سرمایه اجتماعی

مقدمه
“سرمايه اجتماعي”منابعي است كه از،يا درون شبكه هاي كسب وكار يا فردي در دسترس است. اين منابع شامل اطلاعات،انديشه ها،راهنمايي ها،فرصت هاي كسب وكار،سرمايه هاي مالي،قدرت ونفوذ،پشتيباني احساسي، خير خواهي،اعتمادو همكاري مي باشد. كلمه”اجتماعي” در عنوان سرمايه ي اجتماعي، دلالت مي كند كه اين منابع،خود دارايي هاي شخصي محسوب نمي شوند ،هيچ فردي به تنهايي مالك آن ها نيست. اين منابع در دل شبكه هاي روابط قرارگرفته اند. اگر شما سرمايه هاي انساني را آن چه كه شما مي دانيد فرض مي كنيد

(مجموع دانش،مهارت و تجارب شما)،پس دسترسي به سرمايه ي اجتماعي به كساني كه شما مي شناسيد بستگي دارد؛يعني اندازه،كيفيت و گوناگوني شبكه هاي كسب وكار و شبكه هاي ار تباطي شخصي شما در آن مؤثر است. اما فراتر از آن،سرمايه اجتماعي به كساني كه شما نمي شناسيد نيز بستگي دارد،البته اگر شما به طور غير مستقيم به وسيله شبكه هايتان با آنها در ارتباط باشيد.

واژه”سرمايه”دلالت مي كند كه سرمايه اجتماعي همانند سرمايه انساني يا سر مايه اقتصادي ماهيتي زاينده و مولد دارد؛يعني مارا قادر مي سازد ارزش ايجاد كنيم،كارها را انجام دهيم،به اهدافمان دست يابيم ماموريتهايمان را در زندگي به اتمام رسانيم و به سهم خويش به دنيايي كه در آن زندگي مي كنيم،كمك كنيم. وقتي مي گوييم سرمايه هاي اجتماعي”زاينده و مولد”هستند،منظور اين است كه هيچ كس بدون آن موفق نيست و حتي زنده نمي ماند . اما برخي از مردم همچنان فكر مي كنند مي توا نند بدون آن نيز به زندگي خويش ادامه دهند ومي انيشند به تنها يي مي توانند مسير موفقيت را طي كنند.برخي ديگر وانمود مي كنند بدون آن به حيات خود ادامه مي دهند،در حالي كه به طور مخفيانه از آن استفاده مي كنند،گويي موضوعي نامناسب يا غيراخلاقي است.

جلب سرمايه وتامين مالي براي فعاليت هاي جديد
سرمايه اجتماعي فقط به همان منافع شخصي كه مورد بحث قرار گرفت، محدود نمي شود- در مورد كسب و جلب سرمايه براي فعاليت هاي جديد و پر مخاطره نيز سر مايه اجتماعي نقش حياتي دارد. مديريت مشاغل كوچك آمريكا،در باره اينكه مشاغل تازه تاسيس چگونه سرمايه بدست مي آورد،يك سري تحقيقات انجام داد. نتايج بدست آمده بسيارجالب توجه بود:۷۵درصد از مشاغل جديد وتازه تاسيس،مسائل مالي خود را از طريق”شبكه ارتباطات سرمايه گذاري غير رسمي”تامين مي كنند- شبكه هاي اجتماعي كه از سرمايه جويان و سرمايه گذاران تشكيل مي شوند. سرمايه گذاران و سرمايه جويان يكديگر رااز طريق دوستان،همكاران،آشنايان ومؤسسات شغلي كه ارتباط خوبي با يكديگر دارند مانند وكلا،نمايندگيهاي بيمه و حسابداران پيدا مي كنند. تخمين زده مي شود اين”بازار غير رسمي سرمايه” به قدري بزرگ است كه مقدار سرمايه اي كه در آن فراهم مي شود،بيشتر از سرمايه هايي است كه به وسيله بازار حرفه اي سرمايه گذاري،تامين مي شود .

در مورد شركت هاي متوسط يا”بازارهاي ميانه”،روابط،نقش حساسي در تامين منابع مالي ايفا مي كند.شركت هايي كه روابط شخصي خوبي با كارمندان بانك برقرار مي كنند،نسبت به شر كتهايي كه فقط به ارتباطات خشك .و رسمي اكتفا مي كنند،مي توانند منابع مالي خود را با بهره كمتري تامين كنند. پي بردن به اين موضوع كه سرمايه هاي اجتماعي در اتخاذ تصميمات مهم در مورد خريد سهام شركتهاي بزرگ مانند آنچه كه در بورس اوراق بهادار نيويورك انجام مي شود،نقش تعيين كننده اي دارد،ممكن است باعث تعجب بيشتر شما شود،نظر سنجي از سرمايه گذاران،آشكار مي سازد كه بيشتر مؤسسات و سرمايه گذاران شخصي براساس اطلاعات بدست آمده از يك دوست يا يك شركت مرتبط يا فقط به اين دليل كه فردي را مي شناسند كه از آن سهام خريداري كرده

است،تصميم به خريد سهام مي گيرند. بر خلاف تعلق عامه سرمايه گذاران اندكي با استفاده از فنون رسمي كه بر اساس روشهاي پيچيده تجزيه و تحليل مالي صورت مي گيرد،تصميم گيري مي كنند. تحقيقات من نشان مي دهد كه شبكه ها ي اجتماعي بر واسطه ها و سودا گران، در زمينه هاي تبادلات سازماندهي شده تاثير مي گذارند.
دنياي بازار يابي شفاهي
تبليغ باعث افزايش آگاهي مردم نسبت به محصولات و خدمات مي شود،اما اين مشاوره ها وتوصيه هاي شخصي كه به خريد قطعي آنها منتهي مي شود بيش از چهار هزار تحقيق تجربي،نقش دايمي شبكه هاي اجتماعي در توزيع يا گسترش محصولات يا خدمات گوناگوني مانند ذرت پيوندي،اتومبيل هاي لوكس،كتابهاي پر فروش،لباسهاي مردانه و پسرانه،سخت افزار و نرم افزار رايانه اي،سهام و اوراق بهادار،خدمات مشاوره اي،خدمات حسابرسي و قرار هاي سخنراني- اين موارد فقط چند مثال هستند- را ثابت مي كند بازار يابي شفاهي به شما “خدمات رايگان را ارائه مي دهد.بنابراين بهترين بازارياب ها در رقابت هاي بازار يابي خود با استفاده از قدرت شبكه هاي اجتماعي،محصولات و خدمات جديد را به بازار ارائه مي كنند و از اشباع بازار براي محصولات قبلي مطمئن مي شوند.

اتحادهاي استراتژيك
سرمايه هاي اجتماعي بر استفاده،عملكردو موفقيت اتحادهاي استراتژيك تاثير مي گذارند. براي مثال شركاي متحد وساختار،اغلب يكديگر را توسط تماسهاي اجتماعي وشغلي پيدا كرده اند. شركتهاي معروف در زمينه فناوري برتر،شركا ومتحداني براي خود جذب مي كنند. كساني كه بامتحدان اين شركت هاي معروف روابط كاري ايجاد كنند، در حالي كه شركت هاي معروف و سرشناس به فناوريهاي جديد دسترسي پيدا مي كنند،

آنها نيز موقعيت واعتبار خويش را تحكيم مي بخشند. متحدان قبلي متحدان آتي را پيش بيني مي كنند. تحقيقات نشان مي دهد هر چه كه يك شركت، متحدان استراتژيك بيشتري داشته باشد،ان كار باعث پديد آمدن متحدان بيشتري در آينده مي شود.براي مثال شركت كورنينگ در شبكه اي از متحدان تكامل يافته است. شركت مورد نظر،در اين شبكه بر هنر و تخصص كاري متحدان استراتژيك تسلط يافته ومي آموزد كه چگونه متحدان خويش را مديريت كرده و با آنها در يك جريان دو طرفه سود قرار گيرد. شركت هايي مانندكورنينگ براي خود بهترين شركا را يافته و حتي متحدان بيشتري براي خويش جذب مي كنند.

ادغام و تصاحب شركت ها
سرمايه اجتما عي مناسب ، مدير شركت را قادر مي سازد تا به صورت موفقيت آميزي دربرابر تلاشهاي ديگر شركت ها،براي تصاحب شركت او پايداري كند.اعضاي يك تيم ارشد مديريتي كه با گروه هاي شغلي و اجتماعي سرآمد و نخبه ارتباطات مناسبي دارند-در مقايسه با تيم ارشدي از مديران منزوي كه درخدمت هيات مديره شركت هاي ديگر هستند،دردفاترسياسي عاليرتبه فعالت مي كنند يابه عنوان ماموران يا معتمدان انجمن هاي تجاري فعاليت مي كنند-بهترمي توانندمانع ازپيشنهاد هاي غير دوستانه خريد شركت شده يا در برابر آن مقاومت كنند

يك گروه ارشد مديريتي كه روابط خوبي دارد،بهتر مي تواند فنون مقابله با تصاحب شركت را فرا گرفته واز آن ها استفاده بهينه كند. در واقع رو شهاي جديد مقابله با چنين پيشنهادهايي در كل شبكه منتشر شده و شركت هايي كه در مركز اين شبكه قرار دارند زودتر از شركت هاي ديگركه در اين شبكه از ارتباطات ضعيف تري برخوردارند،از اين فنون جديد آگاه شده واز آنها استفاده مي كنند.ورشكستگي نيز در شركت هايي كه مديران آنها روابط خوبي با ساير شركت ها دارند،كمتر پيش مي آيدوبه دلايل بسياري كنترل مي شود.

دموكراسي
انجام امور تجاري در كشور هاي ديگر به يك دولت با ثبات،شريف،مسئول وبا اعتماد نياز دارد. كيفيت و چگونگي دولت با توجه به غني بودن سرمايه اجتماعي مانند شبكه هاي همكاري وتعاون،معيارهاي مشاركت مدني و روحيه اعتماد تغيير مي كند.براي مثال،رابرت پوتنام ، متخصص علوم سياسي دانشگاه هاروارددر تحقيقات۲۵ساله اش درباره دموكراسي در ايتاليا به اين مطلب پي برده است كه مناطقي كه از سرمايه اجتماعي قوي بر خوردار هستند،شاه تو سعه بيشتر اقتصادي و دولت هاي محلي مسئول بوده اند،اما مناطقي كه سرمايه اجتماعي ضعيفي دارند،از اين جهت بسيار آسيب پذير هستند.اخيراًپوتنام متوجه شده است

كه تمايل آمريكاييها براي پيوستن داوطلبانه به يكديگر و تشكيل گروه هاوانجمنها،كاهش يافته است. او براي توضيح اين مسأله به اين عبارت معروف اشاره مي كند:‌”بولينگ را به تنهايي بازي كن”(با توجه به مشاهده كاهش تمايل مردم براي بازي گروهي بولينگ و افزايش تمايل آنان براي انجام اين بازي به صورت انفرادي )و نشان مي دهد كه سرمايه اجتماعي در حال كاهش است .تحليل هاي ديگري ،ادعاهاي او را درباره ي كاهش سرمايه اجتماعي درجامعه آمريكايي مورد ترديد قرار مي دهند-امادر مورد اين كه دموكراسي به سرمايه اجتماعي نياز دارد با او موافقند. بدون سرمايه اجتماعي،دموكراسي از بين مي رود ويا هرگز ريشه نمي گيرد.
تغيير الگوي روابط گروه ها بسوي شبكه اي شدن،موضوعي است كه در اين زمانه متغير،هم در كسب وكارها و امورسازمان و هم در فعاليت هاي فرا تر از آن،مصداق دارد.روانشناساني چون بري ولمن و كيت هامپتون اين تغيير در الگو ارتباطي را حركت از”زندگي در محيط هاي كوچك و محدود،به زندگي در جوامع شبكه اي”مي نامند و آن را به اين شرح توصيف مي كنند:

اعضاي جوامع كوچك فقط بااعضاي معدودي از گروههايي كه به آن تعلق دارند در تعامل مي باشند.مثلاً در خانه،در همسايگي،در محل كار يادر سازمان هاي خيريه.آنان به گروه هاي كاري تك و جدا در سازمان تعلق دارند،آنان دريك خانه يا در يك محله زندگي مي كنند و يكي از اعضاي يك گروه خويشاوندي يا يك سازمان خيريه محسوب مي شوند…تمام اين مثال ها محدوديت هايي هستندكه مرز هاي مشخصي براي خودي و بيگانه بودن دارند…در چنين جامعه اي هر تعاملي در جاي خود باقي مي ماند؛يعني در يك زمان و فقط در يك گروه صورت مي پذيرد.

اگر چه مردم،اغلب جهان را به صورت مجموعه اي از گروهها مي بينند…،ولي عملكرد آنان درون شبكه ها انجام مي شود.در جوامع شبكه اي،مرز ها نفوذ پذيرتر هستندو تعامل با افراد گوناگوني صورت مي گيرد،ارتباطات بين شبكه هاي چند گانه تعويض مي شوند و سلسله مراتب(اگر وجود داشته باشد)وسيعتر و تكراري تر است.
سرمايه اجتماعي به منابع فراواني كه در ميان يا از طريق شبكه هاي فردي يا سازماني قابل دسترسي هستند اشاره دارد.اين منابع شامل اطلاعات،نظريات،راهنمايي ها،فرصتهاي كسب و كار،سرمايه مالي،قدرت،حمايت احساسي،خير خواهي،اعتمادو همكاري مي شود.بدون شبكه هايي كه به خوبي ساخته شده و به خوبي مديريت مي شوند،اين منابع مخفي باقي مي مانند.همچنين اگر ما به اسطوره هاي فرد گرايي پناه ببريم يا وانمود كنيم كه ما صاحب مطلق سرنوشت خويش هستيم يا اينكه روابط اجتماعي هيچ اهميتي براي ما ندارد،باز هم چهره اي منابع ارزشمند،پوشيده خواهد ماند.حتي استعداد ذاتي هوش،تعليم و تربيت،تلاش و شانس به هيچ وجه جزء مشخصه هاي فردي محسوب نمي شوند،بلكه تمام آنها از طريق روابط گروهي ما با ديگران توسعه يافته،شكل گرفته و آشكار مي شوند.
براي سرمايه اجتماعي،مصاديق سازماني و كسب و كار نيز وجود دارد-شواهد محكمي كه بيان مي كند سرمايه اجتماعي باعث تقويت فعاليت هاي سازماني مي شود.افرادي كه سرمايه اجتماعي را ايجاد كرده و از آن استفاده مي كنند،مشاغل بهتري مي يابند،حقوق بيشتري دريافت مي كنند،سريعتر ترفيع مي گيرند و در مقايسه با همتايان منزوي خود كه تمايلي براي استفاده از قدرت سرمايه هاي اجتماعي نداشته يا توان آن را ندارند،از تاثير و نفوذ بيشتري برخوردار هستند.سازمانهايي كه از سرمايه اجتماعي قدرتمندي سود مي برند،مي توانند به سرمايه هاي لازم براي كارآفريني و فعاليت هاي شجاعانه دست يابند،يادگيري سازماني را بهبود بخشند،از اهرم بازاريابي شفاهي و گفتاري استفاده كنند،از توانايي يافتن متحدان استراتژيكي سود ببرند و از منابع خود در برابر پيشنهاد هاي غير دوستانه-تصاحب شركت-به خوبي دفاع كنند.يك سرمايه اجتماعي،يك ديواره دفاعي براي دموكراسي است .

موردي فراتر از مورد كسب و كار و سازمان،شبكه ها رابه كيفيت زندگي پيوند مي زند. شبكه اي از روابط مطلوب به خوشبختي رضايت و زندگي هدفدار منتهي مي شود.يك شبكه مطلوب باعث تقويت سلامتي و طول عمر مي شود.اما مسأله فقط به همين جا ختم نمي شود. ايجادشبكه ها مهم ترين حالت از مشاركت و همكاري در اين جهان است. ايجاد شبكه ها،هريك از ما را قادر مي سازد به ديگري كمك كند.متعاقباً وظيفه اخلاقي در ارتباط با مديريت آگاهانه روابط،مطرح مي شود و روش هاي اجراي آن به گونه اي كه در خدمت ديگران باشد.با انجام اين كار،نه تنها از فوايد فردي شبكه ها سود مي بريم بلكه با ايجاد ارتباطات بيشتر،دنيا را به محل بهتري براي زندگي تبديل مي كنيم.
بيشتر مردم ديدگاه درستي نسبت به سرمايه اجتماعي ندارند.تصور اغلب درباره محدوده اي كه در آن،دوستانشان واقعاً دوست هستند،كاملاً نادرست است و واقعاًنياز ها وخواسته هاي همسران يا دوستان نزديك خودرا نمي شناسند-حتي زماني كه فكر مي كنند،مي شناسند. مشكل اينجاست كه اغلب مردم تصور مي كنند شبكه هاي خود را درك مي كنند،اما بيشتر آنان واقعاًشبكه هاي خويش را نمي شناسند بنابراين استفاده از فنون جامعه سنجي كه در اين فصل ارائه شد،براي همگان مفيد خواهد بود.

هدف تحقيق جامعه سنجي اين بود كه نمونه اي از شبكه هاي بزرگ تر شما را در اختيارتان قرار دهد.نمونه اي كه مي تواند براي شناسايي وضعيت و كيفيت سرمايه اجتماعي شما،نشانه هايي در اختيارتان بگذارد.افرادي كه شبكه هايي درونگرا،متجانس و كوچك دارند،عموماًسرمايه اجتماعي شان،بر اعتماد وهمكاري در يك شبكه مستحكم،استوار است،اما آنان فرصت دست يابي به اطلاعات يا كشف فرصت هاي كارآفريني رااز دست مي دهند.

افرادي كه شبكه هايي برونگرا،گوناگون وبزرگ دارند،به سرمايه اجتماعي مبتني برموقعيت هاي كارآفريني دسترسي دارند،اما آنان نيزعموماًپيامهايي آميخته وغير شفاف،تداخل توقعات وتنش را تجربه مي كنند. بيشتر شبكه ها در جايي مابين اين دو قطب،قرار مي گيرند،اما به انتهاي پاياني اين سه جنبه تمايل دارند:كوچك وبسته،تركيبي متجانس و درونگرا. بيشتر افراد متوجه مي شوندشبكه هايشان بيش از آنچه كه تصور مي كردند كوچك ،متجانس و درونگرا ست. بيشتر آنان نتيجه گيري مي كنند كه بايد شبكه ها را بزرگتر،گوناگون تروبرونگراتر كنند. اين نتيجه گيري بدان معنا نيست كه آنان مجبور هستند كارآفرين ترين شبكه هاي ممكن را ايجاد كنند، بلكه بايد شبكه هايي كه بيشتر به شبكه هاي تام كاپرل نزديك است به وجود آورند-كارآفرين موفقي كه در اين فصل معرفي شد .

پايان يك سفر،آغاز سفري ديگر است.فصل بعدي در باره اقداماتي است كه مي توانيد براي ايجاد سرمايه اجتماعي انجام دهيد. چون بيشتر افراد تمايل دارند شبكه هاي خودراكارآفرين تر كنند،اين موضوع در فصل سوم مورد بحث قرار خواهد گرفت. همان طور كه خواهيد ديد،با ايجاد اين نوع از شبكه ها، به نوعي از سرمايه اجتماعي دسترسي مي يابند كه به شما كمك مي كند ارزش بيشتري ايجاد كنيد،به افراد بيشتري كمك كنيد و دنيارا به محلي با ارتباطات بيشتر،تبديل كنيد.

معمار شبكه هاي شغلي وشخصي خود باشيد.آگاهانه وبا مهارت،شبكه هايي بسازيد كه در دستيابي به اهدافتان و انجام مأموريت هايتان و كمك به جهان پيرامونتان،به شما كمك كند. هدف بيشتر مردم اين است كه شبكه هايي كارآفرين تر داشته باشند- بزرگتر،متنوعتر وبرونگراتر-كه بهتر از شبكه هاي فعلي آنان باشد.هرچند ، قبل از اقدام براي تغيير شبكه هاي موجود،ضروري است كه به اين سؤال پاسخي شايسه داده شود:از سرمايه اجتماعي خود براي دستيابي به چه چيزي استفاده مي كنيد؟

براي بسياري،پاسخ اين سؤال آن چيزي است كه آنان مي توانند از طريق شبكه هايشان به دست آورند ماننداطلاعات،راهنمايي،توصيه،فروش،كسب وكار،سرمايه اقتصادي،حمايت احساسي وغيره. هر چند چنين پاسخي،تمركزدر بدست آوردن،دليل نيرومند يا نيرو بخشي براي ايجاد شبكه نيست. خدمت به ديگران-ايثار- بهترين دليل براي ايجاد شبكه هاي بهتر است

. كمك به ديگران به شما كمك مي كند.هر چه كمتربه گرفتن و بدست آوردن وهرچه بيشتربر كمك كردن و فداكاري متمركز شويد،نتايج بهتر و مفيد تري بدست مي آوريد.البته،تمركز بر آنچه كه از ديگران بدست مي آوريد نيز مي تواند كار ساز باشد،اما فقط در يك مدت كوتاه.چه شما اين را يك اصل اخلاقي تلقي كنيدو چه يك مفهوم ساده،توصيه ما براي موفقيت بلند مدت اين است كه شبكه هاي بهتري بسازيد تا با استفاده از آنهابه ديگران كمك كنيد.