسم اين صفت، کلمه جامعه “Social” است، که از کلمة لاتين “Socius” به معناي «دوست يا رفيق» مشتق شده است. چنين ريشه‌يابي نشان مي‌دهد که اساساً کلمة «اجتماعي» (Social) از پديده دوستي ناشي شده است، و حاکي از دلبستگي شخصي، همکاري، يکپارچگي احترام متقابل و احساس منفعت مشترک است. بيکر (۱۳۸۲ : ۱۵) اعتقاد دارد کلمه اجتماعي در سرماية اجتماعي نشان مي‌دهد که منابع موجود درون شبکه‌هاي کسب و کار يا شبکه‌هاي فردي دارائي‌هاي شخصي محسوب نمي‌شوند و هيچ فردي به تنهايي مالک آنها نيست. اين منابع در دل شبکه‌هاي روابط قرار گرفته‌اند.
سرمايه اجتماعي مفهومي است كه پيشينه چنداني ندارد و اين بحث قبل از سال۱۹۱۶، درمقاله‌اي(مركز اجتماعي مدرسه روستايي) توسط هاني فان از دانشگاه ويرجينياي غربي براي نخستين بارمطرح شد.كه آنرا اينگونه تعريف كرد:
در استفاده از سرمايه اجنماعي به جز جنبه نمادين آن، من به باور معمولي نسبت به اصطلاح سرمايه هيچ اشاره اي ندارم. دارايي واقعي يا دارايي شخصي يا نقدينه بي روح مورد نظر من نيست. در عوض براي كسانيكه چنين دارايي نامحسوسي را در زندگي ايجاد مي كنند و براي بيشتر مردم در زندگي روزانه، حسن نيت، دوستي،همدردي متقابل و مراوده اجتماعي ميان گروهي از افراد و خانواده هايي كه يك واحد اجتماعي را مي سازند و اجتماع روستايي كه مركز منطقي آن مدرسه است، اهميت پيدا مي كند.( Hanifan, 1916) اما عليرغم اهميت آن در تحقيقات اجتماعي تا سال ۱۹۶۰ ميلادي كه توسط جين جاكوبز در برنامه ريزي شهري بكار برده شد، شكل جديدي به خود نگرفت در دهه ۱۹۷۰اين تئوري توسط لوري وارد عرصه اقتصاد شد. لوري از تئوري سرمايه اجتماعي براي انتقاد از نظريات نئو كلاسيك و ناعادلانه بودن توزيع درآمد استفاده كرد.حال به يك سري از تعاريف بر اساس مبناي تاكيد و تمركز هر تعريف و سير تكاملي مفهوم سرمايه اجتماعي مي پردازيم.(فقيهي و فيضي، ۱۳۸۵)

جين جاكوبز:
او كه به عنوان بنيانگذار شهر سازي جديد شناخته شده است، سرمايه اجتماعي را شبكه پيچيده اي از روابط انساني مي داند كه در طول زمان ايجاد، و هنگام نياز موجب حمايت دو جانبه مي شود تا نسبت به امنيت خيابانها اطمينان بوجود آورد و حس مسئوليت شهروندي را پرورش مي دهد. (Jacobs, 1961)
پير بورديو:
سرمايه اجتماعي مجموع منابع واقعي يا بالقوه اي است كه در نتيجه شبكه با دوامي از روابط كم و بيش نهادي شده_آشنايي و شناخت متقابل_ بوجود مي آيد. به عبارت ديگر سرمايه اجتماعي با عضويت در يك گروه مرتبط است و براي هر يك از اعضاي خود با حمايت سرمايه جمعي خودشان اوراق هويتي كه موجب سرافرازي آنان مي شود، ايجاد مي كند. اين روابط تنها در وضعيت عملي، در مبادلات مادي و يا نمادين كه به حفظ آنها كمك مي كند مي تواند وجود داشته باشد (Bourdieu,1986).
جيمز كلمن:
سرمايه اجتماعي با كاركردش تعريف مي شود. سرمايه اجتماعي شيء واحدي نيست بلكه انواع چيزهاي گوناگوني است كه دو ويژگي مشترك دارند:
۱٫ همه آنها جنبه اي از يك ساخت اجتماعي را در بر مي گيرندو كنش هاي معين افراد درون ساختار را تسهيل مي كنند.
۲٫ مانند شكلهاي ديگر سرمايه مولد است، و دستيابي به هدفهاي معيني را كه در نبودن آن دست نيافتني نخواهد بود امكان پذير مي سازد (كلمن، ۱۳۷۷).
رابرت پوتنام:
او در آثار مختلف خود كم و بيش سرمايه اجتماعي را به عنوان شبكه هاي اجتماعي، هنجارهاي ارتباط متقابل، اعتماد و قابليت اعتماد ناشي از آن تعريف كرده است. در واقع او در تعاريف خود به روابط ميان افراد ومنابع اجتماعي كه چنين ارتباطاتي ايجاد مي كنند توجه دارد. (Putnam,2000)
فرانسيس فوكوياما:
سرمايه اجتماعي را به عنوان مجموعه معيني از هنجارها يا ارزشهاي غير رسمي تعريف كرده است كه اعضاي گروهي كه همكاري و تعاون ميانشان مجاز است، در آن سهيم اند. مشاركت در ارزشها و هنجارها به خودي خود باعث توليد سرمايه اجتماعي نمي شود زيرا ممكن است ارزشهاي منفي باشند.برعكس، هنجارهايي كه توليد سرمايه اجتماعي مي كنند اساسا بايد شامل سجايايي مانند صداقت، اداي تعهدات، و ارتباطات متقابل باشد.(فوكوياما، ۱۳۷۹)
كوهن و پروساك:
سرمايه اجتماعي را به عنوان موجودي كه روابط فعال ميان افراد : اعتماد، شناخت متقابل، ارزشها و رفتارهاي مشترك كه اعضاي شبكه ها و اجتماعات انساني را به هم پيوند مي دهد و همكاري را امكان پذير مي سازد، تعريف مي كند (cohen&prosuk, 2001) .
اما در تحقيقات داخلی انجام شده پيرامون سرمايه اجتماعی، عليرضا شيرواني در مقطع دکتري رشته مديريت دولتي به بررسي تاثير عملکرد سازمانهاي بخش دولتي بر سرمايه اجتماعي پرداخته است .
هدف اساسي اين تحقيق ،مشخص کردن عوامل عملکردي سازمان هاي دولتي است که در ايجاد و ارتقاي سرمايه اجتماعي اثرگذار است. ‌در اين تحقيق با استفاده از پرسش نامه تلاش شده است تا سرمايه اجتماعي از طريق ابعاد زير مورد سنجش قرار گيرد:
اعتماد فردي ، اعتماد به نهادهاي اجتماعي ، اعتماد به سازمان هاي دولتي ، مشارکت اجتماعي و سياسي و عضويت داوطلبانه در نهادهاي اجتماعي.
جامعه آماري تحقيق مزبور را کليه سازمان هاي دولتي شهر اصفهان و همچنين تمامي افرادي که به عنوان ارباب رجوع به آنها مراجعه مي کردند ، تشکيل مي دادند. ‌‌‌يافته هاي اين تحقيق بيانگر اين است که از بيست و شش سازمان دولتي مورد مطالعه ، ۵/۶۱ در صد آنها در سطح کم ، ۲۷ درصد در سطح متوسط ، ۵/۱۱ درصد آنها درسطح زياد، سرمايه اجتماعي ايجاد کرده اند.بررسي ميزان عوامل عملکردي سازمان هاي دولتي نشان مي دهد که عملکرد سازمانهاي دولتي در زمينه هاي فعاليت هاي مشارکت جويانه ، مسئوليت اجتماعي ،پايبندي به ايدئولوژي مردم سالاري ،پاي بندي به منشور اخلاقيات ،توجه به آموزش و توانمند سازي شهروندان وکارکنان ، کمتر از سطح متوسط و در زمينه هاي ساختارهاي منعطف و غير ديوان سالارانه، تعقل جوهري در ارائه خدمات ، اطلاع رساني دقيق و شفاف به شهروندان ، قابليت پاسخ گويي و رفتار عادلانه با مردم، تقريبا در سطح متوسط و فقط در زمينه خصوصي سازي بيشتر از سطح متوسط بوده است .اين تحقيق بيان مي دارد که در يک نتيجه گيري کلي مي توان گفت که مقايسه بين ميانگين نمرات عوامل عملکردي يازده گانه بيست و شش سازمان مورد مطالعه نشان مي دهد که ميانگين نمره آن دسته از سازمان هاي دولتي که سرمايه اجتماعي زياد ايجاد کرده اند ، بيشتر از سازمان هايي بوده که به ميزان کم يا متوسط سرمايه اجتماعي ايجاد کرده اند.
اما يكي ديگر از تحقيقات داخلي انجام شده در زمينه سرمايه اجتماعي، مربوط به پايان نامه كارشناسي ارشد دانشكده مديريت دانشگاه تهران مربوط به ابراهيم كاظمي كفراني است كه وي رابطه ميان سرمايه اجتماعي و ميزان آمادگي سازماني براي استقرار دانش است كه در شركت فولاد مباركه اصفهان انجام داده است و نتيجه اين تحقيق به اين منجر شد كه بين ابعاد سرمايه اجتماعي و ابعاد ميزان آمادگي سازماني براي استقرار مديريت دانش رابطه ي علي معناداري وجود دارد.

مفهوم تعارض:
در فرهنگ لغات فارسي، تعارض به معناي متعرض و مزاحم يكديگر شدن، باهم خلاف كردن و اختلاف داشتن معني شده است. رابينز در تعريفي مي‌گويد: «تعارض فرآيندي است كه در آن، شخص الف به طور عمدي مي‌كوشد تا به گونه‌اي بازدارنده سبب ناكامي شخص در رسيدن به علايق و اهدافش گردد». وي توضيح مي‌دهد كه در اين تعريف، مفاهيم ادراك يا آگاهي (Perception)، مخالفت(Opposition)، كميابي (Scarcity) و بازدارندگي (Blockage) نشاندهنده ماهيت تعارض هستند. ساير وجوه مشترك تعريف‌هاي واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، كشمكش، پرخاشگري و آشوب است.
جايگاه تعارض در مديريت:
بنابر آنچه كه گذشت نتيجه مي‌گيريم آنچه كه تعارض را ايجاد مي‌كند، وجود نظرات مختلف و سپس ناسازگاري يا ضد و نقيض بودن آن نظريات است. درك نظرات مختلف به مديران كمك مي‌كند تا شيوه مناسبي را براي حل تعارض انتخاب كنند. با توجه به سير پيشرفت مكاتب فكري مديريت در طول سالهاي اخير، سه نظريه متفاوت در مورد تعارض در سازمان‌ها وجود دارد. نخستين ديدگاه اعتقاد دارد كه بايد از تعارض دوري جست چرا كه كاركردهاي زيانباري در درون سازمان خواهد داشت، به اين ديدگاه نظريه سنتي تعارض(تئوري يگانگي) مي‌گويند.
دومين ديدگاه، نظريه روابط انساني است كه تعارض را امري طبيعي مي‌داند و در هر سازماني پيامدهاي حتمي و مسلمي خواهد داشت، ضرري ندارد و به طور بالقوه نيروي مثبتي را براي كمك به عملكرد سازمان ايجاد مي‌كند.
و سومين نظريه و مهمترين ديدگاه اخير، مبني بر اين است كه تعارض نه تنها مي‌تواند يك نيروي مثبت در سازمان ايجاد كند، بلكه همچنين يك ضرورت بديهي براي فعاليت‌هاي سازماني به شمار مي‌آيد كه به اين نگرش، نظريه تعامل تعارض مي‌گويند.
نظريه سنتي:
بر اساس اين نظريه، هيچ تضادي در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را يك مجموعه هماهنگ و منسجم مي‌داند كه براي يك منظور مشترك به وجود آمده است. از اين رو از كاركنان زير دست هيچ انتظار اعتراض به تصميمات مديريت نمي‌رفت و اگر چنين مي‌شد، آن را يك ضد ارزش تلقي مي‌كردند و خود به خود از سيستم خارج مي‌شد. در اين نظريه، تعارض يك عنصر بد و ناخوشايند است و هميشه اثر منفي روي سازمان دارد. تعارض را با واژه‌هايي چون ويران‌سازي، تعدد، تخريب و بي‌نظمي مترادف مي‌داند و چون زيان آور هستند، لذا بايد از آنها دوري جست و در نتيجه مدير سازمان مسئوليت دارد سازمان را از شر تعارض برهاند. اين نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال ۱۹۰۰ تا نيمه دوم دهه ۱۹۴۰ بوده است.
نظريه روابط انساني:
اين نظريه تعارض را يك پديده طبيعي و غيرقابل اجتناب در همه سازمان‌ها مي‌داند كه با موجوديت آن در سازمان موافق است. همچنين طرفداران مكتب مزبور عقيده دارند كه تعارض را نمي توان حذف يا از بين برد، حتي در موارد زيادي تعارض به نفع سازمان است و عملكرد را بهبود مي‌بخشد. نظريه روابط انساني از آخرين سالهاي دهه ۱۹۴۰ تا نيمه دوم دهه ۱۹۷۰ رواج داشت.

نظريه تعامل:
در حال حاضر تئوري تعارض حول محور ديدگاهي مي‌چرخد كه آن را مكتب تعامل مي‌نامند. اگرچه از ديدگاه روابط انساني بايد تعارض را پذيرفت ولي در مكتب تعامل بدين سبب پديده تعارض مورد تأييد قرار مي‌گيرند كه يك گروه هماهنگ، آرام و بي دغدغه، مستعد اين است كه به فطرت انساني خويش برگردد، يعني احساس خود را از دست بدهد، تنبلي و سستي پيشه كند و در برابر پديده تغيير، تحول و نوآوري هيچ واكنشي از خود نشان ندهد.
نقش اصلي اين شيوه تفكر درباره تعارض اين است كه اين پديده مديران سازمان‌ها را وادار مي‌كند كه در حفظ سطحي معيني از تعارض بكوشند و مقدار تعارض را تا حدي نگه دارند كه سازمان را زنده، با تحرك، خلاق و منتقد به خود نگه دارد.
فرضیه‌های تحقيق:
فرضيه اهم:
ارتباط معنادار و مثبتی بين سرمايه اجتماعي و كاهش تعارض غيركاركردي وجود دارد.
فرضيه اخص:
ارتباط معني دار و مثبتی بين بعد ساختاري سرمايه اجتماعي وكاهش تعارض سازماني وجود دارد.
ارتباط معني دار و مثبتی بين بعد شناختي سرمايه اجتماعي وكاهش تعارض سازماني وجود دارد.
ارتباط معني دار و مثبتی بين بعد ارتباطي سرمايه اجتماعي وكاهش تعارض سازماني وجود دارد.
مدل مفهومي تحقيق:

اهداف اساسی از انجام تحقیق:
۱٫ بدست آوردن شناخت بيشتر از سرمايه اجتماعي و ابعاد آن از طريق پژوهش .
۲٫ دستيابي به نوعي رابطه ميان ابعاد سرمايه اجتماعي با كاهش تعارض غير كاركردي.
۳٫ دستيابي به پاره اي راهكارهاي لازم براي بهبود سطح ابعاد سرمايه اجتماعي .
۴٫ آگاهي از زمينه هاي تقويت شبكه هاي ارتباطي و همكاري بين افراد در جهت كاهش تعارض.

روش تحقیق :
روش تحقيق به كارگرفته شده، تحقيق توصيفي و از نوع پيمايشي مي باشد. و از حيث ارتباط ميان متغيرها از نوع علي و معلولي مي باشد.
روشهای گردآوری اطلاعات :
مطالعات كتابخانه اي: در اين قسمت جهت گردآوري اطلاعات در زمينه مباني نظري و ادبيات تحقيق موضوع، ازمنابع كتابخانه اي (مقالات،كتابهاي مورد نياز وپايان نامه هاي مرتبط) و نيز از شبكه جهاني اطلاعات ( Internet ) استفاده شده است.
تحقيقات ميداني: در اين قسمت به منظور جمع آوري داده ها و اطلاعات براي تجزيه و تحليل از پرسشنامه استفاده گرديده خواهد شد.
قلمرو تحقیق :
دوره زمانی تحقیق :
دوره زماني اين تحقيق ۶ ماه پس از تصويب مي باشد.
مکان تحقیق :
تحقیق حاضر در دبيرستانهاي شهرستان كرج انجام خواهد شد.
جامعه آماری :
جامعه آماري عبارتست از مجموعه اي از افراد يا واحد ها كه داراي حداقل يك صفت مشترك باشند معمولا در هر پژوهش، جامعه مورد بررسي يك جامعه آماري است كه پژوهشگر مايل است درباره صفت(صفت هايي) متغير واحدهاي آن به مطالعه بپردازد. جامعه آماری در اين تحقيق شامل کلیه كار كنان(معلمان؛ متصديان، كارشناسان، كارشناسان مسئول و مديران ) در دبيرستانهاي شهر كرج مي باشد.
نمونه آماری :
نمونه اي كه معرف جامعه باشد شامل معلمان ؛ متصديان، كاركنان، كارشناسان، كارشناسان مسئول و مديران دبيرستانها مي باشد. با توجه به آمارهاي موجود مبني بر تعداد كل جامعه آماري(در دانشگاه تهران)، با استفاده از فرمول زير به تعيين حجم مطلوب نمونه مي‌پردازيم.

روش یا روشهای نمونه‌گیری :
روش نمونه گيري در اين تحقيق از ميان دبيرستانهاي شهرستان كرج و به صورت تصادفي ساده مي باشد.
روش‌های مورد نظر برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و آزمون فرضیه‌ها
داده ها و اطلاعات گرد آوري شده از طريق پرسشنامه، پس از بررسي و مطالعه، به كمك نرم افزاري آماري Spss 15 (براي برقراري روابط همبستگي متغير هاي مستقل با متغيرهاي وابسته) مورد آزمون قرار مي گيرند.
از آن جايي كه رابطه بين دو متغير مورد بررسي قرار مي گيرند، به منظور آزمون نمودن فرضيات، از ضريب همبستگي پيرسون، و به منظور بررسي وجود يا عدم وجود هر يك از عوامل مربوط به سرمايه اجتماعي و تعارض غير كاركردي در دبيرستانهاي شهرستان كرج از آزمون دو جمله اي، و براي رتبه بندي هر يك از عوامل سرمايه اجتماعي و تعارض غيركاركردي، جهت شناسايي نقاط قوت و ضعف دبيرستانهاي شهرستان كرج، از آزمون فريدمن، استفاده مي شود.
تعریف واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی طرح:
سرمايه اجتماعي
سرمايه اجتماعي، مجموعه هنجارهاي موجود در سيستمهاي اجتماعي است که موجب ارتقاء سطح همکاري اعضاء آن جامعه گرديده، و موجب پايين آمدن سطح هزينه هاي تبادلات و ارتباطات مي گردد. و يا به عبارتي ديگر اين مفهوم به پيوندها و ارتباطات ميان اعضاي شبكه به عنوان منبع با ارزش اشاره دارد، كه با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء مي شود.
بعد شناختي سرمايه اجتماعي
اين بعد در رابطه با پديده هايي نظير ارزشها، نگرشها، تعهدات، مشاركت و اعتماد موجود در سيستم می باشد.
بعد ساختاري سرمايه اجتماعي
اين بعد در رابطه با ساختارها و فرايندهاي مديريتي نظير پاسخگويي مديران و رهبران بر عمكردشان ، شفافيت در تصميم گيري، ميزان تصميم گيري و اقدام بر اساس كار گروهي است.
بعد ارتباطي سرمايه اجتماعي
اين بعد ماهيت روابط در يك سازمان را در بر مي‌گيرد. همچنين بعد ارتباطي بر ماهيت و كيفيت اين ارتباطات متمركر مي‌گردد.
تعارض
تعارض فرآيندي است كه در آن، شخص الف به طور عمدي مي‌كوشد تا به گونه‌اي بازدارنده سبب ناكامي شخص در رسيدن به علايق و اهدافش گردد.

مقدمه:
سرمايه اجتماعي از مفاهيم نويني است كه امروزه در بررسي هاي اقتصادي و اجتماعي جوامع نوين مطرح است. اين سرمايه در يك جامعه به شدت متاثر از عملكرد سازمانها به خصوص نهادهای آموزشی مي باشد. كه اين در كشور ما بيشتر مصداق دارد.در واقع هر تصميمي كه دولت و سازمانهاي تابعه آن در جامعه اتخاذ مي كنند و هر عملي كه بدان مبادرت مي ورزند به نحوي روي جامعه تاثير مي گذارد. همچنين سرمايه اجتماعي عمدتا مبتني بر عوامل فرهنگي و اجتماعي بوده وشناسايي آن به عنوان يك نوع سرمايه چه در سطح مديريت كلان توسعه كشورها و چه در سطح مديريت سازمانها مي تواند شناخت جديدي را از سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي ايجاد كرده و مديران دولتي را در هدايت بهتر سيستمها ياري نمايد. همچنین نقش سرمایه اجتماعی در کاهش تعارض غیر کارکردی در بین اعضای سازمانی بسیار موثر است. لذا از اینرو، در ابتدا به متغیر سرمایه اجتماعی پرداخته می شود و سپس به متغیر تعارض غیر کارکردی می پردازیم.
سرمايه اجتماعي
سرمايه
اصطلاح سرمايه به ثروت انباشته، به خصوص آنچه براي توليد ثروت بيشتر به کار مي‌رود اطلاق مي‌شود . سرمايه، موجودي پول، متعلق به يک فرد و يا موسسه است که ممکن است براي کسب درآمد و نه به قصد استهلاک آن، سرمايه‌گذاري شود سرمايه ثروتي است مولد، يا منبعي که شخص مي تواند جهت ايجاد درآمد يا منابع اضافي ديگر به کار برد ( (Vogt, 1993:29. بورديو سرمايه را کار انباشته، تعريف مي کند . به نظر البرو انديشه اي که در پس مفهوم اصلي سرمايه هست، حتي در معناي مالي اوليه اش، مفهوم ارزشي است که امکان دارد اساس ارزشهاي آينده باشد. (البرو، ۱۳۸۰ : ۲۸). درک بورديو از سرمايه وسيع تر از معناي پولي سرمايه در اقتصاد است، سرمايه يک منبع عام است، که مي تواند شکل پولي وغيرپولي و همچنين ملموس و غير ملموس به خود گيرد) (Anheier et al, 1995. بنابراين به نظر بورديو، سرمايه هر منبعي است، که در عرصه خاصي اثر بگذارد، و به فرد امکان دهد که سود خاصي را از طريق مشارکت در رقابت بر سرآن بدست آورد ((Stones, 1998. وقتي واژه سرمايه را در عرصه هاي ديگر بکار مي بريم چيزي ديرپا يا ماندگار را مي رساند. واژه سرمايه همچنين رساننده چيزي است، که هويت خود را حتي پس از استفاده مکرر حفظ مي کند، چيزي است که مي توان بارها به کارش برد، نابودش کرد و بدست آورد، يا بهبود بخشيد پرسش هايي که طبيعتاً در باره ساير اشکال سرمايه پيش مي آيد عبارتند از اينکه:
چه خدماتي از طريق سرمايه حاصل مي شود؟
چه کسي سرمايه را کنترل مي کند، يا سرمايه کجا قرار مي گيرد؟
خدمات سرمايه چگونه اندازه گيري و ارزيابي مي شود؟ ((Agren, 1999.

اجتماعي :
ريشه شناسي کلمه «اجتماعي» در سرمايه اجتماعي به ما کمک مي‌کند تا معني سرمايه اجتماعي، تفاوت آن با ساير انواع سرمايه بهتر درک شود. کلمة «اجتماعي» (Social) يکي از گسترده‌ترين و کلي‌ترين صفات زبان انگليسي است که به چيزهاي متنوعي مانند انرژي، بيماري‌ها، بازاريابي، و مانند آن اشاره مي كند.اسم اين صفت، کلمه جامعه “Social” است. که از کلمة لاتين “Socius” به معناي «دوست يا رفيق» مشتق شده است. چنين ريشه‌يابي نشان مي‌دهد که اساساً کلمة «اجتماعي» (Social) از پديده دوستي ناشي شده است، و حاکي از دلبستگي شخصي، همکاري، يکپارچگي احترام متقابل و احساس منفعت مشترک است. بيکر (۱۳۸۲ : ۱۵) اعتقاد دارد کلمه اجتماعي در سرماية اجتماعي نشان مي‌دهد که منابع موجود درون شبکه‌هاي کسب و کار يا شبکه‌هاي فردي دارائي‌هاي شخصي محسوب نمي‌شوند و هيچ فردي به تنهايي مالک آنها نيست. اين منابع در دل شبکه‌هاي روابط قرار گرفته‌اند.
اگر سرمايه انساني آن چيزي باشد که انسان مي‌داند (مجموع دانش، مهارت و تجارب) پس دسترسي به سرمايه اجتماعي، به کساني که يك فرد مي‌شناسد بستگي دارد؛ يعني اندازه، کيفيت و تنوع شبکه‌هاي کسب و کار و شبکه‌هاي ارتباطي شخصي انسان در آن موثر است، اما فراتر از آن، سرماية اجتماعي، به کساني که انسان نمي‌شناسد نيز بستگي دارد، البته اگر به طور غير مستقيم و به وسيلة شبکه‌ها با آنها در ارتباط باشند.
تعاريف سرمايه اجتماعي
آنچه بر ابهامات فراوان پيرامون اين تئوري(سرمايه اجتماعي) مي افزايد، تعاريف متعدد در حوزه هاي گوناگون توسط افراد مختلف است. چنانکه در بررسي ادبيات موضوع با انبوهي از تعاريف روبرو مي شويم که در حوزه هاي متفاوتي ارائه شده اند در زير به برخي از اين تعاريف اشاره مي شود:
– سرمايه اجتماعي شبكه شخصي يك فرد و پيوستگي هاي نهادي بر گزيده او را در بر مي‏گيرد.
(Belliveau, O Reilly &Wade, 1996:1572).
– از نظر فوكوياما سرمايه اجتماعي عبارت است از توانايي‌هاي افراد براي كار كردن با يكديگر، به منظور دستيابي به اهداف مشترك در گروه‌ها و سازمان‌ها.(Fukuyama, 1995:10)
زمينه تاريخي سرمايه اجتماعي :
در اين رابطه توافق چنداني وجود ندارد به طور كلي تعريفي نيز كه ارائه مي شود چندان همگون نيستند. اما اگر بخواهيم كاربردها مقاصد و تعاريفي كه در علوم اجتماعي از اين مفهوم مي شود دسته بندي كنيم و پيشينه اين مفهوم را درآراي انديشمندان متاخر و كلاسيك جستجو كنيم، شايد در چند حيطه بتوان در رديابي آن پرداخت. دسته اي رديابي اين مفهوم را از كارل ماركس آغاز مي كنند. او در كتاب “سرمايه” به مسئله همبستگي از روي اجبار و ضرورت كه در آن قرار مي گيرند مانند وضعيت مهاجران وپناهندگان در يك جامعه، بدين معني كه شرايط منفي و بحراني افراد را بسوي استفاده از انرژي جمعي، تواناييهاي بالقوه جمعي، اتكا به يكديگر و توسل به پشتيباني يگديگر و استفاده از پتانسيلهاي گروهي ترغيب مي كند. اين خاصيت، امروز نيز به نوعي در مفهوم سرمايه اجتماعي مطرح است. يعني همان استفاده از انرژي جمعي و اتكا به پشتيباني افراد در مناسبات جمعي به نحوي كه با نتايج مثبت يا منفي افراد را گرد هم جمع مي آورد.
رويكرد ديگر در آراء جورج زيمل قابل باز شناسي است. يعني جايي كه او از مفهوم “بده بستان” يا “داد و ستد” صحبت مي كند. مبناي بده بستان هنجارها و قواعد رفتاري است كه افراد براي سامان دادن به مناسبات بين فردي، مبادلات و تعاملاتي كه براي بقاي خود ضروري مي دانند وضع مي كنند. البته با توجه به كدام سود ومنفعت در مقابل چنين سرمايه گذاري كه مي تواند هر شكلي به حوزه خود بگيرد، افراد توقع دارند، كمك ولطفي كه نشان مي دهند جبران شود؟ برخي چنين تعبير مي كنند كه اين مطلب سود و نفع كه ضرر تا پاداش و سود آني و زود هنگام را در بر نمي گيرد، در مقابل ايثار و دگر خواهي قرار دارد. در اين رويكرد مفهوم سرمايه اجتماعي به داد وستدهايي كه افراد در زندگي اجتماعي صورت مي دهد تقليل مي يابدالبته با ملاحظات مشخص و منفعتي كه دير يا زود انتظار برآورده شدن آن مي رود، اين نگاه به مبادلاتي اجتماعي امروز رواج بيشتري دارد. به عنوان مثال اين نگاه، در ادبيات اقتصادي كه با نئوكلاسيكها آغاز شد و وجوه فلسفي آن از مكتب اصالت سود ريشه گرفته، وجود دارد.يا بطور كلي و مشخص در نظريه مبادله و كنش متقابل به آن پرداخته شده است. اين گروهها و گرايشها به سرمايه اجتماعي به نگاه دوم بر مبناي داد و ستد اجتماعي مي پردازد.
رويكرد سوم كه اثرات عميق و نسبتا فراگيري بر جاي گذاشته مباحثي است كه با “اميل دوركيم” آغاز و پس از او با “تالكوت پارسونز” پيگيري شد. اين افراد با نگاهي انتقادي و در پاسخ به بينشها و رويكردهايي كه مفهوم سرمايه را به مبادلات اقتصادي تقليل مي دادند، به طرح مفهوم ارزش پرداختند و تعبير خود را به نوعي بر درون فكني ارزشي استوار كردند. يعني تعهداتي كه بر مبناي آنها، ارزشها و هنجارهاي اجتماعي است. اين روابط، تعاملات و همكاريها كه بطور عام به آن سرمايه اجتماعي مي گوييم ريشه در هنجارها و ارزشهاي جامعه دارند. چنين ارزشها و هنجارهايي افراد را فارغ از دغدغه هاي مبتني بر قرارداد به ايفاي نقش ها و اعمال خود ترغيب مي كند. اين نگاه ارزشي به مسئله شكل گيري سرمايه اجتماعي دخيل مي داند.و در تفاسيري كه ارائه مي دهد از اين مسائل بهره مي جويد.
از جريانات فكري تاثيرگذار ديگر بايد از ماكس وبر نام برد. مباحثي كه وبر مطرح مي كند مفاهيمي است كه به مفهوم اعتماد معطوف است. اين سئوال كه اعتماد در متن رسمي و غير رسمي چگونه ساخته مي شود. و در يك متن اجتماعي چه ملازماتي براي افراد به همراه دارد، در مفهوم سازي سرمايه اجتماعي موثر بوده است . اين اعتماد، قراردادي است كه به سوي خطر پذيري كه به نوعي سود متقابل را براي آنها در بردارد سوق مي دهد. اين خطر پذيري در روابط اجتماعي، براي كارهاي فردي و جمعي چيزي جز اعتماد نيست. اعتماد يعني آمادگي افراد براي اينكه در يك متن اجتماعي و در روابط اجتماعي بپذيرند كه بايد به ساير افراد اطمينان داشته باشند والبته به همان نحوه در مقابل سايرين نيز اطمينان نشان بدهند. بدين ترتيب مي بينيم كه در ريشه يابي اين مفهوم زمينه هاي متنوعي تاثير گذار بود. چنين برداشت هايي اصولا مانعي در جهت ارائه تعريفي دقيق از مفهوم سرمايه اجتماعي به شمار مي آيند.
در تعاريف سرمايه اجتماعي و ابعاد و مسائل پيرامون آن توافق و همگوني چنداني وجود ندارد، اما بطور كلي اين زمينه هاي نظري گسترده و كلي را مي توان به عنوان ريشه هاي نظري سرمايه اجتماعي در نظر گرفت كه هنوز هم هر يك طرفداراني دارد،با توجه به سوگيريهايي كه در هر يك از اين نحله ها جريانات فكري وجود دارد، تعاريف نيز متفاوت خواهد بود. ( Mitchel, 2006l)
فرض بنيادين كه پشت ايده سرمايه اجتماعي قرار دارد نسبتا ساده و روشن است يعني “سرمايه گذاري در روابط اجتماعي با پيوندهاي مورد انتظار” اين تعريف كلي با تغييرهاي گوناگوني كه بوسيله صاحبنظران و پژوهشگران سرمايه اجتماعي بيان شده سازگار است، افراد براي توليد سود در تعاملات و شبكه هاي اجتماعي شركت مي كنند و منابع موجود در شبكه هاي مشاركت، باعث افزايش سود مي شود. در تعاملات و شبكه هاي مشاركت به چند دليل منجر به افزايش سود در جامعه مي گردند:
• شبكه هاي اجتماعي جريان گردش و مبادله اطلاعات را تسريع و تسهيل مي كنند و آنان اطلاعات مفيدي در مورد فرصتها و گزينه هاي مختلف در اختيار فرد قرار مي دهند و هزينه ها را به مقدار زيادي در تعاملات اجتماعي كاهش مي دهند.
• شبكه ها پيوندهاي اجتماعي را تقويت مي كنند، منجر به انباشت قدرت اجتماعي مي شوند. اين امر نقش مهمي در تصميمات و گزينش خط مشي بازيگران اجتماعي دارد. بعضي از پيوندهاي اجتماعي بواسطه موقعيتهاي استراتژيك خود دربردارنده منابع باارزشي هستند كه قدرت تصميم گيري و تاثير گذاري فرد را افزايش مي دهند.
• شبكه از فرد در مقابل تهاجمات و تجاوزات دفاع مي كند، همچنين شبكه هاي اجتماعي هويت و شناخت فرد را تقويت مي كنند. دسترسي افراد به منابع از طريق شبكه ها امكان پذير است و فرد بوسيله پيوندهاي اجتماعي شايستگي خود را تقويت مي كند.( فوكوياما، ۱۳۷۹)

تئوري پردازان سرمايه اجتماعي و تعاريف آنها از سرمايه اجتماعي
در گذشته، در دهه ۱۹۷۰ سرمايه اجتماعي در روش هاي خيلي ملموس توسط اقتصاددانها، دارايي مالي يا زير ساختار فيزيکي تعريف شده بود. اين تعريف از سرمايه اجتماعي فقط به مدعيات جمعي، اخلاقي يا قانوني دلالت دارد و فقط به اصطلاحي اجتماعي محدود شده است. براي اقتصاددانها، اصطلاحاتي نظير زيرساخت اجتماعي، سرويس هاي اجتماعي يا هزينه هاي اجتماعي اساساً بدون از دست دادن هر معني مورد نظر براي سرمايه اجتماعي به کار مي روند. در جامعه شناسي و علوم اجتماعي بين رشته اي خصوصاً جامعه شناسي، مردم شناسي مفهوم سرمايه اجتماعي جديد و تا اندازه اي اختصاصي ظاهر شده است.
به طور عمده در جامعه شناسي آمريکاي شمالي خصوصاً در نگاه کارکردگرايان سرمايه اجتماعي با روابط متقابل، کنش متقابل، شبکه هايي که در بين گروه هاي انساني بوجود آمده، سطوح اعتماد (نتيجه تعهدات و هنجارهايي که به ساختار اجتماعي چسبيده است) در بين يک جامعه يا گروه ويژه به طور وسيعي پذيرفته شده است. در مقابل جامعه شناسان اروپايي زماني که به بررسي بسيج روابط به هم پيوسته با شبکه هاي اجتماعي در تقويت سلسله مراتب اجتماعي و قدرت گوناگوني مي پردازند از اين واژه استفاده مي کنند. با وجود اين دلالت هاي متفاوت، اشتراکاتي نيز در اين تعاريف وجود دارد. چنانکه وال و همکارانش اشاره مي كنند، سرمايه اجتماعي براي افزايش برخي شکل هاي ديگر آموختن، تحرک اجتماعي، رشد اقتصادي، برتري سياسي يا پويايي اجتماعي مفيد بوده است Wall et al, 1998)). توجه به سرمايه اجتماعي نوعاً توسط يکي از سه منبع بورديو، کلمن و پوتنام دنبال مي شود که اخيراً فوکوياما را بايد به اين جمع افزود. هر کدام تعاريف مشابهي را از سرمايه اجتماعي ارائه مي دهند. پورتس اشاره مي کند که با وجود اين مشابهت ها تفاوت هاي معناداري در اين تعاريف وجود دارد،که در عملياتي کردن مفهوم سرمايه اجتماعي در زمينه هاي متعددي چون تئوري اقتصادي، کنترل اجتماعي، رفتار خانوادگي، زندگي در جامعه و دموکراسي و حکومت يافت مي شود. در ادامه به ارائه نظرات کلمن، بورديو، پوتنام، به عنوان پيشگامان اين حوزه پرداخته مي شود.