مقدمه

طرح ها و نقش های چشم نواز و بی بدیل قالی ایران میرایث گرانبهاییاند که براساس باوری کهن پدید آمده اند. همنشینی دلپذیر رنگ ها و طرح ها در ترکیباتی بدیع جهانی آرمانی را در فرش های ایرانی جلوهگر می سازد که محصول خلاقیت هنرمندان است، ترکیبی استادانه از هم آمیزی نقوش انسانی، حیوانی و گیاهی که بر تار و پود قالی ها نقش میبندد و پیوندی دیرینه با نقوش سایر هنرهاهمچون نگارگری و فلزکاری دارد.

این گنجینه نقوش مشترک براساس تفاوت در ماهیت هر یک از هنرها شکلی خاص به خود می گیرد و با ساختاری متفاوت عرضه می گردد. یکی از این نقوش مشترک، که از دیرباز در آثار هنری پیوسته حضور داشته، تصویر درخت است که در بافته های مشرقزمین جایگاه ویژه ای دارد.این نقشمایه گاهی بهصورت طبیعی همانند درختانی چون بید مجنون، سرو یا سپیدار بر قالی ها نقش می بندد و گاه دست خلاق هنرمند چهره هایی از جانوران و انسان را در ترکیبی تخیلی با سرشاخه های درختان و پیچک های اسلیمی و ختایی، با رنگ هایی سرشار از طراوت به تصویر می کشد. از آن جمله می توان به درخت افسانه ای »واقواق« اشاره کرد که با نام»درخت سخنگو« نیز از آن یاد میشود.

هدف از این پژوهش شناخت اشکال گوناگون نقشمایه واق و آشنایی با خصوصیات ظاهری و ترکیبی این نقش در فرش های سده های دهم تا سیزدهم هجری است.این مقاله در قالب جداولی به مقایسه برخی خصوصیات ظاهری همچون نمای ترسیم و نحوه اتصال نقوش پرکاربرد در فرش ها میپردازد که این خود می تواند آغازی برای مطالعات بیشتر دررابطهبا تجزیه و تحلیل گسترده آنها باشد.پرسشهای این پژوهش عبارتاند از:

۱)چه گونه هایی از نقوش واق بر فرش های قرون دهم تا سیزدهم هجری وجود دارند؟

۲) شیوه های مختلف طراحی، نقشبندی و نحوه اتصالات این نقوش چگونهاند؟

روش تحقیق در این مقاله توصیفیـتحلیلی بوده و گردآوری اطلاعات بهشیوه کتابخانه ای است و بخش مهمی از دادهها از طریق مشاهده حاصل آمده است که در قالب جداولی بهصورت آنالیز خطی تصاویر ارائه میشود.

پیشینه تحقیق

تاکنون در مقالاتی چند به منشأ پیدایش این درخت اشاراتی شده و نقشمایه واق در هنر نگارگری تا حدودی بررسی شده است. از جمله یعقوب آﮊند در مقال های با عنوان »اصل واق در نقاشی ایران«در یه هنرهای زیبا، به منشأ پیدایش این درخت افسانه ای پرداخته و از نقاشی واق بهعنوان اصل ششم هنر نگارگری ایران یاد می کند. همچنین نگارنده این مقاله در پژوهش هایی با عنوان »درخت مقدس، درخت

تصویر۱.درخت با میوههای تصویر۲. حلقه لگام،مفرغ، لرستان

انسانی، مأخذ: دوبوکور، ۳۷۳۱: هزاره دومﭖ.م، موزه بریتانیایی،

۸۱ مأخذ: پوﭖ و اکرمن، ۷۸۳۱: ۶۲

ً تصویر۴.» معراج حضرت محمد
تصویر۳. سرسنجاق (احتمالا
بخشیازیکطلسم)مفرغ،لرستان، (ص)در دوزخ « تصویرسازیشده
هزاره دوم ﭖ. م، مجموعه اکرمن. در هرات معراجنامه، قرن ۹ق/۵۱م،
مأخذ: پوﭖ و اکرمن، ۷۸۳۱: ۶۲ مأخذ: رزسگای،۵۸۳۱:۸۱

سخنگو و نقش واق در هنر اسلامی« در فصلنامه باغ نظر و در مقاله دیگری با عنوان »بررسی خاستگاه و انواع نقش واق در هنر اسلامی« که در فصلنامه جلوه هنر منتشر شده است به بررسی سرچشمه و خاستگاه درخت سخنگو پرداخته و انواع نقوش واق را در آثار نگارگری بررسی کرده است؛ علاوهبراین، در مقالهای با عنوان »بازجست سرزمین واقواق« در فصلنامه آیینه میراث به نظرات جغرافیدانان مسلمان همچون اصطخری و ابوریحان بیرونی درباره جایگاه جزیرهواقواق میپردازد و سپس جایگاه احتمالی آن را جزیره کوکوس کیلینگ١ واقع در اقیانوس هند در جنوب غربی جاوه میداند.

معنای لغوی واق

واق در لغت به معنای درختی است که صباح، بهار و شام، خزان کند؛ و بعضی بیشه و جنگلی را گفته اند که آن درخت در آنجاست، وگویند ثمر و بار آن درخت بهصورت آدمی و حیوانات دیگر باشد و سخن کند، و گویند درآنجا کوهی است معدن طلا و نقره و بوزینگان در آنجا بسیار باشند و آن را »واقواق« و»وقواق« هم میگویند (خلف تبریزی، ۱۶۳۱: ۹۴۲۲). در لغتنامه دهخدا آمده است که واقواق نام درختی است که در هندوستان است و بس عجیب. بامداد، بهارش می باشد و شبانگاه خزان می کند و برگ هایش بر صورت

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

تصویر۵. قسمتی ازیک قلمدان، اثر محمود بن سنقر، غرب ایران، ۰۸۶ق/۱۸۲۱م. برنج میناکاریشده با طلا و نقرق مأخذ: Canby,
27 :2005

تصویر۶. البرکت در خط »حیوان شکل«، موزه ویکتوریاوآلبرت، تصویر۷. فرش با صورتکهایانسان وحیوان. کاشان. قرن۰۱ق/۶۱م.
لندن. مأخذ: اتینگهاوزن، ۹۷۳۱: ۸۱۲ مجموعه کالوست گلبنکیان، لیسبن. مأخذ: Berinstain:1996:135
مردم باشد (دهخدا: »واقواق«؛ تصویر ۱). فیلیس اکرمن نیز و ارزش خاصی برخوردار بودند. درخت دارای قدسیت و
معتقد است »کهن ترین نمونه این درخت که تاکنون دیده شده گاه مورد پرستش بوده است. از سوی دیگر، وجود پرندگان
است در فرهنگ موهنجودارو و متعلق به هزارهسوم پیش و برخی از حیوانات در بین شاخ و برگ های انبوه درختان
از میلاد بوده است… در فاصله هزاره سوم پیش از میلاد نوعی آمیختگی حیوانـگیاه را در اذهان پدید میآورد. صدای
و سده های نخستین اسلامی هیچ گونه اثری از این نگاره پرندگان و جریان باد در بین شاخ و برگهای درختان و ایجاد
به دست نیامده است. تنها نقش دو مفرغینه لرستان به این اصوات نامفهوم قدرت سخنگویی را نیز برای آنها تداعی
نقشمایه نزدیک شدهاند،زیرا در یکی از تصاویر درفشی که میکرد. این باورها در افسانه ها و داستان های اساطیری به
جانشین درخت شده به پایانهای در شکل سر بز میپیوندد شکلهای مختلف متبلور شدند و به آثار هنری نیز راه یافتند.
(تصویر ۲). در تصویر دیگر ویژگیهای گیاهی و جانوری، درخت سخنگو در شاهنامه فردوسی نیز حضور دارد و
در هم می آمیزد و چه بسا همین مفهوم را به شکلی ساده اسکندر را از لشکرکشی به هندوستان منع میکند و مرگ
مینمایاند« (پوﭖ و اکرمن، ۷۸۳۱: ۸-۷۸۰۱؛ تصویر ۳). وی را در آیندهای نزدیک پیشبینی میکند.
در قرآن کریم نیز به درختی هولناک در جهنم با عنوان
نقوش واق ّ
درخت زقوم اشاره میشودکه میوههای سمی آن به سرهای
ّ
با ورود اسلام به ایران، نقاشی فیگوراتیو تحریم و نقوش ّ
حیوان و انسان شباهت دارد. در سوره صافات آمده: آن
تجریدی گیاهی (گاه حیوانی) با اشکال هندسی و طرحهای درخت را فتنه و بلای جان ستمکاران قرار دادیم. آن درختی
متقارن جای آنرا گرفت. باوجوداین،ارتباط شیوه جدید است که ازبن جهنم ریشه میگیرد و رشد و نمو میکند و
هنری با اسلوبهای پیشین از بین نرفت، بلکه ویژگی های بیرون میآید. میوه آن درخت در زشتی و خیانت و بدی
فرهنگ و هنر ایرانی موجب تکامل و تعالی آن گردید. ّ
گویا سرهای شیاطین است(صافات:۸۶-۲۶؛ تصویر ۴).
»طرحهای هندسی، نقش های گیاهی اسلیمی و »از قرن ششم هجری به این سو اسلیمی ها تنها شامل
خوشنویسی، نقاشی فیگوراتیو پیشین را تحتالشعاع قرار ساقه ها، برگ ها و گل ها نبودند. سرهای حیوان و انسان در
داد. این نوع نقاشی که بین قرون سوم تا پنجم هجری بهطور جای برگ ها شروع به ظاهرشدن میکنندCanby, 2005:)«
یکنواخت نقصان یافت بهندرت با طرحهای اسلیمی کلاسیک .(۲۷ از قدیمیترین دورانی که آثار هنری حامل نقوش واق
ترکیب شد« (سودآور، ۰۸۳۱: ۲۲). را به وجود آوردند می توان عصر سلجوقی را ذکرکرد.
این طرح های اسلیمی و ختایی یادآور نقوش گیاهی و »نقاشی واق که ترکیبی از چهره آرمانی انسان و حیوان و
درختی طبیعی بودند که در بین جوامع گوناگون از احترام گل و گیاه بود در آثار هنری دوره سلجوقی پدیدار شد که
۱۴

شناسایی و طبقهبندی نقش درخت واقواق در فرشهای سدههای دهم تا سیزدهم هجری ایران

تصویر۸. پیچکهای منتهی به سرجانداران درفرش کاشان

تصویر۹. فرش با طرح ترنج، ابریشم، هریس، قرن۳۱ق/۹۱م. مأخذ:

Sakhai, 2008: 379

تصویر۰۱. تصویرسردیوو اﮊدها در فرش هریس.

نمونه ای از آن را می توان در نقوش بدنه قلمدانی مشاهده کرد که کار محمودبنسنقر در سال ۰۸۶ هجری است« (آﮊند، ۸۸۳۱: ۸؛ تصویر ۵).

گونه ای دیگر از نقوش واق با ترکیبات انسانی یا حیوانی با خطوط کتیبهنویسی تغییر شکل دادند و شیوه ای دیگر از نقش واق خلق شد که بسیار مورد توجه قرار گرفت و آثار هنری زیادی را تزیین کرد به ویژه در فلزکاری.

تصویر درخت سخنگو الهامبخش ذهن خلاق و پویای هنرمندان شد و ازآنپس ترکیبات گیاهی با سر جانداران بر بسیاری از آثار نقش بست و با عنوان نقاشی واق جزو اصلی نقوش تزیینی آثار هنری شد.

سر انسان یا اشکال انسانی و حیوانی با پایههای گیاهی در کتیبهنویسی توسعه پیدا کرد، بهصورتیکه بهعنوان شاخه ای از خوشنویسی در خور اشاره است. »قدیمیترین نمونه های آن به قرون وسطای اسلامی برمی گردد که هنرمندان در خراسان یا موصل شیوه های اساسی کوفی یا نسخ را توأم با آرایش حروف با سر انسان یا حیوان بسط داده اند یا حروف را به شکل های غریب حیوانی درآورده اند. تا آنجا که می دانیم، نمونه های اصیل این خوشنویسیمنحصراً به آثار فلزی تعلق دارند و بهنظر میرسد که مواد کارتجربیاتی را در مرز میان خوشنویسی و نگارگری میطلبیده است« (اتینگهاوزن، ۹۷۳۱: ۵۱۲؛ تصویر ۶).

»طرحهایی که برای یک هنر تهیه می شد در هنرهای دیگر هم بهکار میرفت. ازاینرو، قالیها، منسوجات، کاشیها و ظروف فلزی با آرایه های مشابهی تزیین میشدند« (کنبی، ۴۸۳۱: ۳۲). با توجه به اینکه عموماً بسیاری از نقوش در بین انواع هنر متداول شده و درواقع نقوش مشترک بودند، نقوش واق نیز در نگارگری، سفالگری، فلزکاری، کاشیکاری و همچنین قالی بافی بهکار گرفته شد. نمونههای قابل توجهی از این نقوش روی فرش های دوران مختلف بهصورت طبیعی یا انتزاعی نقش بستند.

انواع نقوش واق در فرش
عمدتاً آثار بهدستآمده از این طرحبه فرش های باقیمانده از دوره صفویهو پسازآن باز می گردد که تصاویری از سر انسان و حیوانات است و گاه بهصورت طبیعی و گاهی بهصورت تخیلی و ترکیبی است. این نقوش در انتهای سرشاخههای درختان بهعنوان طرحی درختی بر زمینه مینشینند یا بهشکل ترکیبی زیبا با اسیمی ها یا در حاشیهقالی و گلیمهانمایان میگردند.

نخستین نمونه های بهدستآمده از این نقوش در هنر بافندگی را می توان در فرش های باقیمانده از عصر طلایی بافندگان در ایران جستوجوکرد.در دوران صفوی، که هنر فرشبافی از لحاظ طرح و نقش به اوج پیشرفت و ترقی میرسد، این نقوش تزیینی بر تار و پود باغ و بوستان های

زیبای ایرانی نقش می بندد. نقوش خیالی و دلفریبی که در بسیاری از نگاره های برجایمانده از عصر صفویان نیز جلوه گر میشود.

»ازآنجاکه تعدادی از طراحان مینیاتور بزرگ آن زمان در طراحی قالی نیز دست داشته یا مؤثر بوده اند (مانند بهزاد
ﻭ سلطان محمد)، می توان سبک کار ایشان را در قالی هایی که از این عصر به ما رسیده هم در تحول وهم در تنوع طرحهای این دوره مشاهده نمود« (اسینانی، ۷۸۳۱: ۷۱). بسیاری از این قالی ها در کارگاههای بافندگی آن دوره که اکثراً در کاشان، اصفهان، کرمان، تبریز و جوشقان بوده است بافته شدهاند.

از بین زیباترین قالی های ابریشمی، قالی های متعلق به کاشان که محصول جدیدند، بیشترشان مزین به نقوش و تصاویر انسان یا حیوان هستند. »در این قالیها اکثراً تصویر پرندگان، چارپایان، گیاهان، درخت زندگی، سوارکاران، صحنههایی از شکار، شکل موجودات اسطورهای یا افسانه ای مثل اﮊدهای پرنده و درخت سخنگو دیده میشود. اکثراً پرزهای ابریشمی قالی کاشان دارای درخشندگی ابریشمین بسیار زنده ای هستند وهمین امر بیان کلی نقش را که از طریق رنگهای غالباً تیره و طرح پیچیده و در هم سنگین شده است روشن مینماید« (هانگلدین، ۵۷۳۱: ۸۶).

در اولین نمونه از فرش هایی با نقش تزیینی واقع می توان به فرشی ابریشمی متعلق به کاشان اشاره کرد که در مؤسسه گلبنکیان، لیسبون (پرتقال) موجود است. »این فرش با یک زمینه باریک بلند شامل کتیب های است که بااسلیمیهای طوماری تزیین شده و با صورتکهای انسان به رنگ های روشن و تیره، حیوانات، پرندگان، ماهی، اﮊدها

ﻭ شیاطین شاخدار آراسته گردیده استBerinestain,)« ۱۹۹۶:۱۳۴؛ تصویر٧). در این نمونه، نقوش سر موجوداتی
که اکثراً شکل غیرطبیعی دارند و با رنگ های گوناگون و گاهی متضاد در دوسوی کتیبه میانی فرش بهصورت قرینه تکرار شدهاند در انتهای پیچک ها و نقوش گیاهی نقش شدهاند (تصویر ۸).

در نمونه دیگری از فرش های مزین به نقوش واق در انتهای عناصر گیاهی فرشی است از هریس متعلق به قرن سیزدهم هجری.پیچک های بافتهشده در این فرشبه سر موجوداتی چون دیو و اﮊدها منتهی میشود که در چهار سوی فرش قرینهوار تکرار شدهاند (تصویر ۹).

از ساقه های متصل به سرترنج بالا و پایین فرش سر اﮊدهایی روییده که پوزه بالایی کشیده او بی شباهت به خرطوم فیل نیست. در میان شاخه های دیگر نیز سر دیوی جلب توجه میکند که بهصورت خلاقانه ای شبیه به یک انسان تصویر شده است (تصویر ۰۱).

نقوش واق با سر جانداران گوناگون تنها در زمینه فرش ها به چشم نمیخورد، بلکه در حاشیه نیز بهعنوان عنصری تزیینی نمایان میشود.از این نمونه،