مقدمه

رسانه در دنیای امروز، پیوند “فرهنگ” و ارتباطات است. فرهنگ و ارتباطات در روابط، هم زیست و در عمل انفکاک

پذیرند. به گفته “کرس” جامعه شناس آلمانی، هر رفتار و عمل فرهنگی رویدادی فرهنگی است و هر کنش ارتباطی رویدادی

فرهنگی محسوب می شود(.(Kress,1988:1-3 به نظر “تامیلسون” متفکر و پرفسور انگلیسی جامعه شناسی فرهنگی »دانشگاه ترنت ناتینگهام« ارتباطات فرهنگ ساز است؛ از آن رو کهبُعد عمده ارتباطات، پیوستگی فرهنگ ها و ارتباط انسان ها به گونه

ای فرهنگی است(.(Tomlinson,1999:18

بعبارت دقیق تر، » رسانه دروازه ای است که از طریق آن فرهنگ به افراد منتقل می شود گر چه محتوای رسانه یک عنصر

فرهنگی به شمار میآید.(Carlsson,2008:28)« به همین دلیل می توان گفت امروزه دستیابی به درکی کامل و همه جانبه از

ارتباط رسانه و فرهنگ، بدون انجام “پژوهش های چند فرهنگی” و “مطالعات بین رشته ای” امکان پذیر نیست چرا که رسانه

های گروهی از یک سو انعکاس زندگی روزمره و تعامل با فرهنگ جمعی به حساب می آیند و از سوی دیگر محملی محسوب می شوند که پیامها را میرسانند و به خلق معانی فرهنگی مباردت می ورزند.

برخی از متفکران غربی اینچنین رابطه میان اطلاعات در جهان کنونی با مفاهیمی چون آزادی و روشنگری ترسیم می

نمایند: “داده ها=اطلاعات=دانش=خرد=حقیقت=آزادی”(تونگ،.(۱۳۴ :۱۳۸۵ اما این انفجار، در عصر جدید با همه فوایدی که

دارد، تهی از این خطر نیست که جوامع و آدمیان را به بحران هویت دچار سازد تا چنان شوند که خود ندانند کیستند و در آن

واحد دهها “من” برای خود فرض کنند و برای رهایی از ابهامی به دامن ابهامی دیگر بگریزند. این تشویش »هویت«ٌ،در زمینه

فردی فقط خود را نشان نمی دهد بلکه در کلیه زمینه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی محرز بوده و جان و جامعه را یکسان تحت تاثیر خود قرار می دهد. مفاهیمی چون “دولت”،”اقتصاد ملی”،”امنیت ملی”،”فرهنگ بومی و ملی هر جامعه” تولدی دیگر می یابد و در تاثیر این فناوری اطلاعاتی،به علت ورود هر روزه حجم عظیم خبر و اطلاعات،دستخوش تغییرات و دگرگونی های عظیم قرار می گیرد.

در واقع فرد در دوره مدرنیته از جا کنده می شود و اضطراب های وی افزایش پیدا می کند. وسایل ارتباطی جدید نه تنها

این وضع را متحول کرده اند، بلکه به آن شدت بخشیده اند. امکانات موجود در این وسایل ارتباطی نوین نه تنها فردیت کاربران را تقویت می کند، بلکه موجب تکثر بیشتر می شود، جهان بینی های افراد واگراتر می شوند و گروه های مختلف به برداشت

گوناگونی از جهان می رسند. در عصر جهانی وسایل ارتباطی و اطلاعاتی جدید بالاخص اینترنت و ماهواره و … شبیه به یک

بازار ارتباطی است و همین امر به تکثیر هویتی و رشد فردیت کمک می کند و اشکال ابراز وجود شخصی را متنوع تر می کند

.( Hand,M. and sandy Well,2002:202)
تغییر در »سبک زندگیٍ« یکی از اثرات مهم این هجوم اطلاعاتی است. »سبک زندگی«الگوی نسبتاً ثابت زندگی روزمره

سازمان یافته در چارچوب داشتن موقعیت زندگی و منابع قابل دسترسی است(.(Bogenhold,2001:830 در جامعهشناسی

»سبک زندگی«، همانا آفرینش و خلق هنرمندانه یک راه و روش خاص با توجه به امکانات در دسترس و پایگاه اقتصادی ـ

اجتماعی و همچنین محدودیتهای فردی و اجتماعی تعریف شده است و هنر فرد در کشف و انتخاب مناسبترین و

۱- Identity.

۲- Life Style.

۳

خردمندانه ترین راه برای پاسخ به توقعات و تحقق اهداف است. بنابراین در گزینش سبک زندگی، هنر و خرد توأمان نقش می یابند.

از آنجا که هر کنش گری برای پاسخ به نیازها و بیان خود، به کمک امکانات، راهها و روشهای موجود، از اشیاء به شیوه

خاصی استفاده میکند، نوع، طرز رفتار و ترجیحات و جهت گیری های خاصی را در زندگی دارد، بنابراین سبک او با

شخصیتش ارتباط مییابد. هر فرد بر حسب نقشهایی که در شبکه روابط اجتماعی بر عهده دارد، موقعیتهایی را بدست می

آورد، بعبارتی، هر فرد به اندازه نقشی که در تولید اجتماعی دارد از ثروت اجتماعی ـ اعم از: درآمد، تجربه، مهارت، اطلاعات و دانش ـ برخوردار می شود. موقعیت های همانند، سهم های کمابیش مشابهی از ثروت اجتماعی می برند. این برخورداری از

سرمایه اجتماعی به فرد توانایی برخورداری از طرز زندگی یا سبک زندگی خاصی را می دهد.

از نظر دینی، در طول تاریخ برای همه انسانها این سؤال مطرح بوده است که هدف زندگی چیست و انسان برای چه

زندگی میکند و در واقع هدف انسان از زندگی و در زندگی چه باید باشد. آفریدگار این نظام هستی، جهان و انسان را به چه هدفی آفرید. هدف خلقت جهان و انسان چیست. باید توجه داشت، منظور از سؤال یاد شده این نیست که بدانیم غایت این آفرینش چیست، بلکه منظور بررسی هدف و کمال انسان میباشد. به دیگر سخن، ماهیت انسان چیست، تا بررسی گردد سبک زندگی شایسته آدمی در این جهان چه میباشد. یکی از آموزههای مشترک همه ادیان الهی این است که در متون دینی؛ از یک

سو، سبک زندگی غیر الهی مذمت و تخطئه شده است و آسیب شناسی درخوری از سبک زندگی آنان، به عمل آمده است. این

نکته، هم ناظر به ساحت فردی انسانها و هم ناظر به ساحت جمعی آدمی است. برخی از آیات قرآن، وضع موجود انسان را مورد مذمت قرار میدهد. مانند سوره عصر، آیه ۲؛ احزاب، ۷۲؛، ابراهیم، ۳۴؛ علق، ۶؛ معارج، ۱۹ و ۲۰؛ اسراء، ۱۱، ۶۷ و ۱۰۰؛ حج، ۶۶؛ شوری، ۴۸؛ زخرف، .۱۵ و برخی دیگر از آیات قرآن، بخشی از ساحت جمعی انسانها را مورد نکوهش قرار

میدهد. مانند سوره عنکبوت، آیه ۲ و ۳؛ انفال، ۲۵؛ ابراهیم، ۴۲؛ اعراف، ۹۴ و .۹۵ از سوی دیگر، در برخی از آیات، سبک زندگی مورد تأیید اسلام نیز بیان شده است، تا انسانها بدانند، سبک زندگی مطلوب اسلامی چیست و ویژگیها و آثار آن چه میباشد و رسیدن به آن، ممکن است. غایت آموزههای دینی، رهایی از وضع موجود سبک زندگی غیر اسلامی و رسیدن به حیات» طیّبه« میباشد. از این رو، مبدأ نظام آفرینش را به گونههای مختلف بیان کرده و نیز مبدأ آفرینش خود انسان و پایان

زندگی دنیوی او را ترسیم نموده و دو نوع سبک زندگی الهی و غیر الهی را بیان کرده و ویژگیها و آثار هر دو را به شکل

واضح آشکار میسازد. در این پژوهش تلاش شده است در راستای رسیدن به سبک زندگی اسلامی و مقابله با سبک زندگی که توسط رسانه و شبکه های ماهواره ای ترویج می گردد،حیات» طیّبه« از منظر قرآن و آموزه های ائمه معصومین ادراک و مفهوم

آن و زوایای عمیقش در این بستر تبیین و تحلیل و بعنوان راهکار و پیشنهاد مورد توجه مدیران و مسئولان فرهنگی جامعه ایران

قرار گیرد.

.۱ مفهوم سبک زندگی

واژه style در فرهنگ لغت بمعنی »سبک«، »شیوه«، »مد« آمده است. اصطلاح “style” را به معنای »سبک« یعنی انتخاب خریداران براساس سبک آورده شده است((Veal,2001,:364؛ در هنر طرز بیان اندیشه هنرآفرین »سبک(Style) « نام گرفته است.

۴

»سبک کل واحدی است که از اندیشه هنر آفرین و تصاویری که او برای بیان اندیشه خود از مواد حسی میسازد، پدید می آید.)«آریان پور،(۱۰۳ :۱۳۸۰ واژه “life style“ به معنای »سبک زندگی«، »روشهای متفاوت زندگی« را نشان میدهد مثل:

تفاوت بین زندگی شهری و زندگی روستایی. این اصطلاح همچنین می تواند مقایسه »شیوههای زندگی«کشف شده در میان

گروههای متفاوت را در جامعه نشان دهد مثل: جوان، بیکار، منحرف. اصطلاح سبک زندگی به معنای »طرز زندگی« نیز مفهوم

سازی شده است. »طرز زندگی«معمولاً، از طریق ارزشها و »روشهای مصرف« شناخته می شود که ناشی از تمایز فزاینده

جوامع سرمایه داری پیشرفته است .(Oxforddictionary,2012:370)

“مایکل سوبل” استاد آمریکایی »دانشگاه مدیسون« که شاید مفصل ترین متن درباره تعریف سبک زندگی را نوشته

(۶REHO 1981:88) معتقد است که …» تقریبا هیچ توافق تجربی یا مفهومی درباره اینکه چه چیز سازنده سبک زندگی است

وجود ندارد« برخی دیگر هم معتقدند که می توان این مفهوم را بسته به موضوعی که مطالعه می شود، به طرق مختلف تعریف

کرد و ارائه تعریفی از آن، نافی بقیه شیوه های استفاده از این مفهوم نیست، فقط لازم است تا زمینه ای را که در آن از این مفهوم استفاده می شود تعریف کرد..(Ibid: 46)«

گویا اولین بار “لیزر” در سال ۱۹۶۳ سبک زندگی را بر اساس الگوی خرید کالا تعریف می کند. به نظر وی …» سبک زندگی دال بر شیوه زندگی متمایز جامعه یا گروه اجتماعی است … شیوه ای که بدان طریق مصرف کننده خرید می کند. و

شیوه ای که بدان طریق کالای خریداری شده مصرف می شود بازتاب کننده سبک زندگی مصرف کننده در جامعه

است..($QGHUVRQ *ROGHQ 1984:2-3)«

»گئورک زیمل«ٌ جامعهشناس آلمانی در مقاله» مد «ٍ دلایل تعدد تغییر مد (همچون پوشاک، آشپزی، هنر، معماری و

موسیقی) در فرهنگ مدرن را بررسی می کند و نتیجه می گیرد، مردم سریعتر به مدهای جدید و متفاوت جذب می شوند؛ زیرا

می خواهند به هویت شخصی متمایز خود شکل دهند. به نظر زیمل، در جوامع اولیه، افراد هویت خود را از گروه می گرفتند. از این رو، بسیار همگن بودند؛ اما در جوامع مدرن فرآیند هویت یابی فردی شده است. به نظر زیمل در شهرهای بزرگ، شخص مصرف می کند تا هویتی را که دوست دارد برای خود بسازد (باکاک،.(۲۱ :۱۳۸۶

البته زیمل گسترش مصرف گرایی و رواجمُدگرایی در مصرف را نیز در سطحی کلان تحلیل می کند تمایل افراد بهمُد را

حاصل کشاکش فرد و جامعه می داند. به نظر وی، اگرچه دنیای مدرن منجر به آزادی فرد از اسارت شده، اما خود محدودیت

هایی را برای فرد ایجاد کرده است؛ به نحوی که افراد برای حفظ آزادی خود به پدیدههایی چون مد پناه می برند تا به واسطه آن هویت خود را تعریف کنند؛ اما وبر بیش از وبلن و زیمل به سبک زندگی پرداخته است. وبر، در بحث طبقه، ایده مارکس مبتنی

بر تمایز طبقات اجتماعی بر مبنای تولید را می پذیرد، اما مفهوم مصرف را نیز به آن می افزاید. اگر بپذیریم که مارکس در قرن

۱۹ جامعه را بر مبنای تولید طبقه بندی کرد، باید گفت که وبر در قرن ۲۰ طبقه را بر مبنای مصرف بخش بندی کرد. در مفهوم گروه های منزلتی وبر در هر طبقه نیز می توان سبک های زندگی متفاوتی را مشاهده کرد. تعریف وبر از سبک زندگی چنین

است. »شیوه های رفتار، لباس پوشیدن، سخن گفتن،؛ اندیشیدن و نگرش هایی که مشخص کننده گروه های منزلتی متفاوت

است« (فاضلی،.(۲۸ :۱۳۸۷

۳- Georg Simmel.

۴- Fashion.

۵

از زاویه ای دیگر، گسترش سبک زندگی فردی به جای شیوه زندگی بر مبنای طبقه را می توان با قدرت پیدا کردن خویشتن فرد مدرن هم توضیح داد. به بیان گیدنز، بازاندیشی یکی از مؤلفه های دنیای مدرن است. بدین معنا که دنیای مدرن یافته های

حاصل از نظام های انتزاعی رامرتباً در سازماندهی مجدد خود به کار می برد. بازاندیشی عصر مدرن پویایی و تحرک بی سابقه

ای به آن داده، به نحوی که در هیچ یک از فرهنگ های ماقبل مدرن وجود نداشته است. یکی از پیامدهای بازاندیشی در

خویشتن، پیدایش سبک زندگی است. در فرهنگ های پیشا مدرن هم شاهد وجود انتخاب هایی برای افراد هستیم؛ اما گزینه

های گوناگون به هم شباهت دارند و دامنه و تعداد آنها چنان محدود است که سبب می شود تنها سبک مشخصی برای زندگی در هر فرهنگی تعریف شده باشد و همه افراد متعلق به فرهنگ های یکسان به سبکتقریباً مشابهی زندگی کنند.

در اینجا نکته مهم، تطابق همه افراد با ارزش های همسان منبعث از فرهنگ واحد است و نه امکان انتخاب هایی که گاهی

پیدا می شوند.(گیدنز،(۱۸۲ :۱۳۷۸ اما دنیای مدرن سبک های بسیار متنوع و متفاوتی را پیش روی هر فرد می گذارد و او ناگزیر

می شود تا از میان آنها برای هر عمل خود به گزینش بپردازد. حتی اگر کسی بخواهد مطابق با فرهنگ سنتی زندگی کند، ناخواسته دست به گزینشی خاص می زند. بنابراین، در عصر مدرن،هر فرد به ناچار دارای نوعی سبک زندگی است که سبک ویژه خود او به شمار می رود. بدیهی است، این گزینش ها تأثیر عمیقی بر هویت فرد خواهد داشت و هویت او را ویژه و منحصربه فرد خواهد کرد. بنابراین، سبک زندگی هر فرد سهم بسزایی در ساختن روایت زندگی او خواهد داشت. اما نکتهمورد

نظر این است که هر فرد برای انتخاب سبک زندگی خودکاملاً آزاد نیست و اسیر قید و بندهایی خواهد بود. همیشه انتخاب

سبک زندگیصرفاً توسط فردصورت نمی گیرد، بلکه گاهی این گروه های اجتماعی یا فشارهای اقتصادی اند که فرد را ناچار به گزینش می کنند.

در این پژوهش تعریف فاضلی((۱۳۸۷ را مبنا قرار می دهیم »سبک زندگی مجموعه رفتاری در حوزه مصرف فرهنگی و

مادی زندگی اجتماعی است که در عرصه عمل محقق شده و قابل مشاهده است.«