شهر پرتراكم و توسعه پايدار شهري
پيچيدگي پايداري شهري :

اعلام اين مطلب كه ترسيم واقعيت هاو مشخصات ” شهرهاي پايدار” واجد فوريتي انكار ناپذير است سخني بديهي و تكراري است . با اين همه هنوز مفاهيم ماهيت “شهر پايدار” و امكانپذيري آن مورد اختلاف وسيع متفكران در مقوله شهرسازي است . ارزيابي پايداري فرايندهاي صنعتي و روشهاي توليد انرژي در قياس با پايداري شهرها مقوله هاي ساده اي بشمار مي آيند، زيرا كه يك شهر

متشكل از مجموعه اي از نظامهاي فيزيكي ، تاريخي ، اقتصادي و اجتماعي است . بهمين سبب براي ارزيابي پايداري شهري كلاف سردرگمي از انواع پيچيدگيها را مي بايد شناخت و از يكديگر جدا كرد. موضوعهاي زير شاخصترين پيچيدگيهائي است كه پژوهشهاي ناظر بر پايداري شهرها با آن روبرو هستند.

تعاريف مختلف واژه پايداري :

رايج ترين مفهوم توسعه پايدار همان است كه در كنفرانس سران در شهر ريودوژانيرو به كار گرفته شد. طبق اين مفهوم توسعه پايدار توسعه اي است كه ضمن آن كه به نيازهاي كنوني پاسخگوست ، توانائيهاي نسلهاي آينده را براي پاسخگويي به نيازها و خواسته هايشان به مخاطره نمي اندازد. با اين حال “وينتر” مدعي است كه اكنون بيش از ۲۰۰ تعريف براي توسعه پايدار وجود دارد.(۶ (

بدين سان اكنون مفهوم توسعه پايدار آنچنان در معرض تفسيرهاي گوناگون قرار گرفته كه فقدان چارچوبي محكم و عموم پذيرفتني از ديدگاههاي فلسفي و ماهوي ، مشكل اصلي كنوني در اين زمينه است.(۷)

گستره وسيع موضوع ها:

توسعه پايدار نگران تهي شدن كنوني كره زمين از منابع است ، ليكن تنها منابع طبيعي نيستند كه در مخاطره

قرار گرفته اند، بلكه كيفيتهاي ديگر نظير كيفيت چشم اندازها، ميراث فرهنگي ، و آرامش و توانائي مناطق شهري

براي زيست ايمن و سالم نيز در خطر نابودي است (۸)

هدف گذاري براي توسعه پايدار، توجه يكجا به عوامل و مقوله هاي اجتماعي و اقتصادي همراه با موضوعات مرتبط با محيط زيست طبيعي گريز ناپذير است ، زيرا كه شرايط اجتماعي ناپايدار در نهايت مي تواند به شرايط ناپايدار محيط زيست منجر شود. نيجكمپ (۹) وپرلز(۱۰) بر اين اعتقادند كه يك شهر ناپايدار را مي توان از افت جمعيتي ، افت زيست محيطي ، ناكارآمدي نظامهاي انرژي رساني ، كاهش فرصتهاي اشتغال ، دفع و مهاجرت فعاليتهاي صنعتي و خدماتي ، و عدم تعادل تركيب اجتماعي – جمعيتي آن تشخيص داد لوت (۱۱)نيز معتقد است كه فقر و اختلاف طبقاتي ، و از

دست دادن فرصتها و بي احترامي و رنجش خاطر، عدم اطمينان به آينده و تنشهاي رواني ، از هم گسيختگيها و ناهنجاريهائي كه مردم يك شهر توانائي تحمل آن را دارند داراي محدوده خاصي است ، كه گذر از آنها منجر به از بين رفتن رفتارها و هنجارهاي درست و روحيه تحمل ناملايمات و بذل رحم و شفقت و هويت جمعي مي شود.انجمن بين المللي ابتكارهاي محلي محيط زيست (۱۲) تعريفي جديد از توسعه پايدار براي استفاده دولتهاي محلي فراهم آورده است . بنابراين تعريف ، “توسعه پايدار” خدمات زيست محيطي و اجتماعي و اقتصادي را براي همگان و بدون هرگونه تهديدي براي ماندگاري و پايداري نظامهاي طبيعي ، دست ساز، اجتماعي – شهري فراهم مي كند.(۱۳)

موضوع هاي متعامل :

هر شهر دامنه وسيعي از موضوعهاي مختلف را در برمي گيرد و اين موضوعها برحسب ضرورت در تعامل با يكديگرند. نكته مهم آن كه تعامل اين موضوعها بايكديگر از عوامل موثر در پايداري هر شهر بشمار مي آيند. تقريب براي همه اقداماتي كه بمنظور پيشبرد توسعه پايدار، طراحي و به اجرا گذارده مي شوند، عقايد مختلف و تضادهاي دروني و بروني متفاوتي پديدار مي شود . براي مثال ممكن است ممنوع كردن تردد وسائط نقليه در مركز شهر به منظور كاستن از آلودگي هوا از جنبه پايداري زيست محيطي اقدامي قابل دفاع بحساب آيد، لكن همين اقدام به سبب ضربه اي كه به

كسب و كار مركز شهر وارد مي سازد، داراي آثاري منفي و مضر از ديدگاه پايداري اقتصادي است . يا آن كه ممكن است همين اقدام از ديدگاه پايداري اجتماعي نيز فاقد توجيه لازم باشد، زيرا كه عدم تردد وسائط نقليه در شب مي تواند منجر به احساس عدم امنيت پيادگان شود. جداسازي موضوعها در گزارش “راهبرد استراتژيك لندن ۱۹۹۵” مورد نقدي جدي قرار گرفته و نمونه اي بارز از شكست درك درست از تعامل در نظام بهم پيوسته فرآيندهاي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي شهر بحساب آمده است (۱۴) براي ارزيابي پايداري شهري ، مي بايد شهر در كليت آن و يكجا در نظر گرفته شود و همه موضوعها مورد توجه و بررسي قرار گيرند.

پذيرش محلي :

ممكن است مسولان اقدامي را در جهت توسعه پايدار بدانند، لكن شهروندان نظري جز اين داشته باشند و در واقع پذيراي نظر مسولان نباشند. اين نكته به ويژه در جو سياسي كنوني كه به اقتصاد بازار الويت مي دهد، واجد اهميت است . شهر پرتراكم درصورتي پايدار خواهد بود كه بتواند شرائط زيست سطح بالائي را براي همه شهروندانش فراهم آورد. براين اساس “برنامه محيط زيست

سازمان ملل متحد” توسعه پايدار را با عبارت “بهبود كيفيت زندگي در محدوده توانائي ظرفيت نظام اكوسيستم ” تعريف كرده است . تجربه هاي اخير اميد چنداني براي پذيرش شهر پرتراكم به دست نمي دهد. بررسي انجام شده در كشور نروژ توسط “ناس(۱۵) نشان داده است كه توسعه شهري متمركز، كه از جمله مشخصات آن ساخت مساكن كم مساحت و ايجاد محدوديت براي تردد

خودروي شخصي است ، مي تواند از سوي بسياري از افراد به عنوان سياستهائي غيرقابل قبول براي محدود كردن آزادي فردي بشمار آيد. طرفداران شهر پرتراكم چنين استدلال مي كنند كه گسترش شمار خانوارهاي يكنفره تقاضاهائي را براي مساكن كوچك و پرتراكم و بادسترسي آسان به تسهيلات فراغتي و فرهنگي مركز شهر بوجود آورده است . بااين همه ، روندهاي اخير در بريتانيا حاكي از آن است كه نسبت مساكن ويلائي استفاده كننده از تسهيلات بانكي از حدود ۳۸ درصد

در سال ۱۹۹۲ به حدود ۴۴ درصد در سال ۱۹۹۳ افزايش يافته است . درمقابل ، درهمين سالها نسبت آپارتمانهاي جديد از حدود ۱۴ درصد استفاده كننده از تسهيلات بانكي به حدود ۷ درصد فرو افتاده است (۱۶) از سوي ديگر به سبب تغيير مستمر معيارهاي زندگي و سكونت و نيز تغيير انتظارات افراد، مشكل پذيرش محلي پيچيده تر شده است . از اينرو پويائي عوامل و اثر آن برسياستهاي توسعه پايدار از جمله نكاتي است كه بايد در نظر گرفته شود.

عدالت اجتماعي :

همانطور كه توسعه براي موردي خاص جنبه اي پايدار و براي موردي ديگر واجد جنبه هائي از ناپايداري است ، همانطور هم توسعه مي تواند براي بخشي از جمعيت پايداري و براي بخش ديگري ناپايداري بارمغان آورد. براي مثال ، ريس (۱۷)نشان داده است كه اثر يك مركز خريد جديد واقع در خارج از شهر مي تواند به ضرر طبقه محروم از خودروي شخصي و به نفع طبقه برخوردار و مرفه تر تمام شود، زيرا كه افت كمي و كيفي مراكز خريد محلي و عدم قابليت دسترسي آسان به

فرصتهاي جديد خريد مي تواند منجر به افزايش هزينه و محدوديت حق انتخاب افراد فاقد خودروي شخصي )كه عموم از طبقه كم درآمد مي باشند( گردد. استرتون (۱۸) هشدار مي دهد كه بهم پيوستگيها و تراكم بسيار در شهر مي تواند پاياني بركيفيت برابري در شهرهاي استراليا كه در آنها تخصيص اراضي براي دارا و ندار به طور نسبي يكسان است ، بحساب آيد. استرتون تاكيد مي كند كه اگر دولتهاي محلي موفق شوند كه تراكم بيشتري را بر شهرهاي استراليا تحمل كنند، اين اقدام تاثير چنداني بر وضعيت مساكن خانوارهاي پردرآمد و متوسط نخواهد گذارد، زيرا كه اين خانوارها

خواهند توانست مساكن ويلائي خود را حفظ كنند. تاثير مهمتر اين اقدام بر وضعيت مسكن كم درآمدترين خانوارها متجلي خواهد شد، زيرا كه اين خانوارها فضاي اختصاصي خود را از دست خواهند داد.

انجمن دوستان زمين (۲۰) برعدالت اجتماعي به عنوان يكي از چهار اصل توسعه پايدار تاكيد مي ورزند(۱۹)و بسياري افراد ديگر نيز از اين نظريه طرفداري مي كنند.(۲۱) هر چند همه محققان درباره معني و مفهوم عدالت اجتماعي نظري يكسان ندارند و بحثهاي فراواني در اين زمينه در جريان است ، لكن عموم معتقدند كه عدالت اجتماعي معطوف به سياستهاي توزيعي يا اجرائي است كه نهايت جامعه را به سمت نوعي تعادل بين طبقات برخوردار و محروم از مواهب طبيعي سوق مي

دهد(۲۲)تاكيد برعدالت اجتماعي ، به لحاظ مشكلات مخاطره آميزي كه افزايش فاصله بين جمعيت برخوردار و غيربرخوردار از مزيتها، براي پايداري زيست محيطي بوجود مي آورد، واجد اهميت است . اكنون اين واقعيتي عريان است كه محروميت و فقر از مهمترين عوامل تخريب محيط زيست و تهي سازي منابع طبيعي اند.(۲۳(

تفاوت بين سطوح توسعه پايدار:

پايداري يك شهر در سطوح مختلف – از محدوده يك خيابان تا پهنه يك محله و يا كل شهر – قابل بررسي است .طبق نظر ناس “آثار مصرف منابع و آلودگيهاي يك شهر تنها به روستاهاي اطراف آن محدود نمي شود، زيرا متابوليسم شهرها به گونه اي است كه آثار مهمي را بر محيط زيست

جهاني بجاي مي گذارد(۲۴)” از اينرو ممكن است تضادهائي بين پايداري در سطوح مختلف ، يا بين هدفهاي راهبردي و محلي وجود داشته باشد.(۲۵) لوينز معتقد است كه “هيچ مكاني نبايد برپايه مشخصات مطلق آن ارزيابي شود و براي مثال تنها با ضوابط سطح ملي مقايسه گردد، بلكه هر مكان بايد در متن شهر مربوط و در ارتباط با گونه هاي زيستي آن و چگونگي دسترسيهاي جمعيت محلي به آنها مورد ارزيابي قرار گيرد.” علاوه براين ، اقداماتي كه براي “پايداري ” محلي خاص

طراحي و به اجرا گذارده مي شود، آثاري منفي در محلي ديگر بجاي مي گذارد. بنابراين ارزيابيهاي ناظر برپايداري شهري نه تنها بايد آثار اقدامات مربوط را بر پهنه شهر و بيشتر از ديدگاههاي راهبردي بسنجد، بلكه آثار ناشي از هر اقدام بايد در محدوده منطقه و در بعد جهاني نيز سنجيده شود.

پيچيدگي مفهوم شهر پرتراكم :

اجراي مفهوم شهر پايدار و پرتراكم از طريق متراكم سازي ساختمانها از جمله مواردي است كه براي دستيابي به شهرهاي پايدار پيشنهاد شده است . در بخش پيشين به پيچيدگيهاي پايداري شهر اشاره شد، بهمين سبب در اين بخش تنها به ارائه خلاصه اي از پيچيدگيهاي مفهومي شهر پرتراكم اكتفا مي شود. در ارتباط با ارزيابي امكان دستيابي به پايداري از طريق متراكم سازي بررسي موارد زير ضروري است .

گوناگوني چهره هاي شهر پرتراكم :

شهر پرتراكم را مي توان به گونه هاي مختلف تعريف كرد، زيرا كه اين گونه شهرها پديده اي متجانس نيستند. برپائي يك شهر پر تراكم مي تواند از طريق افزايش تراكم ساختماني ، تغيير در فرم ساخت ، و يا از راه افزايش تراكم فعاليتها، عملي گردد. هر كدام از اين فرايندها در بر گيرنده تقدم و تاخر نامحدود در مقوله هائي مختلف است . براي مثال ۱)افزايش تراكم مي تواند از طريق توسعه مجدد زمينهاي شهري موجود، توسعه جديد بر اراضي آزاد، توسعه پيوسته ، يا تجديد بنا صورت گيرد۲) افزايش تراكم فعاليتها مي تواند در نتيجه افزايش شمار ساكنان يا شاغلان يا

بازديدكنندگان از يك ناحيه شهري ، يا افزايش تردد وسائط نقليه در مسيرهائي خاص و يا دراثر استفاده بيشتر از موجودي اراضي و ساختمانها بوجود آيد. علاوه براين ، هر يك از گونه هاي افزايش تراكم ساختماني داراي ويژگيهاي خاص است ، به طوري كه هركدام باكاربري ، نوع طراحي ، و مقياس اجرائي رابطه اي مستقيم دارد.

افزايش تراكم از ديدگاه مقياس زماني نيز متفاوت است و مي تواند طولاني ، يكباره ، كوتاه مدت ، يا مرحله بندي شده و تدريجي باشد.

افزايش تراكم شهرها توسط هريك از اين سياستها گونه هاي متفاوتي از شهرهاي پرتراكم را به دست مي دهد. با اين همه نظريه و انديشه شهر پرتراكم را مي توان به صور مختلف عملي ساخت ، كه در اين حالت هر يك از صور آن از ديدگاه معيارهاي پايداري كه در مبحث قبل به آنها اشاره شد وضعيتي دگرگونه خواهد داشت . براي مثال ، فرض غالب براين است كه تراكم فعاليتها، در قياس با افزايش تراكم توسعه شهر آثار منفي بيشتري در پي دارد، به ويژه اگر تراكم فعاليتها منجر به

افزايش ترافيك غير محلي شود. در مقابل بازسازيهايي كه بمنظور آبادكردن اراضي متروك و موات انجام مي گيرد و يا عمليات عمراني كه در راستاي بهسازي و يا جايگزيني ساختمانهاي مخروبه و بي قواره بعمل مي آيد اقداماتي مثبت و پذيرفتني تلقي مي شود. درهمين حال مردم در برابر پروژه هاي خرد مقياس ، تكميلي ، و پروژه هائي كه كمتر بچشم مي آيند مقاومت منفي كمتر نشان مي دهند. بدينسان بايد به تنوع و گوناگوني شهر پرتراكم اذعان كرد.

مشخصات مناطق متراكم :

ويژگيهاي مناطقي كه در آنها فرايند افزايش تراكم انجام مي گيرد عامل ديگر اثرگذار برپايداري و افزايش تراكم است . مشخصات هر منطقه دربرگيرنده ويژگيهاي اجتماعي و زيست محيطي آن است . براي مثال ، توسعه شهري و افزايش تراكم در مناطق واجد اهميت زيست محيطي مي تواند از نظر همين ديدگاه)محيط زيست (ناپايدار تلقي شود. در مقابل افزايش تراكم در منطقه اي كه داراي اراضي متروك و موات زياد است مي تواند بهبود وضعيت و نيز ارتقاء سطح پايداري اجتماعي و اقتصادي آن را در پي داشته باشد.

مناطق ثروتمند شهر به سبب افت ارزش ملك و مطلوبيتهاي محلي بيشترين زيانها را از انجام اقدامات توسعه اي و افزايش تراكم متحمل مي شوند و از اينرو بيشترين مقاومت را در برابر سياستهاي افزايش تراكم از خود نشان مي دهند. برپايه نظرسنجي كه در شهر پرث استراليا انجام گرفت ثابت شد كه به تناسب نزديكي به مركز شهر، تاييد ساكنان در مورد اقدامات توسعه اي

پرتراكم نيز افزايش مي يابد. هم چنين نظرسنجي نشان داد كه نظر ساكنان جوانتر درمورد اقدامات يادشده مثبت تر است . به سخن ديگر، نظرات ابراز شده در اين نظرسنجي حاكي از تنوع رفتارها در برابر افزايش تراكم شهري است . براين اساس محققان نظرسنجي بالا اعلام داشته اند كه در محدوده هاي مكاني مناسب و دربين گروههائي خاص ، انديشه توسعه مبتني بر تراكم بيشتر، مي تواند بااقبال و پذيرش مردمي مواجه شود.

حد و مرز افزايش تراكم :

همواره اين امكان وجود دارد كه گونه مشخصي از اقدامات توسعه اي يا محل اجراي آن از پايداري لازم برخوردار باشد، لكن بايد توجه كرد كه اين مقوله بدون حد و مرز نيست . ” راهبردهاي توسعه پايدار” در بريتانيا به برنامه ريزان شهري هشدار مي دهد كه تعيين حد و مرزي براي انجام اقدامات توسعه در مناطق ساخته شده براي پرهيز از بمخاطره انداختن مطلوبيتهاي محلي امري ضروري است ، بدينسان حدي از اقدامات توسعه اي در جهت افزايش تراكم را مي توان پايدار و تجاوز از آن حد را ناپايدار تلقي كرد. بااين حال ميتوان با اتخاذ تدابيري آستانه پذيرش عمومي يا پايداري را بمنظور جذب بيشتر اقدامات توسعه اي به سطحي بالاتر ارتقاء داد. براي مثال ممكن است افزايش تراكم واحدهاي مسكوني در منطقه اي خاص فشاري ناپذيرفتني به شبكه هاي تامين برق ، آب ، گاز يا فاضلاب منطقه وارد سازد، لكن چنانچه تكنولوژيهاي پيشرفته تر براي افزايش ظرفيت شبكه هاي ياد شده به كارگرفته شود، همواره اين امكان وجود دارد كه بتوان اجراي اقدامات توسعه اي بيشتري را پيگيري كرد. بنابراين افزايش تراكم فرايندي پوياست ، لكن شناخت درست حد و مرز و آستانه هاي آن براي پايداري شهرهاي پرتراكم بسيار مهم است .

عوامل برون زا:

عوامل برون زا نيز برپايداري شهرهاي پرتراكم تاثير مي گذارند. اثرات اين عوامل بدين سبب برون زا مي باشند كه علاوه برتراكم ، در شكل گيري دامنه وسيعي از اقدامات توسعه اي شهر نيز موثرند. براي مثال سياستگذاريها و مديريت شهري مي توانند در شكل گيري شهرهاي پرتراكم موثر واقع شوند. نظام مديريت مي تواند در حل و فصل ناسازگاريها و مغايرتهاي ذاتي اقدامات توسعه اي در

جهت افزايش تراكم نقشي فعال ايفاكند، يا آن كه مقامات محلي مي توانند با ارتقاء سطح كيفيت فضاهاي عمومي و دسترسي به فضاهاي آزاد موجود، زمينه را براي پذيرش توسعه فضاهاي باز ديگر فراهم آورند. نيروها و فرايندهاي متعدد ديگري نيز وجود دارند كه مي توانند در امكانپذيري و پايداري شهرهاي پرتراكم موثر واقع شوند:(۲۶)

كاهش فعاليت صنايع كارخانه اي .

حومه گرائي در مقابل تمركز زادئي.

فعاليتها و مكانهاي جديد اقتصادي .

تغييرات تكنولوژيك .

روندهاي اجتماعي و شيوه هاي زندگي .

در بررسيهائي كه از پايداري يك شهر پرتراكم به عمل مي آيد، شناخت درست و ارزيابي عوامل برون زا، از اهميت بسيار برخوردار است .

تحقيقات شهر پرتراكم :

چنان كه در مقدمه اشاره شد، انجام تحقيقات درباره سه مقوله مختلف و مرتبط باشهرهاي پرتراكم ضروري است . اين سه عبارتند از۱) نياز به آزمون ادعاي پايداري در مورد انديشه شهر پرتراكم ، ۲) آزمون امكانپذيري و پذيرش اجتماعي انديشه شهر پرتراكم و ۳) ايجاد ابزار لازم براي حصول اطمينان از اجراي موفق شهر پرتراكم . تاكنون تحقيقات گسترده اي در اين زمينه ها انجام گرفته و تحقيقات

ديگري نيز در دست انجام است . خلاصه اي از نتايج بدست آمده از اين تحقيقات در ادامه اين مقاله آمده است . ترديدي نيست كه قبل از هرگونه اظهارنظر قطعي در مورد شهر پرتراكم ، پاسخگوئي به سوالات پيچيده اي كه در بالا مطرح شد ضروري است .

آزمون ادعاي پايداري :

توجه و علاقمندي به توسعه پايدار ابعادي بسيار گسترده پيدا كرده است به طوري كه طرفداران پژوهش و تحقيق در باب آن ، طيف وسيعي از موسسات آموزشي ، دولتهاي سطوح ملي و محلي ، نهادهاي سياسي سطوح بين المللي ، سازمانهاي جهاني ، موسسات تحقيقاتي ، و جوامع محلي را در برمي گيرد.

هرچند بخش بزرگي از تحقيقاتي كه درباره توسعه پايدار انجام مي گيرد، رابطه مستقيمي با موضوع شهر پرتراكم ندارد، لكن نتايج برخي از اين تحقيقات دربرگيرنده آثاري ضمني براي انديشه شهر پرتراكم است . موضوعات مورد بررسي از طيفي بسيار گسترده برخوردارند و شامل مواردي از قبيل : پايداري در سطوح جهاني ، اكولوژي ، سبزسازي اقتصاد و فعاليتهاي تجاري ، كشاورزي و

جنگلداري پايدار، جهانگردي پايدار، سبزسازي قوانين زيست محيطي ، پايداري در صنايع انرژي ، و موضوعات ناظر بر اقتصاد سياسي مي گردد. گرچه ممكن است در نگاه اول بين اين گونه تحقيقات و انديشه شهر پرتراكم رابطه نزديكي ديده و احساس نشود، لكن به سبب آثاري كه فرمهاي شهري بر موضوعات تحقيقاتي ياد شده بجاي مي گذارند و در عين حال به لحاظ كمكي كه اين تحقيقات به شفاف سازي انديشه شهر پرتراكم مي كنند، توجه به نتايج آنها واجد اهميت است .

از سوي ديگر برخي مطالعات در دست انجام درباره توسعه پايدار رابطه اي نزديكتر با مسائل شهري دارند. در اين مطالعات مسائلي از قبيل : توسعه پايدار از طريق برنامه ريزي كاربري زمين ، ساختمانهاي پايدار، انرژي و فرمهاي شهري ، حمل و نقل پايدار، پراكنش آلودگيها و فرمهاي شهري ، و البته تراكم در دستيابي به پايداري ، مطرح است . اغلب مطالعات يادشده همچنان در مرحله نظري قرار دارند و اثبات آنها نيازمند انجام مطالعات كاربردي و آزمونهاي ميداني بيشتر است ، اما اغلب مطالعات كاربردي مسائل مرتبط را به صورت تك بعدي مطرح مي كنند و تنها به يكي از

ادعاهاي ناظر بر شهرهاي پرتراكم مي پردازند. از اين دسته از مطالعات مي توان به تحقيقات “نيومن ” و “كن ورثي ” در سال ۱۹۸۹ درباره كاهش تقاضاي سفر و تحقيقات اون (۲۷) در سال ۱۹۹۲ درباره استفاده كارآمد از انرژي اشاره كرد. مشكل اين گونه تحقيقات ناديده گرفتن سازگاريهاي موضوع مورد مطالعه با عوامل ديگر است . براي ارزيابي درست ، عوامل بايد يك جا درنظر گرفته شوند و در اين ارتباط سهم نسبي هر كدام مشخص شود. انجام اين كار مستلزم تعيين اهميت نسبي هر يك از عوامل مورد بررسي است .

هنوز درباره شهر پرتراكم نظرات متفاوت و بعض متضادي وجود دارد و در فعاليتهاي تحقيقاتي هم براي معاني و تعاريف مرتبط با شهرهاي پرتراكم اتفاق نظر لازم بوجود نيامده است . بهمين سبب در حال حاضر انجام مقايسه تطبيقي بين مطالعات در دسترس كاري بس مشكل است . براي مثال ، هنوز تفاهم فني و حرفه اي لازم براي اندازه گيري تراكم فراهم نشده است . بنظر “لاك “(۲۸)بدون فراهم آمدن زباني مشترك ، تشخيص مولفه هاي مورد نياز براي حصول موفقيت در فعاليتهاي ناظر برافزايش تراكم و يافتن راهكارهايي كه بايد پيگيري شوند امري بسيار مشكل است .