چکیده:
طبق قواعد حسابداری تعهدی ، جریانهای نقدی آزاد ناشی از عملیات ارزش دفتری عملیات را کاهش می دهد اما بر ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام تاثیری ندارد . از طرف دیگر سود ناشی از عملیات هم ارزش دفتری عملیات و هم ارزش حقوق صاحبان سهام را افزایش می دهد . در نتیجه قواعد حسا بداری تعهدی تجویز می کند که سود به ارزش سهامدار می افزاید اما جریانهای نقدی آزاد برای ارزیا بی حقوق صاحبان سهام نا مربوط است . این مقاله اثبات می نماید که بازار سهام با توجه به این رهنمود حقوق صاحبان سهام را ارزیا بی می نماید و بنابراین ارزشیابی را از حسابداری تعهدی ارا ئه می نماید .در حالیکه سود

ناشی از عملیات به طور مثبت در بازار ارزیا بی می گردد، جریانهای نقدی آزاد به طور منفی ارزیابی می شوند ، در واقع یک دلار بیشتر از جریانهای نقدی آزاد تقریباً با یک دلار کمتر در ارزش بازار شرکت مرتبط است . با کنترل جزء سرمایه گذاری نقدی جریانهای نقدی آزاد ، جریانهای نقدی ناشی از عملیات نیز ارزش بازار شرکت را دلار به دلار کاهش می دهد . بنابراین ، بازده های سالانه حقوق صاحبان سهام که شرکتها ایجاد می کنند مربوط به جریانهای آزاد نیستند .
مقدمه:

این مقاله ارزیابی می نماید که چگونه سودها و جریانهای نقدی مشترکاً در بازار سهام ارزشیابی می شوند . با استفاده از صورتهای مالی تهیه شده طبق GAAP امریکا ، در می یابیم که سود عملیاتی به طور متوسط به طور مثبت ارزشیابی ومی گردد. با وجود این در مقابل سود عملیاتی ، خالص جریانهای نقدی ناشی از عملیات – جریانهای نقدی آزاد – به طور منفی ارزشیابی می شوند . برآ ورد ها نشان می دهد که یک دلار بیشتر ازجریانهای نقدی آزاد به طور متوسط با یک دلار کمتر در ارزش بازار شرکت مرتبط است .

بنابراین بازده های سالانه حقوق صاحبان سهام که شرکتها ایجاد می کنند با جریانهای نقدی غیر مرتبط است . زیرا تعهدیها اختلاف میان سود و جریانهای نقدی هستند، این نتایج مربوط به ارزشگذار ی تعهدیها هستند .
اختلاف میان سود و جریانهای نقدی در قلب حسابداری تعهدی است . حسابداری تعهدی با مستثنا قرار دادن حسابداری نقدی برای گزارشگری واحد تجاری ، اصول حسابداری را به کار می برد که به طور موثری جریانهای نقدی را به دوره های حسابداری تخصیص نمی دهند . این اصول توصیه می کنند که سود ( تعهدی ) هم ارزش شرکت ( عملیات ) و هم ارزش حقوق صاحبان سهام را افزایش می دهد ، جریانهای نقدی ارزش حقوق صاحبان سهام را تحت تاثیر قرار نمی دهند، و جریانهای نقدی ارزش شرکت را کاهش می دهد ( به طوریکه ما دیدیم ). مقاله اثبات می نماید که بازار سهام سود و جریانهای نقدی طبق GAAP را با توجه به این رهنمود ارزشیابی می نماید . بنابراین مقاله ارزشیابی حسابداری تعهدی برای شرکت و سرمایه گذارانش ارا ئه می نماید .

البته این نتیجه با توجه به سود جدید نیست . در واقع ، وجود همبستگی مثبت میان تغییرات سود و بازده های سهام در مقاله Ball و Brown (1968) بارها تکرار شده اند .برای کسانی که عمدتاً در خصوص جریانهای نقدی خوب فکر می کنند این نتیجه با توجه به جریانهای نقدی ممکن است شگفت انگیز باشد و مقالات قبلی رابطه ی مثبت میان جریانهای نقدی و بازده های سهام را اثبات می کنند . در واقع مفسرانی که این عقیده را توسعه دادند که وجه نقد پادشاه است ( د

ر ارزشیابی ) دیدند تعهدیها نسبت به جریانهای نقدی بهتر نیستند . از طرف دیگر ، حسابداری تعهدی جریانهای نقدی را نه به عنوان افزاینده ارزش بلکه به عنوان پرداخت ناشی از عملیات در نظر می گیرد که ارزش عملیات را کاهش می دهند ؛ جریانهای نقدی آزاد اساساً به عنوان سود تقسیمی تلقی می شوند . این حسابداری مطابق با عقیده Miller و Modigliani در خصوص جایگزینی سود تقسیمی است و مکمل این عقیده که سود تقسیمی نا مر بوط است می باشد .

تنها به طوریکه سود تقسیمی ، توزیع وجه نقد به سهامداران ، حقوق صاحبان سهام را کاهش می دهد اما ارزش سهام همراه با سود حقوق صاحبان سهام را تحت تاثیر قرار نمی دهد ، جریانهای نقدی آزاد در مقابل توزیع ناشی از عملیات (به همه ی مدعیان ) ارزش عملیات را کاهش می دهد اما ارزش سهام همراه با سود عملیات را تحت تاثیر قرار نمی دهند .جریانهای نقدی آزاد تاثیری بر ادعاهای صاحبان سهام بر ارزش عملیات ندارند. مشابه سود تقسیمی در مورد خالص حقوق صاحبان سهام شرکت (بدون خالص بدهی ) برای ارزش عملیات ارزش حقوق صاحبان سهام و جریانهای نقدی آزاد معادل خالص پرداخت به

سهامداران یکسان است . نتایج تجربی ما نشان می دهد که جریانهای نقدی آزاد به طور متوسط در بازار ارزشگذاری می شوند به طوریکه اگر آنها ارزش عملیات را کاهش دهند و برای ارزشیابی حقوق صاحبان سهام نا مربوط هستند . بنابراین با کنترل جزء سرمایه گذاری نقدی جریانهای نقدی آزاد (بطوریکه بوسیله ی GAAP اندازه گیری شد )جریانهای نقدی ناشی از فعالیتهای عملیاتی ارزش عملیات را دلار به دلار کاهش می دهد .

موضوع اینکه آیا جریانهای نقدی یا سود ها مبنای اولیه در ارزیابی حقوق صاحبان سهام باشد برای تحلیل گران حقوق صاحبان سهام مهم است . در حالیکه حسابداری تعهدی این فرض قوی را بیان می کند که سودها مهم و اساسی هستند ، این عقیده تقویت می شود که با سوء استفاده های اخیر از حسابداری تعهدی نکاتی در خصوص جریانهای نقدی مهم و اساسی است که بر آن باید سرمایه گذار تمرکز نماید . در واقع تحقیق اخیر در خصوص جریانهای نقدی و تعهدیها که به وسیله ی Sloan (1996)انجام گرفت ، سوالاتی درباره ی کیفیت تعهدیها به وجود آمد . این مقاله دیدگاه اصلاحی را ارائه می نماید . ما نشان می دهیم

که به طور متوسط بازار اعداد حسابداری طبقGAAP را ارزیابی می نماید به طوریکه اگر تعهدیها برای ارزشیابی مربوط هستند و جریانهای نقدی نیستند این نتایج در هیچ روشی یافته ها را رد نمی کند که حسابداری تعهدی ممکن است نارسا باشد و جریانهای نقدی ممکن است در شرایط خاصی مربوط باشد( برای مثال در خصوص تعهدیهای نهایی بررسی شده به وسیله ی Sloan ). در واقع خصوصیاتی که ما با توجه به موضوع توسعه می دهیم می تواند در آزمون سوالاتی در خصوص کیفیت سودهای (تعهدی ) تحت شرایط خاص بکار رود.

۱٫ تعیین رگرسیونهای بازده شامل سودها و جریانهای نقدی تفاوت میان نتایج در این تحقیق و تحقیقات قبلی حول موضوع تعیین خصوصیات بررسی می شوند .این بخش تعیین رگرسیون تقریبا منظمی را توسعه می دهند تا اختلافات به طور کامل درک شوند.

اغلب تحقیقات قبلی ،در حالیکه عمومآ برآوردهای از معادلات رگرسیون را در برگرفتند به جای آزمون مدلهای مشخص ، همبستگیهایی را گزارش می دهند. Dechow (1994 ) ارزشهای R² ناشی از رگرسیونهای برآوردی سود ها و جریانهای نقدی به طور گزینه ای به عنوان نتایج رگرسیون (regressors ) مقایسه نمود. همچنین آن یک اجرا همبستگی است . Rayburn (1986 ) ، Bowen ،Burgstahler و Daley (1987 ) ،clubb (1995) و Francis ، schipper وVincent (2003) محتوای اطلاعاتی اضافی سودها و جریانهای نقدی را (با نتایج متفاوت) به عنوان اعمال همبستگی سنتی آزمون نمودند . در حالیکه تایید سوال محتوای

اطلاعاتی از اقلام خاص خط مشی حسابداری است ، این همبستگیها برای اعتبار بخشیدن به کاربرد حسابداری تعهدی به جای حسابداری نقدی در قلب گزارشگری مالی کافی نیستند .Holthausen و watts (2001) مشاهدات مشابه ای را با توجه به تحقیقات بازار های سرمایه و موضوعات نرماتیو (تجویزی) حسابداری به طور گسترده تر بدست آوردند .به لحاظ اقتصادی مشخص می شود که درک پدیده های خارق العاده پیشرفت نموده است.

ابتدا با تعیین ( مدل رگرسیون ) و سپس به وسیله ی ارائه تعیین برای آزمون تجربی . سپس همبستگیها به عنوان قبول یا رد طرح خاص ساختار در تعیین تفسیر میشوند و از خطرات تعیین نادرست جلوگیری می شود . Jennings (1990) به برخی موضاعات خاص دررگرسیونهای جریانهای نقدی و سودها می پردازد و Barth،Beaver،Hand وLandsman (1999) به مدلهای ارزشیابی برای توسعه ی معادلات رگرسیون در برگیرنده ی سودها و جریانهای نقدی اشاره می کنند. اما هیچ یک از این مقالات از یک تعیین استفاده نمی کنند که منعکس می نماید چگونه سودها و جریانهای نقدی طبق اصول حسابداری تعهدی گزارش می شوند . بنابراین ، تحقیقات به موضوع تجویزی جریانهای نقدی نامربوط فرض شده به وسیله ی سیستم حسابداری تعهدی نمی پردازد . بر عکس ، این مقالات همبستگیهای مثبت ( غیر صفر ) میان بازده های سهام و جریانهای نقدی را بیان می کنند .

۱٫۱ تعیین در تحقیقات بازارهای سرمایه
نکته ای که تعیین باید در حسابداری منعکس نماید این است که اعداد را تحت کنترل درآورد که می تواند به وسیله ی خواست اینکه چگونه عدد بهای تمام شده کالای فروش رفته (CGS) در بازار ارزشیابی می شود تشریح گردد: آیا کاهش ارزش حقوق صاحبان سهام توسط حسابداری تجویز شده است ؟ در پاسخ به این پرسش ، ممکن است فردی ساده لوحانه رگرسیون مقطعی زیر را با استفاده از تعیین سطوح اجرا نماید :
P = a +bcgs +e

در اینجا p ارزش بازار سهام شرکت i در زمان t است . یا با استفاده از تعیین تغییرات یا بازده های سهام به نحو زیر رگرسیون را اجرا می نماید :
p + d – p = α+β Δcgs +є
یک حسابدار ممکن است از طرفی سوال تغییرات در مقابل تعیین سطوح را موضوع خوبی بداند : بهای تمام شده ی کالای فروش رفته یک هزینه است (کاهش ارزش سهامدار ) با این وجود ضرایب شیب برآورد شده این معادلات احتمالاً مثبت هستند . در واقع ،با استفاده از داده ها ی سالهای ۱۹۶۳ تا ۲۰۰۱ توصیف شده در بخش ۲ برآورد b برابر ۱٫۱۲ است . ( با آماره یt که ۱۳٫۵۲ از میانگین برآورد رگرسیونهای مقطعی سالانه محاسبه گردیده است .) و برآورد β بعد از کاهش هر متغییر بوسیله ی قیمت اول دوره p 0.23 است .(با آماره ی t 8.62 ) . به عنوان موضوعی از همبستگی آماری ، برآورد ها مناسب هستند اما آنها اطلاعات ارا ئه نمی نمایند . بهای تمام شده ی کالای فروش رفته بخشی از محاسبه ی سود است ؛ طبق اصل حسابداری ، که بهای تمام شده ی کا لای فروش رفته به طور مشترک با فروشها تطابق داده می شوند تا سود ناخالص تعیین گردد بنابراین بهای تمام شده ی کالای فروش رفته نمی تواند بدون تطابق با فروشها مورد توجه قرار گیرند .

تعیین رگرسیون ها طبق این اصل ،
P = a +b sales + bcGs + e
P + d – P = α+β Δsales +βΔcGs + ε
با استفاده ازداده های ما ، برآورد b با اطمینان منفی است( ۳٫۹۴- با آماره ی t از ۱۷٫۷۴-)
برآوردی از β ( ۰٫۷۴- با آماره ی t 9.48- )؛ برآوردهایی از b و β با اطمینان مثبت هستند به ترتیب ۳٫۶۶ و ۰٫۸۲

تعیین های اصلاح شده شکل رابطه ی حسابداری ادامه می دهد ، معادله ی صورت سود و زیان: درآمدها منهای هزینه ها برابر است با سود. ohlson و penman (1992) این رابطه را برای بررسی ارزشگذاری استهلاک ،مالیاتها وهزینه های عملیاتی مانند بهای تمام شده ی کالای فروش رفته استفاده کردند. . aboody ، Barth و kaznik (2004) روابط صورت سود و زیان را در مدل رگرسیون جایگزین نمودند تا آزمون کنند که آیا بازار سهام کمکهای بلا عوض آپشن های سهام کارکنان را به عنوان یک هزینه ارزیابی می نماید یا خیر . Barth ( 1994) از میان سایرین ، معادله ی ترازنامه را در تعیین رگرسیون ها شامل دارائیها و بدهیها بکار برد. معادلات صورت سود و زیان و ترازنامه تنها دو تا از چندین رابطه ی حسابداری است که حسابداری تعهدی را تحت تاثیر قرار می دهند ، اما این نکته روشن است که :

تعیین رگرسیون شامل اعداد حسابداری است که باید به وسیله ی ساختاری که اعداد را توزیع می کند تعیین گردد ، برای اینکه ساختار تعیین نماید چگونه آنها تفسیر شوند. موضوع دیگری در تفسیر ضرایب برآورد شده در معادلات رگرسیون شبیه معادلات بالا ایجاد می گردد : ضرایب متغییر ها به وسیله ی همبستگی با اطلاعات حذف شده تحت تاثیر قرار می گیرند (در خطای رگرسیون ) این نیاز به درک آنچه اطلاعات حذف شده تعریف می شود دارد هنگامی که با اعداد حسابداری مواجه می شویم و چگونه اطلاعات حسابداری با این اطلاعات همبستگی دارند .

اکنون ما روابط حسابداری را بکار می بریم که مربوط به تعیین مدل رگرسیون هستند که سودها و جریانهای نقدی را به بازده های سهام مرتبط می کنند اما کدامیک با ملا حظات شما سازگار است .
۲٫۱ روابط حسابداری که مدل حسابداری تعهدی را تحت تاثیر قرار می دهد

سیستم حسابداری تعهدی حداقل ظاهراً رشد حقوق صاحبان سهام را در طول دوره های ناپیوسته پیگری می نماید : در هر دوره مجموعه ای از عملیات حسابداری اعداد ، سودها را محاسبه می نماید .که در اوج فرایند ( در ثبت نهایی بستن حسابها ) حقوق صاحبان سهام را بروز می نماید و در زیر نشان داده می شود که چگونه جریانهای نقدی و تعهدیها بر محاسبه حقوق صاحبان سهام تاثیر می گذارند . این مطلب اصول حسابداری را بیان می کند که دانشجو در اولین درس حسابد اری با آن برخورد می نماید که به عنوان مجموعه ای از روابط حسابداری بیان می شوند که تعیین معادلات رگرسیون را تحت تاثیر قرار می دهند. این معادلات تنها شکل حسابداری تعهدی را توصیف می کنند : کمتر برای لحظه ای هر رهنمود به گونه ای است که چگونه تعهدیها اندازه گیری می شوند .
ما ارزشگذاری حقوق صاحبان سهام عادی را مورد توجه قرار می دهیم ،( مانند اغلب تحقیقات بازارهای سرمایه ) بنابراین دیدگاه سهامدار ( مالکیت) دقیق را می پذیریم . اغلب ما عملیات شرکت را از ادعاهایی در خصوص شرکت متمایز می سازیم یک تمایز اساسی در تامین مالی شرکت و ادعاهایی که با دارایی ، بدهی و حقوق صاحبان سهام ایجاد می شوند را در گزارشگری مالی متمایز ساختیم .
روابط جریانهای نقدی .

خالص وجه نقد ناشی از عملیات اغلب به عنوان جریانهای نقدی آزاد اشاره می نماید ، که معمولاٌ به عنوان جریانهای نقدی ناشی از عملیات (c) که بعد از سرمایه گذاری نقدی (I) باقی می ماند تعریف می شود:
C-I = جریانهای نقدی آزاد . جریانهای نقدی آزاد به مدعیانی با توجه به معادله ی حفظ وجه نقد بر می گردد (کسانی که وجه نقد اولیه را جهت اداره ی عملیات ارائه می نمایند .):

D+F= جریانهای نقدی آزاد
از آنجائیکه تجزیه و تحلیل بر ارزشگذاری سهام عادی تمرکز دارد ، پرداخت جریانهای نقدی عملیاتی به سهامداران عادی d ، از پرداخت به سایر مدعیان متفاوت است ( مانند صاحبان اوراق قرضه و صاحبان سهام ممتاز ) و f. سود سهام ،d ، خالص توزیع وجه نقدبه سهامداران است (سود سهام بعلاوه باز خرید سهام منهای انتشار سهام). جریانهای نقدی عملیاتی منفی به وجه نقدی که توسط مدعیان توزیع می گردد نیاز دارند .

حسابداری برای دوره های مجزا انجام می گردد ، همانطوریکه در این معادله ، مطابق با آنهایی که در زیر آمده است ، در شرکتی معین برای دوره ی معینی از حسابداری بکار می روند ( با درک اندیسها ) . در حالیکه تعریف جریانهای نقدی آزاد به عنوان وجه نقد ناشی از عملیات (c) منهای سرمایه گذاری نقدی (I) معمول است ، تمایز میان این دو موضوع حسابداری تعهدی است که شامل تخصیص هزینه ها به دوره هایی می گردد که خالص وجه نقد ایجاد شده را در بر نمی گیرد . برای مثال طبق GAAP طبقه بندی هزینه ها به عنوان وجه نقد ناشی از عملیات یا سرمایه گذاری نقدی از قواعد تعهدی برای شناسایی هزینه ها به عنوان هزینه ی دوره جاری یا دارایی که در دوره های آتی هزینه می گردد پیروی می کند.

بنابراین در حالیکه سرمایه گذاری در ماشین آلات ( موجود در ترازنامه ) به عنوان سرمایه گذاری نقدی طبقه بندی می شود ، هزینه ی نگهداری ماشین آلات (که در صورت سود وزیان هزینه می شود ) به عنوان وجه نقد ناشی از عملیات تلقی می گردد و در واقع سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه به عنوان وجه نقد ناشی از عملیات طبقه بندی می شود زیرا هزینه می شود . سرمایه گذاری در ماشین آلات سرمایه گذاری نقدی تلقی می شود اما سرمایه گذاری در موجودیها به عنوان وجه نقد ناشی از عملیات طبقه بندی می گردد . بنابراین جریانهای نقدی ناشی از فعالیت های عملیاتی (C)بطوریکه طبق GAAP گزارش شده اند یک مفهوم از حسابداری تعهدی هستند . بوضوح حدود حسابداری نقدی و تعهدی مشخص می شوند ، منبع ما خالص وجه نقد ناشی از عملیات یعنی جریانهای نقد ی آزاد است .

در تمرکز دوباره بر جریانهای نقدی برای سهامداران عادی ، جریانهای نقدی برای سهامداران بعد از پرداخت به سایر مدعیان جریانهای نقدی نهایی است.
(C-I) –F=d

روابط حسابداری تعهدی
معادله (a۱) شکل صورت سود وزیان ( از دیدگاه سهامداران ) را طبق حسابداری نقدی کامل ارائه می نماید . طبق حسابداری تعهدی این صورت به عنوان صورت جریانهای نقدی ارائه می گردد . حسابداری تعهدی جریانهای نقدی را در سمت چپ معادله ی (a۱) جهت بدست آوردن سودها تعدیل می نماید ، با تعدیلاتی که در تراز نامه ثبت می شوند . برای رسیدن به عدد سود ، حسابداری تعهدی سود عملیاتی (OI) را از جریانهای نقدی آزاد (C-I) و خالص هزینه ی بهره را از کل پرداختهای نقدی به سایر مدعیان (F) متمایز می سازد . شکل زیر مجموعه ای از روابط حسابداری را که تعدیلات را تحت تاثیر قرار می دهند به طوریکه متن توضیح می دهد خلاصه می نماید .

تعدیلات تعهدی در جریانهای نقدی برای محاسبه ی سود سهامداران عادی

تعدیلات صورت سود و زیان
جریانهای نقدی برای سهامداران تعدیلات تعهدی صورت سود و زیان

OI = I + تعهدیهای عملیاتی + C-I
– NFE = D – تعهدیهای تامین مالی + -F
سود d

تعدیلات ترازنامه .
خالص دارائیهای عملیاتی خالص تعهدات مالی و حقوق صاحبان سهام
ΔNFO = -D + تعدیهای تامین مالی ΔNOA= I +تعهدیهای عملیاتی

Δ B = ΔNOA – ΔNFO

سود عملیاتی توسط اصول حسابداری زیر تعیین می گردد :
OI = (C-I ) +I +تعهدیهای عملیاتی

جریانهای نقدی برای سرمایه گذاریهایی درنظر گرفته می شوند که به جریان های نقدی آزاد برگشت داده می شوند و علاوه بر این مبالغی که شامل وجه نقد نمی شوند یعنی تعهدیها شناسایی می شوند . تعدیلات جهت جریانهای نقدی آزاد به خالص دارائیهای عملیاتی در ترازنامه افزوده می گردد . بنابراین تغییر در خالص دارائیهای عملیاتی ( NOA) در یک دوره بوسیله ی معادله ی زیر تعیین می گردد :

ΔNOA = I + تعهدیهای عملیاتی
بنابراین در حالیکه صورت سود و زیان نقدی کل مخارج نقدی در عملیات را به عنوان کاهش در منافع سهامداران در عملیات تلقی می نماید ، حسابداری تعهدی پرداختهای در نظر گرفته شده برای اقلامی از دارائیها ( مانند اموال ، ماشین آلات و تجهیزات ) به عنوان تاثیر گذار بر ترازنامه بجای تاثیر گذار بر جریانهای نقدی برای سهامداران تلقی می نماید . علاوه براین، تعهدیها ( برای مثال فروشهای نسیه ) به سود افزوده می شوند و به ترازنامه نیز افزوده می شوند ( حسابهای دریافتنی ) .

 

اقلام عملیاتی در ترازنامه خالص دارائیهای عملیاتی هستند . ( دارائیهای عملیاتی منهای بدهیهای عملیاتی ) زیرا برخی از تعهدیها ی عملیاتی ( مانند دستمزدهای پرداخت نشده ) بدهیهای عملیاتی (حقوق پرداختنی و بدهیهای بازنشستگی ) را ایجاد می نمایند . تعیین همزمان سود عملیاتی بوسیله ی معادله ی(۲) وبروزنمودن ترازنامه توسط معادله ی(۳)،بدهکاریها و بستانکاری های ثبتهای روزنامه را تحمیل می کند .
در حالیکه معادله ی (۳) بین سرمایه گذاری نقدی و اجزاء تعهدیهای عملیاتی
ΔNOA را متمایز می سازد، در واقع طبقه بندی سرمایه گذاری نقدی یک تعهدی است که جریانهای نقدی را به دوره ها بطویکه قبلاً ذکر شد تخصیص می دهد . بنابراین کل تعهدیها ΔNOA هستند ، که از جریانهای نقدی خروجی سرمایه گذاری شده بعلاوه سایر جریانهای غیر نقدی گزارش شده در تراز نامه تشکیل یافته اند .

حسابداری تعهدی همچنین جریانهای نقدی برای سایرمدعیان ،F رادر معادله ی (a۱) برای رسیدن به خالص هزینه ی مالی ( NFE) تعدیل می نماید :
NFE= F-D + تعهدیهای مالی (۴)
D پرداخت اصل (مبالغ استقراض شده یا وام) ،خالص دریافت اصل است. این تعدیل دریافت و پرداخت اصل را از دریافتها و پرداختهای نقدی برای هزینه با استفاده از اصل تعدیل می نماید وعلاوه براین بهره ی تعلق گرفته(برای مثال طبق روش بهره ی موثر ) و سود یا زیانهای تعدیل اقلام تامین مالی به ارزش بازار را تعدیل می نماید . تعدیلات بطوریکه برای عملیات بکار می روند در ترازنامه به عنوان خالص تعهدات مالی (NFO) ثبت می شوند .

ΔNFO = -D + تعدیهای مالی (۵)
با ترکیب حسابداری تعهدی برای عملیات و فعالیت های تامین مالی ،
سود ( در دسترس سهامداران عادی ) = OI – NFE
پیگیری حقوق سهامداران
ترازنامه حقوق سهامداران عادی(B ، به ارزش دفتری) به عنوان ادعای نهایی در خالص دارائیهایی عملیاتی را گزارش می نماید :
B = NOA – NFO ( 7)

بنابراین بروز نمودن حقوق سهامداران عادی از رابطه ی زیر پیروی می نماید،
ΔB = ΔNOA – ΔNFO (8)
تغییر در NOA می تواند به اصطلاح تغییردر اجزای تعهدی و جریانهای نقدی بیان گردد. بطوریکه ( C-I) – OI = تعهدیهای عملیاتی + I ، با معادله ی (۲) ، تغییر در خالص دارائیهای عملیاتی در معادله ی (۳) مجدداً می تواند به صورت زیر بیان گردد :
ΔNOA = OI – (C-I) (9)

به طور مشابه تغییر در خالص تعهدات مالی در معادله ی (۵) می تواند به صورت زیر مجدداً بیان گردد :
F = (C-I)-d امّا ΔNFO= NFE –F

با معادله ی (۱) در خصوص حفظ وجه نقد ، بنابراین
ΔNFO= NFE – (C-I) + d (10)
با در نظر گرفتن اختلاف میان معادلات (۹) و(۱۰

) ، تغییر در حقوق صاحبان سهام بدین صورت محاسبه می شود :
ΔΒ = OI – (C-I) – NFE + (C-I) –d
= OI – NFE – d
= Earnings – d (11)
البته معادله ی (۱۱) معادله ی خالص مازاد برای بروزرسانی حقوق صاحبان سهام است ، که به وسیله ی معادله ی (۷) ترازنامه و حسابداری برای خالص دارائیهای عملیاتی و خالص تعهدات مالی در معادلات (۳) و (۵) تحمیل می گردد . در GAAP امریکا سود به سود خالص در صورت سود و زیان و سود جامع دیگری در صورت حقوق صاحبان سهام تقسیم می شود ، امّا سیستم حسابداری بطور موثری یک رقم سود جامع درکنار طبقات گزارشگری گزارش می نماید .
مربوط بودن جریانهای نقدی و تعهدیها برای پیگیری حقوق صاحبان سهام

همانگونه که روابط ثابتی در نگهداری دفاتر باید مورد توجه قرار گیرند ، روابط حسابداری در معادلات (۱) تا(۱۱)رهنمودهای تجویزی هستند.انها مفروضاتی را در خصوص مربوط بودن سودها وجریانهای نقدی آزاد برای تعیین ارزش حقوق صاحبان سهام قرار می دهند . در معادله ی (۹) سود عملیاتی خالص دارائیهای عملیاتی را افزایش می دهد ؛اماجریانهای نقدی آزادخالص دارائیهای عملیاتی را کاهش می دهد ؛ در واقع جریانهای نقدی آزاد خالص دارائیهای عملیاتی را دلار به دلار کاهش می دهد . در معادله (۱۰) ،نیزجریانهای نقدی ازاد خالص تعهدات مالی را کاهش می دهد ؛ در واقع جریانهای نقدی آزاد ، خالص سود تقسیمی ، خالص بدهیها را دلار به دلار کاهش می دهد . اما ، بطوریکه در اختلاف در نطر گرفته شده میان Δ NFO و ΔNOA در معادله ی (۱۱) نشان داده شد،جریانهای نقدی آزاد محاسبه ی حقوق صاحبان سهام را تحت تاثیر قرار نمی دهد. حسابداری تعهدی جریانهای نقدی آزادرادر ارزش حقوق صاحبان سهام نامربوط تلقی می نماید.

نامربوط بودن جریانهای نقدی گسترش عقیده ی نامربوط بودن سودهای تقسیمی است. رابطه ی خالص مازاددر معادله ی (۱۱) قواعدی است که طبق آن سودها بوسیله ی سودهای تقسیمی تحت تاثیر قرار نمی گیرد ، در حالیکه ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام بوسیله ی سودهای تقسیمی دلار به دلار کاهش می یابند .یعنی سودهای تقسیمی توزیع ارزش هستند نه قسمتی از تولید ارزش .Ohlson (1995) بیان می دارد که چگونه این حسابداری مطابق با مفهوم نامربوط بودن سودها ی تقسیمی و مکمل مفهوم جانشینی سودهای تقسیمی Miller و Modigliani (1961) است : سودهای تقسیمی ارزش سهام همراه با سود cum- dividend) ) را تحت تاثیر قرار نمی دهند اما ارزش سهام را دلار به دلار کاهش می دهند .

Sougiannis و penman(1997) بطورتجربی اثبات نمودندکه حسابداری سودها و ارزشهای دفتری نامربوط بودن سودهای تقسیمی و جابه جایی دارائیها رانمایش می دهد.بطوریکه در بالا نشان داده می شودجریانهای نقدی آزاد در واقع سودهای تقسیمی ناشی از فعالیتهای عملیاتی هستند . در معادلات (۹) و(۱۰) جریانهای نقدی آزاد توزیع وجه نقد ناشی ازفعالیتهای عملیاتی به فعالیتهای تامین مالی است ، که در پرداخت خالص بدهکاران یا در پرداخت سود تقسیمی به سهامداران استفاده می شود .(در شرکتی باخالص حقوق صاحبان سهام بدون بدهی ، در واقع جریانهای نقدی آزاد برابر سود تقسیمی برای سهامداران است .) این سود تقسیمی ناشی از فعالیتهای عملیاتی ارزش دفتری ( خالص دارائیهای عملیاتی) را دلار به دلار کاهش می دهد ، اما تاثیری بر ارزش دفتری سهام همراه با سود(cum-dividend )(جریانهای نقدی آزاد انباشته ) ناشی از عملیات ندارد . ودر مشتق معادله ی (۱۱) ، جریانهای نقدی آزاد برای ارزش حقوق صاحبان سهام نامربوط است .

این رهنمودها در قلب حسابداری تعهدی هستند ؛ آنها این استثنا را بیان می کنند که حسابداری تعهدی حسابداری نقدی تلقی می شود .بنابراین آنها شایسته اعتماد و اعتبار در مقابل ارزیابی واقعی حقوق صاحبان سهام در بازار سهام هستند . ما می پرسیم که آیا بازده های سهام با جریانهای نقدی آزاد مرتبط هستند یا نه و اینکه آیا جریانهای نقدی آزاد ارزش عملیات را دلار به دلار کاهش می دهند یا نه ما اکنون ادامه می دهیم تا مشخصات رگرسیون برای پاسخ به این سئوالات تعیین گردد. اما ابتدا سه نکته را باید شناخت .

اول ،درک اینکه کل سود عملیاتی و جریانهای نقدی آزاد در دوره ای متمرکز می شوند ( به هم نزدیک می شوند ) که در طول آن آنها افزایش ها را اندازه گیری می نماید ؛ تعهدیها تنها بر زمانبندی تاثیر می گذارند .charitou و clubb (1999) سودها و جریانهای نقدی را در آرایش بازده های بلند مدت آزمون نمودند . توجه ما به گزارشگری دوره ای (سالانه ) و ارزیابی همزمان سهام در طول دوره های سالانه است .

دوم، به عنوان یک موضوع تجربی ، جریانهای نقدی آزاد ممکن است با بازده های سهام مرتبط باشند زیرا آنها با اطلاعات دیگری که وجود دارد مرتبط هستند . به این نکته توجه نمایید که فرضیه محتوای اطلاعاتی سودهای تقسیمی نقش اطلاعاتی را برای سودهای تقسیمی در نظر می گیرد حتی اگر چه سودهای تقسیمی ، در منطق Miller و Modigliani ، نا مربوط هستند . موردی مشابه برای جریانهای نقدی آزاد بکار می رود .

سوم ، معادلاتی که مدل حسابداری مربوط به ساختار را تحت تاثیر قرار می دهند ؛ بطوریکه موضوعی کاملاً جبری است ، انها هیچ چیزی درباره ی اینکه چگونه تعهدیها _ و بنابراین سودها و ارزشهای دفتری _ اندازه گیری می شوند نمی گویند. این اصلی از اصول اندازه گیری است.(برای مثال ، حسابداری بهای تمام شده ی تاریخی یا حسابداری ارزش منصفانه به عنوان موضوعی گسترده از اندازه گیری یا برآورد ذخیره ی مطالبات سوخت شده به عنوان یک موضوع خاص از اندازه گیری ) .در واقع می توان احتمال داد که گزارشات مالی در جائیکه کیفیت اندازه گیری تعهدی خیلی ضعیف است ایجاد سود ها بی معنی است و تنها جریانهای نقدی اطلاعات با کیفیت هستند .

با توجه به نکته سوم ، ما اکنون مدل رگرسیونی را توسعه می دهیم که ارزیابی حقوق صاحبان سهام را در بازار به حسابداری همزمان برای ارزش حقوق صاحبان سهام مرتبط می سازد ، اما در چنین روشی است که اندازه گیری در بر گرفته می شود . با توجه به نکته دوم ، ما دیدیم که چگونه اندازه گیری سودها نه تنها ارزیابی این سودها را تعیین می نماید بلکه همچنین تعیین می نماید که آیا سودهای تقسیمی یا جریانهای نقدی محتوای اطلاعاتی اضافی را ارائه می نمایند یا نه

۳۰۱ تعیین مدلهای همزمان رگرسیونی بازده شامل سودها وجریانهای نقدی:
ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام محاسبه ی نهایی در سیستم حسابداری است ، بنابراین معادله ی (۱۱) ، نقطه ی طبیعی شروع مدل سازی است . در واقع اگراندازه گیری حسابداری این چنین بود که رقم ارزش دفتری معادل ارزش بازار ایجاد می گردید ، همانجا تجزیه و تحلیل متوقف می گردید و نه سودها و نه جریانهای نقدی بر اطلاعات نمی افزودند .

ما توسعه را با پذیرش این شروع نمودیم که به دلیل اندازه گیری حسابداری ارزش دفتری می تواند از ارزش بازار حقوق صاحبان سهام متفاوت باشد . این نقش اطلاعاتی برای سودها و یا جریانهای نقدی را می پذیرد . با معرفی اندیسهای زمان و شرکت که در بالا به انها پی بردیم ، ارزش بازار حقوق صاحبان سهام می تواند بوسیله ی ارزش دفتری بعلاوه صرف ارائه گردد :p = B + (p – B )
P – P = ΔΒ + (p – B ) – (P – B )

این عبارت به روز رسانی ارز ش دفتری ، ΔΒ را توصیف می نماید ، که بطور همزمان با تغییر در قیمت سهم روی می دهد ، مرحله ی نهایی در فرایند دوره ای حسابداری به معادله ی (۱۱) اضافه می گردد . بوسیله ی معادله ی (۱۱) عبارت زیر توضیح داده می شود :
P – P = Earnings – d + (P – B ) – (P – B ) (12)

به صورت تکراری بیان می گردد که تغییر در ارزش بازار همیشه معادل سود ، خالص سود تقسیمی ،بعلاوه تغییر در صرف ارزش بازار بیش از ارزش دفتری است ، بطوریکه برای مثال درتحقیقات Easton و Harris و ohlson (1992) مشخص گردید . اگر هیچ تغییری در صرف وجود نداشته باشد ، آنگاه تغییر در قیمت بازار بعلاوه سود تقسیمی ( که بازده سهام است ) باید معادل سودها باشد: سودها برای توضیح بازده ها کافی هستند . علاوه براین ، هر اطلاعات یا عامل دیگری که موجب تغییر در قیمت می گردد در سودهایی که باید تغییر در صرف را ایجاد نماید تغییری ایجاد نمی کند .

حسابداری احتمالاً برای کاربردهای عمومی در روابط ساختاری طراحی شده است.باتقسیم برارزش حقوق صاحبان سهام دراول دوره عبارتی بدست می اید که مبنایی برای رگرسیون مقطعی با نرخهای بازده سهام بدون سود بعنوان متغییر وابسته است .