سنگ های ساختمانی

بخش اول:
مرمريت
مقدمه :
مرمريت يك سنگ دگرگوني به شمار‌مي‌رود كه طيّ ميليون‌ها سال تحمّل فشار و حرارت بوجود آمده است. از بقاياي معادن قديمي كه دركردستان يافت مي‌شود. يك معدن مرمريت نيز وجود دارد كه شايد قدمتي بيش از ۵۰۰ سال داشته باشد. نياز امروزه جوامع بشري به اين گونه‌ سنگ‌هاي تزئيني باعث شده كه بازار خوبي براي آن‌ها فراهم باشد و متعاقب آن اكتشاف و استخراج بيشتري براي اين سنگ صورت پذيرد. در ابتدا اين سنگ‌ها به روش انفجاري استخراج مي‌شدند، امّا اكنون با توجه به پيشرفت در علوم و صنايع مختلف روش‌هاي نوين‌تري مانند استفاده از دستگاه‌هاي حفاري و دستگاه سيم برش به‌كار مي‌رود.

معادن مرمريت نيز بسان گذشته داراي سادگي در اكتشاف و استخراج نيستند. چه بسا معادني كه به ظاهر، از نظر مسايل اكتشافي و ذخاير سنگي غني بوده‌اند اما بعد از چند سال استخراج از آن‌ها متوقف شده و باعث ورشكسته شدن افراد و شركت‌ها شده‌اند.
بنابراين براي اين‌كه بتوان يك معدن مرمريت خوب را شناسايي و اكتشاف و سپس استخراج نمود نياز به يك تجربة گرانبها الزامي است. براي اين‌كه يك معدن مرمريت و يا به‌طور كلي هرمعدني عملكرد خوبي داشته باشد، بايد هماهنگي خاصّي بين همة اجزا موجود در معدن اعم از بخش‌هاي اكتشاف و استخراج، كاركنان و ماشين‌آلات و كارگران وجود داشته باشد. شايد عملكرد بد يكي از

اين اجزاء دركلّ معدن اثر منفي گذاشته و باعث كاهش بازدهي معدن شود. پس وجود يك گروه آماده و هماهنگ درهر معدن ضروري به نظر مي‌رسد. به هرحال مي‌توان با بررسي اجزاء‌يك معدن و تشريح وظايف هر قسمت از معدن و چگونگي ايجاد رابطه در بخش‌هاي مختلف معدن به يك نتيجه‌گيري كلي در بحث عملكرد كل معدن رسيد.
گرانيت سنگي آذرين اسيدي است و از معروف‌ترين و پر استفاده‌ترين سنگ‌ها به‌شمار مي‌رود . گرانيت سنگي دانه درشت است و ابعاد دانه‌ها مساوي است. معمولاً داراي كوارتز فراواني است و فلدسپات‌هاي زيادي هم دارد كه مقدار ارتوز ازپلاژيوكلازها بيش‌تر است. معمولاً داراي مسكويت يا بيوتيت است و مقداري هورنبلند و گاهي هم پيروكسن در آن وجود دارد. رنگ آن معمولاً روشن است ولي رنگ‌هاي تيره در آن ديده مي‌شود معمولاً به‌رنگ‌هاي صورتي، سفيد، خاكستري روشن، سياه و سبز ديده مي‌شود و ممكن است بلورين يا شيشه‌اي باشد و تركيبي شبيه‌ به گرا

نوريوريت دارد. گرانيت در استان كردستان نزديك به ۱۵ سال است كه مورد اكتشاف و بهره‌برداري قرار گرفته است و قبل از آن نسبت به چگونگي استخراج آن و اقتصادي بودن استخراج آن به علت پراكندگي و تكنونيزه بودن ترديد‌هايي وجود داشت! امّا با گذشت چند سال و تمركز بيشتر بر روي آن ارزش آن بيش‌ از گذشته نمايان شد. در گذشته گرانيت در اين منطقه از كشور تحت تأثير معادن ديگر از جمله معادن سنگ مرمر و مرمريت و پوكه معدني و معدن طلا قرار داشت اما در ساليان

اخير به علت اكتشاف عناصر كمياب و استراتژيك در آن بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراين براي مصارف ساختماني، از نظر اقتصادي مناسب نيست. چون اين گرانيت از نوع گرانيت‌هاي دگرسان شده را پاكي وي به شمار مي‌رود يك گرانيت مولد محسوب مي‌شود و كاني‌سازي و تمركز عناصر اقتصادي در آن وجود دارد.

فصل اول

مرمريت شامل كريستال، چيني و ابري است. معدن مرمريت پشت باسكول كه به علّت اين‌كه در نزديكي باسكول قديمي بوده است به اين نام معروف است. اين معدن از نزديك به ۳۰ سال پيش و توسط فردي به نام ارباب قنبر كه بسياري از معادن قديمي ايران را كشف و استخراج نموده است كشف و به بهره‌برداري رسيد. اين معدن در جنوب غربي شهرستان قروه واقع شده است و با اين شهر حدود ۱۰ كيلومتر فاصله دارد و درنزديكي كوه ابراهيم عطار و در نزديكي روستاي اوريه واقع

شده است. به گفته مهندسين و تكنسين‌هاي اين معدن، معدن به پشت باسكول به راحتي تا ۲۰ الي ۳۰ سال آينده نيز قابل بهره‌برداري است و به گفتة سرپرست اين معدن تا ۵۰ سال آينده نيز مي‌توان از آن بهره‌برداري نمود. نزديك‌ترين فاصله‌ي آن به شهرستان قروه ودر حدود ۱۰ كيلومتر است كه جادة آن خاكي است امّا اين جاده نيز تا ۲ ماه آينده به آسفالت تبديل مي‌شود. اين معدن به وسيله‌ي جادة ديگري علاوه بر شهرستان قروه بر كارخانة آسفالت و معدن شانوره كه اين معدن نيز از معدن‌هاي بزرگ مرمريت محسوب مي‌شود متصل مي شود.

 

ارتفاع متوسط منطقه از سطح آب‌هاي آزاد ۱۶۰۰ متر است . آب و هواي اين منطقه مانند ديگر نقاط اين شهرستان آب و هواي سرد و معتدل است و بارندگي اعم از برف و باران در آن فراوان است. در فصل بهار باران فراواني در آن وجود دارد، امّا درفصل تابستان گرماي هوا در حدود ۳۰ تا ۳۸ درجه‌ي سانتيگراد است و تابستان نسبتاً خشكي دارد. امّا در فصل پاييز و در اوايل مهرماه بادهاي سردي شروع به‌وزيدن مي‌كند و در اواسط پاييز معمولاً بارش برف در آن آغاز مي‌شود و زمستان‌هاي بسيار سرد و پر برفي دارد و چون در محاصره‌ي كوه‌هاي بلندي قرار دارد داراي آب و هواي سردي است و تعداد روزهاي قابل كار در اين معدن در حدود ۳۴۳۰ روز است و در ايام تعطيل و جمعه‌ها نيز به فعاليت خود ادامه مي‌دهد.
اما بارش‌هاي سنگين برف و باران چون باعث گلي شدن خاك‌هاي نرم معدن مي‌شود باعث ايجاد مشكلاتي براي كار و در نتيجه براي فعاليت معدن مي‌شود و اگر كار در فصول سرد تعطيل نشود حداقل با كندي فراواني صورت مي‌گيرد.
در مورد تاريخچه‌ي آن ذكر اين مطلب ضروري است كه اين معدن از سال ۵۴ حدوداً شروع به فعاليت داشته و در ابتدا از طريق انفجار استخراج مي‌شده است و كارگراني كه در اين معدن مشغول به كار بودند اكثراً داراي سابقة بيشتر از ۲۰ سال كار در اين معدن بودند و يكي از معضلاتي كه در آينده ممكن است گريبانگير اين معدن شود نزديك بودن سن كارگران به سن بازنشستگي است كه با آمدن نيروهاي جديد و فراگيري همة فنون مدتي نزديك به ۲ تا ۳ سال باعث افت محصولات استخراجي آن مي‌شود.
بهره‌برداري از آن بوسيلة شركت سرمايه‌‌گذاري توسعة معادن كوثر (سهامي عام ) انجام مي‌شود و در اداره معادن شهرستان قروه قرار دارد. شماره‌ي تلفن آن :
۵۲۲۲۸۰۰ – ۰۸۷۲ است.
نوع مالكيت آن دولتي است و بصورت سهامي عام است.

فصل دوم
استان كردستان از ديدگاه زمين‌شناسي در دو زون ايران مركزي و سنندج – سيرجان قرار دارد اما بخش‌هايي از آن بازون رانده شدة زاگرس در ارتباط است.
شهرستان قروه و در نتيجه معدن پشت‌ باسكول در زون ايران مركزي قرار دارد.

بخش‌هاي كربناته موجوددر دگرگونه‌هاي نواحي شرقي و مركزي به‌عنوان مهم‌ترين منابع اين نوع سنگ‌ها قابل استفاده‌اند و تشكيل كارنسارهاي مختلفي را در منطقة قروه داده‌اند. در قروه اين كانسارها در قسمت‌هاي بالايي بخش مياني و قسمت‌هاي زيرين بخش بالايي، سري سنگ‌هاي ژوراسيك قرار گرفته‌اند كه توالي از سنگ‌هاي كربناته ضخيم متبلور و سفيد رنگ را در بر مي‌گيرند كه در تناوبي با انواع شيست قرار دارند و دگرگوني از نوع ناحيه‌اي است كه از غرب به شرق

افزايش مي‌يابد. به‌علاوه در مجاورت دايكها و توده‌هاي نفوذي كوچكتر تأثير عوامل دگرگوني همبري نيز مشهود است .
مرمريت‌هاي قروه خود از دگرگوني سنگ‌هاي كربناته حاصل شده‌اند كه تقريباً خالص بوده و احتمالاً از انواع آهك‌هاي ريفي، مرجاني و درياي كم عمق حاصل شده‌اند اين آهك‌ها در نتيجة فرايند مرمريتي شدن تبلورمجدد يافته و به مرمريت تبديل شده‌اند كه برحسب شدت دگرگوني و تركيب سنگ مادر ۳ دسته سنگ را بوجود آوردذه‌اند (كريستال ، چيني ، ابري)
عمده‌ي سنگ‌هاي تزئيني قابل استخراج در شرايط دگرگوني كم در مناطق اپي‌زون تا شرايط دگوگوني متوسط در مناطق مزوزون يافت مي شوند و عمدتاً تحت شرايط دگرگوني ناحيه‌اي ، ساختار مناسبي را جهت بهره‌برداري دارند.
در شرايط دگرگوني بالا درمناطق كاتازون و يا تحت شرايط دگرگوني همبري ساختار سنگ مناسب نبوده و با نزديك شدن به توده‌هاي آذرين علي‌ر غم افزايش اندازه‌ي بلورها، كيفيت سنگ نقصان يافته و رنگ آن نيز تغييراتي دارد. كانيهاي موجود در آن مي توان به مونتي سيليت با فرمول و فلوگوپيت با فرمول را نام برد.
بطور كلي كانسارهاي سنگ‌هاي ترئيني در سري‌هاي دگرگونه عموماً در شرايطي يافت مي‌شوند كه :

الف ) شدت دگرگوني از انواع ضعيف تا متوسط باشد. به عبارتي در مناطق بيوتيت تا ابتداي گرونا، در رخساره شيست سبز و بخش ابتدايي منطقه استروليت در رخساره آلماندين آمفيبوليت در دگرگوني نوع بارووين و منطقه كوارتز – آلبيت در رخساره شيست سبز دگرگوني نوع ابوكوما باشد.
ب) كانسارهاي آهكي در مواردي تشكيل مي‌گردند كه نوع رسوبات اوليه از انواع شيميايي، بيوشيميايي يا آهكي آواري باشند.
ج) كيفيت مادة معدني با دورشدن از توده‌هاي نفوذي بهتر شده و كانسار ساختار بهتري را م

ي‌يابد .
د) كانسارهاي بزرگ عموماً در شرايط دگرگوني ناحيه‌اي به‌وجود مي‌آيند.
هـ) چنين كانسارهايي در شرايطي قابل استفاده هستند كه كمرهاي آن از سنگ‌هاي سست‌تر تشكيل شده و يا اين‌كه در نقاط عطف مابين طاقدريس و ناوديس قرار بگيرند.
در همين رابطه بايد نقش عوامل زمين ساختي را در تشكيل اين كانسارها مشخص نمود. اصولاً در سنگهايي كه تحت عوامل كو هزايي واقع شده و چين خورده اند اغلب كانسارهايي كه شيب طبقات در آن‌ها حدود ۴۰ درجه است ارزش اقتصادي بيشتري راداشته و خردشدگي كمتري را نشان مي‌دهند.
تأثير گسله ها و درزه‌ها در كانسارها متفاوت است و در انواع آهك‌هاي رسوبي و مرمريت‌ها وجود اين عوامل از كيفيت و بهره‌وري كانسار مي‌كاهد.
در اين معدن كه به روش پله اي استخراج مي شود در حدود ۱۲ پله كار شده‌ است و هم‌‌چنان نيز اين پله‌ها رو به افزايش است و كار در عمق زمين پي‌گيري مي‌شود.
ابعاد آن را نمي‌توان به‌طور دقيق بيان نمود ولي در حدود m700 درm 300 است و ذخيره‌ي اين معدن به‌طور احتمالي در حدود ۰۰۰/۰۰۰/۲ تن تخمين زده شده است و قابل استخراج نيز مي‌باشد.
در مورد كارهاي اكتشافي بايد گفت كه هيچ گونه عمليات ژئوفيزيكي در اين معدن صورت نمي‌گيرد و عمليات ژئوشيميايي نيز بسيار كم در آن صورت مي‌گيرد، امّا گفته مي‌شود كه اين معدن اولين اولين بار از طريق چشيدن و مزه كردن خاك سنگ تبديل به معدن شده است.

ترانشه، اوكلون، چاهك و تونل‌هاي اكتشافي در اين معدن زده مي شود. اما چاههايي به منظور بريدن سنگ و استفاده از دستگاه سيم برش زده مي‌شود و نيز چاههاي انفجاري به‌منظور بريدن سنگ و استفاده از دستگاه سيم برش زده مي‌شود و نيز جاه‌هاي انفجاري بر منظور تعبيه مواد منفجره در سينه كارهاي سخت زده مي‌شود در سنگ‌هاي ساختماني مخصوصاً مرمريت نمونه برداري به ندرت انجام مي‌شود و گمانه‌هاي اكتشافي در آن وجود ندارد.

براي تعيين ذخيره روش خاصي مدنظر نبوده و بطور تخميني ذخيرة آن محاسبه مي‌شود. از نظر تركيب كاني‌شناسي كاني‌هاي اصلي و فرعي زيادي در آن وجود ندارد. در اين معدن كلسيت و كلريت و گرونا و ديستن و بعضي از انواع ميكاها وجود دارد. امّا بخش عمده‌اي از كاني‌هاي همراه، كاني‌هاي آهن شامل هماتيت و منيتيت است كه وجود اين كاني‌ها از مرغوبيت سنگ كاسته و باعث غيرقابل استفاده بودن آن مي‌شود. خود مرمريت از آهك و دولوميت ساخته شده است. در سنگ‌هاي ساختماني و تزئيني معمولاً عياري وجود ندارد. اما درجه‌بندي خاصي دارد كه برحسب نوع سنگ و سالم بودن و درزه و شكاف و ترك نداشتن و نداشتن سنگ‌ها و كاني‌هاي همراه كه عمدتاً مزاحم به شمار مي‌روند، قطعات سنگ به درجه‌هاي ۱ و۲ و ۳ تقسيم‌بندي مي‌شوند كه درجة ۱ را ممتاز و تا حدي مي‌توان گفت صادراتي و درجة ۲ و ۳ نيز به ترتيب در درجه‌هاي پايين‌تري تقسيم‌بندي مي‌شوند.
كاربرد مرمريت براي توليد چيني و وسايل تزئيني و هم‌چنين در ساختمانها كاربرد دارد. امّا عمده مصارف آن‌ها در ساختن وسايل تزئيني چيني و كريستال است.

فصل سوم
در اين معدن ماهيانه ۶۰۰۰ تن سنگ استخراج مي‌شود و ميزان توليد ساليانة معدن در حدود ۷۵۰۰۰ تن است. براي باطله‌برداري و انتقال سنگ لاشه در معدن ۱ كاميون وجود داشت كه

سنگ‌هاي باطله را به نقطه‌اي در پشت معدن و در ۲۰۰ متري معدن انتقال مي‌داد. كه اين سنگ‌هاي باطله و لاشه سنگ‌ها نيز درجاده‌سازي و ساختن زير ساخت جاده‌ها كاربرد فراواني دارد و همين كاربرد باعث خلوتي معدن و جمع نشدن سنگ‌ها مي‌شود. براي دسترسي بر مادة معدني از سيم برش استفاده مي‌شود. به نحوي كه دو چال افقي در دوطرف سنگ حفر مي‌ش

ود. كه اين چالها بوسيله‌ي دستگاه حفاري افقي يا لاسو حفر مي‌شود كه اين دو چاه يكديگر را قطع كرده و در انتها به هم مي‌رسند. سپس چاهي عمودي بوسيلة واگن دريل حفر مي‌شد كه محل تقاطع اين دو چال را قطع مي‌كرد. البته ابتدا به طريق تجربي بوسيلة يكي از تكنسين‌هاي معدن نقاط چاهها مشخص مي‌شد تا چاهها دقيقاً همديگر را در نقاط مورد نظر قطع كنند. سپس

سيم برش در بين سنگ‌هاي قرار مي‌گرفت و با حركت سريع باعث بريده شدن سنگ مي‌شد كه دستگاه سيم برش با آب كار مي‌كرد. وقتي كه برش سنگ كه در حدود ۳۰ تا ۵۰ دقيقه برحسب

اندازة سنگ به اتمام مي‌رسيد، از بالشتك هاي آبي استفاده مي‌شد كه آن را در دوطرف شكاف تركيدگي آن‌ها مي‌شد ( در حدود ۵ تا ۱۵ دقيقه ) سنگ جابه‌جا شده و از كوه جدا مي‌شد. اين بالشتك‌ها عمدتاً از جنس آهن و فولاد هستند. سپس با استفاده از ريفر بولدوزر و فشار بر سنگ، سنگ جدا شده و سقوط مي‌كرد. كه در مرحله‌ي بعد وظيفه جابجايي آن به عهدة لودر بود كه آن

را از محل كمي انتقال داده و به محلي بازتر مي‌آورد. سپس با استفاده از دريل‌هاي دستي سنگ را به قسمت‌هاي كوچك‌تر تقسيم مي‌‌كردند و بعد از آن درجه‌بندي صورت مي‌گرفت . براي سرعت بخشيدن به كوچك كردن سنگ از ۲ نفر كه با دريل‌هاي دستي كار مي‌كردند استفاده مي‌شد و روش استخراج ، پله‌اي روباز بود. در معدن پشت باسكول، هر ۳ نوع سنگ وجود داشت كه همين

امر گاهي باعث ايجاد مزاحمت مي‌شد. مثلاً نوع ابري كه تركيبي از چيني و كريستال است در بازار مشتريان كمتري دارد كه رگه هاي آن باعث ايجاد مزاحمت در كار استخراج مي شد و نيز وجود رگه هاي آهن در بعضي نقاط باعث عدم استفاده از آن پله يا منطقه مي شد. مواد معدني در نقطه اي درون معدني قرار داده مي شود و بعد از درجه بندي توسط شركتهاي مختلف و با استفاده از تريلي ها بار زده مي شد. در معدن مرمريت به علت وجود سنگهاي باطلة زياد، منطقة بزرگي را به عنوان محل نگهداري باطله بكار مي برند.

فصل چهارم
در مورد حفاري و وسايل مورد استفاده در اين معدن بايد گفت كه براي كوچك كردن قطعات سنگ از چكش حفاري دستي استفاده مي شد كه ۵ و ۶ عدد از اين چكشها در اين معدن وجود داشت. ۲ چالزن افقي در اين معدن وجود داشت كه از نوع دريفتر بود كه از سيلندر هوا براي ايجاد تراست استفاده مي شد. اما ۲ واگن دريل در اين معدن وجود دارد كه عمر تقريبي آنها در حدود ۱۵ تا ۲۵ سال است. يكي از آنها كوچكتر و سرعت حركت آن بيشتر بود نزديك به ۲۵ سال كار مي كرد و خرابي قطعات در آن باعث خوابيدن گاه و بيگاه كار مي شد.
اما واگن دريل دومي كه بزرگتر و مجهزتر و پيشرفته تر بود، ولي داراي سرعت كمتري بود عمري در حدود ۱۵ سال داشت كه خربي قطعات آن بسيار كمتر از قبلي بوده و هر دو از نوع حفاري ضربه اي اند.
آتشباري در اين معدن به ندرت انجام مي شود ولي براي بهبود بخشيدن به نفوذ در سنگ و يافتن سينه كارهاي مناسب تر و ايجاد بستري مناسب براي استخراج سنگ بطور تقريبي ماهي يك مرتبه آتشباري انجام مي شود كه نقشة خاصي براي آن وجود ندارد، ولي موقعي كه بخواهند سينه كاري را آماده كنند از ۴ الي ۵ نقطة موازي براي آتشباري استفاده مي كنند.
و اين آتشباري بوسيلة باروت انجام مي شود. چالهاي آتشباري بوسيلة واگن دريل حفر مي شوند. در كندن سنگها از كوه ريفر بولدوزر نقش بسيار مهي را ايفا مي كند. همة چالهاي انفجاري كه با باروت آتشباري مي شوند با هم ارتباط دارند. معمولاً ۴ نفر در آتشباري حضور دارند كه ۱ نفر از

سوي نيروي انتظامي، ۱ نفر مسؤل انبار، ۱ نفر به عنوان آتشبار و ۱ نفر به عنوان دستيار آتشبار مشغول به كار مي شوند.

فصل پنجم
در بررسي وضعيت نسبت ارتفاع به عرض پله بايد گفت كه عرض پله معمولاً در حدود ۱ متر و ارتفاع آن در حدود ۴ الي ۵ متر است كه البته چون در كوه و معدن بطور عرضي بسيار پيشرفت داشته اند مي توان عرض پله ها را سراسر يكي گرفت كه باعث اشتباه شدن اندازه گيري شيب معدن مي شود.
پايداري پله ها در اين معدن به قدري است كه نمي توان نسبت به ريزش آنها هيچ گونه ترديدي داشت. شيب نهايي معدن در حدود ۳۵ تا ۴۵ درجه است.
در مورد ماشين آلات بارگيري و حمل در اين معدن مي توان گفت كه در اين معدن ۳ لودر وجود دارد كه ۲ تاي آنها در حدود ۵ تا ۱۰ سال است كه كار مي كنند و يكي از آنها در حدود ۳ سال است كه كار مي كند، ولي راننده هاي اين وسايل نزديك به ۲۰ سال است كه در اين معدن كار مي كنند و معمولاً هر ۳ لودر با هم كار مي كنند و نمي توان از آنها استفاده نكرد. چون بخش عمده اي از كارهاي اين معدن را همين لودرها انجام مي دهند و اگر يكي از آنها به هر دليلي كار نكند ممكن است مشكلاتي در معدن بوجود ايد. البته با خرابي يكي از آنها مي توان از لودرهايي كه در انبار دفتر معدن وجود دارد استفاده كرد. كار اين لودرها از حمل قطعات سنگ و جابجايي آنها كه البته منحصراً به قطعات كوچك خلاصه نمي شود و مي توان قطعات بسيار بزرگ را البته در مسافت

خيلي كم جابجا نمود. در حمل و نقل باطله ها و جابجايي آنها و مرتب نمودن معدن و در بارگيري باطله ها نقش بسيار مهمي را ايفا مي كنند. و نيز در جابجايي سنگ هاي اصلي و قرار دادن آنها در تريلي ها و كاميون ها براي بارگيري كاربرد بسياري دارند. البته خرابي يكي از آنها ممكن است هزينه هاي فرعي و جانبي زيادي را در پي داشته باشد كه البته قابل جبران است. اين لودرها هميشه و در همه حال و حتي اگر ۲۰ سال هم از عمر آنها گذشته باشد، باز هم سرمايه معدن به شمار مي روند.

در اين معدن ۲ بولدوزر وجود دارد كه آنها هم نقش عمده و اساسي در اين معدن ايفا مي كنند. عمر آنها در حدود ۱۲ سال است و راننده هاي آنها نيز نزديك به ۲۰ سال است كه در آن معدن كار مي كنند. بولدوزر در هموار كردن سطح فوقاني جهت حفاري و زدودن خاكها و سنگهاي باطله كمك شاياني مي‌كنند. همچنين از آنها براي كندن قطعات سنگ بسيار بزرگ از كوه استفاده مي شود. البته منظور از كندن بعد از استفاده از سيم برش و بالشتك است. يعني جدا كننده نهايي سنگهاي بزرگ از كوه است و البته در راه انجام اين كار فشار بسيار زيادي به دستگاه وارد مي شود كه در پاره اي اوقات باعث خرابي دستگاه مي شود. به گفتة مسئولين معدن يك بار هنگامي كه يكي از بولدورزها مشغول كندن سنگها بود، چون سنگ زيرين و سنگي كه بولدوزر روي آن حركت مي كرد دچار سستي شده بود، باعث سقوط بولدوزر به پايين پله اي كه حدود ۴ متر ارتفاع داشت شده و باعث خرابي زيادي در بولدوزر و صدمه ديدن رانندة آن شده بود. چون بولدوزر از ريفر براي كندن سنگ استفاده مي كتد و از بالا باعث كنده شدن سنگ مي شود خطرات زيادي را ممكن است ايجاد كند و هرآن ممكن است به دليل سستي سنگ سقوط كند. ولي هيچگاه نمي توان نقش عمدة آنها را ناديده گرفت. و با خرابي يكي از بولدوزرها، كار قسمت عمده اي از معدن لنگ مي زند. البته بولدوزر داراي ۲ راننده بود كه يكي اصلي و ديگري كمك است كه راننده هاي اصلي داراي تبحر زيادي هستند ولي كمكها نمي توانستند به خوبي در كندن سنگ نقش خود را ايفا كنند. البته هر ۲ رانندة اصلي به علت كار طاقت فرسايي كه روي بولدوزر انجام مي دادند دچار عارضه هاي كمردرد و پادرد شديد بودند و كمكهاي آنها در پاره اي اوقات نمي توانستند مانند راننده هاي اصلي وظيفة خود را بدرستي انجام دهند و باعث عقب افتادن برخي از كارها مي شدند.
در بخش حمل باطله ها فقط ۱ كاميون وجود داشت كه كار حمل باطله ها را انجام مي داد كه البته به دليل شلوغ شدن بيش از حد معدن در صورت وجود بيش از ۱ كاميون، استفاده از همان ۱ كاميون منطقي به نظر مي رسيد. البته در هر روز و در هر سيكل كاري كه از ساعت ۵/۷ صبح تا ۱

۲ ظهر و از ساعت ۲ ظهر تا ۵ بعدازظهر مي شد و در روزهاي گرم ممكن بود تا ۷ هم طول بكشد حدود ۱۰ تريلي در معدن رفت و آمد كرده و سنگها را به خارج از معدن و به سمت باسكول و بعد از آن به شهرهاي ديگر انتقال مي دادند كه بعضي از اين تريلي ها متعلق به خود دفتر معدن بودند و برخي ديگر مربوط به شركتهاي ديگري بودند آنها به نوعي دولتي و تعاون محسوب مي شدند و كار آنها نيز نظم خاص خود را داشت كه بار اين تريلي ها مستقيم به بازار مصرف شركتها و اشخاص

مختلف مي رود و در اين معدن ۲ تراكتور نيز براي حمل و نقل در معدن وجود دارد.
در مورد تهويه معادن مي توان گفت كه در معدن مرمريت گاز آنچناني وجود ندارد كه بخواهيم در مورد آن كار خاصي را انجام دهيم. فقط بوي بد ناشي از انفجار و آتشباري است كه آن هم به مرور زمان و با جريان هوا پخش شده و ضرر چنداني را متوجه افراد نخواهد كرد. در مورد گرد و غبار موجود در معدن كه بساير هم زياد است هم كاري انجام نمي دادند. چون در معادن روباز جريان هوا وجود دارد و خود بهترين عامل تهويه است و احتياجي به تهويه نيست. البته اين گرد و غبار باعث ناراحتي بسيار براي كاركنان معدن مي شود و مخصوصاً وقتي كه باد نسبتاً شديدي هم بوزد بوضوح كار بسيار سخت و مشكل مي شود و در پاره اي اوقات استفاده از كلاه و عينك نيز چندان مفيد واقع نمي شد. چون خاكهاي درون معدن به علت حركت و جابجايي بسيار زياد ماشينهاي سنگين

بسيار نرم و روان هستند و با يك نسيم ملايم به راحتي جابجا مي شوند و حركت در اين خاكها بسيار سخت است. چون خاكهاي نرم سطح سنگها را مي پوشانند و امكان حركت را در معدن مشكل مي كنند و در مورد تهويه نمي توان بيشتر از اينها سخن گفت و آبكشي نيز در اين معدن وجود ندارد و نمي توان در مورد آبكشي در اين معدن سخني به زبان آورد.
در كشور ما و در بسياري از معدنهاي فعال ايمني افراد و متقابل آن گروه ايمني امر مهمي به شمار نمي رود و اين خود جاي تأسف دارد.