چکیده

اخلاق، بحثی عمیق و مفصّل است که از دیر زمان مورد توجّه پژوهشگران واقع شده اسـت. مدیریت منهای تعهد و التزام به آموزه های اخلاقی، هیچ پیام و پیامد مثبت را برای جامعـه اسلامی نمیتواند به ارمغان آورد. هیچ شایسـتگی و لیـاقتی بـا ارزش و ارجمنـدی اخـلاق، برابری نمیکند بلکه تمامی شایستگی ها بـا میـزان اخـلاق بـه سـنجش کشـیده مـیشـود. بنابراین، توقع می رود نظام اجتماعی اسلام، سر آمد مکاتب و اندیشه های بشری باشـد، امـا آن گونه نیست، به نظر میرسد علت اصلی آن این باشد که آن طوری که آموزه های اسـلام به اخلاق تأکید کرده است، جوامع و نظام اجتماعی، آن را در عمل تطبیق ننموده اند. اخلاق مدیریت بحثی جزئیتر و خاصتر از خود اخلاق است. مـدیریت نیـاز بـه لـوازمی دارد کـه مهمتر از همه »اخلاق مدیریتی« است. اخلاق، سـتون و سـاختمان مـدیریت اسـتائمّـه.و پیشوایان ما پیشقراولان اخلاق مدیریتی بودهاند که با استناد به سخنان روایاتشان اهمیّت اخلاق در مدیریت آشکار میشود که این مقاله عهدهدار بررسی آن است.

واژگان کلیدی: اخلاق، اخلاق حرفه ای، مسئولیتهای اخلاقی مدیران، رهبری اخلاقی

۱

مقدمه

اخلاق حرفهای یکی از مسائل اساسی همه جوامع بشری است. در حال حاضر، متأسفانه در جامعه ما در محیط کـار کمتر به اخلاق حرفهای توجه میشود. در حالی که در غرب سکولار، در دانشهای مربـوط بـه مـدیریت و سـازمان، شاخهای با عنوان اخلاق حرفهای وجود دارد، ولی در جامعه دینی ما در مدیریت، به اخلاق توجه کافی نشـده اسـت . [۱] از اینرو، کوشیدهاند به تحقیقات درباره اخلاق حرفهای جایگاه ویژهای بدهند؛ وقتی از حوزه فردی و شخصـی به حوزه کسب و کار گام مینهیم، اخلاق کار و یا اخلاق شغلی به میان میآید؛ مانند: اخلاق پزشکی، اخلاق معلمی، اخلاق مهندسی و نظایر آن. [۲]

برای نمونه، چگونه ممکن است سیستم یک بیمارستان یا دانشگاه فاسد باشـد، امـا از پرسـتاران بخـواهیم اخلاقـی باشند. امروزه اخلاق حرفه ای نقش راهبردی در بنگـاه هـا دارد و متخصصـان مـدیریت اسـتراتژیک، اصـول اخلاقـی شایسته در سازمان را از پیش شرط های مدیریت استراتژیک خوب دانستهاند .[۳] در اخلاق حرفهای، مسئولیتهـای اخلاقی سازمان در قبال محیط داخلی و خارجی است و این متمایز از حقوق کار است؛ امـا حقـوق کـار نیـز در آن وجود دارد. اصول اخلاق خوب از پیششرطهای مدیریت استراتژیک خوب است. این اصول موجب ایجاد یک شرکت و بنگاه خوب میشود. [۴]

مفهوم اخلاق حرفهای

در ابتـــدا مفهـــوم اخـــلاق حرفـــهای بـــه معنـــای اخـــلاق کـــار و اخـــلاق مشـــاغل بـــه کـــار مـــیرفـــت. امروزه نیز عده ای از نویسندگان اخلاق حرفهای، از معنای نخستین این مفهوم برای تعریـف آن اسـتفاده مـیکننـد. اصطلاحاتی مثل work ethics یا professional ethics معادل اخلاق کاری یا اخلاق حرفهای در زبان فارسی است.[۵]

تعریفهای مختلفی برای اخلاق حرفهای ارائه شده است:

الف/ اخلاق حرفهای به مسائل و پرسشهای اخلاقی و اصول و ارزشهای اخلاقی یک نظام حرفهای میپردازد و ناظر بر اخلاق در محیط حرفهای است.[۶]

ب/ مقصود از اخلاق حرفه ای مجموعه قواعدی است که باید افراد داوطلبانه و براساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه ای رعایت کنند؛ بدون آن که الزام خارجی داشته باشند یـا در صـورت تخلـف، بـه مجـازاتهـای قانونی دچار شوند. [۷]

ویژگیهای اخلاق حرفهای

امروزه در اخلاق حرفه ای، تلقی »شما حق دارید و من تکلیف«، مبنای هر گونه اخلاق در کسب و کـار اسـت. ایـن مبنا از رفتار ارتباطی فرد، به صورت اصلی برای ارتباط سازمان با محیط قرار می گیرد و سازمان بـا دغدغـه رعایـت حقوق دیگران، از تکالیف خود می پرسد. ویژگیهای اخلاق حرفهای در مفهوم امروزی آن عبارتاند از: دارای هویـت

۲

علم و دانش بودن، داشتن نقشی کاربردی، ارائه صبغه ای حرفهای، بومی و وابسته بودن به فرهنگ، وابستگی به یک نظام اخلاقی، ارائه دانشی انسانی دارای زبانِ روشن انگیزشی، ارائه رویآوردی میانرشتهای.[۸]

مسئولیت پذیری

در این مورد فرد پاسخ گوست و مسئولیت تصمیم ها و پیامدهای آن را می پذیرد؛ سرمشق دیگران اسـت؛ حسـاس و اخلاقمند است؛ به درستکاری و خوشنامی در کارش اهمیـت مـی دهـد؛ بـرای ادای تمـام مسـئولیتهـای خـویش کوشاست و مسئولیتی را که به عهده میگیرد، با تمام توان و خلوص نیت انجام میدهد. [۹]

این پنج نظام اخلاقی (نظریههای عمده) عبارتند از: فایدهگرایی، وظیفهگرایی، عدالت فراگیر، آزادی فـردی و زیبـا و خیر مطلق. چهار نظریه نخست در واقع اصول راهبردی اخلاق را ملاک نهایی میانگارند، اما در نظریه پنجم، خداوند متعال، برترین زیبایی و مشخصکننده ملاک نهایی اخلاق اسـت. در ایـن نظـام اخلاقـی کـه روشـنی بخـش دیگـر نظامهای اخلاقی است، تقرب به خدا و کسب رضایت او آرمان اخلاق است و دستیابی به عـدالت فراگیـر اجتمـاعی، آزادی، حرمت انسان و بیشترین سود برای بیشترین کسان نیز از اهداف زندگی اجتماعی در چهـار سـاحت فـردی، شغلی، سازمان و جامعه است.[۱۰]

برای تعیین مؤلفه های کاربردی اخلاق حرفه ای(اسلامی)، میتـوان از اصـول راهبـردی اخـلاق حرفـهای در اسـلام استفاده کرد؛ اصول راهبردی اصلی (در اسلام) عبارت اند از: احترام اصیل و نامشـروط بـه انسـان هـا، رعایـت آزادی انسانها، برقراری عدالت در مورد انسانها، امانتورزی در رفتار و بینش شخصی.[۱۱]

اخلاق حرفهای در نظام اداری جمهوری اسلامی باید هویت اسلامی داشته باشد و مبتنی بر اخـلاق اسـلامی شـکل بگیرد. برای داشتن هویت اسلامی اخلاق حرفهای در کشورمان، به چهار دلیل میتوان اشاره کرد:

الف) از لحاظ فرهنگی به دلیل وابستگی توده مردم کشورمان به نظام عقیدتی اسلام؛.[۱۲]

ب) از لحاظ دینی به دلیل جداناپذیری اخلاق از دین در متن دین اسلام؛.[۱۳]

ج) نیاز به پویایی درون فرهنگ اسلامی با توجه به مواجهه آن با چالش جهانیشدن؛.[۱۴]

د) از لحاظ نظام حکومتی، الزام به حکومت دینمدار در نظام حکومت دینـی و از لحـاظ قـانونی، بـه تأکیـد قـانون اساسی ـ در اصل هشتم ـ بر تصویب قوانین اسلامی در کشور.[۱۵]

نظام اخلاق اسلامی به گونه ای است که با اخلاق حرفه ای در هم آمیخته و تفکیک ناپذیر اسـت؛ زیـرا در ایـن نظـام ملاک نهایی و نهایت سعادت بشری، االله است و انسان در مقام خلیفه و جانشـین الهـی در زمـین، محـور توجهـات اخلاقی است؛ بدین معنا که خشنودی انسان و خدمت به او موجب رضایت و تقرب به خداونـد مـیشـود؛ از ایـنرو، نظام اخلاق اسلامی با توجه به ملاک نهایی، در صدد است با ارائه دستورالعمل ها و آییننامههای اخلاقـی در سـطح حرفه و زندگی اجتماعی و همچنین با در نظر گرفتن پیشرفتهای مادی در جهت بهبود زنـدگی انسـانهـا، زمینـه سعادت و کمال حقیقی بشر را فراهم آورد.[۱۶]

۳

ضرورت ترویج اخلاق حرفهای در سازمان

توسعه سازمانی تلاشی پیگیر، منسجم و کاملاً برنامهریزی شده است که به منظور بهبود و نوسـازی نظـام صـورت میگیرد.[۱۷]

هدف از توسعه سازمانی، هم بهبود زندگی (شغلی) فرد و هم بهبود کارکرد سازمان است.[۱۸]

با توجه به اهمیت اخلاق حرفهای در توسعه سازمان، لازم است در تعیین اثربخشی (میزان تحقق اهداف سازمانی) و هدایت منابع (از جمله منابع انسانی) به میزان آموزش اخلاق حرفهای در سازمان توجه شود. البته در زمینه مـذکور از جمله موانع تغییر رفتار اخلاقی در هر سازمان، جهل و ناآشنایی کارکنان از اخلاقیات شغل و سازمان بیـان شـده است.[۱۹] با توجه به اینکه امروزه هیچ سـازمانی قـادر نیسـت بـدون آمـوزش توسـعه یابـد،.[۲۰] لازم اسـت در سازمان ها افزون بر آموزش تخصص ها و مهارت های مورد نیاز هر شغل به کارکنان، ایجاد روحیه تعاون، کار مشترک و دستهجمعی و به ویژه اخلاق اداری و سازمانی جزو برنامههای آموزش در سازمان قرار گیرد.[۲۱]

اهمیت اخلاق از نگاه دین مبین اسلام

اخلاق از مهمترین مباحث دینی است و از یک نظر مهمترین هدف انبیای الهـی را تشـکیل مـی دهـد، زیـرا بـدون اخلاق نه دین برای مردم مفهومی دارد، و نه دنیای آنها سامان می یابد. اصولا زمانی انسان شایسته نام انسان اسـت که دارای اخلاق انسانی باشد و در غیر این صورت حیوان خطرناکی است که با استفاده از هوش سرشار انسانی همه چیز را ویران میکند، و به آتش می کشد، برای رسیدن به منافع نامشروع مادی جنگ به پا می کند، و برای فـروش جنگ افزارهای ویرانگر تخم تفرقه و نفاق می پاشد، و بی گناهان را به خاک و خون می کشد .[۲۲]