مقدمه

اسب جایگاه والایی در دورههای ماد و هخامنشی داشته است. اسب در اندیشه ایرانیان ویژگی اهورایی داشته و در اسطورهها بهعنوان موجودی است که بهمنزله کمالبخشی به الهگان و قهرمانان اسطورهای آفریده شده است. اسب بهعنوان گرامیترین هدیه برای خدایان قربانی میشد و ویژگیهای زیادی برایش قائل بودند، از جمله برکتبخشی، بینایی و درمانبخشی. آثار برجایمانده از دوره ماد نشانمیدهد که ظروف ساختهشده بهشکل اسب، توام با معنای نمادین، مذهبی و اسطورهای بوده است. هنر ماد نقش تعیینکنندهای در هنر دورههای پس از خود داشته است.

در آغاز هزاره اول قبل از میلاد، ماننا که در قرن نهم قبل از میلاد در نواحی جنوبیتر و جنوب غربی پدید آمده بود
ﻭ اتحادیه قبایل ماد نامیده میشد وجود داشت. کشور ماننا از لحاظ فرهنگ و تمدن و اقتصاد هسته پادشاهی ماد را در قرن ششم قبل از میلاد تشکیل داد(دیاکونف، ١٣٤٥: ١٤٠). براساس اسناد مکتوب تاریخی، مادها توانستند اسب را رام کرده و در سرزمین خود که با آب و هوای متنوع زیستگاه مناسبی برای اسب بود پرورش دهند. تعلق مذهبی قوم ماد به اندیشهها و آیینهای دینی هندوایرانی و زرتشتی بوده است.

اختراع ارابه توسط آریاییان و مهاجرت گروه زیادی از مردم منطقه به سرزمینهای ایران، هند، آسیای صغیر و اروپا و استفاده از اسب در میادین جنگی باعث اهمیت اسب شد. از این رو در هزاره اول قبل از میلاد، لرستان به یکی از بزرگترین مراکز تولید مفرغ تبدیل شد و برخی از ابزار
ﻭ آلات اسب به مناطق دیگر صادر میشد. اشیای مفرغی یافتشده غالباً نموداری از شکل اسب است. در این دست آثار، تلاشی در جهت بازنمایی عینبهعین اسب صورت نگرفته بلکه صنعتگر دوره ماد بهصورت کاملاً آگاهانه اسب را در قالب ظروف سفالین منقوش بدون توجه به رعایت تناسبات، با کاربرد آیینی مجسم کرده است و برخی از قهرمانان اسطورهای و خدایان ایران باستان، جایگاه خود را مدیون اسبهایشان هستند. ریتونهای دوره ماد در هیئت اسب حاوی مفاهیم اسطورهای و نمادین بوده است.

هدف از این پژوهش شناسایی جایگاه اسب از لحاظ فرم

ﻭ محتوا در دورههای ماد و هخامنشی است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسشهاست:

ـ شکلگیری اسب در قالب اشیای کاربردی در دوره ماد تا حضور آن بر صخرهنگارهها چگونه قابل بیان است؟
ـ آیا اشکال مختلف اسب در دوره ماد و هخامنشی جایگاه ثابتی داشته است؟

پیشینه تحقیق

مقالاتی در زمینه جایگاه اسب در هنر ایران ارائه شده است. دکتر فریده طالبپور در مقاله »جایگاه اسب در هنر

تصویر ۱. زینت مربوط به زین و یراق اسب، قرن ۸ ق.م، حسنلو، تهران. مأخذ: گیرشمن، ۰۹۳۱: ۱۹۲.

ایران باستان« بیشتر به آرایش زین و برگ اسب و اهمیت اسطورهای آن در هنر ایران باستان پرداخته و اشارهای کلی به ویژگیهای بارز اسبهای هر دوره کرده است. محمدحسن سمسار در مقاله »اهمیت اسب و تزیینات آن در ایران باستان« به گردآوری نمونههای مختلف اسب و تاریخچه آن در هنر ایران باستان پرداخته است. در موارد مذکور غالباً به بررسیهای کلی پرداخته و فاقد تجزیهوتحلیل محتوایی و ساختاری است. تکتم مهربان معینی در پایاننامه کارشناسیارشد در دانشگاه تهران با عنوان تصویر اسب در هنر ایران به مرور تصاویر اسب در هنر ایران قبلازاسلام پرداخته است.

روش تحقیق

با توجه به تنوع فرم اسب در آثار سفالین، فلزی و صخرهنگارهها، آثار هنری مربوط به اسب در سه بخش، هماهنگی زیباییشناسی اسب و تناسبات کاربردی ابزار در دوره ماد و هخامنشی، تأکید بر حضور اسب در اشیایی با مفاهیم آیینی و اشیای ترکیبی، اسب در جایگاه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در دوره هخامنشی بررسی و مطالعه شده است. در این پژوهش، با استفاده از منابع نوشتاری و تصویری، ویژگیهای ساختاری و نیز محتوایی تصویر اسب در این دو دوره با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی، مقایسه و شناسایی قرار گرفته است.

هماهنگی زیباییشناسی اسب و تناسبات کاربردی ابزار در دوره ماد و هخامنشی
اسب بالدار از جمله موجودات باستانی است که در دوره ماد بسیار مورد توجه بوده است. اسب بالدار یا اسب بزرگ نام یکی از صور فلکی است. حیوانی اساطیری که

تصویر۲. زیرسری از جنس مفرغ، لرستان، سده ۸ تا ۷ ق.م، اندازه: ۹۰,۹ در ۹۰,۵۱ سانتیمتر. مأخذ: موزه متروپولیتن.

تصویر ۳. سنجاق سر از جنس مفرغ، لرستان، سده ۸ تا ۷ ق.م، اندازه:۶,۶سانتیمتر. مأخذ: همان

نمونهاش را در مصر، ایران، یونان و بینالنهرین میتوان دید و در اساطیر یونان به پگاسوس شهرت یافته است. با این توصیف، میتوان گفت اقوام و ملل پیشین دارای افسانههای مشترک بودهاند. زینت مربوط به زین و یراق اسب نقش اسب بالداری را نشان میدهد که در مرکز دایره قرار گرفته است (تصویر ١). در طراحی اسب از خطوط نرم متناسب با فرم دایره محاطی استفاده شده است. هنرمند در تجسم اجزای صورت و کاکل و بقیه اندام اسب بالدار از اندکی حجم نمایی بهره برده است. حالت قرارگیری دوپای جلو و پاهای از هم گشاده عقب اسب فرود آمدن را نشان میدهد که شاید به پیام خاصی اشاره داشته باشد. فرم مدور لبه این طرح متناسب با دایره محاطشده طراحی شده است، بهطوریکه هیچگونه فرم تیزی در اندام اسب بهجز در کاکل اسب، که آنهم فرم ایجاب میکند، دیده نمیشود.

زیبایی این شیﺀ به ظرافت و خیالانگیزی تصویر اسب بالداری است که متناسب با فرم دایره برجستهنمایی شده که هم از نظر کاربردی و هم از نظر زیبایی جلب نظر میکند. رابطه سحرآمیز بین اسب و مرده یا مردگان تا مرزهای پیش از تاریخ اقوام هندواروپایی برمیگردد و در عادات و رسوم پارهای از ملتهای عصر حاضر نیز وجود دارد. در این رابطه سحرآمیز در بعضی ملل اسب را با شخص متوفی به گور میسپارند یا آن را در قبر او میسوزانند. »منظور از این عمل این بود که حیوان یا قالب مرده را در قبر قرار دهند

تا روح مرده بتواند به دنیای دیگر برود. نقش اسب بالدار نیز بههمینمنظور در ایران و یونان معمول شد)«گیرشمن، ١٣٩٠: ٢٩١). میتوان گفت زینت مربوط به زین و یراق با نقش اسب بالدار برای انسان پیش از تاریخ پلی به دنیای دیگر و قوت قلبی در برابر ترس از مرگ بوده است.

بنابر باور کهن آریاییان، اسب مرکب مرده در دنیای پس از مرگ است. بنابراین دفن آن همراه جسد افراد خاص امری عادی تلقی میشد، ولی به علت ارزش بالای آن، ابزار مفرغی مربوط به اسب را به نشانه خود حیوان زیر سر مرده مینهادند (تصویر٢) که به زیرسری معروفاند (کامبخش، ١٣٨٠: ٣٣٠). تصویر سر و گردن اسب بسیار ساده و ابتدایی

ﻭ در عین حال زیبا مجسم شده است. کاکل اسب و چشمان برجسته از جمله ویژگیهایی هستند که در اسبهای دوره بعد نیز دیده میشود و یال اسب بهصورت بریدهبریده و مواج روبه بالا مجسم شده است که این ابزار را به لحاظ شکل از بقیه متمایز کرده است. بدن اسب بهصورت پاپیون توخالی و دایره در وسط آن ساخته شده و این ذهنیت را تقویت میکند که این ابزار قبل از دفن شدن در کنار مرده کاربرد ابزاری داشته است. در دوره باستان، ساخت سنجاق سر با سر حیوانات بهخصوص اسب بسیار معمول بود. در تصویر٣ طرح و نقش سنجاق متناسب با فرم سر اسب ساخته شده است. کاکل جلوی سر و چشمان درشت و گوشهای نسبتاً بزرگ جلوه خاصی به سنجاق داده است. در تصویر دیگری از سر سنجاق شکل متفاوتی از پیکره کوچک اسب را می بینیم(تصویر ٤). اسب با زین و یراق و چشمانی خورشیدوار

ﻭ سری بزرگ که میتواند معنای خاصی داشته باشد ساخته شده است. فرم منحنی اندام اسب با چشمانش هماهنگی دارد
ﻭ از دفرماسیون خاصی برخوردار است. »این نقوش بیانگر بیمها و امیدها و استعانت از قوای طبیعی در مبارزه دائم وحشتناک حیات است« (همان: ٩). نقوش هندسی برجسته روی این اشیا حاوی معنای نمادین هستند.

در هنرهای اروپا و هنرهای آسیای مقدم، همواره اسب با نشانههای مربوط به خورشید آمیخته بود. بهعلاوه، روی آثاری که بهشیوه هندسی منقوش میشدند، تقریباً در همه اقوام کهن، اسب با خورشید ارتباط دارد، زیرا خورشید سریعترین کوکب آسمان است و اسب هم سریعترین جانور در خدمت بشر. هرودوت نقل میکند که برای سریعترین ایزدان، یعنی خورشید، باید سریعترین جانوران قربانی شود (قلیزاده، ١٣٨٨: ٢٠٧). آنها برای اسب و خورشید زوجیت قائل بودند. با توجه به اینکه زنان از این سنجاقها استفاده میکردند، تلفیق اسب و خورشید نماد باروری برای زنان بوده است.

سنجاقهای برنزی که در این دوره رواج گستردهای داشتند معمولاً برای بستن گیسوان یا لباس استفاده میشدند. همچنین با بررسی آثار بهجامانده در تپه باستانی »دم سرخ« در لرستان به نظر اریش اشمیت، محقق و باستانشناس

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۳۴

شماره۸۲زمستان۲۹

سیر تحول تصویر اسب از دوره ماد تا دوره هخامنشی

تصویر ۴. سر سنجاق از جنس مفرغ، لرستان، سده ۸ تا ۷ ق.م، اندازه: تصویر۵. دهنه اسب از جنس مفرغ، سده ۸ تا ۷ ق.م لرستان، اندازه: ۹,۸

۸,۴ در ۱۹,۶ سانتیمتر. مأخذ: همان در ۴۱ در ۸,۱ سانتیمتر. مأخذ: همان

آلمانی، سنجاقهای خوش ساخت و گرانبها به عنوان پیشکشهای مذهبی نیز به کار میرفته و نذرکنندگان آنها را در دیوار معبد فرومیکردند. با توجه به مدارک بهدستآمده به نظر میرسد که این دست از آثار علاوه بر باروری زنان احتمالاً برای باروری مزارع و زمینها نیز مورد استفاده بوده است. این سنجاقها وقتی در موها یا لباس زنان و یا حتی در دیوار معابد مورد استفاده بوده فقط سر حیوان گاهی به صورت سه بعدی و اغلب برجسته دیده میشد بدون اینکه میله آن دیده شود. در اینجا علاوه بر رعایت زیبایی و جنبه تزیینی، کاربرد آن نیز ساده بوده است. در واقع آن بخشی از سنجاق که در معرض دید قرار می گرفته در قالب سر یا کل بدن اسب حجمنمایی شده است. کاکل روی سر و چشمان برجسته و اغراقگونه از شاخصههای اصلی این دو اثر است که علاوه بر جنبه زیبایی و خلاقیت به گونهای ویژگی مذهبی آن را برجستهتر میکند.

معروفترین آثار برنزی یافتشده در لرستان قطعات تکمیلکننده لوازم سر اسب است (تصویر٥). تصویر این تکجانورها بیشتر برای ورقه طرفین دهنههای ممتاز (برای اسبان بارکش نه سواری) به کار میرفته و یک میله چهارپر این دو ورقه را به هم وصل میکرده و تسمه افسار به آن دو متصل میشده است (پوﭖ، ١٣٨٠: ٤٦). پیکر اسب بهصورت واقعگرایانه تجسم یافته است. ارتباطی بصری بین سه فضای خالی بین پاهای اسب و دو سوراخ پشت اسب و حفره شکم اسب وجود دارد که علاوه بر جنبه زیبایی قابلیت کاربردی داشته است. فضای خالی بین دم و پشت اسب نیز متناسب با دیگر قسمتهای دهنه اسب ایجاد شده است. تصویر دیگری شکل قرارگیری دهنه اسب و تنظیمات آن را با میله مورد استفاده برای تسمه افسار اسب نشان میدهد (تصویر ٦). همانطور که مشاهده میشود خلل و فرج موجود در اندام اسب علاوه بر دخل و تصرف در فرم اسب جنبه کاربردی نیز دارد. گاهی سوراخهای تعبیهشده در دهنه اسب بنا به کاربرد احتمالاً آسانتر، نزدیک به یکدیگر قرار میگیرند (تصویر ٧). پیکر اسب بهصورت واقعگرایانه ساخته شده

و چشمان برجسته و یالهایی که به شکل هاشوری حکاکی شدهاند بهگونهای ساخته و پرداخته شدهاند که از دهنههای به شکل اسب قبل از خودش یک گام جلوتر است و مقدمهای است برای شکلگیری اسبهای دوره هخامنشی. حفرههایی که در شکم و پشت اسب با گردن باریک و بلند و فرم اغراقآمیز سرش ایجاد شده با فضای خالی مابین پاهای اسب نقطه تمرکزی در اندام اسب به وجود آورده که علاوه بر زیبایی، کاربرد آنرا راحتتر کرده است. »فکر اینکه اسب حیوان نیروهای زیرزمینی است و نشانه و سمبل حیوانی است که مرده را به آن دنیا میبرد، در میان ایرانیان و یونانیان مرسوم بوده است)«گیرشمن، ١٣٩٠: ٣٥٠). با توجه به اینکه این ابزار از گورستانها به دست آمده است میتوان گفت دهنههای اسب علاوه بر جنبه کاربردی با اهداف آیینی در کنار مرده دفن میشده است.

پلاک برنز تصویر نادری از یک اسب از فرهنگ هخامنشی ایرانی است (تصویر٨). این قطعه احتمالاً در یک قالب ریخته شده و سرد شده و سپس جزئیات آناتومی اسب، یال و مظاهر آن روی آن حکاکی شده است. سطح زبر پشت پلاک نشان میدهد که این قطعه به چیزی متصل بوده (احتمالاً چوب) که در حال حاضر از دست رفته است. با توجه به اندازه و طراحی جمع و جورآن، احتمالاً برای تزئین بخشی از مبلمان یا خنجر یا دسته شمشیر مورد استفاده بوده است

.(www.e-tiquities.com)

اندازه این پلاک، ٢,٥ در ٦,٥ سانتیمتر است. سر و گردن اسب تا حدودی انتزاعی است، اما حالت حیوان طبیعی
ﻭ زندهنماست. منحنی ضخیم و قدرتمند پشت گردن در قسمت سرگرد و پوزه ریز نقش اسب خاتمه می یابد. ساختار استخوان سر اسب روی برجستگی بینی و پلک درشت چشم
ﻭ فک نیمدایره اسب استوار است. گوش کوچک از سر بیرون زده است. به منظور نشان دادن بافت موی اسب از کاکل تا انتهای یال، تعداد زیادی خط موازی بسیار دقیق حجاری شده و تضاد قابل توجهی بین سطوح صاف و سیقلی و بافت روی یال اسب به وجود آمده است. اندازه کوچک و

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر ۶. دهنه اسب از جنس مفرغ، سده ۸-۷ ق.م، لرستان. مأخذ: همان

ظریف اسب با نوع کاربرد احتمالاً تزیینی آن بسیار هماهنگ است. به نظر میرسد این دست ابزارآلات خاص طبقه مرفه بوده که مدتی مورد استفاده قرار میگرفته و بعد از مرگ در گورهایشان دفن می شده است.

نقش تعیین کننده اسب در اشیای ترکیبی

تمدن لرستان، علاوهبر مفرغکاریهای بسیار دیدنی، شیشهکاریهای خوب و مهرههای سنگی و ظروف سفالی درشتی که اغلب آنها فقط با رنگ سرخ آهنی آر استه میشد به وجود آورده بود. اما معنی اشکال و نقوش مفرغی مخصوصاً در شکلهای مرکب و درهمآمیخته هنوز معمایی است (پوﭖ، ١٣٨٠: ٤٢). شاید بتوان با شناخت آیین و مذهب مردم دوره ماد پاسخی برای آن پیدا کرد. سبوی سفالینی متعلق به ١٠٠٠ تا ٨٠٠ ق.م به نقوش هندسی آراسته است و نقش اسب در بدنه ظرف بهرنگ قهوهای تصویر شده است (تصویر٩). »کلیه حیوانات اهلی طرف پرستش قرار میگرفتند، زیرا ایننوع حیوانات برای مردم پیشازتاریخ مظهر خدایانی تلقی میشدند که در هیئت و شکل حیوان درآمدهاند« (برزین،١٣٥٦: ١٠٤). ازآنجاکه انسان ماقبلتاریخ بهآنچه دیدنی نبود اعتقاد نداشت و برای او پذیرفتن خدای واحدی که ملموس نیست مشکل بود، خدایان خود را در قالب موجودات روی زمین مجسم میکردند. هنرمند با استفاده از اشکال ساده هندسی تصویر حیوان را متناسب با حجم سبوی سفالین نقاشی کرده است. گردن بلند اغراقآمیز و سرمثلثیشکل اسب در تقارن با قسمت گلوگاه و منقاریشکل آبریز قرار دارد. شیوه طراحی بدن اسب با خطوط جاندار و زندهنما روی ریتون به گونهای است که ابتدا بهصورت نیمرخ ظاهر می شود و با چرخش ظرف قسمتهای دیگر بدن اسب مشاهده می شود.

کوزهگر ایرانی درعینحال پیکرهساز نیز هست و علاقه زیادی به ساختن ظروفی بهشکل حیوان دارد (تصویر ١٠). بسیاری از آثار سفالین بهشکل اسب برای نگهداری مایعات استفاده میشدند که به آن ابریق میگفتند. تکوک یا مرغان صراحی ظرفهایی بودند که در دوران کهن بهشکل حیوانات

تصویر۷. دهنه اسب از جنس مفرغ، سده ۷ ق.م لرستان، مجموعه لئومیلدنبرگ لندن. مأخذ: www.christies.com

ساخته میشدند و با آن شراب مینوشیدند. به یونانی به این ظروف عنوان ریتون دادهاند. ریتون١ و ابریق٢ در کاربرد اختلاف زیادی دارند. نظریه غالب درباره چرایی استفاده از ظروفی بهشکل حیوانات برای نوشیدن مایعات و شراب این است که از دوران پیش از تاریخ نوشیدن در شاخ جانوران مرسوم بوده و پس از آن در دوران مختلف اعتقاد مردمان بر این بوده که با عبور مایع از درون ظرفی بهشکل جانوران نیروی آن جانور به انسان منتقل میشود.

در بسیاری از این آیینها، خون قربانی با جاری شدن روی زمین نیرویهای زاینده خود را به زمین و از آن طریق به سایر جانداران از جمله انسان میبخشد. عبور شراب در بسیاری از مراسم از درون ظرفی که جام آن گاهی بهشکل شاخ جانور و دهانه خروجیاش بهشکل سر جانوران است ، بهطور نمادین بهمفهوم انتقال نیروی حیاتی جاندار به انسان بوده است. در اینجا شراب، جایگزین خون قربانی در آیینهای بسیار کهن و پیشاتاریخی است. محل خروج مایع از ریتون نیز در قسمتهای مختلفی قرار دارد. گاهی شراب از بالای سر یا پشت و یا دهان جانور خارج میشود و گاهی محل خروج در سینه یا حتی در پنجههای او تعبیه شده است.

گیرشمن معتقد است »ریتونی که شکل اسب دارد در مراسم تدفین مردگان به کار میرفته است. رابطه سحرآمیز بین اسب و مرده یا مردگان تا مرزهای پیش از تاریخ اقوام هندواروپایی بالا میرود و در عادات و رسوم پارهای از ملت های عصر حاضر نیز وجود دارد. منظور از این عمل این بود که حیوان یا قالب آن را در قبر قرار دهند تا بتواند روح مرده را به دنیای دیگر ببرد)«گیرشمن، ١٣٨٥: ٢٩١). باتوجه به کاربردیبودن ظرف و جایگاه معنوی اسب در آن دوره، بهنظر میرسد قبل از اینکه در تدفین مرده استفاده شود درون آن را از مایعی مقدس پرمیکرده و در مراسم آیینی خاصی آن را به کار میبردند.

هوم هم گیاه است و هم خدا. نوشابه هوم نوعی آشامیدنی آریایی باستانی برای بیمرگی است. این شیره مستیآور از گیاهی که اکنون بازشناختنی نیست گرفته میشد. فشردن این گیاه (کوبیدن در هاون برای به دست

۱.وسیلهای برای نوشیدن مایعات در عهد باستان بوده است.
۲ . ظرفی که برای نگهداری مایعات از آن استفاده میشده است و مستقیمﴽ از آن نمینوشیدند.
۵۴

شماره۸۲زمستان۲۹

سیر تحول تصویر اسب از دوره ماد تا دوره هخامنشی

تصویر۸. پلاک برنزی به شکل اسب، قرن ۶ ق.م، نیویورک، مأخذ: www.e-tiquities.com

آوردن شیره) نوعی قربانی غیرخونین است. قربانی شدن او موجب شکست شر است. او ایزدی است که قربانی میشود تا مردم به زندگی برسند (هینلز، ١٣٨١: ٥٠). شیره هوم هم مستیآور بوده و هم مقدس شمرده میشد و احتمال دارد در ریتونها و ابریقها مورد استفاده بوده باشد.

با توجه به کاربرد این ریتونها در هیئت اسب میتوان گفت که این دست آثار، نماد پیروزی، نیروی مقدس، جاودانگی، شفابخشی، برکت و رهایی از خطر بوده است. در شمالغرب ایران، نزدیک مرز ترکیه درکنار شهر ماکو، ریتون زیبایی بهشکل اسب کشف شد (تصویر ١١). این جام از گل بسیار ظریف ساخته شده و رویه آن کاملاً صاف و شبیه لعاب و بهرنگ پشم شتر است. این ظرف در تشریفات مذهبی به کار میرفته و دهانه آن روی پشت حیوان قرار دارد

ﻭ لبه آن برگشته و فراخ است. روی سینه حیوان، سوراخی وجود دارد که از آن مایع مقدس بیرون میآمده است. ارتفاع دهانه پشت ظرف از قد اسب اندکی بلندتر است و بهگونهای ایستایی و تعادل ریتون را تضمین کرده است. سر کوچک
ﻭ اندام فربه و پاهای خیلی کوتاه آن را از بقیه آثار متمایز کرده است. با توجه به تغییرشکل اغراقگونه در پیکر اسب، به نظر میرسد که اندام حجیم اسب به منظور جادار شدن ظرف برای مایع مقدس و همچنین فضای بیشتر برای نقاشی روی آن ساخته شده است. روی بدن حیوان لکههای قرمزی قرار داده شده و در فاصله آن لکههای قرمز خطوط موازی

تصویر ۹. سبوی سفالین با آبریز منقاریشکل،۰۰۰۱تا۰۰۸ قبل از میلاد، سیلک کاشان، موزه ملی ایران. مأخذ: گیرشمن، ۶۴۳۱: ۸۸۲.

تصویر ۰۱. ریتون بهشکل اسب، قرن ۸ تا۹ ق.م. املش، مجموعه خصوصی، تهران. مأخذ: همان

سیاهی نقش شده تا نقش عضلات را بنمایاند. با توجه به فرم ظرف و سوراخی که در سینه دارد کاربرد ظرف در هنگام خروج مایع از آن به گونهای است که حس حرکت چهارنعل اسب را تداعی میکند، چنانکه به تناسب فرم و کاربرد آن در ریتون و ارتباط آن با اسب اشاره میکند.

اسبی که در اینجا نشان داده شده از انواع اسبهای دره آلپ است که در این منطقه تربیت میشده و از حیث نیرو و مقاومت شهرت فوقالعاده داشته است. در نقش رنگین این ظرف رنگ قرمز بیشتر به کار رفته و از رنگ سیاه برای برجستهکردن خطوط استفاده شده است. روی پیشانی حیوان سربندی نقششده و سپس پیشانیبندی بهشکل مستطیل نشان داده شده که روی خط عمودی مرکزی قرار گرفته و از هر طرف سه نوار موجدار بهصورت مایل منشعب شده است. در طرفین گردن، دو نشانه بهشکل گل زنبق دیده میشود. این نشانه یا داغی است که صاحبان اسبها در میان اقوام صحراگرد برای متمایزشدن حیوان روی گردن آن میگذاشتند. سه نوار از جلو به نمد »جل« پشت اسب متصل میگردد. افسار حیوان از پشت گردن و روی یال شروع میشود و کوتاه است و بهصورت برجسته نشان داده شده است و چشم و کاکل اسب نیز برجسته است. این کاکل از ویژگیهای اسبهای ایرانی است. جل یا نمدی که

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر ۱۱. ریتون منقوش اسب، تصویر۲۱. گل زنبق روی گردن تصویر۴۱. طرح دو طرف اسب سفالین شوش مقدمهای برای ریتونسازی
قرن ۸ ق.م، موزه تهران، مأخذ: ریتون ماکو، مأخذ: همان پیشرفته در دوره هخامنشیان بوده است، مأخذ: همان
گیرشمن، ۶۴۳۱، ۸۲

تصویر ۳۱. اسب سفالین شوش.۰۰۸ تا ۰۰۶ ق م، مأخذ: مهربان معینی، ۶۸۳۱: ۵۱.

پشت اسب انداختهشده در دوران هخامنشی عمومیت پیدا میکند و چنین بهنظر میرسد که کپیهای از چرم یا نمد تزیینشده باشد. در هنر ماد و قبل از آن، قالی پشت اسب زمینهای برای هنرنمایی و نقشاندازی هنرمندان آن دوره میشود. این جل به دو قسمت تقسیم شده و نقش هر دو قسمت آن مربوط به شکار است. تعدادی گلهای پنجپر در زمینه نمد نشانهای از مزارع و تپههای سبز است (گیرشمن، ١٣٤٦: ٢٨٧). زنبق نماد جشن امردادگان است. (تصویر ١٢). َامُ رداد در فارسی، در اوستا َامِرهتات و در پهلوی َامُردات بهمعنی جاودانگی و بیمرگی است. امرداد نماد سرزندگی، نوزیستی و جوانی همیشگی است. ریتون مذکور نیز در مراسم آیینی مورد استفاده بوده و در آن مایع مقدس ریخته میشد و نماد جاودانگی بوده است.

ابریق سفالین مکشوفه در شوش ظرف زیبایی است که با سری طبیعتگرا و یال مواج و طرح نجیبانه خود بسیار گیراست (تصویر١٣). نقش این ظرف به رنگ قرمز جگری بر زمینه زرد است. نژاد اسب منقوش روی ریتون شوش با اسب ماکو متفاوت است و از آن ظریف تر و سرکشتر است و به اسب عربی نزدیکتر میشود. زین و برگ اسب شوش به اسب ماکو شبیه است، با این تفاوت که پیشانیبند آن به شکل مثلث است. سر کوچک و گردن ظریف اسب مانند

تصویر ۵۱. مجسمه کوچک برنزی اسب سوار، املش، قرن۹ تا ۸ ق.م، مجموعه خصوصی، تهران، مأخذ: گیرشمن، ۰۹۳۱: ۵۳.