سيماي امر به معروف

– سيماي امربه معروف ، نشانه عشق انسان به مكتب است .
– امر به معروف ، نشانه علاقه انسان به سلامت جامعه است.
– امر به معروف ، نشانه فطرت بيدار جامعه است.
– امر به معروف ، مايه تشويق نيكوكاران جامعه است.
– امر به معروف ، مايه تذكر و آگاه كردن افراد جاهل است.

– امر به معروف ونهي از منكر ،گاز وترمزي است كه ماشين جامعه را هدايت مي كند .
– امر به معروف ونهي از منكر والدين است كه اساس تربيت كودك را تشكيل مي دهد.
– امر به معروف ، سبب دلگردمي وتقويت افراد كم اراده مي شود.
– امر به معروف و، نشانه حضور در صحنه است .
– نهي ازمنكر ، جبران كننده كمبود تقوي بعضي از افراد جامعه است.
– امر به معروف ، جامعه را رشد مي دهد ونهي ازمنكر ،جامعه را از سقوط نجات مي دهد.
– امر به معروف ونهي ازمنكر ، نشانه غيرت ديني و احساس مسئوليت است.
– امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي نظارت عمومي است.

ريشه هاي فطري و غريزي

پدران ومادران در طول تاريخ، فرزندان خود را به كارهايي واداشته و ا زكارهايي نهي كرده اند . مساله امر ونهي وتشويق وهشدار ، ريشه در درون هر انساني دارد ومربوط به زمان ومكان و يا نژاد ومنطقه خاصي نمي شود و هر مساله اي اين گونه فراگير باشد ،نشان از فطري بودن آن دارد.
هشدار واخطار و فرياد در برابر خطرها وانحراف ها ، مخصوص انسان نيست . درقرآن مي خوانيم : وقي مورچه اي ديد حضرت سليمان با لشگرش در حركتند ، فرياد زد و به ساير مورچگان گفت: به لانه هاي خود برويد تا پايمال نشويد .
و هنگامي كه هدد در پرواز خود از فضاي كشور سبا متوجه انحراف مردم شد و دريافت

كه مردم خورشيد پرستند ، نزد حضرت سليمان آمد و از انحراف شكايت كرد.
بنابراين فرياد در برابر انحراف و دلسوزي براي ديگران ، نه تنها مساله اي فطري براي انسان هاست ،بلكه ريشه اي غريزي در حيوانات نيز دارد.
جايگاه امر به معروف در قرآن
اين موضوع از همان روزهاي اول بعثت پيامبر اسلام (ص) مورد عنايت اسلام بوده است. سوره والعصر كه اوائل بعثت در مكه نازل شده است ، در جمله (تواصو بالحق وتواصو بالصبر) ، اشاره به امر به معروف مي كند و ازمومنان مي خواهد تا يكديگر را به كارهاي حق وپايداري در راه خدا سفارش كنند.

اولين وظيفه انبيا
قرآن مي فرمايد : ما در ميان هر امتي ، پيامبري را مبعوث كرديم كه مهم ترين وظيفه او دو چيز بود: يكي امر به يكتا پرستي كه بزرگ ترين معروف هاست ( ان اعبدوا الله ) ، ودوم نهي از اطاعت طاغوت ها كه بزرگترين منكرهاست ( اجتبنو الطاغوت )
نشانه بهترين امت
قرآن خطاب به مسلمانان مي فرمايد : ( كنتم خير امه اخرجت للناس تامرون بالمعروف وتنهون عن المنكر تومنون بالله ) شما بهترين امتي هستيد كه برمردم ظاهرشده ايد ؛ به شرط آنكه امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد .
امر به معروف كاري است كه خداوند انجام ميدهد:
( ان الله يامربالعدل والاحسان )

چنانكه امر به منكر كار شيطان است.
(الشيطان بعدكم الفقر ويامركم بالفحشاء)
امر به معروف يك وظيفه عمومي است. قرآن مي فرمايد: تمام مردان و زنان با ايمان نسبت به يكديگر حق ولايت دارند تا يكديگر را به معرو ف سفارش كنند واز منكر باز دارند .
البته همواره در قرآن ، امر به معروف ، مقدم بر نهي از منكر به كار رفته است تا بفهماند ك
گروه ويژه
قرآن مي فرمايد ( ولتكن منكم امه يدعون الي الخير ويامرون بالمعروف وينهون عن المنكر ) از ميان شما، گروهي بايد دعوت به خير وامر به معروف ونهي ازمنكر كنند.
حساب اين گروه از حساب وظيفه عمومي جداست . اين دسته بايد با قدرت وامكانات وارد عمل شوند وجلوي منكرات را بگيرند . چنانكه اگر ماشيني در خيابان يك طرفه بر خلاف مسير حركت كند، دو وظيفه وجود دارد :يكي وظيفه عموم رانندگان كه تخلف او را با بوق وچراغ به او بفهمانند؛ ويك وظيفه هم پليس دارد كه او راجريمه كند.
جايگاه امر به معروف در روايات
پيامبر اكرم (ص) فرمود: آمران به معروف ،جانشينان خدا در زمين هستند.
اميرالمومنين علي (ع) در نهج البلاغه مي فرمايد : تمام كارهاي خير وحتي جهاد در راه خدا ، نسبت به امر به معروف مثل رطوبت دهان است نسبت به آب دريا .
حضرت علي (ع) مي فرمايد : امر به معروف ونهي ازمنكر براي عموم مردم يك مصلحت است ( تا انگيزه آنان را نسبت به كار خير زياد كند) ، ونهي ازمنكر براي افراد نابخرد كه گرايش به انحراف در آنان زياد است ، وسيله كنترل قوي است.
امام باقر (ع) درمقام شكايت مي فرمايد : افرادي هستند كه اگر نماز ضرري به مال يا جانشان بزند ، آن را ترك مي كنند؛ همان گونه كه امر به معروف ونهي ازمنكر را كه بزرگترين و شريف ترين واجبات است ، به همين خاطر رها كردند.
در حديث مي خوانيم : بهترين دوست آن است كه هنگام خلاف مانع تو شود و بدترين دوست آن است كه به تو تذكر ندهد. امام صادق (ع) مي فرمايد : بهترين دوست من كسي است كه عيب هاي مرا به من هديه كند.
همچنين فرمود: كسي كه بتواند جلوي مفاسد را بگيرد ،ولي نگيرد،گويا دوست دارد كه خداوند متعال معصيت شود. چنين كسي اعلام دشمني با خدا كرده است .
رسول خدا (ص) فرمود: گروهي هستند كه نه پيامبرند ونه شهيد ؛ ولي مردم به مقام آنان كه به خاطر امر به معرو.ف به دست آورده اند غبطه مي خورند .
در پايان اين بحث به يك نمونه قرآني ازنهي ازمنكر اشاره مي كنم:
يك نمونه قرآني از نهي از منكر
حضرت ابراهيم كه عموي خود را بت پرست مي ديد ، براي بازداشتن او از اين كار به او گفت : اين مجسمه هايي كه شما پايبند عبادت آنها شده ايد ، چه معنا دارد ؟ ( اذ قال لابيه وقوم

ه ما هذه التماثيل التي انتم لها عاكفون )
از اين بيان بسيار كوتاه ، به چند اصل مهم در امر به معروف ونهي ازمنكر پي مي بريم:
۱- كسي كه امر به معروف مي كند ، بايد از رشد وكفايت خاصي برخوردار باشد.
۲- درامر ونهي شرط سني وجود ندارد ( قال لابيه )
۳- امر ونهي را از نزديكان شروع كنيم ( قال لابيه )
۴- در نهي از منكر ، ابتدا از منكرات بزرگ شروع كنيم . ( ما هذه التماثيل )
۵- در امر ونهي ،مردم را به كرامت وشخصيت خودشان متوجه سازيم. ( انتم لها عاكفون

)
۶- درنهي از منكر ،گاهي بايد يك نفر در برابر گروهي قرار گيرد.
۷- در امر ونهي با شيوه سوال ،وجدانها را بيدار كنيم ( ما هذه التماثيل )
۸- در امر ونهي ، قاطعيت وصراحت داشته باشيم ( انتم وآبائكم )
آثار و برکات
الف : بركات معنوي
۱- اصلاح خود انسان
حضرت علي (ع) به فرزندش فرمود : امر به معروف كن تا اهل معروف باشي .
همان گونه كه هر كس لباس مي شويد ، دست خودش نيز پاك مي شود.
۲- شركت در پاداش نيكي ها
در روايات متعدد مي خوانيم : هر كس مردم را به كار خير راهنمائي وسفارش كند، در پاداش آنان شريك است ، بدون آنكه از اجر عامل كاسته شود .چنانكه هر كس ديگري را به كار خلاف و انحراف دعوت كند ، در كيفر او شريك است.

۳- نجات از قعر خدا
امير المومنين (ع) فرمود : هر كس منكر وخلافي را ديد وقلباً از آن نارحت شد ، همانا از قهر خدا نجات پيدا كرده و تن به سلامت برده است وهر كس با زبان از كار خلاف نهي كند ، به پاداش رسيده است.
ب : بركات اقتصادي
قرآن مي فرمايد : اگر مردم ايمان آورند وتقوا پشه كنند (كه يكي از مصاديق تقوي امر به معروف و نهي از منكر است) به طور قطع ، بركاتي ازآسمان و زمين بر آنان خواهيم گشود.
امام باقر (ع) مي فرمايد : با امر به معروف ونهي ازمنكر ، كسب ها حلال و زمين ها آباد مي شود.
اگر در برابر كم فروشي ها ، گرانفروشيها ، ربا خواري ها وحيله و تزويرها همه افراد حساس باشند ، بازار اصلاح مي شود .
حضرت علي (ع) همواره با تاريانه وارد بازار مي شد ويه كساني كه جنس خود را در سايه مي فروختند تا عيب آن مخفي بماند و يا جنس بهتر را روي ديگراجناس ونوع نامرغوب را در زير مي نهادند ، هشدار مي داد .
رسول اكرم (ص) به ابن مسعود فرمود: با گناهكاران معامله نكنيد‍ اگر مسلمانان به همين جمله عمل كنند ، يعني تجار خلافكار را بايكوت وهمه بر ضد آنان اعتصاب كنند ، او مجبور است خود و تجارتش را اصلاح كند.

ج : بركات اجتماعي
قرآن ، جامعه اي را رستگار مي داند كه امر به معروف ونهي ازمنكر در آن زنده باشد.
صالحاني را كه ما در هرنماز با جمله (السلام علينا وعلي عباد الله الصالحين) بر آنان درود مي فرستيم، كساني هستند كه امر به معروف ونهي ازمنكر مي كنند.
اگر امر به معروف ونهي ازمنكر ترك شود، بتدريج اشرار حاكم خواند شد وكار به جايي خواهد رسيد كه خوبان هر چه فرياد زنند، پاسخي نشنوند.
امام صادق (ع) به يكي از ياران خود فرمود : اگر شما دور بني عباس را نمي گرفتيد ، آنها ما را خانه نشين نمي كردند ، سكوت شما ما را خانه نشين كرد.
اگر امروز همه كشورهاي اسلامي بر سر اسرائيل غاصب فرياد زنند، او مناطق تحت اشغال خود را به اعراب پس مي دهد
مراحل امر و نهي
مرحله اول : انسان قلباً از اينكه معصيت خدا شود ناراحت باشد وكار خلاف را در روح خود منكر بداند و از آن متنفر باشد . در اين مرحله ، احدي معاف نيست .
مرحله دوم : با زبان به خلافكار هشدار دهد و به خوبي ها سفارش كند. قرآن مي فرمايد : كيست بهتر از آن كه به سوي خدا دعوت كند و كردار خودش نيكو باشد.
مرحله سوم : اگر بيان اثر نكند ، با قدرت جلو خلاف گرفته شود.
اصل تاثير
امر به معروف ونهي از منكر ، براي تاثير است؛ يعني ببينيم كه خلافكار از چه طريقي از كردار خود دست بر مي دارد ، از همان راه وارد شويم.
آنچه اسلام از ما خواسته ، منع ازمنكرات وسفارش به معرف ها ست ؛ ولي شيوه انجام آن تعبدي نيست ؛ يعني اينكه به چه نحو باشد ؟ د رچه زمان باشد ؟ با چه وسيله باشد ؟ از طرف چه كس باشد ؟ به چه شكلي باشد ؟ تعبدي نيست.
اسلام ، اينها را به عقل واگذار كرده تا بهترين وسريعترين راه را براي تاثير پدا كند.
بزرگان ، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تاثير دانسته اند . يعني اگر بدانيد كه اثر نمي كند ، بر شما واجب نيست.
ما ضمن پذيرش اين اصل كلي ، به چند نكته اشاره مي كنيم :
۱- ممكن است سخن ما فعلاً اثر نكند ؛ ولي بعداً اثر كند و به مرود زمان موجب بيداري وهوشياري شود.
امام حسين (ع) فرمود : من براي احياي امر به معروف ونهي از منكر به كربلا مي روم. گرچه آن زمان ، امام شهيد شد ويزيد ولشكرش تحت تاثير قرار نگرفتند ؛ ولي به مرور ، ناحق بودن بني اميه ومظلوميت اهل بيت پيامبر اكرم (ص) براي مردم روشن شد.
۲- فضا سازي يك ارزش است ؛ برا ي مثال ، هر كسي كه به تنهايي مشغول نماز م

 

ي شود ، مستحب است اذان بگويد ودر اذان سر (حي علي الصلوه) دهد .گفتن اين جمله يك ارزش است ؛ هرچند شنونده اي وجود نداشته باشد تا براي بر پايي نماز بشتابد.
۳- با نهي از منكر لذت گناه را از كام گناهكار مي گيريم و نمي گذاريم كه او با خيال راحت گناه كند.
۴- عذر براي ما و اتمام حجت بر گناهكار ؛
قرآن مي فرمايد : گفتن حق ، مايه اتمام حجت بر گنهكار است تا نگويد : كسي به من تذكر نداد و عذري است براي مومن تا به او گفته نشود : چرا فريادي نزدي. ( عذرا و نذرا)
آري ، احتمال اثر شرط وجوب است ؛ يعني اگر احتمال اثر نمي دهي واجب نيست ؛ نه انكه ممنوع باشد.
احياي سرمايه هاي دروني براي پذيرش
۱- ايمان به خدا
يهترين وسيله براي پذيرش امر به معروف ونهي ازمنكر ، تحكيم عقيده به مبدا ومعاداست.
برا ي مثال ، به كسي كه وارد منزلي مي شود ، زماني مي توان گفت: اين كار را بكن واين كار را نكن ‍ كه عقيده داشته باشد: منزل صاحبي دارد ، حسابي در كار است وكارهاي او در منزل زير نظر است.
البته بعضي افراد ايمان دارند ، ولي فراموشكارند ؛ لذا هم ايمان لازم است وهم توجه.
قرآن درباره بعضي مي فرمايد : خدا را فراموش مي كنند ويا قيامت را به فراموشي مي سپارند .
كسي كه خدا را ناظر وفرشتگان او را مامور ثبت وضبط كار خود بداند وتوجه داشته باشد كه در روز قيامت خداوند پرونده اعمال انسان را جلو روي او خواهد گذاشت و او بايد پاسخگوي همه كار ها ، بلكه افكار ونيات خود باشد، چنين فردي دست به گناه نمي زند.
۲- تشكر از خداوند
حضرت علي (ع) مي فرمايد : حتي اگر خداوند براي گناه ، كيفر دوزخ قرار نمي داد ، لازم بود كه انسان به خاطر تشكر از آن همه الطاف او ، ازگناه و مخالفتش دور كند.
۳- توجه به نظارت اولياي خدا
در اصول كافي ، روايات متعددي نقل شده است مبني بر اينكه : در هر هفته ، اعمال انسان به امام زمان (ع) و پيامبر اكرم (ص) عرضه مي شود وآن بزرگواران را خشنود يا نارحت مي كند.
۴- توجه به آثار شوم گناه
قرآن مي فرمايد ( ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم) هر مصيبت كه به شما

 

مي رسد ، بخاطر عملكرد خودتان است.
آشنايي با تاريخ زندگي اقوام گذشته كه اهل منكر بودند ، انسان را به دوري از منكرات مي كشاند.
در قرآن كريم دهها آيه در اين زمينه آمده است:
( فاهلكنا بذنوبهم ) ما فلان قوم را به خاطر گناهانشان هلاك كرديم .
( فاهلكوا بالطاغيه ) طغيان مردم سبب نابودي آنان است.
( ومنهم من اغرقنا ) قومي را در آب غرق كرديم.
( فاخذ تهم صاعقه العذاب ) گروهي را با صاعقه نابود كرديم.
(بريح صرصرعاتيه ) جمعي را به باد سرد كننده هلاك كرديم .
( جعلنا عاليها سافلها) شهر قومي را زير و رو كرديم .
آشنايي با اين هشدرها ، يكي از عوامل دست برداشتن از منكرات وكفر وطغيان است . تمام آياتي كه سفارش به سير در زمين و نگاه همراه عبرت كرده وتمام آياتي كه ما را به مطالعه عاقبت كار نيكوكاران يا فاسدان دعوت كرده ، به همين منظور است.
۵- توجه به بركات معروف
آشنايي با منافع و آثار خوبي ها ، انسان را براي انجام معروف آماده مي سازد . امام رضا (ع) مي فرمايد : اگر مردم زيبايي هاي سخنان ما را بدانند ، حتماً پيرو ما مي شوند.
امام صادق ( ع) مي فرمايد : خداوند متعال به موسي وحي كرد : من به خاطر تلاش پدران به فرزندان لطف مي كنم . اگر پدران نيكوكار باشند ، به فرزندانشان خير وبركت مي رسد ؛ اما اگر شرور باشند ، به فرزندانشان شر مي رسد.
آري ، كار خيرو شر در همين دنيا نيز بي پاسخ نمي ماند.
اين جهان كوه است وفعل ما ندار سوي ما آيد صداها را ندا
ازمكافات عمل غافل مشو گندم از گندم برويد جو ز جو
نمونه بركات
 احسان به مردم ، سبب احسان خداوند ومردم به ما مي شود.
 صدقه دفع بلا مي كند.
 حج ، انسان را از فقير شدن بيمه مي كند.
 زكات ،مال را بيمه مي كند.
 عفو مردم ، كليد عفو الهي است.
 صله رحم ، عمر را طولاني مي كند.
 نماز ، انسان را از فحشا ومنكر باز مي دارد .
 كارهاي نيكو ، گناهان را از بين مي برد .

 عقيقه ، وسيله بيمه كردن نوزاد از خطرات است.
 استعاذه ودعا ، ما را از خطرات نجات مي دهد.
 روزه ، وسيله سلامتي است.
 قناعت ، كليد عزت است.
 زهد رمز رحمت است.
 ياد خدا ، تنها وسيله آرامش است .
آري ، براي گسترش واحياي امربه معروف ها بايد مردم را با آثار و بركات دنيوي واجر اخروي آنها آشنا كنيم
جامعه ساكت ومرده است
قرآن مي فرمايد ( ولكم في القصاص حياه ) اگر قاتل را به قصاص رسانديد، زنده ايد .
در حديث مي خوانيم : كسي كه در برابر خوبي ها و بدهي بي تفاوت است ، مرده اي است كه در ميان زنده ها نفس مي كشد.
سكوت در برابر گناه نتيجه اي جز خسارت ندارد . بر اساس سوره عصر ، حتي كساني كه اهل ايمان وعمل صالح اند ولي ساكت باشند ديگران را به حق وصبر سفارش نكنند ،درخسارت اند.
در حديث آمده است : اگر گناه مخفيانه انجام شود ، خطري براي همه مردم ندارد ؛ ولي اگر گناه آشكارا انجام شود ومردم قدرت برخورد داشته باشند ، ولي ساكت بمانند ، خداوند همه را مورد قهر وعذاب خود قرار مي دهد . چنانكه در قرآن مي فرمايد : از فتنه هايي كه آتش آن همه را مي سوزاند ، بترسيد‍.
براساس روايات : اگر مردم امر به معروف ونهي از منكر را ترك كنند ،اشرار بر آنان مسلط خواهند شد ودعاها وناله ها ديگر اثر نخواهد داشت.
گاهي سكوت در برابر گناه ، نشانه رضايت است كه در اين صورت بر اساس آيات و روايات ، اين گونه افراد شريك گناهكار حساب مي شوند .
خداوند به يهوديان زمان پيامبر خطاب مي كند كه : ( چرا شما انبياي پيشين را كشتيد ؟ ) در حالي كه نياكان آنان پيامبران را كشته بودند ، ولي چون نسل آنها به كار پدران خد راضي بودند ، خداوند ، فرزندان را به كردار پدران مورد عتاب و انتقاد قرار مي دهد .
با اينكه قانل حضرت علي(ع) يكنفر به نام ابن ملجم بود ، ولي در شب نوزدهم ما رمضان سفارش كرده اند كه صد مرتبه بگوييد: ( الهم العن قتله امير المومنين) خدايا ، ‍قاتلان علي را لعنت كن . زيرا بسياري ديگر نيز به اين كار راضي بوند.
سيماي افراد ساكت در قيامت

در حديث مي خوانيم : پيامبر اكرم (ص) فرمود : ( به خدايي كه جانم در دست اوست ، ازامت من گروهي از قبر بر مي خيزند ؛ در حالي كه در قيافه بوزينه وخوك هستند . اين قيافه ها به خاطر آن است كه آنان قدرت بر نهي از منكر داشته ، ولي با گناهكاران سازش كردند).
كساني كه سكوت را شكستند.
ابن سكيت از ياران امام رضا ، امام جواد وامام هادي (ع) ودر عين حال معلم فرزندان متوكل ، خليفه عباسي بود.
روزي متوكل از اوپرسيد : ( فرزندان من بهترند يا حسن وحسين دو فرزند علي بن ابيطالب )
او سكوت چندين ساله را شكست وگفت: (قنبر غلام علي از تو و فرزندانت بهتر است ، تا چه رسد به حسن وحسين).
متوكل كه هرگز توقع شنيدن چنين سخني را نداشت ، به شدت عصباني شد ودستور قتل او را صادر كرد.
توجيهات بهانه حويان
۱- گناه ديگران ، به ما كاري ندارد
بعضي مي گويند : (عيسي به دين خود موسي به دين خود) ، ( من وگناهكار را كه در يك قبر نمي گذارند ) ، لذا در برابر باطل ساكت مي مانند ، در حالي كه جرم درجامعه قابل سرايت است . يك نفر سيگاري هواي محيط را آلوده مي كند . دروغ نيز جو بي اعتمادي را بر جامعه حاكم مي كند .
گناه درجامعه مثل سوراخ كرد كشتي است ، همين كه آب وارد شد ، همه را غرق خواهد كرد.
۲- مانع آزادي مردم است.
بعضي مي گويند : امر به معروف ونهي ازمنكر ، نوعي دخالت در امورشخصي مردم وسلب آزادي از آنان است ،در حالي كه معناي آزادي آن نيست كه هر كس هر كاري انجام دهد ؛ زيرا اين نه با عقل سازگار است ونه هيچ فرد وجامعه و رژيمي به آن تن مي دهد.
آزادي درچهارچوب قانون وعقل وفطرت معنا دارد ؛ وگرنه م

ي شود هرج ومرج و بي بندوباري .
در زندگي اجتماعي ، آزادي بايد بر اساس سلامت جامعه ومقرارت فراگير معنا شود. فرمان پليس در مورد حركت يا توقف اتومبيل ها براي اصلاح امر ترافيك ، در همه جاي دنيا پذيرفته شده است وكسي آن را مخالف آزادي نمي داند ، در حالي كه كار پليس نوعي امربه معروف ويا نهي ازمنكر عملي است.
۳- حيا وخجالت
گاه فرد حجالت مي كشد وحيا مي كند از اينكه تذكر دهد و جلوي منكري را بگيرد . اين نوع حيا در روايات اسلامي مورد انتقاد است وبايداين صفت را از خود دور كرد.
۴- ترس
برخي افراد مي ترسند كه مشتري وخريدار آنان كم شود ؛ يا دوستانشان را از دست بدهند ؛ يا به حرفشان اعتنايي نشود؛ يا مورد تهديد قرار گيرند و يا مردم از كار آنان انتقاد كنند. در حالي كه در روايات متعدد آمده است ( امر به معروف ونهي ازمنكر كنيد و نترسيد ؛ زيرا نه رزق شما قطع ، و نه مرگ شما نزديك مي شود)
۵ – با يك گل بهار نمي شود
گاهي سكوت ديگران ، انسان را به سكوت وا مي دارد و مي گويد : من كه به تنهايي نمي توانم كاري بكنم ، اگر همه بگويند ،من هم مي گويم . درحالي كه امر به معروف در آن فضاي مرگبار وساكت ، پاداش بيشتري دارد . در حديث مي خوانيم : ( بهترين جهاد ،كلمه حقي است كه انسان در برابر فرد ستمگر بگويد)

۶ – انحراف فكري
بعضي افراد مي گويند : اگر خدا مي خواست ، خودش جلوي اين افراد را ميگرفت وتوبيخشان مي كرد ، لابد خدا خواسته است كه اين كار ها باشد . به ما چه ربطي دارد كه مانع شويم؟
اين منطق نظير آناست كه بگوييم : اگر فلان كار خوب است ، چرا خدا خودش انجام نميدهد ؛ اگر سير كردن گرسنگان خوب است ، خدا خودش به آنان روزي دهد ؛ چرا ما خرج آنان را بپردازيم ؟
گويا اين افراد ازاينكه خداوند مردم را مختار آفريده تا هركس به انتخاب خودش عمل كند و آزمايش خودش را پس بدهد ،غافلند .
۷ – توقع نابجا
بعضي مي گويند: نگرانيم كه به گفته ما عمل نشود. اين توقع نابجا

است ؛ مگر مردم همه سخنان انبيا وامامان معصوم را گوش دادند؟
رسول اكرم (ص) به حضرت علي (ع) فرمود : (به خدا سوگند كه اگرحتي يك نفر توسط تو هدايت شود ، براي تو از آنچه خورشيد بر آن مي تابد ، بهتر است ).
۸- ديگران هستند
گروهي مي گويند : اگر لازم باشد ،فلان شخصيت ، يا مقام ويا فلان انجمن

اسلامي وديگران هستند . غافل از آنكه امر به معروف همچون نماز ، وظيفه همه است وغفلت ديگران دليلي برتوجيه غفلت ما نيست .
۱- امروز بگوييم ، فردا چه مي شود؟
بعضي امر وبه معروف ونهي از منكر نمي كنند و مي گويند : ( بر فرض ما امروز جلوفساد را گرفتيم . باز فردا فساد خواهد كرد ) مثل آنكه بگوييم: ( اگر امروز منزل وحياط را تميز كنيم ، باز هفته ديگر كثيف خواهد شد.) تكرار گناه فردا ، دليل برسكوت امروز ما نيست.
۱۰ – ترك وظيفه به گمان خودسازي
فراريان جنگ تبوك به پيامبر اكر (ص)مي گفتند: در سفر به تبوك و جنگ با سپاه روم ، نگرانيم كه چشممان به دختران آنان بيفتد وگناه كنيم ، لذا به اين سفر نمي آييم.
۱۱-كار از كار گذشته
بعضي مي گويند : بايد فكر اساسي كرد وكار از تذكر وموعظه گذشته است. مانند آن كه تشنه اي را مي بيند و مي تواند با كمي آب او را از مرگ نجات دهد ، ولي مي گويد : بايد فكر آبرساني سراسري باشيم . البته فكر اساسي وتصميم كلي حرف منطقي است ، ولي اين تفكرنبايد بهانه ترك امر به معروف ونهي از منكر موردي شود.
بيان آثار شوم منكر
اگر از اول جلو منكر گرفته نشود ، پي در پي خطراتي را به دنبال خواهد داشت . حضرت علي (ع) ، نفوذ تدريجي وگام به گام شيطان را اينگونه توصيف مي كند:
(فباض)؛ اول شيطان در روح انسان تخمگذاري مي كند .
(وفرخ في صدورهم ) ؛ بعد جوجه ها از تخم بيرون مي آيند.
(ودبّ) ؛ سپس در روح انسان به حركت در مي آيند.
(ودرج في حجورهم )؛ پس در دامن انسان به راه مي افتند.
(فنظر باعينهم )؛ پس شيطان به واسطه چشم آنان را مي نگرد و به جاي عين الله ، عين الشيطان مي شوند.
(ونطق بالسنتهم )؛ وحرف خود را با زبان آنان مي زند .
(فركب بهم الزلل )؛ وبه واسطه اين افراد ، سبب لغزش ديگران را فراه

م مي كند.
احتمال ضرور خطر
گرچه طبق قانون (اهم ومهم ) بايد در هر اقدامي محاسبه كرد و هر حركتي را سنجيده انجام داد ولي بايد درانجام اين دو وظيفه بزرگ گاهي به استقبال خطر رفت.
اگر قرآن در ستايش از افرادي مي فرمايد ( آنان از هيچ سرزنشي نمي هراسند ) به خاطر آن است كه عمل به وظيفه ، سرزنش دارد و بايد آماده آن بود.
آياتي كه در انتقاد از گروهي مي فرمايد : (خداوند سزاوار تر به ترسيدن است تامردم ) به ما مي گويد : از مردم نترسيد !
و رواياتي كه مي فرمايد ( بزرگترين جهاد ، كلام حقي است كه نزد حاكم ستمگري زده شود) و (حق را بگويد گرچه بر عليه شما باشد )؛ الهام بخش جرات وجسارت در انجام تكليف الهي است.
بنابراين ، رواياتي كه مي گويند : ( امر به معروف زماني است كه انسان برجان خود و دوستانش نترسد.) مخصوص مواردي باشد كه قانون اهم ومهم مطرح است ؛ يعني منكردر حدي نيست كه ارزش فدا كردن جان را داشته باشد .
اصلاً امر به معروف دردسر دارد و لذا لقمان به پسرش مي گويد : فزرندم ! نماز به پا دار وامر به معروف ونهي ازمنكر نما در انجام اين وظيفه بر آنچه به تو رسد ، صبر وتحمل كن كه اين پشتكاري نياز به صلابت وعزم و اراده اي قوي دارد .
حمايت از آمرين به معروف
خليفه سوم، عثمان ، دستور تبعيد ابوذر ، يار وفادار رسول خدا را به ربذه صادر كرد وگفت : هيچ كس نبايد ابوذر را بدرقه كند!
اما اميرالمومنين ، امام حسن وامام حسين (ع) سكوت را شكسته و جمايت از اين آمر به معروف به پا خاستند و او را بدرقه كردند. به هنگام بدرقه ، هر سه بزرگوار به ابوذر دلدار دادند وسخناني فرمودند . حضرت علي ( ع) فرمود : (اي اباذر! تو براي خدا غضب كردي و فرياد زدي . اينها از افشاگري تو و از دست دادن حكومت ترسيدند ؛ ولي تو هم از گناه سكوت ترسيدي وفرياد زدي . فرداي قيامت معلوم خواهد شد كه برنده كيست .)
ابوذر در ربذه غريبانه و در حالي كه سرش در دامن دخترش بود ، جان سپرد.
اگر مشكلات پيش آمد ، چه كنيم ؟
از يك سو قرآن مي فرمايد ( خداوند براي شما آساني خواسته است ونه سختي ) واز سوي ديگر ، امر ونهي در برخي موارد موجب درگيري وضرر مي شود ، پس چه بايد كرد؟
پاسخ : اولاً خود قرآن فرموده است : (در اين راه ، هر مشكلي به تو رسيد ، تحمل كن!).
ثانياً : انبيا و اوليا در راه زنده كردن حق ومحو باطل ، آن همه سختي كشيدند. قرآن ميفرمايد ( حوادث تلخي كه براي شما پيش مي آيد ، با وجود تلخي و نگراني براي شما ، بركاتي نيز دارد زيرا وسيله اي براي توبه واستغفار شماست.)
بنابراين ، بايد بنگريم كه هر كجا مساله اي اهم بود ،هر چيزي هرچه هم مهم باشد ، فداي آن شود . براي مثال ، حفظ اسلام مهم تر از جان امام حسين (ع) است ، لذا آن

حضرت شهيد مي شود تا اسلام رنده بماند.
آمران به معروف را دوست بداريم ‍
يكي از انتقاداتي كه انبيا به بعضي از مردم داشتند ، اين بود كه : ( شما ناصحين را دوست نداريد ؟).
امام صادق (ع) مي فرمايد : (بهترين دوستان من كسي است كه عيوب مرا به عنوان هديه به من تذكر دهد.)
امام سجاد (ع) در دعاي مكارم الاخلاق چنين مي فرمايد : (پروردگارا به من روحيه انتقاد پذيري مرحمت فرما تا از كساني كه مرا ارشاد مي كنند ، پيروي كنم ).
حضرت علي (ع) مي فرمايد : ( ازعلامات سقوط وعقب گرد ، مظنون شدن به كساني است كه براي ما دلسوزي مي كنند).
و فرمود : ( هر كس تو را موعظه كرد ، او را به وحشت نينداز ).
اين منافقان بودند كه هرگاه مورد نهي از منكر قرار مي گرفتند ،با غرور مي گفتند : در جامعه تنها ما مصلح هستيم.
واين كفار بودند كه هر گاه انبيا آنان را ارشاد مي فرمودند ، به جاي پذيرش مي گفتند : هدف انبيا فخر فروشي بر ماست..
برادر وخواهر ،اگر تذكري به شما ميدهند ، سرسختي نكن . تكبر بود كه شيطان را از درگاه خدا دور كرد
عوامل نپذيرفتن امرونهي
الف : عوامل جهل
۱- جهل
كودكاني كه از والدين خود اطاعت نمي كنند ، به خاطر آن است كه اسرار كلام والدين را نمي فهمند.
انبيا به مردم منحرف مي گفتند : ( شما جاهليد وگرنه در برابر ما اين همه سرسختي نشان نمي داديد ).
۲- تعصب
تعصب ، زماني مفيد ومثبت است كه پافشاري بر اهداف و آرمانهاي مقدس و مستدل باشد ، ولي اكثر تعصبات ، ريشه ملي وقومي وحزبي ونژادي وشغلي و… دارد وبر پايه موهبا

ت و رسومات وپندارهاي فردي واجتماعي است.
تعصب ، دودي است كه جلو ديد چشم رامي گيرد وفرد هيچ حقيقتي جز راه و رسم خود نمي پذيرد.
خداوند مي فرمايد : اگر ما اين كتاب را بر غير عرب نازل مي كرديم ، عرب ها به خاطر تعصب نابجا تسليم نمي شدند.
۳- تكبر
سرچشمه تكبر ، سن وعلم وشكل و قبيله و مقام وحزب و فرزند وامثال آنهاست .
شخصي به محضر امام آمد وگفت ( من از لباس فاخر ومنزل و مركب خوب استفاده مي كنيم ، آيا اين نشانه تكبر است )؟
حضرت فرمود : (نشانه تكبر آن است كه حرف حق را نپذيري ).
آري چه بسيارند فقراي متكبر واغنياي پذيرنده .
۴- لقمه حرام
امام حسين (ع) روز عاشورا به لشگريان يزيد فرمود : (دليل انكه امر به معروف ونهي ازمنكر در شما اثر نمي كند آن است كه شكم هاي شما از حرام پر شده است).
ب – عوامل بيروني
۱- تبليغات سوء
يكي از شيو هاي مخالفان آن است كه شخصيت پاكان وصالحان را در جامعه مخدوش كنند تا امر ونهي آنها بي اثر شود.
تبليغات سوء كار را به جايي مي رساند كه مردم ، انبياء را مجنون و ساحر ؛ يوسف (ع) را متهم ؛ حضرت علي (ع) را واجب القتل ؛ امام حسين را شورشي ؛ وخدمت به يزيد را عبادت دانستند.
۲- تعارضات تربيتي
تعارض ميان مدرسه ومنزل در مسائل ديني وتربيتي باعث مي شود تا فرزند دچار سردرگمي شود. در مدرسه با نماز آشنا مي شود اما در خانه والدينش نماز نمي خوانند .

تعارض ميان سفارش به صرفه جويي در سخن واسراف در عمل اعتقاد شنونده را نسبت به گوينده كم مي كند.
۳- طاغوت ها
در قرآن ، بارها جمله (يصدون عن سبيل الله ) به كار رفته است. افرادي كه مانع راه خدا مي شوند معمولاً طاغوتها هستند ، البته سرمايه داران دنيا طلب ويا دوستان فاسد يا والدين وهمسر واستاد ومشاوران ناباب نيز مصداق اين آيه مي باشند .
۴- مشكلات اقتصادي
قرآن در دعوت مردم به عبادت ، مي فرمايد :
( فليعبدوا رب هذا البيت الذي اطعمهم من جوع وامنهم من خوف )
(مردم بايد بنده خدا باشند؛ او آنان را از گرسنگي وناامني نجات داد .)
درانيجا ، خداوند تامين نيازهاي اوليه مردم را زمينه دعوت آنان به عبادت قرار داده است
وظايف آمران به معروف وناهيان از منكر
از آيات قرآن استفاده مي شود كه كساني در امر به معروف موفق ترند كه :
۱- اهل توبه وسجده و ركوع وقيام باشند .
۲- هر گز توقع مادي نداشته باشند.
۳- گفتار وبيانشان؛
الف : حق ودلپسند باشد ( اليه يصعد الكلم الطيب)
ب: به بهترين بيان باشد ؛ مخاطب مسلمان باشد يا غير مسلمان ؛ ( قولوا لناس حسنا)
درقرآن ، از ناسزا گفتن به مشركين نهي شده است ؛ زيرا آنان نيز ممكن است به مقدسات ما ناسزا بگويند ؛ ( لاتسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا)
۴- سخنشان منطقي باشد ؛ در سراسر قرآن ، كلمات برهان وبينه بارها به چشم مي خورد ؛ حتي از كفار مي خواهد تا اگر منطقي دارند، عرضه كنند.
۵- از تحقير ديگران بپرهيزند وبه خاطر انجام منكر توهيني نكنند.
۶- از كلمات عاطفي ، نرم ومحبت آور استفاده كنند.
قرآن ،انبيا را برادر مردم معرفي مي كند واين تعبير ،بهترين اهرم براي جذب مردم است.
خداوند به موسي وهارون (ع) مي فرمايد ، هنگامي كه نزد فرعون رفتيد ، با او به نرمي سخن بگوئيد.
دوري از قضاوت عجولانه

امام صادق (ع) براي مهمان خود خرماي مرغوبي آورد. مهمان اين آيه از قرآن راخواند: ( ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم ) از اين نعمت ها در قيامت ، مورد بازخواست قرارخواهيد گرفت.
گويا به نظرش آمد كه خرماي به اين خوبي،چرا در منزل امام است . امام فرمود : مراد از نعمتي كه در قيامت موردبازخواست واقع مي شوند ،نعمت رهبري و ولايت است نه خرما.

ميانه روي
بر اساس روايات ، بايد در امر ونهي ميانه رو بود واز هرگونه خود كم بيني وضعف يا خشونت و تندري پرهيز نمود.
محبوبيت ونفوذ كلام
از امام صادق (ع) سوال شدكه آيا امر به معرف و نهي از منكر برهمه واجب است؟ امام فرمود: اين كار بر شخصي واجب است كه مورد احترم واطاعت ديگران باشد ونسبت به معروف علم وبصيرت داشته باشد ،نه بر كساني كه خود درانتخاب راه متحيرند.
كسب آگاهي
حضرت علي (ع) مي فرمايد : هيچ تلاش وحركتي نيست ، مگر اينكه انسان در آن محتاج به شناخت باشد.
ابوحنيفه با امام صادق (ع) هم غذا شد .امام فرمود : خداوندا !اين نعمت ها از تو و پيامبرت مي باشد .
ابو حنيفه گفت: نعمت ها از خداست . چرا رسول را اضافه مي كنيد؟ آيا اين نوعي شرك نيست؟
امام فرمود : خداوند درقرآن مي فرمايد: ( اغناهم الله ورسوله من فضله ) خداوند وپيامبرش مردم را بي نياز كردند.
روزي يك صوفي زاهدنما به امام صادق (ع) گفت: چرا شما لباسهاي نرم ولطيف پوشيده ايد ؟ به خدا سوگند كه پيامبر اين گونه لباسها را نمي پوشيد.
امام لباس خود را كنار زد وفرمود : من زير اين لباس ، لباس خشن پوشيده ام .لباس خشن زير را براي خدا و اينكه نفس من رفاه طلب نباشد ، ولباس رو را براي آراستگي ميان مردم پوشيده ام .
در اينجا حديث جالبي را نقل مي كنيم تا بدانيم كه امر به معروف ونهي از منكر كار ساده اي نيست و هر كسي نمي تواند با هر شناختي كه دارد و با هر شيو هاي كه مي پسندد ، اين كار را انجام دهد.
در حديث حسيني مي خوانيم :(صاحب الامر بالمعروف يحتاج الي ان يكون عالما بالحلال والحرام)
( كسي كه ا مر به معروف مي كند ، بايد دين شناس باشد وحلال و حرام را بداند ).
(فارغاً من خاصه نفسه ) ( گرفتار نفس خودنباشد) .اگر حرفي مي زند ويا گامي برمي دارد ، براي اصلاح جامعه و رضاي خداباشد ونه مطرح كردن خود.
(ناصحاً للحق) ( خير خواه مردم باشد وانگيزه او ، سوز دروني وغيرت ديني باشد) .
( رحيماً رفيقاً بهم ) ( با مردم مهربان و رفيق باشد وتا ضرورت پيش نيايد ، خشونت نكند).
( داعياً لهم باللطف) ( با لطافت ومحبت ، مردم را به كار خير وخوبي دعوت كند).
( حسن البيان ) (گفتارش نيكو باشد).
(عارفاً بتفاوت اخلاقهم ) ( بداند كه هر كس خلق وخوبي دارد وبا هر كس بايد طور خاصي سخن گفت).
(بصيراً بمكر النفس) ( از حيله هاي نفساني آگاه باشد) تا مبادا در قالب امر به معروف ونهي از منكر به اهداف شومي كشيده شود.
( صابراً ) ( اگر در راه امر به معروف ونهي از منكر ضربهاي ديد مايوس نشود وپشتكار داشته باشد.)
( لايكا فيهم ولايشكو منهم ) ( اگر ازمردم آزاري ديد انتقام نگيرد و شكايتي نكند).
(لايستعمل الحميه) ( در كار تعصب قومي وقبيله اي نداشته باشد).
( لايغتاظ لنفسه ) ( غيظ او براي نفس نباشد )، بلكه براي خدا و ارتكاب كار زشت توسط ديگران باشد. نه اينكه چرا شان ومقام مرا مراعات نكرد.
باعمل خود ، مردم را دعوت كنيم
درقرآن ، بارها از كساني كه مردم را به حق دعوت مي كنند ولي خود را فراموش كرده اند ، انتقاد شديد شده است . (لم تقولون ما لاتفعلون)
در روايات مي خوانيم : با عمل خود مردم را به راه حق دعوت كنيد. ( كونو دعاه الناس باعمالكم)
براي مثال مسئولان مملكتي بايد در صف اول نماز جمعه وجماعات حاضر باشند ،تا نماز خانه ها و مساجد پر شود
سوال : فقها مي گويند: امربه معروف ونهي از منكر واجب است گرچه انسان به آنچه مي گويد ، عمل نمي كند . ولي در آيات و روايات از كساني كه به گفتار خود عمل نكنند ،انتقاد شديد شده است؟
پاسخ : انتقاد قرآن و روايات ازكساني است كه به طور كلي ميان گفتار وكردارشان تفاوت است ؛ يعني برنامه زندگي و رفتار آنان خلاف است، ولي درجامعه قيافه مصلح و آمر به معروف دارند.
فتواي فقها اين است كه لازم نيست به تمام فرامين خدا عمل كنيد تا واجدشرايط ام

ر به معروف باشيد.