شبكه كامپيوتري چيست؟
اتصال دو يا چند كامپيوتر را به يكديگر را شبكه كامپيوتري مي گويند. اين كار براي انتقال Data از يك يا چند كامپيوتر به يك يا چند كامپيوتر ديگر صورت مي گيرد. با اين كار سرعت دستيابي به اطلاعات بيشتر و وزمان مورد نياز براي پردازشهاي لازم برروي آن كوتاهتر خواهد شد. بنابراين با توجه به اين توضيح دو مطلب مهم در شبكه هاي كامپيوتري وجود دارد. اول اتصال كامپيوترها و دوم انتقال اطلاعات براي اينكار بايد قوانين وضع واجرا شوند تا اولا اتصال فيزيكي بين كامپيوترها بوجود آمده ثانيا اطلاعات منتقل شده با صحت وسلامت از مبدا به مقصد برسند.

در همين زمينه طي چند سال اخير شركتهاي بزرگ مانند
Digital Equipment Corp(DEC), IBM.Honeywellاستانداردهاي مختلفي را جهت اتصال كامپيوترها به يكديگر وانتقال Data ابداع كرده اند. بدليل لزوم همخواني مفاهيم شبكه ها و قوانين انتقال Data در سال ۱۹۸۴ در سازمان Intematinal Standard Organization (IEEE)Institate of Electical and Electronic Engineering (ISO) متفقا اقدام به پياده سازي مدل استانداردي براي طراحي وپياده سازي شبكه ها نموده اند.

انواع متداول شبكه ها:
شبكه هاي كامپيوتري متداولا به دودسته عمده تقسيم مي شوند.
-شبكه هاي محلي local Area Network) يا LAN)
-شبكه هاي گسترده Wude Area Network) يا(WAN

همانطور كه از نام هر يك از اين دو نوع شبكه پيداست وجه تمايز اصلي آنها در بزرگي يا كوچكي محدوده تحت پوشش آنهاست. يك LAN شبكه اي است ،محدوده اي كوچك، اين محدوده از يك دپارتمان واقع در بخشي ازيك سازمان كه در طبقه اي از ساختمان قرارگرفته تا تمامي دفاتر يك سازمان بزرگ كه در چند ساختمان و مجتمع نزديك به يكديگر واقع شده اند را شامل مي شود.

در مقايسه WAN شبكه اي است كه در آن ارتباط كامپيوترها در محدوده بين شهرها، كشورها وحتي تمام دنيا برقرار مي شود. براي درك تفاوت بين WAN,LAN از نظر جغرافيايي مي توان مثال خطوط تلفني را مطرح كرد.
ارتباط تلفني داخل شهري مثال مناسبي براي LAN ميباشد. در اين حالت ارتباط بين دستگاههاي تلفن در محدوده اي كوچك كه حداكثر مي تواند در دورترين دو نقطه از يك شهر واقع شده باشد برقرار مي شود. در حاليكه ارتباط بين شهري يا بين كشوري مثال خوبي براي WAN است. در اين حالت ارتباط بين دستگاههاي تلفن در فواصل طولاني تر مثلا بين دو شهر در يك كشور يا بين دو شهر در دوكشور برقرار مي شود.
يك تفاوت ديگر بين WAN,LAN در ماليكت تجهيزات شبكه است. به اين معني كه تمامي تجهيزات LAN عموما متعلق به يك سازمان مي باشد والبته متداولا متعلق به سازماني است كه شبكه در آن نصب شده است.
در حاليكه تجهيزات WAN ممكن است به افراد يا سازمانهاي مختلف تعلق داشته باشد.تفاوت عمده ديگر WAN,LAN در سرعت انتقال اطلاعات (Data Rate) وميزان خطاي رخ داده در اطلاعات منتقل شده (Error Rate) است. به دليل كوتاهي مسافتها درLAN ميتوان با استفاده از تجهيزات جديد و با هزينه هاي نسبتا پايين به سرعت انتقال اطلاعات تا ۱۰۰-Mbps نيز دست يافت. اين در حالي است كه در WAN با استفاده از خطوط ارتباطي E1,T1 حداكثر سرعت به ترتيب ۱٫۵۴۴Mbps و ۲٫۰۴۸Mbpsخواهد بود. همچنين به دليل مجتمع بودن تجهيزات LAN در يك محدوده كوچك تاثير عوامل محيطي مانند طوفان، رعد و برق وضعيت جوي روي خطوطي كه اطلاعات در آنها منتقل مي شوند بسياركم است در حاليكه اين احتمال در WAN به دليل بالابودن فاصله ها بيشتر مي باشد در نتيجه احتمال وقوع خطا بر روي اطلاعات منتقل شده در LAN نسبت به WAN بسيار كمتر است. يعني ميزان خطاي رخ داده در اطلاعات منتقل شده درLAN كمتر است. آخرين تفاوت بين اين دو نوع شبكه در نوع اطلاعات منتقل شده است.
متداولا اطلاعاتي كه در WAN منتقل مي شوند شامل Video, Voice, Data مي باشد در حاليكه اطلاعاتي كه در LAN منتقل مي شود. معمولا Primarily Data است. جدول مقايسه بين مشخصات اين دو نوع شبكه را به صورت خلاصه در زير مي بينيد..
WAN LAN مشخصات
در محدوده شهرها وكشورها محدود به يك يا چند ساختمان محدوده جغرافيايي تحت پوشش
بسيار پايين وحداكثر ۲٫۰۴۸Mbps عموما ۱۰Mbps مي تواند تا ۱۰۰Mbps نيز افزايش يابد سرعت انتقال اطلاعات

نرخ رخداد خطا در اطلاعات
متعلق به اشخاص يا سازمانهاي مختلف مي باشد متداولا متعلق به سازماني است كه شبكه در ان نصب شده مالكيت تجهيزات
Voice ,Data,Video Primarily Data نوع اطلاعات منتقل شده
مشخصات تكنيكي شبكه هاي محلي
توپولوژي:
دريك شبكه LAN ساختار يا طرح هندسي كابلهايي است كه كامپيوترها را به يكديگر متصل كرده است. به عبارت ديگر اينكه ايستگاههاي كاري(Workhstations) يا گره ها(Nodes) به چه ترتيبي در شبكه قرار گرفته اند را توپولوژي مي گويند.
توپولوژي هاي متداول LAN عبارتنداز Ring,Star,Bus.

اگر كليه نقاط شبكه به ترتيب و با استفاده از يك كابل طولاني مطابق شكل صفحه بعد به يكديگر متصل شده باشند توپولوژي شبكه Bus است همانطور كه از شكل نيز مشخص است تمامي ايستگاه هاي به طور همزمان مي توانند به اطلاعاتي كه روي كابل شبكه رد وبدل مي شود دسترسي داشته باشند. بنابراين هر يك از ايستگاهها مي توانند به طور مستقل به ايستگاه ديگر مرتبط شوند. بزرگترين شكل در اين توپولوژي اين است كه اگر كابل ارتباطي در نقطه اي صدمه ببنيد، تمام شبكه بخشي از آن از كار مي افتد.

اگر تمام ايستگاه هاي كاري در شبكه به يك نقطه مركزي متصل شده باشند به طوريكه تمام كنترلها در آن نقطه انجام شود يا به عبارتي كنترل كننده شبكه – كه در بخشهاي آتي مفصلا در مورد آن توضيح داده خواهد شد- در آن نقطه واقع شده باشد توپولوژي شبكه star است. در اين حالت دسترسي ايستگاهها به يكديگر مستقل نيست واز طريق كنترل كننده شبكه صورت مي گيرد. توپولوژي star را در شكل زير ملاحظه مي كنيد….

در اين كابل كشي خرابي اتصالات باعث اشكال در تمام شبكه يا ساير ايستگاهها نمي شود اما اگر كنترل كننده شبكه از كار بيفتد كليه فعاليتها در شبكه دچار اختلال مي شوند بنابراين كنترل كننده بايد بسيار قوي كردن هر يك از نودها ازشبكه به سادگي امكان پذير است. در توپولوژي Ringتمام ايستگاهها با استفاده از يك كابل كه به شكل حلقه درآورده است به يكديگر متصل هستند. در اين توپولوژي دسترسي هر يك از ايستگاههاي كاري به يكديگر با روش مخصوص و مديريت كنترل كننده شبكه صورت مي گيرد وچون استفاده از اين توپولوژي عموميت نداشته و كاربرد آن منحصر به موارد خاصي است از توضيح بيشتر راجع به آن خودداري مي شود.

توپولوژي هاي ديگري نيز در شبكه هاي LAN وجود دارند كه تركيبي از توپولوژي هاي گفته شده مي باشند يا به طور معمول غيرمتداول هستند. به همين دليل از توضيح راجع به آن ها خودداري مي شود.

محيط انتقال اطلاعات:
اتصال كامپيوترها درشبكه مي تواند با استفاده از محيطهاي انتقال مختلف مانند انواع كابل همچون كابلهاي Tuisted Pair كواكسيال يا فيبرنوري يا با استفاده از امواج راديويي صورت گيرد.هر يك از اين محيط ها داراي مزايا و معايب مخصوص به خود هستند اما عامل اساسي اختلاف بين آنهاقيمت،نحوه نصب و حداكثر سرعت ارتباطي در آنها مي باشد. نكته مهم ديگر اين است كه هر يك از محيطهاي انتقال در يكي از انواع توپولوژي ها قابل استفاده مي باشند. امروزه در شبكه هاي محلي عموما از كابلهاي Twisted Pair وكواكسيال استفاده ميشود.

كابل هاي Twisted Pair ارزانترين نوع كابل هاي ارتباطي در شبكه هستند وبه سادگي با استفاده از ابزارهاي ساده نصب شده وقابل بهره برداري مي باشند. ساختار اين كابل عبارت است از زوج سيستم تلفن هاي بهم تابيده كه هم زوج سيمها نيز در طول كابل به يكديگر تابيده شده اند. هر يك از زوج سيمهاي داخل اين كابل با يك رنگ از زوج هاي ديگر تفكيك شده اند. رنگهاي متداول اين زوجهاي عبارتست از نارنجي و نارنجي سفيد، سبز و سبز سفيد، قهوه اي وقهوه اي سفيد، آبي وآبي سفيد. اشكال اصلي اين كابل ضعيف بودن آن در مقابل تداخل هاي محيطي يا نويز (Noise) ميباشد. نوع معمولي اين كابلها كه بهUnshielded Twisted Pair UTD معروف هستند به علت ارزاني وانعطاف پذيري در شبكه هاي محلي با

توپولوژي star مصرف فراواني دارند. براي رفع مشكل عدم حفاظت اطلاعات منتقل شده در كابل UTP در مقابل تداخلهاي محيطي نوع ديگري ازاين كابل به نام (Shielded Twisted Pair)STD به بازار عرضه شده است.

تفاوت عمده اين كابل با نوع قبلي وجود يك لايه شيلد يا محافظ به صورت غلاف فلزي است كه به دور زوج سيمها قرار گرفته و در طرفين اتصال به زمين (Earth) متصل مي شود. نوع ديگر از كابلهاي متداول در LAN كابلهاي كواكسيال مي باشند. اين نوع كابل تقريبا بريا همه شناخته شده است زيرا در تمامي منازل براي اتصال آنتن به گيرنده تلويزيون مورد استفاده قرار مي گيرند. قيمت اين كابل در مقايسه با كابلهاي Twisted Pair نسبتا بيشتر است اما انتقال اطلاعات در آن با اطمينان بيشتري انجام مي شود. كابلهاي كواكسيال در توپولوژي Bus قابل استفاده مي باشند و با توجه به قطر آنها به دو نوع قطور (Thick) ونازك (Thin) تقسيم بندي مي شوند. كابلهاي Thick را ميتوان تا مسافتهاي حداكثر ۵۰۰ متر مورد استفاده قرار دارد اما ازكابلهاي نازك (Thin) فقط تا ۲۰۰ متر مي توان استفاده كرد.

روش دستيابي به اطلاعات:
براي انتقال اطلاعات يك كامپيوتر به سايركامپيوتر هاي شبكه، يا براي نصب يك كامپيوتر در شبكه لازم است يك اينترفيس يا رابط به نام كارت شبكه (Network Interface Card) يا مختصرا (NIC) در داخل كامپيوتر نصب شود. هر ايستگاه كاري شبكه و هر سرويس دهنده شبكه يا به عبارتي هر كامپيوتري كه به شبكه متصل مي شود بايد براي اين اتصال از يك كارت شبكه كه در داخل آن كامپيوتر نصب مي شود استفاده كند. براي اتصال كابل به كارت شبكه از كانكتورهاي مخصوص اينكار استفاده مي شود.
براي كابلهاي مختلف كانكتورهاي مختلف طراحي وساخته شده است مثلا كابلهاي Twisted Pair از كانكتورهاي Rj-45 استفاده مي كنند. يا براي اتصال كابلهاي كواكسيال به كارتهاي شبكه از كانكتورهاي BNC استفاده مي شود.

قوانين انتقال اطلاعات درشبكه:
قوانين حاكم بر انتقال Data در شبكه ها را پروتكل مي گويند. به تعداد موهاي سر يك آدم بسيار پرمو، پروتكل در مينا وجود دارد. اما در شبكه هاي محلي متداول پروتكل هاي محدودي مورد استفاده قرار مي گيرند. ضمنا براي انتقال اطلاعات از يك كامپيوتر به كامپيوتر ديگر از يك پروتكل منفرد استفاده نمي شود بلكه سلسله اي از پروتكلها بدنبال يكديگر و با سلسله مراتب مشخص فعاليت مي كنند تا اطلاعات در مسير مناسب جابجا شوند.

براي اجراي بهتر پروتكل هاي حاكم بر انتقال Data در شبكه ها، ايده لايه بندي مطرح شده است به عبارت ديگر مسئوليت اجرايي هر يك از قوانين كه در اين سلسله مراتب قرار گرفته اند به عهده يك لايه گذاشته شده است بنابراين با قرارگرفتن لايه ها به دنبال يكديگر بطوريكه سلسه مراتب اجراي پروتكل ها نيز رعايت شود انتقال اطلاعات در شبكه به شكل صحيح صورت خواهد گرفت. از نمونه اين پروتكل ها مي توان به قوانين مربوط به انتقال صحيح و بدون خطاي اطلاعات بازيابي خطا در صورت رخداد آن تاييد واجازه ورود يك كاربر به شبكه و… نامبرد.

براي جلوگيري از تنوع وپراكندگي و درنتيجه عدم تطابق سيستمها با يكديگر، در سازمان IEEE,ISO متفقا اقدام به ارايه يك سيستم لايه بندي استاندارد كرده اند كه آنرا (Open System Interface) ناميده اند و اين سيستم لايه بندي، سيستم ISO OSI گفته مي شود. اين استاندارد لايه بندي را در شكل زير را مي توانيد ملاحظه كنيد….

۷th layer Application لايه هفتم
۶ th layer Presentation لايه ششم
۵ th layer Session لايه پنجم

۴ th layer Trans port لايه چهارم
۳ th layer Network لايه سوم
۲ th layer Data link لايه دوم
۱ th layer Physical لايه اول

لايه فيزيكي (physical) فعاليتهاي مربوط به انتقال سيگنال هاي الكتريكي را بر روي محيط انتقال (كابل شبكه) انجام مي دهد. اين لايه هيچ مسئوليتي در قبال وقوع خطا بر عهده ندارد، همچنين نوع داده هايي كه توسط آن منتقل مي شود و محتواي آنها براي اين لايه كاملا بي اهميت است.

وظيفه لايه Datalink نظارت بر انتقال اطلاعات از يك كامپيوتر به يك كامپيوتر ديگر مي باشد بطوريكه اين اطلاعات بدون خطا منتقل شوند. از آنجا كه لايه فيزيكي هيچ تضميني در مورد اينكه بسته هاي اطلاعاتي منتقل شده بدون خطا به مقصد برسند نمي دهد لايه Data link اين وظيفه را بر عهده دارد. وظيفه مهم ديگر اين لايه اين است كه ساير لايه هاي استاندارد OSI را از نوع محيط انتقالي كه قرار است اطلاعات در آن منتقل شود شيلد(Shield) كند بطوريكه لايه هاي بالايي هيچ نگراني در مورد محيط انتقال Data نداشته باشد.

گاهي ممكن است چند شبكه LAN به يكديگرمتصل شده باشند لايه Network وظيفه عمده اش، تصميم گيري در مورد انتقال بسته هاي اطلاعاتي از يك شبكه به شبكه ديگر مي باشد بعبارت ديگر تضمين انتقال اطلاعات از يك گره به گره ديگر تا هنگاميكه ارتباط وجود داشته باشد به عهده اين لايه است.
مهمترين وظيفه لايه Transport آشكارسازي خطاهاي رخ داده در بسته هاي دريافت شده ومرتب كردن آنها ودادن منظم به بسته هاي اطلاعات مي باشد.
براي اينكه يك كاربر بتواند از شبكه اطلاعات دريافت كرده يا به آن اطلاعاتي را ارسال كند لازم فيزيكي LAN استانداردهاي مختلفي وضع شده است كه معروفترين آنها عبارتند از: ۱۰Base-2,10Base-5,10Base-T اين پروتكل ها مفصلا در بخش بعد توضيح داده خواهند شد.

از پروتكل هاي لايه Data link مي توان SLIP,PPP,LAPB,HOLE,SOLC را نام برد. اين پروتكل ها تركيبي از سخت افزار و نرم افزار هستند سخت افزار در واقع همان كارت شبكه و نرم افزار نيز برنامه هاي راه اندازي هستند كه يا در حافظه مقيم مي شوند(TSR) يا بصورت API ها فعاليت مي كنند.
پروتكل ها متداول لايه Network عبارتند از: IP,IPX,X.25امروزه با گسترش امكانات استفاده از اينترنت در سطح جهان وبعلت توانائيهاي پروتكل IP در مقايسه با IPX,X.25 براي استفاده از اين شبكه بزرگ جهاني متداولا پروتكل لايه Network را در شبكه IPانتخاب مي كنند.

پروتكل لايه Transport در شبكه هايي كه لايه Network آنها IP است معمولا TCP مي باشد.
شايد به دفعات شنيده باشيد كه پروتكل TCP/IP در شبكه هاي امروزي كاربرد زيادي دارند. علت قرارگرفتن اين دو در كنار هم دقيقا به دليل ذكر شده مي باشد. اگر پروتكل Network را IPX انتخاب كنيم متداول است كه لايه Trans port را پروتكل SPX پرسش دهد. لايه هاي بالاتر معمولا پروتكل هايي هستند كه امروزه در سيستمهاي عامل كامپيوتر تعبيه شده اند بطوريكه كاربران لزومي به نگراني درمورد آنها ندارند.

معرفي پروتكل هاي متداول LAN در لايه هاي ۱و۲:
پروتكل هاي متداول اين لايه ها در LAN عبارتند از Token Ring ,Ethernet پروتكل Token Ring كه فقط در توپولوژي Ring كاربرد دارد، بعلت پيچيدگي و نياز به تجهيزات خاص و همچنين قيمت بالاي اجزا آن ،صرفا در موارد بخصوصي استفاده مي شود. اما اجزاء شبكه هاي Etherent در بازار فراوان يافت مي شوند وقيمت آنها نيز نسبتا پايين است به همين دليل و به دليل سهولت در استفاده از اين پروتكل امروزه تمايل فراواني به شبكه هاي Ethemet وجود دارد.

لايه Data link:
پروتكل Ethernet در لايه Data link در واقع از دو قسمت مجزا تشكيل شده است:
-پروتكل لايه (Media Access Control)
-پروتكل لايه LLC (logical link Control)

لايه MAC نحوه دسترسي هر يك از ايستگاههاي كاري را به شبكه تعيين مي كند. يكي از مشكلاتي كهMAC به آنها رسيدگي مي كند اين است كه چه موقع يك ايستگاه كاري شروع به ارسال اطلاعات بكند.پروتكل متداول شبكه هاي Ethernet در لايه MAC بنام CSMA/CD خوانده مي شود. آن بخش از لايه Data link كه بر انتقال صحيح و بدون خطاي Data در شبكه نظارت مي كند LLC است.

لايه فيزيكي:
امروزه در LAN متداولا از سه پروتكل در لايه فيزيكي استفاده مي شود. اين سه پروتكل عبارتند از: ۱۰Base-2 , 10Base-5,10Base-T در ابتداي هر يك از اين سه عبارت به معناي آن است كه ماكزيمم سرعت انتقال Data در كابل شبكه با اين پروتكلها ۱۰Mbps است.

پروتكل ۱۰BASE-T:
در توپولوژي Star از اين پروتكل براي اتصالات فيزيكي دستگاهها به يكديگر استفاده مي شود. در اين پروتكل كابل ارتباطي از نوع Twisted Pair ميباشد. همانطور كه قبلا نيز گفته شد كابلهاي Twisted pair با استفاده از كانكتوري PJ-45 به كارت شبكه متصل مي شوند. اين كانكتور درشكل زير نشان داده شده است همچنين شماره هر يك از پايه هاي كانكتور را روي شكل ملاحظه مي كنيد…

پيش از توضيح بيشتر راجع به اين پروتكل لازم است ابتدا راجع به اتصالات فيزيكي درتوپولوژي هاي Star,Bus بيشتر توضيح داده شود. با استفاده از دستگاهي به نام Ethernet HUB شبكه هايي را كه از لحاظ منطقي بصورت Bus عمل مي كنند شكل فيزيكي star بوجود آورد. همانطور كه نتيجه مي شود توپولوژي شبكه star است با اين تفاوت كه جاي كنترل شبكه در مركز ستاره يك HUB هر مي كند وكنترل كننده شبكه نيز مانند يكي از ايستگاههاي كاري به HUB متصل مي شود. طول هيچ كابلي بين HUB وايستگاه كاري يا بين دو HUB كه به

يكديگر Cascade شده اندو آنرا Segment نيز مي گويند نبايد از صد متر بيشتر باشد. لازم به ذكر است كه تعداد پريزهاي قابل استفاده در يك HUB محدود مي باشد بنابراين اگر تعداد كاربران شبكه بيشتر از تعداد اين پريزها باشند بايد دو يا چند HUB را به طور متوالي به يكديگر متصل كرد. اينكار را Cascading مي گويند. حداكثر ۱۰۲۴ ايستگاه كاري در يك شبكه Ethernet مي تواند وجود داشته باشد بنابراين طراحي بايد به شكلي انجام شود كه تعداد گره ها از مقوله مجاز ايستگاهها بيشتر نشود.

پروتكل هاي ۱۰Base-5 , 10Base –۲:
اتصال فيزيكي در اين دو نوع پروتكل با استفاده از كابل كواكسيال ۵۰ اسمي برقرار مي شود. تفاوت اصلي بين اين دو در ضخامت كابلهاي استفاده شده مي باشد.در پروتكل ۱۰Base از كابل كواكسيال ۵۰ اسمي نازك براي اتصال كامپيوترها به يكديگر استفاده مي شود. در حاليكه در پروتكل ۱۰Base-5 اين اتصال با استفاده از كابل كواكسيال ۵۰ اسمي ضخيم صورت مي گيرد. به كابل مشترك كه كليه ايستگاههاي كاري به آن متصل مي شوند يك سگمنت گفته ميشود. برقراري اتصال كابل با كارت شبكه با استفاده از دو نوع كانكتور به نامهاي

كانكتور Tee يا مختصرا T وكانكتور BNC صورت مي گيرد. به اين ترتيب كه كانكتور T به كانكتور ماده BNC كه روي تمام كارتهاي شبكه اي كه پروتكل ۱۰Base-2 يا ۱۰Base-5 را پشتيباني مي كنند موجود مي باشد متصل شده وسپس كابل شبكه كه قبلا كانكتور BNC به آن متصل شده به كانكتور T وصل ميشود.در دو انتهاي هر سگمنت نيز از دو مقاومت ۵۰Teminator براي بستن سگمنت استفاده ميشود. تنها تفاوت عمده بين اين دو پروتكل در حداكثر طول سگمنتهاي آنهاست. طول يك سگمنت در پروتكل ۱۰Base-5 حداكثر ۵۰۰ متر است در حاليكه در پروتكل ۱۰Base-2 اين طول حداكثر ۲۰۰ متر مي باشد. ملاحظات فني در استفاده از اين دو پروتكل عبارتند از:
دراترنت نازك حداكثر تعداد ايستگاهها در هر سگمنت ۳۰ و در اترنت ضخيم ۱۰۰ عدد مي باشد. طول كابل بين هر دو ايستگاه در اترنت ضخيم بايد مضربي از ۲٫۵ متر و در اترنت نازك مضربي از ۰٫۵ متر باشد.

حداكثر طول كابل در شبكه اترنت مي تواند ۲٫۸ كيلومتر باشد اما با استفاده از پروتكل هاي بحث شده بدست آوردن چنين سگمنتي غيرممكن است بنابراين اگر لازم باشد كه در توپولوژي Bus با استفاده از يكي از دو پروتكل ۱۰Base-2 يا ۱۰Base-5 بيشتر از تعداد مجاز در هر سگمنت ايستگاه كاري در شبكه وجود داشته باشد بايد طول سگمنتها را به نحوي افزايش دهيم. براي اينكار از دستگاه به نام تكرار كننده يا Repeater استفاده مي كنيم. اين دستگاه بين دو سگمنت نصب شده و اين دو را به يكديگر متصل مي كند.

اجزاء شبكه Ethernet:
مهمترين اجزا ساختماني يك شبكه Ethernet عبارتند از:
كابلهاي رابط-كانكتورهاو Teminator –كارتهاي شبكه –HUB

كابل هاي رابط:
ساختار كابلهاي متداول و مورد استفاده در شبكه ها مانند كابلهاي Twisted Pair وكواكسيال در قسمتهاي قبل كاملا توضيح داده شده است. در اينجا فقط به ذكر اين نكته بسنده ميكنيم كه انتخاب كابل با انتخاب توپولوژي شبكه كاملا مرتبط مي باشد. بعنوان مثال كابلهاي Twisted Pair در توپولوژي star استفاده مي شوند.
كانكتورها:
همانطور كه در فصل قبل نيز گفته شد هر كابل با استفاده از كانكتور مخصوص به خودش در اتصالات بين كامپيوترها مورد استفاده قرار مي گيرد. كانكتورهاي مخصوص كابلهاي Twisted Pair به نام Ry-45 خوانده ميشود. جنس كانكتور Rj-45 از پلاستيك است و در يك طرف آن پشت پين (Pin) فلزي قرار گرفته است. پايين هر يك از پينهاي فلزي و در ناحيه داخل غلاف پلاستيكي به شكل حرف w است. هنگاميكه يك رشته كابل در زير آن قرار مي گيرد با فشار اين پين قسمتهاي تين زيرين w در داخل كابل فرورفته واتصال پين را با رشته هاي كابل

برقرار ميكند. بنابراين براي برقراري اتصال كانكتور با كابل لازم نيست رشته هاي كابل را سخت كنيد. براي اين كه پينهاي فلزي را به رشته كابل متصل كنيم بايد ابتدا حدود يك سانتي متر از رشته هاي درون كابل را از غلافي كه به دور آن پيچيده شده خارج كرده و سپس رشته ها را توسط شيارهايي كه در قسمت ورودي كابل به كانكتور تعبيه شده است و براي هدايت رشته ها از آن استفاده مي شود به زير پينها هدايت كنيم بطوريكه كليه رشته ها كاملا زير پينها قرار بگيرند. سپس براي فشردن پينها به رشته هاي كابل و برقراري ارتباط از وسيله اي

به نام دستگاه پرس Rj استفاده ميكنيم. اين وسيله چيزي شبيه به اين دست است كه براي قرارگرفتن كانكتور Rj-45 در سر آن يك محفظه تعبيه شده كافي است پس از جاز دن كابل به داخل كانكتور آنرا در داخل محفظه مزبور قررا داده وسپس دو دسته آنرا فشار دهيم.

اصلا نگران نباشيد با واردكردن فشار مناسب كليه پينها به رشته هاي كابل متصل خواهند شد.
كانكتورهاي مورد استفاده براي كابلهاي كواكسيال كه در توپولوژي Bus مورد استفاده مي باشند به نام كانكتور BNC خوانده ميشود. نحوه نصب كانكتورهاي BNC بسيار به نصب كانكتورهاي كابلهاي تلويزيوني شبيه است. همانطور كه مي دانيد كابل هاي كواكسيال داراي دو رشته هادي هستند كه يك رشته هادي هستند كه يك رشته در مركز كابل قرار گرفته و رشته دوم به صورت يك غلاف رشته دوم را احاطه كرده است. كانكتورهاي BNC نيز داراي يك ميله مغزي در مركز كانكتور هستند وهمچنين از يك استوانه فلزي تو خالي نيز براي اتصال هادي شيلد كابل به كانكتور استفاده ميشود. براي اتصال كابل كواكسيال به كانكتور BNC بايد رشته مركزي كابل را به ميله مغزي و رشته غلاف مانند را به استوانه فلزي متصل كنيم.

براي اينكار به ترتيب زير عمل مي كنيم: از سر كابل به طول يك ونيم سانتي متر، عايق پلاستيكي دوركابل را جدا مي كنيم. سپس رشته هاي لايه شيلد را به طور منظم از يكديگر بازكرده تا عايق پلاستيكي مغزي كابل مشخص شود. استوانه فلزي تو خالي را از كابل عبور داده و دقت مي كنيم كه رشته هاي شيلد را آشفته نكند. عايق مغزي را به اندازه نيم سانتي متر سخت مي كنيم. ميله مغزي كانكتور BNC در يك طرف داراي محلي براي ورود كابل مي باشد. آنرا از همان طرف به مغزي كابل كواكسيال متصل مي كنيم.