چکیده

نظریه بحران اسپریگنز به مثابه یکی از مهمترین روش های فهم اندیشه سیاسی، دارای چهار مرحله است: مشاهده و شناسایی معضلات و مشکلات، تحلیل و جست و جو در خصوص علل بحران، بازسازی آرمانی جامعه سیاسی و بالاخره ارائه درمان. انفلاب اسلامی ایران، مهمترین جنبش اسلامی معاصر است که نماد و مظهر اسلام گرایی در عصر حاضر به شمار می آید. روند شکل گیر گفتمان سیاسی شیعه که نهایتاً به انقلاب اسلامی ختم شد مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است؛ با انقلاب مشروطه حضور سیاسی دین در جامعه وارد مرحله ی تازه ای شد. پس از رحلت آیت االله بروجردی، روحانیت با ترکیب نارضایتی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مشروعیت نظام پهلوی را به چالش کشیدند، روحانیت و در رأس آن آیت االله خمینی با راهکار دخالت و فعالیت در امور سیاسی و انقلاب سیاسی برای تشکیل حکومت اسلامی نظریه دست به الگوپردازی برای ایجاد یک جامعه مطلوب کردند. هدف نوشتار حاضر آن است که به بررسی نقش طبقه روحانیت (با تاکید بر امام خمینی (ره)) در جریان انقلاب اسلامی بر اساس نظریه اسپریگنز پرداخته شود. سؤال اصلی این مقاله این است که روحانیت بحران را در چه مسائلی مشاهده می کردند؟ علت را در چه چیزی می دانستند؟ الگوی بدیل برای نظام سیاسی چه نوع حکومتی بود؟ و راهکارهای رسیدن به این جامعه مطلوب چه چیزهایی بودند؟ این تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسناد مختلف به گرد آوری داده های مورد نیاز پرداخته است.

-۱ مقدمه

خانم کدی معتقد است (( انقلاب ایران پدیده ای بود که حتی با الگوها و انتظارات کسانی که از اوضاع ایران به خوبی مطلع بودند نیز سازگار نبود. برای اولین بار بود که یک رهبر مذهبی جا افتاده، سردمدار پرشور یک انقلاب علیه حکومت سلطنتی مدعای حقانیت شود )). وی انقلاب ایران را یک انقلاب مذهبی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و… می داند و معتقد است که نمی توان آن را در یکی از موارد فوق منحصر کرد (کدی، (۱۵ :۱۳۸۱ زیرا ترکیب نارضایتی های اقتصادی،اجتماعی و سیاسی شکل گرفته در طول دهها سال، با پیوند اسلامی توده های عظیم مردم همراه با تفسیر جدید دین که توجیه کننده ایده های انقلابی بود، آمیخته شد و در سطح وسیعی گسترش یافت و موجب انقلاب شد (کدی، .(۱۶ :۱۳۸۱ ساختار مقاله بدین گونه سامان یافته است که ابتدا چارچوب مقاله تبیین می شود، سپس روند تاریخی سیاسی شدن گفتمان شیعه را تشریح نموده و سپس به پرسش های فوق جواب داده میشود

.

-۲ مفاهیم و چارچوب نظری: نظریه بحران توماس اسپریگنز

توماس اسپریگنز در کتاب فهم نظریه های سیاسی جستاری را ارائه که ابزار تفکر منطقی درباره مسائل سیاسی و متفکران سیاسی را فراهم کرده است . وی مدعی است که اندیشمندان سیاسی هر دوران به شدت واقع گرا هستند و اندیشه های سیاسی آنان در پاسخ به مشکلات محیط سیاسی آنان است. تلاشهای آن ها بر این است که تصویری جامع و درک نسبی از دنیای سیاست ارائه دهند از این رو مسائل و مشکلات نقطه آغازین مسائل سیاسی است.

کوشش های اسپریگنز در راستای فهم نظریه های سیاسی، که باید خط تمایزی میان آن و روش اندیشیدن سیاسی ترسیم کرد، چهارچوبی نظری، فلسفی، منطقی و کاربردی ارائه می دهد که به مدد آن میتوان منطق درونی هر نوع نظریه پردازی را کشف نمود. از دید وی هدف نظریات سیاسی، فراهم ساختن بینشی همه جانبه از جامعه سیاسی با نگاهی انتقادی به منظور درک و فهم پذیر شدن آن و فهم نارسایی ها و کاستی های آن و بازگرداندن سلامت به جامعه از طریق مواجهه با ریشه های بی نظمی و غلبه بر آن ها است به عبارت دیگر می توان هدف و غایت نظرات سیاسی از دید اسپریگنز را نوعی درمان روانی جامعه سیاسی دانست (اسپریگنز، .(۲۲-۶۴ :۱۳۷۹

نظریه بحرا ن توماس اسپریگنز چهار مرحله دارد که به شکل گیری نظریات سیاسی می انجامد.

-۱-۲ مشاهده و شناسایی مشکل

در مرحله اول نظریه پردازان از بحران های سیاسی که جامعه با آن ها درگیر است آغاز می کند. اکثر نظریه پردازان آثار خود را زمانی نگاشته اند که به طور فزاینده احساس میکردند که جامعه شان دچار بحران است، نظریه های سیاست نه در شرایط عادی بلکه به هنگام نابسامانی ها و بحران ها صادر می شود، بحران گاه روشن و واضح است و گاه در شناسایی آن اتفاق نظر نیست، گاه نیز ممکن است بسیار محدود باشد و ناپیدا و حتی درباره وجود آن در برخی مواقع اتفاق نظر نباشد. از این رو بحرانی که صدور نظریه های سیاسی را موجب می شود ممکن است در مواقعی سطحی و فردی باشد، نه کلی و عالم گیر. بنابراین به منظور فهم افکار نظریه پرداز سیاسی، اولین سؤال این است که مشکل او چیست و از نظر او چه چیزی فاسد است و

مخرب؟ چه چیزی او را برانگیخته تا تعمق و تفکر ذهنی را به صورت نظریه های سیاسی منسجم و اساسی به رشته تحریر در آورد.
-۲-۲ تحلیل و جستجو در خصوص علل بحران

مشاهده بی نظمی عقل و احساس را به تحریک انداخته و وی را به سوی مرحله دوم که تشخیص آن است سوق می دهد ، نظریه پرداز در این مرحله شک و تردید را در درون خود گسترش و تعمیم داده و به جستجوی علت اصلی مشکلات و نابسامانیها که اغلب نهان از دیدها هستند میپردازد.

نظریه پرداز در این مرحله به مطالعه بیشتر پرداخته و به دنبال سرنخ ها میگردد، در این مرحله دو پرسش مطرح می شود : اول اینکه اگر اوضاع نامرتب است دلایل آن چیست؟ دوم اینکه اوضاع مرتب چه خصوصیاتی دارد؟

بنابر این صرف تشخیص علل مشکل ها و بحران ها کافی نیست و باید ریشه های بنیادی آن را کشف کرد. نظریه پرداز بدون روشن شدن علل واقعی مشکل نمی تواند پیشنهاد های مناسبی برای درمان یا تسکین مشکل ارائه دهد (همان، -۸۰ :۱۳۷۹ .(۷۹

-۳-۲ باز سازی آرمانی جامعه سیاسی

در این مرحله نظریه پرداز به بازسازی ذهنی جامعه سیاسی پرداخته ، آرمان شهری در ذهن تجسم کرده و افکارش را به صیقل علم، قابلیت ها، امکانات و واقعیت ها میآراید . معیار هایی که نظریه پرداز برای جامعه باز سازی شده آرمانی خود در نظر میگیرد هنجار هایی برای زندگی سیاسی نیز است. نظم های هنجاری باز سازی شده ترکیبی از نوع آوری و اکتشافات است. هدف این مرحله ایجاد رابطه ای بین شخص و محیط سیاسی است بدن ترتیب نظریه پرداز باید الگوی جامعه خوب را در ذهن خود تجسم کرده و معیاری از آن به دست دهد؛ به این ترتیب نظریات سیاسی در واقع تصویر هایی نمادین از جامعه بعد از بازسازی شدن ارائه می دهد (همان، .(۱۱۹-۱۲۲:۱۳۷۹

-۴-۲ ارائه راه حل ودرمان

در مرحله آخر اسپریگنز راه درمان را با طرح شکاف »آنچه هست« و»آنچه باید باشد« پی میگیرد او معتقد است به دلیل توجه انسانها به حقایق حتی ساده ترین عبارات در این باره رگه هایی از تجویز را در خود نهفته دارد. بدین قرار نظریات سیاسی، با بینش جامع خود از نظم سیاسی، نتایج تجویزی مهمی را دربردارند و شامل ارزیابی قابلیت ها، امکانات و ضرورت ها و حقایق هستند (همان، .(۱۸۹ : ۱۳۷۹

-۳ احیای اسلامی اخیر

برخی از مبانی فکری سیاسی جدید شیعه به اولین سالهای ظهور اسلام و تاریخچه شیعه در قرون گذشته برمی گردد؛ لذا شناخت نسبی از آن دوران را برای شناخت حوادث جدید لازم می داند. عواملی چون نیاز منطقه مکه و مدینه به یک نظام حقوقی و رفاه اجتماعی، و ضعف ها و اقدامات نامناسب امپراطوری های بیزانس و ایران، موجب طهور و گسترش اسلام شد. تشیع که با ادعای جانشینی علی (ع) آغاز می شود ابتدا ماهیت سیاسی داشت، سپس در طول چند نسل هویت دینی پیدا کرد و اصولاً ماهیت فرقه ای _ مذهبی و سیاسی شیعه از زمان حکومت امویان آغاز شد (کدی، (۲۵ :۱۳۸۱

-۱-۳ دوران صفویه

صفویه از سلسله هایی بود که توانست حکومت مرکزی یکپارچه (حول محور تشیع) ایجاد کند، پیدایش و گسترش شیعه در ایران احساسات مبتنی بر یک هویت بومی مستقل را مورد توجه بیشتری قرار داد. در دوران صفویه چون علمای مذهبی و پیروان تحت حمایت مالی و سیاسی سلاطین بودند، برای پادشاهان مشکلات عقیدتی و سیاسی به وجود نمی آوردند. حفظ چنین موضعی مشکل نبود؛ چون سلاطین، اولاً به قوانین مذهبی احترام می گذاشتند؛ ثانیاً به توسعه اقتصادی ایران کمک می

کردند (همان، .(۴۰ – ۴۱ :۱۳۸۱

تقویت پایه استقلال اقتصادی علما و بی نیازی از دربار موجب کمرنگ شدن اتحاد علما و دربار شد. اختلاف اصولی و اخباری که ناشی از مباحث اقتصادی – اجتماعی بود و در نهایت به غلبه اصولیون و طرح بحث اجتهاد در شیعه وتأکید بر لزوم تقلید از مجتهد زنده شد، موجب تقویت قدرت علما گردید. بعد از سقوط صفویه و مهاجرت علما به عراق و دوری و استقلال مال آنها (از طریق موقوفات عراق) از حکام ایران موجب استقلال بیشتر آنها از حکومت نسبت به علمای اهل تسنن شد. حرکت های نادر جهت تضعیف تشیع و تقویت سایر مذاهب تأثیر چندانی نداشت و همچنان تشیع در ایران یک هویت بومی و ملی ملی محسوب می شود (همان، .(۴۱ – ۴۹ : ۱۳۸۱ ظهور و سقوط صفویه در ایران در مجموع موجب شکل گیری هویت شیعی در ایران و افزایش قدرت اجتماعی علمای شیعه شد. این قدرت اجتماعی یکی از عوامل مهم مؤثر در تحولات سیاسی اجتماعی ایران از جمله انقلاب اسلامی بوده است.