شناخت محيط آموزشي آتليه هاي معماري بر مبناي اصول كثرت گرايي

بيان مساله
۱ـ مشكل چيست؟ (پرسش آغازين مساله كدام است!؟
با توجه به شرايط و اصول مرئي و نامرئ

ي حاكم بر جهان امروز، بسياري از مرزها و ديوارهاي ارتباطي، فرهنگي، فلسفي، اجتماعي و . . . در هم شكسته اند و انسان از توانايي فراواني ( شايد بيشتر از هر زمان ديگر) براي انتخاب و گزينش در زمينه هاي گوناگون برخوردار گشته است

 

. اين چشم انداز از دنياي امروز فرصت ها و پتانسيل هاي فراواني را به انسان ارائه مي كند. پلوراليسم نظريه اي است كه مبناي برخورد با موضوعات رنگانگي از حقيقت، فرهنگ، دين، هويت و . . . گرفته تا روش هاي پژوهشي، سبك، الگو، سنجش را در كثرت و احترام و توجه به آن مي داند. از اين رو مي توان آن را به عنوان اصلي اساسي براي زندگي در جهان كنون پنداشت و آن را به عنوان تصور و پيش فرض نگرش به جهان در برابر شيوه ها و تصورات پيشين قرارداد.
معماري مقوله اي است از زندگي براي زندگي ، معماري توانايي آفرينش و خلق تركيبات و عناصر نوين است براي پاسخ به نيازهاي نوين، براي تجسم آرمان هاي نوين براي بيان شرايط و مختصات دنياي نوين و شرح حال و نقل داستان انسان نوين. بنابراين دنياي نو معماري نو مي خواهد ( هرچند مدرنيسم موصوف به همين صفت است اما بايد پذيرفت همواره

داستان برهمين منوال بوده است.)
حال پرسش در اينجاست كه آيا ما اين رنگارنگي و طيف فراوان گزينه ها و مكاتب و انديشه ها و . . . . را لمس مي كنيم يا خير؟ و اگر آگاه بر وجود و همزماني آنها در دنياي امروز هستيم جايگاه و منظري كه براي نظر افكندن بر آنها برگزيده ايم كجاست؟ آنجا كه بر اريكه راست كيشي خود تكيه زده ايم و آنها را بي مقدار و باطل و رد مي دانيم. (راست كيشي ـ جزميت ـ جزم انديشي) يا آنكه ملايم تر، اجازت حضور آنها را در محضر عالم صادر مي كنيم و قلم اغماض بر بودن ايشان مي كشيم (شمول گرايي و تساهل و تسامح) يا آنكه واقع نگرانه هم نشيني

ايشان را در چهل تكه جهان محترم و مغتنم ارتباط و انتخاب و اشتراك مي دانيم.
۲ـ گستردگي مشكل چه قدر است؟ ( جامعيت يا فراگيري موضوع)
از آنجا كه معماري، مدبرانه خواهان شكل دهي و تعريف فضاهاي حضور انساني است، دانش آموخته اين رشته بايد آمادگي و توانايي لازم براي برخورد با مسايل گوناگون در زمينه هاي گوناگون و با راهكارها و تدابير گوناگون را داشته باشد. لذا لازم است توجه كنيم اين برخورد خلاقانه و آگاهانه يكي از اهداف سطح اول در امر آموز معماريم ي تواند باشد. آموزش معماري ( طراحي) خود به عنوان يك روند داراي مراحلي كثرت گرا مي باشد همچون ( تكثر لايه هاي برخورد با سايت، تكثر ايده پردازي ها، تكثر گزينه هاي ساختاري طرح و . . . ). اما فراتر از اين مفهوم عام كثرت گرايي در بخش هاي گوناگوني كه جمعا محيط آموزشي رذا تشكيل مي دهند همچون روش هاي تدريس ، كركيسون روندهاي گوناگون مطالعه تا طراحي و . . . . و شايد يكي از مهم ترين مقاطع يعني سنجش طرح نهايي و ملاك هاي آن مي تواند حائز اهميت و تاثيرگذار باشد و روش و شيوه اي متفاوت و گاه مخالف به شيوه هاي رايج را ترويج و توصيه نمايد.
۳ـ ميزان آگاهي يا خدمات ما در ارتباط با مشكل چه قدر است؟
آن چه به عنوان يك دانشجوي رشته معماري مي توان از محيط آموزشي، مسئولان و اساتيد درك و استنباط نمود حاكي از آن است كه گاهي و شايد اغلب اوقات اصول كثرت گرايي نه تنها مورد توجه و اعتقاد قرار نمي گيرند بلكه در عمل بسياري از روندها و روش هاي موجود با اين اصول در تعارض مي باشند.
۴ـ تداوم اين مشكل به كجا ختم مي شود؟ (تبعات اين كشل از خفيف به شديد بيان مي شود)
عدم توجه به تنوع و تكثر در جهان امروز، امكان و لزوم آن و به تبع آنها كثرت گرايي كه برمبناي تكثر شكل يافته است مي تواند تبعات زير را به همراه داشته باشد:
ـ فقدان درك صحيح و بينش مناسب در مورد دنياي واقعي و مختصات و لوازم آن.
ـ عدم توانايي براي شناخت موقعيت ها و توانايي هايي كه پيشرفت و آينده به ارمغان خواهد آورد و همچنين ناتواني در شناخت معضلات و آسيب هايي كه در اطراف ما حضور دارند.
ـ محدوديت در گزينش و انتخاب.
ـ ايستايي و ركود در زمينه هاي گوناگون انديشه، فرهنگ، اجتماع و ساز

ماندهي اجتماعي و . . . .
و در زمينه معماري و آموزش معماران :
ـ فقدان يك محيط تواناساز براي تبلور ايده ها و نظرات
ـ ناكامي در پرورش استعدادها و توانايي هاي فردي

 

ـ عدم تنوع و تكثر در طرح ها و ايده هاي شكل يافته
ـ فقدان نقد و چالش ميان افكار و باورها كه پايه هاي جامعه شايسته سالار ( ) هستند.
ـ نارضايتي و دلسردي دانشجويان از ناتواني براي پيگيري ايده ها و نظرات فردي ( سبك شخصي)
۵ـ راه حل چيست؟ راه حل ها كجايند؟ (محور، راهكار، راهبرد)
ـ استقرار نظام ا/وزشي مبتني بر كثرت گرايي و ملزومات آن
ـ آموزش و تربيت اساتيدبر مبناي اصول كثرت گرايي
ـ تدوين سرفصل هاي درسي واقع گرايه (در اين جا مبتني بر كثرت گرايي)
۶ـ اين مساله داراي خلا اطلاعات است يا دچار تناقض اطلاعات؟
اين مساله داراي هر دو مورد است چرا كه گمان مي رود در اكثر موارد اطلاع درستي در مورد كثرت گرايي و مباني و اصول آن در اختيار فراد مي باشد و همچنين گاهي دچار بدفهمي يا برخورد عاطفي و احساسي با مبادي آن هستند.
۷ـ تصوير تحقيق ( امكان تحقيق، جامعه مورد مطالعه، گروه شاهد)
دانشگاه آزاد اسلامي مشهد ، دانشجويان معماري
۸ـ نتيجه يا نتايج تحقيق چگونه مي تواند مفيد باشد؟
اميد است اين تحقيق بتواند شناخت درست و دقيقي درباره محيط آموزشي آتليه هاي معماري بر مبناي اصول گثرت گرايي ارائه دهد.
بيان اهداف :
هدف كلي
ـ شناخت محيط آموزشي آتليه هاي معماري بر مبناي اصول كثرت گرايي
ـ شناخت تواناي ها و كمبودهاي محيط آموزشي . . . براي پرداختن به كثرت گرايي
هدف اختصاصي
ـ ارائه تحليل هايي درباره نقاط قوت و ضعف محيط آموزشي . . . . در رابطه با اصل كثرت گرايي.
هدف اختصاصي تر
ـ ارائه راهكارها و پيشنهاداتي براي بهره گيري از اصول كثرت گرايي در محيط آموزشي . . . . .
هدف جزئي
ـ آشنايي با ديدگاه ها و نظرات اساتيد و دانشجويان در مورد آموزش ط

راحي معماري و همچنين كثرت گرايي.
فرضيات پژوهش :
ـ اساتيد و دانشجويان در مورد كثرت گرايي اطلاع دقيق و روشني ندارند.
ـ امكان اينكه علي رغم اطلاع از مباني نظريه كثرت گرايي برمبناي آن عمل شود وجود دارد.
ـ فرد كثرت گرا به همه يا چند اصل زير باور دارد:
كثرت گرايي روش شناختي
ـ روش هاي مقتضي پژوهش چندگانه مي باشند.
ـ الگوهاي ذاتا تاويل و تفسيربردار چندگانه اند.
ـ حقيقت ها متعددند.
ـ جهان ها متعددند
كثرت گرايي اجتماعي ـ فرهنگي
ـ روابط اجتماعي حائز اهميت داراي انواع فراوان هستند.
ـ خرده فرهنگ ها متعددند.
ـ هويت ها چند گانه اند.
ـ خودهاي چندگانه وجود دارند.
كثرت گرايي سياسي
ـ تفاوت اجتماعي ـ فرهنگي به رسميت شناخته مي شود.
ـ بايد براي متفاوت بودن تسهيلات فراه م شود.
ـ در همه ترتيب هاي اساسي مربوط به تصميم گيري، تفاوت مورد نظر قرار گيرد.

ـ يك فرد كثرت گرا مي تواند محيط كثرت گرا را فراهم آورد.
ـ كثرت گرايي، زاادي و فرديت را پيش فرض قرار مي دهد.
ـ شخص كثرت گرا بايد براي آزادي و فرديت احترام قائل باشد.
ـ بررسي مدارك موجود :
تحقيق براي يافتن مدارك موجود براي اين پژوهش خاص چنين نتايجي دربرداشت:
۱ـ اصولا نگاهي اين چنيني كه جوياي رابطه اي خاص ميان اصول پلوراليسم و محيط آموزشي معماري باشد يافته نشد.

در اينجا چند نكته امكان بررسي و تجديدنظر دارند:
الف ـ حوزه جستجوي مدارك موجود، به اندازه لازم گسترده نبوده است.
ب ـ براي يافتن پايه هاي منطقي براي اين پژوهش خاص بايستي مدار

ك موجود براي موضوعاتي عام تر همچون ((پلوراليسم و آموزش)) ((پلوراليسم و معماري)) و امثال آنها مورد بررسي قرار گيرند.
ج ـ از آنجا كه مدارك در سطحي عام تر و به عنوان مقدمات مطرح مي شوند و اين پژوهش نتايج آنها را به مدد خواهد گرفت لازم است افراد گروه داراي قابليت تحليل و موشكافي دقيق در مورد دقايق و ظرايف روابط ميان موضوعات دوگانه و گاه چند گانه مرتبط با پژوهش باشند.
دـ با توجه به مدارك حاصل كه تقريبا تمامي آنها مساله را در حوزه هايي فربه تر و گسترده تر مورد نظر قرار داده اند شايد اين پژوهش بايستي به پژوهشي پايه اي و بنيادي تر مبدل گردد. و به تبيين مباني قابل طرح در باره هريك از عليه واژه ها و موارد پژوهش بپردازد به عنوان مثال معاني اي در معماري مي توان در مورد آنها پلوراليسم را طرح نمود تبيين نمايد.
۲ـ عدم آگاهي و اشراف تمامي اعضاي گروه نسبت به موضوع (خصوصا مبحث پلوراليسم) مانع از مشاركت آنان دريافتن مداركي در خور گرديده است.
در اينجا چند نكته امكاني بررسي و تجديدنظر دارند:
الف ـ سرپرست تيم در انتخاب افراد گروه دچار اشتباه گشته است.
ب ـ سرپرست تيم از عهده انتقال لب مطالب مربوط به پژوهش ها در فرصتهاي موجود برنيامده است.
ج ـ عدم آگاهي قبلي افراد و شايد مهم تر از آن عدم علاقه مندي خاص آنها به موضوع پژوهش مانع از تكاپو و كوشش بيشتر آنان براي پيگري مفاهيم و مباحث پژوه

ش گشته است.
دـ با توجه به روند طي شده و نتايج حاصله تجديدنظر در ساختار گروه يا سازماندهي گروهي يا جهت گيري گروه الزامي مي نمايد.
ـ ساختن مساله تحقيق :
از تحليل روش تنظيم مساله تحقيق مي توان به اين موارد توجه ويژه نمود.
۱ـ فرضيه هاي مطرح شده جهت اين پژوهش امكان آزمون را فراهم مي آوردند. چرا كه يك سري اصول را منوط به شرايطي خاص مستقر مي دانستند، از جمله :
الف ـ امكان اينكه عليرغم اطلاع از مباني كثرت گرايي برمبناي آن عم

ل شود وجود دارد.
ب ـ يك فرد كثرت گرا مي توند محيط كثرت گرا فراهم آورد.
ج ـ فرد كثرت گرا به همه يا چند اصل باور دارد: ( در اين جا تعدادي از اصول طرح مي شوند)
ـ روش هاي مقتضي پژوهش چند گانه مي باشند.
ـ حقيقت ها متعددند.
ـ هويت ها متعدند.
ـ خرده فرهنگها متعدند
۲ـ مساله تحقيق همچنان داراي صراحت و خلوص نيست. چرا كه بسياري موارد دخيل در بيان مساله تحقيق محل پژوهش و بررسي مي باشند همچون:
ـ ميزان خلوص و جامعيت اصول پلوراليسم
ـ ميزان هم پوشاني اصل پلوراليسم با حوزه هاي گوناگون آموزش و همچنين به صورت خاص حوزه هاي مختلف آموزش طراحي معماري
ـ ميزان استانداري و يكساني روشهاي آموزش طراحي معماري در محيط مورد پژوهش
ـ طرح تحقيق :
۱ـ روش تحقيق مناسب براي اين موضوع خود يكي از چالش ها و مسائل مهم اين تحقيق بوده است.
۲ـ روش پيمايش (پرسشنامه) امكان دريافت ميزان آگاهي مخاطبان را فراهم مي آورد اما در مورد اصول موردنظر و اهداف كلي پژوهش دري بر پژوهشگر نمي گشايد.
۳ـ روش مصاحبه اي و مشاهده اي روش هاي مناسب تري براي اين

پژوهش شناخته شدند.
( البته اين نتيجه به دليل مسايلي كه پيش از اين ذكر آن آمد و وقت براي روندها و مراحل پيشين به تازگي حاصل آمده است كه چنان كه برنامه درسي براي پژوهش

بيان مي دارد، مي توان گفت گروه بسيار دير به اين مرحله پاي نهاده است.)
ـ انجام تحقيق
۱ـ انجام اين تحقيق پيش از هر عامل علمي و نظري به حلاظ عملي و مديريتي دچار نابساماني گشته است :
الف ـ عدم توفيق سرپرست در تشكيلبخشي به گروه پژوهش پايه اي ترين مشكل بر سرراه تلقي اين تقحيق بوده است. كه برخي دلايل آن در بخش بررسي مدارك موجود آمد و برخي ديگر به عرف ها و هنجارهاي ناتوان كننده موجود در ميان دانشجويان به صورت عام و ميان اعضاي گروه به صورت خاصي بوده است. كه اين همه توانايي مديريت كردن ومديريت شدن را از ميان بر مي دارد.
ب ـ نگرش غالب موجوددر ميان افراد به مقوله پژوهش كه دامن گير اين گروه نيز گشته است. اگرچه درسهاي ذي قيمت آموخت اما داغ دل عقب ماندگي را تازه كرد.
۲ـ اصول در مرحله انجام تحقيق اين پژوهش دچار نقصان و محتاج بازنگري و تمهيدات اساسي است.

نتيجه كلي :
گمان مي رود با توجه به برنامه زماني درس مباني نظري از يك سو و بار سنگين مراحل اين پژوهش از سوي ديگر بهتر آن باشد كه يكي از راههاي زير پيگري گردد:
ـ ادامه پژوهش اما با علم به اين نكته كه خروجي هاي آن در زمان بندي مقرر درخور و شايان نمي باشند.
ـ تغيير موضوع پژوهش (كه البته فعلا اين راه حل بيشتر مورد نظر است و ((بررسي ژوژمان هاي طراحي مماري براساس اصول پلوراليسم)) گزينه طرح شده فعلي مي باشد)
ـ تجديد ساختار اعضاي گروه كه البته با توجه به برخي نكات از جمله عدم آمادگي افراد جديد براي پرداختن به موضوع پژوهش دور از دورانديشي مي نمايد.

با تشكر
سرپرست تيم
علي ميرشاهي

بيان مساله
ارزيابي يك بخش مهم و تعيين كننده در ادامه يك روند و برنامه مي باشد، چنانچه نتايج يك ارزيابي مي تواند به تسريع، تغيير و يا تعطيل يك روند بيانجامد. ارزيابي طارحي معماري نيز همچنين هر ارزيابي ديگر مي تواند در سطوح و فرايندهاي متعدد خيلي در آموزش معماري موثر باشد و نتايج آن بر دانشجو، مجموعه اساتيد و فضاي علمي ـ اموزشي مترتب گردد.
فارغ از اين كه سازوكار حاكم بر ارزيابي طراحي معماري چه مي باش

 

د، از يك ديدگاه مي توان گفت اصول كثرت گرايي در حوزه هاي معرفتي و روش شناختي و همچنين در تدبير و مديريت امر مي تواند و بايد بر ارزيابي طراحي معماري ساري و جاري باشد، تا ارزيابي هاي صحيح، سالم و واقعي تري حاصل گردد.
به ديگر سخن اگر بتوان كثرت گرايي را وارد سيستم ارزيابي طراحي معماري نمد و با ديدي روشن و صحيح نسبت به آن، از آن استفاده نمود نه تنها ارزيابي ها متحول مي گردد بلكه پرداختي به امور و موضوعات واقعي تر و برجسته تر امكان پذيرتر مي گردد. و بسياري از آسيب هاي موجود در ارزيابي شناخته و مرتفع مي گردند.
آسيب هايي كه گاه ارزيابي هاي طراحي را از محكمه ها و جدل گاه هاي علمي به مسيرهايي سوق مي دهند كه نه تنها هيچ منفعتي براي سيستم آموزشي ندارند بلكه تبعات آنها دامنگير دانشجويان و فضاي آموزشي نيز مي گردد.
به نظر مي رسد ديد روشن و نظرگاهي نسبت به كثرت گرايي و اصول آن در ميان اساتيد و دانشجويان به عنوان الگو و نظريه اي كه مي تواند در بستر يك معرفت شناسي تكاملي، نقشي بسزا و تعيين كننده ايفا نمايد وجود ندارد.
لذا اگر ما سيستم آموزشي ( اعم از دانشجو، اساتيد، روش هاي آموزش و . . . ) را يك سيستم پوياي جوياي كمال در نظر بگيريم عدم توجه به نقاط و مراحل كثرت گراي موجود در مسيرتكامل اين سيستم مي تواند آن را در يك حلقه بسته و تكرار قراردهد. آن چنان كه
ـ از درك صحيح و بينش واقعي از دنياي واقعي و مختصات آن مرحوم مي مانيم.
ـ درشناخت موقعيت ها و توانمندي ها و همچنين در شناخت معضلات و مشكلات ناتوان مي مانيم.
ـ گزينه هاي محدود براي اصلاح سستم به دست مي آوريم.
ـ و نهايتا ركود و ايستايي بر كل سيستم حكم فرما مي گردد.
حال آنكه نگرشي كثرت گرا مي تواند

مويد تنوع و تكثر در بدنه سيستم آموزشي و اهداف و راهكارهاي آن گردد و با ايجاد محيط چالش و گفتمان و چود انديشي محيطي تواناسازي براي تبلور ايده ها و نظرات فراهم آورد.
گمان مي رود در اكثر موارد اطلاع درستي در مورد كثرت گرايي و مباني و اصول آن در اختيار افراد نمي باشد و گاه دچار بدفهمي و برخورد عاطفي و احساسي با مبادي آن هستند.
اما اميد است اين پژوهش به عنوان نقطه آغازين حركتي تحول

ساز بتواند اصول كثرت گرايي را در ارزيابي هاي معماري بيابد و جانمايي كند تا مگر سازوكارهاي موجود در آنها به شكلي آگاهانه نسبت به اين اصول توانايي پرداختن به موضوعات را بيابند.

اهداف :
ـ شناخت در مورد ارزيابي طرح هاي مماري در دانشگاه آزاد اسلامي .
ـ شناخت اصول كثرت گرايي
ـ تعيين اهميت و جايگاه اصول گثرت گرايي در ارزيابي طرح هاي معماري.
ـ بررسي كارآيي كثرت گرايي در ارزيابي طرح هاي معماري.

منابع و پيشينه تحقيق :
در مورد موضوع پژوهش پيشينه اي موجود نمي باشد. گرچه در مورد برخي كليه واژه هاي آن به صورت جداگانه مطالبي ارائه شده است.

چكيده تحقيق :
در اين پژوهش برآنيم تا با كسب شناخت درباره ارزيابي طرح هاي معماري و وقوف برجايگاه ، اهميت و سازوكار آن بتوانيم به مطالعه و رديابي كثرت گرايي در آن بپردازيم.
درك وجود بالقوه و بالفعل اصول كثرت گرايي و تبيين لزوم و كارآيي اين اصول در ارزيابي طرح هاي معماري هدفي است كه اميد است برپايه آن بتوان دگرگوني مباركي در سپهر انديشه و عمل ارزيابي طرح هاي معماري بنيان نهاد.

فرضيات :
۱ـ اطلاع دقيق و روشني در مورد كثرت گرايي در ميان اساتيد و دانشجويان وجود ندارد.
۲ـ امكان اينكه علي رغم شناخت اصول كثرت گرايي برمبناي آن عمل شود وجود دارد.
۳ـ يك فرد كثرت گرا مي تواند محيط كثرت گرا به وجود آورد.
۴ـ كثرت گرايي در ارزيابي طرح هاي معماري به صورت بالقوه و بالفعل وجود دارد.
۵ـ ارزيابي طرح هاي معماري در كيفيت سيستم آموزشي آن موثر است.
۶ـ وجود كثرت گرايي در ارزيابي طرح هاي معماري مي تواند كيفيت سيستم آموزشي را ارتقا دهد.

براي بررسي فرضيات پژوهش از مصاحبه با اساتيد استفاده شد. چرا كه اصول فرض بر آن بود كه دانشجويان از آنجا كه در جلسات ارزيابي طرح هاي معماري حضور ندارند داراي شناخت درست و دقيقي نسبت به مساله نمي باشند.
البته سميناري كه در مورد كثرت گرايي و فرهنگ ارائه شد پاسخ هايي براي فرضيات ارائه نمود كه در ادامه خواهد آمد.
مصاحبه
ديدگاه نسبت به ژوژمان معماري :
ـ پايان فرآيند/ يك مرحله از فرآيند
ـ مستقل از فضاي آتليه طراحي/ پيوسته با فضاي آتليه معماري
ـ قضاوت با اهداف آموزشي / قضاوت مستقل برخاسته از ديدگاه افراد/ قضاوت مبتني بر اصول خاص و معيارهاي معلوم.
ـ رابطه ميان قاضي و داور/ رابطه داور و طرذح
ـ حضور و عدم حضور دانشجو در ژوژمان طرح ( چه به لحاظ آموزشي و چه به لحاظ قضاوت).
مشابه سازي :
ـ در ژوژمان ما يك دادگاه داريم: اجزاي اين دادگاه چيست؟
ـ هدف اثبات جرم و خطاست و يا كشف حقيقت و در ك واقعيت؟
ـ بنا به سندي ( طرح) مي خواهيم چه چيزهايي را ثابت نمائيم؟
ديدگاه هاي پلوراليسم:
ـ الگوهاي چندگانه ذاتا تاول و تفسير بردار
ـ حقايق متعدد
ـ روش هاي چندگانه مقتضي پژوهش
ـ فراهم آوردن تسهيلات براي متفاوت بودن

ـ تفاوت در ترتيب هاي اساسي مربوط به تصميم گيري
مصاحبه ها
مصاحبه هاي انجام شدكه با چند تن از اساتيد كه خود داراي درس طراحي معماري بودند و سابقه حضور در ژوژمان را نيز داشته اند انجام شد. در اين مصاحبه ها علاوه بر روشن شدن برخي ديدگاهها نسبت به ارزيابي طرح هاي معماري، فرضيات پژوهش نيز مورد بررسي قرار گرفتند.
چكيده :
اصولا تمامي موارد مويد اين موضوع بودند كه معماري اصولا به قضاوت گذاشته مي شود. كه اين قضاوت كنندگان استفاده كنندگان واقعي از محيطن/ ردمي كه با آن برخورد دارند و . . . مي باشند.
حال ژوژمان نيز شكلي و نمونه اي از اين قاضوت در مقياس و زمان خاص است.
بنا به ويژگي هاي خاص معماري و ريشه داشتن و گرفتن آ، از هنر، فلسفه، علوم اجتماعي و . . . اصول خاص و Base مشخصي براي ژوژمان وجود ندارد. بنا به همين ويژگي هاي خاص مي توان از دريچه هاي متنوع و متكثري به مقوله معماري پرداخت و آن را ارزيابي و نقد نمود
اكثر موارد مويد اين نظر كه ژوژمان ها به وضعيت كلي سيستم آموزشي بهبود مي بخشند بودند.
همچنين در اين بهبود براي كاربران مستقيم ( دانشجويان محترم) نمي باشد.
ـ اساتيد بخش عمده از اين تاثيرات را دريافت مي كنند.
ـ بنا به برخي مساتئل همچون زمان كم و تعداد زياد طرح ها، امكان وفضاي قضاوت ايده آل و توانا نيست.
ـ افراد حضارد ر جلسه ژوژمان بر فضاي حاكم برآن موثرند.
ـ موضوع طرح و تضويحات استاد راهنما در فضاي حاكم بر ژوژمان موثر است.