شانه دار ژله ای دریای خزر

چکیده:
یکی از مشکلات مهمی که اکوسیستم دریای خزر را تحت تأثیر قرار داده و ذخایر موجودات مختلف را بشدت کاهش داده ورود شانه‌دار Mnemiopsis leidyiبه این دریا بوده بطوریکه تراکم آن در فصول گرم سال به یک کیلوگرم در هر مترمربع می‌رسد. ورود شانه‌دار مذکور باعث تغییر تراکم ارگانیسمهای مختلف از جمله پلانکتونها، موجودات بنتیک و میکروبها شده است. به لحاظ اهمیت این ارگانیسمها در زنجیره غذایی، بررسی تأثیر شانه دار فوق بر این موجودات، لازم و ضروری به نظر می‌رسد.
به منظور بررسی تأثیر Mnemiopsis leidyiبر جمعیت باکتریها، تیمارهای مختلفی از ارگانیسمها از جمله زئوپلانکتون، Mnemiopsid leidyi،Beroe ovata (شانه‌داری که برای مبارزه بیولوژیک با Mnemiopsisleidyiانتخاب شده است) در تانک‌های ۱۰۰ لیتری تهیه گردید. در کنار تیمارهای فوق از نمونه کنترل (فاقد سه الگانیسم فوق) نیز استفاده گردید. برای هر یک از نمونه‌ها سه تکرار در نظر گرفته شد. نمونه‌ها، در زمانهای مختلف، در محیط نوترینت آگار تهیه شده از آب دریا، کشت داده شده و تعداد باکتریها در یک میلی لیتر مشخص گردید.
نتایج نشان داد که بیشترین تعداد باکتریهای جدا شده مربوط به تیمار حاوی زئوپلانکتون،
Mnemiopsis leidyi و Beroe ovata (cfu/ml 105 × ۵/۳) و کمترین تعداد نیز مربوط به تانک حاوی زئوپلانکتون و کنترل بوده است (cfu/ml 104 × ۱/۱). بهترین زمان برای رسیدن به این تراکم ۲۰ ساعت بوده است.
علت افزایش باکتریها در مجاورت شانه‌داران، وجود لایه ژله‌ای و پلی ساکاریدی در سطح بدن بوده که باعث جذب باکتریها می‌گردد. میکروارگانیسمهای مختلف از جمله باکتریها، از پلی ساکارید بعنوان منبع کربن و انرژی استفاده می‌کنند. بنابراین افزایش تعداد Mnemiopsis leidyi ارتباط مستقیمی با افزایش باکتریها در دریای خزر خواهد داشت.

واژگان کلیدی:
باکتریها، زئوپلانکتون، Mnemiopsis leidyi

فصل اول
کلیات بحث

شانه دار ژله اي چيست؟
شانه داران گروهي از جانوران آبزي (پلانکتون ها) هستند که در سراسر اقيانوس هاي جهان پراکنده اند، از خصوصيات تغذيه آنها ميل بسيار زياد به تغذيه است؛ در مورد غذا بسيار حريص و سيري ناپذير هستند و گوارش آنها بسيار سريع است، آنها توان بسيار بالايي براي توليد مثل و بقا دارند، تعداد تخم ها در يک زمان بسته به دسترسي به غذا و درجه حرارت ۳۰۰۰ – ۲۰۰۰ تخم در هر روز است و مدت تبديل تخم به لارو ۲۱ ساعت از زمان تخم ريزي است. حال تصور کنيد بدون هيچ مانعي با چه سرعت وحشتناکي در حال ازدياد هستند. در درياي خزر تا عمق ۵۰ متري ديده شده اند و بيشترين تراکم آنها در عمق ۲۰ متري است.
جالب است بدانید که اندازه ی این شانه دار از کف دست هم کوچکتر است!

شانه دار ژله اي از کجا مي آيد؟
تهديدآميزترين اتفاق براي اکوسيستم خزر، ورود شانه دار ژله اي Mnemiopsis Leidyi بومي آمريکاي شمالي بود. اين گونه به طور اتفاقي از طريق آب توازن کشتي هاي تجاري انتقال پيدا کرد. (آب توازن آبي است که به داخل مخازن کشتي هاي بزرگ براي برقراري تعادل از دريا پمپ مي شود.) اولين بار دهه ۱۹۸۰ به درياي سياه وارد و سبب تغيير کل اکوسيستم آن و از بين رفتن ۲۴ محل اصلي ماهيگيري شد، از آنجا به درياهاي آزوف، مرمره، اژه و در نهايت خزر هجوم آورد و در سواحل جنوبي درياي خزر شرايط مناسبي براي رشد آن در سرتاسر سال فراهم بود.
آنها چگونه باعث نابودي گونه هاي درياي خزر مي شوند؟
اين موجود از زئوپلانکتون ها و تخم ماهي ها بلاخص کيلکا تغذيه مي کند. در برنامه پايش مستمر برخي گونه هاي زئوپلانکتون بومي به کلي از نمونه گيري ها ناپديد شده اند و تأثير آن بر خزر از ساير مناطق متأثر در اولين سالهاي تهاجم ويرانگرتر بوده.
با توجه به منابع غذايي مشترک بين شانه دار ژله اي و کيلکا، جمعيت آن به شدت سقوط کرده و همچنين ماهيان خاوياري و فوک ها نيز که از کيلکا تغذيه مي کنند در معرض خطر انقراض قرار گرفته اند.

دکتر غفار زاده، مدير برنامه محيط زيست خزر دراين باره مي گويد: داستان شانه دار، داستان غم انگيزي است، در دهه ۹۰ تقريبا نسل ماهي آنچوي را در درياي سياه نابود کرد، وقتي به آمار درياي سياه مي نگريم، سقوط وحشتناکي مشاهده مي شود و اين بلا سر کيلکاي خزر هم آمده؛ سواحل جنوبي خزر متأسفانه زيستگاه مناسبي براي آنهاست و از نظر علمي به درجه تراکم بالايي رسيده اند، چنانچه دو منحني برداشت کيلکا و رشد شانه دار ژله اي را کنار هم بگذاريم با هم درجه همبستگي فوق العاده بالايي دارند، البته نبايد فرام

وش کرد که ۸ – ۷ سال پيش برداشت کيلکاي ما هم شايد غيرمنطقي بوده، يعني بيش از حدي که دريا توان بازسازي داشته و در واقع هر دو علت به اين مسئله کمک کردند.
سوء تغذيه و کاهش ذخيره چربي در بدن فوک ها باعث ضعيف تر شدن آنها در برابر بيماري ويروسي شده و ارتباط انکارناپذيري با حمله شانه دار ژله اي به ذخاير غذايي آن دارد. مطالعات نشان مي دهد صيد ماهي کيلکا از ۹۵ هزار تن در سال ۷۸ به کمتر از ۱۶ هزار تن در سال ۸۲ رسيد؛ پس از آن گرچه شتاب روند کاهشي کمتر شد اما اين بدان معني نيست که نگراني در مورد شانه دار هم کم شود، احتمال اين وجود دارد که دوباره شاهد يک بحران جديد باشيم. بین سال های ۸۲ – ۷۸ صید کیلکا توسط ماهیگیران ایرانی تقریبا ۸۰ درصد کاهش داشته و حداقل ضرری معادل ۲۰ میلیون دلار در سال را نشان می دهد. ارزیابی اقتصادی ضررهای ناشی از این امر دشوار ولی قطعا در روند رشد فعالیت های اقتصادی بسیار تأثیر منفی گذاشته است.

دریای خزر که از صید بی رویه ماهی آسیب دیده از انفجار ناگهانی شانه دار ژله ای در معرض خطر جدی تری قرار گرفته است.

شانه دار كابوس درياي خزر
باپديدار شدن آبزي موسوم به شانه دار مهاجم در درياي خزر به شدت از ذخاير كيلكا كاسته و در اين ميان ايران كه ببش از ساير كشورهاي حوزه خزر دچار زيان شده ودر پي جلب موافقت ديگر كشورها براي اجراي برنامه مبارزه با شانه دارمهاجم درياي خزر است.
شانه دار كه مبدل به كابوس صيادان كيلكاي درياي خزر شده و تعادل زيستي بزرگترين درياچه جهان را برهم زده ، ماهي كوچكي است از خانواده ژله فيش ها كه كمتر از ۸ سانتي متر طول دارد و ۹۸ درصد بدنش را آب تشكيل ميدهد.

اين موجود با نام علمي نميوپسيس ليدي Mnemeiopsi leidy از آبزيان بومي اقيانوس اطلس در سواحل قاره آمريكاست كه تا كنون در هر نقطه اي كه پايش رسيده، صدمه هاي سنگيني به اكو سيستم و جانداران آن منطقه وارد كرده .
درياي سياه و درياي مديترانه و درياي آزوف از نقاطي هستند كه پيش از درياي خزر شاهد غارتگري اين آبزي بودند، جانداري كه اشتهاي سيري ناپذيري در تغذيه از نئوپلانگتون ها ( خوراك اصلي كيلكا) و تخم و لارو كيلكا دارد .

شواهد، حاكي از ورود اين آبزي به درياي خزر در حدود ۸ يا ۹ سال پيش است اگرچه در ابتدا هيچ كس فكر نميكرد كه اين موجود ريز به زودي به يكي از خطرناك ترين جانداراني مبدل شود كه تا كنون ، حيات ديرپاي درياي خزر به چشم ديده است.

ورود شانه دار درست زماني بود كه توليد ماهيان كيلكا بالا ترين حد رسيده بود.اين نخستين عكس العمل درياي خزر در پذيرايي از اين مهمان ناخوانده بود.
آخرين تلاشها براي باز گرداندن آرامش به درياي خزر كوچ دادن برئواواتا Ber0e ovata دشمن شماره يك شانه دار مهاجم به درياي خزر است.
شانه دار يك جانور پلانگتون ،يعني يك جانور غوطه ور در آب است حالت ژله اي دارد و به وسيله موهاي ريز شانه اي شكل خود در آب حركت مي كند . اين آبزي توليد مثل زيادي دارد و با توجه به اينكه جانوري دو جنسي است وقابليت نر و مادگي را با هم دارد پس از تولد ،در ۲ هفته بالغ شده و هر كدام ميتواند ۶ هزار تخم بريزد. نكته جالب اين است كه لارو شانه دار نيز قادر به تخم ريزيست .

اطلاع دقيقي از ورود شانه دار به درياي خزر وجود ندارد ولي نخستين بار در سال ۱۳۷۸ مؤسسيه تحقيقات شيلات ايران و دانشگاه تربيت مدرس در يك پروژه تحقيقاتي مشترك اين آبزي را مشاهده كردند.
اجتمالا شانه دار از طريق مخزن توازن كشتي ها از كانال ولگادن وارد درياچه خزر شدند.شانه دار در مدت كمي زياد شد و از سال ۷۹ تاثير خود را نشان داد به طوري كه ميزان صيد كيلكا از ۹۵ هزار تن در سال ۷۸ به ۷۸هزار تن در سال۷۹ رسيد و در سال ۷۹ اين رقم يه ۱۵ هزار تن تقليل رفت .
صيد كيلكا در سال۸۳ به ۱۹ هزار تن و در سال ۸۴ به ۲۱ هزار تن افزايش يافت و دليل آن اين است كه تا كنون به حد كافي پلانگتون براي تغذيه شانه دارهاوجود داشت ، ولي از سال ۸۳ با كاهش ميزان پلانگتون ها كه كيلكاها نيز از آن تغذيه ميكنند شانه دار ها گرسنه ماندندو بر اساس تحقيقات شكم بسيار ياز شانه دار ها خالي بود به طوري كه همزمان با كاهش پلانگتونها كيلكاها و به طبع شانه دار هم كاهش يافت و توازن جديدي بر دريا حاكم شد.

 

براي افزايش صيد كيلكا بايد اين دليل را اورد كه:
در درياي خزر سه نوع كيلكا وجود دارد ، كيلكاي آنچوي anchovy كيلكاي معمولي و كيلكاي چشم درشت . ابتدا كيلكاي آنچوي كه از نوع مرغوب بود صيد ميشد ولي تازگي ها كيلكاي معمولي كه كيلكاي چندان مرغوبي هم نيست صيد ميشود در واقع كيلكاي معمولي اغلب از نوع پلانگتون ها به نام اكاريتا تغذيه ميكند كه شانه دار مهاجم چندان به ان توجه ندارد و از سوي ديگر كيلكاي معمولي در مناطق كم عمق درياي خزر زيست ميكند كه در اين مناطق شانه دار كمتري وجود دارد از همين رو شمار كيلكاي معمولي افزايش يافت . كاهش كيلكاي آنچوي به حدي نيست كه نسل آن در درياي خزر تهديد شود ولي صيد آن براي صيادان اقتصادي نيست .

از نظر علمي تهاجم به پديده اي گفته مي شود كه در ان جانوري وارد محيطي جديد شود وبه اكوسيستم ان صدمه وارد كند. در درياي مديترانه ۵۰۰ گونه ماهي وجود دارد در حالي كه درياي سياه و خزر ۱۵۰ گونه دارد .بالطبع در اكوسيستمي مانند درياي مديترانه دست كم چند نوع ماهي براي مقابله باشانه دار يافت ميشود . اما ورود شانه دار به درياي خزر زيانبار بوده است. سال ۷۸ در تحقيقاتي ، گونه مقابله كننده با شانه دار تشخيس داده شد . گزارش بعدي در سال ۷۹ حاكي از اين بود كه ميزان تراكم شانه دار در آبهاي ايران و جمهوري آذرباييجان بيش از حد قابل قبول است و بايد هرچه سريعتر فكري براي ان كرد . با توجه به اينكه برئواواتا ، دشمن طبيعي شانه دار است ، اين كار به روسيه محول شد تا دشمن شانه دار از اقيانوس اطلس به در ياي خزر آورده شود .روسيه با انجام تحقيقاتي گزارش كرد كه به دليل پايين بودن شوري آب درياي خزر اواتا قادر به زنده ماندن در اين درياچه نيست.

در موسسه تحقسقات شيلات ايران چند نمونه از اواتا را از تركيه به ايران اوردند و در ازماشگاه پژوهشكده اكولوژي در ساري با شوري كم حوضچه هاي پلكاني سازگار كردند .شانه دار خوار اواتا ي سازگار شده مورد برسي قرار گرفت كه تقريبا برابر با شانه دارخوار اين آبزي در درياي سياه بود . سپس اواتا ها مورد برسي قرار گرفت كه آيا ميتواند انگل را نيز با خود به همراه بياورد و مشخص شد كه اواتا ها انگل دارد كه مختص به خود شانه دار هاست ولي اين انگل ها در حين سازگاري از بين ميروند. سوال بعدي اين است كه اواتا ها بعد از بين بردن شانه دارها آيا به سراغ ديگر زئوپلانگتون ها خواهد رفت و خود مشكل ساز خواهد شد كه براي يافتن اين پاسخ اواتا ها را در محيط غير طبيعي گرسنگي دادند به طوري كه تنها پلانگتون آكاريتا وجود داشت مشاهده شد كه اواتا از گرستگي ميميرد ولي آن را نميخورد.تحقيقات در مورد تكثير مصنوعي ، تخم كشي وتوليد لارو اواتا ناموفق بود.

در نشست منطقه اي تهران در اسفند ۸۲ كه با حضور ۵ كشور حوزه درياي خزر و سازمانهاي بين المللي برگزار شد ، قطعنامه اي تصويب شد كه اوانا به درياي خزر انتقال داده شود . اجراي قطعنامه يك شرط دارد كه آن هم موافقت ۵ كشور است كه ايران موافقت خود را اعلام كرد اما روسيه گفت كه اوانا با درياي خزر سازگار نيست و خواستار تحقيقات بيشتر شد و كشورهاي ديگر هم بالطبع مخالفت كردند.

شانه دار مهاجم در قسمت هاي شورتر و گرمتر دريا بهتر رشد ميكند و از آنجا كه آبهاي ايران داراي چنين شرايطي است زيان ايران از اين حيث بيشتر است. پروژه اي در سطح ملي تصويب شد كه از سال ۸۶ مقدمات اجراي طرح آغاز ميشود چنانچه پروژه اجرا شود در مدت ۳ تا ۵ سال صيد كيلكا به ميزان قبل از هجوم شانه دار ميرسد واين مستلزم سه مرحله است :
۱- افزايش تعداد شانه دار خوار محله
۲- كاهش ميزان شانه دار مهاجم
۳- افزايش ميزان كيلكا

داستان از هاله اي درخشان در آبهاي درياچه كاسپين كه آن را به اشتباه خزر مي ناميم (چرا كه خزر، تنها نام قومي است وحشي از اقوام ساكن در شمال درياچه كاسپين) آغاز شد. ماهيگيران از امواجي درخشان در دل دريا سخن مي گفتند كه تنها در بعضي نقاط و در برخي مواقع خاص ديده مي شد. اين درخشش در شب هاي مهتابي تشديد و تعددش هم بيشتر مي شد. افسانه و شايعات در بين مردم محلي بالا گرفت تا بالاخره كارشناسان دست به كار شدند و تيمي براي كشف راز درخشش امواج خزر، راهي منطقه شد.

سال ۱۳۷۸ بود و نمونه برداري از امواج درخشان به انجام رسيد؛ البته پيش از نمونه برداري، حدس هايي در رابطه با شكوفايي پلانكتون ها كه مشابه آن در آب اقيانوس ها به شكل هاله اي سرخ رنگ به وقوع مي پيوست وجود داشت، اما هيچ كس تصورش را هم نمي كرد بلاي درياي سياه به جان خزر افتاده باشد. اين يك واقعيت تلخ بود؛ شانه داري با نام علمي Mnemiopsis leidyi كه زيستگاه اصلي اش آبهاي شور اقيانوس اطلس را در برمي گرفت، حالا به درياي كاسپين راه پيدا كرده بود؛ دريايي كه به دليل بسته بودنش گمان مي رفت براي هميشه از آفت هاي اينچنيني در امان باشد.

طبق آخرين گزارش هاي رسيده از دفتر محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست، با گذشت شش سال از كشف اين حقيقت، نه تنها هنوز گسترش اين گونه مهاجم در آبهاي شمالي كشور تحت كنترل درنيامده، بلكه جمعيت شانه دار درياي كاسپين همچنان در حال افزايش است. سعيد حسيني امامي، مسئول اين دفتر مي گويد: متاسفانه امسال نسبت به سال گذشته افزايش بسيار زيادي در حجم شانه دار داشتيم؛ طبق آخرين تحقيقات انجام شده، اين حجم از ۲۸۵ گرم در مترمربع آب دريا در سال ۸۳، امسال به ۴۸۳ گرم افزايش يافته است؛ يعني چيزي حدود ۸۰ درصد افزايش.

اين شانه دار كه به اختصار آن را ليدي مي نامند، جانور بومي آبهاي اطلس و فلوريداست كه در اندازه هاي متفاوت و حداكثر به اندازه يك كف دست ديده مي شود و به دليل هرمافروديت يعني دو جنسي بودن، قدرت تكثير بسيار بالايي دارد و تعداد آن تنها در يك روز مي تواند دو برابر شود؛ طي دو هفته بالغ مي شود و حدود يكهزار و ۲۰۰ تخم در روز مي گذارد و اين روند براي ماه ها ادامه مي يابد، به طوري كه طبق آمار موجود در سال ۱۹۹۰ وزن توده زيستي (بيوماس) ايجاد شده توسط اين شانه دار در درياي سياه به ۹۰۰ ميليون تن رسيد؛ يعني ده برابر كل وزن ماهي هايي كه در طول يك سال در تمام اقيانوس هاي جهان صيد مي شوند.

اشتهاي زياد و قدرت تكثير بالاي اين گونه مهاجم كه وجودش در آبهاي كاسپين از سال ۱۹۷۸ به ثبت رسيد، ديري نگذشت كه آن را به آفتي جدي براي آبزيان بزرگترين درياچه دنيا بدل كرد.
آبهاي كاسپين حالا ميهمان ناخوانده اي داشت كه نمك نشناسانه، در حال بلعيدن وجود ميزبانش بود.
ماهي ژله اي شانه دار در بدو ورود از زئوپلانكتون ها (جانوران ميكروسكوپي آبزي) شروع كرد، اما با توجه به افزايش روزافزون شانه دار، موجودات ميكروسكوپي، ديگر جوابگوي اشتهاي وحشتناك آن نبودند. پس تخم و لارو ماهي ها و حيوانات دريايي، بخصوص ماهيان كيلكا هم به رژيم غذايي اش اضافه شد. پس از آن جمعيت ماهي كيلكا در اين درياچه بشدت رو به كاهش گذاشت، تا جايي كه صيد كيلكا از ۹۲ هزار تن در سال ۷۸ به ۱۶ هزار تن در سال ۸۲ رسيد. صيد كيلكا در درياي كاسپين از سال ۱۳۵۰ با ۲۳۰ تن آغاز شده بود و اين حجم در سال ۸۳ به ۱۹ هزار تن رسيد.

در يك سال ۵۰ درصد از منابع درياي كاسپين از بين رفت.
علاوه بر آسيب جدي كه به تنوع بيولوژيك زيستگاه اين منطقه وارد شد، بسياري از صيادان محلي بخصوص صيادان كيلكا با مشكلات عمده اي مواجه شدند. زادي رستم اف از روستاييان نارناران جمهوري آذربايجان است. او مي گويد: از سالي كه سر و كله ماهي ژله اي شانه دار در اين آبها پيدا شده، صيد كيلكا هر روز بيشتر و بيشتر كاهش پيدا كرده است. اين موجود، خيلي كوچك و به رنگ آب است. ما قبلا از اينها در آب نمي ديديم . سوراني، ماهيگير ديگري از ايران مي گويد: جايي كه اين موجود هست ديگر ماهي نمي بينيد. انگار ماهي ها از شانه دارهاي ژله اي فرار مي كنند. قبلا كه اين ماهي هاي ژله اي در آب كمتر بودند، باز تورمان خالي بالا نمي آمد، اما حالا آنقدر شانه دار زياد شده كه اگر دستتان را در آب ببريد، پر از ماهي ژله اي مي شود .

كاهش منابع ماهي، بسياري از ماهيگيران را بيكار كرده است؛ حتي بسياري از صيادان محلي براي دادن بدهي، مجبور به فروش قايق هايشان شده اند، متاسفانه ميهمان ناخوانده كاسپين سيري ناپذير است. پس از كاهش جمعيت كيلكا، حالا خطر، جمعيت كپور ماهي ها را تهديد مي كند؛ البته عده اي معتقدند كه كاهش جميعت تاس ماهيان يا همان ماهيان خاوياري هم به دليل افزايش جمعيت شانه دار و بلعيده شدن تخم و لارو اين ماهي ها توسط اين گونه است، اما از آنجا كه ماهي هاي خاوياري در رودخانه توليدمثل مي كنند و ماهي ژله اي شانه دار دسترسي به آب رودخانه ندارد، تاثير مستقيم منتفي است، اما از آنجا كه غذاي اصلي ماهي هاي خاويار را كيلكا تشكيل مي دهد و شانه دار تقريبا ديگر چيزي از كيلكا در كاسپين باقي نگذاشته، مي توان كاهش جمعيت ماهي خاوياري را به طور غيرمستقيم به شانه دار نسبت داد.

از سوي ديگر جمعيت فوك درياي كاسپين هم نسبت به سالهاي گذشته كاهش چشمگيري داشته است. منفذ حلقي فوك ها بسيار باريك است و تنها مي توانند از ماهي هاي كوچك تغذيه كنند و به همين دليل در درياي كاسپين ماهي كيلكا يكي از مهمترين منابع غذايي اين گونه است و بنابراين يكي از دلايل كاهش شديد جمعيت فوك ها در سالهاي اخير را مي توان به كاهش منابع غذايي شان، بازهم به واسطه شانه دار نسبت داد.

شانه دار حدود دو دهه قبل در شرق ظاهر شد. بعد از آغاز حمل و نقل ها از اقيانوس اطلس به درياي سياه،
پر و خالي كردن آب توازن كشتي ها (آبي كه بعد از تخليه بار و سبك شدن كشتي به منظور ايجاد تعادل وارد مخازن مخصوص كشتي مي شود) ماهي ژله اي شانه دار را وارد درياي سياه كرد. شانه دار به جان پلانكتون هاي درياي سياه افتاده و باعث افت ۸۰ درصدي منابع ماهي آن شد و اين روند تا رسيدن دومين شانه دار آمريكايي به نام بروئه اواتا (Beroe ovata) ادامه پيدا كرد. در دهه ۱۹۹۰ ورود شانه دار جديد كه با دهان باز يكباره شانه دار ليدي را مي بلعيد، جمعيت گونه مهاجم را سريع كاهش داد و منابع آسيب ديده درياي سياه مهلت ترميم پيدا كرد، اما مسئله به همين جا ختم نشد؛ شانه دار مهاجم سفر تازه اش را آغاز كرد. اين بار مقصد، درياي كاسپين بود. كانال ولگادن كه تنها راه تبادلي بين دو درياي سياه و كاسپين بود، شانه دار را به درياي كاسيپن رساند، اما اينكه اين بار هم آب توازن كشتي هايي كه به دليل باريك بودن و كم عمق بودن اين كانال مجبور به تخليه كامل آب مخازشان هستند، عامل راهيابي شانه دار به كاسپين بوده يا خود شانه دار با شنا خودش را به بزرگترين درياچه جهان رسانده، هنوز مشخص نيست.

ماهي ژله اي شانه دار يا همان شانه دار خزر، ۱۰ سال پيش خودش را به كاسپين رساند، اما وجودش از سال ۱۳۷۸ توسط موسسه تحقيقات دانشگاه تربيت مدرس به ثبت رسيد و بعد از آن در سال ۱۳۷۹ با همكاري كارشناسان بين المللي و مشاوره محققان دانشگاهي (بخصوص دانشگاه شهيد بهشتي) مطالعات آغاز شد، اما همچنان وجود اين گونه جدي گرفته نشد تا اواخر سال ۱۳۸۰٫ فروردين ماه سال ۱۳۸۰ در برنامه محيط زيست درياي كاسپين CEP اعلام شد: تا زماني كه حجم اين گونه از يك كيلوگرم در مترمكعب بيشتر نشود،

خطري وجود ندارد ، اما مدت زمان زيادي نگذشته بود كه تراكم شانه دار به حجم مورد نظر مسئولان رسيد و تازه تلاش براي مبارزه با آن آغاز شد. با اعلام اين خبر يوزايتسف بيولوژيست اوكرايني به صراحت گفت: هجوم شانه دار به درياي كاسپين مثل حمله ملخ ها به مزارع كشاورزي است، با اين تفاوت كه ملخ ها حداقل در زاد و ولد محدوديت دارند، اما شانه دار، اين محدوديت را هم ندارد . پراگو هم در ۲۸ ژوئن ۲۰۰۴ اعلام كرد: وقتي يك گونه حيوان يكباره در يك زيستگاه ظاهر مي شود، مي تواند عواقب بسيار وحشتناكي درپي داشته باشد. البته ممكن است اين گونه به سرعت حذف شود، اما در برخي موارد، گونه تازه وارد خيلي خوب با شرايط جديد كنار آمده و رو به تكثير مي گذارد. در اغلب موارد، پيامدهاي اين قبيل رخدادها باعث از بين رفتن نظم اكولوژيك يك زيستگاه مي شود .

البته پيش بيني مي شود كه افزايش و گسترش شانه دار، بالاخره به طور طبيعي متوقف شود، اما آن روز ممكن است خيلي دير باشد؛ شايد وقتي كه ديگر چيزي از منابع ماهي كاسپين باقي نمانده باشد.
تاريل مامادلي ، مشاور اصلي تنوع زيستي كاسپين در وزارت علوم زيستي جمهوري آذربايجان، ضمن توصيف اينكه اكولوژي دريا شبيه يك زنجيره است كه در صورت بسته شدن حلقه پلانكتون ها همه چيز ناپديد مي شود، گفت: اگر هيچ چيزي براي مقابله با شانه دار پيدا نشود، ممكن است بزودي تمام موجودات زنده كاسپين ناپديد شوند .

آيا براي درياچه كاسپين هم بروئه اواتا، همان شانه دار آمريكايي كه درياي سياه را نجات داد، چاره ساز خواهد بود؟
كارشناسان اوكراين، تركيه و روسيه با همكاري موسسه تحقيقات شيلات ايران با نمونه برداري از آب درياي سياه، بروئه اواتا را براي انجام آزمايشات اوليه به ايران (ساري) آوردند، اما ورود گونه جديد ديگري به درياي كاسپين، بحث هاي بسياري را برانگيخت؛ بخصوص كشور روسيه كه يكي از سهامداران عمده ساحلي اين درياست، مخالفت جدي خود را با ورود شانه دار جديد از همان آغاز اعلام كرد، اما محققان چهار كشور ديگر، دست از تلاش برنداشتند و هر كدام به طور مجزا، دست به آزمايش هاي متعددي زدند. طبق نتايج به دست آمده توسط ايران، شانه دار جديد ضمن آنكه فقط از شانه دار كاسپين تغذيه مي كند، نرخ تغذيه و تكثيرش هم تقريبا با گونه مهاجم برابري مي كند. يافته ها هم نشان مي دهد كه هيچ گونه اثر

سوئي روي پلانكتون ها و آبزيان ديگر درياي كاسپين ندارد. حسين نگارستان، مدير گروه آبهاي شمال موسسه تحقيقات شيلات ايران مي گويد: مطالعات روي ورود گونه ديگر شانه دار به عنوان شكارگر شانه دار كنوني، گزينه اي است كه محققان ما روي آن كار مي كنند، اما اين كار، مطالعات بسيار دقيقي را مي طلبد تا مشكل جديدي به وجود نياورد. البته ما يافته ايم كه بروئه فقط ليدي يا همان شانه دار خزر را مي خورد و وقتي ديگر شانه داري وجود نداشته باشد، او مي ميرد. محققان ما معتقدند بروئه مي تواند بهترين راه حل اين مشكل باشد، اما بايد مراقب باشيم كه به همراه بروئه اواتا هيچ گونه جديد ديگري به آب كاسپين وارد نشود. در اين اقدام تمام جنبه ها بايد در نظر گرفته شود .

در بين پنج كشور حاشيه درياي كاسپين، ايران بيشترين تلاش را براي وصول نتيجه اي مطلوب به انجام رساند. چطور مي شد بروئه اواتا را بدون همراهي با هيچ گونه ديگر يا حتي ويروس، انگل و باكتري، وارد كاسپين كرد؟ نگارستان مي گويد: آب درياي سياه در درجه اول بايد فيلتر شود تا به همراه شانه دار شكارگر، گونه هاي ديگري وارد كاسپين نشود. اما خطر از سوي ديگري است؛ يعني انگل هاي مختلفي كه ممكن است با شانه دار وارد اين آبها بشوند. ما آزمايش هايمان را روي انگل ها و باكتري ها انجام داده ايم؛ انگل ها كه در مراحل تطابق بروئه اواتا با آب كم شور از بين مي روند. باكتري هاي درياي سياه و كاسپين هم به دليل راه داشتن به يكديگر، تقريبا مشابهند، اما ويروس ها هنوز كاملا تكليفشان روشن نيست؛ ما در حال حاضر مشغول تحقيق روي اين مسئله هستيم.
اما با تمام اين اوصاف، هنوز به جز ايران هيچ يك از كشورهاي ديگر حاشيه درياي خزر يعني روسيه، قزاقستان، تركمنستان و آذربايجان، موافقت رسمي خود را اعلام نكرده اند. نگارستان در اين باره مي گويد: انجام اين طرح، مستلزم اين است كه هر پنج كشور، موافقتنامه هاي كتبي به CEP (برنامه محيط زيست درياي خزر) ارائه كنند كه البته اين موافقتنامه بايد به امضاي يكي از مسئولان امر برسد؛ مثلا مهندس سعيد حسيني امامي، رئيس بخش محيط زيست دريايي سازمان حفاظت محيط زيست از سوي ايران اين توافقنامه را امضا كرده، اما بقيه كشورها موافقتشان فقط ضمني بوده؛ يعني كارشناسان شيلاتشان گفته اند: ما موافقيم، همين .
اما دليل اين كشورها براي عدم موافقتشان چيست؟ متاسفانه اينجا هم مسائل سياسي مثل هميشه نقش اساسي را ايفا مي كند، چرا كه عدم موافقت كشور روسيه ناكافي بودن مطالعات اعلام شده كه نظركتبي سه كشور ديگر را هم تحت الشعاع قرار داده است و تا روسيه توافقنامه را به طور رسمي امضا نكند، سه كشور ديگر هم حاضر به امضاي آن نيستند.
اما مشكل اصلي جاي ديگر بود. بروئه اواتا، جانوري بشدت شورپسند است و آب كاسپين نسبت به زيستگاه اصلي بروئه اواتا بسيار كم شور و غيرقابل زيست است. غلظت نمك آب آزاد بيش از ۳۵ گرم در ليتر است، در حالي كه اين ميزان، در شمال كاسپين تنها به ۵ گرم در ليتر مي رسد. بنابراين، بايد آب كاسپين شورتر مي شد يا شانه دار جديد شكارگر با شرايط زيستي كم نمك تر، تطابق پيدا مي كرد. گزينه اول كه خواه ناخواه منتفي بود، بنابراين بروئه اواتا بايد رژيم نمك مي گرفت.
نگارستان مي گويد: روسيه در همان مراحل اول تحقيقات اعلام كرد كه بروئه اواتا در آب شور مي ميرد و ادامه تحقيقاتش را تعطيل كرد، اما محققان ما بيش از دوسال است كه در حال پرورش اين شكارچي و تطابق آن با آبهاي كم نمك تر هستند؛ با اين روش كه ابتدا شانه دار را در آب خيلي شورپرورش مي دهند و بعد از مدتي، آن را براي چند هفته در تانكر حاوي آب نمك كمتر نگهداري مي كنند تا به محيط جديد عادت كند، بعد آن را وارد كاسپين مي كنند . بنابراين با تلاش كارشناسان ايراني مشكل شورپسندي بروئه اواتا هم حل شد.
حتي در صورت موافقت هر پنج كشور، مشكل ديگري وجود دارد، اما هزينه نسبتا سنگين اجراي اين طرح، مشكل جديدي است كه بعد از پشت سر گذاشتن تمام موانع، بايد به گونه اي مرتفع شود.
بروئه اواتا بايد با كشتي و با استفاده از تجهيزات، به روشي كه هيچ گونه ديگري اعم از ماكرو يا ميكرو به همراه آن وارد نشود، از طريق كانال ولگادن وارد كاسپين شود و تجهيزات لازم براي به انجام رساندن آن، هزينه زيادي را مي طلبد.
تاريل مامادلي، مي گويد: كشورهاي حاشيه خزر در اين باره به توافقاتي دست يافته اند. ايران و روسيه هم قول داده اند كمك هاي مالي در اختيار پروژه بگذارند .مسئله اينجاست كه روسيه هنوز حتي موافقت ضمني نكرده است، اما نگارستان با تاكيد بر ضرر و زيان جدي صيادان مي گويد: در صورت موافقت ۴ كشور ديگر با ورود بروئه اواتا از درياي سياه، ايران حاضر است تمامي هزينه هاي اجراي اين طرح را تقبل كند .
در هر حال، اگر تنها راه چاره، استفاده از شانه دار بروئه اواتا براي كنترل ماهي ژله اي شانه دار يا همان ليدي است، ۵ كشور حاشيه اي بايد زودتر فكري بكنند. اگر هم ۴ كشور ديگر نظر متفاوتي دارند، بهتر است به جاي دست روي دست گذاشتن و چشم به كمك هاي جهاني دوختن، كمي همت كنند يا روي بروئه اواتا كار كنند و درصدد رفع معضلاتي كه مطرح مي كنند بربيايند يا به دنبال راه حل هاي جديد باشند وگرنه با ادامه اين روند، بايد كاسپين روزهاي سياه زيادي را پشت سر بگذارد.

تخريب براي توازن
آب توازن كشتي ها علاوه بر ورود گونه هاي غيربومي، مشكلات ديگري را نيز براي بسياري از زيستگاه هاي آبي به وجود آورده است.
ورود انواع سوخت ها، فرآورده هاي نفتي و مواد شيميايي از مشكلات عمده ديگري است كه بسياري از اكوسيستم هاي آبي دنيا با آن دست به گريبانند كه اتفاقا نمونه بارز آن هم همين نزديكي ها هست؛ خليج فارس خودمان كه روزي به آن خليج نيلگون فارس مي گفتيم، اما حالا به خاطر تخليه آب توازن كشتي ها هنگام بارگيري در اسكله هاي نفتي، رنگش بيشتر و بيشتر به خاكستري مي گرايد.

تنها راه حل اساسي
مي گويند شغال بيشه مازندران را نگيرد جز سگ مازندراني حالا هم تنها راهي كه براي مقابله با شانه دار درياي كاسپين به ذهن محققان مي رسد، ورود گونه ديگري از شانه دارهاست كه بروئه اواتا نام دارد. اين گونه شكارگر تا جايي كه ممكن است دهانش را باز مي كند و شانه دار مهاجم را يكجا مي بلعد و جالب اينجاست كه رژيم غذايي اش هم خلاصه شده در همين يك گونه ليدي است كه مثل خوره به جان بزرگترين درياچه جهان افتاده است. تحقيقات محققان ايراني نشان مي دهد كه در صورت ورود بروئه اواتا، با كاهش جمعيت ليدي، جمعيت بروئه اواتا هم روبه كاهش گذاشته و خود به خود از بين مي رود.

غريبه هايي از درياي سياه
تداوم هرچه بيشترحيات يك اكوسيستم طبيعي وابسته به گوناگوني و تعدد حيات وحش در آن چرخه بوده و اهميت تنوع زيستي در همين نكته نهفته است. يكي از مهمترين دلايل برهم خوردن تعادل اكولوژيك در اكوسيستم ها، وارد شدن گونه هاي غريبه اي است كه هيچ جايگاهي در هرم غذايي ندارند و مانند ويروسي كه رايانه را فلج مي كند، تمام روابط را برهم مي زنند.
شايد داستان خرگوش هايي كه توسط توريست ها وارد استراليا شده و جمعيت شان از كنترل خارج شد را شنيده باشيد. كارشناسان مجبور به استفاده از روباه ها شدند و باز دردسري ديگر؛ افزايش تعداد روباه ها. اين بار شكارچيان به داد طبيعت رسيدند. نمونه اينگونه دخالت هاي نابجا در محيط زيست كشور ما هم كم نيست؛ مثلا كارشناساني كه درياچه هامون را با حوضچه پرورش ماهي اشتباه گرفته اند، ماهي آمور را وارد اين درياچه كردند؛ ماهي پرخوري كه از جوانه هاي ني شروع كرد و هامون كه مظهر زندگي در منطقه بود را به مرز نابودي كشاند. يا سفر آزولاي فيليپيني كه درعوض احياي نيتروژن خاك شاليزارهاي شمال، همه زيستگاه هاي آبي اين مناطق را خفه كرد و حالا بزرگترين درياچه جهان، ميهمان ناخوانده اي دارد به نام شانه دار؛ گونه اي ماهي ژله اي كه احتمالا از طريق آب توازن كشتي ها وارد درياي كاسپين شده است.

حضور اين گونه، علامت سئوالي براي اكوسيستم درياي خزر است. شانه دار در چرخه غذايي كاسپين هيچ پرداتور يا شكارگري ندارد تا جمعيتش را كنترل كند و بنابراين تا آنجا كه نبايد، جمعيتش رو به تزايد گذاشته است.

از سوي ديگر اكوسيستم درياي كاسپين به دليل بسته بودن (تنها راه مبادلاتي آن كانال ولگادن است كه آن را در ارتباط با درياي سياه قرار مي دهد) و راه نداشتن به آبهاي آزاد، از تنوع گونه اي بسيار محدودي برخوردار است كه طي ميليون ها سال تجربه طبيعت، روش زندگي در كنار يكديگر را آموخته اند.

گونه هاي ضعيف غيرسازگار حذف شده اند و گونه هاي قوي تر باقيمانده اند و با هزاران بالا و پايين بالاخره چرخه اين زيستگاه به ثبات رسيده است، آن هم با گونه هايي محدود. بنابراين بي دليل نيست كه در برابر گونه اي تازه وارد، تمام چرخه ها و نظم اين سيستم به هم ريخته و اينچنين درهم كوبيده شود. حالا ديگر تصور اينكه يك سيستم به علت بسته بودن مي تواند از خطرات احتمالي در امان باشد، از بين رفته است. تازه آرام آرام كارشناسان به اين نتيجه رسيده اند كه قبل از ورود يك گونه جديد به يك سيستم به ثبات رسيده بايد به اندازه عمر آن سيستم تجربه داشته باشند.

 

شانه دار مهاجم تعادل زيست محيطی خزر را برهم زده و خساراتی وارد کرده است
مبارزه با جانور مهاجمی که با بر هم زدن تعادل چرخه حيات دريايی در خزر باعث کاهش شديد موجودی ماهی کيلکا در اين دريا شده و حيات ماهيان خاوياری را به خطر انداخته است به زودی آغاز خواهد شد.
نام اين جانور ژله مانند و شفاف، که به شانه‌دار مهاجم معروف شده، Mnemiopsis leidyi يا Comb Jelly fish است که با تغذيه از پلانکتون ها – که خوراک اصلی ماهيان کيلکا را تشکيل می دهد – جمعيت اين ماهيان را به شدت کاهش داده است.
شانه دار مهاجم به احتمال زياد ازطريق آب کشتی ها يا از مسير کانال ولگا – دن، يا هر دو طريق وارد خزر شده و ميزان مصرف پلانکتونها توسط آن در حدی بوده که کيلکاها گرسنه مانده و از تعدادشان کاسته شده است.

شانه دار مهاجم که جانوری ژله مانند و شفاف است و طول آن تنها به حدود ۵ ميلی متر و حداکثر ۶ سانتی متر می رسد به احتمال زياد ازطريق آب کشتی ها يا از مسير کانال ولگا – دن، يا هر دو طريق وارد خزر شده است

موسسه مطالعات شيلات ايران تحقيقات گسترده ای را با همکاری پژوهشگران کشورهای ساحلی و کارشناسان خارجی انجام داده و مبارزه با مهاجم شانه دار دريای خزر به تصويب نمايندگان کشورهای ساحلی دريای خزر رسيده است و بعد از توافق نهايی مسوولان بلند پايه سياسی، کار مبارزه آغاز خواهد شد.

فصل دوم
خسارات ناشی از این تهاجم

خسارت شانه دار
بر اساس گزارش موسسه تحقيقات شيلات ايران توليد ماهيان کيلکا که در سال ۱۳۷۸ به ۹۵ هزارتن در سال رسيده بود در سال۱۳۸۱ به کمتر از ۲۷ هزار تن تقليل يافته است.
در نتيجه، تعداد زيادی از ۲۰۰ فروند لنج ماهيگری که در سواحل ايران مشغول صيد کيلکا بودند بی استفاده مانده و صيادان بيکار شده اند.
بخش اعظم فعاليت واحدهای صنعتی که بخش عمده ای از کيلکای صيد شده را به منظور افزودن به خوراک دام و طيور به آرد ماهی تبديل می کردند نيز متوقف شده است.
مجله علمی دانشگر، که از سوی مرکز تحقيقات سياست علمی کشور منتشر می شود، با انتشار گزارشی در باره اين جانور مهاجم، می نويسد “در سال ۱۳۷۸ صيادان ايرانی که در ساحل جنوبی خزر مشغول ماهيگيری بودند وقتی تور های خود را بالا کشيدند با جانوران ناشناخته ای رو برو شدند اما کمتر کسی فکر می کرد که اين موجود کوچک که اندازه آن حدود ۵ ميلی متر تا حداکثر ۶ سانتی متر است، بتواند حيات آبزيان خزر را به خطر بيندازد.

با تلاش موسسه تحقيقات شيلات ايران اين جانور شناسايی شد.
توليد ماهيان کيلکا در ايران که در سال ۱۳۷۸ به ۹۵ هزارتن در سال رسيده بود در سال۱۳۸۱ به کمتر از ۲۷ هزار تن تقليل يافت و تعداد زيادی از ۲۰۰ فروند لنج ماهيگری که در سواحل ايران مشغول صيد کيلکا بودند بی استفاده مانده و صيادان بيکار شده اند

اين جانور پيش از اين هم در سال ۱۹۸۲ اکوسيستم دريای سياه را برهم زده بود و بعدها در دريای آزوف خسارات فراوانی به جانداران دريايی وارد کرده بود.
موسسه تحقيقات شيلات ايران در سال ۱۳۷۴ احتمال ورود شانه دار مهاجم به دريای خزر را به اطلاع مسوولان رسانده بود اما تا سال ۱۳۸۰ که جمعيت ماهيان کليکا به شدت کاهش يافت حضور اين جانور در دريای خزر جدی گرفته نشد.

دانشگر در باره فعاليت های پژوهشی ايران برای مبارزه با اين جانور می نويسد “در همين فاصله موسسه تحقيقات شيلات ايران پژوهش های مفصلی را در زمينه پراکنش و فراوانی، تغذيه، شيوه های مبارزه و کنترل آن انجام داد”

در سال ۱۳۸۰ کميته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دريای خزر تشکيل شد و گزارشی از پژوهش های انجام شده را به اجلاس برنامه محيط زيست دريای خزر ارايه داد که با حضور کشورهای حاشيه دريای خزر در باکو پايتخت آذربايجان تشکيل شده بود.

به نوشته دانشگر، پژوهشگران ايرانی به اين نتيجه رسيده بودند که Beroe Ovata تنها شانه داری است که می تواند با شانه دار مهاجم مقابله کند زيرا قبلا در دريای سياه و آزوف امتحان خود را پس داده بود.
در دريای سياه و آزوف B. Ovata که همراه رقيب خود وارد آنجا شده بود توانست با مصرف شانه دار(M. leidyi) در مدت چند سال اکوسيستم آنجا را به حالت طبيعی برگرداند.
سوال اين است که چرا در خزر چنين اتفاقی به طور طبيعی روی نداد و شانه دار مهاجم توانست است بدون مزاحمت توليد مثل کند.

ممانعت از ورود دشمن
کارشناسان می گويند آب رودخانه ولگا، که بخش عمده آب خزر را تامين می کند، شيرين است و B.Ovata که نسبت به آب شيرين حساس است نمی تواند در آن زندگی کند در حالی که شانه دار M. leidyiخود را با آب شيرين تطبيق داده و توانسته است در بخش شمالی خزر بدون رقيب به تکثير بپردازد.
مجله دانشگر به نقل از کارشناسان می نويسد “اگر بپذيريم که هر دو شانه دار از راه ولگا وارد خزر شده اند B.Ovataدر همان نخستين مراحل ورود بر اثر آب شيرين تلف شده اما M. leidyi توانسته زنده بماند و خود را به بخش جنوبی خزر در سواحل ايران برساند.”

سواحل جنوبی خزر عمق بيشتری دارد، آب آن شورتر و دمای آن برای تکثير مناسب تر است به همين دليل تراکم اين شانه دار در سواحل ايران بسيار بيشتر از کشورهای ديگر حاشيه خزر است.

مصرف پلانکتونها باعث کاهش صيد کيلکاها شده است
سهراب رضوانی، رييس موسسه تحقيقات شيلات ايران می گويد “متاسفانه در فصل گرما آبهای دريای خزر در بسياری از نقاط وضع بحرانی دارد.”
اين جانور دو جنسی است و به سرعت تکثير می شود يعنی می تواند هر هفته ۶۰۰۰ تخم بگذارد که در عرض دو هفته به شانه دار بالغ تبديل می شوند و به نوبه خود توليد مثل می کنند.
کليکا ماهيان اولين قربانی اين جانور هستند، اما فوک ها و برخی گونه های ماهيان خاوياری که از کليکا تغذيه می کنند نيز در معرض خطر قرار دارند.
تحقيقات اوليه نشان می دهد با کاهش کليکا ماهيان، نرخ رشد و نرخ چاقی ماهيان خاوياری نيز کاهش يافته است.
بررسی ها برای روشن تر شدن تاثير و نقش اين شانه دار در ذخاير ديگر دريای خزر در دست انجام است و هنوز به نتايج قطعی نرسيده است.

تلاش ايران
ايران به منظور مبارزه با اين جانور مهاجم، که بقای آبزيان خزر را به خطر انداخته، کميته ملی نظارت بر مبارزه با شانه دار دريای خزر تشکيل داده است که نمايندگانی از دفتر رياست جمهوری، سازمان محيط زيست، سازمان مديريت و برنامه ريزی، سازمان بنادر وکشتيرانی و وزارت خانه های جهاد کشاورزی، علوم و امور خارجه عضويت دارند.

وضعیت پراکنش در دریای خزر

آقای رضوانی می گويد “بعد از توافق کشورهای ساحلی در زمينه پيوند زدن شانه دار B.Ovata ايران ماموريت يافت تا اثرات احتمالی اين کار را مورد بررسی قرار دهد و دولت هم ۶۰۰ ميليون تومان به اين کار اختصاص داد.”
يک تيم پژوهشی بين المللی مرکب از شش نفر از دانشمندان و کارشناسان ترکيه، روسيه، اکراين و ۲۰ نفر از کارشناسان ايرانی به مطالعات مشترک در مورد نحوه مقابله با شانه دار مهاجم پرداخته اند.

وضعیت پراکنش در دریای خزر

آزمايشگاهی نيز در ترکيه که در مبارزه با شانه دار مهاجم تجربياتی داشت تجهيز شد و مقداری از آب خزر به آنجا منتقل شد تا دانشمندان در مورد تکثير B.Ovata تحقيق کنند.
پژوهشگران ايرانی به اين نتيجه رسيده بودند که Beroe Ovata تنها شانه داری است که می تواند با شانه دار مهاجم مقابله کند زيرا قبلا در دريای سياه و آزوف امتحان خود را پس داده بود
اين تيم پژوهشی سرانجام به اين نتيجه رسيد که برای نجات آبزيان خزر بايد از B.Ovata کمک گرفت و با انتقال آن به دريای خزر مشکل را حل کرد اما چگونه بايد اين کار انجام شود.
به گفته حسين نگارستان، دبير ستاد ملی مبارزه با شانه دار مهاجم، “برای انتقال B.Ovata از دريای سياه به خزر بايد اين جانور را صيد کنيم و با ظرف های ده ليتری به وسيله هواپيما، به دريای خزر برسانيم. در هر ظرف می توان پنجاه B.Ovata را منتقل کرد.”