شايعترين آسيبهاي ورزشي در رشته فوتبال

هر رشته ورزشي نماي ويژه اي از آسيبها را نشان مي دهد . اكثريت آسيبهاي فوتباليستها شامل آسيبهاي نسج نرم ( تاندون و عضله ) و مفصلي هستند. كوفتگيها، پيچ خوردگيها (بويژه درمچ پا) و كشيدگي هاي عضلاني ۷۵% كل آسيبها را شامل مي شوند . اين آسيبها غالبا در اندام تحتاني رخ مي دهند، كه تقريبا ۶۰% يا بيشتر از كل آسيبهاي فوتبال را شامل ميشوند. مفاصلي كه اغلب اوقات درگير مي شوند زانو و مچ پا هستند. البته ورزش فوتبال مصون از آسيبهاي تنه، سر و اندام

فوقاني نيست. آسيب كمر ممكن است در مقايسه با آسيب عضلاني اندام تحتاني بيشتر به دور ماندن ورزشكار از صحنه رقابتها منتهي شود. آسيب صورت مي تواند در اثر برخورد آرنج يا سر بازيكن حريف در نبردهاي هوايي عارض شود. ضربه مغزي در مورد آخر يك خطر محسوب مي شود. برخي آسيبها باعث بروز تغييراتي در قوانين بازي اجراي آنها توسط داور شده اند. از آن جمله استفاده از آرنجها در ليگ فوتبال انگليسي ( فصل ۱۹۹۴) و تكل از پشت در جام جهاني ۱۹۹۴) ممنوع اعلام گرديدند.

آسيبهاي فوتبال از نظر علت پديد آورنده به چند دسته تقسيم مي شوند:
آسيبهاي مستقيم : از آنجا كه فوتبال يك ورزش پر برخورد است، غالب اوقات ضربه مستقيم به فوتباليستها اصابت مي كند. مثلا در طي تكل بازيكن حريف يا در اثر تصادم با يك بازيكن ديگر. اين ضربات به آسيبهاي كوفتگي (پارگي عروق خوني داخل نسوج نرم كه به تشكيل هماتوم مي انجامد) يا شكستگيهاي استخوان منتهي مي شوند.

آسيبهاي غيرمستقيم : اين آسيبها از نيروهايي كه در يك ساختار عضلاني اسكلتي در طي فعاليت ايجاد مي شوند، ناشي مي گردند. آسيب ممكن است در عضلات تاندونها، رباطها ، مفاصل و استخوانها مشاهده شود. اين نوع از آسيب غالبا در ابتدا يا انتهاي بازي و به خاطر گرم نكردن به ميزان كافي ، انعطاف پذيري ضعيف يا خستگي عارض مي گردد.

آسيبهاي ناشي از استعمال مفرط : در اثر حركات مستمر يا مكرر يا در نتيجه قرار گرفتن عضو در معرض فشارهايي زياد پديد مي آيند. اين آسيبها در اثر خطاهاي تمريني شامل گرم كردن ناكافي ، برنامه هاي تمريني بسيار شديد، افزايش ناگهاني در مدت تناوب يا شدت تمرين و بازپروري ناكافي آسيب قبلي هستند. ناهنجاري هاي بيومكانيكي شامل يكسان نبودن طول پاها، عدم انعطاف پذيري نسج نرم ، قرار گيري اندام در وضعيت بيومكانيكي نامناسب و سفتي مفصل ميباشند.
مشكلات كفش عبارت از عدم قابليت مناسب در استهلاك نيروي وارده ، محافظت ناكافي يا سايز نامناسب آن هستند.

 مسئول بروز آسيبها باشد. به عنوان مثال درصورتي كه زمين ناصاف و يا چمن و كف پوش آن از كيفيت مناسب برخوردار نباشد، شكستگيهاي تنشي، شكستگيهاي ظريف در استخوان قشري، از فشارهاي شديد ناشي مي شود و ممكن است در رده آسيبهاي استعمال مفرط قرار بگيرد. اين شكستگيها در استخوانهاي كف پا ، نازك ني و درشت ني شايعند.
آسيبهاي نسج نرم در فوتبال عبارتند از :

كشش بيش از حد يك رباط به پيچ خوردگي يا رگ به رگ شدن (Sprain) و كشش مفرط يك عضله به كشيدگي عضلاني (Strain) منجر مي گردند.
سه رده پيچ خوردگي رباطي و چهار رده كشيدگي عضلاني وجود دارد . در پيچ خوردگي درجه يك تنها تعدادي از رشته هاي رباط آسيب ديده اند. در پيچ خوردگي درجه يك تنها تعدادي از رشته هاي رباط آسيب ديده اند. در پيچ خوردگي درجه ۲ بيشتر رشته ها صدمه ديده اند و رباط دچار پارگي نسبي شده است. در پيچ خوردگي درجه ۳ رباط به طور كامل پاره شده و يكپارچگي مفصل از بين رفته و عمل جراحي موردنياز ميباشد.
كشيدگي هاي درجه ۱: آسيبهاي خفيفي هستند كه در آنها تنها تعداد كمي از رشته ها آسيب ديده اند و غلاف عضله سالم است. در كشيدگي درجه ۲ غلاف عضله كماكان سالم است ولي آسيب قابل ملاحظه اي به عروق خوني وارد شده است . در كشيدگي درجه ۳ غلاف عضله به طور ناكامل پاره شده است، خونريزي وسيع است و قسمت بزرگي از عضله درگير مي باشد. كشيدگي درجه ۴ پارگي كامل بطن عضله است و يك فاصله قابل لمس بين دو قسمت پاره شده وجود دارد و ترميم جراحي ضرورت دارد. پيچ خوردگيها و كشيدگيها ميتوانند مزمن يا حاد باشند .

مرده درد يا درد مبهم در فوتبال به دليل :
اگر چه آسيب عضلاني ممكن است شامل پارگي رشته هاي عضلاني باشد كه به جلوگيري از شركت فرد به مدت چندين روز يا هفته در تمرينات مي انجامد، ولي آسيب ميكروسكوپي و ظريف به عضله احتمالا باعث درد فوري اي نمي گردد. مرده درد يا درد مبهم (Soreness) ممكن است تا ۷۲-۴۸ ساعت پس از پايان تمرين به تعويق بيافتد.

كرامپ يا گرفتگي عضلاني چيست :
در كرامپ (گرفتگي) عضلاني، عضله دچار اسپاسم مي گردد ولي شل نمي شود. اين مورد اكثرا در حوالي انتهاي بازي يا در وقت اضافه بازي مشاهده مي گردد. عضلاتي كه معمولا درگير ميشوند شامل عضلات پشت ساق پا و چهار سر هستند. اين مشكل با كشش عضله مبتلا تسكين مي يابد . اين عارضه به خاطر كاهش ذخاير انرژي و وضعيت هيدراسيون نامناسب در عضله رخ مي دهد.

Shin Splint به معناي :
Shin Splint يك آسيب ناشي از استعمال مفرط است و اغلب در بازيكناني ديده مي شود كه روي زمين هاي سخت يا با كفش هاي نامناسب تمرين مي كنند. هر چند اين واژه به صورت عمومي براي توصيف درد در قسمت قدامي ساق پا بكار مي رود، ولي اساسا مترادف قدامي استخوان درشت ني ميباشد.
تفاوت بروز آسيبها در فوتبال با دو و ميداني :
اكثر آسيبهاي فوتبال به هنگام مسابقه رخ مي دهند. بر عكس ۴/۳ آسيبهاي دوندگان به زمان تمرين آنها بر ميگردد. به هنگام تمرين فوتبال به بازيكنان توصيه ميشود كه از تصادم و برخورد شديد اجتناب كنند. به علاوه بازيكنان اگر از ثابت بودن خود در تركيب تيم اطمينان داشته باشند. ممكن است از شدت تلاش خود در تمرين بكاهند. دوندگان چنين كاري را نمي كنند، چرا كه احساس مي كنند كارآيي آنها در مسابقه در اثر اختلال برنامه تمرين كاهش مي يابد .

براساس تحقيقات ، آسيبها درمسابقات حدودا سه برابر شايعتر از مشكلات زمان تمرين ميباشند كه اين مساله چه در مردان و چه در زنان صدق مي كند.
قلم بند يا ساق بند و كاربرد آن در بازيكنان فوتبال :

لگدهاي مستقيم به قسمت قدامي ساق پا در فوتبال كاملا شايعند و ميتوانند به شكستگيهاي استخوان درشت ني منتهي شوند. خوشبختانه استفاده از قلم بند (Shinguard) مي تواند بروز اين آسيبها را به نحو قابل ملاحظه اي كاهش دهد و به همين جهت استفاده از قلم بند امروزه در اغلب مسابقات الزامي است. براساس مطالعات انجام شده قلم بند با پخش كردن نيروي وارده درسطح وسيعتر از شدت نيرو ميكاهد . اگر چه اين اثر قلم بند براي پيشگيري از برخي شكستگيهاي درشت ني كافي است، ولي بيشتر در كاهش ميزان آسيبهاي نسج نرم به هنگام ضربه بيشترين تاثير را دارد.