شناسايي علل پذيرش فرهنگ بيگانه در بين دانشجويان

فصل اول :
كليات
مقدمه
مد گرايي حاصل زندگي انسان معاصرنيست بلكه درتمام دوران زندگي بشربوده وهست.اما اگراين پديده درهردوره اي ازتاريخ اگاهانه وبا گزينش انتخاب وبا توجه به فرهنگ وچارچوب هاي فكري واعتقادي جامعه صورت بگيرد نه تنها موجب پيدايش نارسايي هاي فرهنگي واجتماعي نشده بلكه به عنوان يك دستاورد

اجتماعي به نوبه خود به رشد وتعالي فرهنگ وتمدن انان كمك هاي زيادي نموده وزمينه اراستگي مناسب زندگي را فراهم مي كند.درواقع مد گرايي مثبت به معناي اقتباس ازپيشرفت هاي اجتماعي و به كاربردن دستاوردهاي مثبت ديگران ضمن بر طرف ساختن زشتي ها و كاستي ها ازدچارشدن زندگي به يكنواختي خسته كننده پيش گيري كرده وروزبه روز به استحكام بيشتر پايه هاي زندگي دسته جمعي كمك مي كند.اما بايد مراقب بود كه اين فرايند ازحا لت طبيعي خارج

نشود زيراهمه ي استعدادهاي فطري اگرازحالت طبيعي خارج شود جنبه ي انحرافي پيدا كرده واثارسويي به بارمي اورد.اما جوانان (دانشجويان) بنا به مقتضيات سني و نيازهاي گوناگوني كه دارند و بسته به محيط هايي كه دران قرارمي گيرند دربرخي قلمروها همچون لباس وارايش بيشتراز ديگران درمعرض جريان مد

گرايي قرارمي گيرند وچون مد در بسترزمان درحال دگرگوني است افراد سنين جوانتررا بيشترمي طلبد چون وقت ازادتري دارند و مي توانند پا به پاي مد حركت كنند.درك عمومي ما از واژه مدعموما به طرزلباس پوشيدن محدود مي شود،اما واقعيت اين است كه مد مي تواند شامل موارد گوناگوني اززندگي روزمره باشد.موضوعاتي از قبيل: نحوه انتخاب موسيقي،ارايش،چيدن دكوراسيون منزل، اتومبيل و حتي حرفه و كار.البته نبايد به مقابله با مد بپردازيم بلكه بهتراس

ت به پرورش و تقويت وجوه مثبت ان دقت كنيم تا درسايه اين اتفاق جنبه هاي منفي ان كم رنگ ترشود وجاي خود را به جنبه هاي مثبت دهند. به هرحال هدف ازارائه اين تحقيق تحليل پديده اجتماعي مد است كه سال ها مردم نقاط مختلف جهان را به خود مشغول كرده است و بيشترسعي كردم به ميزان تا ثيرپذيري ازفرهنگ بيگانه درزمينه ي مد لباس،ارايش وموسيقي دربين دانشجويان بپردازم.

بيان كلي مسئله تحقيق
پديده مد ازموضوعاتي است كه همواره مي تواند اقشارمختلف جامعه را به شكل هاي گوناگون مورد تاثيرخود قرار دهد.درواقع حكومت اسلامي درارائه الگوهاي فرهنگي درسال هاي بعد از انقلاب موفق نبوده است.امروزه گرايش نسل جوان كشور روزبه روزبه مدهاي جديد لباس،مدل ورفتارهاي تقليدي گروه هاي موزيك رپ،تكنو،پاپ،راك و …هنرمندان و ورزشكاران خارجي به خصوص از نوع غربي و امريكايي افزايش بيش از حد يافته است.چنين گرايشاتي در گذشته بيشتر در جوانان مقيم بالاي شهر(ثروتمند به لحاظ مالي)ديده مي شد ولي امروز بين جوانان و نوجوانان بالا و پايين شهر درعرصه يك سري تمايلات وخواست هاي

اجتماعي وازادي هاي مدني براي يك زندگي بهتر،راحت تروازاد تر توافقي وجود دارد و ان ها درسال هاي اخير با ارتباط و تبادل امكانات،روابط گسترده با يكديگربرقرار كرده اند.نسل سوم كشورمان با وسايلي چون ماهواره ،اينترنت ،نوارويدئو،نوار كاست ،پوسترها،لباس و شلوارهاي لي با مارك هاي مختلف به شدت تحت تاثير تغيرات وشرايط جهاني شدن قرارگرفته اند و به اشكال گوناگون از خود عكس العمل نشان ميدهند و چنان كه مي بينيم مد در زندگي انها نق

ش مهمي بازي ميكند مراجعه به كانال هاي موسيقي چون و…از طريق انتن هاي ماهواره اي به شدت در نسل جوان كشور رايج است.بسيار ديده شده كه يك جوان كارگر با درامد روزانه اي ۴-۳ هزار توماني ،براي خود پيراهن يا شلواري با مارك خارجي را با قيمت ۲۵ هزار تومان مي خرد تا بلكه بدين طريق خود را با شرايط ديگر جوانان وفق دهد ودرواقع يك هفته حقوقش را بابت ان پيراهن يا شلوار پرداخت كرده است .در اينجا لازم به تذكر است كه هدايت و ارشاد نسل
جوان اين كشوربه برنامه ريزي هاي اصولي علمي و تلاش بي وقفه نياز داشته وهرگونه سهل انگاري در اين زمينه نه تنها گناهي نا بخشودني است بلكه

زيانهاي جبران ناپذيري در بر خواهد داشت.امروز كه نسل بيداري مسلمين وارد مرحله اي تازه شده و تلاش هاي كساني چون سيد جمال الدين ،اقبال ،محمدعبده ،سيد قطب ،علامه نائيني،ايت الله طالقاني ومطهري و…بعد عيني به خود گرفته.استفاده از تمامي امكانات جامعه در مقابله با تهاجم فرهنگي وواكسينه كردن تمام احادجامعه به خصوص نوجوانان وجوانان ضروري ترين مسئله بوده و چه زيباست رهنمود استاد شهيدمطهري:”اگر مشكلي در راهنمايي نسل جوان باشد بيشتر در فهميدن زبان ومنطق او و روبرو شدن او با زبان و منطق خودش است و دراين وقت است كه هر كسي احساس مي كند اين نسل بر خلاف انچه ابتدا به نظر مي رسد لجوج نيست و امادگي زيادي براي دريافت حقايق دارد.”(مرتضي مطهري،مسئله حجاب،مقدمه كتاب)

 

ضرورت و اهميت تحقيق
ضرورت توجه به مسئله تهاجم فرهنگي و تاثير پذيري ازان درزمينه مد لباس ارايش و موسيقي در بين دانشجويان درهر طبقه ي اجتماعي كه خيل عظيمي از جوانان را تشكيل مي دهد بركسي پوشيده نيست لذا ازانجايي كه فرهنگ هر ملتي يا قومي مجموعه اداب و رسوم و سنت ها ارزش ها ومواريث اجتماعي ان قوم وملت را تشكيل مي دهد كه از گذشتگان به ارث برده اند،حساسيت بيشتري را در جهت ابقا و مصونيت ان ازهرگزندي را مي طلبد وواضح است كه ميبايست دردوران نوجواني بين زير ساخت هاي فرهنگي هر نسل با ارمان هاي مقبول و مشروع مكتب حاكم وفاق ايجاد نمود.اين مسائل ضرورت تحقيق و ارائه راه حلي هر چند كوچك را افزايش مي دهد.

اهداف تحقيق
۱ : شناسايي علل پذيرش فرهنگ بيگانه در بين دانشجويان
۲ : شناسايي راههاي مقابله با تهاجم فرهنگي و الگو برداري از فرهنگ بيگانه در بين دانشجويان
۳: دادن نيروي شناخت و تقويت بنيه ارزشي و اصول اسلامي

۴: فراهم كردن زمينه هاي لازم جهت سرمايه گذاري مسئولين در مقابله با فرهنگ بيگانه از قبيل ارائه امكانات تفريحي و ورزشي و تشكيل كلاس هاي فرهنگي و هنري ۵: شناسايي تاثير بعضي از برنامه هاي رسانه ،وسايل ارتباط جمعي (ماهواره و اينترنت)،مجلات بر مد.

قلمرو زماني و مكاني تحقيق موضوع مورد برسي (بررسي عوامل اجتماعي موثر در گرايش به مد ) است كه قلمرو زماني و مكاني در دانشگاه ازاد اسلامي واحد تهران مركز (مجتمع وليعصر) انتخاب شده وازطرفي پديده گرايش به مد در چند سال اخيردر دانشگاه ها افزايش قابل توجهي داشته ،با اين تفاصير قلمرو زماني دراين تحقيق سال ۸۶ـ۸۵ در نظر گرفته شده است.

فصل دوم :

چهار چوب نظري

پيشينه تحقيق:
گرايش جوانان به فرهنگ غرب يك مسئله اجتماعي است كه در چند دهه اخير افزايش داشته و تحقيقات زيادي براي شناخت علل به وجود امدن اين پديده انجام شده و اين كه چه اسيب ها و انحرافات اخلاقي و اجتماعي را در فرد و جامعه به دنبال دارد ،از طرفي خصوصيات و ويژگي هاي جامعه كنوني ما كه در مرحله گذارازسنت به مدرنيته است و تحولات به قدري سريع است كه مسائل و مشكلات هم با توجه به مكان و زمان دگرگون مي شوند و بايستي تحقيقات وپژوهش ها نيز با توجه به اين تحولات و نياز جامعه انجام شود ،تحقيقات انجام شده دراين راستا عبارتند از :
۱ :قديمي ـ بهرام ،بررسي گرايش جوانان به مظاهر فرهنگ غرب در سطح شهر تهران ،۱۳۷۶ـ۱۳۷۵ دانشگاه ازاد اسلامي،واحد مركز
۲:ايوبي ـ محمد رضا ،تاثير برنامه هاي ماهواره اي و ويدئو يي در شمال و جنوب تهران ،۱۳۷۸ـ۱۳۷۷،دانشگاه ازاد اسلامي واحد مركز
۳:عرب نجفي ـ اشرف ،سنجش نگرش جوانان دانش اموز نسبت به موسيقي و تصوير پخش شده از سيماي جمهوري اسلامي ايران ۱۳۷۷ـ۱۳۷۶ دانشگاه ازاد اسلامي واحد مركز

۴:خوشكار ـ عليرضا ،جامعه پذيري موسيقي در ايران در دوران معاصر ۱۳۸۱ـ۱۳۸۰ دانشگاه ازاد اسلامي واحد مركز
۵:فداكار ـ مقصود ،بررسي تاثير عوامل فرهنگي برنامه هاي ماهواره اي تلويزيون برقشر جوان ۱۳۷۷،۱۳۸۷ دانشگاه ازاد اسلامي واحد مركز
۶:صدر ـ شعله ،اثرات رسانه هاي همگاني ،بررسي نقش و اثرات فرهنگي و اجتماعي رسانه هاي همگاني بر روي فرد واجتماع،۱۳۷۹،مدرسه تلويزيون و سينما
۷:مزيناني ـ مريم ،ميزان تاثير پذيري دانش اموزان دختر دوره ي دبيرستان منطقه ۱ تهران ،از فرهنگ بيگانه در زمينه مد وارايش و موسيقي ،۸۳ـ۱۳۸۲ دانشگاه ازاد اسلامي واحد مركز .

مد ئ Mode واژه اي است فرانسوي و در لغت به معناي سليقه ،اسلوب ، روش و شيوه و…بكار مي رود ودراصطلاح مد به تغييرناگهاني و مكررهمه يا بعضي افراد اطلاق مي شود و منجر به گرايش انجام رفتاري خاص يامصرف كالاي به خصوص يا در پيش گرفتن سبكي خاص در زندگي ميشود كه نتيجه نهاينه نشدن فرهنگ در جامعه است. مد كلمه اي است كه در جامعه ي نوين ما حرف اول را مي زند.مد يعني تسخير روحي استراتژيك. ماهيت كلي مد به وسيله ي اصطلاحات

متقابل (مد روز) و (از مد افتادگي) بيان شده.اين اصطلاح به يك الگوي تغيرات مداوم دلالت مي كند كه در ان اشكال اجتماعي معيني موقتا از پذيرش و احترام برخوردارمي شوند فقط به خاطراينكه توسط كساني كه بيشترازجريانات زمانه اگاهند،جايگزين شده اند اين نوع جلوه اشكال اجتماعي ،مد را از (رسم) كه ثابت و پذيرفته شده است جدا مي سازد.مقبوليت اجتماعي كه مد از ان بر خوردارمي شود ناشي ازهيچ نوع سود مندي يا شايستگي برتر ان نيست،بلكه درعوض مقبوليت مد پاسخي است كه در جهت حساسيت و سليقه هاي افراد مي باشد.اگرچه مد را بيشتر درحوزه پوشاك مي بينيم اما درحوزه هاي ديگري همچون

نقاشي، معماري تزئينات خانگي ،اداب پذيرايي و …نيز ميتوان بر شمرد.در واقع هيچ كدام از حوزه هاي زندگي اجتماعي كه درمعرض تغيرات مستمر قرار دارند ازتجاوز مد در امان نيستند.دكترعلي شريعتي مي گويد:اگرمي خواهي فردي را تغيير دهي از كفش او شروع كن ،دليلش هم اين است كه با تغيير كفش به دليل عدم همخواني ان با شلوارو پيراهن و مدل مو،ان ها را نياز فرد تغييرمي دهد.

 

فرهنگ فرهنگ فقط مجموعه اي بر روي انباشته از اداب و رسوم و شيوه هاي مختلف زندگي نيست بلكه نظامي سازمان يافته ازرفتارهاست .
“فرهنگ شيوه ي عمومي زندگي گروه يا گروه هايي ازمردم است،عناصرفرهنگي ازقبيل عادات، سنت ها،اعتقادات،ارزش ها ونقاط نظر انسان ها را با يكديگر پيوند مي دهد ووحدت اجتماعي خاصي به وجود مي اورد.”(دكترمنوچهرمحسني،مقدمات جامعه شناسي،۱۳۷۰؛۹۸) ولي عام ترين تعريف فرهنگ از” ادوارد تايلورمي باشد كه مجموعه ي پيچيده اي است كه شامل معارف،معتقدات،هنرها،صنايع،فنون ،اخلاق ،قوانين ،سنن وبالاخره تمام عادات ورفتار و ضوابطي كه فرد به عنوان عضو جامعه خود فرا مي گيرد و در برابران جامعه تعهداتي را برعهده مي گيرند.”(دكترمحمودروح الاميني،زمينه فرهنگ شناسي،۱۳۸۲؛۱۷ )
هويت فرهنگي

هر جامعه وفرهنگي الگو هاي خاص خود را دارد كه با فرهنگ مردم ديگر جوامع بيگانه است و بران تاكيد مي كند ودفاع.به عبارت ديگرگذشته هاي تاريخي،حماسه هاي ابا اجدادي،سرزمين نياكان،زبان مادري،باورها وسنت هاي طايفه اي،اسوه هاي ديني،عصبيت هاي قومي ،هنر و ادبيات موروثي، هويت فرهنگي را تشكيل مي دهند.بايد دانست انچه كه اماج حملات تهاجم فرهنگي قرارمي گيردهمان هويت فرهنگي است اما نبايد ساده انديشانه با اين موضوع برخورد كردچون هويت فرهنگي به مفهوم فوق تا زماني كه صرفا جنبه ملي داشته باشد وبه گروههاي سرزمين خاصي متعلق باشد نه تهديدي براي فرهنگ استكبار جهاني است و نه ازسوي انها مورد تهاجم قرارمي گيرد بلكه حمايت هم مي شود و تحت عنوان نسبيت فرهنگي ازان دفاع مي كند انچه كه مورد

تهاجم قرارمي گيردهويت فرهنگ اسلامي است .اين بالندگي ،پويايي و زندگي در متن فرهنگ اسلامي است كه تهديدي جدي براي غرب محسوب ميشود و انچه انها به ان همت گماردند مسخ همين فرهنگ ميباشد.دكتر شريعتي در اين باب مي گويد:غرب مي دانست ومي داند كه براي رام كردن يك ملت وخوار كردن افراد ان بيش ازهرچيز بايد فرهنگش را گرفت زيرا انسان بي فرهنگ خوارو ذليل است وتسلط برچنين انساني بسيارساده است ومي توان اورا به شكل الگوهاي فرهنگ دراورد.دراينجا نيز منظورازفرهنگ همان ماهيت فرهنگي است كه مسخ ان به مسخ شخصيت افراد وان فرهنگ وبرده شدن انها و

نهايتا تحت سلطه قرارگرفتنشان مي انجامد و خلاصه استعمار تنها هدفش خنثي نگهداشتن ادميت ازفرهنگ است و دراين راه ازهيچ كوششي براي از بين بردن اداب ورسوم انها،براي جانشين كردن زبان خود به جاي زبان انها، براي نابودي فرهنگ انها،فروگذارنمي كند.(جلال ال احمد،درخدمت وخيانت روشنفكران،۱۳۵۷؛۳۲) اين همان تهاجم فرهنگي است كه تحت هرنام پوششي مطرح مي شود.

نشانه شناسي و فرهنگ مادي
“نمادهايي كه درگفتارونوشتار بيان مي شوند ،شيوه هاي اصلي تشكيل و بيان معاني فرهنگي هستند اما تنها شيوه ها نيستند،اشيا مادي و جنبه هاي رفتارهردومي تواند براي توليد معاني استفاده شوند.دال عبارتند از:هر حامل معني،هر مجموعه عناصري كه براي انتقال معنا مورد استفاده قرار مي گيرد، صداهايي كه در گفتار ايجاد مي شود.مانند علامت هايي كه روي كاغذ گذاشته ميشود دال هستند، اما دال هاي ديگرلباس،تصاويريا نشانه هاي ديداري ،شيوه هاي خوردن،شكل هاي ساختمان يا معماري و بسياري از ويژگي هاي ديگرفرهنگ را شامل مي شود. مثل:فهماندن تفاوت هاي بين دوجنس.”(انتوني گيدنز،جامعه شناسي،۱۳۸۲؛۶۲،۶)

 

فرهنگ پذيري
گاه اتفاق مي افتد يك عنصرفرهنگي از فرهنگ ديگرگرفته ميشود كه به اين فرايند فرهنگ پذيري مي گويند درچنين وضعيتي فرهنگ هايي كه با يكديگر تماس مستقيم دارند هر دو دچار دگرگوني مي شوند درعين حال اين دگرگوني ممكن است در يك فرهنگ خيلي عميق تر از فرهنگ ديگر باشد. وقوع حوادث ناگهاني مانند جنگ نيزمي توانند زمينه ساز پيدايش خرده فرهنگ و مد در جامعه شود، البته اين گونه خورده فرهنگ ها چون تابع شرايط خاص همان جامعه ميباشد براي جوامعي كه دران شرايط قرار ندارند تعارض محسوب مي شوند.مانند :مد رپ كه بعد از فروپاشي يوگوسلاوي در نتيجه ي جنگ ميان صرب ها ومردم بوسني توسط مردم تحت فشاربه وجود امد.رپ درلغت به معني موسيقي ارامي است كه دانشجويان اروپايي قبل از امتحان براي كم كردن اضطراب خود به ان گوش مي دهند.

تهاجم فرهنگي
تهاجم فرهنگي به معناي نفي هويت فرهنگي ملي ،پذيرش سلطه ي فكري و فرهنگي بيگانه،تغيير باورها ورفتارها،دگرگوني روش ها واداب و رسوم زندگي فردي واجتماعي منطبق با الگوي بيگانه مي باشد كه توسط پرسشنامه وگرايش به فرهنگ بيگانه اندازه گيري مي شود كسي كه تحت تاثير غرب قرارمي گرفت ايتم هاي فرهنگ بيگانه را انتخاب ميكرد.به طور كلي تهاجم فرهنگي عبارت است از:تلاش برنامه ريزي شده و سازمان يافته از سوي گروه تهاجم براي حمله به جهان بيني ها و بينش ها و در نتيجه گرايش ها و جايگزين كردن باورها و ارزش ها واخلاقيات دررفتارهاي مورد نظرخويش برسايرگروهها وجوامع .ويژگي هاي تهاجم فرهنگي:

۱:نامرئي و نامحسوس است؛تهاجم فرهنگي يك كار ارام و بي سرو صداست كه باعث فرو ريختن ارزش هاي معنوي مي شود كه قابل علاج نيست.
۲:ريشه اي وعميق است ؛دشمن با وارد شدن به سنگ زيرين يك جامعه يعني فرهنگ مي خواهد
پيكره ي جامعه را به سليقه خود كج كند.

۳:درازمدت و دير پاست ؛كار فرهنگي دير نتيجه ميدهد ولي اثران باقي است.
۴:همه جانبه است؛دشمن در اين تهاجم ازهمه ي حربه هاي سياسي،اقتصادي، نظامي ،رواني و تبليغاتي بهره مي گيرد تا فرهنگ مقابل را به انزوا بكشاند.

۵:داراي برنامه ،ابزاروامكانات گسترده است و براي اجراي برنامه هاي خود ازمتخصصين روانشناس،جامعه شناس و سياستمداران استفاده ميكند و ارتباطات مناسب با روحيات واداب و رسوم هر جامعه را با شرايط جهاني تدارك ميبيند و با بودجه ي تبليغاتي كلان ده هزار كانال ماهواره اي، صدها پايگاه راديو و تلويزيوني با ده ها زبان زنده دنيا و يا روزنامه ،مجله و كتاب در تيراژ ميليوني تبليغ مي كنند.

۶:خطرساز وكارساز است ؛تهاجم فرهنگي ازحمله نظامي خطرناك تراست زيراحمله ي نظامي صلابت ومقاومت ملت را تحت هر عنواني (ملي يا ديني) بر مي انگيزد و به عكس العمل وا ميدارد ولي توطئه ي اخلاقي و فرهنگي انسان ها را تدريجا از درون مي پوساند و بدون اينكه متوجه باشند به اضمحلال و نابودي مي كشاند .

پيشينه ي تهاجم فرهنگي و مد گرايي
براي يافتن اين موضوع بايد برگرديم به استعمار كهنه ومستقيم انگلستان و سپس جوامع ديگر اروپايي چون فرانسه،اسپانيا وبه دنبال ان استعمار نو. انچه استعمار پير به عنوان مترقي كردن كشورهاي عقب مانده از كاروان تمدن به گمان خودش انجام مي داد چيزي جز تهاجم فرهنگي براي دست يافتن و غلبه كردن بي چون و چرا بر اين ملل نبوده است.ظواهر تمدن غرب و پيشرفت هاي تكنولوژي، صنعتي اين جوامع با سياست هاي استعماري ،تجاوز گرايانه اين جوامع تركيب شده و موجوديت فرهنگي و اقتصادي واجتماعي وسياسي كشور هاي مستعمره را به مخاطره انداخته بود و دسته اي از متفكران كشور هاي تحت

سلطه ،چهره ي اول يعني تمدن غرب را مي ديدند لذا اگاهانه يا نا اگاهانه به سوي او گرايش مي يافتند ،كساني را كه امروز به نام غرب زده مي شناسيم ازاين دسته اند و دسته اي ديگر فقط چهره اي ديگر يعني چهره ي استعماري اين كشور ها را ديده و لذا دشمن همه ي جلوه هاي تمدن استعمارشدند وحتي درمقابل فرهنگ مادي اين جوامع و پديده هاي صنعتي ان نيز قرار گرفته اند و حتي بلند گو را نيز صداي شيطان ناميدند.در بين اين دسته كه نسبت به

دسته ي اول دلسوزتر بوده و داراي ريشه هاي مردمي نيز بودند نوعي وحشت كوراز تمدن و فرهنگ غرب وجود داشته كه انها را به سوي نوعي مخالفت غير منطقي وهمراه با تعصب با نمود هاي صنعت غرب ميكشيد و به دليل عدم توانائي شان در دفاع صحيح از فرهنگ بومي خود،اب به اسياب گروه اول ريخته اند و به خصوص در زمينه ي جذب جوانان بسياري از انها را كه راه سومي به جز اين دو قطب مطرح در جامعه نمي شناختند به سوي گروه اول سوق مي داد.

در كنار اين دو گروه انديشه اصلاح طلبي ديني توسط كساني چون سيد جمال الدين اسد ابادي،عبده، سيد قطب،كواكبي،اقبال لاهوري وعلامه نائيني مطرح شد وحقانيت خود را ثابت نمود.پيام اينان بازگشت به خويشتن بود ولي منظورايشان ازاين بازگشت تكيه بر فرهنگ معنوي جامعه وحفظ هويت فرهنگي به

منظور مجموعه اي از اعتقادات ديني،باورها، زبان، هنر،ادبيات،اداب ورسوم وسنن كه باعث تمايزگروههاي انساني مي گردد بود و بدين لحاظ از گروه اول جدا مي شدند اما در زمينه ي پذيرش تكنولوژي و صنعت نظري متفاوت ازگروه دوم ارائه داده ومعتقد بودند كه بايد علم و صنعت و تكنولوژي ازهرجا با شد گرفت اما به شكلي كه هويت فرهنگي جامعه را تحت الشعاع نفوذ خود قرار ندهد.چنان چه دراثاراقبال داريم كه:برخلاف متفكران كه مي گويند نمي توان علم و صنعت غرب را گرفت وفرهنگ و اخلاق و روابط اجتماعي و شيوه ي زندگي شان را كنار زد نه تنها مي توان چنين كرد بلكه هيچ دليلي وجود ندارد كه ثابت كند جامعه اي كه با عشق هاي بلند وعرفان روح واشراق دل و برخورداري از لذت هاي پاك وعميق اخلاقي ومعنويت اشناست ،نمي تواند به جاي گاواهن تراكتور براند،عوض كجاوه جت سوار شود،پيه سوز را دور انداخته لامپ الكتريكي روشن كند.