« سيد اسماعيل جرجاني »
بزرگترين پزشك قرن ششم و كسي كه به قول بيهقي علم طب و ساير علوم مسلط بوده است. مدتي از عمر خود را در خراسان و مدتي را در خوارزم بوده است.
ولادت او به سال ۴۳۴ در جرجان و وفاتش به سال ۵۳۱ در مرو اتفاق افتاد.
علم حديث را از امام ابوالقاسم مشيري فرا گرفت و علم طب را از ابي الصادق آموخت.
اهميت جرجاني به دو دليل است:

۱ـ اولين كسي بوده بعد از ابن سينا كه آثار خود در همه ي مباحث علم طب چنان چه قدما مي انديشيدند با تحقيقات و مطالعات جديد مورد مطالعه قرار داده است.
۲ـ مهم ترين آثار طبي او در زبان فارسي پديد آورد.
از كتاب هاي معروف ايشان: اغراض، ذخيره، يادگار، كتابي در رد بر فلاسفه، كربيوم و ليله و وصيت نامه.
كتاب ذخيرة خوارزم شاهي كه سيد اسماعيل آن را به سال ۵۰۴ به نام قطب الدين محمد بن انوشتكين خوارزم شاه به فارسي نوشته از زمان تأليف به بعد همواره جزء اركان كتب طبي شمرده مي شود. اهمتي اين كتاب به اين دليل است كه به زبان فارسي تأليف شده است. ذخيره در ۱۲ مجلد است كه هر كتاب خود به چند باب و فصل تقسيم شد، ايشان در اواخر عمرشان ذخيره را به عربي ترجمه كردند.
« عوفي »

نورالدين محمد بن محمد عوفي بخارايي: از مشاهير و نويشندگان اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم است. پدران وي از اصحاب رسول بوده است به همين دليل خاندان او به عوفي معروف هستند.
تولد و تحصيلات وي در بخارا بوده است.
وي كتاب لباب الالباب را به نام وزير عين الملك فخرالدين مي نويسد و كتاب جوامع الحكايات را به دستور پادشاه مي نويسد.
معتبرتين كتاب عوفي كه به زبان فارسي نوشته شده جوامع الحكايات و لوامع الروايات است و محتواي آن فوايد تاريخي و ادبي است. اين كتاب ۴ جلد ۲۵ بابي دارد.

عوفي از مآخذي مانند تاريخ و ادب و قصص و حكايت هاي رجال شعر نثر استفاده كرده كه هم اكنون آن ها در دست نيست و به خاطر سفرهايي كه كرده جنبه ي تاريخي كتاب اهميت فراوان دارد و بسيار از مؤلفان از اين كتاب به عنوان منبع استفاده كرده است.
لباب الباب: اين كتاب تذكره ي شعراء ايران تا اوايل قرن هفتم است و دو جلد دارد.
جلد اول: ذكر شاعراني كه از ميانهي ملوك و وزراء برخاسته اند تا زمان مؤلف.

جلد دوم: در ذكر طبقات شاعران ايران منسوب به دربارهاي ايراني از عهد طاهريان تا عهد تأليف كتاب در دستگاه سلطنت ناصرالدين قباجر.
« ظهيري »
محمد بن علي بن حسن بن ظهيري كاتب سمرقندي يكي از نويسندگان اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم است. عوفي او را به لقب صدرالاجل ياد كرده است و نام او را در باب وزرا آورده است و گفته كه مدتي صاحب ديوان و مسائل بوده است. از احوال ظهيري چيزي در دست نيست.
آثار وي :
۱ـ اغراض اسيا شرفي اعراض الرياسه كه اين كتاب پادشاهان، از عهد جمشيد تا عهد خود نويسنده است.
۲ـ سمع الظهيري في جمع الظهير.

۳ـ سندباد نامه
« امام فخررازي »
ابوعدا… محمد بن عمر بن الحسين بن الحسن بن علي طبقرستاني رازي فقيه شاخص و معروف به ابن خطيب است. از اختصاصات امام قدرت او در شك وجدل و وارد كردن ايرادات بر فلسفه ي مقدم بوده است. چنانكه در بيشتر اصول مسلم فلسفي شك كرده و فيلسوفان ديگر مانند خواجه ي طوسي، قطب الدين رازي و ميرداماد و ملاصدرا مدت ها سرگرم جواب دادن به شبهه هاي او بودند به سبب همين قدرت در تشكيك است كه فخررازي را (امام المشككين) لقب داده اند. از جمله آثار وي در كلام كتاب نهيه العقول، كتاب الاربيعين، المطالب العاليه، // افكار المتقدمين و البيان و البرهان است.

امام در علوم مختلف از قبيل طلسمات، نحو، فقه و طب نيز آثاري دارد. از ميان آن ها « المخلص و شرح الاشارات » شرح عيون حكمت، مباحث مشريقيه، النهايه و رساله ي روحه را مي توان نام برد. از تفاسير وي تفسير چهار سوره ي توحيد، اعلي، تين و عصر خيلي مهم است و اين كتاب بابي در توحيد بابي در نبوت و بابي در معاد و بابي در كيفيت تكامل نفساني انسان است.

امام فخر در نيمه ي دوم قرن ششم يكي از قويترين مخالفان ابن سينا بوده است. وي به ايراد منطقي نسبت به ابن سينا پرداخت و در كتبي از قبيل المتقدمين و مباحث المشرقيه و شرح الاشارات بر آن استاد تاخت و ايرادات اين حكيم مشكك به وسيله ي خواجه نصيرالدين طوسي در قرن هفتم رد شد.

همچنين وي در كتاب المخلص به منطق ارسطو شبهه هايي وارد كرده است و در اين كتاب سعي مي كند حكمت مشاء را به عقايد متكلمان در بياميزد.
كتاب مباحث المشرقيه در دو جلد است و شامل مباحث طبيعيات و الهيات مي باشد و به اين نكته اشاره مي كند كه انسان تا زماني كه دليل قاطع نداشته باشد مي تواند اعتراض كند اما معاصران دو دسته اند: دسته اول كساني هستند كه هر علمي به آن ها بگويي بدون هيچ سؤال و اعتراض قبول مي كنند و دسته ي دوم گروهي هستند كه در تمام آثار افراد بزرگ بدون دليل ايراد وارد مي كنند و اعتراض مي كنند اما من در اين روش نه افراط مي كنم نه تفريط و حدوسط را مي گيرم. مباحث مشرقيه بر سه قسم است:

۱ـ وجود ۲ـ اقام ممكنات ۳ـ الاهيات
آثار فارسي امام فخر :
۱ـ دايره المعارفي از علوم متداوله كه در آن زمان بنام جامع العلوم بوده است كه در سال ۵۷۴ تأليف شد.
۲ـ رساله اي درباره ي اصول عقايد در هشت باب دارد: ۱ـ توحيد ۲ـ نبوت ۳ـ معاد
۴ـ امامت ۵ـ اصول
۳ـ كتاب اختيارات نجومي است كه اين كتاب به عربي نيز ترجمه شده است.
//
« رشيدالدين وطواط »
امير امام رشيدالدين سعد الملك محمد بن جليل، نسبش به يازده واسطه به خليفه ي ثاني ميرسد. او در بلخ متولد شد و تحصلاتش را نزد امام ابوسعد هروي به اتمام سانيد.
تخلص رشيد به وطواط به خاطر جثه ي كوچك او ميباشد و وطواط مرغي از جنس پرستو است. وطواط مدتي را در دربار // بوده كه بعد از فوت وي در سال ۵۵۱، همچنان در آن دربار اقامت داشته و تا مدتي در خدمت پسر // به نام ايل ارسلان بوده است.
وطواط با عده اي از مشاهير و رجال زمان خود نيز رابطه داشته و اين رجال و مشاهير وطواط را مدح گفته اند. فوت وطواط را به روايتي به سال ۵۷۳ دانسته اند و به روايت ديگر ۵۷۸٫

آثار معروف وطواط :
۱ـ حدائق الحر في دقايق الشعر: اين كتاب درباره ي برخي مباحث معاني و بيان و صنايع لفظي و معنوي است.
۲ـ نثر// من كلام اميرالمؤمنين علي (ع) كه اصل آن را بحرجاخط از مجموع كلام امام علي انتخاب كرده.
۳ـ ابكارالافكار: اين نسخه در ۶۹ ورق است و رشيد وطواط در عهد خوارزم شاه نوشته است.
«شهاب الدين صابر »
صابر از مشاهير قرن ششم و مشهور به اديب صابر است. وي خود را گاه صابر و گاه اديب ياد كرده است. از ديوان اين شاعر نسخه اي در دست است كه در كتابخانه هاي ايران پراكنده شده است.
از اختصاصات مهم شعرا و سادگي و رواني آن است و نيز شعرا و به منزله ي فرخي در دورة محمود بوده است. و اگر گاه صنايعي از قبيل التزام، كلماتي مشكل در هر بيت او ديده مي شود بر حسب اقتضاي دورة شاعري اوست. غزل هاي لطيف اديب صابر به سبب صراحت گفتار و آوردن مضامين باريك و داشتن زبان ساده ي شيرين در آن ها، شهرت بسيار در شعر فارسي نمود.
او در ميان شاعران عهد خود ممتاز بوده تا آنجا كه انوري با همه ي قوت طبع و قدرت كلام خود را در شاعري از او به ترتيب كمتر ياد كرده است.
« قوامي خباز رازي »
از شاعران معروف نيمه ي اول قرن ششم هجري است كه به مناقب خاندان شهرت داشته است. تذكره نويسان ماند عوفي و امين احمد رازي در هفت اقليم و تقي الدين اوحدي در تذكره عرفات نام و عنوان او را امير به /// قوامي رازي ناميده اند.
تذكره نويسان او را جزء مداجان قوام الدين طغرايي دانسته است و گفته اند كه تخلص خود را از او گرفته. قوامي مردي شيعه مذهب و در ميان شاعران تشيعه معروف بوده است در آثار او اشعار كثير در منقبت خاندان رسالت و مرثيت آنان ديده شده است و هم چنين اشعاري در زهد وعظ و ترجيحات و غزل هاي عاشقانه لطيف و دل انگيز روان ديده مي شود.

قصايد پند و اندرز او لفظاً و معيناً متوسط و بيش تر افكار ديني است.
در مدح متوسط بوده اما غزل هايش در ميان شاعران زمان خود معروف بوده است.
ديوان وي ۳۳۵۹ بيت دارد كه ۱۱ قطعه ي آن از عمادي شاعر است در مدح قوامي رازي.
« ابوالمكارم مجيرالدين بيلقاني »

از مردم بيلقان كه گويا مادري حبشي نژاد داشته. كتب شاعري وي برگرفته از اسم مادرش بوده است. از آغاز زندگي او اطلاعاتي در دست نيست ولي مي دانيم كه تحصيلات ادبي و شعري خود را نزد خاقاني بوده است.
مجير به دربارهاي اتابطان آذربايجان يعني شمس الدين (۵۵۵ ـ ۵۶۸) نيز بوده است. بعضي ها گفته اند مجير به تعصب اهل اصفهان به قتل رسيده است.
ديوان مجير قريب به ۵۰ هزار بيت است. قصايد عالي و غزل هاي لطيف دارد. او را بايد حقاً از شاعران نيكو سخن و خوش قريحه زمان شمرد.
در اشعار او سبك خاقاني مشهود است.
وفات او را هدايت به سال ۵۷۷ نوشته است.