سیر فلسفه در ایران
“از قدیمی ترین ادوار تاریخی،در ایران،فلسفه به معنی دیدی درباره ی جهان هستی و آغاز و انجام موجودات وجود داشته است.هر چند که در دوره قبل از اسلام نظرات فلسفی از تفکرات دینی جدا نبوده است .”
تاریخ فلسفهی ایران شامل دو دوره است :دوره قبل از اسلام و دوره اسلامی.

دوره اول :فلسفه ایران دوره قبل از اسلام:فلسفه های این دوره عبارتند از :فلسفه زرتشت یا آئین مزدیسنا،آئین مهر و فلسفه مانی مزدک.
۱٫آئین مزدیسنا یا فلسفه زرتشت:نامبردارترین متفکر ایران باستان زردشت یا زرتشت است.برخی از محققان وی را موجودی افسانه ای انگاشته اند و بعضی او را تا مرتبه خدائی بالا برده اند. قول مشهور آنست که وی حدود اواسط قرن هفتم یا ششم پیش از میلاد دیده به جهان گشوده است.کتاب مقدس زردشت “اوستا”نام دارد که کتاب دینی زردشتیان است.
مقارن ظهور زردشت ایرانیان به دو گروه متخاصم و با دو جهان بینی مخالف در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. “اقبالف لاهوری “متفکر و شاعر پاکستانی در این باره نوشته است:در پرتو ناچیز خاورشناسی کنونی،ایرانیان باستان را می بینم که به هنگام ظهور زردشت به دو جناح بخش شده اند:پیروان نیروها ی خوب خودی و هواداران نیروها ی بد بیگانه،

۱٫در این زمان آریائیان ایران ،دست از خانه به دوشی برداشته و زندگی کشاورزی آغاز کرده بودند.اقوامی که هنوز خانه به دوش بودند به آنها حمله می کردند و دست به چپاول میزدند.از جمله نتیجه های این ستیزه تقسیم خدایان به دو بخش –دواها(دیوها) و اهوراها-بود دیوها خدای متجاوزان به شمار می آمدند و اهوراها خدای آریائیان ایرانی.
زردشت نیز پا در میدان این پیکار مینهد و با شور اخلاقی خود ،پرستش دیوان بیگانه را منسوخ می کند و شعائر دشوار کاهنان مغ را از رواج می اندازد .”
فلسفه زردشت:اصول فلسفه زردشت به قرار زیر است:

۱٫اهرامزدا و اهریمن (نور و ظلمت)زردشت ارواح نیک مورد پرستش گذشتگان را وحدت بخشید و آنرا اهورامزدا(خدای نور و نیکی ها)نام نهاد.
۲٫یکتاپرستی:برخی از محققان زردشت را دوگانه پرست خوانده اند و برخی یکتا پرست(موحد).آنان که اعتقاد به یکتا پرستی زردشت دارند معتقدند که وی در اصل بنیادی،یعنی اهرامزدا و اهریمن را وجود دوگانه یک وجود ازلی (خدای یکتا)می داند.بنابراین زردشت از نظر دینی یکتاپرست است و از نظر فلسفی دو گرا.
۳٫جهان شناسی و اخلاق: به نظر زردشت واقعیت ها دو بخش اند:هستی(نور)و نیستی ( ظلمت) .هستی ها یا مجموعه آفریده های خوب از خدای خوبیها،یعنی اهورامزدا سر چشمه گرفته اند و نیستی ها ویا مجموعه آفریده های بد از روح بد پسند اهریمن بد کنش زاده شده اند. جهان میدان نزاع و کشاکش نیروهای خوب و بد (نیروهای اهورائی و اهریمنی )است.سرانجام این ستیزه شکست نیروهای بد از نیروهای خوب و پیروزی اهورامزدا بر اهریمن خیره سر خواهد بود.وظیفه انسان در این نزاع آنست که جانب نیکی را بگیرد و علیه بدی به پیکار برخیزد.به نظر زردشت راه راستین زیستن و برتری قانوناخلاقی همین است.گرایش به نیکی و احتراز از بدی.
۱٫مغ:مغان در اصل قبیله ای از قوم عاد بودند که مقام روحانیت منحصرا به آنها تعلق داشت آنگاه که آئین زردشت بر نواحی غرب و جنوب ایران،یعنی ما و پارس مستولی شد،مغان پیشوایان دیانت جدید شدند.در کتاب “اوستا”نام طبقه روحانی را به همان عنوان قدیمی که داشته اند یعنی آترون(athravan )می بینیم اما در عهد اشکانیان و ساسانیان معمولااین ظایفه را مغان می خواندند.
۴٫سرنوشت انسان:روح و نهاد انسان آفریده ی خداست .اگر آدمی با پلیدیها به پیکار برخیزد و با سپاه اهریمن بجنگد بر زندگی جاویدان دست می یابد و به “اصل روشنایی”میپیوندد و اگر به بدی ها روی آورد اسیر ظلمت ابدی تیره بختی همیشگی خواهد شد.
۵٫کشاورزی و تقدس عناصر چهار گانه:چون کشاورزی اساس زندگی مادی آریائیان بود ،زردشت کشاورزی و آب وزمین(خاک)را مقدس شمرد.و بهترین جای زمین را برای جلوگیری از آلودگی خاک بود که زردشت به پیروان خود دستور داد جسد مرده را در خاک نهند و آن را در بنایی استوانه ای شکل بدون سقف(دخمه)قرار دهند تا طعمه لاشخوران گردد . “همچنین زردشت آتش را به عنوان مقدس ترین عناصر گرامی شمرد. به نظر وی آتش نشان هستی نورانی اهورامزدا (خدای متعال)است.بنابراین باید آنرا پیوسته در آتشکده ها “فروزان نگه داشت و از آلودگی آن جلوگیری کرد.

۲٫آئین مهر (میترائیزم):مهر پرستی وجهی از آئین زردشت به شمار میآید.مهرپرستان،مهر(خورشید)را خدای” نور”می دانستند و مورد پرستش قرار می دادند. آنها روح انسانی را بخشی از وجود خدا می پنداشتند و برای پیوستن روح به خدا آداب و عباداتی خاص انجام می دادند از جمله آداب مذهبی آنها قربانی کردن گاو بود.
آئین مهر پرستی از قرن اول یا دوم میلادی در امپراتوری روم شرقی رواج یافت کلیسای مسیحی با آن به مبارزه بر خاست و در قرن پنجم آنرا نابود کرد.

۳٫آئین مانی:مانی اوایل قرن سوم میلادی (۲۱۵یا۲۱۶)در سرزمین قدیمی بابل متولد شدو به سال ۲۷۶میلادی به دستور شاپور ساسانی مصلوب گردید.پدر و مادر
۱٫آئین مهر هم بر آئین مسیح تاثیر گذاشت .هم بر فرهنگ ایران.آگاهی ما از این آئین به علت از میان رفتن استاد مربوط به آن-اندک است.برای مطالعه در باب آئین مهر غیر از کتب تاریخ ادیان،خواندن کتاب “جستار درباره مهر و ناهید”تالیف مجمد مقدم چاپ مرکز مطالعه فرهنگ ها ،سودمند است.

وی ایرانی بودند .مانی ابتدا مسیحی بود سپس عقاید زردشت را مطالعه کرد و تصمیم به اصلاح آن گرفت.به هند رفت و با فلسفه بودا آشنا شد و سر انجام آئین،یا فلسفه ای عرضه کرد که آمیخته ای از اندیشه های زردشتی،بابلی،بودایی و مسیحی بود.کتاب مذهبی مانی “ارتنگ یا ارژنگ”نام داشت که پیامبر خوش ذوق ایرانی آنرا با نقاشی های زیبا آراسته بود .
فلسفه مانی:اصول فلسفه مانی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

۱٫نور و ظلمت:اشیا مرکب از دو اصل جاویدانند:نور و ظلمت. نور ،اصل”نرینه جاویدانند و همیشه بوده اند.
۲٫شیطان،منشا فعالیت عالم:شیطان ،نخستین زاده ظلمت است و منشا فعالیت عالم به شمار می رود این موجود پلید از لحظه ای که زاده شد و به خطه شکوهمند پادشاه”نور”حمله ور گردید.پادشاه نور برای مقابله با او “انسان نخستین”را آفرید.انسان نخستین پس از ستیزه ای فرساینده شکست و شیطان ،عناصر نور رابه ظلمت آمیخت.پادشاه نور به قصد نجات ذرات نور جهان را پدید آورد.بدین گونه مانی نخستین حکیمی بود که جهان را معلول فعالیت شیطان و اساسا بد دانست.

۳٫راه رستگاری:برای رستگاری باید روشنی را از تاریکی جدا کرد.بدین معنی که فساد و بدی را که مربوط به تاریکی هستند،از خود دور کرد و از لذات دنیوی مانند خوردن گوشت و شراب و جمع مال و خصوصا ازدواج و تولید مثل خودداری ورزید پیروان مانی دو گروه بودند:برگزیدگان و شنوندگان.برگزیدگان مردمی نیکوکار بودند که تن به ازدواج نمی دادند و گوشت(بجز گوشت ماهی)و شراب نمی خوردند و شنوندگان کسانی بودند که زندگی معمولی داشتند ولی می بایست از مال پرستی و دروغ گویی بپرهیزند.