قیامت در لغت

 

 

 

در لغت قی+امـت از قیـام ، خیـزش وبرخاسـتن اسـت ؛ و در اصـطلاح ، برخاسـتن انسـان از خـاک و حضـور در عـالم پـس از مــرگ.( ابــن منظــور،۲۰۰۸م، ج۱۲، ص (۵۰۶ قیامــت ایســتادن انســان در روز قیامــت اســت، کــه در اصــل بــه معنــای

 

یکه و ودفعه ایستادن است و» ها «که داخـل بـر قیـام شـده اسـت نشـان دهنـده دفعـی بـودن ایـن قیـام مـی باشـد.( راغـب

 

اصفهانی، ۱۳۷۴ش،ج۱، ص(۶۹۱

 

 

قیامت صغری و قیامت کبری

 

هــر کــس مــیمیــرد قیامــت صــغرای او بــر پــا مــیشــود »مــن مــات قامــت قیامتــه)« مازنــدرانی،۱۳۸۲ق، ج۴،ص(۲۷۴ و

 

سرآغازی اسـت بـرای پـاداش و کیفرهـا کـه بخشـی جنبـه برزخـی دارد و بخـش دیگـری در قیامـت کبـری یعنـی قیامـت عمومی انسانها دامانشـان را مـیگیـرد، و در هـیچ یـک از ایـن دو مرحلـه نـه چـارهجـویی هـا مـؤثر اسـت، و نـه در برابـر اراده الهی یار و یاوری وجود دارد.

هول قیامت صغری مثل هول قیامـت کبـری اسـت، بـا ایـن فـرق کـه در قیامـت صـغری هـولش فـردی اسـت و در قیامـت کبری هولش جمیع خلق را فرا میگیرد. ( مکارم شیرازی،۱۳۷۴ش، ج۲۲، ص (۴۶۵

 

قــرآن بــه قیامــت از ابعــاد و جهــات مختلــف توجــه داده اســت و در ذیــل واژگــانی چــون القیامــه، الســاعه، یــوم، امــر االله،

 

واقعــه، حاقــه و ماننــد آن، موضــوعات و مســائل و مطالــب چنــدی را مطــرح و تبیــین و تحلیــل نمــوده اســت. از جملــه

 

مطالبی که دربـاره قیامـت مـی تـوان در آمـوزه هـای قرآنـی یافـت، موضـوعاتی چـون آخـرت، حسابرسـی، حشـر، میـزان،

 

معــاد، بهشــت، دوزخ، عــذاب هــا و پــاداش هــای اخــروی و ماننــد آن اســت. خداونــد در قــرآن بــه صــراحت بــر حتمــی بــودن وقــوع آن اشــاره و تأکیــد مــی کنــد و آن را امــری برگشــت ناپــذیر برمــی شــمارد.(آل عمــران۹/، روم۴۳/، شــوری۴۷/و واقعــه۱/و(۲ در تحلیــل قرآنــی، گــردآوردن انســان هــا در قیامــت وعــده حتمــی خداونــد اســت و هرگــز

 

نمی توان آن را منکر کرد و به تکذیب وقوع آن پرداخت.( نساء۸۷/، هود۱۰۳ / ، دخان۴۰ / ، تغابن.( ۹ /

 

 

وقوع قیامت حتمی است

 

از نظر آموزه های قرآنـی، وقـوع رسـتاخیز و قیامـت بـه امـر تکـوینی، خـدا، مسـأله ای غیـر قابـل انکـار و تکـذیب اسـت

 

(انعــام۷۳ / ، نحــل۷۷ / و غــافر۷۸ / )چنــان کــه برپــایی قیامــت، بــرای خداونــد آســانتر از چشــم بــر هــم نهــادنی اســت. (نحــل( ۷۷ / هرچنــد کــه علــم دربــاره زمــان وقــوع آن، امــری در انحصــار خداونــد اســت (لقمــان۳۴ /، احــزاب۶۳ / و فصلت۴۷ / و آیـات دیگـر) ولـی ایـن امـر محتـوم و قطعـی در زمـان خـود اتفـاق مـی افتـد و از نظـر زمـانی بـر اسـاس آموزه های قرآنـی، در زمـانی نزدیـک اسـت و بـه زودی رسـتاخیز برپـا خواهـد شـد، هرچنـد کـه بـرای بسـیاری از مـردم

۲

 

امری بعید به نظـر مـی رسـد کـه مـی توانـد بعیـد از نظـر اتفـاق تحققـی آن باشـد، چنـان کـه کـافران و تکـذیب کننـدگان

 

قیامت بر ایـن باورنـد، یـا مـی توانـد بعیـد از نظـر زمـانی باشـد کـه بـاور بسـیاری از تـوده هـای مـردم اسـت.( طـه۱۵ /،

 

احزاب۶۳ / ، شوری۱۷ /، قمر۱ / و نیز معارج.( ۶ /

 

قیامت و معاد دغدغه همگانی بشـریت اسـت؛ زیـرا از زمـانی کـه بـا مـرگ آشـنا شـد، از ماهیـت آن پرسـش هـایی مطـرح

 

کرد و تـلاش نمـود تـا بـا شـناخت ماهیـت مـرگ از ادامـه زنـدگی آگـاهی یابـد. لـذا بـا مسـأله معـاد و بازگشـت ارواح و

 

جان ها و حتی انسان ها همراه با کالبد جسمانی، آشنا می شود.

 

مهمترین سـوالی کـه انسـان هـا از پیـامبران داشـتند مسـأله معـاد و چگـونگی تحقـق و وقـوع آن بـود. همـین مسـأله حتـی

 

برای پیامبران اولـوالعزمی چـون حضـرت ابـراهیم (علیـه السـلام) مطـرح بـوده و وی بـا آن کـه از وقـوع آن علـم حصـولی داشت، خواهان آگاهی شهودی نسـبت بـه ایـن واقعـه مـی شـود کـه در داسـتان پرنـدگان قـرآن بـه آن اشـاره شـده اسـت.

 

آن حضرت (علیه السلام) پس از امکـان تحققـی قیامـت بـا شـهود عینـی و ملمـوس، بـه ایـن اطمینـان رسـید کـه رسـتاخیز

 

امری محتوم و قطعی است و اتفاق خواهد افتاد و کیفیت و چگونگی آن را نیز به چشم عیان دید. (بقره( ۲۶۰ /

 

خداوند در آیـاتی چنـد گـزارش مـی کنـد کـه یکـی از پرسـش هـای مکـرر مـردم از پیـامبر گرامـی (صـلی االله علیـه وآلـه وسلم) درباره زمان وقوع قیامت بوده است. بـه ایـن معنـا کـه تـوده هـای مـردم بـه واسـطه آمـوزه هـای وحیـانی بـا اصـل قیامت آشنا شدند، ولـی همـواره مسـائل و مطالـب پیرامـونی آن، دغدغـه ذهنـی و فکـری آنـان بـوده اسـت. (اعـراف۱۸۷/، نبا۲-۱/، نازعات(۴۲/

 

فلسفه و هدف قیامت

 

 

شاید آگـاهی از فلسـفه قیامـت و هـدف از برپـایی آن بتوانـد معنـا و مفهـوم درسـتی از زنـدگی و مـرگ نیـز ارائـه دهـد و شیوه های درسـت زنـدگی را در پـیش روی مـا بگشـاید و مـا را از غفلـت رهـایی بخشـد. از ایـن رو در اینجـا نگـاهی بـه

 

فلسفه و اهداف قیامت در تحلیل قرآنی خواهیم داشت.

 

 

خداوند در قـرآن بـرای برپـایی قیامـت، اهـدافی چنـد برشـمرده اسـت کـه عبارتنـد از: رحمـت، حسـاب و کتـاب، پـاداش بــه صــالحان، کیفــر طالحــان، جداســازی میــان صــفوف حــق و باطــل، جــزاء و کیفــر بنــدگان و برپــایی عــدالت کامــل و

 

اجــرای آن در حــق بنــدگان. خداونــد برخــورداری مــردم از رحمــت خداونــدی را از فلســفه هــای برپــایی و تحقــق قیامــت

 

برمــی شــمارد. (انعــام(۱۲/در حقیقــت، قیامــت، نــوعی تکــریم و اکمــال و اتمــام رحمــت الهــی برمــردم اســت، زیــرا در

 

قیامــت اســت کــه انســان هــا، مــی تواننــد از زنــدگی جاودانــه بهــره منــد شــوند و از آرامــش و آســایش ابــدی ســود برنــد؛ هرچنــد کــه شــماری از انســان هــا، بــا انتخــاب نادرســت و غلــط خــویش، خــود را در شــقاوت ابــدی و جاودانــه گرفتــار می کنند. ولی اصل قیامت و فلسفه وجودی آن، رحمت الهی به بندگان و آفریده های خود است.

 

۳

 

بی گمان، شـرایط دنیـا نمـی توانـد زمینـه هـای احقـاق حـق و اجـرای عـدالت کامـل و تمـام خداونـد نسـبت بـه بنـدگان

 

مکلف و عـاقلی باشـد کـه بـا انتخـاب آزاد و اراده مختـار خـویش، رفتارهـای دوگانـه و متضـادی را در پـیش گرفتـه انـد.

 

از ایــن رو خداونــد از اهــداف برپــایی قیامــت را قیــام و اجــرای عــدالت و برخــورداری هــر فــرد از نتــایج اعمــال مختــار خویش برمی شمارد. (احقاف( ۱۹ /

 

در حقیقت با حسابرسی اعمال بنـدگان بـر مبنـای قسـط و عـدل در قیامـت اسـت کـه هـر کسـی بـه حـق عادلانـه خـویش مــی رســد. از ایــن رو حسابرســی نیــز بــه عنــوان فلســفه برپــایی قیامــت مطــرح مــی شــود.(انبیاء۴۷/،معــارج(۲۶/ خداونــد

پاداش دادن به مؤمنـان دارای عمـل صـالح را از علـل برپـایی رسـتاخیر برمـی شـمارد و نیـز کیفـر نمـودن تلاشـگران علیـه

 

آیــات خــدا و آمــوزه هــای وحیــانی را از جملــه ایــن علــل معرفــی مــی کنــد. (ســبا(۵-۴-۳/در حقیقــت جــزا و کیفــر و پاداش بندگان، از اصلی تـرین و اساسـی تـرین علـل و فلسـفه وجـودی قیامـت و هـدف از برپـایی آن اسـت کـه در قـرآن

کــریم بــر آن تأکیــد شــده اســت.(ص۲۸-۲۶/، معــارج(۲۶/ قــرآن جداشــدن و شــفاف گردیــدن صــفوف حــق مــداران از باطل گرایان را فلسفه تحقق رستاخیز معرفی می کند.(سبا۲۶/، نبأ(۱۷/

 

بنابراین می تـوان گفـت کـه از آن جـایی کـه دنیـا قابلیـت و شـأنیت ایـن امـور را نـدارد و شـرایط بـرای تحقـق آن کـافی

 

نیست، قیامت به عنوان مکمل دنیا برپـا مـی شـود و رسـتاخیز تحقـق مـی یابـد تـا بـه ایـن امـور بـه طـور کامـل رسـیدگی

 

شده و حق مطلب چنان که شایسته و بایسته است ادا شد.

 

 

فایده بحث از قیامت

 

 

در قرآن کریم، قریب به هزار و چهارصـد آیـه دربـاره قیامـت اسـت؛ در حـالی کـه آیـات مربـوط بـه فقـه و احکـام عملـی از پانصــد آیــه تجــاوز نمــیکنــد.( قربــانی، ۱۳۶۳، ص (۷۴ علــت ایــن تأکیــد آن اســت کــه قــرآن عامــل اصــلی انحــراف

 

انسانهاإِنﱠازمسیرالﱠـذِینَالهیرافراموشـییَضِـلﱡونَرزقیامـتعَـنْمـیدانـد:سَـبِیلِ» اللّـهِ لَهُـمْ عَـذابٌ شَـدِیدٌ بِمـا نَسُـوا

 

یَوْمَ الْحِسابِ؛ آنان که از راه خدا گمـراه شـوند، بـرای آنهـا عـذاب سـختی اسـت بـه دلیـل آن کـه روز حسـاب را فرامـوش

 

کردهاند. (ص( ۲۶ / دلیل آن هم روشـن اسـت: وقتـی انسـان قیامـت را فرامـوش کـرد بـه حیـات دنیـوی راضـی مـیشـود؛

 

در نتیجه فقط بـه فکـر امـور دنیـوی خـویش خواهـد بـود و همـین باعـث مـیشـود هـر چـه در تـوان دارد بـرای خـویش انجام دهـد؛ هـر چنـد منجـر بـه اذیـت و ظلـم بـه دیگـران شـود. در چنـین حـالتی، آنچـه حـرف اول را مـیزنـد منفعـت

شخصی است. فراموشـی قیامـت در مـواردی بـروز مـیکنـد کـه مـا بـه دو مـورد آن کـه در قـرآن نیـز آمـده اسـت، اشـاره

 

میکنیم:

 

 

الف) انسانی که قیامت را فرامـوش کـرد، در زمینـه اقتصـادی سـعی مـیکنـد آنچـه بـرای او مفیـد اسـت، انجـام دهـد؛ هـر چند برای دیگران مضر باشد؛ مثلاً وقتی حقی بر گـردن کسـی دارد، سـعی مـیکنـد بـه نحـو کامـل بگیـرد امـا هنگـامی کـه

۴

 

به دیگران متـاعی مـیدهـد، از آن مـیکاهـد وَیْـلٌکمتـرالﱠـذِینَمـیلِلْمُطدهـد:إِذ»َافﱢفِـینَاکْتـالُوا *عَلَـی النّـاسِ یَسْـتَوْفُونَ

 

کالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ* یُخْسِرُونَ؛ وای بـه حـال کـمفروشـان! آنـان کـه چـون بـه کیـل یـا وزن چیـزی از مـردم بسـتانند،

 

تمام بسـتانند و چـون چیـزی بدهنـد در کیـل یـا وزن کـم دهنـد. )«مطففـین۳ /ــ(۱ در حـالی کـه حتـی گمـان بـه قیامـت کافی است تا آنها را از ایـن کـار بـاز دارد و بـا مـردم همانگونـه برخـورد نماینـد کـه دوسـت دارنـد مـردم بـا آنـان معاملـه

 

َ لا یَظُــنﱡ أُولئِــکَکننــد:» أَنﱠهُــمْ مَبْعُوثُلِییــوْنَمٍَ* عیَقُــوظِــیمٍُ النّــاسُ* لِــرَبﱢ الْعــالَمِینَ؛ آیــا گمــان نمــیکننــد کــه آنهــا

 

برانگیختــه مــیشــوند؛ آن روز روز بزرگــی اســت؛ روزی اســت کــه مــردم در حضــور پروردگــار عــالم بــرای حســاب

 

میایستند )«مطففین۶ /ـ(۴

 

 

ب) اگر این باور در انسان تقویـت شـود کـه آنچـه انجـام مـیدهـد، از بـین نخواهـد رفـت و اگـر عمـل خـوبی انجـام داد پــیش خداونــد محفــوظ مانــده و جــزا داده مــیشــود و اگــر عمــل بــدی را مرتکــب شــد، ســزای آن را خواهــد دیــد، تمــام

 

سعی خود را صـرف جلـب رضـایت پروردگـار خواهـد کـرد. از طـرف دیگـر، یکـی از نکـاتی کـه قـرآن کـریم، آن را امـر انسانی تلقی میکند، توجه به محرومین جامعـه اسـت کـه موجـب مـیشـود فقـر کـه عامـل بسـیاری از بـدبختیهای اجتمـاع است، از بین برود.

 

اثبات قیامت

 

 

برای اثبات قیامت دلایل مختلفی وجود دارد که در اینجا به طور اختصار به دو مورد اشاره می شود :

 

 

الف) عبث نبودن خلقت

 

 

شکی نیست که آفریدن هستی میبایست بـر اسـاس حکمتـی صـورت گرفتـه باشـد؛ چـرا کـه فعـل بیهـوده و بـیهـدف، از

 

هیچ عاقلی سر نمیزند چه برسد به خداونـد متعـال کـه حکـیم و عاقـل علـی الاطـلاق بلکـه خـالق عقـل اسـت. اگـر سـیر انسان به قیامت منتهی نشـود تـا بـه اعمـال او رسـیدگی شـود، خلقـتش و بـه تبـع آن، وجـود شـرایع و ارسـال رسـل، لغـو خواهــد بــود؛ زیــرا آنچــه انســان در ایــن عــالم انجــام دهــد هــیچ انعکاســی نخواهــد داشــت و رشــد و عــدم رشــد انســان

 

بیمعنا بوده بلکـه وجـود انبیـا و شـرایع امـری بیهـوده خواهـد بـود. مرحـوم علامـه طباطبـایی مـینویسـد: »اگـر از جانـب

 

خــدا حســابی در کــار و پاداشــی در پــیش نباشــد، دعــوت دینــی کــه مجموعــهای از فرمانهــای خــدا و اوامــر و نــواهی اوسـت، کمتــرین اثـری در بــر نخواهـد داشــت؛ وجـود و عــدم دســتگاه نبـوت و تبلیــغ در اثـر مســاوی خواهـد بــود بلکــه عدم آن بـر وجـودش رجحـان خواهـد داشـت؛ زیـرا پـذیرش دیـن و پیـروی از مقـررات شـرع و آیـین خـالی از کلفـت و

 

ســلب آزادی نیســت و در صــورتی کــه متابعــت آن اثــری در بــر نداشــته باشــد هرگــز مــردم زیــر بــار آن نخواهــد رفــت…

 

تأمــل در آفــرینش انســان و جهــان و همچنــین در غــرض و هــدف شــرایع آســمانی، در پــیش بــودن چنــین روزی (روز

 

۵

 

رستاخیز) را روشن میسازد. ما وقتـی کـه در کارهـایی کـه در آفـرینش تحقـق مـیپـذیرد، دقیـق مـیشـویم، مـیبینـیم کـه

 

هیچ کاری بدون غایـت و هـدف ثابـت انجـام نمـیذیردپـ. هرگـز خـودِ کـار بـه طـور اصـالت و اسـتقلال مطلـوب نیسـت

 

بلکه پیوسته، مقدمـه هـدف و غـایتی اسـت… آفـرینش انسـان و جهـان، کـار خداسـت و خـدا منـزه اسـت از ایـن کـه کـار بیهوده و بیهدف انجام دهد… پس ناچـار بـرای آفـرینش جهـان و انسـان هـدف وغـرض ثـابتی در کـار اسـت. البتـه سـود

 

و فایده آن به خدای بینیاز بـر نخواهـد گشـت و هرچـه باشـد بـه سـوی آفریـدههـا عایـد خواهـد شـد. پـس بایـد گفـت

 

جهــان و انســان بــه ســوی یــک آفــرینش ثابــت و وجــود کــاملتری متوجــه انــد کــه فنــا و زوال نپــذیرد.« (طباطبــایی،

 

۱۳۷۸ش، صص ۱۶۰ ـ .(۱۵۸

 

 

شهید مطهری برای این مسـأله، مثـال روشـنی ذکـر مـیکنـد: »جنـین کـه در رحـم اسـت اعضـا و جـوارح (چشـم، گـوش، جهاز تنفسو…) برایش خلق مـیشـود.جنین در رحـم یـک زنـدگی گیـاهی دارد ولـی در رحـم تجهیزاتـی بـه او داده شـده

 

است که در عالم رحم به کـار نمـیآیـد؛ مـثلاً ایـن چشـم بـرای زنـدگی گیـاهی رحـم نیسـت .اگـر بنـا باشـد کـه همیشـه دوره زندگی جنینها این باشد کـه وارد رحـم مـیشـود و آخـر نـه مـاه زنـدگی آنهـا پایـان پـذیرد، ایـن خلقـت، تناسـب بـا أَ فَحَسِـبْتُمْاینزندگیندارأَنﱠمـاد.آیااینخَلَقْنـاکُمْآیـاتکـهمـیگویـد:عَبَثـاً» وَ أَنﱠکُـمْ إِلَیْنـا لا تُرْجَعُـونَ)« مؤمنـون(۱۱۵ / نمیخواهـد ایـن مطالـب را بفهمانـد کـه همـین طـوری کـه دربـاره یـک جنـین در رحـم اگـر کسـی زنـدگی گیـاهی او را ببیند و بر زندگی بعد حسـاب بـاز نکنـد، خلقـت عبـث اسـت، ای انسـان! اگـر روی خـودت حسـاب نکنـی و خیـال کنـی

همین زندگی دنیایی هستی خلقت خود را عبث فرض کردی.( مطهری، ۱۳۷۳ش، ص (۷۵ به همین جهت مادیین که اعتقاد به خـدا و معـاد ندارنـد، زنـدگی را پـوچ و بـی هـدف مـیشـمرند، و راسـتی هـم زنـدگی

 

دنیــا منهــای حیــات رســتاخیز، پــوچ و بــی هــدف اســت بــه همــین دلیــل هــر کــس ایمــان بــه خــدا و حکمــت او دارد،

 

نمیتواند انکار کند که با مـرگ انسـان حیـات او برچیـده نمـیشـود. ایـن عـالم حکـم رحـم مـادر را دارد کـه انسـان را بـه صورت یک جنین در خود پـرورش مـیدهـد و آمـاده تولـد ثـانوی در جهـان دیگـر مـیسـازد. مسـلماً زنـدگانی جنینـی در رحم هدف نیست، بلکه مقدمه است برای یک زندگی گسترده دیگر.( مکارم شیرازی، ۱۳۷۵ش، ج ۵، ص (۲۴۴

 

ب) عدم تخلف خداوند از وعده و وعید

 

 

خداوند متعال به مؤمنین، وعده داده اسـت کـه بـه ثـواب اعمـال خـود خواهنـد رسـید و بـه مجرمـان وعیـد داده اسـت کـه

 

مِیعـاً وَعْـدَ اللّـهِسزایاعمالشانحَقـاراإِنﱠـهُخواهند دید:یَبْـدَوءُا» الْخَلْـقَ ثُـمﱠ یُعِیـدُهُ لِیَجْـزِیَ الﱠـذِینَ آمَنُـواوَ

 

ِینَ کَفَـرُواعَمِللَهُواـمْالصّشَـرابٌ مِـنْ حَمِـیمٍ وَ عَـذابٌ أَلِـیمٌ بِمـا کـانُوا یَکْفُـرُونَ؛ بازگشـت شـما همـه بــه ســوی او خواهــد بــود؛ ایــن بــه حقیقــت وعــده خداســت کــه او در اول خلــق را بیافریــده و آنگــاه بــه ســوی خــود بــر

 

 

۶

 

میگرداند تا آنان که ایمـان آورده و عمـل صـالح انجـام دادنـد بـه عـدل و احسـان، ثـواب و جـزای خیـر دهـد و آنـان کـه

 

کافر شدند، به کیفر کفرشان به شرابی از حمیم دوزخ و عذابی دردناک معذب گرداند. )« یونس( ۴ /

 

خداوند متعال خلف وعـده نمـیکنـد؛ زیـرا انجـام نـدادن وعـده و وعیـد یـا ناشـی از عـدم قـدرت اسـت کـه ذات اقـدس أَنﱠهُ یُحْیِالهبرالْمَـوْتیههچیزقادروَاست:أَنﱠـهُ» عَلـی کُـلﱢ شَـیْءٍ قَـدِیرٌ)«حـج(۶ / یعنـی: اوسـت کـه مـردههـا را زنـده

میکند و به درستی که او بر همـه چیـز قـادر اسـت. یـا بـرای آن اسـت کـه چیـزی او را مجبـور کنـد تـا از وعـده و وعیـد

 

دست بـردارد؛ در حـالی کـه چیـزی نمـیتوانـد حضـرتش را مجبـورکُـلﱞکنـد:لَـهُ» قـانِتُونَ)«بقـره (۱۱۶ / یعنـی: همـه در

 

برابر او خاضع و خاشع هستند.

 

از آنجا که خداوند حکیم اسـت و بیهـوده وعـده و وعیـد نمـیدهـد و قـادر علـی الاطـلاق اسـت و هسـتی همـه در برابـر او خاضع هستند. و چیزی او را مجبـور نمـیکنـد، پـس بایـد قیـامتی باشـد تـا وعـده و وعیـد جامعـه عمـل بپوشـد:رَبﱠنـا»

 

لِیَوْمٍ لا رَیْبَ فِیـهِ إِنﱠ اللّـهَ لا یُخْلِـفُ الْمِیعـادَ؛ پروردگـارا! بـه درسـتی کـه تـو مـردم را در روزی کـه شـکی

 

در آن نیست، جمع خواهی کرد. به درستی که خداوند خلف وعده نخواهد کرد.) « آلعمران( ۹ /

 

 

ج) برهان عدالت

 

میدانیم از اوصاف خداوند »عـدالت« اسـت، کـه نشـانههـای آن در جـای جـای عـالم هسـتی، در آسـمانهـا، در زمـین، در وجود انسان، در ضربان قلب و گـردش خـون، و بـالاخره در سراسـر جهـان دیـده مـیشـود. هـر کـس مختصـر آشـنایی بـا علــوم طبیعــی داشــته باشــد، مــیدانــد همــه موجــودات جهــان از قانونمنــدی برخوردارنــدحاکمیــت. ایــن قــوانینِ حســاب شــده اســت کــه بــه دانشــمندان اجــازه مــیدهــد کتــابهــای علمــی را بــر اســاس اصــول دقیــق تنظــیم کننــد، حتــی مــثلاً برنامــههــای دقیــق ســفرهای فضــایی و ورود بــه کــرات دیگــر را مرتــب نماینــد. پــس بــه هــر ســو بنگــریم، قــانون نظــم و عدالت را مییابیم که بر همه چیـز سـایه افکنـده اسـت. آیـا انسـان مـیتوانـد یـک وصـله نـاجور در ایـن عـالم باشـد و از

 

عدالت عمومیجهان بر کنار بماند؟ مسلّماً نه.

 

از سوی دیگر: تاریخ گذشته انسان و حوادث امـروز بـه خـوبی نشـان مـیدهـد کـه احقـاق حـق مظلومـان و کیفـر ظالمـان

 

هرگــز در ایــن جهــان بــه طــور کامــل انجــام نشــده، و امکــان انجــامش نیســت. جنایتکــاران تــاریخ ماننــد بــوش، صــدام و شارون را کـه شـاهد جنایـات و کشـتار و ظلـم آنـان بـوده و هسـتیم، چگونـه مـیشـود در دنیـا بـه مجـازات واقعـی شـان

 

رساند؟

 

پس عدالت حاکم بر ایـن عـالم (کـه پرتـوی از عـدالت خـدا اسـت) ایجـاب مـیکنـد روزی فـرا رسـد کـه پرونـده اعمـال

 

همــه انســانهــا بــدون اســتثنا بــا دقیــقتــرین حســاب مــورد برّرســی قــرار گیــرد، و ایــن همــان روزی اســت کــه قیامــت و رستاخیزش مینامیم.( سعیدی مهر،۱۳۸۳ش، ج ۲ ،ص(۲۷۴

 

 

۷

 

 

اوصاف و ویژگی های قیامت

 

خداونــد در قــرآن بــرای قیامــت اوصــاف و ویژگــی هــائی را بیــان مــی کنــد کــه از جملــه آنهــا، بزرگــی و عظمــت قیامــت

 

اســت. بــه ایــن معنــا کــه قیامــت روزی بــزرگ و بــا عظمــت اســت کــه انســان هــا بــا آن مواجــه خواهنــد شــد و در برابــر

 

خداوند یکتا و یگانه می ایستند .(انعام۱۵ / ، اعراف۵۹ / و یونس۱۵ / و آیات دیگر) این روز از جهات دیگر نیز بزرگ و عظـیم اسـت، زیـرا روزی طـولانی اسـت کـه گـویی بـرای آن پایـانی نیسـت