مقدمه

تولید علم و فناوري و تجـاري سـازي آن از نشـانههـاي بـارز توسعه یـافتگی یـک کشـور اسـت. هـر چنـد علـم و فنـاوري در موفقیت جوامع نقش اساسی دارد، اما تجربه نشان داده که بـدون برخورداري از نقشه راه و سیاستگذاري براي علم و فنـاوري و بـه تعبیر روشنتر بدون تنظـیم، تـدوین و اجـراي درسـت و دقیـق سیاستها و راهبردهاي صحیح و ارزش آفرین، دستیابی به مزیت رقابتی در فضاي رقابت شدید جهانی اصولا ناممکن است.

سیاستگذاري علم و فناوري بدون نقشه راه و تعیین شاخص-

هاي بازنگري در اجرا، نه تنها رشد و توسعه را بیمعنا جلوه مـی-

دهد، بلکه از دست دادن امکانات محـدود جامعـه را نیـز در پـی خواهد داشت. جایگاه برجسته سیاستگذاري علم و فناوري بـراي رسیدن به ثروت آفرینی و توسعه کشور تا رسیدن به تأثیر گذاري در میدان رقابـت جهـانی نیازمنـد شـناخت ژرف وضـع موجـود، شناخت چالشها، تحولات، روندها و توانمندي در آینـده نگـاري براي حضور در این جایگاه است.

تغییر نگرش به علم و فناوري از پراکندگی به یکپـارچگی در چارچوب راهبرد ملی توسعه، اصلاح قوانین و مقـررات، توجـه بـه برونداد نیروي انسانی از دانشگاههـا، اصـلاح قـوانین مربـوط بـه تأمین مادي پایدار براي دانشمندان و پژوهشگران، افزایش سـهم اعتبارات از تولید ناخالص ملی، استفاده از قوانین محکـم و همـه جانبه مالکیت فکري، اعتمادسازي و مشارکت جامعه در فعالیت-

هاي پژوهشی قطعا، بدون تعیین سیاستها و راهبردهـاي علـم و فناوري در کشور و همـاهنگی آن بـا سیاسـت هـا و راهبردهـاي اقتصادي، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی و یا به طور کلـی بـــا سیاســـتهـــاي کلـــی نظـــام و برنامـــههـــاي توســـعه، نه تنها شکاف علم و فناوري را کاهش نمیدهد، بلکه به نظر می-

رسد ادامه وضع فعلی نیز با دشواري مواجه میشود.

هرچند در دو دهه اخیر اقدامات مهمی در این زمینه صـورت گرفته تا کشور را به جایگاه بالفعل و برتر علم و فناوري در سطح جهانی هدایت کند؛ اما مشاهده شکاف علم و فنـاوري کشـورمان در مقایسه با کشورهایی که در این جایگاه قـرار دارنـد، نشـان از ضرورت حیاتی انجام مطالعات جديتري در حوزه سیاسـتگذاري یکپارچه در چارچوب ملیراهبرد توسعه دارد.

این نوشـته سـعی در تبیـین تصـویر روشـنتـري از اهمیـت سیاستگذاري یکپارچه در علم و فناوري دارد؛ چراکه به نظر می-
رسد، چنین مطالعهاي به عنوان یک مقدمه و اشاره میتوانـد بـه بسترسازي براي مطالعات یاري رساند.

در این مطالعه که با یک مدل مفهومی آغاز میشـود، پـس از

سید محمد باقريزاده

چکیده، واژههاي کلیدي و مقدمـه، روش تحقیـق، بیـان مسـأله، اهمیت مسأله، هـدف هـاي تحقیـق و تعریـف واژههـاي بنیـادي مطرح شده است. در ادامه، مبانی نظري- قدرت علمـی کشـورها، تغییر جهت (رویکردها) در حوزه علم و فناوري و مطالعه تطبیقی سیاستگذاري علم و فناوري شامل بریتانیا، کره جنـوبی، چـین و ژاپن و همچنین سیاستگذاري علم و فناوري و توسعه آمده است.

بخشهاي پایانی شامل موانع سیاستگذاري علم و فناوري، نتیجه گیري، پیشنهاد و فهرست منابع بر اساس حروف الفبا است.

-۲ روش تحقیق

این مقاله، تحقیقی- توسعهاي- کاربردي اسـت کـه بـا روش مطالعــه کتابخانــهاي و بهــره گیــري از آمــوزههــا در زمینــه سیاستگذاري و برنامهریزي راهبردي تبیین شده است.

-۳ بیان مسأله

جهان و انسان همواره با چـالشهـاي مختلـف روبـه رو بـوده است. چالشهایی در سطح جهانی، منطقـهاي و ملـی و در تمـام ابعاد زندگی فردي و اجتماعی؛ چالشهاي شـناخته شـده، نیمـه شناخته و ناشناخته.

انسان براي رویارویی با چالشها و دستیابی به زندگی انسانی، کوشش مستمر و بی وقفهاي داشته است. علـم و فنـاوري عنصـر اصلی و بستر همه تلاشهاي انسانی از دوردسـت تـاریخ تـاکنون است و ادامه دارد. آنجاکه علم و فناوري بر بسـتر سیاسـتگذاري قرار دارد، حرکـت آگاهانـه، سـرمایه گـذاري بـه انـدازه و نتـایج درخشان میشود. همچنین جامعه در مسیري روشـن قـرار مـی-

گیرد و به طور عمده از سلامت، امنیت، رفاه و بالندگی در زندگی برخوردار میشود.

بدون سیاستگذاري شناخت ابعاد چالشها و رویارویی درست و به موقع با آنها و به طور کلی دستیابی افراد جامعه به آرامش و آسایش فردي و اجتماعی نه تنهـا دسـت نیـافتنی، بلکـه هزینـه کردن امکانات محدود در راههاي پراکنده، کم نتیجه و حتی بی-

نتیجه و همچنین عقب ماندگی در جامعه جهانی است.

سیاســتگذاري علــم و فنــاوري، دســتیابی بــه یکپــارچگی و چگونگی اجرا و امکان بررسی درستی و یـا نادرسـتی راه رفتـه و امکان مسئولیت خواهی و اصلاح مسیر است.

-۴ اهمیت مسأله

اهمیت سیاستگذاري علم و فنـاوري بـیش از اهمیـت علـم و

فصلنامه توسعه تکنولوژي صنعتی شماره هفده، بهار ۱۳۹۰ ۷

سیاستگذاري علم و فناوري عنصر بیهمتاي ارزش آفرینی

فناوري بـدون سیاسـتگذاري اسـت. مطالعـات نشـان مـی دهـد، کشورهایی که براساس سیاستگذاري در علـم و فنـاوري حرکـت کردهاند و سهم قابل ملاحظهاي از تولیـد ناخـالص ملـی خـود را سرمایه گذاري کردهاند، در جایگاه رفیع پیشـرفت قـرار گرفتـه و جامعهاي سرشار از توسعه و رفاه اجتماعی را ساختهاند.
در صــورتی کــه تــلاش کشــورها در علــم و فنــاوري بــدون سیاستگذاري و حتـی در مـواردي برخـوردار از سـرمایه گـذاري نسبتا مناسب، با شکست مواجه شده و یا موفقیـت قابـل قبـولی نداشته باسند، فاصله علم و فناوري آنان با وضعیت جهانی همواره بیشتر شده و این فاصله فناوري۱ را نه به صـورت عمـر معمـولی، بلکـــه بـــه صـــورت عمـــر اینترنتـــی بیشـــتر و عمیـــقتـــر نموده است.

آنچه اهمیت سیاستگذاري علم و فنـاوري را بیشـتر نمایـان مـــیســـازد ایـــن اســـت کـــه، کـــارکرد علـــم و فنـــاوري به صورت پراکنده، غیر یکپارچه و در مواردي موازي کـاري شـده است و ناکارآمديها، مسئولیتگریـزيهـا و سـوء مـدیریتهـا را توجیه کرده و ناکامیهاي بیشتري را به بار میآورد.

-۵ هدفهاي تحقیق

تبیین مقوله سیاستگذاري علم و فناوري و تلاش براي جلـب توجه هرچه بیشتر به اهمیت و پذیرش موضوع به منظور حداکثر بهرهوري از امکانات محدود بـراي ارزش آفرینـی و دسـتیابی بـه توسعه پایدار و رفاه بیشتر جامعه از هدفهاي این تحقیق است.

-۶ تعریف واژههاي بنیادي

-۱-۶ سیاست

کلمه سیاست۲ کلمه یونانی پولیس۳ یعنی شهر و پولیتئیااز۴

شهرنشین مشتق میشود.

کلمه سیاست واژه جدیدي نبوده و در گذشته بکار مـیرفتـه است؛ چراکه فلاسفه بزرگ یونان از قبیل افلاطون و ارسطو درباره آن بحثهاي زیادي کردهاند.

همچنین سیاست به معناي، علم حراست و حکومـت، داوري، تمشیت، مصلحت اندیشی، تدبیر، آینده نگري، برقرارکردن عدالت اجتماعی، امنیـت و پاسـداري از حقـوق ملـت و حفـظ مرزهـا و

داشتن روابط بین المللی به سود صلح جهانی و ملت خود و ترقی دادن کشور به طور بیوقفه است.[۶۰۳ :۱]

-۲-۶ سیاستگذاري

سیاسـتگذاري، ترکیبـی از دو کلمـه سیاسـت و گـذاردن بـه معناي عمل گذاشتن و گذشتن از راه است. در اینجا و با تعریف خاص، طریقهاي است که دولت در اداره امـور علـم و فنـاوري در پیش می گیرد. براین اساس سیاسـتگذاري اقـدامی اسـت بـراي تعیین راه سیاست. سیاستگذاري در عمل با راهبـرد و نقشـه راه۵
مترادف است.

-۳-۶ علم

معناي اصلی و نخستین علم، دانستن در برابر ندانستن است.

به همه دانستنیها صرف نظر از نـوع آنهـا علـم مـیگوینـد. واژه دانش۶ در زبان انگلیسی معادل این معناي علم اسـت. در معنـاي دوم کلمه علم به دانستنیهـایی گفتـه مـیشـود کـه بـر تجربـه مستقیم حسی مبتنی باشد کـه در زبـان انگلیسـی “سـاینس”۷

معادل آن است.[۱۱-۱۲ :۵]

-۴-۶ فناوري۸

-۱-۴-۶ فناوري را میتوان تمام دانش، محصولات، فرآیندها، ابزارها، روشها و سیستمهایی تعریف کرد کـه در جهـت خلـق و ساخت کالاها و ارائه خدمات به کارگرفته میشود.

-۲-۴-۶ فناوري ابـزاري جهـت دسـتیابی بـه اهـداف اسـت.

فناوري، اجراي عملی دانش است، ابزاري است که به کمک تلاش و سعی آدمی بدست میآید.[۲۲ :۴]

-۵-۶ سیاست فناوري

سیاست کلان فناوري عبارت اسـت از سـازوکارهاي صـریح و روشن براي اثربخش ساختن مسـیر یـک نظـام فنـاوري ملـی در جهت ثروت آفرینی براي توسعه پایدار.

-۷ مبانی نظري

قدرت علمی کشورها

حوزههایی همچون مدیریت، منابع انسانی، سرمایه، پژوهش و فناوري از عناصر راهبردي و بااهمیت براي توسعه ملی بـه شـمار میآیند؛ اما سیاستگذاري علم و فنـاوري راه رسـیدن بـه توسـعه ملی را تعیین میکند.

۱ Technology Gap 6 Road Map
2 Politics 7 Knowledge
3 Polis 8 Science
4 Politeia 10 Technology
فصلنامه توسعه تکنولوژي صنعتی شماره هفده، بهار ۱۳۹۰ ۸

مطالعه سطوح مختلف قدرت علمی کشورها در جهـان نشـان دهنده این است که چهـار سـطح فنـاوري بـراي تعیـین جایگـاه جهانی هر کشـوري مطـرح اسـت. شـناخت جایگـاه هـر یـک از کشورها و مراتب قدرت علم و فناوري و اینکه در شـرایط فعلـی چه وضعیتی دارند و در آینده مـیخواهنـد در کجـا قـرار گیرنـد الزامی راهبردي به شمار میآید. این چهار سطح عبارتند از :۱۱] :[۹-۱۰

سطح اول: کشورهایی که داراي جایگاه بالفعل و برتـر علـم و فناوري جهانی هستند. دستاورد این برتري، تأثیرگذاري آنهـا بـر فرآیندهاي علمـی و فنـی در تمـامی ابعـاد اقتصـادي، سیاسـی، فرهنگی، دفاعی، امنیتی و قدرت در پهنه گیتی است.

سطح دوم: کشورهایی که داراي جایگاه بالقوه برتـر جهـانی و بالفعل برتر قارهاي و منطقهاي هستند.

سطح سوم: کشورهایی که نقشی تأثیرگذار در حوزههاي علـم و فناوري جهانی ندارند؛ ولی از ظرفیتهاي انتقال دانش، کاربرد، توسعه و بهرهبرداري از آن برخوردارند و توانایی اقتباس فناوري را دارند.

سطح چهارم: کشورهایی که مصرف کننده محصول، خدمات، دانش و فناوري دیگر کشورها هستند. این کشورها هنـوز قابلیـت اقتباس، انتقال، کاربرد و توسعه دانش را پیدا نکردهاند.

نتایج مطالعات تطبیقی روشن میسازد که گروه اول توانسته-

اند منابع مادي، غیرمـادي و انسـانی جامعـه خـویش را در ابعـاد اقتصادي، سیاسی، نظامی، دفاعی، صنعتی، فرهنگـی، آموزشـی و

… به صورتی شایسته بکار گرفته، ساماندهی و آنهـا را در چرخـه بهبود، بهره وري و توسعه فزاینده بکار گیرنـد. آنهـا توانسـتهانـد منابع را به قابلیت، قابلیتها را به شایستگی، شایستگیهـا را بـه شایستگی محـوري، شایسـتگی محـوري را بـه تجـاري سـازي و تجاري سازي را به قدرت رقـابتی و قـدرت رقـابتی را بـه ثـروت آفرینی تبدیل کنند.[۱۱]

در سوي دیگر کشورهاي گروههاي سوم و چهارم هستند کـه نتوانستهاند منابع انسانی و طبیعی سرزمین خـویش را بـا روش-

هاي صحیح و مدیریت هوشمند ساماندهی کنند. با خـوشبینـی مــــیتــــوان گفــــت ایــــران در گــــروه ســــوم، یعنــــی اقتباس کننـده علـم و فنـاوري جهـانی قـرار دارد.[۱۱ :۱۱] در صورتی که مطالعه خاستگاه در مدل مفهومی سیاستگذاري علم و فناوري (مدل شماره یک) نشان میدهد که کشورمان از ظرفیت-

ها و امکانات بالقوهاي در تمام ابعاد برخوردار است.

بنیانهاي اقتصادي جهان در حال تغییر هسـتند. نگـاهی بـه مدل مفهومی شماره یک در حوزه الزامات و ضرورتهاي محـیط

سید محمد باقريزاده

بینالمللی نشان میدهد کـه چـالشهـاي آشـکار و غیـر آشـکار، تحولات مستمر و روندها، همه مفاهیم قـدیمی بازارهـا، از جملـه بازار نیروي کار، ثروت، اشتغال، مدیریت، حقـوق معنـوي/فکـري، خطر پذیري، امنیت، عدالت خواهی، حفظ محـیط زیسـت، نظـام آموزش و پرورش و … را تغییر داده و همچنان تغییر خواهـد داد.

بنـــابراین در محـــیط بـــه شـــدت رقـــابتی، ادامـــه ” الگـــوي توسعه منابع پایه” فاصلهها را با کشورهاي گـروه اول و دوم و در نتیجه با توسعه پایدار همواره بیشتر کرده و جبران این فاصله در عمر اینترنتی هر روز دشوارتر میشود.[۲۰-۲۵ :۱۱]

هر چند تمامی رویکردهاي ارائه شده در جدول شماره یک از مقولههاي راهبردي در مدل مفهومی سیاستگذاري علم و فناوري براي رسیدن به توسعه پایدار محسوب مـیشـوند، امـا بـه لحـاظ اهمیت سیاسـتگذاري علـم و فنـاوري، در ایـن نوشـته ردیـف ۹

جدول یعنی حوزه علم و فناوري، به صورت برجستهتـري تبیـین گردیده است.

-۸ تغییر جهت (رویکرد) در حوزه علم و فناوري

تولید علم و فناوري ملی باید در شرایط فعالیتهاي پراکنـده و غیرمرتبط در گستره آموزش، پژوهش به الگوي سیستم نوآوري ملی با حضور همه جانبـه و منسـجم و تکمیـل کننـده مراکـز و نهادهاي تولید علـم و فنـاوري در حـوزههـاي معرفتـی، نظـري، بنیادي، کاربردي و توسعهاي متصل شود. همچنین مراکز، حوزه-
ها، بنگاهها و فعالیتهاي مصرف کننده علم، متقاضیان تولید علم باشند و تعامل دوسویه کامل بین عرضه و تقاضاي علم و فنـاوري برقرار شود تا دستیابی به اهداف ممکن گردد.

دولت نیز باید بـا سیاسـتگذاريهـاي روشـن علـم و فنـاوري براساس مدل مفهومی و رویکرد به مقوله آینده نگاري در تعیـین اولویتهاي علمی کشور، الگوي غیرخطی متقابـل بـین نهادهـاي تولید و مصرف علم و فناوري را طراحیکشورو اجرا کند؛ فضاي را مناسب نوآوري و تبدیل ایده به محصول نمایـد و بـا همکـاري

اندیشمندان و نهادهاي مختلف و اساتید ایرانی داخل و خـارج از کشور، شبکههاي تولید علم و فناوري را تقویت نماید. سـپس بـا تهیه نقشه علمی، کشور را به جایگاه برتـر بالفعـل تولیـد علـم و فناوري منطقهاي و در گام بعدي جهانی یعنـی حرکـت از سـطح سوم – به فرض درست بودن- در سطح دوم و سـپس سـطح اول کشورهاي تأثیرگذار در حوزههاي علم و فناوري برساند.[۱۱]

فصلنامه توسعه تکنولوژي صنعتی شماره هفده، بهار ۱۳۹۰ ۹

سیاستگذاري علم و فناوري عنصر بیهمتاي ارزش آفرینی

-۹ مطالعه تطبیقی سیاستگذاري علم و فناوري

-۱-۹ انگلستان

موضوع اصلی کتاب سـفید۹ کـه گـزارش برنامـههـاي دولـت انگلستان را ارائه میدهد عبارت است از:

“ما ملتی هستیم که در علم و فناوري امکانات بسیار وسیعی داریم. دولت وجود این امکانات را به خاطر ارتقاي علم و مهندسی بسیار عالی و معمولی میداند که در جامعه بـه اجـرا در آیـد و از این پس نیز ادامه یابد. این نکته قوت، مزیت بسیار عظیم و ملـی ما بوده و خواهد بود و باید آن را حفظ کنیم، اما این امـر ممکـن نخواهد بود مگر بیشتر تلاش کنیم تا موانع موجـود در کشـور را که شناسایی و تأیید اهمیت علم و فناوري درآینـده کشـورمان را به تعویق انداختهاند را از میان برداریم.”[۶]

“ما باید در مسیري گام بـرداریم کـه کشـورهاي دیگـر آن را آزمودهانـد. بـدین ترتیـب خـواهیم توانسـت مشـکلات علمـی و مهندسی را مهار کرده، منبع درآمدي براي انگلستان فراهم آوریم و بیش از پیش به مقاصد صـنعتی و مـالی خـود نزدیـک شـویم.
چنین تبادل بنیادي میان بانیان سیاستگذاري علمی، مهندسان و دانشمندان و صنعتگران فهم متقابل را بهبـود مـیبخشـد و ایـن امکان را فراهم میآورد کـه هـردو گـروه مقاصـد خـود را دنبـال کنند.”[۶]

“نحوه اداره و مدیریت تحقیقات دولت و افزایش ایـن تـلاش در سالهاي اخیر کاملا درست بوده است. با این وجود، اصلاحات کنونی باید به گونهاي باشد که رسالتهـا، سـاختارها و مـدیریت شوراهاي تحقیقی دولتی را پایهگذاري کنـد تـا بهتـر بتـوانیم بـا مشکلات جهانی که اکنون انگلستان بـا آن روبـهروسـت برخـورد کنیم. این اصلاحات اهمیت سیاستهاي مشـخص شـده توسـط وزارتخانههاي دولتـی و نیـاز بـه کثـرتگرایـی و چنـدگانگی در نیروهاي حیات بخش تحقیقات را لحاظ مینماید. این امور باعـث میشوند که دولـت بـراي حمایـت از دانشـمندان و مهندسـان و اموري که به گونهاي بـه آنهـا مربـوط اسـت. مثـل تعیـین نظـام آموزشی، کمک به امور تحقیقاتی و صنعتی راهبردهاي مشـخص تري اتخاذ نماید.”[۶]

“این کتاب سفید مسـئولیت دولـت را در حمایـت از جایگـاه علم و مهندسی آشکار میکند تا بتوانیم به بالاترین سطح علمـی و مهندسی دست یابیم و افراد ماهر و متخصص را که نیاز داریـم تربیت کنیم.”[۶]

۱۷ White Paper

فصلنامه توسعه تکنولوژي صنعتی شماره هفده، بهار ۱۳۹۰ ۱۰

-۲-۹ کره جنوبی

کمتر از یک دهه پس از اتمام جنگ کره، سیاستگذاران کـره تنها چاره براي رهایی از فقر را رشد شتابان اقتصادي دانستند. از آنجاکه از صنایع مبتنی بر فناوري پیشرفته بیبهره بودنـد، سـه روش را براي توسعه فناورانه در نظر گرفتند:
-۱ استفاده از نیروي انسانی با تواناییهاي علمی و تخصصی کافی؛

-۲ انتقال گسترده فناوري از کشورهاي صنعتی؛

-۳ بکارگیري سیستمهـاي پشـتیبانی بـراي جـذب فنـاوري وارداتی.

سیاستگذاران کره پس از دستیابی به توسعه نیـروي انسـانی، سیاســتهــاي صــنعتی را مــدنظر قــرار دادنــد. در دهــه ۱۹۷۰،

سیاستها، بیشتر در جهـت حرکـت از صـنایع کـاربر بـه سـمت صنایع سرمایه بـر برنامـهریـزي شـد. در دهـه ۱۹۸۰ بـه تمرکـز بخشیدن به سیاستهاي دو دهه گذشته اختصاص یافت. در دهه

۱۹۹۰ و در ادامه سیاستهاي قبلی، صنایعی مدنظر قـرار گرفـت که در آنها از فناوريهاي برتر استفاده میشد.[۱۰۹-۱۱۶ :۱۰]

-۳-۹ چین

با مرگ مائو، دوره جدیدي در توسعه ایـن کشـور آغـاز شـد.

مهمترین تحولات از سال ۱۹۷۸ و با برنامه “نوسازي چهارگانـه”

آغاز شد. در این برنامه اصلاحات صنعتی براساس سـه اصـل زیـر عمل گردید:

-۱ کنار گذاشتن نگرش گذشته مبنـی بـر محوریـت صـنایع سنگین؛

-۲ تفویض نسبی قدرت برنامـهریـزي و تصـمیمگیـريهـاي راهبردي به سطح منطقهاي و شهري؛

-۳ افزایش صادرات صنعتی از طریق ایجاد توانـاییهـاي لازم براي شرکت در بازارهاي جهانی و ارائه تسهیلات لازم-۱۲۸ :۱۰] .[۱۱۶

-۴-۹ ژاپن

غرب برداشت متناقضـی از علـم و فنـاوري در ژاپـن دارد. در سال ۱۹۶۵، ژاپن کمتر از ده درصد ایـالات متحـده و قریـب بـه نصف انگلیس و بسیار کمتر از فرانسه و آلمان، بودجـه در زمینـه تحقیق و توسعه هزینه کرد.

توجه سیاست علـم و فنـاوري ژاپـن، بـه نحـوي روزافـزون و غیرعادي به فناوريهایی معطوف شده است که اهمیت اقتصادي دارند. براي تدوین این سیاست، گروههاي قدرتمنـدي از بخـش-

هاي تجاري، دانشگاهی و دولتی گـرد هـم مـیآینـد و در قالـب گروههاي مشورتی دائمی به بخشهاي گونـاگون سـاختار دولتـی

یاري میرسانند.[۱۳۶-۱۴۰ :۱۰]

قانون اولیه علم و فناوري در سال ۱۹۹۵ وضع شد. این قانون دستور و برنامههاي علم و فناوري را روشن میسازد. برنامه اصلی اول براي سالهاي ۱۹۹۶ – ۲۰۰۰ و برنامه اصلی دوم براي سال-

هاي ۲۰۰۱ -۲۰۰۵ تدوین شد. برنامه اصـلی اول بـراي سـاخت سیستمهاي تحقیق و توسعه جدید طرحی را براي حمایـت از ده هزار محقق جوان در مقاطع تخصصی فوق دکترا اجرا کرد.[۹]

برنامه اصلی دوم سه مفهوم اساسی را به عنوان چشم انداز در سیاستهاي علم و فناوري ارائه نمود: مفهوم ملتی که بـا خلـق و استفاده از روش علمی به جهان یاري میرساند. مفهوم ملتـی بـا قدرت رقابت بینالمللی و توانایی توسعه پایدار و مفهوم ملتی کـه سلامت و کیفیت زندگی را تضمین مینماید.

برنامه اصلی سوم – به لحاظ حیاتی بودن در افزایش بهرهوري اقتصـادي ژاپـن کـه زمینـه و اسـاس آن از جمعیـت سـالخورده تشکیل شده است، گستردهتر و عمیقتر گردید. با در نظر گرفتن ایــن شــرایط، برنامــه اصــلی ســوم دو وضــعیت اساســی عرضــه مینماید:

اول: علم و فناوري توسط مردم و به خاطر سود رساندن به جامعه مورد پشتیبانی قرار گیرد؛ دوم: تأکید بر پرورش منابع انسانی و محیطهاي پژوهشی رقـابتی

با تأکید بر تغییر در “سخت” بـه “نـرم” ماننـد منـابع انسـانی و اهمیت بیشتر افراد در سازمانها.
برنامه اصلی سوم بر این نکته تأکید دارد که کل مبلغ هزینـه تحقیق و توسعه دولتی در حدود ۲۵ تریلیون ین و (معـادل ۲۵۰

میلیارد دلار ) برآورد شده است.[۹]

برنامه اصلی سوم، همچنان تأکید را بـر حمایـت راهبـردي از فعالیتهاي بینالمللی قرار مـیدهـد. ژاپـن نیـاز بیشـتري بـراي استفاده از علم و فناوري پیشرفته براي جستجوي راه حـلهـایی براي موضـوعات جهـانی ماننـد مشـکلات آمارنگـاري جمعیتـی، زیست محیطی، غذا، انرژي و مشکلات منابع دارد. ژاپـن مسـاعی خود را در جهـت ارتقـاي علـم و فنـاوري از طریـق اجـراي ایـن سیاست هـا بـراي کسـب توسـعه اقتصـادي و اجتمـاعی و رفـاه پیشرفته عمومی مانند کمک به پیشرفت علمی جهـانی و توسـعه پایدار جامعه بکار خواهد بست.[۹]

سید محمد باقريزاده

-۱۰ سیاستگذاري علم و فناوري و توسعه

در شرایط کنونی، الگوي توسعه ملی ایران منـابع پایـه اسـت ولی باید هوشمندانه براي عبور از این الگو به الگوي دانش پایه –

که در سند چشم انداز ملی در افق ۱۴۰۴ هجري خورشیدي بـه آن توجه شده است و در افق آن باید الگوي دانش پایـه اسـتقرار یافته باشد- تلاش کرد. گام بعدي پی گیـري، توسـعه و تکمیـل این الگو در ابعاد مختلف آن خواهد بود و ترکیـب ابعـاد مختلـف زندگی سازمانی و غیرسازمانی منابع ملمـوس و غیـر ملمـوس در سطح برترینهاي جهان را به دنبال خواهد داشـت. در بخشـی از سند چشم انداز آمده است:

“جامعه ایران برخوردار از دانش پیشـرفته بـا افـزایش سـهم منابع هدف آن در حوزه انسانی در ترکیـب عوامـل تولیـد ثـروت ملی و متکی بر سرمایه اجتماعی اسـت کـه هـدف آن در حـوزه اقتصاد و فناوري دستیابی به جایگاه اول منطقهاي اسـت کـه در آن صورت دیگر این کشور اقتباس کننده علـم و فنـاوري نیسـت بلکه نقش رهبري بالفعـل منطقـهاي و بـالقوه جهـانی را خواهـد داشت، بـه مرزهـاي تولیـد دانـش و فنـاوري دسـت یافتـه و در تعاملات جهانی تأثیر گذاري بیشـتري خواهـد داشـت. بـه طـور طبیعی براي طی کردن این دوران انتقال و گـذار نیازمنـد تغییـر جهتهاي راهبردي در سطح کلان اسـت.”[۳۱ : ۱۱] ایـن تغییـر جهتها که همان اولویتها و حوزههـاي راهبـردي بـراي تحقـق اهداف آینده هستند، در جدول شماره ۱ نمایان است.[۱۱]