چکیده

در علم نشانه شناسی، تمامی هنرها از جمله موسیقی را می توان به عنوان یک نظام نمادور و به صورت متنی هنري مورد تحلیل و بررسی قرار دادبررسی. هنرها از جمله هنرهاي سنّتی در قالب متنی هنري، این امکان را براي پژوهشگر فراهم می آورد که زبان محض و گفتار اثر هنري را متمایز نموده و واحدهاي معنایی هنر مورد مطالعه را استخراج نماید. از آنجا که در هنرهايسنّتی، محتوا و معناي نهفته در آن بیش از هر عنصر دیگري حائز اهمیت است، مهم ترین رکن این هنرها، واحدهاي معنایی((Langue دانسته شده است که شناسایی این واحدها ما را در درك بهتر آثارسنّتی یاري می کند. اما در موسیقی دستگاهی ایران، کدام عنصر موسیقایی تشکیل دهنده را می توان به عنوان واحد معنایی یک دستگاه دانست؟ این پژوهش با در نظر گرفتن دستگاه به عنوان یک گفتار موسیقایی و متنی هنري و سپس تحلیل اجژاي تشکیل دهندة یک دستگاه با بهره گیري از بنیان هاي زبان شناسی مونژن فردینان دوسوسور و روش لوي استروس در شناسایی واحدهاي اسطوره اي، به تحلیل و شناسایی عناصر تشکیل دهندة دستگاه می پردازد و در نهایت “گوشه درآمد” را به عنوان قلب دستگاه و واحد معنایی منبسط یر آن معرفی می نماید که تعمیم آن را می توان در تمام اجژاي موسیقی دستگاهی ایرانی مشاهده نمود. تا کنون در حوزة موسیقی ایرانی پژوهش هایی از این دست فاقد پیشینه می باشد و بدیهی است که انجام این گونه پژوهش ها به تدوین فلسفه زیبایی موسیقی کلاسیک ایرانی در آینده یاري خواهد رسانید که اکنون فاقد آن می باشد.

واژگان کلیدي: دستگاه، گوشهدرآمد، گفتار، واحد معنایی.

مقدمه

هنر سنتی در پی مکاشفه هستی آنگونه که هنرمند می بیند و می اندیشد نیست؛ بلکه حاوي پیامی از جنس وحی می باشد و همین پیام است که به هنرمند و سایر انسان ها می آموزد، چگونه باید بیاندیشند. این همان وجه طولی هنرهاي سنتی یعنی ارتباط همواره با پروردگار و عالم قدسی و انتقال مفاهیم و سنت هاي الهی به بشر است. از آنجایی که هنرهاي سنتی همواره در خدمت انتقال این نوع آموزه ها به بشر بوده و هستند، در محتواي خود از وحدت و شباهت هاي بسیاري برخوردارند. بیانگري و نحوة بیان، قبض مصداقی تخیل و بسط مفهومی آن در هنر سنتی، گویاي این مهم است که در هنرهاي سنتی، محتوا و معناي نهفته در آن بیش از هر عنصر دیگري حائز اهمیت است. واحدهاي معنایی یا به عبارتی سلول هاي تشکیل دهندة محتوا در هنرهاي سنتی به صورت جزئیاتی مشابه در جهت بیان معنایی واحد، نظام یافته اند و ریشه مشترك هنرهاي سنتی، نتیجه عملکرد یکسان این نظام هاي درونی است. به نظر می رسد بر خلاف اهمیت فرم (Gestalt) در هنر مدرن، این ژرف ساخت و معنا است که در هنرهاي سنتی، ساختار را تعیین می کند و ما بیشتر نیازمند آن هستیم که معنا را از این گونه آثار استخراج کرده و مورد تحلیل قرار دهیم تا به فلسفه زیبایی این هنرها اشراف لازم را حاصل کنیم. بدین ترتیب، اگر هنرهاي سنتی به عنوان یک متن و یا یگ گفتار در نظر گرفته شوند، این امکان حاصل می آید که این هنرها با روش هاي زبان شناسانه معرفی شده توسط فردینان دوسوسور و لوي استروس مورد تحلیل قرار گرفته و ژرف ساخت آنها در جهت شناخت آگاهانه عناصر تشکیل دهنده، موشکافی گردد.

در حوزة هنر نگارگري و معماري ایرانی- اسلامی، تلاش هایی براي دست یابی به چنین اهدافی صورت پذیرفته است که از جمله این پژوهش ها می توان از تألیفاتی نظیر مقاله “نشانه شناسی چینش عناصر مسجد”، تألیف آقاي علی عباسی و کتاب “مسجد در معماري ایرانی” نوشته آقاي حسین زمردي یاد کرد؛ اما در حیطه موسیقی ایرانی، چنین پژوهش هایی فاقد پیشینه است و پژوهش حاضر کوششی است در جهت تحلیل دستگاه در موسیقی ایرانی با استفاده از روش هاي نوین علم زبانشناسی در حوزة هنر.

به عقیدة بسیارياز متخصصان، موسیقی دستگاهی ایران بین هنرهاي سنّتی، بیشترین شباهت را به معماري ایرانی دارد که به عنوان مثال وجود همگون ساختار موزائیکی در معماري ایرانی و موسیقی دستگاهی، گواهی بر این تشابه ساختاري است. بنابراین با در نظر گرفت آگاهانه چنین اشتراکاتی، همان گونه که گفتار و زبان در معماري مسجد به عنوان شاخصه معماري ایرانی- اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و واحدهاي معنایی آن استخراج گردیده است، می توان واحدهاي معنایی در موسیقی کلاسیک ایرانی را نیز به دلیل شباهت هاي ساختاري و محتوایی با معماري ایرانی با روش هایی مشابه معین و معرفی نمود. موسیقی دستگاهی ایران، نیازمند تدوین فلسفه زیبایی شناسی است که بر مبناي اصول زیبایی شناسی هنر سنتی استوار گردیده باشد و پژوهش هایی از این دست می تواند در انجام این مهم، نقش بسزایی ایفا کند.