سلول براي اولين بار بو وسيله رابرت هوگ ، دانشمند انگليسي توصيف شد . در سال ۱۶۶۵ هوك چيزهاي زيادي را به وسيله ميكروسكوپ ساده خود مورد آزمون قرار مي داد كه از جمله آنها يك تكه نازك چوب پنبه بود. تكه چوب پنبه در زير ميكروسكوپ بصورت هزاران خانه كوچك داراي ديواره هاي سفت ديده مي شد . ترتيب خانه ها همانند حجرات كنودي زنبور عسل بود . در واقع هوك اصطلاح سلول را براي توصيف مشاهده خود در مقاله اي كه در همان سال چاپ شده بود بكار برد .

گرچه هوك اصطلاح سلول را معمول ساخت اما نتوانست ماهيت واقعي آن را بشناسد . هوك كنش سلولهاي چوب پنبه اي را همانند كنش سياهرگها و سرخرگهاي بدن حيوانات مي پنداشت . يعني معتقد بود كه ( مايعهاي حياتي ) را از يك ناحيه گياه به ناحيه ديگر آن منتقل مي سازند .

واقعيت اين امر اين است چوب پنبه پيزي جز ديواره مرده سلولي نيست و از پوست تنه درختان جدا شده و عمل آن ممانعت از عبور آب و محافظت از بافتهاي دروني گياه است .
بدنبال بهبود يافتن تكنولوژي مطالعات ميكروسكوپي ، دانشمندان به بينشهاي درست تري درباره ساخت سلول دست يافتند . در سال ۱۸۲۴ ميزان مشاهدهاي انجام شده به حدي رسيد كه دو تروشه ، زيست شناس فرانسوي را برانگيخت تا يكي از سه اصل مهمي كه تئوري سلولي را تشكيل مي دهند عنوان كند .

طبق اين اصل همه موجودات زنده از يك يا چند واحد بنام سلول ساخته شده اند . دو اصل ديگر فقط هنگامي تدوين كامل يافتند كه رودولف ويرنف در سال ۱۸۵۸ در نشريه اي كه خواننده بسيار داشت قاطعانه استدلال كرد كه : اولاً : سلول مي تواند موجوديتي مستقل داشته باشد ؛ ثانياً سلول فقط از سلولي كه پيش از آن بوده است بوجود مي آيد .

بيشتر مدارك لازم براي رسيدن به اين دو نتيجه كلي قبلاً بوسيله دوزيست شناس آلماني بنامهاي ام . ج . شلايدن و تئودور شوان در سالهاي ۱۸۳۸ و ۱۸۳۹ گردآوري شده بود .
شلايدن با وجود تراكم روز افزون اطلاعاتي كه تفاوت گونه ها را بيان مي داشت همواره در جستجوي اصلي بود كه ميان همه گياهان مشترك باشد و به آنها وحدت بخشد ، ولي

كوشش او بي نتيجه بود زيرا در سال ۱۸۳۸ او نوشت كه ( هر سلول گياهي زندگي دو گانه اي دارد يكي زندگي مستقل كه به رشد خاص آن مربوط مي شود و ديگري زندگي وابسته است . چون جزء جدا نشدني گياه است . )

در سال ۱۸۳۹ شوان ، با بهره گرفتن از كار شلايدن ، نشان داد كه نتايج مهم اين گياه شناس در باره جانداران نيز قابل تعميم است . اكنون بيشتر زيست شناسان افتخار بنيانگذاري تئوري جديد سلولي را از آن شلايدن و شوان مي دانند .

تعداد سلولها
در موجودات تك سلولي جاندار و سلول به صورت يك موجود درهم ادغام مي شوند مانند :آميب .
در موجودات پر سلولي نمونه هايي در گياهان شناخته شده اند كه در آنها تعداد سلولها ثابت است . در تمام موارد ديگر تعداد سلولها تا موقعي كه موجود به حد بلوغ برسد افزايش مي يابد . همه سولها با يك آهنگ و دي طي يك مدت تقسيم نمي شوند . چنانچه در انسان همه سلوهاي عصبي كه درهنگام تولد تشكيل شده اند غير قابل جايگزيني هستند و اگر احتمالاً خراب شوند ناگزير از بين مي روند ، بر عكس سلولهاي خوني يا سلولهاي پوست زندگي كوتاهي دارند و تا هنگام مرگ موجود زنده به طور مداوم توليد مي شود و جانشين تك سلولهاي از دست رفته مي گردند .

تعداد سلوهاي بدن انسان را بين صد هزار تا يك ميليون ميليارد تخمين مي زنند كه در هر ثانيه نزديك به ۵۰ ميليون از آنها مي ميرند و به همين تعداد نيز سلولهاي جديد تشكيل مي شوند و حيات را تداوم مي بخشند .

اشكال سلولي
تعدا بسياري از سلولها هنگامي كه در محيط مايع به حالت آزاد قرار دارند به شكل كروي يا بيضي ديده مي شوند و وقتي در يك سيستم بافتي به حالت چسبيده به هم قرار مي گيرند به اشگال مختلفي مانند : اشكال مكعبي ، استطاله مانند ، دوكي ، ستاره اي شكل و غيره ديده مي شوند . در هر حال اين تغييرات شكلي به علت فشاري است كه سلوهاي اطراف به سلول وارد آورده است .

سلولهاي شناوري هستند كه مي توانند در محيط مايع به اشكال مختلف يا به اشكال غير كروي ديده شوند ، مانند : اسپرماتوزوئيدها يا سلولهاي جنسي نر كه تاژكندارند يا هماسي ها ۰ گريچه هاي سرخ خوني ) كه مسطح هستند . سلولهايي همچون سلولهاي عصبي كه در تشكيلات بافتي وارد مي شوند و بسيار دراز هستند و به اشكال متفاوتي ديده مي شوند .
در موجودات تك سلولي نيز اشكال مختلفي ديده مي شود . مثلاً آميب بعلت داشتن پاهايي كاذب و حركات مخصوص آسيب شكل مشخصي ندارند ولي در بعضي از تك سلولي ها كه از پوشش سختي احاطه شده است شكل موجود تقريباً ثابت است . بطور كلي بايد توجه داشت كه شكل سلول را

نمي توان يك صفت ثابت به حساب آورد زيرا اين خصوصيت به تغييرات محيط زندگي سلول بستگي داشته و در زمانهاي مختلف حيات ممكن است قابل تغيير باشد .

ابعدا سلولي
ابعاد سلولها بسيار متفاوت است . واحد هاي اندازه گيري مورداستفاده در بررسي سلولها از آنگستروم ( ۱۰۰A`) تا (۱۰۰۰A` ) و اندازه سلولهاي بزرگ مثل تخم دوزيستان و پرندگان از ۱mm (1000000A` ) تا ۷Cm ( اندازه ( زرده ) تخم شتر مرغ‌) است . به طور كلي در مورد بزرگي سلولها مي توان گفت كه ابعاد اكثر سلولهاي جانوري بين هفت ميكرون تا بيست ميكرون تغيير

مي كند .
در گونه انساني بين سلولهاي بسيار كوچك ، قطر لوكوسينهاي كوچك ، يعني گويچه هاي سفيد خون نزديك به پنج ميكرون است و از بين سلولهاي بسيار بزرگ مي توان تخمكها يا سلولهاي جنسي ماده را نام برد كه قطري بين ۱۰۰ تا ۱۴۰ ميكرون دارند و نورونها يعني سلولهاي عصبي ، زوايدي بنام آكسون دارند كه طولشان به دهها سانتي متر مي رسد .

اندازه سلولهاي
اندازه سلولها از يك گونه حيوان نسبت به گونه ديگري تغيير مي كند . در بدن يك موجود از بافتي نسبت به بافت ديگر نيز قابل تغيير مي باشد . همچنين در بعضي از موجودات مانند حشراتي كه در دسته راست بالان قرار دارند و يا دوزيستان سلولها به نسبت كلي بدن از سلولهاي پستانداران حجيم تر مي باشند . وقتيكه اندازه يك نوع سلول به حد طبيعي خود برسد رشدش متوقف شده و يا اينكه متحمل تقسيم مي شود . گاهي اوقات سلولها حالت غول پيكري پيدا مي كنند كه اين موضوع زماني طبيعي و گاهي غير طبيعي مي باشد . مثلاً سلولهاي غول پيكر غدد بزاقي بعضي حشرات و يا بزرگي سلول تخم امري است طبيعي و حال آنكه پيدايش سلول غول پيكر در فوليكولهاي سلي در ريه علت پيدايش بيماري است.
به طور كلي اكثر سلولها را تنها با ميكروسكوپ مي توان مشاهده نمود زيرا قطر آنها فقط چند ميكرون است .

حركت سلولها
حركت سلول زنده حركتي خود به خود بوده و نتيجه اي از آزاد شدن انرژي در اثر اعمال حياتي داخلي سلول محسوب مي شود .
سلول داراي چهار نوع حركت مي باشد :

۱- حرحك يا جريان سيتوپلاسمي يا سيكلوز : حركتي است بسيار بطئي كه دائماً در پروتوپلاسم سلول وجود دارد و در اثر اين نوع حركت مواد مختلف در داخل پروتوپلاسم از نقطه اي به نقطه ديگر نقل و انتقال داده مي شود مانند حركتي كه واكوئولهاي گوارشي در داخل سيتوپلاسم پارامسي انجام مي دهند و بطرف واكوئولهاي دفعي مي آيند .
۲- .حركت آميبي شكل : در اين حركت نقل و مكان محتويات سلولي به نحوي است كه شكل سلول نيز تغيير مي كند مانند حركت آميب و يا حركت گلبولهاي سفيد خون كه از نقطه اي به نقطه ديگر تغير محل

مي دهند .
۳- حركت بوسيله مژه : اين حركت به وسيله ضمائمي بنام مژه صورت
مي گيرد كه در انواع تك سلوليهاي مژه دار مي توان مشاهده نمود . مانند حركت مژه هاي اوپالينا .
۴- حركت تارچه ها : اينونوع حركت در اثر انقباض سيتوپلاسم تارچه ها صورت مي گيرد كه در موجودات عالي باعث نقل و مكان از نقطه اي به نقطه ديگر مي شود .

عمر سلولها
عده اي ممكن است چند ساعتي بيشتر عمر نكنند مانند سلولهاي قاعده مو و بعضي عمر چند روزه دارند . مثل سلولهاي پوست و ناخن و برخي چند هفته اي عمر مي كنند مانند گويچه هاي قرمز خون انسان كه بين ۴ تا ۶ هفته عمر مي كند ولي سلولهايي هستند كه عمرشان دو برابر با عمر صاحب سلول است . مانند سلولهاي عصبي و عضلاني .

وظيفه سلولهاي زنده و مرده
اغلب سلولها در زمان زنده بودن فعال هستند مانند سلوهاي عصبي و عضلاني ولي از برخي ديگر موجودات در موقع مرگشان استفاده مي كنند . مانند سلولهاي مو و ناخن و درباره اين حالت اخير گويچه هاي قرمز خون انسان را نيز مي توان در نظر گرفت زيرا باوجوديكه فاقد هسته هستند و در جريان خون مراحل آخر حيات خود را طي مي كنند وظيفه حمل اكسيژن از نقطه اي به نقطه ديگر بدن را بعهده دارند .

رابطه سلولها با يكديگر
بعضي از سلولها در محيط خارج و يا داخل بدن بطور آزاد زندگي مي كنند مانند تك سلوليها اسپرماتوزو و گويچه هاي خون ولي زندگي اغلب آنها وابستگي به يكديگر دارد و تبادلات موجود بين سلولها يكي از دلائل اصلي اين همبستگي است .

مروري بر ساختمان سلول
سلولهاي آزاد و سلولهاي موجودات پر سلولي به دو گروه بزرگ يوكاريوت ( داراي هسته حقيقي ) و پركاريوت ( فاقد هسته مشخص ) تقسيم مي شوند . در سلولهاي يوگاريوت محتويات هسته سلول توسط غلاف هسته اي از بقيه قسمتهاس سلول جدا مي شود . درحاليكه در سلولهاي پروكاريوت محتويات هسته از بقيه قسمتهاي سلول جدا نمي شود .
اگر چه حضور و يا عدم حضور هسته حقيقي بزرگترين وجه تمايز اين دو گروه از سلولهاست اما به زودي معلوم مي شود كه وجود تمايز مهم ديگري نيز در بين آنها وجود دارد . سلولهاي يوكاريوت شامل سلولهاي جانداران و گياهان و سلوهاي پريوكاريوت شامل باكتريها ، جلبگهاي سبز و آبي ( يا سيانر باكتريها ) و موجودات شبيه به پلوري پنوميا يا ميكوپلاسما هستند .

سلولهاي يوكاريوت ( جانوري )
همه سلولهاي يوكاريوت از نظر شكل ، اندازه و عملشان با آنكه داراي ساختارهاي تخصص يافته ويژه اي براي هر نوع سلول هستند بطور قابل ملاحظه اي از هم متفاوتند در نتيجه نمي توان سلولي به عنوان نمونه يافت كه تمام خصوصيات سلولهاي جانوري را دارا باشد . با وجود اين تعداد از اندامكها در سلولهايي با سازمان شبيه و يا برابر يافت مي شوند . اين اندامكها درسلول جانوري مركب تقسيم شده است .

غشاء پلاسمايي
غشاء پلاسمايي لايه بسيار نازك و قابل انعطافي هستند كه محتويات سلول ۰ سيتوپلاسم و اندامكهاي سيتوپلاسمي ) درون آن قرار گرفته اند .
غشاي پلاسمايي داراي نفوذپذيري انتخابي است و مي تواند بصورت غير فعال ، مانند غشاي نيمه تراوا عمل كند و باعث عبور عده اي از مولكولها و مانع عبور عده اي ديگر از آنها شود . همچنين با داشتن نقش فعال ، تسريع كننده انتقال مولكولهاي خاص و يا تسهيل كننده جابجايي مواد مختلف بر خلاف شيبهاي پخش است .

غشاء سلولي داراي ساختماني نا همگن است و تركيب شيميايي و سازمان آن در تمام سطح برابر نبوده و در نواحي مختلف متفاوت است . به عنوان مثال بعضي نواحي از غشاء پلاسمايي سلول كبدي در مقابل سلولهاي كبدي مجاور و نواحي ديگر آن در مقابل مجاري صفراوي و از برخي نواحي در نزديكي سلولهاي بافت پوششي مويرگها ( كه مواد را از آن جذب مي كنند ) قرار گرفته است . درهر كدام از اين نواحي غشاء پلاسمايي از نظر تركيب شيميايي و سازمان متفاوت بوده و به صورتي مستمر دستخوش تغيير و تجديد سازمان هستند .

اسكلت سلولي و شبكه ميكروترابكولار
در سيتوزول بسياري از سلولها اجزاء اسكلت سلولي و شبكه ميكروترابكولار وجود دارد . اسكلت سلولي شامل فلامانهاي نازك ، فلامنهاي متوسط و ضخيم و ميكروتوبولها است . اين ساختمانها به سلول شكل و حالت داده و در حركت سلولي دخالت مي كنند . به نظر مي رسد كه عناصر اسكلت سلولي به وسيله شبكه اي از ساختمانهاي نخ مانند نازكي بنام شبكه ميكروترابكولار وصل شده اند . اين شبكه همچنين تعدادي از اندامكهاي غشاء دار و ريبوزومها را به هم وصل مي كنند .

سيتوپلاسم
سيتوپلاسم درزير ميكروسكوپ معمولي شبيه مايع غليظي به نظر مي رسد كه ذراتي را در بر مي گيرد . سيتوپلاسم حاوي آنزيم است . اين آنزيمها تغييرات شيميايي درون سلول را اداره مي كنند . به علاوه در سيتو پلاسم تعدادي اجزاي بسيار كوچك وجود دارد كه در ساختن سيتوپلاسم نو توليد موادي كه در خارج از سلول بايد مصرف شوند يا در تجزيه مواد براي توليد انرژي نقش دارند . سيتوپلاسم همچنين ممكن است محتوي غذاهاي ذخيره شده مانند دانه هاي نشاسته يا قطركهاي چربي باشند .

شبكه آندوپلاسمي
غشاء پلاسماييبا سيستمي از مجاري در ارتباط است كه عميقاً به درون سلول راه يافته اند . اين مجاري همراه با مجموعه اي از وزيكولها ، حفره ها در سرتاسر سلول كشيده شده اند . اين شبكه حفره دار درون سلولي با غشايي محدود مي شود كه نخستين بار در سال ۱۸۹۷ به وسيله گارنيه مشخص گرديد و ارگاستوپلاسم ناميده شد كه سازنده شبكه آندوپلاسمي است .
غشاهاي شبكه آندوپلاسمي (ER ) سيتوپلاسم را به دو فاز تقسيم مي كنند . ۱- فاز حفره اي با درون سيستروني ۲-فاز هيالوپلاسميك يا سيتوزول .
فاز حفره اي شامل موادي است كه در درون حفره شبكه آندوپلاسمي قرار گرفته در حاليكه فاز سيتوزول غشاء هاي شبكه آندوپلاسمي را احاطه
مي كند . مساحت غشاء هاي شبكه آندوپلاسمي ده برابر سطح غشاء پلاسمايي است .ان قسمت از شبكه اندوپلاسمي كه با ريبوزومها همراه است بنام شبكه آندوپلاسمي زبر (RER ) خوانده مي شود . غشاهاي RER به صورت صفحه مانند هستند . شبكه آندوپلاسمي فاقد ريبوزوم را شبكه آندوپلاسمي صاف (SER ) مي نامند كه دراين حالت شبكه اي از لوله هاي منشعب و متصل وجود دارد . SER محل ساخت ليپيدهاي موجود در ليپوپروتئين است و RER محل ساخت پروتئينها هستند .

ريبوزوم
در درون سيتوزول تعداد زيادي از ذرات كوچك وجود دارند كه ريبوزوم ناميده مي شوند . اين ذرات مي توانند بصورتهاي مستقر در سطح هيالوپلاسمي شبكه آندوپلاسمي ( ريبوزومهاي متصل ) و يا به صورت آزاد در هيالوپلاسم ( ريبوزوم آزاد ) ديده مي شوند . ريبوزومها ساختن پروتئين سلولي را بعهده دارند .

ميتوكندري
در درون سيتوپلاسم تعداد زيادي از اندامهاي وزيكولي يافت مي شود كه ميتوكندري خوانده مي شود . هر ميتوكندري توسط دو غشاء احاطه
مي شود كه داراي زمينه اي دانه دار و متراكم هستند . غشاء خارجي كه صاف است و غشاء داخلي كه چين خورديگهاي زيادي بنام ستيغ را بوجود آورده تا سطح تماس غشاء داخلي را به تعداد خيلي زيادي بالا ببرد . ستيغ را جايگاه ويژه واكنش هاي تنفس سلولي مي دانند . ميتوكندري در تعداد زيادي از اعمال سلول از جمله فازهاي توليد كننده انرژي در متابوليسم كربوهيدراتها و چربيها ( تنفس ناميده مي شود . ) ساخت ATP ، ساخت پورفيرين نقش بازي مي كند .

متوكندريها بيشتر از ساير اندامكهاي سلوللي اسقلال دارند . مثلاً ميتوكندريهاي نو فرآورده ديگر اجزاي سلول نيستند ، بلكه منحصراً از رشد و تقسيم ميتوكندريهاي قبلي ناشي مي شوند . ميتوكندريها مجموعه اي از ريبوزومهاي دروني دارند و نوعي پروتئين وابسته به ميتوكندري در زمينه آنها سنتز مي شود .

دستگاه گلژي
نام اين اندامك از نام كاميلوگلژي كه در سال ۱۸۸۹ آن را كشف كرد گرفته شده است . . دستگاه گلژي از دسته غشاهاي نازك ساخته شده است . دستگاه گلژي كه جسم گلژي يا تركيب گلژي نيز خوانده مي شود شامل ك سري كيسه هاي پهن و بشقابي شكل بنام سيسترنه است كه به صورت موازي در كنار هم قرار گرفته اند و گاهي اوقات اين حالت اندامك را ديكتوزوم مي نامند . دستگاه گلژي در اغلب اوقات بوسيله وزيكول هايي با اندازه هاي متفاوت احاطه شده كه بعضي از آنها از قسمت اصلي اندامك در حال جدا شدن است .

ديكتوزومها در اطراف هسته پخش هستند و توسط شبكه اي از مجاري كوچك با هم ارتباط دارند . دستگاه گلژي بطور مستقيم يا غير مستقيم در ساخت مواد مختلف سلولي فعالانه شركت مي كنند ، از قبيل عمل آوردن بسته بندي و ارسال پروتئين هاي ساخته شده در شبكه آندوپلاسمي زبر ، جهت ترشح و توليد مواد مورد نياز براي وارد شدن در غشاء پلاسمايي و ليزوزومها به اين اندامك نسبت داده شده است .

 

ليزوزوم
ليزوزومها در سال ۱۹۵۲ بوسيله زيست شناس فرانسوي ، كريستيان د دو كشف شد . بسياري از ازسلولها داراي ساختمانهاي وزيكولي هستند كه كوچكتر از ميتوكندري بوده و ليزوزوم ناميده مي شوند . ليزوزمها بوسيله غشاء لايه اي محدود بوده و در داخل خود انزيمهايي هيدروليتيك را جاي داده اند كه مي توانند پروتئين ها ، اسيدهاي نوكلئيك ، پلي ساكاريدها و ساير مواد را هضم كنند .
در شرايط معمولي فعاليت اين آنزيمها در داخل اندامكها متوقف شده و از بقيه سيتوپلاسم جدا مي شوند . اگر غشاء ليزوزوم پاره شود ‌، آنزيمهاي رها شده به زودي سلول را منهدم خواهد نمود . ليزوزوم مسئول هضم درون سلولي بوده و ذراتي كه با روش آندو ستوز وارد سلول مي شوند يا اندامكهايي كه عملاً ضعيف شده اند بوسيه آنها از بين مي روند .

ميكروبادي ( پروكسي زوم و گلي اوكسيزوم )
ميكروباديها نظير ليزوزومها كيسه هايي غشايي هستند كه درونشان مواد بسيار اختصاصي جمع شده است . اما ميكروباديها باعث انهدام سلول نمي شود ، بر عكس اين اندامكها بصورت ( حجرات جدا كننده ) براي فرآيندهاي متابوليك بويژه درون سيتوپلاسم عمل مي كنند .

بعضي از انواع ميكرو باديها كه پروكسي زوم ناميده مي شوند در سلولهاي گياهي و هم در سلولهاي جانوري وجود دارند . اين اندامكها فرآيند ساخته شدن و تجزيه پراكسيد هيدروژن (H2O2 ) را كه ماده اي است بسيار سمي ، بطور موثري از سيتوپلاسم جدا مي سازد .
يكي ديگر از انواع ميكروباديها ، گلي اكسي زومها هستند كه در گياهان نورسته بيشتر از همه جا يافت مي شوند . گلي اكسي زومها ، اسيدهاي چرب كه بخش عمده غذاي گياه جوان و در حال رشد است در خود ذخيره

مي كنند . بسياري از اين اسيدهاي چرب به هيدرات كربن تبديل مي شوند كه بعداً وسيله ميتوكندريها و اندامكهاي ديگر متابوليسم حاصل مي كنند . فرآيند تبديل اسيدهاي چرب به هيدرات كربن در گياهان جوان روينده ، اكثراً در گلي اكسي زومها صورت مي گيرد .

هيالوپلاسم
هيولاپلاسم همچون ژلي ظاهر مي شود كه چسبندگي آن مي تواند بطور محسوس تغيير كند . در هيالوپلاسم مي توان ميكروفيلامانها يا ميكروتوبولهايي ( ريز لوله ) را مشاهده كرد كه گاهي ساختارهاي سازمان يافته اي مانند سانترويول ها را ايجاد مي كنند كه سازنده قطبهاي دوك تقسيم سلولي هستند .
هيوپلاسم محلي است كه واكنشهاي اصلي زيست شناسي سلول در آن انجام مي شود و همچنين پايگاه اندامكهاي سلولي است . ضمايم بيجان مختلف موجود در هيالوپلاسم را پاراپلاسم مي نامند . مانند واكوئلهاي حاوي مواد مغذي ، دانه هاي ترشحي و يا مواد زايد .

سنسيتومها و پلاسمودها
سنسيتومها و پلاسمودها از توده سيتوپلامي حجيمي با تعداد زيادي هسته تشكيل يافته اند . سنسيتومها از الحاق سلولهايي بوجود مي آيند كه صفات فردي را ازدست داده اند . پلاسمودها توده اي سيتوپلاسمي است كه در آن هسته چندين بار تقسيم مي شود ، بدون اينكه ديواره اي از غشاي پلاسمايي آنها از هم جدا شوند .
دردردون چنين مجموعه اي هر هسته در سيتوپلاسم اطرافش عمل كننده است كه انرژيو نام دارد . چنانچه ملاحظه مي شود سازمان انرژبدها با وجود تفاوت ظاهري اساساً تفاوتي با تعريف سلول ندارد .

پوشش هسته
اين پوشش كه هسته يوكاريوتها را احاطه مي كنند از دو غشاء تشكيل يافته اند كه ضمن محصور كردن فضاي اطراف هسته مي تواند مستقيماً با حفره هاي شبكه آندوپلاسمي در ارتباط باشند . پوشش هسته داراي سوراخهايي است كه باعث انجام تبادلات مستقيم بين هسته و سيتوپلاسم مي شوند .
بنابراين سيستم غشايي درون سيتوپلاسمي شبكه اي را تشكيل مي دهد كه ساختارهاي مختلف سلولي را احاطه مي كند . اين ساختارها در ماده زمينه اي سلول ، يعني هيولاپلاسم ، غوطه ورند و بوسيله غشاهاي زيستي از آن جدا مي شوند .

هسته
درسلول يك هسته دارد و هسته معمولاً كروي است و بوسيله سيتوپلاسم احاطه مي شود . هسته ساختمان بزرگي است كه هميشه درمركز سلول قرار دارد . محتويات هسته بوسيله دو غشاء بوجود اورنده غلاف هسته اي از سيتوپلاسم اطراف جدا مي شود . غشاء خارجي در بعضي نقاط با غشاء داخلي اتصال پبدا كرده و منافذ هسته اي را بوجود مي آورند . منافذ هسته اي بين سيتوزول و محتويات هسته اي كه معمولاً بنام نوكلئوپلاسم ناميده مي شود ارتباط برقرار مي كند . منافذ هسته اي غالباً بوسيله مواد دانه اي شكل مسدود شده اند .
سمت هيولاپلاسمي غشاء خارجي غلاف هسته در ارتباط با غشاهاي شبكه آندوپلاسمي بوده و ممكن است بر روي انها ريبوزومهايي چسبيده باشد . نظر به ارتباط غشاهاي شبكه آندوپلاسمي باغشاء پلاسمايي فضاي پي نوكلئاز ( فضاي بين غشاهاي داخلي و خارجي كه درغلاف هسته قرار دارند نيز با فاز حفره اي سلول و احتمالاً با خارج سلول در ارتباط است.لغف هسته اي و منافذ موجود در آن در تهيه نمونه هايي براي نشان دادن شكستن انجماد بوضوح ديده مي شود .

منافذ هسته اي به هر دو غشاء نفوذ كرده و به صورتي منظم ( غير تصادفي) درون غلاف هسته پراكنده شده اند . با استفاده از ميكروسكوپهاي نوري و الكتروني مي توان در داخل هسته يك يا چند ساختمان غليظ بنام هستك را مشاهده كرد . هستكها هيچ نوع محدود كننده اي نداشته و از تجمع مواد اوليه ريبوزومي به وجود مي آيند .
وظيفه هسته كنترل تغييرات شيميايي است كه در درون سيتوپلاسم رخ

مي دهند . به عنوان مثال هسته كنترل نوع و مقدار مواد شيميايي را كه در سلول بايد تهيه شوند ، زيرا در نظر دارد .