-۱ چکیده :

تحولات جهانی، رخدادهای چند دهه گذشته و سیر فزاینده تغییرات در محیط بیرونی و درونی سازمان ها، همراه با ایجاد نیازهای جدید و متنوع در جوامع، باعث گردیده تا استفاده از ساز و کارهای برنامه ریزی سنتی در نیل به اهداف پیش بینی شده، کارائی خود را از دست داده و صاحب نظران مدیریت توجه خود را به رویکرد برنامه ریزی بلند مدت و استراتژیک معطوف نمایند.

در برنامه ریزی استراتژیک، مدیران با آگاهی از نقاط قوت و ضعف داخلی و نیز فرصت ها و تهدیدهای محیطی، و اتخاذ یک استراتژی مناسب، آینده موفق و روشنی را پیش روی سازمان قرار میدهند. چنین مدیرانی قادرند در محیط های رقابتی، علاوه بر حفظ بقای سازمان، کارائی خود را در سطح بالائی نگه دارند. بنابراین آنچه که مدیران را در این رویکرد یاری می نماید، مدیریت استراتژیک سازمان است که از طریق فرایندی منظم، مداوم و حساب شده، منطقی و جهت دار و دورنگر به هدایت و ارشاد فعالیت های جمعی یک سازمان برای رسیدن به اهداف مطلوب میپردازد.

این پژوهش با هدف شناسائی و ارزیابی فرصتها و تهدیدهای محیطی موثر در برنامه ریزی استراتژیک شهرداری تهران انجام شده که منطقه ۵ شهرداری تهران بصورت موردی مورد مطالعه قرار گرفته است. مراحل اجرای این پژوهش مبتنی بر مدل برنامه ریزی دیوید و استفاده از ماتریس تحلیلی SWOT می باشد. جامعه آماری در این تحقیق شامل همه عوامل استراتژیک داخلی و خارجی مبتلابه شهرداری منطقه ۵ تهران و همچنین جهت گیری های تدوین شده در برنامه پنج ساله دوم ۹۷ – ۹۳ شهرداری تهران است. در این پژوهش ضمن گردآوری و تحلیل اطلاعات مرتبط با عوامل شناخت استراتژیک، مدل شش مرحله ای مرتبط با برنامه ریزی استراتژیک در شهرداری پیشنهاد شده و برنامه ها و اهداف استراتژیک برای شهرداری منطقه ۵ پیشنهاد شده است.

-۲ کلمات کلیدی: مدیریت استراتژیک، برنامه ریزی استراتژیک، ضعف و قوت، فرصت و تهدید

۱

-۳ مقدمه :

تحولات جهانی، رخدادهای چند دهه گذشته و سیر فزاینده تغییرات در محیط بیرونی و درونی سازمان ها، همراه با ایجاد نیازهای جدید و متنوع در جوامع، باعث گردیده تا استفاده از ساز و کارهای برنامه ریزی سنتی در نیل به اهداف پیش بینی شده، کارائی خود را از دست داده و صاحب نظران مدیریت توجه خود را به رویکرد برنامه ریزی بلند مدت و استراتژیک معطوف نمایند.

در برنامه ریزی استراتژیک، مدیران با آگاهی از نقاط قوت و ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدهای محیطی، و با اتخاذ یک استراتژی مناسب، آینده موفق و روشنی را در پیش روی سازمان قرار دهند. چنین مدیرانی قادرند تا در محیط های رقابتی نه تنها بقای سازمان خود را حفظ نموده، بلکه کارائی خود را در سطح بالائی نگه دارند. پس تنها چیزی که مدیران را در این راهبرد یاری می نماید، مدیریت استراتژیک سازمان است. به عبارت دیگر، برنامه ریزی فرایندی است منظم، مداوم و حساب شده و منطقی جهت دار و دورنگر به منظور هدایت و ارشاد فعالیت های جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب است. ماهیت استراتژی، تشخیص فرصت های اصلی و تمرکز منابع در جهت تحقق منافع نهفته در آنهاست. فلسفه استراتژی نشان می دهد که درون مایه اصلی استراتژی، فرصت ها هستند. بدون دستیابی به فرصت های استراتژیک، منافع استراتژیک به دست نمی آید.

( ۱-۲ بیان مسئله:

برنامه ریزی استراتژیک گونهای از برنامه ریزی است که هدف آن، تعریف و تدوین استراتژی هاست. از آنجایی که استراتژی میتواند دارای عمر کوتاه یا بلند باشد، برنامه ریزی استراتژیک میتواند برنامه ریزی بلندمدت یا کوتاه مدت باشد.

برخی از مزایای برنامه ریزی عبارتند ازافزایش احتمال تحقق اهداف سازمان، ایجاد فرصتِ اجرای منظم تصمیمها، صرفه اقتصادی، انطباق با شرایط متغیر محیطی، استفاده صحیح از منابع، فراهم شدن ابزارهای کنترل، امکان سنجش میزان پیشرفت، آگاهی کارکنان از اهداف سازمان و نقش خود، تقویت کار گروهی، رسیدن به اهداف شخصی.

چالشهای عمده برنامه ریزی از دید برخی منتقدان این امر عبارتند از: حوادث غیرمنتظرهای که میتواند تمام پیشبینیها را نقش بر آب کند که عبارتند از : عوض شدن فکر، تغییر رویههایی که ممکن است مقاومت ایجاد نماید، صرف هزینه و وقت ، محدودیتهای کوتاه مدت و مقطعی .

فرصت های استراتژیک: فرصت عبارت است از فراهم شدن عوامل بروز منفعت به صورت ناقص. فرصت “بالقوه” برای همه وجود دارد، ولی فرصت “بالفعل” براساس قابلیت تکمیل عوامل منفعت تنها به افراد و سازمان های خاص تعلق می گیرد.

برای مثال شبکه اینترنت (فرصت بالقوه) برای یک کشاورز سنتی هیچگونه فرصتی به همراه ندارد ولی همین پدیده برای یک سازمان کشاورزی پیشرفته، فرصت های گوناگونی (از جمله کسب سریع اطلاعات هواشناسی) را فراهم می آورد. این نگرش نشان می دهد که فرصت هاصرفاً زاییده عوامل محیطی نیستند و قابلیت ها (عوامل داخلی) نیز در شکل گیری آنها نقش مؤثری دارند سازمان ها برای در اختیار داشتن فرصت های (بالفعل) بیشتر باید قابلیت های خود را توسعه دهند و این امر مبنای برنامه های قابلیت ساز است. برنامه های قابلیت ساز را می توان برنامه های فرصت آفرینی نیز لقب داد.

۲

( ۲-۲ اهمیت موضوع:

امروزه ساختار سازمانها بهگونهای طراحی شدهاند که بدون داشتن برنامهریزی نمیتوانند به حیات خود ادامه دهند. هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامهریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظامهای اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری، مورد توجه قرار داد. به بیان دیگر برای دست یافتن به هدف مورد نظر باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامهریزی کافی صورت پذیرد. اساس برنامهریزی بر آگاهی از فرصتها و تهدیدهای آتی و چگونگی استفاده از فرصتها و مبارزه با تهدیدها قرار دارد. فلسفهی برنامهریزی به عنوان یک نگرش که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه و تفکر آینده نگر است، بخش انفکاک ناپذیر مدیریت است.

تحلیل SWOT یکی از مدلهای بسیار مهم در برنامهریزی استراتژیک میباشد. در این روش نقاط قوت و ضعف سازمان و همچنین فرصتها و تهدیدهای محیط بیرونی سازمان مورد بررسی قرار گرقته و با اتخاذ یک استراتژی مناسب، نقاط قوت را تقویت نموده، نقاط ضعف را حذف نموده، امکان استفاده از فرصتها را فراهم آورده و تهدیدها را تحت کنترل سازمان در میآورد. با این روش نقاط قوت و ضعف و همچنین تهدیدها و فرصتهای موجود در محیط پیرامون یک سازمان مشخص میگردد. در مرحلهی بعد استراتژیهای سازمان در راستای توسعه با استفاده از آنالیز SWOT تعیین شده و در نهایت این استراتژیها اولویت بندی می شوند.

با عنایت به موارد مذکور؛ به نظر میرسد با توجه به محیط متغیر بیرونی شهرداریها از یک سو و ضرورت بازبینی نقاط قوت و ضعف سازمانی در طی ادوار زمانی مختلف از سوی دیگر شناسایی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف منطقه ۵ شهرداری تهران می تواند در کنار بررسی فرصت ها و تهدیدهای محیطی زمینه ساز معرفی استراتژی های تأثیرگذار برای سرعت بخشیدن به تحقق اهداف سازمانی شهرداری تهران باشد. بر این اساس با توجه به تجربه چندین ساله محقق در شهرداری منطقه ۵ انتظار میرود این تحقیق بتواند بستر لازم جهت نیل به این مهم را فراهم آورد.

برنامه ریزی استراتژیک در بخش دولتی: برنامه ریزی استراتژیک در بخش خصوصی توسعه یافته است. تجارب اخیر مبین آن است که رویکردهای برنامه ریزی استراتژیک که در بخش خصوصی تدوین شدهاند میتوانند به سازمان های عمومی و غیرانتفاعی و هم چنین جوامع و دیگر نهادها کمک نمایند تا با محیط های دستخوش تغییر، برخوردی مناسب داشته و به شیوهای کارساز تر عمل کنند. البته این به آن معنا نیست که همه رویکردهای برنامه ریزی استراتژیک بخش خصوصی در بخشهای عمومی و غیرانتفاعی به یک اندازه کاربرد داشته باشند. سازمانها ، نهادها و دوایر دولتی و عمومی غیر دولتی مانند شهرداری ها مسئول تدوین، اجرا و ارزیابی استراتژی هایی هستند که با استفاده از پول مردم بتوانند برنامه ها و خدماتی را که مبتنی بر هزینه و منفعت باشد را به بهترین شکل ممکن ارئه نمایند.

معمولا سازمان های عمومی نمی توانند بر تنوع فعالیتهای خود بیفزایند (یا از ماموریت های خود بکاهند) و به فعالیت های غیرمرتبط بپردازند یا ناگزیر در یکدیگر ادغام شوند. گذشته از این، سازمان ها و نهادهای عمومی جهت دریافت اعتبار مازاد ناگزیرند حسب محدودیت های اعمال شده ، از روش مبتنی بر مدیریت استراتژیک استفاده کنند. این در حالیست که استراتژیست ها در سازمانهای عمومی ایران در مقایسه با هم ردیفان خود از استقلال و آزادی عمل کمتری برخوردارند.

اغلب قانون گذاران و سیاست مداران هستند که به امر تصمیم گیری و تخصیص منابع در سطح کلان می پردازند و به صورت مستقیم و غیر مستقیم، اعمال کنترل می نمایند. مساله رنگ سیاسی به خود می گیرد و سلیقه حاکم می شود. در نتیجه ، ناگزیر از توجه به پاره ای از مسائل و ارائه ملاحظاتی جهت برنامه ریزی استراتزیک در اینگونه از سازمان ها می باشیم. این ها مسائلی هستند که خواسته یا ناخواسته تاثیر چشمگیری بر مدیریت استراتژیک داشته و می توانند موجبات انحراف از اهداف تعیین شده یا شکست آن را به وجود آورند. این امر می تواند منابع با ارزش سازمان را هدر داده و موجب بدبینی و انصراف ذینفعان شود.