سيستم مديريت خودروهاي فرسوده

مطالعه بر روي روش هاي يك سيستم خودروهاي فرسوده مانند چگونگي طراحي، چگونگي اجرا، نوع ابزار استفاده شده و تأثير عوامل و رفتارشان در كارهاي مختلف در مرحله بعدي قرار مي‎گيرد.
نه تنها مسائل زيست محيطي از اهداف يك سيستم مي‎باشد، همچنين اقتصاد يك سيستم نيز يك جنبة مهم مي‎باشد. بنابراين، اين تحقيق به جنبه هاي مالي و اقتصادي سيستم ها نيز مي¬پردازد. كليه موارد به ما كمك مي‌كند تا درك بهتر و عميق تري از سيستم داشته باشيم. ساير جنبه ها. مانند رقابت، بازار فروش و مباحث بازرگاني تحت بررسي و مطالعه مي‎باشد. ولي به علت محدوديتهاي موجود، در اين تحقيق از اين جنبه ها صرفنظر مي‎شود تا به ساير جنبه ها رسيدگي بهتري گردد.

انتخاب معيار براي گزينش كشورها:
انتخاب كشورهاي براي بررسي سيستم هاي مديريت خودروهاي فرسودة آنها، بر اساس چند معيار مي‎باشد يكي از مهمترين اين معيارها عبارت است از: واردات خودروها مي‎باشد. سعي بر آن است تا كشورهايي انتخاب گردند كه واردات تقريباً شبيه به يكديگر دارند و طول و مدت اجراي مديريت خودروهاي فرسوده در آنها طولاني باشد تا داراي خروجي زيادي باشيم و همچنين اين سيستم ها داراي تنوع زيادي باشند تا بتوان ابزارهاي زيادي را براي آنها آزمايش كرد و معيارهايي از اين قبيل.

بر اين اساس كشورهاي زير انتخاب گرديدند:
۱- سوئد: كه داراي سابقه زياد در زمينه سيستم مديريت خودروهاي فرسوده دارد كه اين سابقه به سال ۱۹۷۵ برمي گردد. سيستم اوليه به صورت دستمزد و پاداش بود و از زمانيكه مسئوليت خودروهاي فرسوده به دوش سازندگان افتاد يك سيستم جديد نيز به موازات آن شروع به كار كرد.
۲- هلند: از سال ۱۹۹۵ شروع به سازماندهي دوباره خودروهاي فرسوده خودكرد كه اساس آن بر مبناي توافق بين دولت و يك شركت خصوصي، ARN، كه مسئوليت سازماندهي و مديريت خودروهاي فرسوده را دارد، مي‎باشد.

۳- آلمان: سيستم مديريت خودروهاي فرسوده اين كشور به صورت اختياري بود كه از سال ۱۹۹۷ اجباري شد. در اين سيستم مسئوليت توليد كنندگان پائين مي‎باشد بنابراين كليه هزينه ها به عهدة آخرين مالك مي‎باشد.

قابل ذكر است كه آلمان با توجه به دستور اتحاديه اروپا مبني بر اينكه مسئوليت توليد كننده، سيستم خود را عوض كرده ولي از آنجا كه اين دستور از سال ۲۰۰۱ فعال شده، امكان بررسي خروجي هاي آن در اين مدت كوتاه نمي باشد، بنابراين تمركز بيشتر بر روي روش سابق مي‎باشد.
۴- فرانسه: سيستم مديريت خودروهاي فرسوده اين كشور به صورت توافقات اختياري مي‎باشد كه از تاريخ ۱۹۹۳ شروع به كار كرد. يك واحد به نام مديريت انتشار (MD) به منظور گسترش صحيح، سلسله مراتب تصفيه خودروهاي فرسوده داير شده است. اين واحد بر روي قسمتهاي مختلف تصفيه خودرو از جمله اوراق كردن، بازيافت و بخصوص تكه كردن و پرس كردن نظارت دارد و جريان فيزيكي خودروهاي فرسوده از خودروهاي جمع شده توسط معامله گران تا سلسله مراتب ديگر را كنترل مي‌كند.

۵- انگلستان: سياست اين كشور بر اساس توافق بين صنايع مختلف بازيافت كننده مي‎باشد. بعلاوه يك تعهد در همة قسمتهاي مديريت سيستم هاي فرسوده را هدايت مي‌كند و سيستم مديريت مشخصي وجود ندارد.
۴-۱- محدوديتها:
در طول انجام پروژه به چندين محدوديت برخورد كرديم كه بطور مختصر عبارت است از دسترسي به اطلاعات، اعتبار اطلاعات، محدوديت زباني، محدوديت زماني.
۱- دسترسي به اطلاعات: در پاره اي از موارد جمع آوري و دسترسي به اطلاعات سخت و غيرممكن مي‎باشد بخصوص وقتي كه اين اطلاعات محرمانه باشند.

۲- اعتبار اطلاعات: در بعضي موارد ممكن است اطلاعات جمع آوري شده داراي اعتبار نباشند مخصوصاً زمانيكه در بعضي از موارد با تناقض برخورد مي كنيم. در نتيجه قضاوت براي اينكه بدانيم اطلاعات درست است يا نه سخت مي‎باشد.
۳- زبان: بعضي از اطلاعات موردنظر به زبان اصلي بعضي از كشورها مي‎باشد و دستيابي به آن سخت است مانند بعضي از كارخانجات ژاپني كه اكثراً با اين مشكل مواجه مي شويم.
۴- زمان: مهمترين محدوديت از نظر زماني مي‎باشد كه باعث مي‎شود اهداف پروژه محدودتر گردد.
۵-۱- متدولوژي
در اين تحقيق از متد زير استفده گرديده است:
(۱) مرور ادبيات سياست پايدار مواد زائد و مشكلات زيست محيطي مربوط به موضوع خودروهاي فرسوده به منظور گسترش معيارهاي ارزيابي سيستم
(۲) مطالعه سيستم هاي خودروهاي فرسوده در چندين كشور مختلف از جمله ايران
(۳) ارتباط با قسمتهاي مختلف كه نقش هايي را در اين سيستم ايفا مي‌كنند.
(۴) آناليز اطلاعات جمع آوري شده

مرور بر ادبيات سياست پايدار مواد زائد:
مطالعات تئوريك بر روي مفهوم سياست پايدار مواد زائد و ضرورت آن، در طبقه بندي مديريت مواد زائد، ضروري مي‎باشد. در اين تحقيق سياست هاي بكار گرفته شده در زمينه مواد زائد كشورهاي مختلف بررسي مي گردد. همچنين در اين تحقيق ابزار و وسايل اجراي اين سياستها بررسي مي گردد. مطالعه بر روي اين ابزار اين امكان را به ما مي‎دهد تا درك بهتر و بيشتري از خروجي هاي آن در زمينه خودروهاي فرسوده داشته باشيم. چندين خصوصيت از سياست پايدار مواد زائد، اهميت

زيادي دارند و اطلاع از آنها جهت انتخاب ابزارهاي موجود ضروري مي‎باشد. بنابراين مطالعه اين خصوصيات كه در تحقيقات گذشته مورد بررسي قرار گرفته اند امري ضروري به نظر مي رسد.
در زمينه معيارهاي زيست محيطي نيز بايد مطالعاتي صورت بگيرد تا به معيارهاي سياست پايدار مواد زائد، معيارهاي زيست محيطي نيز اضافه گردد و باعث بهبود معيارها در زمينه خودروهاي فرسوده گردد. سرانجام، معيارهاي انتخاب شده معيارهايي هستند كه از همه مناسب تر به نظر مي رسند.

مطالعه بر روي سيستم هاي خودروهاي فرسوده كشورهاي مختلف
بعد از انتخاب كشورها، انواع اطلاعات مختلف جمع آوري مي‎شود. منابع اصلي اطلاعات و داده ها شامل موارد زير مي‎باشد. مقالات و مدارك منتشره توسط سايرين، اطلاعات اينترنتي از سازمانهاي مختلف، شركت ها و منابع دولتي، اطلاعات آماري از اينترنت كه از منابع و سازمانهاي آماري بدست آمده، گزارشات ساليانه از سازمانها و توليد كنندگان خودرو در سراسر جهان و غيره.

سيستم ايران نيز مورد بررسي قرار گرفته است. در اين تحقيق وضعيت كنوني ايران و راهكارهايي جهت بهبود آن مورد بررسي قرار گرفته است.
ارتباط با اشخاصي مرتبط با موضوع خودروهاي فرسوده

از اين قسمت مي‎توان به عنوان يكي از قسمتهاي اصلي نام برد. در زمانيكه تحقيقات انجام مي‎گيرد با اشخاص مرتبط با موضوع تحقيق نيز ارتباط برقرار مي‎شود. اين قسمت مي‎تواند در چند زمينه كمك ساز باشد؛ واضح سازي اطلاعات، بدست آوردن اطلاعات مهم، جستجو در زمينه اطلاعات مهم و سري مانند خودروهاي ترك شده و متروك، برخوردار شدن از نظرات اين اشخاص و غيره از جمله سودهاي اين ارتباط مي‎باشد. جمع آوري و ارتباطات با اين اشخاص مي‎تواند به طرق مختلف صورت گيرد از جمله تماس با Email ، تماس تلفني، شركت در همايش ها و انجمن ها و … را مي‎توان نام برد.

آناليز اطلاعات گردآوري شده:
چندين روش براي آناليز اطلاعات بدست آمده وجود دارد كه از آنان در اين تحقيق استفاده شده است.
(۱) بحث آناليزي بر روي يافته هاي سيستم هاي كشورهاي مختلف و مكانيزمهاي اقتصادي و مالي آنها
(۲) آناليز سيستم ها براساس معيارهاي انتخابي از قبيل تاثيرات زيست محيطي- تاثيرات اقتصادي- پايش- تحريك نوآروي و ابداع
(۳) بحث در تعيين فاكتورهاي مؤثر براي داشتن يك سياست پايدار و مؤثر در زمينه خودروهاي فرسوده

۶-۱ – ساختار تحقيق
اين تحقيق از چندين قسمت تشكيل شده است. بخش اول به معرفي مي پردازد. در بخش دوم دربارة مفاهيم سياست پايدار مواد زائد و ابزارهاي دسترسي به آن مي‎پردازيم در اين بخش همچنين خصوصيات يك سياست پايدار در زمينه خودروهاي فرسوده بررسي قرار مي‎گيرد. در بخش سوم به ارزيابي و چگونگي كاركرد سيستم خودرو فرسوده و چارچوب كاركرد آن مي‎پردازيم و با سلسله مراتب بازيافت خودروهاي فرسوده، خصوصيات بخش هاي مختلف آن و بعضي از مشكلات و زحماتي كه اين سيستم دربردارد و غيره آشنا مي شويم. در اين بخش با قوانين موجود نيز آشنا مي شويم

در بخش هاي بعدي به بررسي سيستم هاي كشورهاي مختلف مي‎پردازيم. در هر مورد به مطالعه و بررسي قانونهاي موجود، سيستم هاي مورد استفاده در زمينه خودروهاي فرسوده و مكانيزم مالي هر كشور در اين زمينه مي‎پردازيم. در بخش بعدي به فاكتورهاي مؤثر در زمينه مديريت خودروهاي فرسوده مي‎پردازيم و در آخر به سيستم موجود در كشور و پيشنهادهاي مربوطه مي‎پردازيم.

– سياست پايدار مواد زائد
۱-۲- مديريت پايدار مواد زائد:
سابقاً كشورهاي مختلف پيشرفت خودرو را در توسعه اقتصادي مي ديدند. اين توسعه اقتصادي با توجه به ملاحضات زيست محيطي به شدت كاهش پيدا مي‌كند. توسعه پايدار به صورت مقابل تعريف مي‎شود: توسعه‌اي پايدار مي‎باشد كه تمام نيازمندي هاي حال را بدست آورد و طوري عمل كند تا آيندگان نيز بتوانند به راحتي به نيازهايشان دست پيدا كنند و راه را براي آيندگان هموار سازد. توسعه پايدار شامل جنبه هاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي مي‎باشد.

در چند سال اخير سياست توسعه پايدار به ساير سياستها غلبه كرده است. بخصوص كه اين نوع سياست بر سياست زيست محيطي تأثير بسزايي دارد. قبل از معرفي توسعه پايدار مواد زائد، بر روي ابزار مديريت تمركز مي كنيم. به هر حال، هدف سياست مواد زائد در زمينه توسعه پايدار، مديريت اثرات زيست محيطي مي‎باشد. مديريت پايدار مواد زائد مي‎تواند به عنوان مديريت مواد زائد كه به طبيعت و يا انسان صدمه مي زند مطرح گردد. پايداري مديريت زيست محيطي همچنين نيازمند توليدات با قابليت بازيافت بيشتر چه از نظر مواد و چه از نظر انرژي، مصرف انرژي كمتر و پراكندگي

آلودگي كمتر در هوا، آب و خاك مي‎باشد. در مفهوم توسعه پايدار، مديريت مواد زائد بر روي بهبود و توسعه امكانات دفع به منظور كاهش اثرات زيست محيطي نيز تمركز دارد. در مديريت مواد زائد، نه تنها آسيب هاي زيست محيطي آخرين قسمت بايد در نظر گرفته شود بلكه طراحي نيز مورد توجه قرار مي‎گيرد. بدين معني كه مي‎توان الماني را كه در انتها ممكن است مثلاً‌ باعث سختي بازيافت شود حذف و يا طوري طراحي آن را تغيير داد كه قابليت بازيافت بيشتري داشته باشد.

طبقه بندي مديريت مواد زائد كه مي‎تواند پايدار باشد در عمل از سياست مواد زائد پيروي مي‌كند. اين سياست كليد اصلي اجراي مديريت پايدار مواد زائد مي‎باشد.
جلوگيري و كاهش مواد زائد در مبدا از بيشترين اهميت برخوردار است و در ابتدا هرم قرار دارد. هر قسمتي كه نتواند كاهش و يا حذف شود بايد يا استفاده مجدد شود و يا به صورت بهينه بازيافت شود. از مواد باقي مانده بايد انرژي گرفته شود و به همين ترتيب كلاً اين طبقه بندي را مي توان به صورت زير تعريف كرد.
• جلوگيري از توليد مواد زائد: اين قسمت در مبدأ كاربرد دارد. يك طراحي صحيح حذف المان هاي مواد زائد را ساده مي سازد. به علاوه، جلوگيري از توليد مواد زائد مي‎تواند شامل مراحل تغيير جهت انطباق با تكنولوژي جديد و يا روشهاي جايگزين مواد نيز باشد.

• كاهش مواد زائد: بعد از جلوگيري از توليد مواد زائد، كاهش مواد زائد بيشترين اهميت را دارد. اين مرحله شامل طراحي دوباره محصولات يا توليدات با هدف كاهش موادي كه نسبت به مواد ديگر قابليت بازيافت بيشتري دارند مي‎باشد.
• استفاده مجدد: استفاده مجدد از توليدات در شكل اصلي خود، از مصرف اضافي منابع و توليد ضايعات جلوگيري مي‌كند. استفاده مجدد همچنين مي‎تواند شامل استفاده مواد در ساير زمينه ها باشد.
• بازيافت: وقتيكه قادر به استفاده مجدد نباشيم. مواد بايد براي استفاده دوباره در همان سيكل به عنوان مواد اوليه براي توليدات جديد و يا توليد مواد مشابه مورد استفاده قرار گيرند. عموماً توليد محصولات جديد با استفاده از مواد بازيافت شده انرژي كمتري مصرف مي‌كند و باعث مي‎شود تا محيط زيست آسيب كمتري ببيند و نيز مصرف مواد اوليه كمتر گردد.

• بدست آوردن انرژي: گام بعدي پس از مراحل پيشين بدست آوردن انرژي مي‎باشد. اين قسمت مي‎تواند شامل سوزاندن مواد زائد و آزاد كردن انرژي پنهان آنها باشد. انرژي گرمايي مي‎تواند در ساير مصارف مفيد از جمله توليد الكتريسيته استفاده گردد.
• دفع: وقتيكه هيچ راه حلي براي استفاده باقي نماند و هيچ كدام از مراحل بالا جوابگو نبودند، آخرين چاره دفع مواد مي‎باشد كه البته بايد روش دفع اين مواد كاملاً صحيح باشد و قبل از دفع تصفيه گردند تا براي محيط زيست خطرناك نباشند.

هدف نهايي مديريت پايدار مواد زائد، به حداقل رساندن آثار منفي ناشي از مواد زائد بر روي محيط زيست و سلامتي بشر بوسيله بكارگيري همه روشهاي مديريتي مواد زائد و تكنولوژيها، بخصوص آن دسته تكنولوژيها كه هدف آنها كاهش، استفاده مجدد و بازيافت و بدست آوردن انرژي و در مرحله آخر دفن در زمين مي‎باشد. به هر حال واضح است كه تكنولوژي نمي تواند به تنهايي اثرات مواد زائد را در جهت رسيدن به هدف مديريت پايدار مواد زائد حل كند. فاكتورهاي زياد ديگري بر روي مديريت پايدار مواد زائد تأثير مي گذارند كه يكي از مهمترين آنان مشاركت عمومي مي‎باشد. اينكه چطور عموم را به مشاركت در مديريت پايدار مواد زائد تشويق تحريك كنيم يكي از بخش هاي طراحي سياست مواد زائد مي‎باشد.

۲-۲- ابزارهاي سياست مواد زائد پايدار:
ابزارهاي سياست براي دستيابي به اهداف سياست ما را كمك مي‌كنند. براي دولت مهم مي‎باشد كه روشي براي انتخاب ابزار صحيح داشته باشد. از آنجائيكه انتخاب درست ابزار سياست ما را در موفقيت سياست ياري مي‌كند. در نتيجه انتخاب آن نيز از اهميت خاصي برخوردار است. رنج گسترده اي از ابزارهاي سياست در زمينه محيط زيست مورد استفاده قرار مي‎گيرد. مطالعه بر روي ابزارهاي موجود و پتانسيل تاثيرشان اطلاعات باارزشي را جهت انتخاب ابزار سياست براي داشتن سياست پايدار مواد زائد فراهم مي سازد. يك دسته بندي كلاسيك بر روي اين ابزار آنها را به سه قسمت اجباري، اقتصادي، و آموزشي تقسيم مي‌كند. استفاده از اين ابزار مي‎تواند اجباري و يا اختياري باشد.

روشهاي اجباري:
در سياستهاي زيست محيطي بيشتر از روشهاي اجباري استفاده مي‎شود. دولتها اين روشها را براي برپايي مكانيزم قانوني مانند ايجاد مقررات و لايحه و غيره استفاده مي‌كنند. اغلب، اين روشها بر روي نقش عوامل مختلف تأثير مستقيم مي گذارند. روشهاي اجباري داراي راندمان بالايي هستند. به علاوه خطوط راهنماي مشخصي را براي اينكه بدانيم چطور قوانين مشخص را با ضمانت اجراي، اجرا كنيم مشخص مي‌كند. اين روشها مي‎تواند عملكرد عوامل را بهبود بخشند.
در بوجود آمدن و اجراي اين روشها دولت نقش بسيار مهمي را داراست. علت اينكه اين روشها ممكن است جواب ندهد به علت ضعف دولت در اجراي اين قوانين مي‎باشد.
روشهاي اختياري و داوطلبانه:
روشهاي داوطلبانه در جاهاي مختلفي كاربرد دارند. اين روش اصولاً مذاكرات بين دولت و صنايع مي‎باشد.
آثار اين روش را مي‎توان به صورت زير خلاصه كرد:
• مذاكرات بر روي اينكه كار را چطور و چگونه آن را انجام دهيم صنايع را به انجام بهتر كارها تشويق مي‌كند. به علاوه، مذاكرات باعث مي‎شود تا درك صحيح تري از مشكلات داشته باشيم. اين مطلب همكاري هر چه بيشتر بين صنايع و مسئولين را نشان مي‎دهد.