شهرهای قرون وسطی

شهر های قرون وسطای اروپا (قرن۱۱الی ۱۵) بر اساس منشاء پیدایش آنها به پنج گروه کلی دسته بندی می شوند. سه گروه از این پنج گروه شهرهائی هستند که بطور طبیعی رشد کرده اند:
۱- شهرهای رومی مبداء- هم آن دسته از این شهرهاست که موقعیت شهری خود را علی رغم کاهش وسعت طی قرون وسطی حفظ نمودند، و هم آن دسته از شهرها که پس از سقوط امپراتوری متروک شده، اما دوباره در مکان قدیمی حیاتی تازه یافتند.

 

۲- باروهایی که نخست به عنوان پایگهای نظامی بنا شده وسپس عملکرد تجاری یافتند.
۳- شهرهائی که در اثر رشد طبیعی روستا ها بوجود آمدند. سایر گروهها، نوشهرهائی هستند که در یک برهه خاص زمانی بصورتی رسمی احداث شده اند. این نوشهرها گاه طبق طرح از پیش تعیین شده ای شکل یافته اند و گاه نیز بدون طرح پیشین بنا شده اند.
۴- بایستیدها که در فرانسه،انگلیس و ولز هستند.
۵- شهرهای احداثی که بطور کلی در سرتاسر اروپا پراکنده هستند.
تقدم و تاخر تاریخی این شهرها نیز تقریبا به ترتیب فوق می باشد. چنین بنظر می آید که اسکانهای شهری در اروپا قبل از دوره رومیان نادر و پراکنده بوده است. بسیاری از این شهرها توسط رومیان فتح شده و بر اساس خط مشی از پیش تعیین شده ای باز سازی شدند. پس از سقوط امپراتوری روم در قرن پنجم میلادی از رونق شهر نشینی در اروپا تا حدود زیادی کاسته شد.(در انگلیس تقریبا شهر نشینی بطورکامل از بین رفت). تا آنکه در قرون دهم و یازدهم میلادی ثبات سیاسی و احیاء روابط تجاری، حیاتی مجدد به بسیاری از ش

هر های رومی بخشد، و پادگانهای نظامی به شهرهای تجاری تبدیل شدند و بدین ترتیب سیر تدریجی تحول روستا به شهرآغازیدن گرفت. هر چند در قرون وسطی نوشهرهایی در اروپا ایجاد شدند اما ایجاد این نوشهر ها در آغاز و پایان این دوره کمتر بود.در حالیکه در طول قرن سیزدهم این حرکت از شدت بیشتری برخوردار بوده است.
هر چند که در قرون وسطی نیز همچون سایر دوره های تاریخی،اختلافی دو بعدی میان شهرهای با رشد طبیعی و شهرهای طراحی شده وجود داشت، اما دیگر تفکیک شهرها به دو گروه مطلق فوق تنها بر اساس نقشه آنها امری محال بود. بافت شبکه دسترسی اکثر شهرهای باز سازی شده رومی و بسیاری از شهرهای رومی که در دوران سیاه به حیات خود ادامه دادند، به یک اندازه تحت تاثیر هر دو عامل طرح شطرنجی نخستین و فرایند رشد طبیعی قرار گرفته بودند. همچنین بسیاری از نوشهرهای قرون وسطی که بر اساس طرح قبلی شکل گرفته بودند دچار تحولات و توسعه ای غیر قابل کنترل شدند. همچنین نمونه هائی چند از الحا

ق بخشهای جدید طراحی شده به شهرهای ار گانیک رشد- یافته وجود دارد. قرون وسطی در واقع آغاز عصر توسعه شهری در اروپا است، این دوره نه تنها در زمینه سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی دوره ای بسیار پیچیده است ، بلکه شهرها نیز تقریبا تنوع نا محدودی از فرمهای گوناگون را عرضه می دارند.نحوه پیدایش شهرهای روم و لندن در بخش۳ مورد بررسی قرار گرفت. در بخش ۶ نیز به بررسی نحوه پیدایش شهر پاریس خواهیم پرادخت. بمنظور حفظ انسجام بحث، نحوه توسعه این شهرها در طی قرون وسطی در بخشهای بعدی که به برر

سی توسعه شهرها از رنسانس به بعد اختصاص دارد، مطرح می گردند. در سال ۳۹۵ میلادی امپراتوری روم به دو بخش تقسیم شد. امپراتوری روم شرقی که شهر قسطنطنیه مرکز آن بود ترقی نمود(در بخش قبل این شهر توصیف شده است)، در حالیکه امپراتوری فرو پاشیده شده غربی که پایتخت آن شهر رم بود تا آغاز قرن پنجم میلادی بیشتر دوام نیاورد .
بر خلاف تصور عموم ، سقوط امپراتوری روم غربی نابودی کامل و بلافصل سیستم اقتصادی روم را موجب نشد. علی رغم سقوط امپراتوری روم غربی زمینه تجاری بسیاری از شهرهای رومی بخصوص شهرهای واقع در جنوب سرزمین گل همچنان تدوام یافت. نظم اقتصادی سرزمین گل از قرن پنجم تا هشتم مانند گذشته بر پایه کشاوزی استوار ماند. همچنین نباید نقش بسزای کلیسا در تدوام زندگی شهری در بسیاری از بخشهای اروپای غربی را نادیده انگاریم. (هر چند بر یتانیا استثنائی بارز در این امر می باشد) بطور کلی کلیسا تقسیمات سیاسی امپراتوری را براساس نظام کلیسائی خود قرار داد و محدوده قلمروی اسقفی را طبق محدود یک

سیویتاس تعیین نمود. از آنجائیکه این مناطق تحت تاثیر سازمان پادشاهی آلمان قرار نگرفتند، « از آغاز قرن ششم لغت سیویتاس به معنای خاص شهر اسقفی مورد استفاده قرار گرفت وهر شهر اسقفی خود مرکز یک قلمروی اسقفی محسوب می شد. این شهرها همچنان عملکرد تجاری خود را حفظ نمودند و فعالیتهای تجاری خود را ، از عرضه محصولات ساده محلی گرفته تا فعالیتهای تجاری نسبتا وسیع ادامه دادند.

به علت باز بودن آبراه تجاری مدیترانه انسجام اقتصادی و حیات شهری امپراتوری روم غربی در برابر حملات آلمان متزلزل نگشت. هر چند از اوایل قرن هفتم میلادی به بعد به علت گسترش اسلام در منطقه این دوره ارتباطی حیاتی، نخست محدود و سپس بطور کامل مسدود گردید. با گسترش اسلام در فاصله سالهای ۳۶- ۶۳۴ سوریه از تصرف بیزانتین بیرون آمد. . اسلام با گسترش مداوم در جهت غرب ودر شمال افربقا بالاخره در سال ۷۱۱ میلادی به اسپانیا رسید. این گسترش تنها در اثر دفاع پیروز مندانه قسطنطنیه (۷۱۳) و پیروزی مارتل در اسپانیا (۷۳۲) متوقف گردید.
با افتادن کنترل مدتیرانه بدست مسلمانان و یورشهای مداوم به سواحل شمالی آن، امور تجاری بکلی مختل گردید. در اواسط قرن هشتم میلادی « عزلت و تنهائی بر بندر مارسی حاکم بود دریا که عامل رشد به علت پسروی شهر بود از آن گرفته شده بود و اقتصادی شهرهای دیگری که به این بندر وابسته بودند نیز بکلی نابود شده بود. در قرن نهم پرونس که روزی ثروتمند ترین کشور سرزمین گل بود فقیر ترین آنها محسوب می شد. سواحل شمالی و غربی امپراتوری کارو لیان و سواحل و مناطق حاشیه آبراههای قابل کشتیرانی که مدت زمانی مدید از جانب جنوب تحت فشار مداوم بودند از حملات و یورشهای فزاینده اتر یشیها و نروژیها نیز سخت رنج می بردند. رابرت هنری بایتر می نویسد: « این اقوام گاه به انگلیس و گاه به قاره اروپا حمله می کردند، و علی رغم آنکه غارت و چپاول تنها هدف آنها محسوب نمی شد مسلما یکی از اهداف مهم آنها بشمار می رفته است. این تنها جمات تنها بر مراکز اقتصادی عمده و کارگاههای تولید نمک تاثیر می نهاد. از ۸۳۴ تا۸۳۷ میلادی، دورستد، بندر اصلی تجارت فریزیان وبنادر مجاور آ

ن و همچنین جزیره نویر ماتیه و مصب رود خانه تایلر هر ساله مورد غارت و چپاول قرار می گرفتند. روئن در سال ۸۴۱ میلادی،کوئنتوویک (مهمترین بندر فرانکی ) و لندن در سال ۸۴۲ غیر مسکون شدند و نانت در ۸۴۳ ، پاریس ۸۴۵ و بوردودر ۸۴۸ میلادی سقوط کردند.»
در این دوران پر اغتشاش هر گونه تجارت عمده ای، بخصوص تجارتی که قبلا بر اساس کار تجار حرفه ای بین المللی بود غیر ممکن می نمود، در نتیجه زندگی

شهری در اروپای غربی به حضیض خود رسید. پیرنه می گوید که : اقتصاد پایاپای جای اقتصاد مصرفی را گرفت. از این پس هر مالک بزرگی بجای حفظ روابط خود با دنیای خارج دنیای کوچکی برای خود ایجاد نمود…
قرن نهم در واقع عصر طلائی موقعیتی است که ما آنرا اقتصاد وابسته داخلی یا به بیانی دقیقتر اقتصاد بدون بازار می نامیم.هر چند با تثبیت اوضاع سیاسی اروپا در دهه های نخستین قرن دهم، تجارت حیاتی مجدد گرفته و تقویت گردید، راههای تجاری سرتاسر اروپا از نو گشوده شد و بخصوص راههائی که ونیز را به مناطق تجاری شمال ایتالیا متصل می نمودند احیاء گشت. در اواسط همین قرن فلاندرها هسته تجاری مشابهی در شمال غربی بوجود آوردند. احیای تجارت بخصوص از آلمان آغاز شد که در آن کنراداول در سال ۹۱۸ اجازه اعاده حقوق گمر

کی را به ور زبرگ اعطاء نمود و چناکه باتیه می نویسد: ۲۹ اصل قانونی مربوط به تضمین امتیازات تجاری از ربع سوم قرن دهم بما رسیده است.

کلیسا که در دوران سیاه حیاتی شبه شهری را برای اروپا حفظ نمود،نه تنها هسته بسیاری از شهرهای نخستین قرون وسطی را پی ریزی نموده بلکه از قدرت گستزده خود برای فرونشاندن اغتشاشات بسیاری که همیشه ودر همه جا وجود داشت، استفاده نمود. علاوه بر امنیت ناشی از وجود شهرهای محصور اسقفی و استحکامات صومعه ها، پادگانهای متعددی که در سرتاسر اروپا به عنوان مراکز اداری و نظامی محافظت شده ایجاد شدند نیز اسباب گسترش و احیای تجارت در قرن دهم شدند. اسمیت درباره آلمان چنین می نویسد: «از ۱۲۰شهر شناخته شده آلمان در قرن یازدهم،۴۰ شهر مراکز اسقف نشین، ۲۰شهر در نزدیکی صومعه ها، پیش از ۶۰ شهر در نزدیکی مراکز سلطنتی که دوازده تای آنها محل کاخهای سلطنتی بوده اند، بنا شده اند. این شهرها که در سرتاسر اروپا به علت تجارت با سرزمینهای دور، از رونقی تازه برخوردار بودند، خود مشوق تجارت محلی از طریق شبکه ای از شهرهای تجاری بودند که یا بطور طبیعی از رشد روستاها بوجود آمده بودند ویا در مکانهای جدید و مناسبی به تازگی بنا شده بودند (در همین بخش پیرامون هر دو نمونه به تفصیل بحث شده است).
در قرن یازدهم بطور کلی تجارت دوباره احیا گردید. اما به گفته پیرنه : « تغییر و تحول تدریجی ودر عین حال قطعی اروپای غربی در قرن دوازدهم انجام گرفت. توسعه اقتصادی آن را ، از آن عدم تحرک سنتی که نظام اجتماعی حاکم به

علت رابطه منحصر انسان و خاک به وی تحمیل نموده بود، رهانید.» شهرنشینی در قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی با سرعتی هر چه بیشتر در سرتاسر اروپا گسترش یافت و حتی مرگ سیاه- طاغون که بین سالهای ۷۸- ۱۳۴۸ اروپا را مورد تهاجم قرار داد- تاثیر چندانی، جزرکودی موقتی براین سیر نگذاشت . عجب آنکه تاثیر این رشد شهر نشینی بیش از همه بر جمعیت روستائی بود. هر چند امکان ادامه حیات در مناطق روستائی بی

شتر بود، مزایای تجاری زندگی در شهر از جذابیت بیشتری برخودار بود. بد

ین ترتیب تمایل خاصی نسبت به مهاجرت از روستاها به شهرها وجود داشت که این امر خود سبب تسریع خالی شدن روستاها از سکنه گردید.
فرم شهرهای قرون وسطی

شهرها ی قرون وسطای هر یک از پنج گروه مطرح شده، فارغ از منشاء ظهورشان ، از زمینه اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی مشترکی در تمامی کشورهای اروپائی برخوردار بودند. همچنین بسیاری از جزئیات بصری این شهرها مشابه یکدیگر بود . همان ساختمانهای محلی خاص هم در شبکه شطرنجی نوشهرهای طراحی شده و هم در بافت کنترل نشده و آزاد شهرهای طراحی نشده آن زمان دیده می شود. عناصر و اجزای اصلی تشکیل دهنده شهر قرون و سطایی بطور کلی عبارتنداز: حصار با برجها و دروازهای مربوطه خیابانها و سایر فضاهای تردد،فضای بازار که احتمالا بازار و سایر ساختمانهای به طور کلی ساختمانها و باغات خصوصی مربوطه شهر .

حصار
چنین بنظر می رسد که از میان بزرگترین ده شهر انگلیس که از آمار مالیات سرانه سال۱۳۷۷بدست آمده ، تنها بستن از یک سیستم کامل دفاعی بی بهره بوده که در این یک مورد نیز خندقی پیرامون شهر وجود داشته است. از میان ۴۰ شهر بزرگ انگلیس تنها سه شهر فاقد تدابیر دفاعی بوده اند. حصار شهر تنها هنگامی مورد نیاز بود که سرمایه موجود در اسکانی شهری محتاج به حراست باشد.
یک تفاوت عمده بین سیستم دفاعی شهرهای انگلیس و شهرهای اروپا وجود دارد .در قرن چهاردهم میلادی به علت صلح و آرامش حاکم بر جریره از اهمیت حصار دفاعی شهرهای انگلیس به شدت کاسته شد. در نتیجه ، از آن پس حصار

تنها با عنوان مانعی برای اخذ گمرکات محسوب می شد وبا اخذ حقوق گمرکی از کلیه کالاهائی که از دروازه های شهر می گذشتند منافع تجاری شهروندان حفظ می شد. نرویچ نمونه ای از این کاهش اهمیت نظامی است . فرمان ساختن دیوار شهر در سال ۱۱۹۴توسط ریچارد اول صادر شد (صد سال پس از بنای کاتدرال) کار ساختن دیوار شهر «که بجای خندق و خاکریز ساخته می شد در اواخرقرن سیزدهم آغاز و در سال ۱۳۴۳ میلاد

ی پایان یافت… این دیوار که از سنگ چخماق ساخته شده بود در مقایسه با دیگر نمونه ها چندان مقاوم نبود و احتمالا به منظور ایجاد استحکامات مهم دفاعی بنا نشده است.» اما در هر صورت ساختن این دیوار که بیش از دو مایل طول و ۲۰ فوت ضخامت داشته ، کار چندان کوچکی نیز نبوده است.
اما در قاره اروپا حصار علاوه بر آنکه به عنوان حصار گمرکی مورد استفاده بود،همچنان عملکرد اصلی نظامی خود را حفظ نمود. چنانچه که در بخشهای پنج تا هفت کتاب مشاهده خواهد شد، حضار شهر در دوره رنسانس بسیار پیچیده شده و مخارج هنگفتی را در بر داشت تا حدی که حصار شهر بصورت مهمترین عامل تعیین کننده فرم شهری در آمد. از آنجا که برای شهرهای پر رونق و بزرگ قاره اروپا که داشتن استحکامات دفاعی امری حیاتی بود فرایند رشد افقی نمی توانست همچنان تداوم داشته باشد و هر چند که در گذشته حومه های بدون حصار نیز در موارد بسیاری به شهرها افزوده می شد در اینجا رشد افقی مستلزم ساختن حصاری جدید بود. اصولا دیوار جدید بطور کامل شهر را در بر می گرفت فاصله میان حصار و محدوده موجود شهر بیانگر مصالحه دقیقی میان سرمایه گذاری کوتاه مدت و نیاز به محصور نمودن زمین کافی برای رشد و گسترش آینده شهر بود. گاه نیز دیوارهائی به منظور محصور نمودن حومه های جدید و منفرد بنا می شدند. در هر صورت موقعیت قاره اروپا نقطه مقابل وضعیت انگلیس بود که از دوره قرون وسطی به بعد جز در چند نمونه نادر در شهرهای آن استحکامات دفاعی دیده نمی شود.(برای بر رسی پنج سیستم دفاعی که بعد از این دوره ساخته شده به بخش ۸ رجوع شود.) از جمله این سیستمها می توان از حصار سیویل وار و حصار پا لمرسون فولی نام برد، که در فاصله میان سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۶۸ بمنظور حفاظت پورتس ماوت در برابر حملات فرانسویها، با صرف مخارج هنگفت بنا شده و اصولا بدون فایده بودند.

فلورانس نمونه ای بارز از رشد مداری شهرهای اروپائی است. دو حصار قرون وسطائی آن که یکی در اواخر قرن دوازدهم و دیگری در قرن چهاردهم بنا شده بودند، هسته رومی شهر را در بر می گرفتند رشد این شهرها در فاصله میان سالهای ۱۱۷۲ تا ۱۳۴۰ میلادی منجر به افزایش وسعت شهر از ۱۹۷ آکربه ۱۵۵۶ آکر شد. مخارج ساختن دوم

ین حصار قرون وسطائی در سال نخست حدود ۶۰۰۰ لیره بود. در سال ۱۳۲۴ میلادی مخارج ساختن دیوار تنها طی ۵ ماه بالغ بر۰۰۰۰ ۲ لیره می شد که این هزینه یک چهارم کل مخارج و هزینه های شهر بوده است. احتمالا حصارهایی که پیرامون شهر پاریس به علت رشد مداوم این شهرها بنا شده بیش از هر شهر دیگری است، حصار۳۶۰ میلادی که احتمالا فقط قسمت مرکزی را در بر می گرفت، حصار۱۱۸۰میلادی که در هر دو سوی رودخانه سن ساخته شده بود، حصار ۱۳۷۰میلادی که تنها اراضی ساحل راست سن را در بر می گرفت (عملیات ساختمانی آن از سال۱۶۱۰تا ۱۶۴۳بطول انجامید)، حصار۹۱- ۱۷۸۴(که اساسا مانعی برای اخذ حقوق گمرکی بوده) و بالاخره حصار۴۵- ۱۸۴۱ که اکنون آخرین حلقه بولوارهای کمربندی پاریس در محل آن ایجاد شده است. کلن یکی از نمونه های شهری است که در آن پیوستگی حومه به شهر و رشد مداری شهر با هم ترکیب شده اند.(این امر تنها در ساحل غربی رود خانه راین اتفاق افتاده است.)
خیابان
تمامی شهرهای قرون وسطی حداقل شامل یک فضای باز بودند که به عنوان بازارعمل می نمود ودر ذیل به بحث پیرامون آن خواهیم پرداخت. هر چند چنانکه هوارد سالمان تاکید دارد، وجود چنین فضاهای خاص تجاری در شهر نباید مانع از درک این حقیقت شود که در واقع تمامی شهر قرون وسطی بطور کلی بازار بوده است. تجارت و تولید در تمامی شهر گسترده بوده است، در فضاهای باز و فضاهای بسته، در فضاهای عمومی و قضاهای خصوصی . در نتیجه خیابانهای اصلی شهر که از دروازه ها تا مرکز شهر کشیده شده و چیزی بیش از کوچه های باریک و نا منظم شهرهای با رشد طبیعی بودند، هم تداوم فضای بازار بوده وهم خ

طوط اصلی ارتباطی محسوب می شدند، از مفهوم شبکه تردد نیز مانند تردد وسایل نقلیه خبری نبود. در نتیجه زمینهای حاشیه خیابان بخصوص در نزدیکی دروازه ها و بازار شهر سرمایه ای تجاری محسوب شده ورشد و توسعه مداوم آن امری طبیعی بود. همچنین بعدها ایجاد راهی باریک معمول شد که به خیابانهای باریک و حیاطها و با

غات پشت دسترسی ایجاد می کرد. شهر لندن یکی از بهترین نمونه های یک چنین شبکه داخلی می باشد.
آمد وشد در شهرهای قرون وسطی اساسا پیاده انجام می شد. تردد وسایل نقلیه تنها در اواخر این دوره از اهمیتی نسبی برخوردار شد و حمل کالا نیز توسط حیوانات باربر انجام می شد. کار مفروش کردن خیابانها در اوایل این دوره آغاز شد. پاریس ۱۱۸۵، فلورانس۱۲۳۵، لوبک ۱۳۱۰ ودر واقع در سال ۱۳۳۹ سطح تمامی خیابانهای شهر فلورانس مفروش شده بود. در طول قرون وسطی اصولا ساختمانها تمایل به تجاوز به حریم خیابانها و پلها و همچنین فضاهای باز عمومی داشتند. کوشش برای کنترل این خفقان تدریجی شهر نیز با موفقعیت چندانی همراه نبود. طبقات بالای ساختمانها بتدریج بر روی خیابان پیش آمدند تا جائیکه عملا دست دادن از پنجرهای دو خانه مقابل هم ممکن شده بود. و بدین ترتیب منظر سنتی خیابان شهر قرون وسطی که همان حالت خودمانی، خیال پردازانه و شگفتیهای بصری فراوان بود شکل گرفت. مهمتر از همه اینکه این منظر مشخصا نتیجه رشدی کاملا اتفاقی بوده،هرچند که هماهنگی عمل جمعی در اینجا بیش از حد انتظار وجود داشته است.
یکی از تصورات اشتباه عموم درباره شهرهای قرون وسطی این است که در داخل حصار، شهر بیش از حد شلوغ و متراکم ودر هم وبرهم بود.و حالت منظر گرائی آن نیز به علت جزئیات معماری آن بوده و کلا شهر غیر بهداشتی بوده است. احتمالا ایت تصور که شهر مملو از خیابانهای تنگ و ساختمانهای متراکم بسیار است، موجب گردیده بود که تصور شود به جز دو فضای اصلی باز شهر- فضاهای بازار و کلیسا – فضاهای باز و خصوصی شهر بسیار محدود بوده است و اصولا توسعه در تمامی شهرها بسیار متراکم بوده است.
هر چند ممکن است در مواردی چند موقعیت دقیقا ب

ه همین شکل بوده باشد اما چنانکه ما مفورد می گوید« شهر نمونه قرون وسطی به آنچه که ما آنرا دهکده و یا شهری کوچک می نامیم بسیار شبیه تر و نزدیکتر بوده تا به مراکز تجاری شلوغ امروزی. در بسیاری از شهرهای قرون وسطی که رشد آنها قبل از قرون نوزدهم متوقف شده است هنوز هم در دل شهر، باغات و درختان میوه بسیاری

را می توان دید. در نظر سر پاتریک ابرکرومبی شهر کوچک فرنس در فلاندر با فضای مرکزی و اصیل وبا ساختمانهای عمومی متعدد آن از جمله کاتدرال، کلیسای شهر، عمارت شهرداری، دادگاهها و غیره، خانه هائی که بصورت خطی و متداوم در کنار خیابان قرار گرفته واز هر ذره زمین حاشیه خیابان بهره برداری اقتصادی کرده اند اما در پشت آنها باغات وسیعی قرار دارند که همگی مفهوم یک شهر تجاری قرون وسطی را به اختصار بیان می کند. شهرهای اروپائی اساسا در اواخر قرون وسطی و اوایل دوره رنسانس بیش از حد متراکم شدند. این تراکم به علت محدودیت فضای رشد شهر در اثر وجود سیستم دفاعی غیر قابل انعطاف بود. دربریتانیا این تراکم شهری همزمان با انقلاب صنعتی رخ داد. باغات موجود در شهر به مناطق مسکونی کارگران تبدیل می شدند که به علت فقدان سیستم حمل ونقل عمومی می بایستی در نزدیکی محل کار آنها واقع باشند. وضعیت بهداشت در رابطه نزدیک با تراکم قرار دارد. هر چند که شهرهای قرون وسطی تنها دارای تجهیزات ابتدائی دفع فاضلاب بوده و تامین آب مصرفی مشکلی در سطح قاره اروپا بخصوص در شهرهائی که در نقاط مرتفع واقع شده بودند محسوب می شد، نباید تصور نمود که زندگی شهری همیشه با بیماری همراه بوده است. ما مفورد موضع خود را در برابر ایت تصور اشتباه مشخصا روشن می سازد: « باید در نضر داشته باشیم که فعالیتهایی که در محیطی کوچک وباز به گفته خود ما مفورد کاملا بی ضرر است، هنگامیکه تراکم بالا می رود امری آلود زا خواهد شد… به احتمال قوی روستاها و شهرهای نخستین قرون وسطی، در عین ابتدائی بودن تاسیسات بهداشتی آنها در داخل و خارج منازلشان نسبت به شهرهای ظاهرا پیشرفته تر قرن شانزدهم اروپا از وضعیت بهداشتی مناسب تری بر خورداربوده اند.»

فضای بازار
بطور کلی امکانات تجارت که علت وجودی اصلی شهرهای قرون وسطی محسوب می شود به چند صورت در این شهرها تامین شده بود، و انواع فضای تجاری هم در شهرهای طراحی شده و هم در شهرهای با رشد طبیعی وجود داشت: نخست، فضای باز مختص بازار که معمولا در مرکز شهر یا در نزدیکی آن قرار داشت، دوم منطقه تجاری در قسمت عریض تر خیابان اصلی شهر. پاول زوکر از دو نوع فضای تجاری دیگر در شهرهای با رشد طبیعی نام می ب

رد، گسترش افقی خیابان اصلی و همچنین میدانی در کنار دروازه شهر. در شهرهای از پیش طراحی شده با ساخت شطرنجی منظم، میدان بازار بیش از همه به چشم می خورد. شکل کلی این میدان در شهرهای از پیش طراحی شده، اساسا فضائی خالی در یک بلوک شبکه شطرنجی است که از چهار سو توسط خیابانهایی احاطه شده است (استثنای بارز و مهم آنرا می توان در با ستید های و لزدید که فضای بازار در مقابل ارگ بنا شده است). درز قاره اروپا ساختمانهای پیرامون فضای بازار تقریبا هم ارتفاع بوده و طبقه همکف این ساختمان بوسیله راهروی مسقفی که بر روی خیابانها کشیده شده ودر تمامی اضلاع میدان تداوم داشت،یکنواخت و هم شکل بود. نمونه های اینگونه میدان در شهرهای مونپارزیا یک باستید فرانسوی، نیوبراندر برگ چک بود جو- یس دیده می شود. هر چند راهروهای مسقف در تعدیل آب و هوا نقش موثری داشتند بنظر نمی آید که در شهرهای بر یتانیائی بکار رفته باشند. همچنین مواردی که کلیسای شهر در برابر محل بازار قرار گیرد بسیار نادر می باشد. خیابان تجاری در شهرهای از پیش طراحی شده کمتر به چشم خورده ودر باستیدها اصولا وجود خارجی نداشته است. مهمترین نمونه استفاده آگاهانه از خیابان تجاری احتمالا در نوشهرهای زاهر ینگر در سوئیس و جنوب آلمان وجود داشته که این خیابان در تمامی طول شهر از یک دروازهتا دروازه دیگر کشیده شده بود، همچنین استفاده از خیابان اصلی شهر را می توان هم در شهر ریتویل وهم دربرن مشاهده نمود.
در شهرهای طراحی نشده نه فضای تجاری ونه خیاب

 

انهای تجاری، هیچیک از این توصیفات دقیق پیروی نکرده اند. هیچ دو طرحی باهم مشابه نبوده و هر یک خصوصیات فضائی خاص خود را دارا بودند. بسیاری از این شهرها هنوز جزء نمونه های با ارزش میراث فرهنگی اروپا بشمار می روند. در چند نمونه از شهرهای رومی مبداء دیده شده که فضای تجاری در محل فوروم قدیم ایجاد شده است، اما معمولا علت موقعیت فضای تجاری مرکزیت آن در روستائی بود که رشد کرده بتدریج به شهری بدل شده بود.« در اکثر موارد…. فضای تجاری شکلی نا منظم داشته گاه بصورت مثلثی، گاه چند ضلعی یا بیضی، گاه شکل دندان اره ای و گاه انحنا دار دیده شده است. علت بوجود آمدن این اشکال که ظاهرا تصنعی بنظر می رسد آن است که نخست ساختمانهای پیرامون این فضا بنا بر نیازهای خاص خود بنا می شدند و ایز ساختمانها جهت و شکل فضای باز را تعیین می کردند.» طرح کلی چند میدان از اینگونه نشان داده شده است. علاوه بر عملکرد تجاری بسیاری از این میادین برای گرد همائیهای عمومی به اندازه کافی وسعت داشتند. در شهرهائی که بصورت طبیعی در اثر رشد دهکده های پیشین ویا مراکز دادوستد و غیره بوجود آمده اند، از آنجا ئیکه تردد عامل حیاتی رشد شهر محسوب می شود خیابان اصلی بصورت طبیعی به میدان بازار تبدیل می شود. خیابان تجاری در تمامی کشورهای اروپائی متداول بوده و احتمالا بهترین نمونه های آن در آلمان، اتریش و سوئیس هستند.
در اینجا فضاهای بازار ممکن بود بصورت امتداد افقی خیابان اصلی

توسعه یابند تا فعالیتهای خود را از تردد پیاده و وسایل نقلیه رها سازند. برای از میان برداشتن ساختمانهای موجود حرکت و فعالیتی همگانی الزامی بود. مکان منطقی دیگر برای توسعه تجارت بلافاصله پس از ورود به شهر ودر کنار دروازه بود. در اینجا روستائی که محصولی برای عرضه به بازار دارد بالاخره به هدف خود نائل آمده است.«او در داخل شهر ودر بازار است… گاری وی سنگین است، چرا زحمت حما آنرا به نقطه ای دورتر به خود دهد؟» هر چند این نوع اخیر بازار در کمتر موردی به مهمترین بازار شهر بدل شد.

 

صحن کلیسا
دیگر فضای باز شهر قرون وسطائی فضای باز مقابل کلیسا است که به پارویس شهرت دارد. پارویس یا فضای مقابل کلیسا در قرون وسطی را نباید با زمین قبرستان اشتباه گرفت چرا که زمین قبرستان چنانکه در انگلیس متداول بوده معمولا چسبیده به کلیسا بوده است. مومنین قبل وبعد از مراسم در پارویس یا صحن کلیسا اجتماع می کردند. آنها در اینجا به وعظ و خطابه ای که گاه در فضای باز ایراد می شد گوش فرا می دادند و شرکت کنندگان در مراسم تشییع گاه از آن می گذشتند . در اینجا در مقابل در ورودی غربی کلیسا از قرن دوازدهم به بعد مراسم عشاء ربانی برگزار می شد. در اینجا روستائیان اسبهای خود را می بستند وبه سرعت بساطهای گوناگونی برپا می شد. با این همه پاریس هیچگاه قصد رقابت با م

یدان بازار را نداشته است. وجود پار ویس یا زمین گورستان در بریتانیا به آن مفهوم بود که کلیسا در فضای خود بنا شده است. از آنجائیکه پارویس در بسیاری موارد در کنار و چسبیده به فضای بازار قرار داشت، هسته ای دو بخشی را تشکیل می

داد که یکی از خصوصیات شهرهای قرون وسطی چه آنها که طراحی شده بودند وچه آنها که نبودند محسوب می شد.
بمنظور اختتام این مقدمه کلی بر شکل شهری قرون وسطی می بایست به بررسی میزان کنترل اعمال شده برتوسعه شهری پرداخت. تا چه حد دستیابی به نظم در زیبائی به عنواتن فعالیتی آگاهانه دنبال می شد؟ در عین حال که این سخن زوکر که جز در چند شهر طراحی شده سازمان یک شهر در کلیت آن برای سازندگان قرون وسطی نه مفهوم بوده ونه مطرح، خلاصه ای مناسب از موقعیت می باشد،می بایست محتاطانه از این پیش فرض که ابدا هیچگونه توجهی به نظم فضائ یا هماهنگی زیبائی وجود نداشته احتراز نمود. تحقیقات مستند در این زمینه انجام نشده است. البته در اینجا منظور ما تصمیمات جمعی که در مقاطع مختلف زمان می بایستی گرفته شود مانند تعیین عرض خیابانها، حفظ یاگسترش حصار و ضوابط ابترائی بهداشتی و غیره نیست. در این زمینه ها اطلاعات کاملی وجود دارد. اما متاسفانه تنها چند نمونه مستند از فعالیتهای آگاهانه در زمینه زیبائی شناسی وجود دارد. اکثر جنبه های زیبائی شناسی در رابطه با شهرهای ایتالیاست . دانیل والی در کتاب شهرهای خود مختار ایتالیائی متذکر می شودکه «شهر بلون در قرن سیزدهم میلادی گروهی معمار داشت که وظفیه مشاور برای تمامی ساختمانها وابنیه عمومی را بر عهده داشتند«وآنکه» مردم شهر سینا در سال ۱۳۰۹ میلادی از حاکم شهر در- خواست تخریب دیواری را نمودند که کلیسای با شکوه سن دومینیکو را تا حدودی از نظر پنهان می داشت واز خصایص بارز معماری بخش غربی شهرمی کاست» همچنین پس از اتمام کار ساختمانی سالن اجتماعات با شکوه شهر سینا در سال ۱۳۱۰(اتمام کار ساختمانی برج آن تا سال ۱۳۱۴ ادامه یافت) فرمانی صادر شد که سایر ساختمانهای پیاتزادل کمپو نیز ملزم به استفاده از پنجرهائی مشابه بودند.
چنین به نظر می آید که این توجه به نظم بصری

در قرن چهاردهم میلادی ویژگی خاص ایتالیا بوده واز ظهور رنسانس و چهار قرن طراحی شهری نسبتا منظم خبر می داد. همچنین نشانه هایی از تاثیر مداوم گذشته رومی در این نظم بصری جدید به چشم می خورد که برای ایجاد هماهنگ

ی بصری با ایجاد راهروئی مسقف و ستوندار در مقابل ساختمانهای منفرد و متفاوت فورومپمپئی در این راه تلاش شده بود.
شهرهای با رشد طبیعی
بطور کلی می توان گفت که سازندگان شهرهای قرون وسطی پیش- فرض خاصی در مورد فرم و کلیت شهر نداشته اند. علی رغم آنکه در آغاز سده های میانه شهرها نادر و پراکنده بودند این واقعیت همچنان پابرجا است که تمامی اسکانهائی که بعدا به شهر تبدیل شدند در سده های یازده و دوازده شکل گرفتند. این اسکانها یا آثار باقیمانده از شهرهای رومی بودند که حیاتی مجدد می یافتند ویا قلعه هائی بودند که در قرن نهم بصورت پایگاههای محصوری ساخته شده و بعد ها عملکرد تجاری نیز یافتند ویا دوباره اسکانهائی روستائی بر اساس اقتصادی کشاورزی بودند که از امکانات جغرافیائی محل بهره برده واز روستا به شهر مبدل شدند. این شهرها، شهرهای با رشد ارگانیک اروپا می باشند که جز در یعضی نقاط که شهرهای طراحی شده از اکثریتی برخورداراست، اکثریت قریب به اتفاق شهرهای قرون وسطای اروپا را بخصوص در اروپای مرکزی ودر شرق الب تشکیل می دهند.
شهرهای رومی مبدا
اختلاف بارز چنین تقسیم بندی،شهرهای رومی مبدائی هستند که به شهرهای با رشد ارگانیک قرون وسطی بدل شدند. این واقعیت را می شود اینگونه تشریح نمود که در اکثر موارد به استثنای چند مورد، شهر طی دهه ها و گاه قرنها متروک بودن ویا در ایامی که جمعیت آن کاهش یافته وتنها در بخشی از شهر سکنی گزییده بودند، بافت شطرنجی اولیه رومی خود را از دست داد وطی بلزسازی، شهر بتدریج رشد بدون طرح و ارگانیک معمول قرون وسطی را بخود گرفته واز شکبه شطرنجی اولیه اثری باقی نماند.
البته بایستی میان سرنوشت شهرهای رومی- بریتانیائی پس از آنکه سپاهیان رومی در سال۴۰۷ میلادی این سرزمین را ترک نمودند و موقعیت شهرهای رومی در قاره اروپا پس از سقوط امپراتوری روم تفاوتی قائل شد.رومیان در زمان اشغال س

رزمین بریتانیا فرهنگ شهری ضعیفی را بر تمدن اساسا روستائی قبایل محلی سلتی تحمیل نمودند. شهرهای رومی- بریتانیا کوچک بودند وحتی اگر لندن به جمعیت ۱۵۰۰۰ نفر خود می بالید سایر شهرهای انگلیس بطور متوسط یک دهم ای

ن جمعیت را نیز در خود جای نمی دادند. متجاوزان، قرن پنجم به شهرها وخانه های ییلاقی به عنوان منبع غارت وچپاول وبا هدف تخرین می نگریستند. روستائیان سلتی، چیز چندانی برای از دست دادن نداشته وپایان حکومت رومیان برای آنها فاجعه دردناکی محسوب نمی شد. احتمالا این اتفاق برای جمعیت شهر نشین چیزی جز برگشت اجباری به شیوه قدیم زندگیشان نبود. در صورت تجاوز به این سرزمین به علت نداشتن امکانات نظامی منظم آنان چاره ای جز پناه بردن به اعماق جنگلها نداشتند. نتیجه عمل پایانی موقتی بر حیات شهری در بریتانیا بود. بعضی از شهرها چون سیلچستر برای چنان مدت طولانی متروک ماندندکه بطور کلی از بین رفتند و چنین بنظر می رسد که تمامی شهرهای رومی مبدا از جمله لندن پس از سال ۴۵۷ میلادی برای مدتی طولانی متروک بوده اند.بعدها موقعیت جغرافیائی مناسب این شهرها و لقایای ساختمانها و حصارهای قابل تغییر آنها بخشی از ساکنین قدیم را به خود جلب نمئده وبه عنوان اردوی آماده ای در خدمت مهاجرین به این مناطق قرار گرفت. اما بافت شهری نخستین پس از آن از هم پاشیدگی، هرگز بطور کامل انسجام نیافت.
به دلایلی چند سرنوشت شهرهای رومی- بریتانیائی بدتر از سرنوشت شهرهای رومی قاره اروپا بود. بریتانیا کمتر از سایر ایالتهای روم رومی می شده بود.این سرزمین، آخرین سرزمین مهم فتح شده بود و بیشترین فاصله را با مرکز فرهنگ تحمیلی مدیترانه داشت. در حالیکه فاتحان وحشی بریتانیا که بعدها این سرزمین را اش

غال نمودند کمتر تحت تاثیر رومیها بوده وبیشتر از حکومتهای جدید اروپای غربی متاثر بودند. اینها آموخته بودند که ایت فرهنگ غنی را تحسین کرده وبه شیوه های غریبی از آن الگو برداری کنند.
اسکانهای روستائی
چنانچه دیدیم شهرهای ارگانیک رش

د یافته سده های میانه منشائی روستائی داشته واز این منشاء رشد و توسعه یافته اند. در سرتاسر اروپا هم محل وهم تا حدود زیادی فرم شهری آنها نتیجه فرایند تدریجی و تجمیعی اسکان روستائی بوده است. بنابراین بررسی موقعیت منشاء روستائی این شهرها از اولویت برخوردار است.انگلیس تصویری آموزنده از این فرآیند بدست می دهد.
تقریبا تمامی سیزده هزار روستای انگلیس به جز موارد استثنائی چندی، هنگام مطالعات کتاب دومزدی که در سال ۱۰۸۶ انجام شد در مکان کنئنی خود قرار داشتند ودر بسیاری موارد این روستاها تنها هسته های نخستین اسکانهای بعدی قرون وسطی بودند. در اثر اسکان انگلوسا کسونها، انگلیس در فاصله میان قرنهای پنجم تا دهم به صورت کشوری متشکل از روستاها در آمد و در زمان ایجاد نخستین روستاهای انگلوسا کسون منظر آرام وپاک شده محلی به حالت طبیعی نخستین خود بدل شده بود. هاسکین در کتاب تحسین برانگیز خو«شکل گیری منظر انگلیس» می نویسد که احتمالا تنها بعضی از نواحی مساعد تر چون کاتسولد وآکسفورد شایر شمالی از منظر شهری تر برخوردار بوده اما انگلوسا کسونها عموما می بایستی عملا از صفر شروع کنند. اکثریت قریب به اتفاق ساکنین انگلیس باسرزمینی بکرو پوشیده از جنگلهای مرطوب بلوط ویا جنگلهای راش که در نزدیکی ویا برسنگهای گچی قرار داشتند مواج

ه بودند و.یادر دشتهای مرتفع سرد سیرومه آلود ویا مردابها وماندابهای گرم و مرطوب ونیز ارها و نکزارها ویا زمینهائی بی حاصل با پوشش خاکی نازک در مناطق گرم و خشک که اصولا برای کشاورزی مساعد نبودند زندگی می کردند. این موقعیت که ساکنین روستاهای انگلوسا کسون با آن مواجه بودند نخستین مرحله از چهار مرحله تحول مداوم منظر انگلیس است. در مرحلح نخست منظر تقریبا وحشی و طبیعی بود، در مرحله دوم در نتیجه اسکان روستائی، در سرتاسر کشور جنگلها تا حدود زیادی از میان برداشته شدند تا کشاورزی در مزارع باز انجام پذیر

د، مرحله سوم تقسیم مزارع بزرگ به مزارع کوچک محصوربا پرچین در درون حصارهای قرنهای شانزدهم تا هیجدهم وبالاخره پروسه مداوم سالهای اخیر که مزارع کوچک به مزارعی بزرگتر تبدیل شده و پرچین ها ریشه- کن می شوند تا امکان مکان نیزه شدن فراهم آید. در هنگام پایه گذاری یک روستا ویا تداوم سکونت در آن، ساکنین آن تنها تصویری گنگ و مبهم از نحوه گسترش مزارع آن و کیفیت زمینهائی که هنوز تحت پوشش جنگل بود داشتند. فاصله میان دو روستای مجاور(یا در این مورد اسکانهای همزاد) براساس محاسبه زمین کشاورزی کافی ت

عیین نمی شد. زمینهای مرزوعی چیزی جز جزایر کوچک در دریای بیکران جنگلها نبود و چنین بنظر نمی آید که کفاف خوراک جمعیت فزاینده را بدهد. با اینهمه چنانکه گریمز نوشته است، روستاهای نورث همپتون شایر ترکیبی از طراحی آگاهانه و مناسبترین تخصیص موزون زمینها برای اسکانهای نخستین می باشد. در دو منطقه نمونه انگلیس فاصله میان کلیس

ای هر دهکده با کلیسای دهکده مجاور احتساب شده است. یکنواختی و همگونی این فواصل قابل توجه است. میانگین فواصل۵۲ روستای نورث همپتون شایر که در کتاب دو مزدی از آنها یاد شده۲/ ۱ مایل است که از این میان ۳۰ روستا در فواصل ۱تا۲/۱ مایلی هم قرار گرفته اند. همچنین ۳۷ روستای منطقه ها نتینگدون شایر که قدمت آنها حداقل به زمان کتاب دومزدی می رسد، میانگین فاصله ای برابر ۹۵% مایل دارند.
هر دوی این مناطق، سرزمینهای گسترده فاقد موانع هستند که روستاها در تمامی جهات آن پراکنده شده اند. در یکی از دره های رود خانه آون در فاصله میان سالیزبری و پیوزی بیست روستا با میانگین فاصله۸۹% مایل از هم قرار دارند،هر چند که در مواردی چند فاصله میان این روستاها که مستلزم عبور از روی تپه هائی می باشد بیش از ۸۹% مایل است، بنابذاین بر سفورد و سن ژوزف به این نتیجه رسیده اند که در سرزمینهای یکنواخت،ویا نسبتا یکنواخت، اسکانها در فواصل معینی از هم قرار گرفته اند ودر سه نمونه مورد بررسی نیز اسکانها گرایش شدیدی به استقرار در فواصل یک مایلی هم دارند.

هر چند منظور نظر ما بررسی طرح روستاهای قرون وسطای انگلیس نیست، نظری اجمالی برویژگیهای عمده آن الزامی است. تا همین دوران اخیر، فر شهرهائی که در اثر رشد روستاها پدید آمده بودند، اساسا توسط ساخت اصلی راهها و حدود اراضی تعیین می شد.هرچند هر یک از روستاهای انگلیس با توجه به ملزومات و ویژگیهای مکان خود، طرحی خاص دارند، می توان این طرحها را به سه دسته کلی تقسیم بند

ی نمود. نخست، روستاهای بسته(که به نامهای متمرکز ویا میدانی نیز خوانده می شوند)، دوم روستاها ی خطی(که به روستاهای خیابانی ویا حاشیه جاده نیز شهرت دارند) وسوم روستاهای پراکنده ونا منسجم. دو گروه نخست مورد توافق عموم صاحبنظران از جمله توماس شارپ نویسنده کتاب آناتومی روستای انگلیسی ودبیر مشترک کمیته اسکاتلندی استفاده از زمین در مناطق روستائی در سال ۱۹۴۲می باشد. سومین گروه که همان روستاهای پراکنده ونامنسجم است و هاسکین بدان اشاره می کند، مورد قبول همه صاحبنظران نمی باشد.
اسکیس روستاهای بسته و خطی، به همراه توضیحات بیشتری در این رابطه در شکلهای این صفحه آمد است. البته بایستی براین نکته تاکید نمود که تنها در تعداد کمی از روستاها چنین سادگی و وضوح فرمی به چشم می خورد. در اکثر موارد فرم روستاها ترکیبی از ویژگیهای هردو فرم به همراه عناصر دیگری بوده اند. روستای پراکنده، معمولا هیچ فرم منسجم خاصی نداشته است، منازل بصورت تکی ویا در گروههای ذویاسه تائی پراکنده بوده وبوسیله شبکه ای از جاده ها و راهها به هم مرتبط بوده اند، اما با اینهمه اینها یک واحد اجتماعی قابل شناخت را ایجاد می نمودند، چنین روستاهائی معمولا از خطوط اصلی ارتباطی بدو

ر بوده وتنها تعداد کمی از آنها به شهر بدل شدند.
حتی برای انگلوسا کسونها روستای با مزارع باز تنها نوع اسکان محسوب می شد. به گفته سرفرانک استنتون«هیچ فرم خاص سکونتی در سرتاسرویا بخشی از جنوب انگلیس امکان حاکمیت نداشت ودر واقع در هر کجا که امیدباز گشت مداوم به شیوه

کشاورزی اشتراکی وجو.د داشت، مردم بیشتر مایل به زندگی محلی در روستاها بودند. اما تقریبا در قرن هشتم میلادی زندگی یک چهارم مردم انگلیس با جدالی دائمی برای حیات آمیخته بود، جلالی دائمی در برابر خاک غیر حاصلخیز و خا زارهائی که در صورت کوچکترین سستی در تلاش جهت کنترل آنها،بار دیگر تمامی مزارع کشت شده را می پوشاند. این زمینهای بی حاصل توسط افرادی به زیر کشت آمده و مزارع بیشمار و منفرد این سرزمین نامهای انگلوسا کسون را بصورت یادگاری با خود به همراه دارند.»
هرچند مهمترین مرحله ایجاد مزارع ، در زمانی بس نزدیکتر بوده است در سومین مرحله ایجاد منظر(۱۸۵۰- ۱۷۵۰)، طبق قانون محصور کردن زمین مابقی مزارع باز قرون وسطائی بصورت مزارع کوچک و مربع شکل منظم در آمده وهر یک توسط پرچینی محصور شدند. تنها در موارد نسبتا کمی مامورین مجری طرح تقسیم مزارع، قادر به تامین دسترسی مستقیم مزارع جدید برای مالکینی که در کلبه های روستائی زندگی می کردند،بودند.
در نتیجه ایجاد مزارع جدیدی در اراضی بدور از روستا لازم شد اما براساس سخنان ها سکین تعداد مزارع جدید ایجاد شده، بسیار کم بوده است. تعداد این روستاها در یک بخش را می توان شش و اغلب کمتر از آن تخمین زد. هاسکین همچنین اضافه می کند که تعداد کشاورزان دوره جورج در هر بخش به نسبت کشاورزان روستاهای دوره قرون وسطی یا تئود

ور بسیار کم بوده است.
منشاء شکل گیری شهرها
اکنون می بایستی به بررسی دو مسئله مرتبط به هم بپردازیم . چه هنگام در قرون وسطی روستائی موقعیت شهری کسب می نموده است؟ چرا تنها روستاهائی خاص به شهر بدل شده ودیگر روستاها را نیز در بر گرفتند در حالیکه روستاهای مجاور آنها فرم نخستین و عملکرد کشاورزی خود را تا انقلاب وسایل نقلیه شخصی در دهه های اخیر حفظ نمودکز تجاری محلی یافته و صنعت تخصصی کوچکی که بخشی کمی از جمعیت را به خود مشغول داشت در آن بوجود آمد، به شهر بدل شد. به محض آنکه شهر قدرتی بدست آورد و اتجارت خود را توسعه داده وبازار کافی برای تولیدات خودش کسب نمود، به درصد شاغلین حرف تخصصی غیر کشاورزی افزوده شده واز ارتباط این گروه با بخش کشاورزی کاسته شد. اما این حقیقت را بایستی به خاطر داشت که تنها بخش کوچکی از این ساکنین ارتباط خود با زمین را از دست داده وبخش اعظم مایحتاج روزمره کشاورزی شهر توسط تولیدات محلی تامین می شد . علاوه براین باید تاکید کرد که اکثر شهرها بر اساس معیارها و ضوابط کنونی بسیار کوچک بوده و تقریبا تا آغاز سده های میانه بسیاری از این شهرها از روستاهای مجاور خود را چندان بزرگتر نبودند.
مسلما تنها وسعت یا جمعیت یک شهر معیار مناسبی برای تعیین موقعیت شهری آن نیست . ستوت گیت در کتاب«تاریخ اقتصاد انگلیس» می نویسد که از میان شهر یاد شده در کتاب دومزدی تنها۴۰ شهر در سال ۱۳۷۷ جمعیتی بیش از ۱۰۰۰نفر داشته اند. دوری

س استنتون نیز در کتاب«جامعه انگلیس در اوایل قرون وسطی» بر آن شده تا جمعیت شهرهای ناکم برده در کتاب دومزدی را تخمین زند. وی می نویسد«می توان تاثیر مستقیم پیروزی را بر جوامع شکوفای ایام ساکسون بطور کلی چنین بیان نمود که، بنظر می رسد از جمعیت اکثر شهرها پس از این پیروزی کاسته شده است» . شهرهای لندن ووینچستر هیچیک در کتاب دومزدی توصیف نشده انداما خانم استنتون جمعیتی بالغ بر۸۰۰۰ نفر را به یورک نسبت داد

ه و جمعیت لینکلن را ۶۰۰۰ نفر و جمعیت نور و یچ را رقمی نزدیک به آن تخمین می زند. جمعیت تتفورد حدود۵۰۰۰ نفر وجمعیت شهر ایپسویچ۳۰۰۰ نفر برآورد شده است. این موارد شهرهای استثنائا بزرگ قرون وسطی محسوب می شوند.
می بایستی مفهوم شهر قرون وسطی را تعریف نمود، اما تطابق تمامی ضوابط و معیارها با موارد مورد مطالعه سخت بوده ومانند تعریف پروفسور هوفر بسیار سنگین می باشد. پروفسور هوفر می گوید که:«شهر قرون وسطی نتیجه ارتباط میان شش جنبه ذیل می باشد: ساخت اقتصادی (صنایع دستی،تجارت)، ساخت اجتماعی(صنعتگران،بازرگانان،روحانیون،اشراف)، ساخت کالبدی(طرح شهر، ساختمانهای عمومی ،حصارها)، موقعیت قانونی(قانون اساسی، دستگاههای حقوقی، محلات)، موقعیت جغرافیائی(اراضی،آبراهها،پل، ایستگاهها،محلهای بارگیری) وحیات سیاسی.» ممکن است از نظر پروفسور هوفریک یا دو جنبه از جوانب فوق در شهری وجود نداشته ویا ضعیف باشند،اما هنگامی یک شهر زنده و قوی بوجود خواهد آمد که تمامی جوانب فوق موجود بوده وبه یک نسبن رشد یافته باشند، واگر در شهری تنها دویا سه عنصر از عناصر فوق الذکر وجود داشته باشند آن شهر کوچک مانده وبه روستا بدل شده ویا حتی از میان می رود. هوفر تعاریف عددی و آماری شهر را قبول نداشته ومعیار ده هزار نفر جمعیت را به عنوان مرز میان شهر و روستا به عنوان معیاری نا معقول و پوچ رد کرده است.

بطور کلی می توان گفت که درز صورت وجود فعالیتهای تجاری و زمینه اقتصادی مناسب، سایر ابعاد و جوانب زندگی شهری بوجود خواهند آمد، اما در صورت فقدان فعالیتهای تجاری ، شهری نیز وجود نخواهد داشت. در بدومهمترین عوامل تعیین کننده فرم شهرهای ارگ

انیک در انگلیس وبطور کلی در سرتاسر اروپا، محدوده های مالکیت و راههای ارتباطی بوده است. این دو عامل مصنوع به همراه محدودیتهای طبیعی عوارض زمین عملا فرم شهرهای ارگانیک را تعیین کرده اند.
توسعه یک روستا به تدریج صورت گرفته ودر صورت کوچک بودن قطعات زمینهای مرزوعی،مزرعه به مزرعه ودر صورت بزرگ بودن آنها با گسترش به درون آنها صورت گرفته است. در عکس هوایی اپلتون لومورز الگوی منظم مزارع کوچکی به چشم می خورد که در صورت توسعه روستا اساس شهری منظم را بوجود می آورند. البته در صورت چنین توسعه ای، جاده پرپیچ وخمی که از میان مزارع می گذرد احتمالا به عنوان یکی از خیابانهای اصلی شهر به همین شکل باقی می ماند.
امر توسعه تجارت و فعالیتهای صنعتی،تاثیر چندانی بر روابط سنتی میان تیولداران و شهر نشینان نداشت.«هر چند شهروندان شهرها با ایجاد گروههای بزرگتر و ثروتمندتر از جمع رعایای روستا نشین، در اغلب موارد امتیازاتی را به زور حکام خود کسب می نمودند.» هدف و خواسته شهرنشینان کنترل هرچه بیشتر منافع خود وتامین امنیت فعالیتهای تجاری ایشان در برابر رقبا بود. به همین منظور شهرها خواستار حکم مدنیت بودند که به شهر موقعیت متحده داده(این موقعیت معمولا قابل خرید بود) و امتیازات مهم بسیاری را برای سکنه شهر تامین می نمود. هر چند برای اعطای حکم مدنیت فومول معینی وجود نداشت، یک سرس حقوق اساسی محلی وجود داشت که به همراه این حکم به شهر مربوطه اعطاء میشد. یکی از امتیازات اصلی این حکم، حق تشکیل بازار هفتگی بود که در صورت امکان یکی دو بازار مکاره سالانه را نیز به همراه داشت. همانگونه که از تعریف شهر برمی آید نوعی بازار غیر رسمی در تمامی شهرهای قرون وسطی وجود داشت، اما ایجاد یک بازار برای بنیانگذاری یک شهر کافی نبوده وتفاوت میان«شهرهای متحده» در همین نکته نهفته است.
دومین سوال که چرا تنها روستاهای خاصی موقعیت شهری بدست آورده اند به این سوال که چگونه این روستاها عملکرد تجاری یافتند بدل می شود. قسمتی از جواب قبلا ضمن بررسی کلی حیات مجدد تجارت اروپا روشن گردید. بعضی از روستاها از آنرو به مراک

ز تجاری بدل شدند که در مسیرهای عبور و مرور قرار گرفته و جاذبیت معمول محلهای طبیعی توقف را داشتند. بسیاری دیگری که بخش اعظم شهرهای تجاری انگلیس را بو

جود آوردند در اکثر موارد عملکرد تجاری به نقش اداری خود می افزودند. چنانکه استمپ و بیور تشریح می کنند« شهرهای تجاری انگلیس در فواصل کمی از یکدیگر قرار داشتند. رفت و آمد به شهرتجاری می بایست با پای پیاده انجام گیرد… وبه همین دلیل در اغلب بخشهای روستائی با ثبات تر انگلیس فاصله مناسب و مورد قبول میان مراکز تجاری بین هفت الی ده مایل محسوب می شد. همچنین قانون قدیمی وجود داشته که از ایجاد بازاری جدید در فاصله ۶ مایلی یک بازار موجود،ممانعت بعمل می آورد.»