سينما از بدو تولد

پيشگفتار:
اين تحقيق براي واحد تاريخ سينما (۲) دانشكده سينما وتئاتر دانشگاه هنر نوشته شده است. يكي از دغدغه هاي هميشگي دوستداران سينما مطلع شدن ودنبال كردن راه هايي است كه سينما از بدو تولد در نقاط مختلف جهان رفت وتحولاتي است كه دچارش شد. يكي از اين سرزمين ها كه از تاريخ سينماي قابل توجهي برخوردار است كشور هلند است ودر اين تحقيق به مطالعه سرگذشت سينما در اين سرزمين مي پردازيم.

متاسفانه به دليل عدم پرداخت كافي به اين موضوع به خصوص در كشور ما منابع ومواخذ كافي براي پرداختن به اين موضوع وجود نداشت وهم چنين به دليل ضيق وقت امكان بررسي بيشتر در اين زمينه ميسر نشد. از اين جهت در اين تحقيق كوتاه نواقص وكمبودهايي وجود دارد.

با توجه به منابع ومرجوعات موجود اين تحقيق در چندين بخش تنظيم شده است.بخش اول درباره سرزمين هلند بخش دوم نگاهي به سينماي هلند و بخش سوم نهادها و موسساتي كه در اين سرزمين در زمينه سينما فعاليت مي كنند.
در اين تحقيق به منابع مكتوبي مراجعه شده در آخر به آن ها به تفضيل اشاره خواهد شد. عبارات يا واژه هايي كه احتمال مي رود خواننده با آنها ناآشنا باشد در پاورقي صفحه ها تعريف شده وهمچنين به نقل قول ها وتعاريف به طور جامع پرداخته شده است.

اميدواريم بتوانيم در اين چند صفحه كوتاه به طور مناسب به اين موضوع پرداخته باشيم و تلاشمان در اين باره نتيجه مطلوبي داشته باشد.
شكوفه امين رنجبر
ثناسميعي اصفهاني
بهار۸۵

مقدمه
سينما از بدو تولد به سرعت در سرزمين هاي متعدد ومختلفي گسترش يافت وطبق ويژگي ها و خصيصه هاي اين سرزمين ها دچار تحولات وپيشرفت هايي شد كه از طرفي مهم واز جهت ديگر جالب و خواندني هستند.
سينما مانند هر هنري به هر سرزميني كه رفت جزئي از آن شد و يك شخصيت پيدا كرد. اينگونه سينما شد يك سرزمين ، يك ملت.
سينماي هر كشور راه درازي را طي كرده راهي كه در آن متولد شده شكل گرفته ،بزرگ شده ،تغيير كرده وروح گرفته است .سينماي كشور هلند هم تاريخ بزرگي دارد.سينمايي كه بسيار تحت تاثير حوادث سياسي وا جتماعي وعوامل فرهنگي بوده است. سينمايي كه مانند دوچشم به تمام تاريخ اين سرزمين چشم دوخته و آن را ثبت كرده است.

هميشه تاثير پذيرترين رسانه هر سرزمين ،سينماست ودقيقا به همين دليل است كه شيوه فيلمسازي ونوع آنها در هر نقطه از جهان منحصر به فرد است. در سرزمين سينماي داستاني رونق دارد و در جاي ديگر مستند وانواع ديگر.
به هر حال تحول جزء‌جدايي ناپذير سينماست و در همين مسير است كه كامل وپخته مي‌شود. سينمايي كه تاريخ بزرگي دارد حرفهايي بيشتري هم براي زدن دارد.

درباره كشور هلند:
هلند منطقه اي است كه در مركز اروپاي غربي قرار دارد. از جنوب در همسايگي كشور بلژيك و از شرق به خاك آلمان منتهي مي‌شود واز دو طرف ديگر به اقيانوس مي رسد. اين سرزمين از دو قسمت هلند شمالي هلند جنوبي تشكيل شده كه با هم كشور هلند را تشكيل مي دهند.
اين كشور در سال ۱۸۴۰ مستقل شد. ساير مناطقي كه از نظر تاريخي هلندي محسوب مي

شدند طي تصرف فرانسوي ها در سالهاي ۱۸۱۳-۱۷۹۵ به قسمتهايي از ايالات ديگر تبديل شدند.
اسم كشور هلند ريشه در كلمه (wooded land) holt land به معناي كشور جنگل ها دارد.
يك اعتقاد عامه والبته غلط بر اين است كه اين كلمه از كلمه (hollow land) يا (hol land) مي آيد.استان هاي بزرگ هلند از اهميت فرهنگي ،سياسي واقتصادي زيادي در بين ايالات هاي ديگر منطقه برخوردار هستند .بزرگترين شهرهاي هلند عبارتند از:

آمستردام، رتردام،ليدن، آلكمار، دلفت و هارلم.
هلند در قرن نهم ميلادي به عنوان يكي از استان ها امپراطوري هالي رومن بود.مهمترين مناطق هلند در آن زمان عبارت بودند از: هاينوت، فدندرز و زيلند كه تا دوره هاي متوالي تا حدود قرن سيزده شد كه تا سال ۱۴۷۷ حدود هفده استان را شامل مي شد.

در طول هشتاد سال جنگ هاي داخلي شمالي ترين ايالت هلند با پيروزي از زير سلطه وقوانين اسپانيا خارج شد و به مهترين و مترقي ترين ايالت منطقه تبديل شد. تشكيل جمهوري (با تاوين) كه با انقلاب فرانسه اتفاق افتاد ومنجر به تشكيل يك حكومت مركزي شد. سلطه حكومت هلند با يك تغيير ساختاري در حكومت در سال ۱۷۹۸دچار ضعف شد. در طول سلطه فرانسه هلند به دو ايالت كنوني هلند شمالي و هلند جنوبي تقسيم شد (۱۸۴۰)

بيشتر مردم بومي هلند به زبان بومي هلندي صحبت مي كنند. زبان هلندي زبان آلماني غربي يعني همان زبان فرانكي شمالي است . اين زبان ريشه در هلند قرون وسطي دارد كه در قرن شانزدهم ميلادي اصلاح شده و تاثيراتي از زبان فرانكي وآلماني شمالي دارد.
وقتي هلند در قرن هفدهم مستعمره «سورينام» را تشكيل داد اين زبان در آنجا هم رواج يافت. گروه زيادي از مردم فنلاند هم به زبان هلندي صريحي صحبت مي كنند.
در منطقه فريزيلند هم زبان رسمي مردم زبان هلندي است. درصد قابل توجهي از مردم غير بومي منطقه از جنوب آسيا يا مليت هاي خاورميانه هستند وبه همين دليل به زبان هاي متفاوتي صحبت مي كنند كه هيچ كدام از اين زبان ها به عنوان زبان اصلي هيچ منطقه اي رسميت ندارد. هلند يكي از سكولارترين كشورهاي اروپاست.
طبق آماري كه در سال ۱۹۹۸ بدست آمده %۴۰ از مردم اين سرزمين مذهب خاصي ندارند. از بقيه مردم حدود %۳۱ از آنها كاتوليك ،%۲۱ پروتستان و%۴/۴ مسلمانند.

پروتستانها بزرگترين جمعيت اين سرزمين را تشكيل مي دادند ولي در قرن گذشته با تجزيه كليساي هاي پرتستان جمعيت آنها رو به كاهش نهاد. اخيرا اسلام در اين سرزمين رشد قابل توجهي داشته است.
اين كشور از نظر فرهنگي و هنري از مهم ترين كشورهاي آن منطقه است .حدود هفت روزنامه از روزنامه هاي اين كشور شهرت جهاني دارند و حدود هفتاد مجله فرهنگي و هنري در اين كشور منتشر مي‌شود كه مهمترين آنها Donald Duck , Disney magazine , play boy هستند .
كشور هلند داراي يك كتابخانه بزرگ ملي است كه در بيشتر علوم مورد استفاده است و تمام د انشجويان اين كشور مي توانند به طور رايگان از خدمات اين كتابخانه سي ساله بهره مند شوند. اين كتابخانه (Koninklijke Bibliotheek) نام دارد كه از كتابخانه هاي مهم اروپاست.

كشور هلند داراي انواع متعددي ازموسيقي سنتي است كه شباهت بسياري به فرم هاي سنتي آلماني وبلژيكي دارد. مهاجران آفريقايي و خاورميانه هم تاثيرات زيادي بر اين فرم هاي سنتي داشته اند. هلند بيش از هر كشور غيرانگليسي زبان اروپا به سوي فرم هاي موسيقي انگليسي و آمريكايي تمايل دارد. براي فهميدن تاثير فرهنگ وجامعه غيربومي هلند در موسيقي اين سرزمين مي‌توان به موسيقي ملي اين كشور اشاره كرد كه توسط «لانگ فرانز» و«باس بي» ساخته شده است. اين موسيقي به طور جزئي جنبه هايي از فرهنگ هلند شمالي هم اشاره دارد. در كشور هلند چندين اركستر بزرگ فعاليت مي كنند كه مهمترين آنها گروه (Rotterdams Filharmonich orkest) است.
تئاتر اين كشور هم تئاتر غني است كه از تئاتر كشور آلمان بسيار تاثيرگرفته است.

كشور هلند در ديگر زمين هاي فرهنگي وهنري هم داراي اهميت فراواني است. نقاشي و گرافيك اين كشور داراي نوابغي مثل موندريان ،اشر، كارل اپل، بوش و.. است و چهره هاي سرشناس ديگري هم در عرصه فرهنگي وهنري اين سرزمين وجود دارند كه نه تنها در اروپا كه در تمام دنيا مي درخشند.

سينماي هلند در يك نگاه:
صنعت سينماي هلند بيشتر به دليل مستند بودن شناخته شده است.بيشتر كارگردانان برجسته هلندي مثل «يوريس ايونس» و«برت هانستر» از يك پيش زمينه مستند پا به اين عرصه گذاشتند به خصوص آن دسته كه فعاليت خود را قبل از جنگ جهاني دوم شروع كردند.
از اوايل دهه ۱۹۷۰ باوجود اينكه آينده سينماي مستند با شروع سينماي داستاني تنزل كرد ولي اين ژانر( سينماي مستند) به سمت مستندهاي تلويزيوني كشيده شد.

به دليل اينكه صنعت سينماي هلند از ارتباطات كم وكوچكي برخوردار است وبازار فروش جهاني مناسبي ندارد فيلم هاي هلندي بيشتر به حمايت هاي دولتي وابسته هستند كه اين پشتوانه ها ميتواند باعث تشويق نهادهاي مستقلي مثل (Dutch Film Fund) و يا (Dutch public broadcast network -omroopen) شود. به همين دليل در سالهاي اخير دولت هلند تعدادي پشتيباني مالياتي براي سرمايه گذاران بخش خصوصي سينماي هلند در نظر گرفته است.

تاريخچه:
اگر چه سينماي هلند از روابط محدودي در بخش بين المللي برخوردار است، اماداراي چندين دوره فيلمسازي پركار است. اولين دوره در جنگ جهاني اول شكل مي گيرد. بي طرف ماندن هلند در طول جنگ منجر به هجوم تجارت بين المللي به داخل كشور مي‌شود و فرصت مناسبي را براي فيلمسازي مهيا مي‌كند. معروفترين تهيه كننده وفيلمساز دوره صامت، «موريس بينگر» نام دارد. در همين دوران هلند به عنوان كشور داراي موضوع هاي بديعي براي ساختن آثار مستند مورد توجه قرار مي گيرد و فيلمبردار متبحري مثلي «ويلي ميولنز» با دور بينش آثار برجسته اي را مي سازد.

دهه سي دوره دوم توفيق سينماي هلند را رقم مي زند. در اولين سالهاي اين دهه فيلم هاي ناطق به سينماي اين كشور وارد شدند. اين قضيه به استقبال مردم ومنتقدان از سينماي صدا دار منجر شد كه يك توفيق بزرگ را در زمينه توليد فيلمهاي داستاني نتيجه داد. براي همراه شدن با اين پيشرفت سريع ، سينماي هلند درصدد استخدام يك پرسنل تجربه خارجي در زمينه تكنولوژي

صدا در سينما برآمد. بيشتر اين نيروها آلماني هايي بودند كه به خاطر رهايي از زير سلطه هيتلر از كشور خود فرار كرده بودند. بين سالهاي ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹، ۳۷ فيلم داستاني ساخته شد بسياري از كارگردانان بزرگ آلماني كه بعدها در هاليوود به كار خود ادامه دادند، در اين دوره از سينماي هلند شروع به كاركردند مثل «داگاس سيبرك».

«رودلف مايز» (جواني گيخن) از «كرت گران» (يك كمدي درباره پول –۱۹۳۶) از «ماكس فولس» (پيگماليون –۱۹۳۶) از «لودويك برگر» متعلق به اين دوره هستند .
در طول جنگ جهاني دوم سينماي هلند دچار يك ركود ووقفه شد.در طول سالهاي جنگ تمام تلاشها به سوي ساختن دوباره كشور بود چون اين مسئله مقدم بر فيلم وسينما بود. در اواخر دهه ۱۹۵۰ سينماي هلند به سوي حرفه اي شدن رفت و موسسه هاي Film academi ,Film fund)) در سالهاي ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸ تشكيل شدند.

در سال ۱۹۵۸ مستند ساز بزرگ هلندي «برت ها نسترا» اولين فيلم داستاني خود را به نام (Fanfare)ساخت.با اينكه فيلم اثر بزرگي بود ولي در آن دوره فقط يك موفقيت جزئي محسوب شد .
بزرگترين ودرازمدترين موفقيت در سينماي هلند در سال ۱۹۷۰ به وقوع پيوست، آن هم فقط توسط يك نفر، «پاول ورهوفن».

دهه هفتاد بافيلمسازهايي مثل «پاول ورهوفن» وفيلنامه نويس هايي مثل «ژرارسوتمان» نقطه اوج سوم سينماي هلند است. سه فيلم مشتركي كه اين دو باهم مي سازند، در عرصه بين المللي مورد استقبال فراوان قرار ميگيرند.(تجارت ،تجارت است-۱۹۷۱)و (لذت تركي-۱۹۷۵) و(فرار براي بقا –۱۹۷۷). از اين دوران با عنوان عصر طلايي سينماي هلند هم ياد مي‌شود؛ روزهايي كه سينماي هلند بيش از ده درصد فروش بليت سينماها را به خود اختصاص مي دهد .

در اواسط دهه ۱۹۹۰ ، دولت هلند حمايت هاي مالياتي از فيلم ها را براي تشويق سرمايه گذاران بخش خصوصي رواج داد.بعد از اجراي اين قوانين سينماي هلند شاهد يك پيشرفت فوق العاده در بخش تهيه كنندگي شد.اين فيلمها، مخصوصا فيلم (costa)براي مخاطبان نسل جوان جامعه ساخته مي شدند. مثلا اين فيلم درباره تعطيلات گروهي از جوانان هلندي در سواحل اسپانياست. موفقيت اين فيلم باعث رواج فيلمهايي از اين دست شد، مثل فيلم (Full moon –۲۰۰۲ ) فيلمهايي كه براي چند فصل به طور مداوم روي پرده سينماها وشبكه هاي هلندي پخش شدند)

فيلمسازهاي معروف هلندي معمولا به خارج از مرزهاي خودر فته اند. كساني مثل «يوريس ايونس» ،«تئوفرانكل» و«پل ورهوفن»‌از آن جمله هستند. فيلمسازهايي كه نامشان براي همه آشناست. فيلمبردارهاي هلندي نيز جايگاه ويژه اي براي خود دارند.
كسي مثل «روبي مولر» كه با جيم جارموش كار مي‌كند يا «رژاراندربرگن» وبعد كسي مثل «يان دوبانت» كه از فيلمبرداري از اثار آمريكايي به مقام فيلمسازي مي رسد و اثري مثل (سرعت) را مي سازد كه نقطه عطف سينماي اكشن دهه نود هم هست.

بازيگران هلندي كه به شهرت بين المللي رسيده اند، زياد نيستند اما ميتوان از كساني مثل «سيلويا كرسيتل» ،«روتگرهاور» ،«ويلكه ون املروي» و«يرون كراب» هم نام برد. در حالي كه سينماي انيميشن هلند با حضور كساني مثل «مارت توندر»،«بورگ رينگ» و «پل درسين» جوايز بسياري كسب كرده است .
سينماي مستندهلند با وجود فيلمسازهايي مثل «ايونس» و«هانسترا» بي ترديد جايگاه تثبيت شده تري در عرصه سينماي بين امللي دارد.
چهره هاي برجسته سينماي هلند:

• يادن دي بونت (كارگردان)
• مارلين يوريس( كارگردان)
• برت ها نسترا(فيلمبردار- كارگردان)
• راب ها ور( تهيه كننده)

• يوريس ايونس (كارگردان)
• پال ورهوفن(تهيه كننده وكارگردان)
• الكس ون وارمر دام(تهيه كننده وكارگردان)
• مارلنه گاريس (فيلنامه يونس وكارگردان)

يوريس ايونس(۱۸ نوامبر ۱۸۹۸- ۲۸ ژوئن ۱۹۸۹)
ايونس يك هلندي فيلمساز و يك كمونيست معتقد بود. از او اغلب به عنوان بزرگترين مستندساز قرن بيستم ياد مي كنند. شايد شناخته شده ترين اثر از فيلم هاي اوليه او فيلم ده دقيقه اي (short Rain) باشد. با وجود اينكه او در يك خانواده مرفه متولد شده بود براي كار به مغازه عكاسي پدرش رفت، درهمان جا بود كه علاقه او به فيلم زياد شد. او اولين فيلم خود را در سيزده سالگي ساخت. به اميد ادامه فعاليت هاي اقتصادي پدر، در كالج مشغول تحصيل در رشته اقتصاد شد.

اصولا اكثر فيلم هاي او بر مبناي تكنيك است كه ما اين خصوصيت را در فيلم هاي او به خصوص در (Rain) فيلمي كه در طي دوسال ساخته شد و همچنين در فيلم (the bridge) مي بينيم.
در سال ۱۹۳۳ ايونس فيلم (Borinage) را ساخت كه درباره يك منطقه استخراج زغال سنگ بود.از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۵ ايونس در ايالات متحده زندگي كرد وفيلم هاي ضدفاشيستي ساخت و با گسترش مك كاريستم آمريكا را ترك كرد. از سال ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ يعني در طول جنگ او فيلمي در شمال وينام ساخت به نام (۱۷th parallec vietnam in war) و همچنين در يك كارگروهي به نام

(far from vietnam) شركت كرد. از سا ل۱۹۷۱ تا ۱۹۷۷ او فيلم ۷۶۳ دقيقه اي (How yokong moved the mountain) را ساخت كه فيلمي مستند درباره انقلاب فرهنگي در چين بود. او در سال ۱۹۸۹ توسط دولت هلند چهره سال شد وعنوان قهرمان ملي گرفت ودر۲۸ ژوئن همان سال

درگذشت. كمي قبل از مرگش آخرين فيلم از چهل فيلم خود را ساخت به نام (Atale of the wind).

پل ورهوفن
پل ورهوفن در آمستردام متولد شد و دوران كودكي خود را در جنگ سپري كرد.(او پسر يك كلاه دوز ساده بود، در سال ۱۹۵۵ به دانشگاه ليدن رفت ودر سال ۱۹۶۰ با مدرك رياضي و فيزيك از آنجا فارغ التحصيل شد و در همين دانشگاه به يك گروه دانشجويي پيوست. او اولين فيلم خود را در

سال ۱۹۶۰ با نام Alizzard too much)) براي ياد بود اين گروه دانشجويي ساخت ودر سالهاي آخر دانشگاه در كلاسهاي فيلمسازي Dutch film academy شركت كرد و بيشتر از سه فيلم كوتاه در اين آكادمي ساخت مثل (De liffters 1962),(Nothing special 1961) و (lets have a parly 1963).
بعد از اتمام تحصيلات براي خدمت سربازي به نيروي دريايي هلند پيوست و در آنجا فيلمي مستند درباره نيروي دريايي با نام (Royall Dutch marine crops) ساخت كه جايزه جشنواره فرانسوي (Golden sun) را گرفت. بعد ازپايان سربازي او به تلويزيون رفت و مستندي تلويزيوني براي يادبود (موتزارت) ساخت. بزرگترين موفقيت او با ساختن مجموعه تلويزيوني «Floris» بدست آمد. اما اين موفقيت بعد از مدتي با ورود سريالهاي خارجي مثل Ivanhoe و Thierry la Frande كمرنگ شد .