فصل اول :
مقدمه
افزايش امكانات مادي، كاهش زمان كار روزانه ، افزايش تعطيلات هفتگي و سالانه ، پيدايش سالهايي در دوران جواني كه فرد با فقدان و يا كمي مسئوليت روبروست و در مجموع توجه بشر به زمان فراغت به عنوان بخشي جدي از دوران زندگي ، اين پديده را در جايگاهي قرار داده است كه بي توجهي به آن علاوه بر ايجاد ضايعات و آسيب هاي اجتماعي ، موجبات نارضايتي جامعه را نيز فراهم خواهد نمود . افزايش اوقات فراغت از ۳ سال در جامعه كشاورزي به ۱۲ سال در جامعه صنعتي و حتي ۱۹ سال در جامعه فراصنعتي در طول عمر يك نسل امروزي نسبت به سادگي بتوان از آن چشم پوشيد. تأثير بهره بردادري مطلوب از اين بخش از زندگي ، در پرورش انسان و رشد و شكوفايي شخصيت وي و در نهايت تكامل جامعه به حدي است كه برخي تمدن جديد را « تمدن فراغت » ناميده اند. ( ساورخاني ، ۱۳۷۰ ، ۷۶۴ )

در شهرهاي بزرگ تراكم بالاي ساختمان ، كمبود و قيمت بالاي زماني ، مانعي بر سر راه ايجاد اماكن ورزشي ، تفريحي و گردشگري براي رفع نياز ساكنين شهر مي باشد . از اينرو توجه به زمينهاي حاشيه شهر و حتي مناطق خوش آب و هواي حومه شهرها به عنوان روشي جايگزين ، مورد توجه قرار گرفته است . در ايران خلأ قدرت اداري موجود در اين زمينه يكي از موانع اساسي پرداختن به اين امر است . بدين معني كه شهرداريها خود را در چارچوب محدوده قانوني شهر موظف و مكلف به برنامه ريزي مي بينند و فراتر از آن را در خارج از حيطه مسئوليتي خويش مي دانند . ازدحام جمعيت در ايام تعطيل در پاركها و فضاهاي تفريحي داخل شهر و نيز خروج صدها هزار نفر از ساكنين در تعطيلات پايان هفته به حومه هاي شهر و پناهگيري در دامان طبيعت نمودهايي است از كمبود امكانات تفريحي شهر و نيز خستگي از دغدغه هاي زندگي شهري كه لزوم توجه به امكانات تفريحي شهري را اشعار مي دارند .

شهر تهران به صورتي شگفت آور تمام مراحل تحول و توسعه شهري را در طول كمتر از نيم قرن از سر گذرانيده و اينك به يكي از بيست كلان شهر پر مسأله جهان تبديل شده است .
محدوه‌ تهران قديم تا شصت سال پيش فقط چهار درصد از سطح تهران امروزي را دارا بوده است . رشد و توسعه اين شهر تا جنگ جهاني دوم بطور آرام و يكنواخت بوده اما توسعه آن بعد از جنگ سرعت بيشتري گرفته و در سال ۱۳۵۴ به حدود ۱۲ برابر افزايش يافته در حاليكه توسعه آن در سراسر دوره قاجاريه فقط چهار برابر بوده است . در روند اين تحول سريع و ناموزون ، چشم انداز جغرافيايي و خاستگاه طبيعي تهارن با تغييرات ويرانگر و انواع عدم تعادل روبرو گرديده است . گسترش خزندة شهر به دامنه هاي كوهستاني البرز و دشتهاي سرسبز جنوبي و ادغام صدها روستا و هكتارها باغ و مزرعه در پيكر آن ، تمام حيات شهروندان را به مخاطره افكنده است .
در گذشته آلودگيهاي زيست محيطي تهران بسيار محدود بوده بطوريكه از سده هشتم تا سده سيزدهم تهران بقدري مشجر و سر سبز بوده كه آن را به باغ گلزار و چنارستان و همچنين به بهشت پريان توصيف كرده اند .

در سه دهه اخير به علت گسترش بي رويه تهران بيش از ۳۰۰ هكتار از اراضي كشاورزي داخل محدوده ۵ ساله و ۲۰۰۰ هكتار از اراضي محدوده ۲۵ ساله به مصارف ساختمان هاي شهري رسيده است .
با توجه به شرايط حساس زيست محيطي و كالبدي تهران از يك سو ، و نيازهاي روز افزون اجتماعي و فرهنگي مردم به فضاهاي باز شهري از سوي ديگر ، ضرورت بازنگري ، سازماندهي و نظام بخشي به اين فضاها ، روز به روز بيشتر احساس مي شود . بنابراين لازم است كه در چارچوب برنامه ها و طرح هاي كلان شهر تهران ، برنامه ريزي براي فضاهاي باز و سبز ، به عنوان يك بخش مستقل در برنامه ريزي شهري ، مدنظر قرار گيرد و راهبردهاي نوين و مناسب براي آن ارائه گردد .
با توجه به وضعيت اكولوژيكي منطقه ، خشكي اقليم ، گرد و غبار كويري ، فشردگي بافتهاي مسكوني و ميزان زياد آلودگي هوا و صدا ، ضروري است كه برنامه هاي مربوط به توسعه فضاي سبز ، نه فقط به صورت توسعه سطوح سبز پراكنده در داخل شهر ، بلكه به عنوان يك نظام هماهنگ متشكل از انواع فضاهاي باز و سبز درون شهري ، حاشيه شهري و برون شهري توسعه و انتظام پيدا كند .

پهنه جغرافيايي تهران با قرار گرفتن ميان سلسله جبال البرز و دشت كوير از يك طرف ، دو رودخانه بزرگ كرج و جاجرود از طرف ديگر ، از تنوع محيطي و اقليمي ويژه اي برخوردار است .
دامنه هاي سرسبز و دره هاي پر آب كوهستانهاي شمالي تهران از چنان ارزشهاي طبيعي، جاذبه هاي محيطي و چشم اندازهاي بديع برخوردار است كه بايستي به عنوان ذخائر طبيعي و ثروت ملي براي حال آينده مورد حفاظت و احياء قرار گيرد . دره هاي شمالي تهران مانند سوهانك ، دارآباد ، دربند ، دركه ، فرحزاد و كن ، از دير باز به عنوان تنفس گاه شهر و بستر تماس مردم با طبيعت مورد استفاده بوده است . اما متأسفانه در طول چند دهه گذشته دامنه هاي البرز به نحو شتابناك مورد هجوم ساخت و سازهاي بي رويه و تجاوز سوداگرانه قرار گرفته است . خوشبختانه در سالهاي اخير ، همراه با تحول ديدگاهها در برنامه ريزي و مديريت شهري در تهران و با توجه به رشد آگاهي زيست محيطي مردم ، انديشه ها و تصميمات مربوط به ايجاد پيوند ميان شهر و طبيعت و ساماندهي دره هاي شمال تهران قوت گرفته است . طرح « سازماندهي و طراحي شهري محور تفريحي فرحزاد » نيز به همين منظور در دست تهيه قرار گرفته است .

 

۱ ـ ۱ ـ اوقات فراغت
اوقات فراعت دلپذيرترين اوقات آدمي است . بخشي از عمر او كه از آن خود اوست . ساعاتي فارغ از كار روزانه و رنج ايام كه مصرف آن چيزي مي كند كه خود مي خواهد ، خود بر مي گزيند و اگر عاملي بيرون از او دخالت نكند ، به رضا و رغبت دل مي گذراند . اين لحظات براي عالمان دقايق تعمق ، براي هنرمندان زمان پديد آوردن و براي بي فكران و بي هنران ملال آورترين اوقات است . از اينروست كه اين اوقات براي عده اي بارور و شوق انگيز و براي عده اي مفسده انگيزترين اوقات است . زمان عظيمي كه يك سوي آن بارو كردن عمر و زندگي و سوي ديگر آن ضايع شدن و هدر رفتن لحظه هاي شيرين و زود گذر است . اوقات فراغت نزديكترين پيوند را با زندگي معنوي و فرهنگ دارد . اوقاتي كه به ميل و اختيار در راه آموختن ، آفريدن ، ساختن ، پژوهش ، تربيت ، مشاركتهاي داوطلبانه اجتماعي ، خدمات رايگان انساني ، گسترش افقهاي فكري و در بسياري از عرصه هاي ديگر زندگي صرف مي شود ، تبعاً ارتباط آن با حيات معنوي و فرهنگي جامع تنگاتنگ است . ( عمران ، ؟ ۱ ، ۳ )

تفريح مجموعة اشتغالاتي است كه فرد كاملاً با رضايت خاطر براي استراحت يا كسب انرژي ، توسعة آگاهانه يا فراگيري غير انتفاعي و مشاركت اجتماعي داوطلبانه ، بعد از رهايي از الزامات شغلي ، خانوادگي و اجتماعي به آن مي پردازد ، اوقات فراغت مدت زماني است كه كار شخصي به عهده انسان نبوده و فرد در آن به فعاليتهاي دلخواه خود مي پردازد كه اين موجب پرورش استعداد ، شكوفايي شخصيت و برآوردن نيازهاي جسمي و روحي و اجتماعي مي گردد . ( شهابي ، ۱۳۶۶ ، ۷ ، ۸ )
• فراغت مدت زماني است كه فرد به استراحت براي رفع خستگي ، به تفريح براي رفع كسالت و دلتنگي و به فعاليتهاي انتخابي براي رشد و توسعه ظرفيتهاي جسم و روح خود مي پردازد . ( اردلان ، ؟ ، ۳۸ )

• فراغت زمان فروخته نشده اي كه متعلق به فرد است ، زمانيكه فرد به ميل خود از آن استفاده مي كند ؛ فراغت نوعي رهايي از وظايف اجتماعي است .
• فراغت فضاي توسعه انساني است و به انساني كردن كار منتهي خواهد شد. (ماركس )

نظريات مرتبط با فراغت
به طور كلي در رابطه با پيدايش فراغت و گرايش انسان به آن سه نظريه عنوان مي شود :
– اولين نظريه مباني تفريح را مذهب مي داند . « دوركيم » و « جين هاريس » را مي توان از طرفداران اين نظريه نام برد . بطور كلي اين نظريه حاكي از اين است كه تفريح بصورت نمايش و رقص و آواز ، از مذهب سرچشمه گرفته و نوعي رفتار اجتماعي است كه در ايجاد وحدت ميان اعضاي يك گروه و يا قبيله نقش بزرگي را ايفا مي كند .
– دومين نظريه ، نظريه غريزي بازي و تفريح است . از طرفداران اين نظريه مي توان « جيمز بالدوين « …. ويليام مك دوگان » و « كارل گروس » را نام برد . گروس در كتاب « بازي و بشر » معتقد است كه بازي انسان مانند بازي حيوانات از يك نياز فطري سرچشمه مي گيرد و وظيفة اصلي بازي در سنين كودكي آماده سازي طفل براي بزرگسالي است .
– و بالاخره سومين نظريه ، نظريه مبني بر استراحت و كسب لذت است . « اسپنسر » در اين خصوص علتي گرايش انسان به تفريح را رها شدن از نيروهاي اضافي مي داند .

« مورتين لازواروس » روانشناس آلماني ، عامل تفريح را نياز بشر به استراحت و جبران خستگي بيان مي كند . لازم به ذكر است كه افرادي مثل « گروس » در مورد پيدايش تفريح و بازي نظري بنيامين دارند ، يعني ضمن قبول نظريه مربوط به غريزي بودن تفريح ، فرضيه استراحت و رهايي از مسئوليت ها و كسب لذت را نيز قبول دارند . ( حميد و نتايج ، ۱۳۸۰ )

اهداف گذران فراغت
اوقات آزاد هر شخص متعلق به خود اوست و خود مي داند كه چگونه از آنها و در چه كارهايي استفاده كند . آنچه ميان اين اوقات مشترك است ، همين آزادي فرد در رسيدن به امور دلخواه است و بالتبع نتيجة آن راحتي خيال و امنيت ، استراحت و آرامش ، تنوع و دوري از تكرار ، خلاقيت و در مجموع فرصتي براي روح تشنة انسان است براي تفكر مجدد با نگاهي محيط بر وجود خود .

هر چه زندگي شهري ريشه دارتر باشد ، مشكلات ناشي از آن بيشتر و عميق تر است . چنانچه كشورهاي اروپايي و آمريكايي ، با اين بحران از سالها قبل مواجه بوده اند و هم اكنون تفريح و آسايش شهروندان از اركان اساسي برنامه ريزيهاي كلان آنها بشمار مي رود .
حال اگر به انسان به ديده موجودي بنگريم كه نبايد زير چرخ دنده هاي تمدن خرد شود ، بايد به تمايلات و خواسته هاي روحي و جسمي او در زماني كه فارغ از وظايف معيشتي و زيستي خود مي باشد ، اجازه بروز داد . در حقيقت همتي كه فرد در زندگي مصروف مي دارد بايد در اين ساعت شكوفا شود ، تفكر با ارزش او در اين زمان صورت پذيرد و بتواند به امور دلخواه خود بپردازد .
• تفريح و وقت آزاد كه ديروز امكانات يك طبقه ويژه بودند ، امروز بصورت حق همگاني درآمده است . مفهوم تفريح در اجتماعي تغييرات زيادي يافته است . تحليل وقت آزاد با همة پيچيدگيش ما را وادار مي كند آن را در زمينه هاي زير بررسي كنيم :
• زمان وقت آزاد
• نوع فعاليت
• روش تفريح
در وراء اين سه حالت تفريح ، سه پديده مشترك و هم معني وجود دارند : تفريح ، آزادي و حق انتخاب .
انسان آگاهانه يا ناآگاهانه انتخاب مي كند و وقت هاي آزاد خود را طوري معين مي كند تا براي اعصابش كه در اثر فعاليتهاي اجباري زندگي روزانه ، كار ازدحام و خستگي ناشي از فشردگي بي حد محيط زندگي شهري آرامش دهنده بوده و باعث تعادل فيزيكي ـ رواني گردد . جفر دومازيه ( jaffre Damazedier ) سه عامل اصلي وقت آزاد را مشخص مي كند :
• رفع خستگي : با استراحت
• سرگرمي : با تغيير
• انبساط خاطر : با تفريح
۱ ـ رفع خستگي : در وقت آزاد براي رهايي از خستگي شامل : استراحت ، سكوت ، بيكاري ، مشغوليات بدون هدف معين و اعمال بدون اجبار عيني .
۲ ـ سرگرمي : براي رهايي از دلتنگي براي دوري از محل كار شامل : رفتن به مسافرت ، تغيير محيط ، جستجو و يا حتي تصورات ذهني .
۳ ـ انبساط خاطر : براي رهايي از خستگي فكري و يكنواختي روزانه و در نتيجه پرورش جسم و روان و شكوفايي شخصيت و فرهنگ انساني . ( كانديليس ، ؟ )

 

ويژگيهاي فعاليتهاي فراغتي
اوقات فراغت را مي توان زماني دانست كه فرد در آن به فعاليتها و اشتغالاتي مي پردازد كه به ميل خود به منظور استراحت ، تفريح ، سرگرمي ، افزايش معلومات و يا توسعه مهارتها برگزيده است .
امروزه فراغت به عنوان اصلي كه جاي مشخصي در اوقات شهروندان پيدا كرده داراي اهميت زيادي است و داراي ويژگيهاي ذيل مي باشد :
• رها بودن از وظايف رسمي
• هدف جهت مادي نداشتن
• نشاط و شادماني
• پاسخگويي به نيازهاي فردي ( سازمان مشاور فني و مهندسي شهرداري تهران ، …. ۱۶ )
چهار ويژگي اصلي فراغت از نظر دو مازيه عبارتند از :
• رهايي از وظيفه
• جهت نگرفتن
• سرگرم كردن
• تأثير شخصيت ( دومازيه ، ۱۳۵۲ ، ۱۲ )‌
مقاصد فراغت را مي توان به هفت دسته تقسم نمود :
۱ ـ استراحت و تجديد قوا
۲ ـ بازي و تفريح
۳ ـ كسب اطلاع و تكميل معلومات شخصي
۴ ـ پرورش و شكوفايي شخصيت
۵ ـ نشست و برخاست با همگنان
۶ ـ كار خلاق و ايجاد آثار
۷ ـ طلب رهايي از ماديات زندگي و گريز از توهم
اوقات فراغت به گفته آلتان (Altan) داراي كاركردهاي مثبت زير است :
• تأمين سلامت روحي و جسمي افراد و جامعه
• شناخت محيط و طبيعت و كسب تجربه هاي آموزشي
• توسعه هنرهاي زيبا
• بالا بردن ظرفيت كاري افراد ، پس از يك دوره استراحت و تمديد اعصاب
• توسعه روابط ميان جوامع ( حسين زاده ، ميكائيلي ، ۱۳۷۹ )

 

كار دلخواه و آزاد در وقت آزاد
كار دلخواه يعني فعاليتي كه انسان با ميل شخصي و فارغ از وظايف شغلي ، تعهدات خانوادگي و نيازهاي شخصي اوليه مثل : خواب ، خوراك و حمام و بطور كلي هر كاري كه با آزاداي دروني و ميل قلبي و باطني انجام مي دهد . اين فعاليت سطوح مختلف دارد و از آفرينشهاي علمي و هنري تا كارهاي ضد اجتماعي را در بر مي گيرد : اوج آن فعاليت دانشمند ، هنرمند ، نويسنده و يا فيلسوفي است كه بنا بر نياز دورني اش به تحقيق و آفرينش دست مي زند . پس از آن فعاليتهايي مثل كتاب خواندن ، رفتن به سينما ، تماشاي فوتبال و يا بازي كردن قرار مي گيرد و در پايين اين طيف ، فراغت منفي و ناسالم است مانند تبهكاري اجتماعي ، اعتياد ، بزهكاري و تشكيل باندها و گروههاي ضد اجتماعي .

• فراغت ناب : آفرينش و خلاقيت هنري و فكري و جستجوگري .
• تفريح : استراحت ، نشاط و تجديد قوا
• سرگرمي : رفع ملال و گذران وقت
• فراغت منفي : پديد هاي ضد اجتماعي و بزهكاري
از آنجا كه گذران فراغت در فضا اتفاق مي افتد ( خصوصاً فراغت پويا ) با برنامه ريزي فضايي ارتباطي نزديك دارد . هر نوع فعاليت فراغتي مانند تماشاي تلويزيون در خانه ، رفتن به پارك ، قدم زدن ، دوچرخه سواري و بازديد آثار تاريخي به فضا مربوط مي شود . بنابراين يكي از معيارهاي طبقه بندي فراغت ، سلسله مراتب فضايي آن است . فراغت از نظر مكاني به سه بخش عمده تقسيم مي شود :
• گذران فراغت در محيط خانه
• گذران فراغت در محيط شهر و روستا
• گذران فراغت در عرصه كشور و بين المللي

گذران فراغت در خانه يا جنبه فردي دارد . مثل شنيدن موسيقي ، تماشاي تلويزيون ، مطالعه و استراحت ؛ يا جنبه گروهي ، مانند ديدار و گفتگو با دوستان ، بازيهاي خانوادگي ، مطالعه دسته جمعي و كار توليد جمعي . در عرصه دوم يعني محيط شهر ، گذران فراغت يا در فضاي بسته اتفاق مي افتد كه براي فعاليت شخصي در نظر گرفته شده اند . مثل سينما ، تئاتر ، نمايشگاه ، موزه ، سالنهاي ورزشي ، كتابخانه و فرهنگ سرا كه بيشتر متناسب با فعاليت غيرفعال است ، يا در فضاهاي باز كه بيشتر با فراغت فعال سر و كار دارد مثل رفتن به پارك ، قدم زدن ، دوچرخه سواري ، ورزش در مكانهاي باز ، بازديد از فضاهاي شهري ، حضور در هفته بازارها و غيره . سرانجام فضاهاي گذران فراغت ، عرصه بيرون شهر را در بر مي گيرد و با مفهوم ديگري به نام گردشگري يا توريسم ( داخلي و خارجي ) ارتباط مي يابد . ( مهدي زاده ، ۱۳۷۹ )
فراغت و تفريح در دين
« هيچوقت فارغ و بيكار منشين ، وقت خود را ضايع مساز ، وقت غنيمت است . تا وقت و فرصت باقي است آن را تلف ننموده و تكامل در تو وجود نداشته باشد ، همين كه از كار فارغ شدي به كار ديگري مشغول شو و در كارهاي ميل و رغبت و توكل تو به خداوند تعالي باشد . »
پيامبر اكرم ( ص ) همواره در جهت رشد استعداد ها و پرورش جسم و روح تشويق مي نمودند :
« تفريح كنيد ، بازي كنيد ، زيرا دوست ندارم در دين شما خشونتي ديده شود . »

ايشان فرموده اند : « بهترين سرگرمي مؤمن شناست و به فرزندان خود نيز شنا و تيراندازي بياموزيد . » همچنين هشدار داده اند كه قدر نعمتهاي صحت و فراغت را بدانند و در آنها كفران روا مدارند تا مغبون نگردند . از طرفي آن حضرت عنايت داشتند كه برخي كارهاي فراغت كه هرزگي و ابتذال را به دنبال داشته باشند نه تنها موجب اسراف و تبذير در نعمتها و كفران آن مي گردد ، بلكه فرد را به انحرافات و بزهكاريها سوق داده باعث ايجاد مشكلات اجتماعي مي گردد ؛ به علاوه عدم توجه به امور تربيتي و اجتماعي و سهل انگاري در چگونگي گذران اوقات فراغت مردم بويژه جوانان و نوجوانان و محرومين و معلولين ، به تحليل تدريجي و استهلاك توان و استعداد آنها و صرف انرژي در راههاي ناصواب منجر مي شود كه در صورت وجود مشكلات بيولوژيكي ، فردي ، اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي ممكن است به بروز معلوليتهاي ثانويه ، ايجاد بي تفاويتها ، يأس ، مرگ زودرس ، ناسازگاريها ، انحرافات و بزهكاري گردد . ( شهابي ، ۱۳۶۶ ، ۱ تا ۳ )

ابعاد اقتصادي گذران فراغت
يك تلقي اشتباه فراغت را موضوعي تفنني و هزينه بر مي داند بايد اصلاح شود . امروزه در تمام دنيا به اين نتيجه رسيده اند كه فراغت يكي از نيازهاي اساسي و اوليه زيستي است . تمام فعاليتهاي اقتصادي از نياز شروع مي شود و نياز به كالا ، اساس توليد ، توزيع و مصرف است :
بنابراين مردم اگر براي رفع نيازهاي خود ، كالايي متناسب ببينند به راحتي حاضرند هزينه اش را بپردازند . ايجاد تسهيلات فراغتي را نبايد صرفاً سرمايه گذاري بخش عمومي بدون برگشت دانست . اولاً در اينجا برگشت سرمايه منفعتي اجتماعي است و به رشد روحي و افزايش توان ملي كمك مي كند ؛ ثانياً مي تواند منشأ اشتغال و توليد باشد و درآمد ايجاد كند . از طرف ديگر تجربه جهاني نشانگر اين است كه برنامه ريزي گذران فراغت حتماً نياز به سرمايه گذاريهاي كلان و عيب ندارد ، آگاهي اوقات با كارهاي ساده و با استفاده ساده و با استفاده از فضاهاي مرده و تأسيسات و تجهيزات فرسوده نيز مي توان فضاهاي فراغتي مطلوب ايجاد كرد . فضاهاي قديمي و فرسوده شهر مي توانند از چند نظر جذاب باشند :

• يادآور تاريخ و هويت آن مكان هستند .
• با بازسازي مختصر مي توانند فضاي شهري را از نظر بصري زيبا كنند . ( مهدي زاده ، ۱۳۷۹ )

تأثيرات عدم برنامه ريزي فراغت
« زيباترين چيزي كه مي توان تجربه كرد ، چيزي است مرموز ، چنين چيزي سر چشمه هنر راستين و علم است . كسي كه با چنين احساسي ناآشناست ، كسي كه نمي تواند دمي فارغ از خويشتن به عالمي مرموز خيره شود ، كسي است كه در وجود خود چيزي بيش از يك مرده ندارد و چشم بينايي و بسته است . » ( آلبرت انيشتين ، ؟ )

بازي براي كودكان و نوجوانان يعني ابراز شوق از اينكه در وقت دلخواه و در مكان دلخواه كشفياتي انجام دهند . بازي در حد اعلاي خود نوعي پژوهش است . تمدن جديد در بازي طبيعي كودكان است برده است . آنچه براي كودكان در حول و حوش منزلشان جاذبه داشت از ميان رفته است و بيشتر مخفيگاههاي مرموز كه بازي را براي كودكن فريبنده مي ساخت جارو شده اند .

غالباً فراموش مي كنند كه در جهان خشن و مدرن امروزي ، بازيهاي قايم باشك و ديدن چيزهاي زيبا ، همانقدر براي كودكان در حال رشد لازم است كه هوا و غذا .
دكتر فنينگ ( fanning ) در مطالعه اي كه دربارة خانواده هاي آپارتمان نشين آلمان در سال ۱۹۶۷ انجام داده ، ثابت كرد كه تعداد بيماران رواني و ناراحتيهاي ريوي در بين آنها سه برابر خانواده هايي است كه در خانه هاي حياط دار زندگي مي كنند و هر چه ارتفاع آپارتمان بيشتر باشد ، بيداد بيماري رواني بيشتر خواهد بود . حال در ميان كودكان زير ۱۰ سال ميزان بيماري رقم بزرگتري را نشان مي دهد كه حاكي از تأثير مخرب تر بر روي اطفال است . خلاصه اينكه اگر از خردسالان فرصت بازي ، مخاطره جويي و دوستيابي در فضاي آزاد سلب شود ، رشد عواطف متوقف خواهد شد و اين يعني عمارتي كه از بن خراب شده است . ( هودسن ، ۱۳۴۷ )‌

در جامعه شهري امروز كه زندگي اكثر خانواده ها در توده هاي جمعي و مسكوني ( آپارتمانها و برجها ) مي باشد ، اثرات نامطلوب روحي و جسمي روي تمام افراد خانواده مشهود است و اين تأثيرات مخرب روي كودكان ، خانمهاي خانه دار و سالخوردگان بيشتر است . بيشترين تأثير روي خردسالان و كودكان است كه شخصيتشان چون روحي سفيد در حال شكل گيري است و نياز به تحرك و جنب و جوش و بازي و ارتباط با همسالان ، حضور در طبيعت و كنجكاوي و جستجو دارند تا ذهنشان پرورش يافته ، شخصيتشان شكوفا گردد و به رشد جسماني آنها كمك شود . بنابراين يكي از مؤثرترين راه حلها براي زندگي متراكم در آپارتمانها و برجها ، برنامه ريزي تفريح ، بازي و سرگرمي آنها در مقاطع مختلف زماني است ؛ يعني تخصيص فضاهاي امن و در كنترل والدين در دل طبيعت و با تنوع و گونه گوني تا اين نياز كودكان برآورده شود .
تقسيم بندي وقت آزاد
اوقات فر اغت را مي توان از چند نظر بررسي كرد :
• از نظر زماني : مي تواند شامل بخشي از روز ، پس از پايان كار و اشتغال روزانه ، بخشي از روزهاي هفته ، تعطيلات آخر هفته ، بخشي از تعطيلات موردي و مناسبتهاي پراكنده در روزهاي سال ، بخشي از تعطيلات ساليانه بصورت چند هفته پيوسته يا ناپيوسته .
• از نظر مكاني : در محيط خصوصي خانه ، خارج از خانه و در فضاهاي بسته ( كلوپها ، سينماها ، پاركها و زمينهاي بازي .
• مسائل اجتماعي ـ اقتصادي : با توجه به وضعيت فعاليت ( فعال ، غير فعال ، شاغل ، غير شاغل ، خانه دار ، محصل و …. ) و با توجه به گروههاي عمده شغلي ، سطح سواد و شرايط جنسي و سني .

• چگونگي فعاليت : گذران فراغت فعال ( ورزشي ، مذهبي ، هنري ـ آموزشي ، تفريحي ، راهنمايي و گردش ) و گذران فراغت غير فعال ( مطالعه ، سرگرميهاي سمعي ـ بصري ، هنرها و سرگرميهاي خانگي ) . ( سازمان مشاور فني و مهندسي شهرداري تهران ، ۱۶ تا ۱۹ )
• فراغت از نظر سني : هدف همه انسانها از زيستن رسيدن به كيفيت و دلخواه خود از زندگي يا سعادت است كه با فراغت تعريف مي شود . همه انسانها با اين موضوع درگير هستند و به همين دليل نيازهاي فراغتي بسيار متنوع است . از كودك خردسال تا سالخوردگان همگي احتياج دارند وقتشان را بصورت دلخواه و معنادار بگذرانند . كودكان ، زمان و مردان در سنين مختلف نيازهاي فراغتي ويژه اي دارند كه بايد به آنها پاسخ داده شود و عدم ارضاي آنها مترادف با احساس نگون بختي است .
نيازهاي فراغتي تناوب زماني دارند :

• نيازهاي روزمره و كوتاه مدت ، مانند پياده روي ، ديد و بازديد و غيره .
• نيازهاي ميان مدت ، مانند كوه نوردي و پيك نيك هفتگي در فضاها و تجهيزات گسترده تري مي طلبد .
• نيازهاي بلند مدت ، مانند سفرهاي چند روزه ، سير و سياحت و گردشگري كه به برنامه ريزي اقتصادي ـ اجتماعي نيازمند است . ( جوادزاده ، ۱۳۷۹ )

نيازهاي امروزي به فعاليتهاي فراغتي
صنعت از طريق تقليل تدريجي ساعات كار ، افزايش درآمد ، فراهم آوردن وسايل و امكانات لازم و القاء نظام نويني از زندگي به انسانها ( نظام ماشيني ) ابعاد جديدي به فراغت بخشيده است . ابعاد مزبور در زمينه هاي سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و خانوادگي تجلي مي يابد .
– در جوامع رشد يافته ، فراغت ديگر به طبقات ممتاز برخوردار اختصاص ندارد و به طبقات ديگر از جمله كارگران نيز تعميم يافته است و با توسعه صنعت و تكامل فن آوري گسترش مي يابد .

– اوقات فراغت از جنبه غيررسمي و خودماني كه در خانه و خانواده صرف مي شد به جنبه رسمي تغيير شكل داد و دستگاههاي فراوان به منظور خوش كردن اوقات بيكاري مردمان به ظهور پيوست .
– بكار بردن روز افزون وسايل و اسباب ماشيني مانند اتومبيل ، راديو ، تلويزيون و رايانه هر يك در گذران فراغت سهمي بزرگ و نقشي نمايان دارند .
– تفكيك دقيق زمان كار از فراغت
– كاهش شيوه هاي سنتي گذران فراغت و در نتيجه پيدايي خلأ در زمان آزاد .
– افزايش امكانات مالي و مادي انسانها و پيدايي آنچه امروز در جوامع صنعتي و تمدن رفاه خوانده مي شود .
– توجه ذهني انسانها به زمان فراغت و آمادگي آنان براي اختصاص بودجه اي جهت گذران فراغت .

– تسري سريع شيوه هاي جديد گذران فراغت و بروز نوعي عادات اجتماعي نوين در اين زمينه به عنوان مثال استفاده از تعطيلات تابستاني در جوامع صنعتي چنان بسط يافته كه جزئي از عادات زندگي انسانها را فراهم ساخته است .
– از موضوعات مهم ديگر ، تجاري شدن ، يعني وارد شدن بخش خصوصي در دنياي فراغت انسانهاست .
– در چنين وضعيتي عدم تحقق فعلي يا عملي كه به حسب عادات جديد بايد از زمان فراغت صورت پذيرد موجبات پيدائي حرمان را در انسانها فراهم مي سازد . ( ساروخاني ۱۳۷۰ ، ۷۶۴ )

كشورهاي توسعه يافته كه زودتر با مشكلات شهرنشيني و زندگي ماشيني مواجه شده اند در برنامه ريزي براي شهرنشيني و اوقات فراغت آن سابقه طولاني دارند و قسمت عمده اي از اعتبارات و هزينه ها را براي جلوگيري از فرسايش روحي و جسمي شهرنشينان گذارده اند تا قربانيان تمدن نام نگيرند . در اين ميان وقت آزاد افراد به عنوان بستر و پس زمينه اي براي تمام اين برنامه ريزيها و تفكرات مطرح مي شود كه در آن تمام نيازهاي روحي و سمي ، از جمله آسايش ، رفع خستگي و تجديد قوا ، ورزش ، تفريح و سرگرمي ، جستجو مكاشفه ، تأمل و عمق برآورده مي شود .
در شهر مدرن امروزي ، ديگر مانند گذشته نيست كه كار و زندگي انسان آميخته با تنوع ، تحرك و تفريح باشد ، بلكه كار سخت و فشرده ، قوانين مستحكم ، جمعيت زياد ، تراكم بالا و همچنين ماشيني شدن كارها ، باعث كم تحركي ، يكنواختي ، نبود حق انتخاب و گم شدن در خيل جمعيت گرديده است .
با اين وصف در زندگي شهري امروز كه كاملاً متفاوت با زندگي روستاي و عشايري و حتي زندگي شهري در گذشته مي باشد ، برنامه ريزي فراغت و تخصيص فضاهاي خاص عمومي و نيمه عمومي براي آن امري حياتي است .

گذران اوقات فراغت و برنامه هاي فراغتي ، نقش مهمي در انسجام و نزديكي روابط خانوادگي ، تجهيز نيروي انساني و نسل آينده ساز جامع و جلوگيري از فرسودگي و انحرافات اجتماعي دارد .
در گذشته كه جامعه از پيچيدگي كمتري برخوردار بوده ، قشر جوان در اوقات فراغت معمولاً همراه پدر و مادر وارد بازار كار مي شد و به تفريح و مهماني مي رفتند . بلوغ آنان به آرامي سپري مي شد و تعادل رواني خود را حفظ مي كردند . والدين از آرامش بيشتري برخوردار بودند و با برخورد ملايمي كه با فرزندان خود داشتند ، كانون خانواده را محيطي امن براي آنان مي ساختند و فرزندان از جهت و صفا اشباع مي گشتند ، فراغت كمتر مطرح بود ؛ زيرا خستگيهاي روحي وجود نداشت .

با پيشرفت صنعت و توسعه تكنولوژي اين معادله بهم ريخت . موضوع اوقات فراغت از دغدغه هاي اصلي دنياي صنعتي گشت و به هر نسبتي كه يك مملكت از نظر صنعتي و تكنولوژيكي پيش مي رود ، اين مشكل بيشتر مي شود : زيرا ساعات كار كمتر شده ، نيرويي هم در اين ساعات آزاد نمي گردد و با اين وضعيت مشكلات اوقات فراغت افزون مي گردد . از طرفي اجتماع مردم در شهر ، محدوديتها و آلودگي فضاي زندگي ، افزايش زندگي مصرفي ، ايجاد نيازهاي كاذب در مردم ، دوري پدر و مادر از كانون خانواده ، برخوردهاي ماشيني و بدور از عاطفه ، آميختگي با فرهنگهاي مختلف و عدم كنترل فرزندان ، دگرگونيهاي عميقي در زندگي اجتماعي ايجاد كرده و باعث ركود كيفيت زندگي و نياز انسان به التيام روحي و تجديد قوا در مواقع مقتضي گرديده است . ( شهابي ، ۱۳۶۶ ، ۴ تا ۶ )

تأثير اوقات فراغت در معماري
وسعت ابعاد اوقات فراغت و تفريح سماي ساختمانها را از لحاظ كيفيت ، شكل خارجي و مقياس دگرگون ساخته است . تفريحات روزانه ، آخر هفته يا سالانه ، در حال گسترش دادن معماري كنوني بوده و در برخي موارد راهنماي آن هستند . اين ديد نوين فرمهاي جديدي را در گردهمايي انسانها ، روابط بين آنها و همچنين برداشتهاي نويني از زندگي ، كار و رفت و آمد بوجود مي آورد كه روشهاي نويني را در معماري و شهرسازي ايجاب مي كند .
محيطها و مناطق مناسب براي گسترش تفريحات تعطيلاتي در حال تغيير شكل هستند تنوع محيط و فعاليتها نياز به تنوع معماري دارد تا بتواند محيطي نوين و انساني و هماهنگ ، با عوامل عالي كه طبيعت به ما ارزاني داشته باشد .

اولين بار براي استفاده از مواهب طبيعي و استفاده از اوقات فراغت در دنياي معاصر ، در سال ۱۸۴۱ ، « توماس كوك » يك قطار تفريحي بين « لانكستر » و « لاك بورگ » به راه انداخت و كم كم طبقات مسافر را وارد كرد كه از تغييرات آب و هوا و محيط استفاده كنند . هدف او استفاده از لذت زندگي با بهاي ارزان بود . بدين ترتيب صنعت توريسم زمان مدرن بوجود آمد . ( كانديليس ، ۱۹۷۸ )

جهاني شدن برنامه ريزي گذران فراغت
مطالعات شهري نشان مي دهد با پيدايش كانونهاي جمعيتي خيلي بزرگ يا كلانشهرنشيني نيازهاي فراغتي انسان ديگر مثل گذشته بطور طبيعي و خود بخودي ارضا نمي شود .
اين وضعيت ايجاب مي كند اقدام آگاهانه اي در اين زمينه صورت گيرد : روستايي يا عشايري نياز به برنامه ريزي فراغت ندارند و زندگيشان با كار ، طبيعت و تفريح است . هر چه ميزان شهرنشيني بالاتر مي رود ، فاصله بين محل كار و مسكن و همچنين فاصله بين انسان و محيط طبيعي نيز افزايش مي يابد و ضرورتاً موجب تنش و ناآرامي مي شود ، زيرا همه احساس مي كنيم يا كار جبري انجام مي دهيم و يا در رفت و آمد و ترافيك گرفتار هستيم و در خانه هم فضاي كافي براي فعاليت آزاد ، استراحت و رفع خستگي نداريم بدين ترتيب برنامه ريزي براي گذران اوقات فراغت ضرورت مي يابد كه از عهده فرد خارج است و به اقدام آگاهانه و جمعي نياز دارد .

جهان پيشرفته اي كه بطور كلي در برنامه ريزي تجربه اي فراوان دارد ، در برنامه ريزي فراغت نيز همين گونه است . مثلاً مي بينيم طرح ملي گردشگاههاي آمريكا در سال ۱۹۳۶ تهيه شده است . يعني آنها بيش از ۶۵ سال سابقه برنامه ريزي فراغت دارند . در اين مدت با استفاده از امكانات وسيعي كه داشته اند ، منابع لازم را براي فراغت شناسايي و تجهيز كرده اند ، اما كشورهاي در حال توسعه هم آن امكانات را نداشته اند و هم خيلي سريع با پديده شهرنشيني روبرو شده اند ؛ به همين دليل مشكلات گذران فراغت در اين كشورها بيشتر و پيچيده تر است . در عين حال در ايران جدا از كوششهاي انجام شده براي تهيه طرح جامع گردشگري ملي ، تاكنون چندين طرح براي مناطق و شهرهاي بزرگ تهيه شده است . ( مهدي زاده ، ۱۳۷۹ )

سابقه برنامه ريزي فراغت در ايران
از حدود ۴۰ تا ۵۰ سال قبل ، نياز به فضاهاي فراغتي در ايران ، با افزايش جمعيت و تراكم ، كم كم ظاهر گرديد و بعدها در برنامه ريزيها و طرحهاي جامع شهري ، به عنوان يكي از اصول مورد توجه گنجانده شد . احداث پاركهاي شهري با ساخت پارك شهر تهران به شيوه اروپايي آغاز شد و فضاهاي جمعي ، پاركهاي بازي ، فضاهاي سبز و كاربريهاي نوپاي چون هتل ـ آپارتمان وارد شده از اروپا مورد توجه خاص قرار گرفتند . كشور ما هم مانند اروپا و آمريكا با چند دهه تأخير ، از مشكلات نبود فضاهاي فراغت در زندگي مدرن روبرو مي شد . ( لوافا ، ۱۳۸۰ )

در دهه ۱۳۴۰ طرح جامع ملي گردشگري در ايران مطرح شد كه مربوط به گذران فراغت در بيرون از شهر و حومه ها بوده و در همان دوره ، سازمان ايرانگردي و جهانگردي بوجود آمد . اما از هنگاميكه طرحهاي جامع شهري به ميان آمد ، در شهرهاي بزرگ بويژه تهران ، موضوع فراغت گنجانده شد . در طرح جامع تهران پيش بيني شد كه يكي از مسائل مهم آينده شهر تهران ، نحوه گذران فراغت مردم است ؛ به همين دليل بخش مهمي به تأمين فضاهاي فراغتي اختصاص يافت .
از جمله مواردي كه در طرح جامع بدرستي پيشنهاد شد و تحقق يافت ، ايجاد پارك جنگلي لويزان و چيتگر بود كه اگر اين جنگلها نبودند وضعيت تهران امروز تحمل ناپذيرتر مي شد . ( مهري زاده ، ۱۳۷۹ )

بخشهاي موثر در برنامه ريزي فراغت
امر گذران اوقات فراغت ، چون مسأله اي كاملاً گسترده است و جنبه هاي عمومي و نيمه عمومي و خصوصي با نامهاي دولتي ، موسسات و ارگانها و سرمايه گذارهاي افراد را در بر مي گيرد . اگر بخواهيم به نيازهاي فراغت بطور هماهنگ ، آگاهانه و سازمان يافته پاسخ دهيم ، بايد سطوح وظايف بخشهاي موثر در اين كار يعني بخشهاي دولتي ، عمومي و خصوصي را شناخته بين آنها هماهنگي ايجاد كنيم .
• بخش دولتي : مسئول تهيه طرحهاي توسعه در بستر عمومي شهر است . بايد از طريق طرحهاي شهري به ايجاد و گسترش پاركهاي جنگلي ، حومه اي و انواع پاركهاي شهري ، مسيرهاي دوچرخه سواري و كوهنوردي و تجهيز راسته هاي شهري و ساير فضاهاي عمومي و فراغتي اقدام كرد . همچنين ساماندهاي مكانهاي تاريخي ، فرهنگي و مذهبي نيز جزئي از اين وظيفه است .

• بخش عمومي شامل شهرداريها ، بيمارستانها ، مدارس و ادارات ، وظيفه دارند فضاهاي پيراموني خود را محوطه سازي و تجهيز كنند تا مراجعان بتوانند اوقات خود رابا آرامش سپري كنند . همانگونه كه امروزه در جهان يكي از مهمترين فضاهاي تفرج عمومي ، محوطه ساختمانهاي خدمات عمومي است .
• بخش خصوصي : اگر كارگزاران اين بخش بدانند سرمايه گذاري در برنامه ريزي فراغت منفعت دارد ، حتماً از آن استقبال مي كنند ؛ ولي هدايت آنها نيز ضروري است مي توان ايجاد مجتمعهاي تجاري و خدماتي را به نحوي ساماندهي كرد كه پيرامون آن محوطه هاي فراغتي شكل بگيرد ، تا هم كيفيت محيط ارتقاء يابد و هم بازدهي اقتصادي . ( لوافا ، ۱۳۸۰ )