۱٫ Slip-painting

مقدمه

با ظهور اسلام در نیمه اول سدههفتم میلادی، تولید سفال در سرتاسر سرزمینهای اسلامیبهتدریج دستخوش تغییراتی شگرف شد. در ابتدا، سفالگران شیوهها و سنتهای پیشین خود را دنبال کردند، اما این اتفاق بیش از حدود دو قرن نپایید.

ارتباط تجاری گسترده با شرق دور بهویژه چین

ﻭ سرازیرشدن کالاها و سفالینههایممتاز چینی به سرزمینهای اسلامی از یک سو و محدودیت قوانین و احکام اسلامی در استفاده از ظروف زرین و سیمین، موجب تحولات درخور توجهی در تولیدات سفالین شد و ظهور گونههای جدید و متعددی در پی داشت. سفالگران اسلامی تجربهها و آزمایشهای متعددیبهکار بستند و، با الگو قراردادن برخی از اقلام چینی، با خلاقیت و فارغ از تقلید صرف، تکنیکهای جدیدی را در خلق انواع سفالینههای نفیس و بدیع به کار بردند. گرچه شاید شروع این تحول را باید در سرزمینهای نزدیک به مرکز خلافت عباسی جستوجوکرد، تقریباً همزمان یا با فاصله زمانی اندک، در سرزمینهای شرقی جهان اسلام نیز نوزایی هنری در حال شکلگیری بود.

فراوانی نمونههای باستانشناختی مجموعهای منسوب به شرق جهان اسلام بیانگر آن است کهنقاشی گلابهای١، وسیع ترین و عمومیترین تکنیک تزیین روی سفالینههای لعابدار در آسیای مرکزی و سرزمینهای شرقی ایران در سدههای نخستین اسلامی بوده است. این نوع سفال، ازآنرو که بیشتر در دوران سامانی (۴۰۲-۵۹۳ق/ ۹۱۸-۵۰۰۱م) و در حدود مرزهای این حکومت شامل خراسان، ماوراﺀالنهر

ﻭ استان کرمان ساخته میشد، با نام عنوان سفال سامانی نیز شناخته میشود. در سایه این حکومت، مکتبی از سفالگری توسعه یافت که تولیدات آن کاملاً از سفالینههای همزمان در بینالنهرین متمایز و قابل تشخیص بودند. این شیوه ازتزیینات تولید سفالینهٰها را در شرق جهان اسلام بهمدت دو قرن پیش از ابداع لعاب قلیایی و بدنه های بدلچینی به اوجی دوباره رسانید. این تولیدات زیباییشناسی کاملاً متفاوتی از دیگر سفالهایی که همزمان در ایران و عراق ساخته میشدند آشکار میسازند. طرحهایتزیینیمتنوع و ترکیبی همچون انتزاعی، پیکرهای و خوشنویسی و همچنین کاربرد گستره وسیعی از رنگها اینگونه از سفالینهها را به یکی از جذابترین و درعینحال رمزآلودترین سفالینههای دوران اسلامی تبدیل کرده است.

کیفیت ساخت و تزیین بسیاری از این سفالینهها تا حدی است که برخی از پژوهشگران آنها را در زیبایی فراتر از سفالینههای زرینفام وارداتی همان دوره در عراق میدانند. این مقاله قصد دارد، ضمن مطالعه و معرفی انواع سفال منقوش گلابهای، ویژگیهای فنی و سبکی اینگونه سفالین را بررسی کند ومسائلی چون منابع الهام هنری، دامنه گسترش

تصویر۱-نیشابور،سده سوم وچهارم هجری، مأخذ: www.metmuseum.org

و تاریخگذاری اینگونه از سفالها را جستوجو کند.

این پژوهش بهشیوه توصیفیـتحلیلی و گردآوری اطلاعات آن بهشیوه اسنادی انجام پذیرفته است. بدین منظور، پژوهشها و منابع اصلی مطالعاتی اینگونه از سفالینهها و گزارش بررسیها و حفاریهای باستانشناسی مرتبط بهدقت مطالعه شدند. نخست، بهمنظور شناخت و معرفی هریک از زیرگونههای این سفال، چارچوب گونهشناسی ارائهشده از سوی ویلکینسون استفاده شده و در موارد لازم با دید انتقادی نیز بدان نگریسته شده است؛ در کنار آن، تقسیمبندیهای دیگر پژوهشگران نیز مدنظر بوده است. برای آگاهی از مراکز اصلی تولید و نیز مناطق گسترش این نوع سفال و هریک از زیرگونههای آن بیشتربه گزارشهای بررسیها و حفاریهای باستانشناسی استناد شده است.

پیشینه پژوهش

برخی از گونههای سفال منقوش گلابهای در گزارشات حفاریهای باستانشناختی مناطق مختلف (Gardin,1963)

یا در کتب تخصصی سفال اسلامی و کاتالوگ مجموعههای خصوصی ( (Lane, 1947 and 1948 معرفی و بررسی

شدهاند، امانخستین پژوهش و معرفی جامع درباره سفالینههای منقوش گلابهای را ویلکینسون در قالب مطالعه و انتشار سفالینههای فراوان حاصل ازحفاریهای موزه متروپولیتن در نیشابور انجام داد Wilkinson,1961and) .(1973پسازآن نیز دیگر پژوهشگران با پیروی از طبقهبندی

او یا ارائه طبقهبندی جدید، بخشی از کتب سفال اسلامی را به مطالعه و تحلیل اینگونه از سفالینهها اختصاص دادند (نک. کیانی، ۷۵۳۱؛ .(Waston, 2004; Fehrevari, 2000

ریچارد بولیت با رویکردی متفاوت به مطالعه سبکهای مختلف سفالین و ارتباط آنها با جایگاهای مختلف اجتماعی پرداخت .(Bulliet, 1992) ولوو (Volov, 1961)، قوچانی

تصویر۲- نیشابور،سده چهارم هجری، مأخذ: Morgan,1994a: 70, no. 57

(۴۶۳۱)و پانکار اوغلو((Pancaroglu, 2007 نیز کتیبه های

کوفی این سفالینهها را موضوع پژوهش خود قرار دادند. همچنین در سالهای اخیر کریستینا هِنشاو، در بخشی از رساله دکتری خود، مجموعهدرخورتوجهی از سفالینههای منقوش گلابهای متعلقبه آخسیکت در ازبکستان را مطالعه کرده است .(Henshaw, 2009) نقوش متنوع اینگونه از
سفالها نیز موضوع بررسی برخی از پژهشگران قرار گرفته است که از آن جمله میتوان به پژوهش فیتز هربرت درباره نقوش سفالهای نخودی نیشابور (Fitzeherbert, 1983)

ﻭ نیزمطالعه و تحلیل نقوش انسانی این سفالینهها(همپارتیان

ﻭ خزائی،۴۸۳۱)اشاره کرد.

زمینههای اجتماعیـ فرهنگی

همزمان با آغاز نهضتها و جنبشهای ایرانی و تأسیس سلسله های مستقل مانند طاهریان و سامانیان، اغلب هنرها به خصوص سفالگری رونق تازهای یافت و در قرون سوم و چهارم هجری از جهت تکنیک و تزیین تحول چشمگیری در هنر سفالگری به وجود آمد (کیانی و کریمی، ۴۶۳۱ :۶۱). کانون عمده این نوزایی دربار درخشان و باشکوه سامانیان بود که تعدادی از حکام دربار از حامیان بزرگ هنر و از خبرگان سرآمد آن بودند (شراتو، ۴۸۳۱ :۰۵).

سامانیان یکی از سلسله های مهم در بخش شرقی جهان اسلام در سدههای نخستین اسلامی بودند و قلمرو آنها مراکز بزرگی همچون سمرقند (افراسیاب)، بخارا، مرو، نیشابور و کرمان را شامل میشد (کیانی، ۷۵۳۱: ۵۱). بدون تردید، دوران سامانی از درخشان ترین و پربارترین ادوار تاریخ سیاسی، فرهنگی و هنری ایران محسوب میشود.

سلاطین سامانی در دوران قدرت خود بسیاری از آداب و رسوم دیرین ایرانیان را که در خراسان و ماوراﺀالنهر باقی مانده بود بار دیگر احیا کردند، بهزبان فارسی و نظم و نثر

علاقه فراوان نشان دادند و کتابهای گرانبها و سودمندی نظیر تاریخ طبری و کلیله و دمنه بهدستور آنان ترجمه شد (راوندی، ۸۷۳۱ :۰۳۲).
نباید ازنظر دور داشت که گرچه سامانیان برای کسب استقلال مملکت به احیای فرهنگ گذشته ایران توجه کردند، با توجه به ملل و ادیان مختلف در ماوراﺀالنهر، دوری از هرگونه جهتگیری و تعصب دینی ضروری مینمود؛ ازاینرو، سامانیان ضمن گسترش فرهنگ و آثار قدیم ایران به فرهنگ اسلام و علوم قرآنی، تفسیر، حدیث، فقه و غیره علاقه نشان میدادندو مخالفت با فرهنگ اسلام را لازمه احیای فرهنگ باستانی ایران ندانستند (فروزانی، ۷۸۳۱: ۰۸۱). همین تسامح و روش آزادمنشانه سران حکومت سامانی به رواج علم و ادب و فلسفه در آن روزگار کمک شایانی کرد (راوندی، ۸۷۳۱: ۱۳۲). در این اوضاع، انواع هنرها ازجمله معماری و هنرهای وابسته، نقاشی، فلزکاری، شیشهگری، نساجی و بهویژه سفالگری رونق و جایگاه تازهای یافتند که در این میان مهمترین سهم هنرمندان سامانی در ساخت سفالهای اسلامی، ابداع و تکامل سفالهای منقوش گلابهای است.

شیوه تزیین

نام»منقوش گلابهای«١مناسب ترین عنوان برای اینگونه از سفالهاست. این نام نشان میدهد که اینگونه ظروف زمینهای گلابهای دارند که تزیینات بهشیوه نقاشی روی آن ایجاد شده و مواد رنگی نیز گلابه افزوده دارند، بدین معنا که ابتدا بدنه رُسی سفال که از خمیره نخودی یا قرمز ساخته میشد بالایهای از گلابه پوشیده شده و سپس نقوش ازطریق مواد رنگی ممزوج با نوعی واسطه گلی، روی این پوشش ایجاد میشدند. در پایان نیز سطح سفال با لعاب سربی شفاف پوشانده میشد Fehervari, 2000: 50;) .(Blair and Bloom, 2004: 122

هنرمندان سامانی دریافته بودند که راهحل نهایی مشکل حرکت رنگها در روش نقاشی زیر لعاب در حین حرارت دهی در کوره ترکیب عامل رنگی با گلابهای از جنس بدنه سفال است. در این صورت، رنگها هنگامیکه در زیر لعاب سربی قرار گرفته و در کوره حرارت میبینند در جای خود ثابت باقی مانده و حرکت نمیکنند(;Fehervary, 2000: 50 .(Jenkins, 1983: 11

پوشش گلی در رنگهای مختلفی به کار برده میشد، ولی غالباً بهرنگ سفید یا شیری بوده است (کیانی و کریمی، ۴۶۳۱ :۶۱). درواقع، هدف اصلی تبدیل سطح تزیینشده ظرف سفالی نخودی یا قرمز به سطحی سفید بوده است، درست شبیه سطح ظروف چینی رایجی که بهطور متداول وارد میشدند مواد رنگی نیز میتوانستند بهتنهایی بهجای نقاشی بامواد رنگی ممزوج با افزوده گلی به کار روند، چنانکه شکل و نمود ظاهری آنها غالباً یکسان به نظر میرسد

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۱٫ Slip-painted
۳۷

شــماره۳۲ پاییــز۱۹

سفال منقوش گلابهای (انـواع، گستردگی ، تاریخگذاری)

۱ .Buff wares

.۲ویلکینسون و همکارانش در انتشارات قبلی خود از حفاریهای نیشابور این گونه ظروف را چند رنگ (polychrome) نامیده بودند (نک.
Hauser and et.al., 1938: figs. .(11-17

۳٫Nishapur polychrome wares 4.Peasant 5.Folk

.(Henshaw,2009:65-66) بدین شکل، هنرمندان سامانی

توانستند آنچه را هنرمندان بینالنهرین با تکنیک نقاشی روی لعاب قلع انجام داده بودند بهشیوه خود انجام دهند.

انواع

اینگونه از سفالینهها در سرتاسر حوزه ساخت با تکنیکی کلی و کمابیش مشابه (استفاده از رنگهای ممزوج با گلابه برای ایجاد نقوش روی بستر گلابهای در زیر لعاب سربی شفاف) ساخته میشدند، اما تنوع در جزئیاتِ شیوه تزیین، رنگمایهها و الگوهای تزیینی پژوهشگران را واداشته است تا این سفالینه ها را در قالب گروه های مختلفی مطالعه کنند. ویلکینسون، در حین مطالعه و انتشار مواد مکشوفه از حفاریهای نیشابور، نخستین طبقهبندی مشخص را برای این نوع سفالها ارائه کرد .(Wilkinson, 1973) طبقه بندی

او که بیشتر با توجه به تکنیک تزیین و رنگ نقوش و بستر کار انجام گرفت منجر به ایجاد الگویی شد که بسیاری از محققان آن را پذیرفته و به طور کامل یا با تغییرات مختصر به کار گرفتهاند(نک.(Fehervari, 2000: 50؛باوجوداین،

تقسیمبندیهایی نیز براساس نوع نقوش (کتیبهای، هندسی، گیاهی، انسانی و…) صورت پذیرفته است (نک.,Watson .(2004: 205-251

۱. سفال نخودی١

ویلکینسون (۳۷۹۱) بهواسطه خمیره نخودی این گروه نام »ظروف نخودی« را به آنها اطلاق کرده است،٢ اما نظر به اینکه بسیاری از سفالهای منقوش گلابهای خمیره نخودی دارند، این اصطلاح منحصر به این گروه نمیشود. ازاینرو،برخی پژوهشگران همچون فهیرواری(,Fehervari (2000: 50 نام سفال چندرنگ نیشابور٣ را برای این گروه

از سفالها مناسب تر دانستهاند.

این گروه از سفالها با زمینهای مایل به زرد و بهندرت خردلی مشخص میشوند که تزیینات متراکم چندرنگ با رنگهای سبز، ارغوانی منگنز، قرمز گوجهای، زرد، خردلی و سفید روی آن نقش شده و با لعاب سربی بیرنگ پوشانده شدهاند(همان). در این نوع، رنگها از رنگهای دیگر سفالهای منقوش گلابهای شفاف ترند Morgan, 1994a:) .(58 تمام سطح این سفالها با تزیینات غنی و متنوع از قبیل

پرندگان (تصویر۱)، حیوانات، پیکرهای انسانی، برگِنخلیها، پیچکهای برگدار و کتیبه پوشیده شده است White-) .(house, 1992: 310

ظروف نخودی بهسبب حرارت، تحرک و انتزاع عجیب طرحها و بی باکی در رنگآمیزی جزو فوقالعادهترین سفالهای دوران اسلامی قرار دارند. درعینحال،اغلب آنها هم در ساخت و هم در نقوش با عجله و بی دقت ساخته شدهاند .(Watson, 2004: 247) درواقع، پیکرهای انسانی و حیواناتْ ساده و خام طراحی شدهاند Fehervari,2000:)

تصویر۳- نیشابور،سده چهارم هجری، مأخذ: www.islamicce.ashmolean.org

تصویر۴- نیشابور،سده چهارم هجری مأخذ: Morgan, 1994a: 71, no. 58

(۵۰ و همین خصوصیات باعث شده معمولاً بهعنوان ظروف روستایی٤یا عامیانه٥ شناخته شوند Watson, 2004:) .(247; Lane, 1947: 25

این سفالینهها بهشدت نوعی حس اشغال فضا را به انسان القا میکنند. پُری و حجم زیاد نقشمایههای زمینه دید انسان را مختل کرده و باعث میشود ترکیبات تزیینی بینظمتر از آنچه هستند بهنظر برسند. هیچ قسمتی از ظرف را نمیتوان بدون تزیین و تنها با رنگ ساده و یکنواخت مشاهده کرد (همپارتیان و خزایی، ۴۸۳۱ :۳۴).

بهنظر میرسد که پیکره های انسانی و حیوانی تأثیراتی را از سفالهای زرینفام اولیه گرفتهاند .(Fehervari,2000:50)

با اینحال، سبک سفالهای نخودی مخصوص به خودشان است، اگرچه ممکن است جزئیات گوناگونی از ارتباط بین آنها و سبک دیگر کارهای هنری و تولیدات دیگر مراکز سفالگری دیده شود(.(Wilkinson, 1973: 3
طرح و نقش پیکرههای انسانی در این سفالینهها ویژگیهای خاصی دارند، ازجمله: محکم و استواربودن خطوط کنارهنما، فرم های خشک و زاویهدار، خشکی چهره، تأکید بر خطوط کنارهنمای چهره بهویژه چشمها و ابروان، حالت نشستن چهارزانو، زمینه زرد نخودی و شیوههای خاص و الگوبرداریشده برای آرایش گیسوان(همپارتیان و خزایی، ۳۴:۴۸۳۱). در بسیاری از این نقوش، یک پیکره بزرگ مرکزی به حالت چهارزانو از روبهرو یا بهصورت سهرخ ترسیم شده (تصویر ۲) و گاه پیکرهای انسانی دیگری بهشکل نیمرخ او را احاطه کردهاند.

مطالعه زیباییشناسی و پیکرهنگاری به مقایسه این نقوش با سنتهای نقاشی ساسانیان، عباسیان و آسیای مرکزی و تفکرات مانویان، نسطوریان و دیگر گروها منجر

تصویر۵. نیشابور، سده چهارم هجری مأخذ: Jenkins, 1983, 10, no. 9

تصویر۶- نیشابور،سده چهارم هجری مأخذ: Morgan, 1994a: 79, no. 68

میشود .(Watson, 2004: 247) با وجود این نظریه

که احتمالاً این ظروف اعضای طبقه حاکم را به تصویر میکشیده و احتمالاً برای آنها ساخته میشدند Morgan,) (1994a: 58، وجود حالات و عناصر نمادینِ ویژه همراه

تعدادی از این نقوش ارتباط این پیکرهها را با مضامین اساطیری و آیینی پیش از اسلام و برخی از الهههای ایران باستان همچون الهه آب، آناهیتا،بسیار محتمل مینمایاند (نک. همپارتیان و خزایی، ۴۸۳۱؛ تلخداش، ۸۸۳۱). روی برخی از سفالها نیز جنگجوی سوارهای نقش بسته که با یک دست افسار اسب را گرفته و با دستی دیگر ابزاری جنگی یا باز شکاری را حمل میکند (تصویر۳).

اگرچه پیکرههای انسانی از جایگاه درخور توجهی در تزیین ظروف منقوش گلابهای برخوردارند، نقوش حیوانی بیشتر تکرار میشوند. برخی از این نقوش باززیستی و بقای سنتهای ساسانی را آشکار میسازند. یکی از نقوش بسیار تکرارشده اسبی است که مورد حمله حیوانی وحشی قرار گرفته است (تصویر۴). بشقابهای نقره ساسانی صحنههای مشابهی را که بیشتر حمله شیر به گاو است نشان میدهند .(Fehervari, 2000: 51)

اگرچه مضمون هر دو صحنه یکسان است، تفاوت نوع حیوانات و نیز رعایتنکردن مقیاس در اندازه حیوانات در سفالهای گلابهای (کوچکتر بودن بیشازحد حیوان درنده نسبت به شکار)صحنه ای متفاوت آفریده است که بهعقیده شراتوتحتتأثیر هنر جانوری استپ قرار دارد (شراتو، ۴۸۳۱: ۶۶).هرچند گفته میشود سفالهای نخودی مخصوص نیشابور بودند و در جای دیگری تولید نمیشدند (کیانی، ۷۵۳۱: ۵۱؛ (Fehervari, 2000: 50، درواقع، نیشابور

یگانه مرکز تولید آنها نبوده است و قطعاتی نیز با تزیینات

سادهتر در مرو و افراسیاب به دست آمدهاند Wilkin-) .(son, 1973: 3; Watson, 2004: 248 نمونههایی نیز

در گرگان و قومس، بین سمنان و شاهرود، یافت شدهاند. درحالیکه بنا به شواهد سبکی اغلب سفالهای کشفشده در گرگان از نیشابور وارد شده و تزیینات سفالهای قومس نیز گروهی متأخر با نقوش غیرجاندار از سفالهای نیشابور را به نمایش میگذارند،سفالهای مرو در همان مکان ساخته شدهاند .(Wilkinson, 1973: 3)

ریچارد بولیت با ترکیب اطلاعات سکه شناسی و درصد سفالهای نخودی و دیگر گونه های منقوش گلابهای کشفشده از سه میدان حفاریشده در نیشابور (قنات تپه، سبزپوشان و تپه مدرسه) استدلال میکند که ظروف نخودی یک مرحله بعد از ظروف کتیبهای نیشابور محبوب و رایج شدهاند. این در حالی است که همه اینگونهسفالها همزمان تولید میشد و نوعی سفال جایگزین دیگری نشده است و تنها نسبت تولیدات تغییر یافته است .(Bulliet,1992)

ازاینرو،افزایش تولید سفالینههای نخودی با تصاویری که مضامین پیش از سلام و دوران ساسانی را باززنده سازی میکنند در سده چهارم هجری میتواند در پیوند با پیشرفتِ روند احیای فرهنگی و هنری ایران باستان در این دوران تفسیر شود. این روند همزمان در هنرهایی چون فلزکاری، معماری و نیز ادبیات بهروشنی خود را نشان میدهد.

۲. سفال با نقش سیاه روی زمینه سفید١

سفالهایی که تزییناتشان با رنگ ارغوانی منگنز متمایل به سیاه بر زمینه سفید یا شیری ایجاد شده است از زیباترین سفالینههای منقوش گلابهای به شمار میآیند (تصاویر۵ و ۶). تزیینات این سفالها که بیشتر کتیبه ای هستند با نوعی کوفی متفاوتنگاشته شدهاند .(Fehervari,2000:50) این
نوشته ها در مرکز یا در سرتاسر ظرف، دور لبه داخلی و برخی مواقع نیز بهصورت نواری عرضی در کف ظرف نوشته میشدند. گاه نیز کتیبهتنها به قوس کوچکی از لبه محدود میشد(دیماند،۳۸۳۱، ۳۶۱؛;Fehervari, 2000:3 .(Poe, 1977: 1503 اگرچه این سفالها را سفالگران ایرانی

ساختهاند، نوشته ها بهزبان عربی است. کلمات گاه به هم متصل اند، گاه به چند گروه کوتاه تقسیم میشوند یا کلمه واحدی مکرراً بهکار میرود (ویلکینسون، ۹۷۳۱: ۷۳۱).

بهطور کلی، کتیبههای اینگونه از سفالها را میتوان به دو گروه کتیبههای خوانا و شبهکتیبهها٢تقسیم کرد. مضامین کتیبههایی که خوانا هستند بیشتر جملات قصار و حکیمانه عربی است. در این میان، آیات قرآنی استفاده نشده و اغلب احادیث منسوببه پیامبر و امامان به کار رفته است. بسیاری از کتیبهها فضایلی چون ایمان، سخاوت و صفات خوب را اغلب بههمراه مضمونی از خوراک یا خوردن ارائه میکنند. این موضوع اشاره ای است به اینکه اینظروفْ کاربردی و برای غذاخوردن بودهاند، نهفقط تزیینی و منقوش به قطعاتی

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۱ .Black on White Ware
2 .Pseudo Inscription
۵۷

شــماره۳۲ پاییــز۱۹

سفال منقوش گلابهای (انـواع، گستردگی ، تاریخگذاری)

تصویر۷- ایران احتمالاً نیشابور، سده چهارم هجری مأخذ: Watson, 2004: 213, Cat. Ga.9

ادبی .(Watson, 2004: 206) روی بسیاری از این ظروف

ویژگیهای پسندیده نظیر سعادت، سلامت، ثروت و قدرت برای صاحب آن نوشته شده، مانند »البر لصاحبه«، یا کلمه »برکت« تکرار شده است (ویلکینسون، ۹۷۳۱: ٨-٧۳۱).

متأسفانه و بهطور عجیبی، بسیاری از این ظروف فاقد نام سازنده و تاریخ ساختاند .(Watson, 2004: 206)

اگرچه کلمه »احمد« در مرکز برخی از ظروف سامانینوشته شده و عده ای از محققان نیز آن را امضای سفالگر دانستهاند (تصویر۷)،این کلمه هیچگاه با کلمات دیگری که به مفهوم »ساختن«دلالت کند همراه نبوده است(همان:٢١١). با آنکه

در نمونههای معدودی از سفالهای منقوش گلابهای واﮊه عمل (بهمفهوم کار یا ساخت)با اسمی خاص همراه شده که نشاندهنده امضای سفالگر است (برای نمونه،نک.,Watson .(2004: cat. Ga6; Morgan, 1994a: nos. 77, 101

در تمام نمونههای ارائهشده قوچانی، کلمه احمد همواره بهصورت منفرد در کف ظرف ظاهر شده است (قوچانی، ۴۶۳۱ : شمارهای ۰۴، ۴۴، ۵۶، ۱۸، ۰۹، ۸۹، ۹۹، ۴۰۱، ۶۰۱، ۸۰۱، ۱۱۱، ۴۱۱، ۷۱۱، ۰۲۱).

همین نکته امکان کاربرد کلمه احمد بهعنوان امضای سفالگر را تضعیف میکند. ویلکینسون کلمه احمد را بهعنوان اسم خاص بدون تردید نفی کرده و عقیده دارد که شاید سفالگر آن را بهمعنی »مورد ستایش« به کار برده باشد

.(Wilkinson, 1973: 99)

قرارگیری در مرکز ظرف نیز این امکان را که کلمهاحمد شکلی از دعای خیر باشد با احتمال بیشتری مطرح میکند .(Watson, 2004: 211) بهرغم نظر برخی از پژوهشگران

همچون آرتور آپهام پوﭖ مبنیبر اینکه در بسیاری از این سفالینهها حروف تحت تأثیر خاور دور با قالب های چوبی ایجاد شدهاند (Pope, 1977: 1477)، تفاوت در اشکال

مختلف کلمه احمد، بهعنوان کلمه ای پرتکرار بر این ظروف، میتواندشاهدی بر ردّ این ادعا باشد. بااینحال، اظهارنظر قطعی دراینزمینه منوطبه بررسی گسترده و مطالعات

تصویر۸- نیشابور،سده چهارم هجری مأخذ: Morgan, 1994a 88, no. 79

وسیع تر است.