۱ مقدمه :

اولین سلسلهای که با تشکیل دولت متمرکز و قدرتمند، هویتی مبتنی بر مذهب تشیع را برای این کشور ایجاد کردند،»صفویه«

بود. آنها در سال های ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ قمری بر ایران فرمانروایی کردند. در دههنخستِ قرن دهم هجری، با روی کار آمدن

شاه اسماعیل، در تبریز رسمیت یافته و مدتی نگذشت که مذهب شیعه امامیه، یگانه مذهب رسمی در تمامی قلمرو ایران زمین

شناخته شد. این تحول میمون و مبارک در سالهای آغازین قرن دهم محیط و فضای مناسب جهت گسترش و رشد و بالندگی علوم دینی را به دست علمای شیعه پدید آورد. قبل از عصر صفوی، مراکز مهمعلمیِ شیعه، بیشتر درحلّه، جبل عامل و نجف وجود داشت. اما با آمدن حکومت صفوی، موازنه سیاسی در ایران به سود شیعیان بر هم زده شد و عصری کم وبیش،آزاد نمودار شد و آشکارا کانونهای علمی در این سرزمین رونق یافت. در این عصر، از حکمت و فلسفه، مانند فقه و
۱

حدیث، به خوبی استقبال شد و رشدی چشمگیر پیدا کرد و در حالی که اندیشه فلسفی، در جهان اسلام افول کرده بود،

استادان برجسته و فیلسوفانی شهیر همچون ملاصدرا، میرداماد، میرفندرسکی چراغ حکمت و فلسفه را برافروختند. و

شاگردان بسیاری پروراندند، از جمله شمسای گیلانی (م.۱۰۴۸هـ.) شیخ حسین تنکابنی (م.۱۰۵۰هـ.) فیاض لاهیجی (م.۱۰۷۲هـ.) ملارجبعلی تبریزی (م.۱۰۸۰هـ.) رفیعای نایینی (م.۱۰۸۲هـ.) محمد باقر سبزواری (م.۱۰۹۰هـ.) ملامحسن
فیض کاشانی (م.۱۰۹۱هـ.) و آقا حسین خوانساری (م.۱۰۹۸هـ.). که هرکدام نگارنده آثار ارزنده فلسفی و کلامی بوده اند و

به نوبه خود شاگردان بزرگی را در فلسفه تربیت کرده اند. (مخلصی، ۱۳۷۷، ص.(۱۲۹

در این زمینه مقالات، و کتب مختلفی به رشته تحریر درآمده و عواملی چون »تشکیل حکومت صفوی«، »تجدید حیات

مذهب تشیع در این دوره« ، »نیاز متفکران شیعی عصر صفوی به استوارسازی مبانی اعتقادی« ، »رویارویی با فرهنگ غرب« ،

»دفاع ازسنّتها و باورهای اسلام شیعی« به عنوان برخی عوامل گسترش فلسفه و حکمت در این دوران معرفی شده

است.(میراحمدی، ۱۳۶۳ ؛ مخلصی، همان ؛ لکزایی، .(۱۳۸۶ در این مقاله ابتدا عوامل گسترش و رشد علوم دینی در عصر صفوی اعم از فقه و اصول و حدیث و فلسفه و حکمت مطرح شده و وضعیت علمی و آموزشی در عصر صفوی و نیز وضعیت مراکز تربیت و تعلیم و روش های آموزشی و تاثیر پدیده مهاجرت علمای جبل عاملی به ایران، مورد بحث قرار گرفته و سپس وضعیت آموزش فلسفه و منزلت آن در دوره صفوی و مواد درسی حکمت و فلسفه و سیاستهای سلاطین

صفوی نسبت به تقویت وتاسیس فضاهای آموزشی و کتابخانه ها به عنوان شرایط موثر بر گسترش فلسفه و حکمت مورد

بحث قرار گرفته است.

-۲ عوامل رشد و گسترش علوم دینی در عصر صفوی

عصر صفوی را می توان تقریبا یکی از درخشانترین دوره های تمدن اسلامی دانست. زیرا در این دوران، هنرمندان، صنعت گران، فیلسوفان، فقیهان و دانش پژوهان، شاعران، و دیگر دانشمندان جهان اسلام، نقش به سزایی در رشد، پیشرفت و تکامل علوم اسلامی و دانشها و فنونی از قبیل هنر، اقتصاد، صنعت، ادبیات، فلسفه و حکمت، ایفا کردند. علاوه براین، در این

عصر تالیفات و آثار فراوانی در زمینه فلسفه و حکمت، کلام، فقه، حدیث، و عرفان نگاشته شده و پاسخ های تازه ای به شبهه های نو در زمینه های مختلف اعتقادی و فلسفی و فرهنگی ارائه شده است.

-۱-۲ رونق نگارش رساله های علمی:

نظریه پردازی، با نگارش رساله ای آغاز می شد و رساله ای دیگر در رد آن و رساله ای در پاسخ به رساله دوم و رساله هایی

برای داوری در این باب به بازار دانش عرضه می شد. آسان ترین راه برای نشر عقیده و نظریه، در این دوران، نگاشتن رساله بود. نسخه برداران بسیار بودند و برابر سفارش افراد، از رساله ها نسخه برداری می کردند. از این روی، می بینیم که در

موضوعی ویژه، رساله های بسیار نگاشته شده و این نشانگر، موضوع روز بودن آن مقوله است.(ذاکری، ۱۳۷۷، (۲۷۲

۲

در عصر صفوی، بحث و مناظره در مقوله های فلسفی و کلامی و سایر حوزه های علوم دینی مورد علاقهفرهیختگان و حتّی

توده مردم بود. و لذا کار نسخه برداران و صحافان، بسیار رونق داشت. این حقیقت را ژان شاردن فرانسوی در سفرنامه خود اینطور گزارش می کند:

»در ایران، صحافان هم کتاب صحافی می کنند و هم کاغذ و مرکب و قلم و دوات و قلمتراش و سایر انواع لوازم التحریر به فروش می رساندند. صحافان، عادت دارند که عصر پنجشنبه یکی از آنها به قرعه انتخاب می شود، تا روز جمعه دکان خود را

باز کند. زیرا روز جمعه، روز تعطیل مسلمین است و چون عموم مردم به مسجد می روند، صحافی که روز جمعه باز باشد،

بیش تر از فروش یک ماه اجناس خود را به فروش می رساند.( شاردن، ۱۳۳۰، ص.(۷۳

همچنین میرزا طاهر نصرآبادی در تذکره خود که شرح حال حدود نهصد نفر شعرای عصر صفوی در قرن یازدهم است. از

شاعرانی نام می برد که شیوه معاش آنها در این دوران، نسخه برداری بوده است (نصرآبادی، .(۳۴۴ و یا با نوشتن قرآن و صحیفه زندگی خود را می گذراندند.(همان، (۳۴۸

حتی کتابهای فقهی که در عصر صفوی نوشته شده اند، نسبت به قرنهای قبل بیش ترین رقم را نشان می دهد. در دایره

المعارف نویسی هم این عصر درخشان است زیرا دومین و مهمترین دایره المعارف حدیثی شیعه در عصرصفوی نوشته شده

است. کتابهای رجالیمهمِ، مثل »منهج المقال« اثر میرزا محمد استر آبادی یکی از اعلام معروف شیعه در اوایل قرن یازدهم و یا »منتهی المقال فی احوال الرجال«، اثر ابوعلی حائری (م ۱۲۱۶ ق)، از عالمان این عصر در اواخر قرن یازدهم و »نقد الرجال« اثر سید میر مصطفی بن حسین حسینی تفرشی ( متوفای بعد از سال ۱۰۴۴ق) و »مجمع الرجال« زکی الدین بن شرف الدین قهپائی در اوایل قرن یازدهم، همه در این عصر نوشته شده است. کتابهای تفسیرمأثور، همانند تفسیر نور الثقلین و
تفسیر صافی، نیز دست آورد عصر صفوی هستند.

مهم ترین آثار فلسفه اسلامی که به عنوان میراث ارزشمند عقلی و فلسفی، در اختیار دانش پژوهان وجود دارد کتبی است که

در عصر صفوی نگارش یافته اند. مانند رساله » القبسات« و »اثبات علم باری« و » الایقاظات فی خلق الاعمال و افعال العباد«

در کلام و فلسفه و » برهان اسد و اخصر فارابی« و » تحقیق مفهوم الوجود« و » تشریق الحق« در منطق و » الجمع و التوفیق بین رای الحکمیین فی حدوث العالم« و » حاشیه بر الهیات شفا تالیف ابن سینا » « حاشیه بر حاشیه شرح تجرید« که ظاهرا

حاشیه بر حاشیه خفری بر تجرید الاعتقاداست و » الحبل المتین« در فلسفه و » شرح نجات ابن سینا« و »علم الواجب« و »

نبراس الضیاد فی تحقیق معنی البداء« همه از آثار گرانسنگ »میرداماد« یکی دیگر از علمای بزرگ وحکمای برجسته عهد

صفوی است.

علاوه براین رساله های نقد و حاشیه نگاری در فلسفه و حکمت و کلام، مانند »الردود و النقود« و »حاشیه بر اشارات« و » حاشیه بر حاشیه قدیم تجریدالکلام« و » حاشیه بر شرح مطالع« و » حاشیه بر حاشیه شرح مطالع« و » حاشیه بر اثبات الواجب

دوانی« و » حاشیه بر محاکمات رازی بر شرح اشارات« و » حاشیه بر شرح اشارات خواجه« و » حاشیه بر شرح ایجی« و »حاشیه بر شرح مواقف« همه از آثار ملاحبیب االله باغنوی معروف به میرزاجان شیرازی نام برد. همچنین کتابهای مهم درسی

حوزه های علمیه، مانند: معالم، حاشیهملاعبداللّه و شرح لمعه، از دستاوردهای مهم و ماندگار این دوره بشمار می روند. اینها

۳

دلیل روشنی بر رونق نگارش رساله های علمی در عصر صفوی و نشانه پویایی علمی و فعالیتهای گسترده فرهنگی در این دوران است.
-۲-۲ وضعیت مذهب در عصر صفویه

بسیار روشن است که برقراری مذهب تشیع درکشوری که بیشتر ساکنان آن را سنی مذهبان تشکیل می دهند، به سادگی و به

دور از مقاومت و واکنش مخالفان مقدور نبود. شاه اسماعیل اول با دانستن این مهم، پس از اعلام تشیع به عنوان مذهب

رسمی قلمرو خویش، خطیبان مساجد را موظف به خواندن خطبه ی تشیع اثنی عشری نمود (آربری، ۱۳۸۰، ص.( ۶۱ وی

برای نظارت بر گسترش تشیع، مقامی به نام »صدر« ایجاد کرد. در این دوره، صدر به عنوان »رئیس نهاد مذهب« از اهمیت و

جایگاه ویژه ای برخوردار بود. وظیفه ی اصلی آن، برقراری یکپارچگی عقیدتی، از طریق هدایت و تسریع در تبلیغ آیین شیعه بود. صدر نمایندگانی را از طرف خویش به ایالت های مختلف می فرستاد و از این طریق عقاید دینی مردم را زیر نظر می

گرفت (سیوری، ۱۳۸۰، ص.(۷۹ البته نمی توان از شیوه های خشونت آمیز و رفتار تند و خشن شاه اسماعیل که در متون تاریخی ذکر شده (خواندمیر، ۱۳۷۰، ص۶۶ ؛ روملو، ۱۳۴۲، ص(۶۱ انتقاد نکرد.

یکی از رخدادهای مهم مذهبی در عصر صفوی، دعوت از علمای شیعه ی سرزمین های عربی، نظیر بحرین، عراق، سوریه و منطقه ی جبل عامل برای مهاجرت به ایران بود که از زمان شاه اسماعیل آغاز شده و درعهد شاه طهماسب ۹۸۴-۹۳۰)ق)

به اوج خود رسید. در خصوص شاه طهماسب، برخی معتقدند وی بیش از دیگر پادشاهان صفوی در گسترش و ترویج

مذهب شیعه و نهادینه کردن مبانی عقیدتی آن تلاش کرده و نسبت به مذهب شیعه و گسترش آن تعصب و جدیت بسیاری از خود نشان می داد. (جعفریان، ۱۳۷۹،ج۱،ص.(۶۱ و برخی رواج دین محمدی و رونق مذهب اثنی عشری در زمان شاه طهماسب را آنچنان بزرگ نمایی کرده که این دوره را مستعد ظهور صاحب الامر (عج) تلقی نمودند (نویدی شیرازی،

۱۳۶۹،ص.(۳۰

شاه طهماسب با هدف ترویج وتحکیم مبانی تشیع اثنی عشری، جمع بسیاری از فقها و علمای شیعه مذهب را از سرزمین

های عربی به ایران دعوت کرد. آنها پس از ورود به ایران از قدرت و نفوذ چشمگیری در دربار صفویان برخوردار شدند و با فعالیتهای علمی و دینی و فرهنگی، نقش مؤثری در ترویج و گسترش مذهب شیعه و تغییر و اصلاح آن از تشیع صوفیانه و عامیانه به تشیع فقاهتی ایفا نمودند (جعفریان، ۱۳۷۹، ص(۲۴ یکی از عوامل گسترش علوم دینی و فرهنگ شیعی، روحیه همکاری و تعامل میان علما و پادشاهان صفوی بود. همین تعامل

ایران را به صورت کانون اصلی فعالیت های علمی و فرهنگی مربوط به تشیع اثنی عشری درآورد. مدارس و تأسیسات

مذهبی متعددی در ایران ایجاد شد و نسل جدیدی از علما و متفکران شیعه و عمدتاً ایرانی در آنها پرورش یافت.از این

مدارس، علما و دانشمندان برجسته ای فارغ التحصیل شدند که پیکره ی اصلی تکاپوهای دینی پس از آن را تشکیل می دادند.

به این ترتیب کانون های سنتی تشیع اثنی عشری در عتبات،تحت الشعاع شکوفایی علمی در پایتخت و شهرهای عمده ایران

قرار گرفتند. (صفت گل، ۱۳۸۱،ص(۱۷۴

یکی دیگر از فعالیتهایی که در عصر صفوی، به منظور گسترش فرهنگ شیعی، تحقق یافت برگزاری آیین ها و مراسم

مخصوص مذهب شیعه درشهرها و مناطق مختلف ایران بود. پادشاهان صفوی با همکاری علمای شیعه، آیین هایی جشن

۴

های مذهبی، و مراسم عزاداری و مجالس روضه خوانی برای شهدای کربلا و دیگر ائمه ی شیعه را با شکوهی خاص،در

شهرها و روستاهای ایران برگزار کردند. برگزاری این آیین ها تا امروز نیز برقرار مانده است. آنها همچنین توجه و اهتمام

ویژه ای به امور اماکن مذهبی و زیارتگاه های شیعه از خود نشان می دادند. از این رو مقابر امامان شیعه و امامزاده های سراسر کشور مورد بازسازی و مرمت قرار گرفت و املاک وسیعی وقف آنها گردید (صفا، ۱۳۷۳،ج۵، بخش اول،ص -۸۷

(۸۵

البته این اقدامات مهم مذهبی و فرهنگی در نظام اجتماعی عصر صفوی به موازات نتایج و اثرات مطلوب و سودمندی که

داشت، با نقص و خطاها و اشکالاتی همراه بود. شاید یکی از اثرات نامطلوب خشونتها و سختگیری های شاهان صفوی در

جهت تثبیت مذهب تشیع از بین رفتن وحدت مذهبی و تشدید اختلافات فرقه ای درجهان اسلام بود. سب و لعن رایج به همراه تعقیب و آزار سنی مذهبان ایران که با هدف وادار ساختن آنها به پذیرش مذهب شیعه انجام می گرفت، تأثیرات بدی

بر روابط ایران با همسایگان سنی مذهب آن، یعنی امپراتوری عثمانی در مغرب و دولت ازبکان در مشرق به جا گذاشت.

برخی تاریخ نگاران معتقدند که جنگ هایی که میان صفویان با این دولت ها به وقوع می پیوست، همواره با رد و اتهامات فرقه ای همراه بود و این اتهامات مذهبی، توجیه گر کشتار و غارت اموال مسلمانان شیعه و سنی بود. قتل عام شیعیان هرات،

مشهد و دیگر شهرهای خراسان به دست ازبکان متاثر از این رفتار است (حسینی قمی، ۱۳۵۹، ص .(۱۲۵