شهرستان میانه

مقدمه
شهرستان ميانه در جنوب شرقي استان آذربايجان شرقي قرار دارد و از چهار سمت به شهرستانهاي خلخال ، اردبيل ، سراب و بستان آباد و هشترود و زنجان حدود مي شود . ميانه مركز شهرستان در بين مختصات جغرافيايي ۴۷ درجه و ۴۲ دقيقه طول شرقي و ۳۷ درجه و ۲۰دقيقه عرض شمالي واقع است . ارتفاع آن از سطح دريا ۱۱۰۰متر و مساحتش بالغ بر ۵۵۹۰ كيلومتر مربع است و جمعيت ان برابر با سرشماري سال ۱۳۷۰ به ۲۳۰ هزار نفر مي رسد . اين شهرستان با ۳۶۰ روستا اطراف داراي ۴ بخش به نامهاي : كاغذكنان ، كندوان ، تركمنچاي و بخش مركزي است و اختلاف افق شرعي آن ۱۴ دقيقه و ۴۸ ثانيه از شهر تهران تفاوت دارد .

ساختار جغرافيايي :
خط راه آهن تبريز ـ تهران از سمت جنوب اين شهر و جاده بين المللي نيز از طرف شمال آن عبور مي كند . اين راهها هر كدام پس از پشت سر گذاشتن چنديدن طول نسبتاً طولاني و دههاي پل در اين منطقه ضمن اينكه ارتباط شمال و غرب كشور را با مركز و جنوب برقرار مي سازد خط ارتباطي بسيار موثر ميان شهرها و استانهاي صنعتي و مهم ايران با كشورهاي آسيايي و اروپايي به شمار مي آيد و بدين ترتيب شهرستان ميانه را از نظر ارتباطي در جايگاه استراتژيكيي ـ سياسي ـ اقتصادي و نظامي قرار مي دهند .
اين شهرستان در ميان دو رشته كوه بوزقوش ( بوز در زبان تركي آذري به معني خاكستري و قوش به معني پرنده مي باشد و بوز قوش پرنده اي است از راستاي شكاريان ) و قاپلان ( به معني پلنگ كه كلمه قافلان معرب آن است ) قرار دارد و بيشتر روستاهاي خود را نيز در دامنه هاي سرسبز و خرم اين دو كوه بزرگ پرورش داده است .

رشته كوهها :
رشته كوه جوان قاپلان ( قافلانكوه ) نام آشنايي براي همه مردم ايران است كه در جنوب و جنوب شرقي ميانه با ارتفاع ۱۸۸۸ متر سر به آغوش آسمان نهاده است و درس پايداري و بردباري به ساكن آن نواحي مي دهد و همواره آن را از نعمت هاي آفريدگار در دامنه ها و قله هايش بهره مند مي سازد .
كوه بزرگ ديگري در شمال شهرستان ميانه دامن محبت و صفا گسترده است كه نامش بوزقوش مي باشد . اين رشته كوه يكي از كوههاي مهم آذربايجان است كه در ميان شهرستانهاي اردبيل ، سراب و بستان آباد قرار دارد و به صورت مرز طبيعي شهرستان ميانه را از آنان جدا مي سازد و ارتفاع آن در نزديكيهاي روستاي سيد منصور به ۳۱۰۰ متر مي رسد .
ميدان داغي نيز از ديگر كوههاي اين ناحيه است كه در شمال غرب خلخال و شمال شرق ميانه در منطقه گرمرود ( بخش مركزي كندوان ) با جهت شمالي ـ جنوبي قرار دارد . بلندترين قله آن در نز ديكي روستاي ني باغي و چهل نور به ارتفاع ۲۵۶۰ متر مي رسد .

رودخانه ها :
شهرستان ميانه را به حق بايد شهرستان رودها و رودخانه ها ناميد ، زيرا حد ان علاوه بر رو دخانه بزرگ و مهم و تاريخي ، دهها رودخانه كوچك و بزرگ و مسيرهاي فراواني در ان وجود دارد . با توجه به اينكه در شمال غرب سرزمين ايران تنها سه حوضه آبرريزي به نامهاي : ارس در شمال درياچه اروميه در غرب و قزل اوزن در جنوب قرار گرفته است اكثر رودهاي حوضه آبريزي جنوبي شمال غرب ايران به سمت اين شهرستان در حركتند و در نهايت همه آنها با عبور از اين رودها و رودخانه ها وارد رودخانه مهم قزل اوزن مي شوند . پنج رودخانه مهم شهرستان ميانه عبارتند از : قزل اوزن ، قرانقو ، ميانه رود ، آيدوغموش و گرمرود مي باشد.

آب و هوا‌ :
از آنجا كه شهرستان ميانه در منطقه جلگه اي واقع شده است از آب و هواي معتدلي برخوردار است ، ولي حومه و بيشتر روستاهاي آن به موجب آنكه در مناطق كوهستاني و ارتفاعات بوزقوش و قاپلان قرار گرفته اند در فصلهاي بهارو تابستان از هواي بسيار متبوع و خنكي بهره مندند . در فصل زمستان و پاييز كه تمامي شهرها پوشيده از برف هستند همواره مردم اين ديار سرماي سخت و طولاني را پشت سر مي گذارند . بارش برف و يخبندان در اين شهرستان به طور متوسط ۱۰۶ روز در سال ثبت شده است كه در اثر شدت آن راه بندانهاي زيادي بوجود مي آيد .

ساختار تاريخي شهرستان :
در باره وجه تسميه ميانه بسيار سخن گفته اند ، اما از انجا كه اين شهر را بين دو رشته كوه بوزقوش و قاپلان محصور شده و يا از آن جهت كه در ميان دو شهر تبريز و هران واقع شده است به اين نام نلميده اند . اگر انچه درباره وجه تسميه ميانه گفته شده درست باشد بايد تمامي شهرهايي را كه ميان دو رشته كوه قرار گرفته اند ميانه بنامند و همچنين به غير از شهرهاي مرزي همه شهرها مي توانند نام ميانه را با خود يدك بكشند .
درباره وجه تسميه ميانه مي توان به سه فرض محتمل شد :

۱- از انجا كه ميانه در سر راه جاده ابريشم واقع شده است اين شهرها را مين يانا ( به هزار سو و يا شهر هزار راهه ) ناميده اند كه تداول عامه اين كلمه به مييانا تغيير شكل يافته .
۲- تركها به اين شهر مايا مي گفتند .( يعني مركز تمدن ) از آنجا كه اين شهر روزگاري قلمرو تركان ماد بوده است آن را مايانا لقب داده اند .
۳- فرض قريب به تعيين اين است كه نام اوليه ميانه ماي آنا يا باي آنا و يا ماشي آنا باشد . اين سه اسم در زبان تركي به معني بزرگ مادر است .
بر اساس اسطوره اي كه از دنياي تركان باستان مانده است قايرا خان

( خداي بزرگ و انسان نخستين ) براي اينكه از تنهايي به در ايد از كف دهان خويش ماشي آنا را آفريد . اين اسطوره كه از ديرينه گي بيشتري نسبت به اسط.ره هاي ديني در اسلام برخوردار است با اسطوره خلقت حوا از دنده چپ آدم قابل تطبيق است .

آثار باستاني
مسجد سنگي ترك :
اين مسجد كه در روستاي ترك در ۲۹ كيلومتري شمال شرقي ميانه واقع شده از آثار باستاني بسيار مهم آذربايجان به شمار مي آيد و از شگفتيهاي منحصر به فرد برخوردار مي باشد . شيوه معماري و مصالح ساختماني كه در ان بكار رفته است باستان شناسان را به حيرت واداشته است و در عين حال تاريخ درخشان هنر و معماري اسلامي را در قرون گذشته به تماشاي آيندگان مي گذارد . اين مسجد دو قسمت از هم متمايز دارد . ۱- ساختمان اصلي آن كه تماماً از سنگ بنا شده و شبستانها كه با آجر ساخته شده اند . در ضلع جنوب غربي اين مسجد آرامگاهي وجود دارد كه منسوب به باني يا معمار مسجد مي باشد . بر درو ديوار هاي سنگي اين مسجد تاريخهاي ۱۰۱۶ و ۱۲۸۲ قمري به چشم مي خورد كه تنها نشان از تعمير در زمانهاي شاه عباس صفوي و ناصرالدين شاه قاجار مي باشد. در كتيبه ديگري كه بر روي سنگهاي ميان دو پنجره قرار دارد اسامي كارفرما ، باني ، كننده كار و معمار يا بناي مسجد به ترتيب : حاجي مراد تركي ، عباس كربلايي ، محمد صادق تبريزي و عبدالوهاب مشاهده مي شود .

بقعه و مناره امام زاده اسماعيل
بقعه باصفايي در غرب شهرستان ميانه وجود دارد كه بنام امام زاده اسمائيل كمال الدين بن سيد محمدبن امام جعفر صادق (ع) مشهور است . اين بارگاه عشق كه در ضلع جنوبي مسجد جامع شهر دامن محبت گسترده در سال ۹۲۳ قمري شناخته و ثبت گرديده است . مساحت بناي نخستين آن ۳۰ متر مربع و ارتفاع گنبدش حدود ۶ متر بوده است كه سطح خارجي آن را كاشيهاي فيروزه اي رنگ پوشيده بودند . و از سمت شمالي بقعه دري به مسجد جامع گشوده مي شود ، ولي چندي پيش در پي تعمير و نوسازي اساسي ان اكثر اين خصوصيات از بيت رفته و ساختمان آن از نو به طرز جالبي و با اصول معماري پيشرفته و آميخته بافرهنگ و هنر اسلامي تجدي بنا شد .

پل دختر
اين پل معروف در دامنه شرقي كوه قاپلان به فاصله بيست كيلومتري شهر ميانه بر روي رودخانه بزرگ قزل اوزن ساخته شده است و داراي ۳ دهانه محكم و بزرگ با پايه هاي استوار است و بر روي آب قرار گرفته . در داخل اين پايه ها اتاق هاي كوچكي با زيبايي و ظرافت خاصي بنا شده است كه حس كنجكاوي هر بيننده اي را بر مي انگيزد . بر اساس مشاهدات سياحان و شخصيتهاي سياسي و فرهنگي كه در وطل زمانهاي مختلف از اين آثار ديدن كرده اند نوشته هايي به خط نسخ و نستعليق و كوفي و قسمتهايي از اين پل نصب شده بود كه تاريخ تاسيس تعمير و نوسازي آن را نشان مي داد ولي اكنون هيچ اثري از آن باقي نيست .
در عين حال تاريخ تاسيس اين بناي باستاني غالباً به قرن هشتم و دوران خانان مغول نسبت داده شده است . اين پل به موجب اهميت استراتژيكي خود همواره تحت نظر و حمايت زمامداران وقت بوده و در قرنهاي مختلف حدود ۴ يا ۵ بار مورد تعمير و مرمت كاري اساسي قرار گرفته است . نخستين تعمير آن در سال ۹۳۳ قمري توسط بانوشاه بيگم دختر محمد بيگ و به دستور او انجام يافته كه گويا به همين سبب اين پل را بنام پل دختر شهرت داده اند . بعد از تخريب ان در آذرماه ۱۳۲۵ شمسي بدست افراد حزب توده كه در هنگام فرار به روسيه اخرين نوسازي اين پل با همكاري وزارت جنگ و راه شروع گرديد ولي چندان دوام نياورد و طاق ان دوباره فرو ريخت .