شبكه شهري

مقدمه
اهميت شبكه شهري در جغرافياي سياسي و اقتصادي و به طور كلي پويش شهرنشيني يك منطقه به حدي است كه نياز به تاكيدي خاص در اين زمينه نيست. شبكه شهري هم به مفهوم فضايي آن يعني نحوه استقرار و توزيع شهرهاي مختلف (از نظر اندازه، جمعيت و غيره) و هم به مفهوم اقتصادي آن يعني نظام مبادله و داد و ستد بين شهرها بر اساس عملكردهاي پايه اي آنها هم حاصل و هم علت بسياري از مسائل و پديده هاي شهرنشيني معاصر است. (اعتماد، گيتي و ديگران- «شهرنشيني در ايران» – ۱۳۶۳- ص ۱۴۹)

عليرغم اينكه شهرنشيني در جهان سابقه چند هزار ساله دارد، ليكن شهرنشيني معاصر مولود انقلاب صنعتي است. انقلاب صنعتي تمدني است كه وابستگي به زمين نداشته و اساسا به قابليت هاي مغز انسانها وابستگي داشت.

ناگفته پيداست كه نوآوري صنعتي در درون يك نظام فئودالي امكان بارور شدن نداشت و تنها در داخل يك نظام بورژواري امكان شكوفايي تمدن صنعتي فراهم شد (بورژواها يا صاحبان حرف و پيشه وران طبقه‌اي بودند كه پايگاه اقتصادي شان در توليدات غير كشاورزي بوده و به فعاليت هايي چون تجارت و خدمات و .. مي پرداختند) در واقع انقلاب صنعتي از پيوند تاريخي صاحبان مغز (تكنوكرات‌ها) و صاحبان سرمايه (بورژواها) كه ساكن شهرها بودند به وقوع پيوست. با توجه به مكانيزمي كه انقلاب صنعتي در

زمينه انباشت سرمايه و فرآوري محصولات خام و سرعت توليد محصولات به وجود آورد نياز به نيروي كار عظيمي داشت كه اين نيرو صرفاً در شهرها كه مركز تجمع جمعيت بودند فراهم گرديده و كم كم ارتباط مستقيمي بين روند صنعتي شدن و توسعه شهرنشيني به وجود آمد. البته اين روند عمدتاً در كشورهاي توسعه يافته مصداق مي يابد به اين معنا كه در اين كشورها توسعه شهرنشيني همزمان با توسعه صنعتي شدن اتفاق افتاده ليكن در كشورهاي در حال توسعه شهرنشيني به عنوان يك پديده برونزا و بر پايه رشد خدمات شكل گرفته است. در واقع شهرنشيني معاصر در كشورهاي در حال توسعه به هيچ وجه ادامه شهرنشيني تاريخي اين كشورها نيست بلكه پويشي است كه از خارج تحميل شده و محصول روابط اقتصادي و اجتماعي اين كشورها با كشورهاي توسعه يافته صنعتي است. (عظيمي، ناصر- «پويش شهرنشيني و مباني

نظام شهري»- ۱۳۸۱- ص ۴۰)

به رغم تفاوت هاي بسياري كه در شكل و شيوه اين پويش در نقاط مختلف و در اقتصادهاي گوناگون جهان مشاهده شده، شهرنشيني در طول ۱۵۰ سال اخير در همه جاي جهان سير صعودي داشته و شبكه اي از شهرهاي جهاني، قاره اي، ملي و ناحيه اي را ايجاد نموده است. شناخت چگونگي اين شبكه عظيم انواع آن و عوامل موثر در پيدايش سيستم هاي شبكه شهري و مسائل ديگر محورهاي اين پژوهش را تشكيل مي دهد.

مفهوم شبكه شهري

مطالعه شبكه شهري به عنوان «گروهي از شهرهاي وابسته و مرتبط با يكديگر» در طول قرن بيستم از اهميت ويژه اي در برنامه ريزي ملي و منطقه اي برخوردار بوده است.

به درستي معلوم نيست كه واژه شبكه شهري از چه زماني و چگونه وارد ادبيات برنامه ريزي در ايران شده است. اين واژه برگرداني از واژه فرانسوي armature urban مي باشد كه به ويژه در مباحث آمايش سرزمين در آن كشور به طور گسترده كاربرد داشته است. در متون انگليسي اگر بخواهيم واژه اي معادل شبكه شهري بيابيم عبارت urban network نزديكترين عبارت به مفهوم مورد نظر است. با اين حال پس از طرح نظريه عمومي سيستمها توسط «برتالنفي» در سال ۱۹۵۴ و كاربرد وسيع آن در علو

م مختلف «برايان بري» جغرافيدان آمريكايي به سال ۱۹۶۴ در كتابي تحت عنوان «شهرها، نظامي درون نظام شهرها» كوشش كرد نظريه سيستم ها را در مطالعات منطقه اي و شهري نيز به كار گيرد. در همين كتاب بود كه او براي نخستين بار واژه «نظام شهري» را به مفهوم گروهي از شهرهاي وابسته و مرتبط به هم يعني همان مفهوم معادل شبكه شهرها به كار برد. (عظيمي، ناصر،«طرح كالبدي منطقه اي- روش شناسي شبكه سكونتگاه ها»- ۱۳۸۲-ص ۹)

شبكه شهري در بيشتر موارد به نظام وابستگي ها و ارتباط خارجي شهرها اطلاق مي شود كه مرزهاي آن همراه با توسعه تكنولوژي حمل و نقل و ارتباطات گسترش مي يابد. در واقع در هر شبكه شهري، شهرها به صورت شركا عمل مي كنند با اين تفاوت كه در اين روابط، سهم يكي بيشتر و سهم ديگري كمتر است. اين سودبري در بيشتر موارد از تقسيم كار ناحيه اي يا جهاني ناشي مي شود. شهرها در داخل شبكه شهري امتيازاتي كسب مي كنند كه به تنهايي توان كسب آن را ندارند. بيشتر شبكه هاي شهري پديده اي تاريخي هستند و در طول زمان تشكيل شده اند براي مثال يوناني‌ها در شبكه شهري خود،مستعمراتي از شهرك هاي جديد تشكيل داده

بودند. بيشتر شهرهاي ايتالياي جنوبي و سيسيل نظير ناپل مانند مستعمرات مادر شهرهاي يوناني عمل مي كردند. شهرهاي قرون وسطاي ايتالياي شمالي نظير ونيز، جنوا، فلورانس، پيزا و ميلان، شبكه هاي بزرگ شهري كه به طور عمده بر پايه روابط اقتصادي قرار داشت، در خشكي و دريا به وجود آورده و رم و پاريس كاركرد خود را به صورت مراكز فرهنگي در شبكه هاي وسيع شهري گسترش داده بود (شكويي، حسين- «ديدگاه هاي نو در جغرافياي شهري» – ۱۳۷۳- ص ۱۰۷- ۱۰۶)

به نظر دكتر رهنمايي مراد از شبكه شهري، هندسه فضايي شهرهاست كه البته شبكه شهري الزاما نظم هندسي ندارد و شهرها به اشكال مختلفي در شبكه هاي شهري پراكنده هستند. اين هندسه فضايي هم نمود ذهني دارد و هم نمود عيني. نمود ذهني آن به شكل مدل سازي هايي كه عمدتا از سوي جغرافيدانان براي شبكه هاي شهري ارائه شده است، مي باشد و نمود عيني آن در واقع همان واقعيتي است كه نحوه چيده مان شهرها بر روي عرصه هاي مختلف را نشان مي دهد، است.

سيستم شبكه شهري

همانطور كه مي دانيم سيستم به يك مجموعه بهم پيوسته گفته مي شود كه از اجزا مختلفي تشكيل گرديده و هر يك از اين اجزا ضمن اينكه وظيفه خاصي در كل سيستم برعهده دارند، در ارتباط متقابل با اجزا ديگر مي باشند. در واقع اجزا اين سيستم جهت رسيدن به يك هدف خاص- كه در سيستم هاي مختلف اين هدف تعريف مي شود- در يك كليتي سامان يافته اند كه به اين كليت سيستم اطلاق مي شود. هر سيستمي يك ورودي و يك خروجي دارد. به عنوان مثال چنانچه يك اتومبيل را به

عنوان يك سيستم را در نظر آوريم اجزا مختلف اين اتومبيل اعم از شمع و پلاتين و كاربوراتور و سيلندر و چرخ و … به عنوان عناصر ورودي (input) سيستم بوده كه در يك نظام هدفمند قرار گرفته اند تا هدف سيستم كه همانا حركت اتومبيل است را تحقق بخشند. حركت اتومبيل در اينجا به عنوان خروجي سيتسم (out put) مي باشد. چنانچه هر يك از اجزا سيستم به درستي به وظايف خود عمل نكند هدف نهايي تحقق نخواهد يافت و لذا در درون يك سيستم نوعي تقسيم وظايف صورت گرفته تا اين سامانه دچار اختلال نشود.

چنانچه شبكه شهري را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريم يكي از مختصات بسيار برجسته اين سيستم (سامانه) تفكيك و تخصيص عملكردهاست. به اين معنا كه وظايف و عملكردها بر اساس يك مختصات و الزاماتي ميان اجزا مختلف اين سيستم (شهرهاي مختلف در مقياس جهان- يا يك كشور يا يك منطقه) تقسيم مي شود و علت اينكه در بسياري از شهرها شبكه شهري دچار اختلال شده و مشكلاتي از قبيل عدم تعادل عرضه و تقاضا، بحران مسكن، ترافيك و… بروز مي نمايد به اين دليل

است كه اين شهرها در قالب يك سيستم طراحي و تعريف نشده اند و اجزا آنها وظايف خود را به خوبي انجام نمي دهند. همچنين علت اينكه در ميان شهرها نوعي برتري يا هژموني به وجود مي آيد از ارتباط سيستمي شهرها ناشي مي شود مفهوم اين موضوع اين است كه برخي عملكردها در برخي شهرها بنا به دلايلي مختل گرديده و شهر ديگري اين عملكرد را به خوبي ارائه مي كند. برخي شهرها شرايط برخي عملكردها را داشته و آن عملكرد را در سيستم شبكه شهري به عهده گرفته اند. چنانچه در اين سيستم يك شهر شرايط و الزامات يك عملكرد را نداشته باشد ولي مبادرت به ارائه اين نقش بنمايد در واقع اين شهر اين عملكرد را به بهاي از دست دادن عملكردهاي ديگرش عهده دار شده است.

عملكرد شبكه شهري به شكل سيستماتيك باعث پويايي شهرها شده و كيفيت و تنوع ارائه خدمات و عملكردها را ارتقا مي بخشد. بالعكس چنانچه اين شهرها در داخل سيستم شبكه شهري عمل ننمايد به زودي دچار انحطاط خواهند شد.

مفهوم نظام شهري

نظام شهري كه در برخي منابع به كار رفته است همانطور كه پيشتر به آن اشاره گرديد معادل شبكه شهرها استفاده شده و عبارت از مجموعه اي از شهرهاي وابسته به همديگر است كه ساختار نظام سكونتگاه هاي شهري در يك ناحيه، منطقه، سرزمين و جهان را پديد مي آورند. نظام شهري تنها منحصر به مجموعه اي كالبدي از سكونتگاه هاي شهري نيست بلكه همچنين شامل جريان ها و ارتباطات ميان اين سكونتگاه ها نيز مي شود.

اين جريان ها عبارتند از: جريان جمعيت، سرمايه، عوامل توليد، ايده ها، اطلاعات و نوآوري ها. بر پايه اين تعريف نظام هاي شهري نظام هاي بازي هستند كه مطالعه درباره آنها مستلزم مطالعه روابط گسترده آنها با محيط پيرامون آنهاست. شهرها در نظام شهري از طريق ارتباطات زميني، هوايي و الكترونيكي، شبكه اي به وجود مي آورند كه در آن جرياني ازجمعيت، كالا، سرمايه و اطلاعات درگردش دائم است. در اين شبكه عموما سطوح «گره ها» با سطوح سلسله مراتب شهري متناظرند و گردش كالا سرمايه و اطلاعات در گره ها به تناسب اندازه آنها، كاركردهاي شهري معيني به عهده مي گيرند. در تقسيم كار اجتماعي، شهرهاي بزرگتر شبكه با تمركز طبقات اقتصادي و اجتماعي فوقاني جامعه و جذب و تمركز مازاد بيشتر، درآمد سرانه بالاتري را به خود اختصاص مي دهند و از اين رو قدرت فرماندهي خود را بر شهرهاي پايين تر نظام اعمال مي كنند. اين تسلط از طريق تمركز خدمات و كاركردهاي تخصصي بالاتر تكميل مي شود (عظيمي، ناصر- «پويش شهرنشيني و مباني نظام شهري» – ۱۳۸۱-ص ۵۳)

سلسله مراتب شهري و شاخص هاي موثر بر آن

يكي از خروجي هاي سيستم شبكه شهري، سلسله مراتب شهري است. ورود در مقوله روابط سيستماتيك و در اين ميان نقش و اهميت شهرها، تحقيق در مقايسه آنها را ضروري مي نمايد كه نتيجه منطقي آن به يك طبقه بندي منتهي مي شود. اين طبقه بندي مي تواند بر مبناي نقش شهرها بر مبناي سطوحي از ويژگي هاي

اقتصادي- اجتماعي و خدمات عمومي استوار باشد. بدين ترتيب شبكه شهري كه به تبع شرايط جغرافيايي با نظم فضايي خاصي شكل گرفته است مي تواند از نظر كمي (تعداد جمعيت) و يا از نظر كيفي (اهميت و نقش آنها) طبقه بندي و در نظمي از يك پايه و ارتقاع در رديف يا مرتبه اي پشت سر هم قرار گيرند كه اصطلاحا به نام «سلسله مراتب شهري» يا unban hierarchies ناميده مي شود (نظريان، اصغر- «جغرافيايي شهري ايران»- ۱۳۷۴- ص ۱۵۶)

 

در طبقه بندي كيفي شهرها سليقه هاي مختلفي به كار گرفته شده است كه از آن ميان مي توان ارزيابي سلسله مراتبي شهري يا سطح فعاليت شهرها در زمينه بخش سوم، فعاليت هاي شغلي يا ارزيابي سلسله مراتب بر مبناي تجهيزات و وسعت فضايي جاذبه شهري را نام برد. (همان ماخذ)

عليرغم اينكه در برخي منابع بر عامل جمعيت به عنوان يكي از شاخص هاي تعيين سلسله مراتب شهري تاكيد مي گردد اما بايستي اشاره كرد كه تعيين سلسله مراتب شهري بر اساس عملكرد و نقش (خصوصا عملكردهاي دائمي) شهرها اهميت بيشتري دارد. اين موضوع در خصوص شهرهاي كشورهاي در حال توسعه اهميت بيشتري مي يابد. چرا كه برخي از شهرهاي اين كشورها در مقاطعي بنا به دلايلي از جمله: ارتقا موقعيت شهر در سازمان اداري- سياسي كشور (به عنوان مثال كسب عنوان

مركز استان يا مركز شهرستان و …)به جذب جمعيت زيادي دست زده اند كه اين موضوع الزاما به معناي ارتقاي كيفي اين شهرها از نقطه نظر تجهيز زير ساخت هاي لازم براي كسب مراتب بالاتر شهري نمي باشد. پس درك سلسله مراتب شهري بر حسب مقوله هاي مختلف، متفاوت خواهد بود. به عنوان مثال با اينكه شهر اردبيل مركز استان اردبيل مي باشد اما از نظر عملكرد توريستي شهر سرعين در راس هرم سلسله مراتب شهري قرار مي گيرد نه شهر اردبيل. همچنين عليرغم اينكه شهر برلين پايتخت سياسي كشور آلمان است ليكن از نظر مركز ارتباطات هوايي شهر فرانكفورت و از نظر ارتباطات دريايي، شهر هامبورگ در راس هرم سلسله مراتب شهري شهر قرار خواهند گرفت. البته ناگفته نماند كه موقعيت جغرافياي شهر برلين- كه در حاشيه كشور آلمان قرار گرفته است- در اين امر بي تاثير نبوده و باعث شده كه عملكردهاي

مختلف در بين شهرهاي مختلف آن تقسيم گردد. عكس اين قضيه را در كشور فرانسه مي توان ديد. شهر پاريس به عنوان پايتخت اين كشور در مركز جغرافياي فرانسه واقع شده و خود به خود يك سيستم تمركزگرايي را بر نظام شبكه شهري اين كشور تحميل نموده است.

از اينجاست كه مباحث مربوط به تمركز زدايي (decentralization) از شهرهاي متمركز، بدون ايجاد زير ساخت هاي لازم در ساير شهرها نتايج مثبتي به بار نمي آورد.

الگوهاي نظام شهري

همانطور كه پيشتر اشاره شد سيستم هاي شبكه شهري داراي نمودهاي عيني و ذهني اند. نمودهاي ذهني يا نظري آن به شكل الگو يا مدل هايي از سوي جغرافيدانان و متخصصين ساير علوم مرتبط ارائه شده است كه قانونمنديهايي را براي چيدمان سكونتگاه هاي شهري در بر دارد. ذيلا به چندنمونه از اين الگوها اشاره مي شود:

۱- الگوي رتبه- اندازه

قديمي ترين الگويي كه به تجزيه و تحليل اندازه هاي شهري در نظام شهري پرداخته الگوي رتبه- اندازه شهري است اين الگو براي اولين بار از يك بررسي و مشاهده كاملا تجربي در سال ۱۹۱۳ به وسيله يك جغرافيدان آلماني به نام فليكس اوئرباخ پيشنهاد شد. وي ضمن مرتب كردن اندازه سكونتگاه هاي شهري منطقه اي در غرب آلمان

متوجه شد كه بين اندازه شهرها و رتبه آنها رابطه اي معكوس وجود دارد. او اين رابطه را بدين صورت بيان كرد:«اگر سكونتگاه ها را به ترتيب اندازه جمعيتي آنها مرتب كنيم، جمعيت شهرn ام برابر يك N ام بزرگترين شهر منطقه خواهد بود.» در واقع در اين الگو رابطه اي معكوس بين جمعيت هر شهر و رتبه آن در نظام شهري پديد مي آيد كه اصطلاحا قاعده رتبه- اندازه (The rank- size rule) ناميده شده است. اين قاعده در سال ۱۹۲۶ توسط لوتكا مورد استفاده قرار گرفته است و بالاخره در سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۹ اين قاعده توسط ژرژ كينگسلي زيپف (George kings ley zipf) به طور كامل فرمول بندي و مورد عمل واقع شده است. اين فرمول به صورت:n×۳=pn ×۲=p3 × p1=p2

معرفي شده است. به اعتقاد وي اگر اندازه و رتبه شهرهاي نظام شهري را در يك كاغذ لگاريتمي دو محوري ترسيم كنيم خط راستي با شيب ۱- تشكيل خواهد شد. اين خط شاخص استاندارد توزيع اندازه شهري در يك نظام شهري تلقي شده است و بنابراين انحراف از اين خط در واقع انحراف از اندازه مطلوب شهري به حساب مي آيد (عظيمي، ناصر- «پوشش شهرنشيني و مباني نظام شهري- ۱۳۸۱ – ص ۵۳-۵۴) در اين تئوري شهرها در يك سلسله مراتب آماري در يك منطقه يا كشور و در يك نظم رياضي مورد بررسي قرار مي گيرند. به دنبال ارائه اين تئوري مطالعات مختلفي در نواحي مختلف جهان از جمله ايزارد در سال ۱۹۵۶ در ايالات متحده آمريكا، استوارت در

سال ۱۹۵۸ در ۷۲ كشور جهان، بري در سال ۱۹۶۱ در ۳۸ كشور جهان و … شروع گرديد. عليرغم تفاوتها و اختلافات منطقه اي اين تئوري تا اندازه اي با واقعيت هاي موجود در كشورهاي پيشرفته مطابقت داشت ولي فرضيه و تئوري قابل انطباق با كل واقعيت هاي موجود در سطح جهاني نبوده است. با اين همه قانون ابزار و وسيله اي را براي ارزيابي سلسله مراتبي شهرها در اختيار پژوهشگران قرار مي دهد كه بدان وسيله با رعايت مجموعه عوامل جغرافيايي،
موقعيت هاي مكاني و نظام اداري گرايش به حد مطلوب را در سلسله مراتب شهري القا مي نمايد. (نظريان، اصغر- «جغرافيايي شهري ايران» – ۱۳۷۴- ص ۱۵۸)

۲-الگوي رتبه- اندازه از ديدگاه بري

برايان بري جغرافيدان آمريكايي با الهام از ايده مدل سايمون (زيست شناس) و با به كارگيري روش شناسي ديگري در الگوي رتبه- اندازه به مدل متفاوتي دست يافت او ابتدا ۳۸ كشور جهان را براي آزمودن نظريه خود برگزيد. هر چند بري اعلام نمود كه اين كشورها بر پايه سهولت دسترسي به داده هاي آماري آنها گزينش شده اند، ليكن مدل به دست آمده از اين مطالعه به دليل تنوع ساختار سياسي، اقتصادي و اجتماعي كشورهاي منتخب، واجد اهميت زياد بوده و تاكنون مرجع مطالعات بسياري بوده است.

بري پس از انتخاب اين كشورها، جمعيت شهرهاي بالاي ۲۰ هزار نفر را به ۶ طبقه ۲۰-۵۰ هزار نفر ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر، ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر ۵۰۰-۱۰۰۰۰۰۰ نفر و بالاي يك ميليون نفر تقسيم و سپس درصد فراواني هاي تراكمي هر كدام از طبقات جمعيتي را بر روي كاغذ احتمال لگاريتمي ترسيم نمود. در اين نمودارها هر كشوري كه داراي توزيع اندازه شهري بر اساس قاعده و رتبه اندازه بود منحني توزيع آن به صورت يك خط راست به دست آمده كه بري آن را توزيع لوگ نرمال ناميده است. ۱۳ كشور از ۳۸ كشور مذكور داراي توزيع لوگ نرمال بودند. ۱۵ كشور توزيع نخست شهري را به نمايش گذاشتند و ۹ كشور ديگر داراي توزيع اندازه- شهر بينابيني (Intermediate) يعني بين توزيع رتبه- اندازه و نخست شهري بودند. در اين ميان انگلستان- ويلز داراي مورد ويژه اي بود كه منحني توزيع آن شباهتي به توزيع هيچكدام از ۳۷ كشور ديگر نداشت در اين الگو شهرهاي نخست به انتهاي يك توزيع لوگ نرمال كامل در سطوح پايين تر سلسله مراتب شهري وصل مي گردند. بري همچنين دريافت كه بين سطوح «توسعه اقتصادي» و توزيع رتبه- اندازه رابطه «همبستگي» وجود ندارد. او معتقد بود كه توزيع نخست شهري در كشورهاي پيشرفته عموما در كشورهاي «بسيار كوچك» به وجود مي آيد و توزيع لوگ نرمال در كشورهاي كمتر توسعه يافته عموما شامل آن كشورهايي مي شود كه «بسيار بزرگ و داراي سابقه طولاني شهرنشيني» هستند.

۳-الگوي نخست شهري و شاخص چهار شهر

در سال ۱۹۳۹ يك جغرافيدان آمريكايي به نام مارك جفرسون در كتابي تحت عنوان «قانون نخست شهري» (The law of primate city) اين ايده را كه در برخي نظام هاي شهري، شهرهاي نخست به شكل بي قواره اي بزرگ مي شوند، طرح كرد. او براي اولين بار واژه «نخست شهر» را براي چنين شهرهايي ابداع كرد. برخي پژوهشگران نيز نخست شهري را به ماكروسفالي تعبير كرده اند كه در آن نظام شهري داراي سري بي اندازه بزرگ و تني لاغر و نحيف است (پل سينجر، ۱۳۵۸-ص۸۹ به نقل از عظيمي- ۱۳۸۱-ص ۶۵) در ايران نيز گفتارهايي كه همواره به سنگيني سربزرگ تهران بر جثه نحيف ايران سخن مي گفتند اغلب معطوف به همين ايده بود. (توفيق- فيروز، «شبكه شهرها و خدمات- مباني نظري و ادبيات موجود»- ۱۳۷۶-ص ۲)

مارك جفرسون معتقد بود كه نخست شهري موقعي به وجود مي آيد كه بزرگترين جمعيت شهر در يك نظام شهري چند برابر جمعيت شهر دوم باشد و بدين وسيله كوشش كرد براي آن شاخصي بيابد تا بتوان آن را از نظام هاي شهري ديگر تشخيص داد. بر اساس مدل جفرسون محاسبه بر اساس نسبت جمعيت شهر نخست به جمعيت شهر دوم انجام مي گرفت. روش نسبي وي در سالهاي بعد به اشكال كاملتري طرح گرديد از جمله كلارك پيشنهاد كرد كه بهتر است به جاي ۲ شهر ۴ شهر اول نظام شهري براي محاسبه انتخاب گردد از همين رو وي اصطلاح «شاخص چهار شهر» (Four city index) را پيشنهاد كرد كه در آن نسبت شهر نخست به سه شهر بعدي نظام شهري به كار گرفته مي شد.

۴-الگوي مكان مركزي

بررسي قاعده رتبه- اندازه نشان داد كه الگوي آن در جهت تبيين الگوهاي فضايي سكونتگاه ها نيست و اگر چه نتايج به دست آمده ممكن است به طور انتزاعي واجد برخي مفاهيم فضايي باشد، ليكن هدف اصلي الگوي رتبه- اندازه تبيين توزيع اندازه شهرهاست. بنابراين الگوي مذكور قادر به ارائه تصوير فضايي از سكونتگاه هاي شهري نيست.

از اين رو در بررسي نظريه مكان مركزي (Central place theory) كه هدف آن ارائه الگويي به منظور تبيين فضايي سكونتگاه هاست مي توان از زاويه اي ديگر به مسئله اي واحد پرداخت. به طور كلي فشرده اصول و پيش فرض هاي اساسي نظريه هاي مكاني كه گارنر آنها را معرفي كرده است به شرح ذيل است:

الف- توزيع فضايي انسان بازتابي از انطباق منظم با عامل فاصله است. «فاصله» از عناصر مهم فضا محسوب مي شود. در واقع اگر همه پديده ها در يك مكان و زمان متمركز مي شدند اساسا نه «الگوها» نه «تنوع فضايي» و نه «افتراق ناحيه اي» (areal differentiation) پديد مي آمد.

ب- انسانها عموما تمايل دارند كه در هنگام حركت، فاصله را به حداقل برسانند. اين مفهوم به طور كلي تحت عنوان «قانون حداقل كوشش» (law of minimum effort) يا «اصل كمترين كوشش» (principle of least effort) توسط لوش و زيپف در مدل هاي فضايي طرح گرديد. اين مفهوم بيانگر آن است كه انسانها براي رسيدن به مقصد اغلب كوتاهترين فاصله را بين دو نقطه انتخاب مي كنند.

ج- مكانها اغلب از نظر دسترسي (accessibility) داراي قابليت هاي متفاوتي هستند و از اين رو برخي از آنها موقعيت دسترسي بهتري نسبت به ديگري دارند. به طور ضمني قابليت دسترسي را مي توان سهولت دستيابي به يك مكان دانست به همين سبب كيفيت هاي متفاوتي از مكان و موقعيت وجود دارد.

د- به خاطر مزيت صرفه جويي هاي مقياس (economies of scale) فعاليت هاي انساني گرايش به تجمع دارند. تمركز فعاليت هاي در شكل دهي سكونتگاه ها مي تواند به عنوان بازتابي از صرفه جويي هاي مقياس و تجمع تلقي شود.

ه- سازمان يا بي فعاليت انساني ضرورتا شكل سلسله مراتبي پيدا مي كند. اين واقعيت اگر چه ممكن است نمود فضايي آشكاري پيدا نكند به هر حال يك وجه اساسي از ساختار فضايي الگوهاي سكونتگاهي و محصول رابطه متقابل بين گرايش به تجمع و قابليت دسترسي به مكان است. به عبارت ديگر مكانهاي با دسترسي بهتر، زمينه هاي مناسبت تري براي مجموعه هاي بزرگتر فراهم مي كنند. در واقع يكي از مفاهيم ضمني واقعيت فوق اين است كه در هر منطقه اي، سلسله مراتبي از مكانهاي يا قابليت دسترسي متفاوت وجود دارد كه خود يكي از عوامل مهم سلسله مراتبي شدن سكونتگاه هاست.

و- انسان در اشغال فضا تمايل به خلق نقطه كانوني دارد. اين ايده شالوده مفهوم «گره» (node) و «منطقه كاركردي» (functional region) را تشكيل مي دهد و پايه مدل هاي حركت و مكان گزيني فعاليت هاي معين در منطقه است. گره ها در واقع همان فعاليت انساني سازمان داده شده در مجموعه هاي با اندازه هاي گوناگون هستند نظر به اينكه اين مجموعه ها به صورت سلسله مراتبي سازمان مي يابند نتيجه آن مي شود كه سلسله مراتبي از مناطق كانوني (focal regions) با اندازه هاي گوناگون پديد آيد.

در قالب الگوي مكان مركزي، گالپين در سال ۱۹۱۵، والتر كريستالر در سال ۱۹۳۳ اگوست لوش در سال ۱۹۳۹ مدل هاي مكاني خود را ارائه نمودند.

به رغم اهميت پايه اي نظريه مكان مركزي براي مطالعات شبكه اي و نظام شهري و به رغم اينكه پژوهشگران بعد از كريستالر و لوش تقريبا بدون استثنا در بيان و تنظيم نظريه هاي خود بخشي از عناصر نظريه مكان مركزي را نيز وام گرفته اند، اين نظريه بر فروضي استوار شده است كه با پيشرفت هاي فناوري و توسعه اقتصادي سالهاي بعد از نيمه قرن بيستم، و به ويژه انقلاب تكنولوژيكي، الكترونيكي و ارتباطي سالهاي دهه پاياني قرن بيستم بخش هاي عمده اي از اهميت نظري آن مورد ترديد قرار گرفته است.

علاوه بر اين در پويش زمان حداقل به دو دليل، اهميت نظريه امكان مركزي نقصان يافته است: اول به دليل اين كه نظريه مكان مركزي بيشتر مناسب يك نظام شهري ما قبل صنعتي و يا كمتر صنعتي محسوب مي شود و بهترين كاركرد آن در نواحي خوداتكا و با اقتصاد كشاورزي است و بنابراين براي نظام هاي شهر متاثر از صنعتي شدن سريع و در معرض شوك هاي بزرگ مقياس اقتصاد جهاني كمتر مناسب است. دومين دليل اين است كه در جغرافياي شهري نوين، سازمان فضايي جامعه (The spatial organization of society) جاي خود به سازمان اجتماعي فضا (The social organization of space) كه در آن عوامل اقتصادي، سياسي و فرهنگي اهميتي به مراتب بيشتر از عواملي چون هندسه و فاصله دارند، داده است. (عظيمي، ناصر- «پويش شهرنشيني و مباني نظام شهري»- ۱۳۸۱- ص ۹۱-۶۷) در اين زمينه به نظر جي شورت هنگامي كه مي توان از طريق اينترنت در هر نقطه اي از فضا و فاصله، خريد كرد اهميت مكان مركزي چون گذشته نخواهد بود و آستانه و برد كالا و خدمات نيز به گونه اي كه در تئوري مكان مركزي فرمول بندي شده است. مفهوم كاركردي سابق را از دست مي دهد. (Short, J.r.-“The unban order”- ۱۹۹۶-p. 65)

۵-مدل هاي جاذبه

يكي از مباحث مهم نظري در نظام شهري «مدل جاذبه» (Gravity model ) است كه به ويژه به عنوان يكي از دو مدل كاربردي در تعيين حوزه نفوذ شهرها از اهميت زيادي برخوردار است (مدل ديگر تحليل جريان هاست) اين مدل از كار پيشتازانه ويليام ريلي در كتابي تحت عنوان «قانون جاذبه خرده فروشي» در سال ۱۹۲۹ بنيان گذاشته شد. ريلي معتقد بود كه شباهت زيادي بين «ميدان شهري» و «ميدان جاذبه» وجود دارد. ميدان جاذبه در اين جا به همان مفهوم نيوتوني به كار رفته است. در اين مدل ريلي

فرض كرده است كه ميزان مراجعه جمعيت به فروشگاه هاي يك شهر رابطه معكوسي با فاصله بين جمعيت و شهر مورد نظر و رابطه مستقيم با تعداد جمعيت آن شهر دارد. از اين فرض او نقطه اي به نام نقطه شكست پيشنهاد كرد به دو متغير فاصله و جرم (جمعيت) ارتباط پيدا مي كند. اگر دو شهر داراي اندازه و سطح يكسان در شبكه شهري باشند نقطه شكست دقيقا در وسط دو شهر واقع مي شود. (محاسبه حوزه نفوذ به روش عمود منصف ميسرا نيز دقيقا به همين طريق است) اما اگر اين دو شه

ر هم اندازه و هم سطح نباشند، شهر بزرگتر براي جذب و كشش مصرف كنندگان، داراي قدرت بيشتري از شهر كوچكتر خواهد بود. در اين صورت نقطه شكست به تناسب اندازه شهر بزرگتر از آن فاصله مي گيرد و به شهر كوچكتر نزديك مي شود اين بدان معني است كه دايره نفوذ شهر بزرگ براي جذب مشتريان بزرگتر خواهد بود.

در مدل جاذبه علاوه بر جمعيت متغيرهاي ديگري از شهرها مي تواند مورد استفاده قرار گيرد. به عنوان مثال هر متغيري از شهرها مثل شاغلين و يا تعداد خرده فروشان كه در جاذبه يك شهر موثرند مي توانند به جاي جرم (در فرمول جاذبه نيوتون) مورد استفاده قرار گيرند. در مورد فاصله بين شهرها مي توان از فاصله هوايي، فاصله حمل و نقل جاده اي و يا به طور واقعي از هزينه مسافرت يا زمان مسافرت بين شهرها بهره گرفت. (Meyer, lain, etal- “settelment” -۱۹۸۱, p ,4)

۶- مدل مركز- پيرامون

مدل فضايي مركز- پيرامون كه توسط جان فريد من در سال ۱۹۶۶ با الهام از تجربه كشورهاي پيشرفته صنعتي پيشنهاد شد يكي از الگوهاي معروف توسعه اقتصادي است. اين مدل براي درك ساختار فضايي مناطق و پيش بيني تغيير و تحولات در روند توسعه از سوي فريد من عرضه گرديد. به نظر وي هر نظام جغرافيايي شامل دو زير نظام فضايي است كه يكي مركز كه قلب پيشتاز و پوياي نظام است و ديگري پيرامون كه مي توان آن را بقيه نظام به حساب آورد و در حالت وابستگي يا سلطه پذيري

نسبت به مركز قرار دارد. (هيلهورست، ژوزف- «برنامه ريزي منطقه اي» – ترجمه غلامرضا شيرازيان و ديگران- ۱۳۷۰ – ص ۲۶-۲۷) به نظر دكتر پاپلي رابطه مركز- پيرامون را اصولا مي توان رابطه اي استعماري دانست. معمولا بروز يك ساختار قطبي شده، با يك سري جابجايي هاي عوامل اصلي توليد از حاشيه به مركز همراه است تا موقعي كه پيرامون به صورت يك توليد كننده مواد اوليه و معدني باقي مي ماند، گرايش عمومي نرخ مبادله بين مناطق به طور كلي به نفع مركز ادامه خواهد يافت. (پاپلي يزدي، محمد حسين و حسين رجبي- «نظريه هاي شهر و پيرامون» – ۱۳۸۲- ص ۲۰۳ – ۲۰۴)

نظريه مركز- پيرامون بر پايه يكي از مهمترين نظريه هاي رشد اقتصادي تحت عنوان نظريه قطب رشد (Growth pole theory) ارائه شده است. نظريه قطب رشد در سال ۱۹۵۰ توسط فرانسوا پرو عرضه شد. وي معتقد بود كه رشد به طور همزمان در همه جا اتفاق نمي افتد بلكه ابتدا در نقاط يا قطب هاي رشد با درجات گوناگون ظاهر مي شود و سپس از مسير كانالهاي متعدد و با اثرات نهايي متفاوتي در كل اقتصاد انتشار مي يابد.

فريد من معتقد است كه مدل مركز- پيرامون در مقياس جهاني در درون نظام سرمايه داري و در مقياس ملي و محلي در آن كشورهايي كه توسعه صنعتي خود را ديرتر آغاز كرده اند، شكل مي گيرد. در مركز منابع و فعاليت هاي پيش برنده اقتصاد، به طور روز افزوني رونق مي گيرد در حاليكه پيرامون يعني آن بخش هايي كه با حداقل عنايت و توجه رو به رو بوده اند در فرآيند توسعه، حاشيه اي و توسعه نيافته باقي مي ماند. (عظيمي، ناصر- «پوشش شهرنشيني و نظام شهري»- ۱۳۸۱- ص ۱۰۰ و ۱۰۳)

۷-مدل نظام جهاني و نظام شهري جهاني

چارچوب تئوريك نظام جهاني (World system model) كه ايمانوئل والرشتاين آن را در كتابي تحت عنوان «نظام جديد جهاني» در سال ۱۹۷۴ انتشار داد، بر پايه نظريه وابستگي كه هسته اصلي آن انتقال مازاد از پيرامون به مركز است بنا شده است. مدل نظام جاني والرشتاين شباهت زيادي به ديدگاه متفكران مكتب وابستگي به ويژه گوندر فرانك دارد و تفاوت اصلي مدل وي در قائل شدن به ۳ قطب (به جاي ۲ قطب مركز و پيرامون) يعني قطب هاي مركز، پيرامون و شبه پيرامون است. در مدل والرشتاين سيستم كشورهاي مركز شامل دولت هاي مسلط كه از نظر اقتصادي و سياسي در مركز نظام جهاني واقع شده و كاراترين سيستم كشاورزي و صنعتي را به خود

اختصاص داده اند. كشورهاي پيرامون از لحاظ تكنولوژي چندان از پيچيدگي برخوردار نيستند و بيشتر مواد خام توليد مي كنند و ابزارهاي توليد و ماشين هاي به كار گرفته شده در آنها عموما كاربر هستند. كشورهاي شبه پيرامون كشورهايي هستند كه بين مركز و پيرامون قرار دارند. بخشي از فعاليت هاي اقتصادي آنها مشابه مركز و بخش ديگري از فعاليت هاي آنها مشابه پيرامون است و ساختار نظامي و اداري آنها نيز بين مركز و پيرامون واقع شده است. كشورهاي پيراموني توليد و صادرات كالاهاي كاربر و بدون تكنولوژي را بر عهده داشته است و برطرف كننده نيازهاي مركز و شبه پيرامون هستند و كشورهاي مركز كالاهاي سرمايه بر و تكنولوژي بر توليد كرده و به پيرامون و شبه پيرامون صادر مي كنند. كشورهاي شبه پيرامون نيز از يك سو از طرف مركز استثمار مي شوند و از سوي ديگر خود استثمار كننده كشورهاي پيراموني هستند. (همان ماخذ- ص۱۱۴- ۱۰۹)

عوامل موثر در پيدايش سيستم هاي شبكه شهري

عوامل مختلفي در پيدايش سيستم شبكه شهري دخيل هستند. مهمترين اين عوامل عبارتند از:

۱-وابستگي به عوامل طبيعي

اين عامل در واقع از نقطه نظر ايجاد بستر جغرافيايي مناسب براي ايجاد و رشد شهرها اهميت دارد خود اين عامل شامل موارد چندي است كه ذيلا به آنها اشاره مي شود.

۱-۱-استقرار شهرها در كنار رودخانه ها و سواحل

وجود منابع آبي مطمئن و كافي يكي از عوامل موثر در ايجاد و گسترش مراكز تمركز و سكونت جمعيت به شمار مي آيد استقرار انسانها در كنار رودخانه ها و سواحل در حوزه هاي اقليمي متفاوت يكسان نبوده و در اقاليم مختلف وابستگي مردم به منابع آبي دلايل متفاوتي داشته است. در مناطق خشك و نيمه خشك آسيا و از جمله در ايران وابستگي مردم به آب جهت مصارف آشاميدن و آبياري مزارع كشاورزي بوده است. (بر خلاف شهرهاي امروزي كه در آنها فعاليت كشاورزي ديده نمي شود و صرفا فعاليت هاي صنعتي و خدماتي در آنها مشاهده مي شود، شهرهاي قديمي نه تنها در داخل محدوده شهر مزارع و باغات كشاورزي داشته اند بلكه از پسكرانه هاي وسيع كشاورزي برخوردار بوده اند.)

در قاره اروپا وابستگي شهرها به منابع آب عمدتا به منظور حمل و نقل بوده است. (وجود كانال هاي مصنوعي آب در اروپا از اهميت حمل و نقل آبي در اين حوزه جغرافيايي حكايت دارد) وابستگي به منابع آب در پيدايش شبكه شهري ايالات متحده آمريكا نيز ديده مي شود. شهرهاي اطراف درپاچه هاي پنجگانه و شهرهايي كه در امتداد رودخانه مي سي سي پي شكل گرفته اند مصاديقي از اين مورد هستند. بر خلاف محور خطوط راه آهن كه شرق ايالات متحده را به غرب آن متصل مي نمود رودخانه مي سي سي پي در محور شمال به جنوب كشور جريان داشته و ارتباط اين دو حوزه را برقرار مي نمود. رودخانه ها گاه در جابجايي بيشتر شهرها نيز نقش داشته اند به

عنوان مثال سالها پيش در محل اتصال اروند رود به خليج فارس شهر ابوله قرار داشته ليكن در اثر پر شدن رسوبات اين رودخانه و ته نشين شدن اين رسوبات شهر ابوله مجبور به عقب نشيني شده و شهر فعلي بصره شكل گرفته است. اين قانونمندي در مورد برخي شهرهاي حاشيه رود نيل در مصر نيز حاكم است. در دوره هاي طغيان يا عقب نشيني رود نيل مراكز سكونتگاهي انسانها در حاشيه آن جابه جا گرديده است. جهت اطلاع و پيش بيني دوره هاي طغيان يا عقب نشيني رودخانه، از عهد مصر باستان آثاري در حاشيه نيل به جا مانده است.

دليل ديگر استقرار شهرها در كنار رودخانه ها، عامل دفاعي بوده است. رودخانه هايي كه خيلي عميق بوده و يا به شدت خروشان بوده اند در طول تاريخ به عنوان ديوار دفاعي در برابر حمله دشمنان به شهر محسوب مي شده اند.

۲-۱-استقرار شهرها در دشت هاي پايكوهي

كره زمين داراي ۲ كمربند كوهستاني عمده است. اول كمربند مياني (مزوژه) كه از اسپانيا تا چين كشيده شده است. و دوم كمربند pre-possific است كه از شمال قاره آمريكا تا آمريكاي جنوبي (محور كوههاي رشوز يا راكي- آند) امتداد يافته است. از نظر زمين شناسي و دانه بندي خاك هر چه از كوهستان به سمت پايين تر حركت نماييم دانه هاي خاك ريزتر مي شوند يعني خاكها تكامل يافته تر بوده و كيفيت بهتري دارند. در كشورهايي كه داراي مناطق كوهستاني هستند شهرها در مناطق پايكوهي شكل گرفته اند. شهرها تا قبل از عصر صنعتي شدن وابسته به مازاد كشاورزي روستاها بودند و لذا در مناطق پايكوهي جايي كه روستاييان امكان مبادله كالاهاي شهري و توليداتشان را داشته باشند شكل مي گرفتند، همچنين دشتهاي پايكوهي به دليل برخورداري از شيب مناسب امكان بهره برداري از منابع آب به شكل قنات و يا چشمه را به خوبي فراهم مي آورند. قنات به عنوان يكي از شگفت انگيزترين اختراعات ايرانيان سابقه ۳۰۰۰ ساله در فلات آذربايجان دارد. در واقع قنات يك چالش فكري و فيزيكي بين انسان و منابع آب بوده است.

در ايران فراوان ترين طيف تراكم شهرها را در ارتفاع ۲۰۰۰-۸۰۰ متر داريم. شهرهاي همدان، نهاوند، تويسركان، ملاير، قزوين، آبيك، كرج، تهران، ورامين، گرمسار، سمنان، دامغان، سبزه وار، اصفهان، كرمان، ايلام و … همگي شهرهاي پايكوهي هستند.

۳-۱-تبعيت شهرها از وضعيت ناهمواري ها

عامل ناهمواري و كوهستان ها نه به عنوان يك مانع كه به عنوان يك هدايت كننده براي استقرار شهرها مي باشند. طبيعتا شيب هاي تند مناطق كوهستاني امكان ساخت و ساز را نمي دهند (باستثنا ماسوله، رودبار، كندوان) در مناطق كوهستاني استقرار در دره ها صورت گرفته است.

۴-۱-پيروي از وضعيت اقليمي

از قديمي ترين چالش هاي انسان چالش با اقليم بوده است. شهرها در مناطقي استقرار مي يافتند كه حتي المقدور موانع اقليمي كمتري داشته باشند (مناطق كوهپايه اي و كوهستاني) هر چند كه پيروي استقرار سكونتگاه ها، با پيشرفت هاي تكنولوژيكي اندكي تعديل شده است، مورفولوژي فيزيكي شهرهاي سنتي ايران تا حد زيادي پاسخي فرهنگي- تاريخي به محيط طبيعي به ويژه شرايط اقليمي ايران است. به جز دو ناحيه باريك (يكي در طول ساحل درياي خزر و ديگري در طول دامنه هاي غربي كوههاي زاگرس) ايران يك كشور خشك محسوب مي شود. شرايط اقليمي آن به وسيله كمبود آب، فزوني گرفتن تبخير نسبت به ميزان بارش، تابش شديد آفتاب،

نوسانات زياد دماي روزانه و فصلي، بارشهاي سيلابي و ناگهاني و نامنظم و طوفانهاي مخرب ماسه و گرد و غباري مشخص مي شود. توسعه و شكل گيري شهرهاي ايران در طي هزاران سال در جهت مقابله با چنين شرايط اقليمي بوده است. در راستاي تطابق با اقليم خشن، برنامه ريزان شهري سنتي ايران آموختند كه اثر مستقيم تابش خورشيد را به حداقل برسانند و تاثيرات مخرب وزش بادهاي مضر و نامطبوع را كاهش و استفاده از سايه، نسيم و آب را به حد مطلوب خود برسانند. اهداف برنامه ريزان با ايجاد بافت متراكم و بهم فشرده شهري، توسعه الگوهاي خاص معابر و طراحي مساكن حياط دار متجلي گرديد (خيرآبادي، مسعود- «شهرهاي ايران» ترجمه حاتمي نژاد و مافي- ۱۳۷۶-ص ۳۶-۳۴)

۲-وابستگي به عوامل سياسي

اين عامل از وجوه مختلف قابل بررسي است:

۱-۲-دوري يا نزديكي به مرزهاي حساس سياسي

بسته به سطح تعاملات سياسي بين دو كشور شبكه شهري كشورها در حواشي مرزها گسترش يافته يا محدود مي گردد. چنانچه دو كشور داراي تعاملات گسترده سياسي باشند به طور طبيعي ارتباط و تعامل در زمينه هاي فرهنگ، تجارت، گردشگري و … در ابتداي مرزها ايجاد مي شود كه به دنبال خود ايجاد يا گسترش شبكه شهري را در امتداد مرزها دارد. اما چنانچه ارتباط سياسي و روابط بين دو كشور از سطح خوبي برخوردار نباشد، گسترش شبكه شهري در خطوط مرزي اتفاق نيفتاده و يا با احتياط با آن برخورد مي شود.

۲-۲-اعمال مديريت و حاكميت در نواحي ژئوپولتيكي

مناطق ژئوپولتيك مناطقي هستند كه از نظر سياسي از اهميت زيادي برخوردارند. مديريت و حاكميت بر اين مناطق با توجه به وضعيت سياسي حاكم بر كشورهاي همجوار صورت مي گيرد. به عنوان مثال سياست ژئوپولتيكي ايران در مرزهاي غربي كشور، از زمان كودتاي عبدالكريم قاسم ( ۱۹۵۸ م– ۱۳۳۷ ش) در عراق تاكيد بر تقويت شهرهاي مرزي دارد. در سال ۱۳۳۵ در استان ايلام فقط ۳ نقطه شهري (ايلام، دره شهر، دهلران) در استان كردستان نيز ۳ نقطه شهري (سنندج، سقز، بيجار) وجود داشت. در حاليكه امروزه هر كدام از اين استانها در حدود ۱۵ نقطه شهري دارند. اين موضوع در راستاي سياست تقويت نقاط شهري مرزي صورت گرفته است. (ايجاد ديوار جمعيتي در مقابل حمله احتمالي عراق به ايران) عكس اين قضيه را در مرزهاي شمالي كشور شاهد هستيم. مديريت و حاكميت سياسي كشور بنا به دلايل سياسي تمايل به قرار گرفتن در صف كشورهاي طرفدار سوسياليسم نداشته است و از طرف ديگر كشور شوروي سابق از نظر نظامي به حدي قدرتمند بود كه سياست ديوار جمعيتي را در آن حوزه منتفي مي ساخت. اين عامل (مقابله جمعيتي) بين كشورهاي چين و تايوان و يا كشورهاي اروپاي شرقي پس از جنگ جهاني دوم نيز برقرار بوده است.

۳-۲-نفوذ تدريجي در عمق يك سرزمين

اين عامل در قالب كلونياليسم خصوصا در عصر اكتشافات جغرافيايي نقش زيادي در گسترش شبكه شهري در سرزمين هاي جديد داشته است. نيروهاي كلونيال براي نفوذ تدريجي (penetration) به پسكرانه ها (hinterlands) نياز به برخي پايگاه هاي بندري داشتند تا از طريق آن به پسكرانه ها نفوذ نمايند. مگاپوليس شرق آمريكا شبكه اي از شهرهاست كه براي نفوذ اروپائيان به اين قاره ايجاد شده اند. در حاشيه درياي مديترانه نيز مصاديقي از اين موضوع را مي توان يافت.

۳- وابستگي به عوامل اجتماعي

اين عامل به دو شكل قابل بررسي است:

الف: تقويت عملكرد در حوزه هاي فعال اجتماعي

همانگونه كه قبلا اشاره گرديد گسترش شهرنشيني با قدرت گرفتن بورژواها كه در شهرها ساكن بودند آغاز شد. بسته به اينكه كدام لايه اجتماعي فعال باشد، حوزه جغرافيايي همان لايه تقويت خواهد شد. به عنوان مثال در انقلاب كشاورزي لايه فعال اجتماعي، كشاورزان (هلندي هاي مهاجر يا بوئرها) بودند كه با پيشرفت فعاليت هاي كشاورزي باعث تقويت حوزه هاي جغرافيايي همچون پوتسدام در كنار برلين گرديدند. در دوره بعد يعني انقلاب صنعتي لايه اجتماعي فعال، بورژواها بودند كه با توسعه صنايع و كارگاه ها در شهرها باعث گسترش و توسعه شهرها گرديدند.

امروزه جهش و فعاليت بخش خدمات و لايه هاي اجتماعي فعال در اين بخش به مراتب بيش از كشاورزي و صنعت است.

ب: پويش اجتماعي و زايش شهرنشيني

زاد و ولد و مهاجرت از ديناميزم هاي پويش اجتماعي هستند. وقتي انبوهي از جمعيت از نقطه اي به نقطه ديگر مهاجرت مي كنند يك ديناميزم اجتماعي به وجود مي آيد. همانند مهاجرت اروپائيان به آمريكا يا مهاجرت يهوديان از كشورهاي مختلف به كشور اسرائيل كه اين ديناميزم اجتماعي به توسعه شهرنشيني در اين دو حوزه جغرافيايي انجاميده است.

همچنين گفته مي شود در آينده نزديك گتوهاي ثروتمندان باعث تغيير در نظام شبكه شهري خواهد شد. گتوهايي از اين نوع در يكي از جزاير قناري ايجاد شده است كه صرفا افراد سرشناس و ثروتمند دنيا در آنجا ساكن شده‌اند. در اين گتوها قيمت مساكن از ۵ ميليون دلار به بالاست.

۴- وابستگي به عوامل اقتصادي

۱-۴-وجود منابع اقتصادي همچون نفت و گاز

اين منابع كه مولود انقلاب صنعتي هستند در بسياري از مناطق دنيا باعث پيدايش شبكه شهري گرديده اند. اكتشاف منابع نفت و گاز و به دنبال آن ايجاد تجهيزات مربوط به استخراج و پالايش اين منابع منجر به ايجاد شهرهاي متعددي در حوزه جغرافيايي مختلف شده است. فلسفه وجودي شهرهاي آبادان، مسجد سليمان، گچساران، حميديه، هفتگل، عسلويه و … در ايران همين عامل بوده است.

همچنين وجود منابع معدني همچون زغال سنگ، سنگ آهن، مس و … نيز باعث ايجاد شهرهايي همچون زرند كرمان، گاجره وشمشك گرديده است.

۲-۴-پيدايش شهر در نتيجه عامل اقتصادي صيد

صيد منابع دريايي همچون ماهي، ميگو، صدف و … عامل ايجاد و گسترش شبكه شهري در بسياري از نقاط دنيا از جمله سواحل آمريكاي جنوبي، آفريقا هند، آسياي جنوب شرقي، استراليا و … بوده است. در ايران نيز بسياري از شهرهاي ساحل درياي عمان و خليج فارس و خصوصا سواحل درياي خزر بر اساس صيد ماهي، پرورش خاويار، پرورش صدف به منظور دستيابي به مرواريد و همچنين صنايع شيلات شكل گرفته است.

۳-۴-پيدايش شهر در نتيجه عامل توريسم

عامل توريسم يا پتانسيل هاي توريستي يكي از عوامل بسيار موثر در گسترش شبكه شهري است. كه البته اين عامل نيازمند پيش نيازهاي جغرافيايي است. بسته به نوع ارزش گذاري انسانها به عوامل جغرافيايي اين پيش نيازها فراهم شده يا از دست مي روند. به عبارت ديگر درك انسان از قابليت هاي جغرافيايي در همه جا يكسان نمي باشد. به عنوان مثال در كشورهاي عقب مانده يا در حال توسعه مناطق كوهستاني و دامنه هاي پربرف به عنوان عوامل محدود كننده طبيعي به حساب آمده و از نظر ارزش گذاري داراي ارزش منفي براي اين كشورها محسوب مي شوند. در حاليكه همين عامل (برف، شيب تند و …) در مناطق آلپي و كشورهاي پيشرفته اي همچون سوئيس و ايتاليا به عنوان عامل مثبتي در جهت توسعه تفريحات و ورزشهاي زمستاني تلقي گرديده و به عنوان مراكز جذب توريست از تمام دنيا مي گردند. همچنين عامل بيابان يا شن هاي خياباني در حاليكه در بعضي مناطق دنيا به عنوان عامل محدود كننده به حساب مي آيند، در برخي مناطق ديگر دنيا همچون امارات متحده عربي از شن هاي بياباني به عنوان يك پتانسيل جذب توريست استفاده مي شود. لذا معرفت شناسي انسان از طبيعت دائما در حال تحول بوده و در دوره هاي مختلف به اشكال گوناگون با بهره گيري از پتانسيل هاي طبيعي شبكه هاي شهري گسترش مي يابند. اساسا هر جا كه زمين داراي كاربردهاي تعريف شده مي باشد ارزش بالاتري مي يابد. يكي از كاربردهاي تعريف شده توريسم است. عملكرد صنعت توريسم تنها محدود به خود مناطق توريستي نبوده بلكه باعث رشد و گسترش بسياري از فعاليت هاي ديگر همچون صنعت بيمه، آژانس هاي مسافرتي، صنايع دستي و صنايع توليد محصولات ورزشي و صدها فعاليت ديگر مي شود كه همين فعاليت ها عاملي براي ايجاد شبكه اي از شهرها مي گردد.

۵- وابستگي به شبكه ارتباطي

وابستگي شبكه شهري به شبكه هاي ارتباطي در زمان هاي قديم بسيار مشهود بوده و شهرها عمدتا در مسير راه هاي تجارتي و مواصلاتي شكل مي گرفتند. شواهد بسياري از وابستگي شهرها به شبكه ارتباطي وجود دارد از جمله:

– در عصر كلونياليسم در سرزمين هاي جديد شهرها عموما در سواحل درياها كه لنگرگاه ناوگان حمل و نقل دريايي بوده اند شكل مي گرفتند.

– در بسياري از كشورها پيدايش و توسعه شهرها در كنار رودخانه هاي قابل كشتيراني جهت حمل و نقل تجاري و در سالهاي اخير حمل و نقل توريستي، بوده است. رودخانه هاي دانوب، البر و راين نقش اساسي در آرايش شبكه شهري مجاور خود داشته اند.

– جاده ابريشم كه از ۱۷ كشور عبور مي كرده و يا جاده شاهي كه از استخر تا شوش و آسياي صغير امتداد داشته نقش اساسي در گسترش شهرهاي زمان قديم داشته است. شهرهايي چون سبزه وار، دامغان، سمنان، بسطام، نيشابور، سياهكوه و … در مسير همين جاده هاي كاروان رو شكل گرفته اند. همچنين راه هاي قديمي و كاروان رو در رونق آبادي هاي واقع در مسير خود و تبديل آنها به نقاط شهري موثر بوده اند. خور، بيابانك، جندق، هرزويل، سراب و … نمونه هايي از اين آبادي هاست.

-كشيدن شدن خط راه آهن و ايجاد ايستگاه هايي در مسير آن نقش اساسي در ايجاد شبكه شهري ايالات متحده آمريكا از شرق به غرب آن داشته است.

– راه هاي توريستي در منطقه آلپ باعث ايجاد شهرهاي كوچك خطي در امتداد يك دره شده است.

از زماني كه نظام برنامه ريزي فضايي شكل گرفته و طرحهاي مختلفي همچون طرح آمايش سرزمين، طرح هاي كالبدي، طرحهاي جامع سرزمين، طرحهاي توسعه منطقه اي و … تهيه مي شود. نقش راه ها و ارتباطات زميني و دريايي و … در آرايش شبكه هاي شهري كم رنگ تر شده است. در واقع سابقا شهرها از مسير راه ها پيروي مي كردند ولي امروزه راه ها از مسير شبكه شهرها عبور مي نمايند. منتها جذابيت عامل راه به عنوان يك عامل تسهيل كننده ارتباطات در تبديل نقاط روستايي واقع در مسير راه ها به شهر با قدرت عمل مي كند. شهرهاي تاكستان، آوج، رزن، ابهر و خرمدره مصاديقي از اين مورد هستند.

انواع شبكه شهري

شبكه شهري در كشورهاي پيشرفته صنعتي به علت وجود عملكردها و فعاليت هاي سلسله مراتبي در شهرهاي مختلف و يكنواختي و همگوني نسبي امكانات اقتصادي- اجتماعي و فضايي بصورت كهكشاني است. يعني روستاهاي اطراف يك شهر كوچك خدمات اوليه خود را از اين شهر تامين مي كنند. اينگونه شهرها با يك شهر متوسط در ارتباط‌اند و در نهايت شهرهاي متوسط با شهرهاي بزرگ منطقه در ارتباط مستقيم و متقابل قرار مي گيرند . از اين رو پايتخت ها و يا بعضي از متروپل هاي اين كشورها نيز به علت وجود مراكز تصميم گيري (سياسي يا اقتصادي) از موقعيت ويژه اي برخوردارند.

در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه نظير ايران معمولا نقش مياني شهرهاي كوچك و متوسط (بين منطقه روستايي و شهري بزرگ) كم اهميت تر شده و در مقابل شهرهاي اصلي و بزرگ اهميت و رشد بيشتري مي يابند.

علت اين امر همان علل ايجاد تمركز در اين كشورها مي باشد كه عمدتا ناشي از كمبود زيرساخت ها تمركز سرمايه و ساير امكانات و به طور كلي عوامل متعدد اقتصادي- اجتماعي حاصل از رشد روابط سرمايه داري پيراموني است. حاصل اين پويش، يعني از ميان رفتن نقش مياني شهرهاي كوچك و متوسط در كشورهاي جهان سوم، پيدايش نوعي شبكه شهري است كه به آن شبكه زنجيره اي گويند. يعني هر شهر كوچك يا متوسط و حتي در مواردي هر روستا مستقيما و به صورت زنجيره اي با متروپل اصلي در ارتباط است (اعتماد- گيتي و ديگران- «شهرنشيني در ايران» – ۱۳۶۳- ص ۱۱۵-۱۱۶)

مروري بر شبكه شهري ايران

به طور كلي، با پيدايش يك شبكه شهري و چگونگي شكل گيري الگوي فضايي آن در يك منطقه يا يك كشور كه در طول تاريخ صورت مي گيرد، با شرايط متعدد اقتصادي- اجتماعي، اقليمي و جغرافيايي مرتبط است. در ايران نيز پيدايي شبكه شهري تابع اين قاعده كلي بوده است.

شبكه شهري ايران تا چند دهه قبل، از همگوني نسبي برخوردار بوده است، يعني بدون وجود يك كلانشهر يا متروپل اصلي كه همه فعاليت ها را به خود جذب كند و بر شبكه تاثير خاصي بگذارد، ارتباط ارگانيكي بين شهرهاي كوچك و بزرگ هر منطقه ازيك سو و شهرها و مراكز روستايي آنها از سوي ديگر برقرار بوده است. به عبارت ديگر هر منطقه شهر اصلي خود را دارا بود كه عملكردهاي مربوطه را انجام مي داد و از طريق اين مراكز منطقه اي بود كه هر منطقه با پايتخت در تماس قرار مي گرفت.

در شبكه شهري پيش سرمايه داري ايران مناطق از نظر روابط عملكردي بين شهر و روستا در زمينه خدمات و توليد، كم و بيش مشابه بودند، هر چند از نظر جغرافيايي هر يك ويژگي هاي خاص خود را داشتند. بنابراين هيچ منطقه اي بر ديگر مناطق امتياز فوق العاده اي نداشت، جز پايتخت كه آن هم در موارد خاصي بنابر موقعيت شهر و قدرت دستگاه حاكمه اهميت بيشتري مي يافت. زيرا با تغيير مداوم محل پايتخت (با تعويض هر سلسله حكومتي) امكان رشد بيش از حد يك پايتخت خاص از ميان مي رفت. در نتيجه اين يكنواختي، جابجايي چنداني از لحاظ نيروي كار يا جمعيت يا سرمايه در كل شبكه ديده نمي شد. (همان ماخذ، ص ۱۱۷ و ۱۲۱)

به دنبال تغييرات وسيعي كه در آغاز قرن چهاردهم هجري شمسي در كشوربه وجود آمد و به دنبال دگرگوني شرايط اقتصادي و اجتماعي نظام كاركرد شهرها رو به تغيير گذاشت. پيدايش كلانشهر ملي، كلان شهرهاي منطقه اي و تشديد تباينات منطقه اي به علت سرمايه گذاري ها و وابستگي به سرمايه داري پيراموني، خصوصيات فضايي جمعيت شهري ايران را تغيير داده و در تغيير كاركرد و نقش شهرها موثر واقع گرديد.

توسعه روابط سرمايه داري، عمده شدن صادرات نفت، تمركز سرمايه در شهرها، تشديد جريان سرمايه گذاري در آنها به خصوص در شهرهاي بزرگ تغيير الگوهاي توليد و مصرف، افزايش حجم واردات توليد خارجي، تغيير در نحوه استخراج مازاد اقتصاد محلي به دنبال انجام اصلاحات ارضي، توسعه شبكه ارتباطي و … تغييرات عمده اي در ساخت اشتغال، توليد و كاركرد شهرها به وجود آورده شهرها ضمن تغيير در كاركرد خود، فعاليت جديدي در زمينه خدمات آموزشي، فرهنگي، بهداشتي، درماني و … پيدا كردند.

موقعيت و جاذبه هاي ناحيه اي- منطقه اي آنها با بهره مندي از اين فعاليت ها افزايش يافته و در سازماندهي فضاي ملي نقش فعالي را بر عهده گرفتند. به دنبال اين تغييرات، ارتباط ارگانيكي شهر اصلي با منطقه نفوذ خود دچار دگرگوني شده و بسياري از شهرها كه كاركرد اصلي آنها استخراج مازاد اقتصاد محلي بود، علت وجودي خود را از دست دادند. (نظريان، اصغر- «جغرافياي شهري ايران»-۱۳۷۴- ص ۱۷۷)

در حال حاضر خصوصيات فضايي- جمعيتي شبكه شهري ايران را به گونه ذيل مي توان خلاصه كرد:

۱- در كل شبكه شهري ايران مسئله كلانشهري و تمركز متروپل به وضوح به چشم مي‌خورد. به نحوي كه وجود متروپل تهران از نظر فضايي- جمعيتي، عملكردي و غيره همه شبكه را تحت تاثير خود قرار داده و در شبكه هيچ گونه رقابتي در اين زمينه نسبت به تهران ديده نمي شود.

۲- به طور كلي در نقاطي كه يك شهر بزرگ به وجود آمده است (مانند اصفهان، مشهد، تبريز) كه خود حاصل شرايط تاريخي، اقتصادي و اجتماعي بوده است، شهر بزرگ ديگري به چشم نمي خورد و اين كلانشهر همه فعاليتها و رشد عمده منطقه را در زمينه هاي مختلف به خود اختصاص داده است. (اعتماد، گيتي و ديگران- «شهرنشيني در ايران»- ۱۳۶۳-ص ۱۲۱)

۳- گرايش به افزايش جمعيت در شهرهاي بزرگتر و افزايش تعداد شهرهاي كم جمعيت، اولي بر مبناي سياست اقتصادي و دومي بر مبناي سياست اداري كشور نمايان است.

۴- شهر تهران خارج از ترتيب نظام شهري در كشور به عنوان شهر برتر يا شهر نخستين تفوق و برتري خود را در زمينه هاي مختلف اقتصادي – اجتماعي حفظ كرده است. بدين ترتيب كشور ايران مثل اكثر كشورهاي جهان سوم داراي الگوي نخست شهري است.

۵- شهرهاي بزرگ كشور همچون مشهد، اصفهان، تبريز، شيراز، اهواز، كرمانشاه و قم با فاصله بيشتر در سطحي پائين‌تر از تهران و در سطحي بالاتر از ترتيب شهرها از پايين به بالا قرار گرفته اند. به عبارت ديگر اين ۷ شهر از شهر بالادست خود (تهران) و شهرهاي پايين دست خود بريده اند و در نظام سلسله مراتبي شهرهاي ايران گسستگي به وجود آورده اند. بدين ترتيب به تدريج زمينه هاي لازم براي پيوستن به شبكه جهاني و دايره سرمايه داري جهاني در سطوح بالاي سلسله مراتب شهري نمايان مي گردد. و شهر تهران با گرايش به تمركز و برتري در سطح ملي ضمن حفظ ارتباط با چند شهر بزرگ داخلي و با پولاريزاسيون كامل شبكه شهري در سطح ملي مجموعه عوامل رشد را به خود اختصاص داده و با پيوند با مادر شهرهاي جهاني موقعيت خود را در سطح جهاني به ضرر نظام شهري در سطح ملي تحكيم مي بخشد. (نظريان- اصغر- «جغرافياي شهري ايران»- ۱۳۷۴- ص ۱۶۴)

اشكال شبكه شهري در ايران و علل پيدايش آن

در سيستم شبكه شهري ايران ۳ شكل قابل شناسايي است كه به شرح ذيل مي باشند:

۱-سيستم شبكه شهري خطي

مصداق بارز شبكه شهري خطي، شهرهاي سواحل درياي خزر است. اين سيستم در درون خودش ۲ شبكه انشعابي دارد كه اين ۲ شبكه به شكل شعاعي هستند. از جمله شهر رشت به شكل شعاعي با شهرهاي بندرانزلي، خمام، كوچصفهان، رودبار، فومن و صومعه سرا و .. در ارتباط است و همچنين شهر ساري نيز با شهرهاي قائم شهر، بابل، نكا، بهشهر و … ارتباط به شكل شعاعي دارد. در حقيقت به وجود آمدن اين شبكه هاي انشعابي به نوعي سرريز عملكردي شبكه خطي به كانونهاي فرعي است.

هر چند كه به وجود آمدن شبكه خطي در امتداد سواحل يك امر اجتناب ناپذير است اما تا قبل از كشيدن شدن جاده كناري در زمان رضا شاه در امتداد ساحل درياي خزر وضعيت اروهيدروگرافي منطقه به عنوان يك عامل طبيعي بازدارنده (كوتاه بودن مسير رودخانه ها از سرچشمه تا مصب) مانع به وجود آمدن ارتباطات افقي (ايجاد شبكه خطي) گرديده و ارتباطات عمدتا به صورت عمودي (ارتباط سكونتگاه ها با پسكرانه هايشان در كوهستان البرز) بوده است. ليكن پس از احداث جاده كناري ارتباطات افقي بين ساكنين استان هاي گيلان و مازندران بيشتر شده و باعث گسترش شبكه شهري به شكل خطي شده است.

۲-سيستم شبكه شهري شعاعي (منظومه اي)

در اين سيستم يك شهر بزرگ موقعيت مركزي يافته و منظومه اي از شهرهاي كوچك در اطراف آن شكل مي گيرند. متناسب با شرايط طبيعي و محيطي دسترسي هايي از شهر مركزي به نقاط درجه ۲ و ۳ برقرار مي شود تا اين نقاط با مركز در ارتباط باشند. اين شكل از سيستم شبكه شهري الگويي است كه در ايران نمونه هاي زيادي از آن را داريم.

از جمله شهرهاي استان هاي همدان، خوزستان، شيراز، آذربايجان شرقي، لرستان و … همگي به صورت شعاعي شكل گرفته اند.

پيدايش الگوي شبكه شهري شعاعي در درجه اول تابعي است از شرايط جغرافيايي (خصوصا توپوگرافيكي) و در درجه دوم تابعي است از شبكه ارتباطات و دسترسي ها و در درجه سوم عملكرد شهر مركزي. الگوي شعاعي استان گيلان تا حدود زيادي از شرايط جغرافيايي تبعيت نموده الگوي شعاعي استان خوزستان خصوصا در محور جنوب و جنوب شرقي استان تابعي است از ارتباطات برون مرزي (كه عمدتا بر پايه اقتصاد نفت و اقتصاد تجاري است) و الگوي شعاعي اصفهان نيز تابعي است از فعاليت هاي آموزش عالي (دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتي اصفهان، دانشگاه آزاد واحد نجف‌آباد و خوراسگان خصوصا در محور شمال غرب و جنوب شهر اصفهان و فعاليت هاي كشاورزي واقع در محور غرب و فعاليت هاي صنعتي (فولاد مباركه در محور جنوب غربي شهر مركزي) بوده است.

۳-سيستم شبكه شهري قطاعي

در اين سيستم، شبكه اي از شهرها در امتداد كريدورهايي از شهر مركزي تشكيل مي شوند. چيدمان شهرهاي استان تهران نمونه اي از اين شكل شبكه شهري را به نمايش مي گذارد به عنوان مثال محورهاي كرج، شهريار، رباط كريم، ورامين،رودهن قابل ذكر هستند.

سخن پاياني

در پايان اين پژوهش يادآور مي گردد آنچه كه بيش از هر چيز در نظام شهري ايران به مانند بسياري از كشورهاي جهان سوم به چشم مي آيد رشد ماكروسفالي پايتخت همراه با زيرساخت نسبتا ضعيف اقتصادي (عملكرد عمدتا خدماتي) است كه اين رشد غير معقول و شتابزده نه تنها در مقياس منطقه اي بلكه در مقياس ملي، شبكه شهري كشور را متاثر كرده است.

همچنين نقش شهرهاي كوچك و مياني در نظام شهري ايران بسيار كم رنگ بوده و جز در مواردي خاص عملكردي در سطح موقعيت «شهر» ندارند اغلب شهرهاي مذكور به صرف افزايش جمعيت موقعيت شهري يافته و فاقد زير ساخت لازم براي زندگي شهري هستند.

لذا بررسي و شناخت دقيق شبكه شهري ايران به عنوان يكي از اولويت هاي اوليه در نظام برنامه ريزي كشور ضرورت داشته همچنين بررسي كامل و واقع بينانه اي از وضعيت سلسله مراتبي عملكرد شهرها در سطوح ملي و منطقه اي از اهميت فراواني برخوردار است. تا زمينه هاي انتقال آن بخش از عملكردهايي كه نياز به مقياس كوچكتري از جمعيت داشته و يا نيازمند ارتباط مستقيم و روزمره با سازمان هاي مسقر در پايتخت يا متروپل هاي منطقه اي را ندارند، به شهرهاي كوچكتر فراهم گردد. بديهي است توزيع متعادل جمعيت و عملكردها در سطح كشور بسياري از مشكلات ناشي از تراكم و تمركز در زمينه هاي مختلف همچون مسكن، اشتغال، آمد و شد و … را حل خواهد نمود.

فهرست منابع فارسي و انگليسي

اعتماد، گيتي و ديگران- «شهرنشيني در ايران»- انتشارات آگاه- ۱۳۶۳
پاپلي يزدي، محمدحسين و حسين رجبي سناجردي- «نظريه هاي شهر و پيرامون»- سمت- ۱۳۸۲
توفيق، فيروز- «شبكه شهرها و خدمات جلد اول- مباني نظري و ادبيات موجود»- مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران- ۱۳۷۶
جزوات درسي آقاي دكتر محمدتقي رهنمايي
خيرآبادي، مسعود- «شهرهاي ايران»- ترجمه حسين حاتمي نژاد و عزت الله مافي- نشر نيكا- ۱۳۷۶
سينجر، پل- «اقتصاد سياسي شهر»- ترجمه فرخ حساميان- نشر ايران- ۱۳۵۸
شكويي، حسين- «ديدگاه هاي نو در جغرافياي شهري»- انتشارات سمت- ۱۳۷۳
عظيمي، ناصر- «پويش شهرنشيني و مباني نظام شهري»- نشر نيكا- ۱۳۸۱
عظيمي، ناصر- «طرح هاي كالبدي ملي- روش شناسي شبكه سكونت گاه‌ها»- مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران- ۱۳۸۲
نظريان، اصغر- «جغرافياي شهري ايران»- انتشارات دانشگاه پيام نور- ۱۳۷۴
هيلهورست، ژوزف- «برنامه ريزي منطقه اي»- ترجمه غلامرضا شيرازيان و ديگران- سازمان برنامه و بودجه- ۱۳۷۰
Meyer, lain & Huggett Richard- “Settelment”- Harper and Raw- 1981.
Short, J. R- “The urban order”- Black well- 1996