مقدمه

از مهمترین مباحث مربوط به سیاست، توسعه سیاسی میباشد کـه برگرفتـه از فرهنـگ سیاسـی غـرب است و ابتدا در غرب مطرح و طولی نکشید که متفکران غربی براي سایر کشورها نیز در ایـن خصـوص توصیههایی را ارائه دادند. از نیمه دوم قرن بیستم، موضوع توسعه در جهان سوم، به طور فزاینـدهاي وارد محافل علمی و سیاسی غرب گردید و مکاتبی در این خصوص ظهور کرد؛ دانشمندان مکتـب نوسـازي بر این عقیده بودند که میان توسعه و غربی شدن، رابطه مثبت وجود دارد. ناکامی ایـن نظریـه، خاسـتگاه ظهور نظریههاي موسوم به مکتب وابستگی گردید که وابسته بودن بـه غـرب را عامـل عقـبمانـدگی و بریدن از غرب را به عنوان عامل مهم توسعه پیشنهاد مینمود. مکتب نوسازي جدیـد، تلفیقـی از ایـن دو رویکرد همراه با توجه به ویژگیهاي محیطی هر کشور را مورد توجه قرار میدهد؛ چنانکه نظریـه نظـام جهانی یک تحلیل کلگرایانه از توسعه را پیشنهاد میکند (ر.ك: سوي، .(۱۳۸۳

در مقابل، نگاه دیگر به سیاست و به تبع آن توسعه سیاسی، نگرش مبتنی بر آموزههـاي دینـی اسـت که در آن، امر سیاسی در قالب توجه به دستورات دینی مورد توجه قرار مـیگیـرد. در اسـلام، کـه دیـن جامعی است، به سیاست و تشکیل جامعه سیاسی توجه ویژه صـورت گرفتـه اسـت. تفکیـک دیانـت و سیاست مورد قبول نیست و سیرة عملی رسول خدا بهترین گواه بر این ادعا اسـت. پیـروزي انقـلاب اسلامی به عنوان یک نقطه عطف در حکومت دینی، موجب خیزش دوبـارة تـدین در عرصـه سیاسـت گردید. اینک که دین در حوزه سیاست وارد شده و آن را در اختیار گرفته است، مسـایلی فراوانـی مـورد چالش و سؤال است؛ از محورهاي مهم در حاکمیت دینی، توجه به شاخصهاي یک الگوي توسـعه در حوزه سیاست است. این الگو حوزههاي گوناگون از عرصه حیات سیاسی را در بر میگیرد. یکی از ایـن عرصهها، توجه به مشارکت سیاسی است. مهمترین موضوع مورد توجه در مشارکت سیاسی، این اسـت که از ارتباط دو متغیر پیشرفت سیاسی دینی و مشارکت سیاسی، چه شاخصهاي را میتـوان بـه دسـت آورد؟ تا در کاربست الگوي پیشرفت اسلامی از این شاخصهایی استفاده شود.

فرضیه این تحقیق چنین است: »در اسلام مشارکت سیاسـی یکـی از ویژگـیهـاي جامعـه پیشـرفته اسلامی به شمار میرود. میتوان شاخصهاي آن را در پیشرفت سیاسی اسلامی در حوزة باور، سـاختار و رفتار سیاسی نخبگان و شهروندان نشان داد. در حوزه باور، حکومـت امانـت الهـی اسـت. تبعیـت از حاکم و مشارکت در امر سیاسی، تکلیف دینی به شمار میرود. در سـاختار نظـام سیاسـی اسـلام، نهـاد بیعت، مشورت، و جهاد و اینکه ساختار سیاسی، حقـوقی و فرهنگـی مشـارکتجویانـه باشـد، در نظـر

شاخص مشارکت سیاسی در الگوی اسلامی پیشرفت  ۷۴

گرفته شده است. در حوزه رفتار، شهروندان جامعه اسلامی با حاکم مشروع بیعت نموده و از او اطاعـت میکنند. همچنین در امور سیاسی، با بصیرت مشارکت میکنند.«

در این تحقیق، براي اثبات فرضیه، به منابع اصلی معرفت دینی، یعنی کتـاب و سـنت مراجعـه شـده است. هرچند از پژوهشهاي انجام شده در این خصوص نیز اسـتفاده شـده اسـت. سـه حـوزه بنـیش، ساختار و رفتار چارچوب کلان این تحقیق است که شاخصهاي بهدست آمده ذیل آن قرار میگیرد.

مفهومشناسی

پیش از ورود به بحث، سه مفهوم پیشرفت سیاسی، مشارکت سیاسی و شاخص تعریف میگردد.

الف. پیشرفت سیاسی

پیشرفت سیاسی دانشواژة جدید است. براي تعریف این مفهوم، بررسی اندکی از معناي توسعه سیاسـی لازم است و پس از روشن شدن نقیصه، مفهوم توسـعه سیاسـی در گفتمـان پیشـرفت مبتنـی بـر دیـن، اصطلاح پیشرفت سیاسی تعریف میگردد. آلموند گابریل، توسعه سیاسی را به معناي: »تفکیـک اجـزا و تخصصی شدن ساختار سیاسی« تعریف میکند و اینکه فرهنگ سیاسی بیشتر از سلک دیـن بـدر آیـد و صورت اینجهانی پیدا کند« (داد، ۱۳۶۹، ص.(۱۹ در یک تعریف مفصل از سوي سـی ایـچ داد، توسـعه سیاسی حداقل باید یکی از این ویژگیها را داشته باشد: یکی، دگرگـونی سیاسـی بـراي هـدف خـاص، مثل لیبرالیسم در غرب و جامعه کمونیستی در شرق و یا دولت اسلامی. دوم، دگرگونی کلـی در قلمـرو سیاست، شامل تخصصی کردن و تفکیـک وظـایف و سـاختارهاي سیاسـی و تمرکـز قـدرت، افـزایش مشارکت مردم در سیاست، تقویت احساس یگانگی میان مردم و نظام سیاسی. سوم، ظرفیت یـک نظـام سیاسی براي حل مشکلات ناشی از توسعه، و به وجود آوردن سیاستهاي تـازه بـراي جامعـه و ایجـاد ساختارهاي جدید. چهارم، توان یاد گرفتن کـه چگونـه بـه نحـو بهتـر وظـایف سیاسـی را انجـام داد و ساختارهاي سیاسی را ایجاد نمود (همان، ص .(۲۲

دقت در تعریفهاي فوق نشان میدهد که توسعه سیاسی یک مفهوم بیطرف نیست و دنیوي شـدن (سکولاریسم) یکی از مؤلفههاي محوري در درون این اصطلاح است. ازاینرو، در این نوشتار بـه جـاي توسعه سیاسی، از مفهوم پیشرفت استفاده شده است. پیشرفت مـدلی از توسـعه مطلـوب اسـت کـه بـه اقتضاي شرایط فرهنگی، تاریخی، و بر پایه مواریث اعتقادي و ایمان دینی صورتبندي مـیگـردد (ر.ك: خامنهاي، (۱۳۸۳ و چون بر اساس مبانی نظري و فلسفی اسلام استوار است اسـلامی، و از آن جـاییکـه

۸۴  ، سال چهارم، شماره دوم، پائیز و زمستان ۱۹۳۱

در ایران تولید میشود، ایرانی است (ر.ك: خامنهاي، .(۱۳۸۶ به این ترتیب، پیشرفت عبـارت از حرکـت رو به جلو و رو به کمال انسان است که مشتمل بر تمام ابعاد وجودي انسان، به طور متـوازن و متناسـب باشد. این پیشرفت، که حرکت رو به جلو و رو به کمال انسان بوده، علاوه بر ابعاد مـادي، ابعـاد معنـوي او را نیز شامل میگردد. البته در صورتی این پیشرفت محقـق خواهـد شـد کـه ایـن حرکـت متـوازن و متناسب به جلو رود.

»پیشرفت سیاسی فرایندي است که طی آن جامعه و نهادهاي اجتماعی به منظور رسـیدن بـه کمـال، میکوشند. ارزشهاي اسلامی ر ا در جامعه عینیت بخشند و به طور عینیتر، پیشرفت سیاسی رفتار یـک فرد یا یک ارگان و یا کل جامعه است، با استفاده از بهترین ابزار و توأم با برنامه کامـل تـا هرچـه زودتـر هدف نظام سیاسی تأمین گردد (مصباح، ۱۳۸۸، ص .(۱۸۲-۱۸۱

ب. مشارکت سیاسی

براي »مشارکت سیاسی«، تعریفهاي گوناگونی ارائه شده است. برخی از آنهـا چنـین اسـت: »مـیتـوان مشارکت سیاسی را به آن دسته از فعالیتهاي شهروندان عادي تعریف کرد که شـهروندان از طریـق آن، درصدد تأثیرگذاري یا حمایت از حکومت و سیاست بر مـیآینـد« (میلبـرث و گوئـل، ۱۳۸۶، ص .(۱۲ این تعریف، از این جهت که شامل کلیه فعالیتها است، تعریف کلگرا اسـت، ولـی از ایـن جهـت کـه فقط به مشارکت شهروندان توجه دارد، تعریف جزءنگر میباشد.

در تعربف دیگر، مشارکت سیاسی، شرکت در فراینـدهایی کـه بـه گـزینش رهبـران سیاسـی منجـر میشود و سیاست عمومی را تعیین میکند یا بر آن اثر میگذارد، تلقی شده است (آبراکرامـی و دیگـران، ۱۳۶۷، ص .(۲۸۶ مایکل راش، با در نظر گرفتن سـه رویکـرد اساسـی در جامعـهشناسـی سیاسـی، سـه معناي متمایز براي مشارکت سیاسی قایل شده است:

درحالی که در نظریه نخبهگراییعمدتاً، مشارکت سیاسی به نخبگان محدود بوده و از تودههـا تصـویري غیرفعال، ابزار دست نخبگان ارایه شده، در نظریه کثرتگرایی، مشارکت سیاسی به جهت تأثیرگـذاري در تعیین سیاستها و توزیع قدرت به مثابه کلید رفتـار سیاسـی بـه شـمار مـیرود. همچنـین در رویکـرد مارکسیستی، مشارکت سیاسی به معناي آگاهی طبقات نسبت به وضعیت خـود مـیباشـد کـه سـرانجام، سیاسی شدن طبقات را به دنبال خواهد آورد (راش، ۱۳۷۷، ص .(۱۲۳

این تعریف مشخص میکند که در تعریف دانـشواژه مشـارکت سیاسـی، هـیچ تـوافقی وجـود نـدارد، میتوان با رویکردهاي گوناگون به آن نگاه کرد. به ایـن ترتیـب، در ایـن پـژوهش »مشـارکت سیاسـی«

شاخص مشارکت سیاسی در الگوی اسلامی پیشرفت  ۹۴

عبارت است از: »درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی از عدم درگیري تـا داشـتن مقام رسمی.«

ج. شاخص

»شاخص، در اصل در علم اقتصاد کاربرد دارد. منظور از آن، عددي اسـت کـه بـهعنـوان معیـار متوسـط قیمت هر دوره را نسبت به دوره قبل نشان میدهد (رحمـتنیـا، ۱۳۸۹، ص .(۳۳۳ از آن جـایی کـه در بسیاري از موارد، نمیتوان به چنین عـددي در مباحـث سیاسـی دسـت یافـت، در ایـن تحقیـق معنـاي وسیعتري از شاخص مـورد نظـر اسـت؛ نشـانگرهـایی کـه فراینـد جمـعآوري، طبقـهبنـدي و تحلیـل اطلاعلات را فراهم میکند. بهطور کلی، جهت فعالیتهـا را مشـخص مـیسـازد و از حیـث مفهـومی، چارچوب مناسبی را براي تدوین دادهها فراهم میسازد (طبرسا، ۱۳۸۰، ص.(۱۵

شاخص مشارکت سیاسی از نظر اسلام در این پژوهش، در سه مؤلفه بینش، سـاختار و رفتـار مـورد بررسی قرار میگیرد. به نظر میرسد، در برخی مؤلفهها، تداخلهایی وجود داشته باشد، بـه گونـهاي کـه هم در ساختار و هم در باور و یا در حوزة رفتار آن مؤلفه بگنجد؛ امـا تـلاش مـیشـود کـه بـا رویکـرد غالب، آنها را طبقهبندي کنیم.

۱. شاخص مشارکت سیاسی در حوزه بینش

منظور از شاخص سیاسی در حوزه بینش، آن دسته از مؤلفههایی است که بهعنوان باور در نگاه دینـی بـه حوزه سیاست تعلق میگیرد. این مؤلفهها، پیش از آنکه ناظر بر رفتار و ساختار سیاسی باشد، بیانگر نـوع نگاه به مشارکت سیاسی است.

۱ـ۱. مسئولیتپذیری

انسان، که منصب خلافت الهی را بر عهده دارد، در برابر خداوند مسئول است. بر این اسـاس، انسـانهـا در زمین آزاد و رها نبوده و حق ندارند بر اساس هواهاي نفسـانی و بـدون توجـه بـه فـرامین الهـی بـه تشکیل حکومت پرداخته و اعمال حاکمیت نمایند. در نگاه دینی، انسانها خود ذاتاً صاحب حق نیسـتند که هرگونه بخواهند رفتار نمایند. هر گونه تغییر و تحول در جامعه به اختیار انسانهـا واگـذار شـده و در کنار آن، دستورات از سوي شریعت آمده است تا انسانها با آزادي مسـئولانه خـود راه خـود را انتخـاب نمایند: »ان االله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما با نفسهم« (رعد: .(۱۱ مسئولیت انسـان از چنـد جهـت مهـم است؛ نخست، مسئولیت او در برابر خداوند که مقتضاي ربوبیت تشریعی الهی اسـت. دوم، مسـئولیت او

۰۵  ، سال چهارم، شماره دوم، پائیز و زمستان ۱۹۳۱

در برابر سایر اعضاي جامعه که در فرایند اصلاح و بهتر شدن وضعیت اجتماعی کوشش نمایـد. در ایـن خصوص، پیامبر گرامی اسلام فرمودند:أَصنْ»ب یحهلَابِأُمتَمالْمسورِلمفَلَیینَبِمسس لم« (کلینـی، ۱۳۶۵، ص .(۱۶۳ طبق حدیث دیگري از پیامبر اکرم مسلمانان هر یک نسبت به هم وظیفه والـی و رعیـت را دارا هستند:کُلﱡکُـم»رکُلﱡکُـماعٍومسـئُولٌرععـنْیتـه« (ابـنابـی جمهـور، ۱۴۰۵ق، ج ۴، ص .(۲۹۵ در نهایت، مسئولیت در قبال حکومت دینی و وظایفی که در این جهت به وي واگذار شده است.

بر این اساس، نماگر مسئولیتپذیري بیشتر نگاه تکلیفگرایانه بـه حیـات سیاسـی دارد کـه در پرتـو این نگاه، مشارکت در سیاست به عنوان یک تکلیف دینی به شمار میرود. این نکتـه نیـز حـائز اهمیـت است که مسئولیتپذیري کلی، داراي مراتب و تشکیکی اسـت کـه داراي حـداقل و حـداکثر اسـت. بـا توجه به استعداد افراد و موقعیتهاي اجتماعی، مسئولیتها توزیع میشود و افراد آن را به عهده گرفتـه، در امر سیاسی مشارکت میکنند. لازمه این نگاه، این است که ساختار سیاسی نیز بایـد مشـارکتجویانـه باشد تا زمینه مشارکت افراد در حوزه سیاسـی فـراهم گـردد. ارتبـاط منطقـی، کـه میـان شـاخصهـاي مشارکت سیاسی برقرار میشود، حدود و کیفیت مشارکت افراد در حوزه سیاسی را مشخص میکند.

۲ـ۱. نگاه ابزاری به قدرت

در اسلام قدرت ابزار است و خود هدف نیست، چنانکه هدف نیز صرفاً مادي نیسـت. امـام علـی بـا اشاره به کفش کهنهاش نسبت به حکومت میفرماید:واالله» لهی احب الی من امرتکم الا ان اقـیم حقـاً او ادفع باطلا« (نهجالبلاغه، خ .(۳۳ آن حضرت پس ازرد هدیهاي که برایش آورده بودند، فرمود:»بـه خـدا، اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمانها است به من دهند، تا خدا را نافرمانی نمایم و پوسـت جـوى را از مورچهاى به ناروا بربایم، چنین نخواهم کرد.« (همان، خطبه .(۲۲۴ امام در جاي دیگـر، بـه صـراحت بـر قدرت دوستی و قدرتطلبی خط بطلان کشید و هدف از بدسـت گـرفتن قـدرت را اصـلاح جامعـه و اجراي حدود اسلامی و… معرفی میکنند:

خدایا! تو میدانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود، و نه از دنیاى ناچیز خواستن زیادت، بلکه میخواستیم نشانههاى دین را به جایی که بود بنشانیم، و اصلاح را در شهرهایت ظـاهر گـردانیم. تـا بندگان ستمدیدهات را ایمنی فراهم آید، و حدود ضایع ماندهات اجرا گردد (همان، خ .(۱۳۱

سیرة امام علی در تبیین اصل نگاه ابزاري به قدرت، این نکته را اثبات مـیکنـد کـه در راه رسـیدن بـه هدف نیز باید تـابع اصـول و دسـتورات دینـی بـود. نمـیتـوان بـراي رسـیدن بـه سـعادت، از ابـزاري غیرسعادتمندانه بهره گرفت. امام علی مشاورت یـارانش را در جهـت حمایـت بیشـتر از متنفـذان و

شاخص مشارکت سیاسی در الگوی اسلامی پیشرفت  ۱۵ ۲۵  ، سال چهارم، شماره دوم، پائیز و زمستان ۱۹۳۱
رؤساي قبایل، به منظور تحکیم حاکمیت نپذیرفت و در پاسخ فرمود: »اتامرونی ان اطلب النصـر بـالجور« صلاح متقابل
منظور از پیوستگی حکومت و مردم، آن است که در جامعه دینی، هم حکومت و هم مـردم بایـد صـالح
(ثقفی، ۱۴۱۰ق، ص (۶۵۷؛ آیا به من امر میکنید که با ظلم و ستم، به دنبال پیروزي باشم؟. همچنـین آن
حضرت، در جاي دیگر، بهعنوان یک حقیقت کلی به این امر توجه داد: »ولکنی واالله لا اتی امرا اجد فیـه باشند تا جامعه اسلامی صالح شکل گیرد. این مسئله بـدان معناسـت کـه در مشـارکت سیاسـی، چنـین
فسادا لدینی طلبا لصلاح دنیاي« (محمودي، ۱۳۷۶، ص (۱۸۳؛ اما قسم بـه خـدا بـراي بـه دسـت آوردن نگاهی به سیاست حفظ گردد. انتخاب زمامداران صالح و تلاش براي محافظـت از صـلاح حکومـت از
فایدهاي دنیوي کاري که دینم را به خاطر آن از دست بدهم، انجام نخواهم داد. چنین جایگاه برخوردار است. بر این اساس، فقدان صلاح در هر یکی از آنهـا، بـه صـلاح جامعـه ضـرر
از نگاه دین مقدس اسلام، حکومت امانت الهی است. حـاکم و رعیـت وظیفـه دارنـد کـه ایـن میرساند. امام علی در این خصوص فرموده است:
امانت را هر کدام به سهم خود محافظت نمایند. قرآن کریم میفرمایـد:إِنﱠ»ـأْماللﱠـهرُکُمأَنْتُـؤَدوا حق واجبی که خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پایدارى پیونـدملّـت و رهبـر، و
الأماناتإِلیأَهلحهاوکَمإِذاتُمبی نَالنﱠاسِتَحأَنْکُمبِالْعوادل« (نساء: .(۵۸ طبرسی در ذیل این آیه عزّت دین قرار داد. پسرعیت اصلاح نمیشود، جز آنکه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصـلاح
نمیشوند، جز با درستکارىرعیت (نهجالبلاغه، خ .(۲۱۶
چنین مینگارد:
ه عباد اللﱠه و أَطیعوه وآنحضرتأَطیعدرجايواإِمدیگراماتﱠقُوافرمود:کُم»اللﱠفَإِنﱠ الرﱠعیهَ الصالحهَ تَنْجـو
در معنی این آیه چند قول است: یکی اینکه مقصود مطلق امانتها است، اعم از الهی و غیر الهی و اعم از
أَلَا و إِنﱠ الرﱠعیهَ الْفَاجِرَةَبِالْإِمالْعتُهامِادلِلَک بِالْإِمامِ الْفَاجِرِ« (مفید، ۱۴۱۳ق، ج ۱، ص(۲۶۰؛ بندگان خـدا،از
مالی و غیر مالی. دوم اینکه، مخاطب حکمراناناند و خداوند با تعبیر لزوم اداي امانت، به حکمرانان فرمان خدا بترسید و از او اطاعت کنید. از امام خود فرمان برید، که رعیت صالح به وسـیله امـام عـادل نجـات
میدهد که به رعایت حقوق مردم قیام کنند. سپس میگوید: مؤید این معنا این است که بعـد از ایـن آیـه
بلافاصله میفرماید: »یا ایها الذین آمنوا اطیعوا االله واطیعوا الرسول و اولی الامر منکم.« در این آیـه، مـردم مییابد. بدانید که رعیت فاجر به وسیله امام فاجر هلاك مـیشـود. بـر اسـاس ایـن دو روایـت، جامعـه
موظف شدهاند که امر خدا و رسول و ولات امر را اطاعت کنند. در آیه پیش، حقوق مردم و در این آیـه، اسلامی باید به گونهاي سازماندهی شود که مسیر حکومت و مردم به سوي صلاح باشد. ازاینرو، تمـایز
متقابلاً حقوق ولات امر یادآوري شده است. از ائمه روایت شده است که از این دو آیه یکـی مربـوط میان حکومت و مردم در صلاح و فساد کاري نادرست است. در مشارکت سیاسی نیز باید بـه ایـن مهـم
به ماست و دیگري مربوط به شماست (طبرسی، ۱۳۶۰، ج ۲، ص .(۱۳۶
توجه شود و مشارکت حکومت و شهروندان در جامعه به گونهاي باشد که این مؤلفه تأمین گردد.
افزون بر آیه فوق، روایتهاي فراوانی وجود دارد که حاکم را امین میداند. از امام علـی روایـت شـده
بصیرت
که فرمود: »حق علی الامام ان یحکم بما انزل االله وانیؤدي الامانه؛ فاذا فعل ذلـک فحـق علـی النـاس ان
یسمعوا له وان یطیعوا وان یجیبوا اذا دعوا« (طباطبائی، ۱۳۷۴، ج ۴، ص (۳۸۵؛ امـام بایـد بـه آنچـه خـدا از جمله مؤلفههاي مهم در مشارکت سیاسی، بصیرت اسـت کـه بـر فراینـد کمیـت و کیفـی بـودن
نازل کرده است حکم کرده و امانت را ادا کند؛ اگر اینگونه عمل کرد، مردم باید به حـرفهـایش گـوش مشارکت سیاسی تأثیر میگذارد. بصیرت، مشارکت سیاسی را از حالت کورکورانه، بیهدف و توأم
بدهند، از او اطاعت کنند و هر گاه فراخوانده شدند، دعوت امام را اجابت کننـد. آن حضـرت در برخـی بودن با منافع افراد و احزاب خارج ساخته و آن را به فعالیت سیاسی آگاهانه ارتقا میدهد . بصیرت
از نامههاي خود به فرماندارانش، این حقیقت را متذکر شـده اسـت: »همانـا پسـت فرمانـدارى بـراى تـو در اصل به معناي علم و یقین آمده است (ابنمنظـور، ۱۳۰۰ق، ج ۴، ص .(۶۴ منظـور از آن، درك
وسیله آب و نان نبوده، بلکه امـانتی در گـردن تـو اسـت، بایـد از فرمانـده و امـام خـود اطاعـت کنـی« صحیح از دین و عوامل زمانی و مکانی است. سفارشهاي اکید پیشوایان دینـی در مـورد بصـیرت
(نهجالبلاغه، نامه .(۵ فراوان است و البته اختصاصی به حوزه سیاست ندارد. بصیرت، یک کلی و عامی است کـه حـوزه
از مجموع مطالب آمده در بالا، مشخص میشود که در اسلام قدرت ابزار اسـت و هـدف آن تـأمین سیاسی بخشی از آن را تشکیل میدهد. امام علی در مورد اهمیت بصیرت فرموده ذَهاست:»ـاب
سعادت انسان میباشد. حکومت بهعنوان امانت الهی محسوب میگردد. بر این اساس، حاکم در جامعـه الْبصخَیرِمرٌالْبنْعمصییرَةِ« (تمیمی، ۱۳۶۶، ص ۴۱؛از) دست رفتن بیناییِ چشم بهتـر از کـوريِ
اسلامی امانتدار به شمار میرود. دل ]و بیبصیرتی[ است. در حدیث دیگري از امام صادق چنین روایت شده است:الْع»املُعلَی

شاخص مشارکت سیاسی در الگوی اسلامی پیشرفت  ۳۵

غَیبصرِیرَةٍکَالسائرِعغلَییالطﱠرِیقِلَازِیدسرْعهالسهُی رإِبلﱠـاعـداً« (کلینـی، ۱۳۶۵، ج ۱، ص (۴۳؛ کسی که بدون بصیرت و بینش عمل کند مانند کسی است که بیراهه میرود؛ هر چه سـریعتر بـرود از راه ]اصلی[ دورتر میشود. امروزه بصیرت، که سیاست از پیچیدگیهاي فراوان برخوردار شده و از سوي دیگر، تحت تأثیر رسانههاي جمعی قرار گرفته، از اهمیت والاي برخوردار است. بصـیرت، با توجه به متون روایی، میتواند داراي سه نماگر زیر باشد: