چکیده

در سرای سروده های زیبا و سرزمین آکنده از عشق و مهربانیم، ایران زیبا، اقوام گوناگونی زندگی می کنند . یکی از این اقوام قوم لک است که دارای آدابی خاص و فرهنگی ویژه و ممتاز هستند.
این قوم، که یکی از قدیمی ترین اقوام ایران هستندکه حتی قبل از ورود پارسها، مادها و پارت ها در زاگرس و دره سیمره سکونت داشته و زندگی می کرده اند. گویش این قوم غنی و بر جای مانده از زبان پهلوی اشکانی و ساسانی است. قومی به قدمت تاریخ می شود دارای آثاری عظیم و فرهنگی پر بار نباشد اما با کمال تأسف تاکنون تذکره ای از شاعران لک زبان در دست نمی باشد؛ لذا در این مقاله بنده به روش میدانی و مصاحبه به
گردآوری شرح حال و آثار پنج شاعر برجسته ی معاصر و سپس تحلیل و بررسی آثار ایشان پرداخته ام، باشد که آیندگان نیز به تکمیل گام برداشته، اقدام نمایند.

واژگان کلیدی:

قوم لک، محمد رضا حسنوند، اسد آقا فرهمند، مرتضی خدایگان، ایرج رحمانپور، حجت اله مهدوی.

مقدمه :

قوم لک

اقوام و قبیله هایی در سرزمین ایران وجود دارند که همه آنها ایرانی الاصل و از نژاد ایرانی هستند یکی از این اقوام کهن قوم لک است که مانند سایر اقوام ریشه ای کهن و تاریخی دارد. قوم لک مانند سایر اقوام چون گیلک، کرد، لر، بلوچ، ترک و … دارای فرهنگ، آداب و رسوم، زبان و گویش خاص خود است. محل سکونت آنها از جنوب همدان شروع و تا شوش دانیال نبی (ع) ادامه دارد و در استانهای همدان، کرمانشاه، لرستان، ایلام و شمال خوزستان به سر می برند، تیره هایی از این قوم به فرمان حکومتهای وقت به نواحی

مختلف ایران چون: مازندران، گلستان، قزوین ،خراسان، شیراز، کازرون و دیگر نواحی کوچانده شده اند.

قوم لک یکی از کهن ترین اقوام ایرانی است که حتی قبل از ورود آریایی ها ( پارسها، مادها، و پارتها) در زاگرس و دره سیمره سکونت داشته و زندگی می کرده اند و سکونت آنها حتی به قبل از کاسیان بر می

گردد.

گویش لکی روزگاری گویش گسترده ای در ایران بوده و به مرور زمان به علت تغییرات حکومتی وتمدنی دامنه ی نفوذ آن کمتر شده است. شواهدی در کتیبه های اشکانی و ساسانی وجود دارد که نشان دهنده نزدیکی گویش لکی با زبانهای ایران باستان است و با وجود قدمت و دیرینگی این گویش، در بسیاری از موارد شاهد خلط شناخت واژگان این گویش با لری هستیم؛ مثلاً در کتاب سفرنامه الموت، لرستان و ایلام تألیف خانم فریا استارک که آقای محمد ساکی آن را ترجمه کرده است آمده است: » به روستای مله ماران از توابع شیروان رسیدیم، به پیرمردی ریش سفید برخورد کردیم که بسیار از ما مهمان نوازی نمود و با لهجه ی خود به ما گفتخوش» هتین خوش هتین « که در پاورقی این واژه را واژه ای لری دانسته و معنای آن را خوش آمدید نوشته است در صورتی لری آن »خوش اُمای « است که تفاوت فراوانی دارند. از دلایل کهن بودن گویش لکی آوا ز هور و مور در میان این قوم است، مور آوازی بسیار قدیمی و ریشه آن به گاتای اوستا برمی گردد، این آواز دارای مقامهای موسیقیایی خاصی است و هنگام اجرا تشخیص کلمات در آن بسیار

سخت است. وجه تسمیه لک :

در فرهنگ ها، معانی متفاوتی برای واژه لک آمده است:

.۱ در لغت فرس اسدی واژه های لاک، لک، لکا را یکی دانسته و به معنی رنگی هستند سرخ که نقاشان به کار می برند.

.۲ صحاح الفرس آن را به معنی رعنا و به ضم لام دارویی دانسته که تیغه کارد را در دسته بدان محکم کنند.

.۳ فرهنگ تحفه الاحباب تألیف حافظ اوبهی هروی، لک را به معنی تکاپو و آلات خانه از کاسه و کوزه و غیره و به ضم لام دارویی دانسته که دسته ی کارد را با آن محکم می کنند.

. ۴ در برهان قاطع معانی متفاوتی برای واژه لک آمده است. از آن جمله: یکصد هزار را گویند. واژه لک نه تنها نام طوایف لک زبان ساکنان زاگرس دره سیمره است، نام چند ده و روستا در سراسر ایران است.

جغرافیای اصلی منطقه لکستان

سکونت گاه اصلی لکها دوطرف رودخانه باستانی سیمره است که در غرب کشورمان واقع است، منطقه سیمره از استان همدان شروع و انتهای آن تا شوش در استان خوزستان را در بر می گیرد، از شمال محدود استبه استان همدان که تقریباً یک ششم از خاک این استان را شامل می شود، از سمت جنوب به کبیرکوه در استان ایلام و جلگه دزفول تا شوش خوزستان را در برمی گیرد، از سمت غرب محدود است به استان کرمانشاه که حدود چهل درصد از خاک استان کرمانشاه را در بر دارد. از سمت شرق به استان لرستان محدود است و حدود شصت و پنج درصد از جمعیت استان کرمانشاه لک هستند که شامل شهرهای کرمانشاه، هرسین، صحنه، بیستون، کنگاور و بخش هایی مانند فیروزآباد، درود فرامان، هوزمانن، جلالوند و

چند بخش دیگر است. (رحیمی، :۱۳۷۹ صفحه (۱۲ آیت محمدی در کتاب » سیری در تاریخ سیاسی کرد« به نقل از کتاب هگمتانه تا شوش آقای کوچکی می

نویسد: طوایف لک زبانی که در قم ساکن هستند همان طوایفی هستند که همراه خاندان زند به شیراز رفتند و پس از تسخیر شیراز به دست حکام خیانتکار قاجاریه به نقاط مختلف کشورکوچانده شدند و عده ی زیادی از آنان به مناطق اصلی خود در استانهای ایلام، کرمانشاه و لرستان بازگشتند.

بارون دوبد درسفرنامه خود در خصوص طوایف پشتکوه (ایلام) و پیشکوه (لرستان) می نویسد: طوایف» سلسله و دلفان نصف بیشتر را تشکیل می دهد ولی طوایف سلسله پر قدرت تر و احتمالاً سرکش تر به حساب می آیند، همچنین در جلگه هرو بین بروجرد و خرم آباد دو طایفه باجلان و بیرانوند که هردو از خانواده های لک هستند سکونت دارند، طوایف پشتکوه (ایلام) که عنوان فیلی دارند از طوایف پیشکوه (لرستان) کم جمعیت ترند.« (سفرنامه بارون دوبد نقل از کتاب هگمتانه تا شوش آقای کوچکی ).