چکیده

طی چند سال آینده توریسم به صنعت اول جهان به لحاظ درآمدزایی بدل خواهد شد. ضریب تکاثری و اشتغالزایی بالا، کم هزینه بودن ساخت تاسیسات و تسهیلات به نسبت درآمد، سود بالا، آلودگی ناچیز، پایداری، برترین شیوه معرفی یک کشور، همه و همه توریسم و یا به عبارت صحیحتر صنعت توریسم را در راس هرم اقتصاد و البته تبلیغات فرهنگی قرار می دهد. امری که کشورهای توسعه یافته سالهاست بدان پی برده و در راه دستیابی به صنعت توریسمی پرقدرت هرروز گامی بلندتر برمی دارند. در کشورهای درحال توسعه نیز گرچه مانند همیشه با تاخیر، لیکن دو الی سه دهه ای ست که توجه جدی به مقوله توریسم در دستور کار قرار گرفته است. برخی از این کشورها به یمن برخورداری از جاذبه های تاریخی و طبیعی بالقوه دارای زمینه بسیار مساعدی در صنعت توریسم هستند، مصر و تایلند از این زمره اند. اما برخورداری صِرف از جاذبه ها، تضمین کننده رونق و توسعه توریسم نخواهد بود. این توسعه بی تردید محتاج تدوین سیاستهایی صحیح و اصولی جهت تسهیل فرایند جذب توریست و تقویت بنیانهای این صنعت خواهد بود. به واقع توریسم و سیاست دو مقوله بهم گره خورده اند. در این مقاله ضمن واکاوی سیاستهای توریسم در دو کشور ایران (بخصوص پس از انقلاب) و ترکیه، این سیاستها مورد نقد و مداقه قرار گرفته است. به طور خلاصه یافته های پژوهش حاکی از این است که ترکیه بویژه در سالیان اخیر با تدوین اِعمال سیاستهایی دقیق، توجه جدی و وافرش به مقوله توریسم را نشان داده است. حاصا آنکه با جذب حدود ۳۲ میلیون توریست خارجی در سال ۲۰۱۲ ، رتبه خود را به لحاظ جذب گردشگر در جهان به ۵ رسانده است. لیکن کشور ایران گرچه در ظاهر امر و بخصوص طی یک دهه اخیر به اهمیت توریسم پی برده است و سیاستهای بعضاً مفید و مناسبی برای رونق آن تدوین نموده است، لیکن به دلایلی چون ضعف مدیریتی، مشکلات سیاسی و… هنوز به توفیق چندانی دست نیازیده و سیاستهایش از روی کاغذ آنچنان که باید و شاید به میدان عمل وارد نشده است.

کلمات کلیدی: گردشگری،توریسم، صنعت توریسم، سیاست، ایران، ترکیه.

-۱ دانشجوی مقطع دکترای رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه تبریز ایمیل: hamid.hodjati@yahoo.com تلفن: ۰۹۱۱۲۳۳۰۹۱۶
×

-۱ مقدمه

گردشگری یا معادل مانوستر آن به گوش همگان، توریسم، بیش از چند دهه نیست که به صورت جدی پا به عرصه جهانی نهاده است، با اینحال رفته رفته می رود که با قدرت تمام به اولین صنعت درآمدزا و بی رقیب جهانی بدل شود. قدمت توریسم به عنوان صنعت، گرچه به قدمت کشاورزی، صنعت و حتی خدمات به مفهوم ابتدایی خود نمی رسد، لیکن رشد و گسترش آن در جهان تا بدان حد پیش رفته که غفلت هر کشور از این مقوله بخصوص گردشگری خارجی، اگر نگوییم جاهلانه، مضحک بنظر می رسد. مطابق آمار سازمان جهانی گردشگری در سال ۲۰۰۶ در حدود ۸۰۸ میلیون نفر در سطح جهان مبادرت به سفر بین المللی کرده اند و در سال ۲۰۰۷ گذرنامه نزدیک به ۹۰۰میلیون نفر در سطح جهان مُهر شده است! با این توضیح که گردشگران اروپایی در سفر به بسیاری کشورهای اروپایی احتیاجی به نشان دادن گذرنامه ندارند، در غیر اینصورت بسا این آمار بسیار بالاتر هم می رفت. رقم شگفت انگیز است و حاکی از قدرت صنعت توریسم. باز مطابق پیش بینی سازمان جهانی گردشگری، در سال ۲۰۲۰ درآمد ناشی از مسافرت گردشگران بین المللی به رقمی معادل ۱۵۶۱ میلیارد دلار آمریکا رسیده و به صنعت شماره یک جهان مبدل خواهد شد (حیدری چیانه، .(۲۲۳ :۱۳۹۰ صنعتی که در حال حاضر نیز به لحاظ گستردگی شماره یک است و به لحاظ درآمدزایی صنعت شماره دو جهان. صنعت گردشگری در سال ۲۰۰۲ توانست برای ۲۰۰ میلیون نفر ایجاد شغل نماید. به استناد آمار سازمان جهانی گردشگری از هر ده شغل ایجاد شده در جهان یک شغل مربوط به گردشگری است.

مدت زمان انجام یک فعالیت شغلی درجهان به دلایلی چند نظیر مکانیزه شدن روند تولید، مدرنیزاسیون، قوانین مربوط به کار و رفاه و … روندی نزولی را طی می کند. این یعنی افزایش اوقات فراغت و ایجاد زمینه برای پرنمودن آن و اینجاست که چرایی پررنگ شدن روزافزون مقوله توریسم آشکار می گردد.

صنعت گردشگری به عنوان یک فعالیت پویا و چند وجهی بر پایه ظرفیت و توان طبیعی، کالبدی، اجتماعی و فرهنگی هر سرزمین پایه گذاری شده و بدین طریق نه تنها موجب ایجاد فرصتهای فراوان شغلی و رفاه مردم می شود که به ابزاری بی بدیل برای شناخت فرهنگها و نشر ارزشها، دانسته ها و در یک جمله پنجره ای برای نمایش پیام صلح و دوستی به تمامی کشورهاست. اگر با بینشی جامع به ابعاد گوناگون گردشگری نگریسته شود، می توان بدین نتیجه رسید که از طریق توریسمبا صَرف کمترین هزینه می توان به بالاترین سود مالی و معنوی دست یازید (کلانتری و شکراله زاده، :۱۳۸۷ ب). صنعت توریسم و به تبعش برنامه ریزی توریسم دارای دو ویژگی عمده است. نخست اینکه نیازمند برنامه ریزی فیزیکیست که شامل ابعاد اقتصادی و زیست محیطی می شود و دیگر اینکه نیازمند برنامه ریزی غیر فیزیکیست که شامل ابعاد اجتماعی و فرهنگی می شود. ایندو برنامه ریزی لازم و ملزوم همند و باید به صورت توامان صورت گیرند .(Stynes and O Halloran.2000:1) شارپلی معتقد است که توسعه توریسم باعث افزایش نقش زنان به لحاظ اجتماعی در جوامعی که سنتی و عقب مانده اند، می شود (شارپلی، :۱۳۸۰ صفحه .(۴۲ اصولا تاثیر فرهنگی جامعه میزبان از توریست ها بسیار حائز توجه است. مهمترین اثر تعاملی گردشگران و جامعه میزبان تقلید ساکنین محلی از رفتار گردشگران است. از پیامدهای این تقلید رفتاری می توان به تغییر در نحوه پوشش و به طور کلی تغییرات اَشکال مادی و غیرمادی فرهنگ محلی اشاره نمود .)Tamara. 2002 :19( البته شایان ذکر است برنامه ریزان می توانند در فرایند برنامه ریزی

صنـعت گردشگری، چارچوبی را برای هدایت جامعه محلی جهت جلوگیری از بروز برخی معضـــــلات تحت سرفصل های اصــول، اهداف، موضــوعات و اقدامات سیاسی در یک محدوده براساس ویژگـیهای متـــمایز منطقه محلی تدوین نــــمایند .)Sigala and Leslie. 2005: 64( سطور بالا نشاندهنده تاثیر و اهمیت توریسم حتی در سطح منطقه ای کوچک است. توریسم صنعت و مقوله ای بسیار گسترده است. ابعاد آن بسیار فراخ بوده و در یک حوزه نمی گنجد. توریسم در حیطه علومی مانند مردمشناسی، اکولوژی، اقتصاد، جغرافیا، تاریخ، اوقات فراغت، علوم شهری و ناحیه ای، مدیریت، بازاریابی، علوم سیاسی، روانشـناسی، جامعه شناسی قرار دارد .(Graburn and Jafari, 1991: 9)

ابعاد گسترده توریسم خواه ناخواه ما را بدین نتیجه رهنمون می سازد که این مقوله همانگونه که بر تمامی ارکان جامعه اثرگذار است، خود نیز از جامعه، اقتصاد و سیاست تاثیر می پذیرد . ساده اندیشی ست تصور شود که می توان صنعت توریسم را گسترش داد و به حد تکامل رساند، بی آنکه تغییری در سایر ارکان جامعه رخ دهد. گسترش توریسم و رشد پایدار آن، مستلزم رشد پایدار جامعه است و رشد پایدار جامعه نیز البته از طریق رشد صنعت توریسم به مقداری چشمگیر تسهیل می شود. در واقع جامعه متعادل و برخوردار از اقتصاد و سیاستی شایسته و بایسته، همواره اولویتهایی که موجب سعادت و رفاه بیشترش می گردد را شناسایی کرده و جهت نیل بدان گام می نهد. این ارتباط و همبستگی میان اقتصاد، سیاست و به کلامی اقتصاد سیاسی و صنعت توریسم، موردیست که مقاله پیش روی می کوشد با مطالعه دو کشور اسلامی ایران و ترکیه به توصیف و تحلیل آن نائل آید.

-۲ بیان مساله

گردشگری یا بنا به اصطلاح فراگیر آن توریسم، امروزه به یکی ازمهمترین ارکان اقتصاد کشورهایی بدل شده که از جاذبه هایی چه طبیعی چه تاریخی و… برخوردارند و نحوه بهره برداری از این جاذبه ها برای ارتقای سطح اقتصاد کشور متبوع خود را نیز آموخته اندمعمولاً. گردشگری یا جهانگردی را در اصطلاح اقتصادی، صادرات نامرئی محصولات و خدمات تعریف می کنند. زیرا در حالی که اثر اقتصادی آن در تراز پرداخت های یک کشور مشهود می باشد، درآمدهای ناشی از آنکاملاً آشکار نیست. درحقیقت هزینه هایی که توسط یک توریست صورت می گیرد، به وسیله ارزی که همراه اوست یا در صورت داخلی بودن گردشگر، به وسیله پولی که از شهر و منطقه محل سکونت خود به دست آورده، پرداخت می شود و در عمل مانند آن است که خدمات وکالاهایی که وی در محل گردش خود از آنها بهره می گیرد، به کشور یا شهر او صادر شده است (رضوانی،.(۶۱ : ۱۳۸۲

صنعت گردشگری یا توریسم در آینده ای نه چندان دور به صنعت شماره یک جهان بدل خواهد شد. قرن بیست و یکم، سده بهره گیری از فرصت های تجاری ارزشمند در بخش های خدماتی به ویژه گردشگری است. گفته می شود گردش مالی صنعت گردشگری جهان در این سده، از گردش مالی بخش صنعت فراتر خواهد رفت و در چند سال آینده دست کم به ۲ تریلیون دلار خواهد رسید. در این فرایند، دستیابی کشورهایی که از جاذبه های وسیع گردشگری برخوردار هستند، حتی در حد یک درصد ارزش گردش مالی این صنعت، سالانه درآمدی حدود ۲۰ میلیارد دلار ایجاد خواهد کرد (نوبخت و پیروز، .(۷ :۱۳۸۷ اما کشورها برای بهره از این صنعت و به عبارت دقیقتر پیاده سازی ملزومات و زیرساخت های این صنعت جهان گستر چه به لحاظ مادی و معنوی چه کرده اند و آیا همگی به اهمیت شگرف آن در سرنوشت رفاهی کشورشان وقوف دارند؟

صرفنظر از برخی کشورهای توسعه یافته غربی و آسیای جنوبشرقی نظیر فرانسه، اسپانیا، ایالات متحده آمریکا، چین، تایلند و… که تقریبا به بهینه ترین نحو با توجه به مقدورات و امکانات، از توریسم بخصوص نوع بین المللی آن بهره می برند، بسیاری کشورها بخصوص کشورهای موسوم به جهان سوم علی رغم وجود بسیاری مواهب طبیعی و تاریخی در برخی از آنها که بسیاری کشورها در حسرت حتی یک قسمت از آنند، اصولا وقعی به توریسم نگذاشته و بدان بعنوان سودآورترین بخش اقتصاد با کمترین هزینه،

توجهی نمی کنند. علل این بی توجهی البته بسیار است و طیفی از دلایل چون بی لیاقتی، کم دانشی، مدیریت ضعیف و غیر تخصصی تا کمبود بودجه را شامل می شود.

بنابر نظریه ترنر )Turner( از صاحبنظران مقوله صنعت گردشگری، صنعت گردشگری امیدبخش ترین صنعتی تلقی می کند که کشورهای درحال توسعه برای نیل به توسعه در برابر خود دارند. دوکت )de Kadt( نیز گردشگری را گذرگاه توسعه محسوب می کند (حیدری چیانه، .(۶ :۱۳۹۰ نکته حائز اهمیت در خصوص صنعت گردشگری، تاثیر صعودی آن در ضریب تکاثریست. بدین معنا که سرمایه گذاری در توریسم به نحو شگرفی سبب پویایی سایر بخشهای اقتصادی می شود. تحرک بخشی به اقتصاد و ایجاد شغل چون نوشدارویی به تن بیمار اقتصاد کشورهای درحال توسعه است و اغراق نیست که توریسم را این داروی شفابخش بنامیم. مقوله ای که پروردگار از پیش، بسیاری از ملزومات آنرا در کشورها به ودیعه نهاده و گویی چونان یک سرمایه گذار خیر از بار سنگین سرمایه گذاری کشورهای فقیر به میزان متنابهی کاسته است. آب و هوایی خاص، دریا، کوه، جنگل و… نمونه هایی از جلوه های این سخاوتند. از طرفی بسیاری از جاذبه های تاریخی که در سرزمینهای کهن وجود دارد، به مرور سبب درآمدزایی روزافزون برای جامعه ای می شود که هزینه و زحمتی جهت ایجاد آن متحمل نشده اند. همه اینها لزوم توجه تمام و کمال را به مقوله گردشگری و تدوین سیاستهایی در جهت تقویت و ارتقای آن، بخصوص نوع بین المللی آنرا نزد کشورهای جهان با تاکید بر کشورهای در حال توسعه ایجاب می نماید. برخی کشورها البته به لزوم توجه جدی به توریسم واقف بوده و برخی نیز همچنان در خواب غفلت بسر می برند. گویی نمی دانند صنعت توریسم با کمترین هزینه، مطمئن ترین و بیشترین سود را برای کشور یا منطقه توریست پذیر به ارمغان می آورد.

-۳ معرفی محدوده های مورد مطالعه

-۱ -۳ ایران: ایران به معنی سرزمین آریاییان، کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت ۱۸)ام درجهان) و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۲ دارای جمعیتی معادل ۷۷۱۸۹۶۶۹ تن است. پایتخت، بزرگترین شهر و مرکز سیاسی و اداری ایران، تهران نام دارد. اسلام دین

رسمی،تشیّع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی این کشور است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت، پیشینهای کهن دارد و یکی از تاریخیترین کشورهای جهان بهشمار میرود که زمانی جزء چند امپراطوری موجود در جهان محسوب می شد و زمانی نیز بویژه در عهد داریوش هخامنشی بیشترین مساحت مسکون جهان در تملک ایران قرار داشت.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه است و همچنین از شمال به دریای خزر و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود میشود، که دو منطقه نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند و نیز به واسطه قرار گرفتن در منطقه میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد. ایران از اعضای سازمان ملل متحد،جنبش عدم تعهّد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک، سازمان اکو و چندین سازمان بینالمللی دیگر است.

-۲-۳ ترکیه: ترکیه به ترکی استانبولی Türkiye با نام رسمی جمهوری ترکیه، کشوری اوراسیایی (اروپایی- آسیایی) است با ۷۸۳۵۶۲ کیلومتر مربع وسعت ۳۷)ام در جهان) که بخش بزرگ آن یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در جنوب باختر آسیا و خاورمیانه واقع است و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در

منطقه بالکان در جنوب خاور اروپا قرار دارد. ترکیه حدود ۷۶ میلیون تن (برآورد (۲۰۱۳ جمعیت دارد، کهحدوداً ۷۵ تا ۸۵ درصد مردم آن سنی و ۱۵ تا ۲۵ درصد هم علوی هستند. با این که حکومت ترکیه لائیک است ولی بسیاری از مردم هنوز به دین اسلام پایبند هستند و عید فطر و عید قربان در این کشور تعطیل رسمی است. همچنین در ترکیه حدود ۷۰٪ تا ۷۵٪ درصد مردم ترک، ۱۸٪ درصد کرد و ۷٪ تا ۱۲٪ را سایر قومیت ها تشکیل میدهند.

ترکیه در خاور با کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و گرجستان؛ در جنوب خاوری با عراق و سوریه؛ و در شمال باختری (بخش اروپایی) با بلغارستان و یونان همسایه است. همچنین ترکیه از شمال با دریای سیاه، از باختر با دو دریای کوچک مرمره و اژه، و از جنوب باختر با دریای مدیترانه مرز آبی دارد. ترکیه کشوری کوهستانی ونسبتاً پرباران است. شکل این کشور مانند یک مستطیل است که از سوی خاور و باختر امتداد یافته است. ترکیه با قرار گرفتن در یکی ازحسّاسترین مناطق جهان، دارایموقعیّت جغرافیایی